بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > (گندم)

نکات

ارزیابی این نوشته

روزمرگي هايم...

درخواست "روزمرگي هايم..." به Digg درخواست "روزمرگي هايم..." به del.icio.us درخواست "روزمرگي هايم..." به StumbleUpon درخواست "روزمرگي هايم..." به Google
ارسال Sunday 1 September 2013 در 02:35PM توسط (گندم)

شب ميشيني رو هره ي ايوونتو شهرو نگاه ميكني پاهاتو دراز ميكني و خيره ميشي به اسمون
يه خلوت4 تايي تو و ليوانتو اسمون و اشك
بعد سنگيني يه نگاه خلوتتو بهم ميزنه توجه نميكني چاييتو ميخوري ديگه اين نگاه تبديل ميشه به يه صداي اروم
صبا
صبا ي من
بابا چرا اينجا نشستي سرت گيج نره بيفتي
چي شده دلت گرفته ؟
عاشق شدي؟
حالت بده؟
بر ميگردي كه بهش يه جواب بدي تمام وجودت بهت ميگه اين مرد تنها مرد زندگيته تنها پشتوانته اما اين مرد هيچوقت اوني نبود كه بايد بود هيچوقت تو لجظه هايي كه دوست داشتي باشه نبود هيچوقت تو بغلش گريه نكردي هيچوقت تو بهترين لحظات زندگيت كنارت نبود هيچوقت قبولت نداشت هميشه برات يه بانك بود
اما چيزي كه تو چشاشه تمام فاصله هاتو باهاش از بين ميبره يه حس عميق از ته دلت ميگه نباشه ميخواي دنيا نباشه و كل خوب و بدش يادت ميره اون نگرانيه چشاش ميگه عاشقته معجزه وار كل كينه هات از بين ميره و دلت نمياد جواب نگران كننده بدي و فقط با يه لبخند ميگي خوبم بابا حال من هميشه خوبه اومدم هوا بخورم همين
برو بخواب
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 11114 نظرات 6 Edit Tags ارسال نوشته روزنوشت
« قبلي     اصلی     بعدي »
همه نظرات 6

نظرات

  1. Old Comment
    نشان (گندم)
    موهاي شونه نكرده
    صورت خسته و بدون هيچ ارايشي
    با يه عينك افتابي بزرگ دل شكسته و خسته تو راه يه خيابون بي سر وته
    اشكاي دونه به دونه ميشه تعريفي از ظاهر اين روزات
    يه روز تو خيابون كه ميرفتي به ناكجااباداي زندگيت يه پير مرد با يه عصا و يه كلاه لبه دار مياد جلوي راه زندگيت ميگه دستتو بيار جلو خودتو ميكشي عقب ميگه نترس بيار جلو وقتي دستت ميره جلو يه مشت ياس ميندازه تو دستت ميگه بابا جون بو بكش دنيا مثل ياس قشنگه ديگه اخم نكن
    ناخداگاه ميخندي
    هر روز سر راهت ميبينيش هر روز برات ياس مياره تو ميشي دنياش تو ميشي ادم تنهايياش ميشي بچش ميشي نوش
    اون ميشه اميد نور زندگي
    اما هميشه ادما تا بهم ميرسن تقدير جدايي رو مينويسه
    كجايي دوست من
    من باورم نشد اون اعلاميه دروغ بود
    من هميشه بايه مشت ياس سر كوچه دلبسته منتظرتم
    ارسال Sunday 1 September 2013 در 02:47PM توسط (گندم) (گندم) حاضر نيست
  2. Old Comment
    نشان RAHA ASIRI
    زیبا بود
    ارسال Sunday 1 September 2013 در 04:23PM توسط RAHA ASIRI RAHA ASIRI حاضر نيست
  3. Old Comment
    هی از دل لیلی وارمون ...
    خیلی سخته وقتی یه کوه غم روی دلت مجبوری لبخند بزن برای آرامش دل عزیزانمون
    همیشه میگن خنده من از گیره غم انگیزترست ...
    ارسال Monday 2 September 2013 در 01:37AM توسط parastoo_ofogh parastoo_ofogh حاضر نيست
  4. Old Comment
    نشان boosal
    ارسال Monday 2 September 2013 در 08:32AM توسط boosal boosal حاضر نيست
  5. Old Comment
    نشان افشین A
    تشکر ننه قشنگ بود
    ارسال Monday 2 September 2013 در 11:21PM توسط افشین A افشین A حاضر نيست
  6. Old Comment
    نشان ماه من
    آدما چقدر گاهی دل میخوان
    ارسال Wednesday 4 September 2013 در 02:50PM توسط ماه من ماه من حاضر نيست
ارسال نظر ارسال نظر
همه دنبالک ها 0

دنبالک ها


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:21PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند