بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
نگارینا به سرنگار سلام پاسخ داد.
" سلام منم تازه وارد شدم "

2 ساعت پيش

hooshdaran3 به سرنگار کرونا پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
سوئد که وضعیتش بد نیست. مردم خودشون باید رعایت کنن و ماسک بزنن و فاصله دو متری رو نگه دارن وگرنه هیچ جا نمیشه شش ماه قرنطینه باشه. تازه بعد از شش ماه قرنطینه هم شما یک جمعیت اماده کرونایی شدن دارین که با این وضعیت دنیا حتما آلوده میشن.
آمار جهانی این روزها داره رکورد می‌شکنه و به ۱۲۵ هزار در یک روز رسیده، ۴ کشور برزیل، روسیه، هند و پرو جمعا ۵۰ هزار نفر در یک روز! آمریکا هم ۲۴ هزار نفر. دو ماه بعد اینها هم فروکش میکنن و چهار کشور دیگه میان بالا. دو ماه پیش اسپانیا و ایتالیا تو بدترین وضعیت بودن.
شما کره جنوبی رو الگوی خوبی میدونین، کره جنوبی الان قرنطینه ست یا مردم رعایت کردن؟
الآن که دیگه مبتلا خیلی کمه تو کره. اونا اول کار قرنطینه کردند.
https://en.wikipedia.org/wiki/COVID-...in_South_Korea
قرنطینه کردن اول کار، مثل اینه که آتش تا کمه خاموش‌اش کنی. وقتی بزرگتر هم شد باز هم باید خاموش‌اش کرد، نه اینکه بگی خودش همه چیز رو که سوزوند «چون نیابد هیچ خود را می‌خورد»

چرا،سوئد الآن وضعش خیلی فرقی با انگلیس نداره. هر دو در ۱ میلیوننفر جمعیت حدود ۳۷۰۰ نفر مبتلا دارند. ویتنام وضعش خیلی خوبه

طبیعتا، با گذشت زمان یک عده که رعایت نمی‌کنند و باعث انتقال بیماری به افراد دیگه میشن، خواهند مرد. احتمالا در نیویورک امریکا همین اتفاق افتاده که از بالای ۱۰ هزار ابتلای روزانه رسیدن به زیر ۲ هزار ابتلا "

2 ساعت پيش

نگارینا به سرنگار آخرین کتابی که خوندی چی بوده؟ پاسخ داد.
" جنایت و مکافات
داستایوسکی "

2 ساعت پيش

نگارینا به سرنگار قیمت روز سکه و ارز پاسخ داد.
" چه قیمتایی "

3 ساعت پيش

نگارینا به سرنگار به ياد كارو... پاسخ داد.
" چند وقت پیش یاد سعید تایگر افتادم "

3 ساعت پيش

نگارینا به سرنگار مشاعره پاسخ داد.
" شکرشکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله می رود "

3 ساعت پيش

نگارینا به سرنگار 20سوالی پاسخ داد.
" یکی بیاد یه چیزی در نظر بگیره "

3 ساعت پيش

نگارینا به سرنگار همین الان چه حسی داری؟ پاسخ داد.
" حس می کنم این پستتو توی یه تاپیک دیگه هم خوندم "

3 ساعت پيش

نگارینا به سرنگار انتخاب موضوع پایان نامه پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط master000 نوشته شده است نمايش نوشته
۲ سال از پست گذشته...
الان دیگه باید دفاع کرده باشه "

3 ساعت پيش

نگارینا به سرنگار خدا حافظ به همگی پاسخ داد.
" خداحافظ به همگی "

3 ساعت پيش

نگارینا به سرنگار الان یاد کی افتادی؟؟؟ پاسخ داد.
" یاد علی شادو "

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان رد مظالم می شود به سادات داد؟ ساخت
"
سلام علیکم ورحمه الله اسعد الله ببخشید سوال کردند رفع مظالم رو میشه به سید داد؟ یا حکم صدقه داره ؟ ممنون ملتمس دعا


سلام علیکم و رحمة الله
رد مظالم خودش صدقه از طرف مالک مجهول است، ولی جزء صدقات مستحبی حساب میشود، یعنی قدر متیقن از مورد حرام، زکات مال و زکات فطرة است که غیر سید نمیتواند به سید بدهد، اما صدقات مستحبی، احتیاط وجوبی یا ندبی است در عروه و خیلی از فتاوی، لذا احتیاطا رد مظالم غیر سید (مالک مجهول) به سید داده نشود، ولی اگر سیدی بالفعل نیاز مبرم دارد مانعی ندارد به او بدهند. و الله العالم


خیلی ممنون اقاجونم جزاکم الله خیرا
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2733


نقل قول:
در اصل توسط abtahisinaغانت هالک ........... نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
اگر این جملات خلاف ایاک نستعین نیست، فقط یک مثال از یک درخواست به من بگویید که خلاف این آیه باشد؟
hosyn
واضح‌تر از این مثال نمیتوانم پیدا کنم:

شما بگویید من به وسیله قرآن هدایت میشوم.

اگر این را بگویید و خدا را همه کاره ندانید، استعانت به غیر او کرده‌اید.

از این واضح‌تر میتوانم بگویم؟!
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار چرا مردم نمی توانند خودشان امام انتخاب کنند ؟ پاسخ داد.
"
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار البانی وهابی : شیعه ی عائشة یعنی ناصبی ! پاسخ داد.
"
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار غصب فدک با حسبنا کتاب الله بوبکر وعمر نمی سازه پاسخ داد.
"
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جشن گرفتن برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حرام است ولی برای محمد بن عبدالوهاب واجب است پاسخ داد.
" لعنت ازلی وابدی خدا بر معادن الأبن واولاد ادعیا ومائلین الیهم "

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم وفرجنا بهم والعن من عاداهم

یا علی
حکایتی شنیدنی از عنایت امیرالمومنین علی علیه السلام بر زائر خویش


وَ مِنْ مَحَاسِنِ الْقِصَصِ مَا قَرَأْتُهُ بِخَطِّ وَالِدِی قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ عَلَی ظَهْرِ کِتَابٍ بِالْمَشْهَدِ الْکَاظِمِیِّ عَلَی مُشَرِّفِهَا السَّلَامُ مَا صُورَتُهُ قَالَ سَمِعْتُ مِنْ شِهَابِ الدِّینِ بُنْدَارَ بْنِ مُلْکَدَارَ الْقُمِّیِّ یَقُولُ حَدَّثَنِی کَمَالُ الدِّینِ شَرَفُ الْمَعَالِی بْنُ غِیَاثٍ الْقُمِّیُّ قَالَ: دَخَلْتُ إِلَی حَضْرَهِ مَوْلَانَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فَزُرْتُهُ وَ تَحَوَّلْتُ إِلَی مَوْضِعِ الْمَسْأَلَهِ وَ دَعَوْتُ وَ تَوَسَّلْتُ فَتَعَلَّقَ مِسْمَارٌ مِنَ الضَّرِیحِ الْمُقَدَّسِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فِی قَبَائِی فَمَزَّقَهُ فَقُلْتُ مُخَاطِباً لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام مَا أَعْرِفُ عِوَضَ هَذَا إِلَّا مِنْکَ وَ کَانَ إِلَی جَانِبِی رَجُلٌ رَأْیُهُ غَیْرُ رَأْیِی فَقَالَ لِی مُسْتَهْزِئاً مَا یُعْطِیکَ عِوَضَهُ إِلَّا قَبَاءً وَرْدِیّاً فَانْفَصَلْنَا مِنَ الزِّیَارَهِ وَ جِئْنَا إِلَی الْحُلَّهِ وَ کَانَ جَمَالُ الدِّینِ قشتمر النَّاصِریُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَدْ هَیَّأَ لِشَخْصٍ یُرِیدُ أَنْ یُنْفِذَهُ إِلَی بَغْدَادَ یُقَالُ لَهُ ابْنُ مایست قَبَاءً وَ قَلَنْسُوَهً فَخَرَجَ الْخَادِمُ عَلَی لِسَانِ قشتمر وَ قَالَ هَاتُوا کَمَالَ الدِّینِ الْقُمِّیَّ الْمَذْکُورَ فَأَخَذَ بِیَدِی وَ دَخَلَ إِلَی الْخِزَانَهِ وَ خَلَعَ عَلَیَّ قَبَاءً مَلِکِیّاً وَرْدِیّاً فَخَرَجْتُ وَ دَخَلْتُ حَتَّی أَسْلَمَ عَلَیَّ قشتمر وَ أَقْبَلَ کَفَّهُ فَنَظَرَ إِلَیَّ نَظَراً عَرَفْتُ الْکَرَاهَهَ فِی وَجْهِهِ وَ الْتَفَتَ إِلَی الْخَادِمِ کَالْمُغْضَبِ وَ قَالَ طَلَبْتُ فُلَاناً یَعْنِی ابْنَ مایست- فَقَالَ الْخَادِمُ إِنَّمَا قُلْتَ کَمَالَ الدِّینِ الْقُمِّیَّ- وَ شَهِدَ الْجَمَاعَهُ الَّذِینَ کَانُوا جُلَسَاءَ الْأَمِیرِ أَنَّهُ أَمَرَ بِحُضُورِ کَمَالِ الدِّینِ الْقُمِّیِّ الْمَذْکُورِ فَقُلْتُ أَیُّهَا الْأَمِیرُ مَا خَلَعْتَ عَلَیَّ أَنْتَ هَذِهِ الْخِلْعَهَ بَلْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ خَلَعَهَا عَلَیَّ فَالْتَمَسَ مِنِّی الْحِکَایَهَ فَحَکَیْتُ لَهُ فَخَرَّ سَاجِداً وَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَیْفَ کَانَتِ الْخِلْعَهُ عَلَی یَدِی ثُمَّ شَکَرَهُ وَ قَالَ تَسْتَحِقُّ. هذا آخر ما حدث به شهاب الدین و کتب أحمد بن طاوس هذا آخر ما وجدت (1) بخطه فنقلته.

کَانَ یَقُولُ لَهُ مِنْ جُمْلَهِ کَلَامِهِ کَخِطَابِ الْأَحْیَاءِ(5) وَ کَیْفَ یَلِیقُ أَجِی ءُ وَ أُمْسِی یَشْتَفِی مَنْ لَا یَجِبُ (6) وَ مِنْ هَذَا الْجِنْسِ

1- 1. فی المصدر: وجدته.


از بهترین قصه­ ها آن است که به خط پدرم قدس الله روحه بر پشت کتابی در مرقد کاظمیه خواندم که چنین است: کمال الدین شرف معالی بن غیاث قمی گفت: من به مقبره مولایمان علی بن ابی طالب علیه السلام رفتم و بعد از انجام زیارت به عرضه ­گاه رفتم و دعا نمودم و #توسل جستم. سپس میخی از ضریح مقدس حضرت علیه السلام به قبایم گیر کرده و آن را پاره کرد.
من به امیر مؤمنین علیه السلام عرضه داشتم: من عوض آن را جز از تو نمی‌خواهم، در کنار من مردی بود که مذهب و اعتقادش غیر از اعتقاد من بود و مسخره کنان به من گفت: او به جای آن جز قبای وردی - بغدادی - به تو نمی‌بخشد.
ما #زیارت را تمام کردیم و به حلّه آمدیم در آن هنگام جمال الدین قشتمر ناصری رحمه الله علیه برای شخصی به نام ابن مایست که می خواست او را به بغداد بفرستد قبا و کلاهی آماده ساخته بود. پس خدمتگزار همان طور که قشتمر گفته بود رفت و گفت:
آن قبا را به کمال الدین قمی بدهید.
او دست مرا گرفته و به خزانه وارد شد و یک قبای شاهانه وردی به من داد. من از خزانه بیرون آمده و بر قشتمر وارد شده و به او سلام دادم و دستش را بوسیدم، او به من نگاهی کرد که کراهت و ناراحتی را در چهره اش مشاهده کردم. سپس با حالتی عصبانی به خدمتگزار رو کرد و گفت: من فلانی یعنی ابن ماسیت را خواستم؟
خدمتگزار گفت: شما گفتید: کمال الدین قمی و جماعتی که هم نشینان امیر بودند نیز شهادت دادند که او دستور داده تا آن قبا را برای کمال الدین قمی بیاورد.
من گفتم: ای امیر شما این خلعت را به من ندادید بلکه امیر المؤمنین علیه السلام به من داد. سپس از من خواهش کرد تا ماجرا را برای او تعریف کنم و من هم برایش گفتم.
آن گاه سجده کنان روی زمین افتاد و گفت: الحمدالله چطور آن به دست من بود و شکرگزاری کرد و گفت: تو شایسته آن هستی.
این روایت آخرین آن است که شهاب الدین آن را نقل کرده و احمد بن طاوس نوشته است. و این آخرین کلمه است که من با خط او یافتم و نقل کردم.

بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء|العلامة المجلسي 316/42
(http://lib.eshia.ir/11008/42/316)
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا علی
حکایتی شنیدنی از عنایت امیرالمومنین علی علیه السلام بر زائر خویش


وَ مِنْ مَحَاسِنِ الْقِصَصِ مَا قَرَأْتُهُ بِخَطِّ وَالِدِی قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ عَلَی ظَهْرِ کِتَابٍ بِالْمَشْهَدِ الْکَاظِمِیِّ عَلَی مُشَرِّفِهَا السَّلَامُ مَا صُورَتُهُ قَالَ سَمِعْتُ مِنْ شِهَابِ الدِّینِ بُنْدَارَ بْنِ مُلْکَدَارَ الْقُمِّیِّ یَقُولُ حَدَّثَنِی کَمَالُ الدِّینِ شَرَفُ الْمَعَالِی بْنُ غِیَاثٍ الْقُمِّیُّ قَالَ: دَخَلْتُ إِلَی حَضْرَهِ مَوْلَانَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فَزُرْتُهُ وَ تَحَوَّلْتُ إِلَی مَوْضِعِ الْمَسْأَلَهِ وَ دَعَوْتُ وَ تَوَسَّلْتُ فَتَعَلَّقَ مِسْمَارٌ مِنَ الضَّرِیحِ الْمُقَدَّسِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فِی قَبَائِی فَمَزَّقَهُ فَقُلْتُ مُخَاطِباً لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام مَا أَعْرِفُ عِوَضَ هَذَا إِلَّا مِنْکَ وَ کَانَ إِلَی جَانِبِی رَجُلٌ رَأْیُهُ غَیْرُ رَأْیِی فَقَالَ لِی مُسْتَهْزِئاً مَا یُعْطِیکَ عِوَضَهُ إِلَّا قَبَاءً وَرْدِیّاً فَانْفَصَلْنَا مِنَ الزِّیَارَهِ وَ جِئْنَا إِلَی الْحُلَّهِ وَ کَانَ جَمَالُ الدِّینِ قشتمر النَّاصِریُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَدْ هَیَّأَ لِشَخْصٍ یُرِیدُ أَنْ یُنْفِذَهُ إِلَی بَغْدَادَ یُقَالُ لَهُ ابْنُ مایست قَبَاءً وَ قَلَنْسُوَهً فَخَرَجَ الْخَادِمُ عَلَی لِسَانِ قشتمر وَ قَالَ هَاتُوا کَمَالَ الدِّینِ الْقُمِّیَّ الْمَذْکُورَ فَأَخَذَ بِیَدِی وَ دَخَلَ إِلَی الْخِزَانَهِ وَ خَلَعَ عَلَیَّ قَبَاءً مَلِکِیّاً وَرْدِیّاً فَخَرَجْتُ وَ دَخَلْتُ حَتَّی أَسْلَمَ عَلَیَّ قشتمر وَ أَقْبَلَ کَفَّهُ فَنَظَرَ إِلَیَّ نَظَراً عَرَفْتُ الْکَرَاهَهَ فِی وَجْهِهِ وَ الْتَفَتَ إِلَی الْخَادِمِ کَالْمُغْضَبِ وَ قَالَ طَلَبْتُ فُلَاناً یَعْنِی ابْنَ مایست- فَقَالَ الْخَادِمُ إِنَّمَا قُلْتَ کَمَالَ الدِّینِ الْقُمِّیَّ- وَ شَهِدَ الْجَمَاعَهُ الَّذِینَ کَانُوا جُلَسَاءَ الْأَمِیرِ أَنَّهُ أَمَرَ بِحُضُورِ کَمَالِ الدِّینِ الْقُمِّیِّ الْمَذْکُورِ فَقُلْتُ أَیُّهَا الْأَمِیرُ مَا خَلَعْتَ عَلَیَّ أَنْتَ هَذِهِ الْخِلْعَهَ بَلْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ خَلَعَهَا عَلَیَّ فَالْتَمَسَ مِنِّی الْحِکَایَهَ فَحَکَیْتُ لَهُ فَخَرَّ سَاجِداً وَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَیْفَ کَانَتِ الْخِلْعَهُ عَلَی یَدِی ثُمَّ شَکَرَهُ وَ قَالَ تَسْتَحِقُّ. هذا آخر ما حدث به شهاب الدین و کتب أحمد بن طاوس هذا آخر ما وجدت (1) بخطه فنقلته.

کَانَ یَقُولُ لَهُ مِنْ جُمْلَهِ کَلَامِهِ کَخِطَابِ الْأَحْیَاءِ(5) وَ کَیْفَ یَلِیقُ أَجِی ءُ وَ أُمْسِی یَشْتَفِی مَنْ لَا یَجِبُ (6) وَ مِنْ هَذَا الْجِنْسِ

1- 1. فی المصدر: وجدته.


از بهترین قصه­ ها آن است که به خط پدرم قدس الله روحه بر پشت کتابی در مرقد کاظمیه خواندم که چنین است: کمال الدین شرف معالی بن غیاث قمی گفت: من به مقبره مولایمان علی بن ابی طالب علیه السلام رفتم و بعد از انجام زیارت به عرضه ­گاه رفتم و دعا نمودم و #توسل جستم. سپس میخی از ضریح مقدس حضرت علیه السلام به قبایم گیر کرده و آن را پاره کرد.
من به امیر مؤمنین علیه السلام عرضه داشتم: من عوض آن را جز از تو نمی‌خواهم، در کنار من مردی بود که مذهب و اعتقادش غیر از اعتقاد من بود و مسخره کنان به من گفت: او به جای آن جز قبای وردی - بغدادی - به تو نمی‌بخشد.
ما #زیارت را تمام کردیم و به حلّه آمدیم در آن هنگام جمال الدین قشتمر ناصری رحمه الله علیه برای شخصی به نام ابن مایست که می خواست او را به بغداد بفرستد قبا و کلاهی آماده ساخته بود. پس خدمتگزار همان طور که قشتمر گفته بود رفت و گفت:
آن قبا را به کمال الدین قمی بدهید.
او دست مرا گرفته و به خزانه وارد شد و یک قبای شاهانه وردی به من داد. من از خزانه بیرون آمده و بر قشتمر وارد شده و به او سلام دادم و دستش را بوسیدم، او به من نگاهی کرد که کراهت و ناراحتی را در چهره اش مشاهده کردم. سپس با حالتی عصبانی به خدمتگزار رو کرد و گفت: من فلانی یعنی ابن ماسیت را خواستم؟
خدمتگزار گفت: شما گفتید: کمال الدین قمی و جماعتی که هم نشینان امیر بودند نیز شهادت دادند که او دستور داده تا آن قبا را برای کمال الدین قمی بیاورد.
من گفتم: ای امیر شما این خلعت را به من ندادید بلکه امیر المؤمنین علیه السلام به من داد. سپس از من خواهش کرد تا ماجرا را برای او تعریف کنم و من هم برایش گفتم.
آن گاه سجده کنان روی زمین افتاد و گفت: الحمدالله چطور آن به دست من بود و شکرگزاری کرد و گفت: تو شایسته آن هستی.
این روایت آخرین آن است که شهاب الدین آن را نقل کرده و احمد بن طاوس نوشته است. و این آخرین کلمه است که من با خط او یافتم و نقل کردم.

بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء|العلامة المجلسي 316/42
(http://lib.eshia.ir/11008/42/316)

"

10 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:37PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2020 DragonByte Technologies Ltd.