بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
https://www.youtube.com/watch?v=eju3Xv3bUPc

اینگونه که این آخوند در کلیپ می گوید وپارا فراتر گذاشته و قرآن را کلام نبی میداند نه کلام خداوند آیا این عقیده صحیح است ؟

این آخوند حتی می گوید هزاران مرجعه دینی این را می گویند که قرآن کلام نبی است .
من موفق نشدم این کلیپ را ببینم، اما آنطوری که شما حرف او نقل کردید، حرفش حرف مسلمان نیست، خوب پس چه دینی دارد؟ هر مرجعی هم که این حرف را بزند باید دید مرجع کدام دین غیر از اسلام است؟ "

2 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
" https://www.youtube.com/watch?v=eju3Xv3bUPc

اینگونه که این آخوند در کلیپ می گوید وپارا فراتر گذاشته و قرآن را کلام نبی میداند نه کلام خداوند آیا این عقیده صحیح است ؟

این آخوند حتی می گوید هزاران مرجعه دینی این را می گویند که قرآن کلام نبی است . "

2 ساعت پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
برای رسیدن به جواب اینکه قرآن چیست؟ ابتدا باید انواع هویت‌ها را بشناسیم، و هویت شخصیتی پسین را از سایر هویات تمییز دهیم
آیا تفاوت هویت شخصی با هویت شخصیتی در چیست؟ هویت شخصی، جزئی حقیقی است، مثل زید، که جایی برای خود در مختصات فیزیکی دارد، میتوان در دستگاه مختصات فضازمان، آن را نشان داد، اگر بگوییم «اولین سخنرانی استاد فیزیک ما، در فلان روز، راجع به قانون اول نیوتن بود» این اولین سخنرانی، هویت شخصی جزئی دارد، و تمام لحظاتش و کلماتش را میتوان در مختصات فضازمان نشان داد، اما اگر بگوییم «مقاله اول استاد فیزیک ما، که در فلان تاریخ نوشته، راجع به قانون اول نیوتن است» و سپس کاشف عمل آید که استاد ما وقتی تایپ میکرده، دقیقا همزمان وقتی انگشتش روی یک دکمه کیبورد میخورده، در چندین فایل در چندین کامپیوتر همزمان تایپ می‌شده است، حال آیا این مقاله اول استاد ما، یک هویت مشخص برای خودش دارد یا ندارد؟ آیا یک امر کلی است یا جزئی؟ چه کسی میپذیرد که مقاله اول نوشته شده توسط استاد ما امری کلی باشد؟ استاد امر کلی نوشته است؟! و اگر جزئی است چگونه یک جزئی میتواند همزمان در چندین فایل موجود شده باشد؟ آیا یک زید همزمان میتواند چندین زید باشد؟

آیا صحیح است بگوییم تفاوت اولین سخنرانی با اولین مقاله، تفاوت شخص و شخصیت است؟ شبیه تفاوت زید با شرکتی که زید ثبت داده و مدیر آنست؟ آیا اگر بگوییم «اولین باری که حافظ این قصیده را خوانده» با اینکه بگوییم «اولین قصیده که توسط حافظ سروده شده» تفاوت نیست؟ اولین باری که حافظ این قصیده را خوانده، هویت واحد شخصی و جزئی حقیقی دارد، و ما فعلا نمیتوانیم به آن دسترسی داشته باشیم، اما اولین قصیده‌ای که حافظ سروده، هویت واحد شخصیتی دارد و هر چند کلی نیست اما جزئی حقیقی هم نیست، و ما در هر زمان و مکان میتوانیم به او از طریق نسخه‌های او دسترسی داشته باشیم.

آیا اولین قصیده سروده حافظ، که اکنون برای ما، در ضمن هر کتاب دیوان حافظ و هر چاپ مختلف، هویت خاص خود دارد، قبل از اینکه حافظ بسراید هم این هویت را داشته است؟ واضح است که پدیده سرودن، سبب این هویت شخصیتی برای اولین قصیده است، اما اولین عدد زوج که هویت خاص دارد هرگز در گرو یک پدیده فیزیکی نیست، اینطور نیست که قبل از یک زمان فیزیکی، اولین عدد زوج، نبود، و پس از آن، هویت خاص خود پیدا کرد، اما اولین قصیده حافظ، پس از یک زمان خاص، هویت خاص خود را پیدا کرده است.

سنخ هویت اولین قصیده حافظ، هویت شخصیتی پسین است.
. "

14 ساعت پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
... آیا این تفاوت، تفاوت در توانایی کشفه یا تفاوت در توانایی تولید و بازتولید اطلاعات؟ یعنی مغز ما دقیقا چکار می‌کنه که اینقدر با هم تفاوت داریم؟
نکته خوبی است، باید ببینیم مغز ما مثل یک رادیو عمل میکند یا ضبط صوت؟ یک ادعا این است که مثل رادیو ضبط عمل میکند.
این مقاله به تازگی در سایت بیگ‌بنگ ترجمه شده، و نقطه شروعی است که اطمینان داشته و دارم که ادامه پیدا خواهد کرد، و فرض اینکه مغز انسان فقط تولید کننده است به کنار خواهد رفت و جنبه دریافت آن از بستر بیرونی بررسی خواهد شد، خواه بستر از سنخ ماده و انرژی یا بستر از سنخ عالم ریاضی یا....

آیا “خودآگاهی” یکی از ویژگی‌های بنیادی کیهان است؟

اصل مقاله در اینجاست:

Is Consciousness a Fundamental Quality of the Universe? "

15 ساعت پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
پس روش صحیح در طرح سؤال از اینکه قرآن چگونه میتواند معجزه باشد؟ آن است که ابتدا ببینیم قرآن چیست؟
برای رسیدن به جواب اینکه قرآن چیست؟ ابتدا باید انواع هویت‌ها را بشناسیم، و هویت شخصیتی پسین را از سایر هویات تمییز دهیم، در مثال قبلی گفتیم که «بدن انسان معجزه است»، اما اگر بگوییم «بدن زید معجزه است» چه تفاوتی میکند؟ بدن انسان یک هویت نوعی کلی دارد ولی بدن زید یک هویت شخصی جزئی دارد، حال اگر بگوییم عدد با شیرینی فرق میکند، عدد هویتی کمیتی و ریاضی دارد اما شیرینی هویتی کیفیتی و چشایی دارد، آیا منظور ما از هویت عدد، یک هویت شخصی جزئی است یا هویت نوعی کلی؟ اما اگر بگوییم «عدد زوج سوم، هویت خاص خود دارد که عدد شش است» آیا هویت عدد شش، هویت نوعی کلی است یا هویت شخصی جزئی؟ هویت عدد شش در عبارت: «شش خودکار در جیب زید» چطور؟ آیا این شش، شخصی جزئی است یا نوعی کلی؟ حال اگر بگوییم: «شش قصیده اول دیوان حافظ» آیا این شش، شخصی جزئی است یا نوعی کلی؟ دیوان حافظ یک هویت شخصی جزئی دارد یا هویت نوعی کلی؟
. "

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
فقط آيات محكمات از طرف خداوند هستند

آيات زير از كليدي ترين آيات قرآن كريم به شمار مي روند و در واقع فلسفه و علت نزول پياپي كتب آسماني را بيان مي دارند.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾
و پيش از تو [نيز] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه هر گاه چيزى تلاوت مى ‏نمود شيطان در تلاوتش القاى [شبهه] میکرد پس خدا آنچه را شيطان القا میکرد محو مى‏ گردانيد سپس خدا آيات خود را استوار مى‏ ساخت و خدا داناى حكيم است (۵۲)
لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾
تا آنچه را كه شيطان القا مى ‏كند براى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و [نيز] براى سنگدلان آزمايشى گرداند و ستمگران در ستيزه‏ اى بس دور و درازند (۵۳)
وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾
و تا آنان كه دانش يافته‏ اند بدانند كه اين [قرآن] حق است [و] از جانب پروردگار توست و بدان ايمان آورند و دلهايشان براى او خاضع گردد و به راستى خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏ اند به سوى راهى راست راهبر است (۵۴)

آيات فوق چه مي خواهند بگويند؟
توجه ، توجه!
القائات شيطاني چيستند؟
مرحوم طبرسي در مجمع البيان مي نويسد : «... اگر مراد تلاوت باشد ، مقصود اين است كه هرگاه پيامبران پيشين آيات خدا را تلاوت مي كردند ، مردم سخنش را تحريف مي كردند و چيزهايي برآن مي افزودند و مي كاستند ، چنانكه يهود كردند. علت اينكه اين عمل را نسبت به شيطان داده اين است كه منشأ اصلي و فريب دهنده واقعي شيطان است....»
و نيز مرحوم طباطبايي در الميزان مي گويد : «... و بنا بر معناي دوم آن(يعني قرائت و تلاوت) ، معني آيه چنين مي شود: ما قبل از تو هيچ پيامبر و رسولي نفرستاديم مگر اينكه وقتي آيات خدا را مي خوانده شيطان شبهه هايي گمراه كننده به دلهاي مردم مي افكند و ايشان را وسوسه مي كرد تا با آن آيات مجادله نموده ايمان مؤمنين را فاسد سازد ولي خداوند آنچه از شبهات كه شيطان بكار ميبرد باطل مي كرد و پيغمبرش را موفق به رد آنها مي فرمود و يا آيه اي نازل مي كرد تا آن را رد كند...»

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۷﴾

شباهتهاي بين اين آيه و آياتي را كه در بالا آمده اند مي بينيد؟ آيا كساني كه در قلوبشان زيغ نهفته همانهايي نيستند كه قلبهايشان داراي مرض است؟ آيا راسخون علم همان اوتوالعلم نيستند؟ آيا متشابهات همان القائات شيطاني نيستند؟! آيا محكمات همان آياتي كه القائات شيطان را نسخ مي كنند نمي باشند؟! هرچه هست اين است كه فتنه اصلي زير سر متشابهات و القلئات شيطان قرار دارد.
دهها بار گفتیم فقط وفقط هدفت تمسخر قران کریم هست وکفری وشرکی گفتی که تا به امروز هیچ مشرک وکافر وملحد ومنافق نگفته بود ای یهودی روسی
لعنت خدا برتو باد واتباع تو واساتید تو "

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی

فسادُ النّاسِ یُوجِبُ جَوْرَ الحُکّامِ عَلَیْهِمْ

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه السّلام قَالَ ؛
یَقُولُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَصَانِی مَنْ عَرَفَنِی سَلَّطْتُ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَعْرِفُنِی .

إمام صادق علیه السّلام فرمود ؛
خداوند عزّ و جلّ می‌فرمايد هرگاه خدا شناس عصیان کند مرا ، بر او مسلّط می‌کنم خدا نشناس را .

بحارالأنوار ۷۰ / ۳۴۳ ، حدیث ۲۷ ، از کافی ۲ / ۲۷۶ ، حدیث ۳۰ .

علّامه مجلسی رحمَهُ الله میفرماید ؛
مَنْ عَرَفَنِی یعنی کسی که به ربوبیّت من و به أنبیاء و أوصیاء معترف باشد و دین حقّ داشته باشد یا از کسانی باشد که خدا را حقیقتاً می‌شناسد ، و این شناخت منافاتی ندارد که بندرت گناهی نیز از او سر بزند . مَنْ لَا یَعْرِفُنِی یعنی از کفّار و مخالفان یا أعمّ از این دو دسته و سایر ستمگران ، و ممکن است شامل شیاطین نیز بشود .

بحارالأنوار ۷۳ / ۳۴۴ .

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی

فسادُ النّاسِ یُوجِبُ جَوْرَ الحُکّامِ عَلَیْهِمْ

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه السّلام قَالَ ؛
یَقُولُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَصَانِی مَنْ عَرَفَنِی سَلَّطْتُ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَعْرِفُنِی .

إمام صادق علیه السّلام فرمود ؛
خداوند عزّ و جلّ می‌فرمايد هرگاه خدا شناس عصیان کند مرا ، بر او مسلّط می‌کنم خدا نشناس را .

بحارالأنوار ۷۰ / ۳۴۳ ، حدیث ۲۷ ، از کافی ۲ / ۲۷۶ ، حدیث ۳۰ .

علّامه مجلسی رحمَهُ الله میفرماید ؛
مَنْ عَرَفَنِی یعنی کسی که به ربوبیّت من و به أنبیاء و أوصیاء معترف باشد و دین حقّ داشته باشد یا از کسانی باشد که خدا را حقیقتاً می‌شناسد ، و این شناخت منافاتی ندارد که بندرت گناهی نیز از او سر بزند . مَنْ لَا یَعْرِفُنِی یعنی از کفّار و مخالفان یا أعمّ از این دو دسته و سایر ستمگران ، و ممکن است شامل شیاطین نیز بشود .

بحارالأنوار ۷۳ / ۳۴۴ .

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی



نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته

یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین ؛ ؛ ص51
المنقبة السادسة و العشرون‏
حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّبَرِيُ‏ «3» قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّزَّاقِ بْنُ هَمَّامٍ‏ «4» قَالَ حَدَّثَنِي مُعَمَّرٌ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ طَاوُسٍ‏ «5» عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏:
كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ‏
______________________________

(3) في الأصل: الدرى، و في اليقين و البحار: الديرى، و ما في المتن هو الصحيح أثبتناه من لسان الميزان: 1/ 349 رقم 1084 حيث قال عنه: سمع من عبد الرزاق تصانيفه و هو ابن سبع سنين، مات سنة 285 ه.
(4) في اليقين: هاشم، و في البحار: هشام، و كلاهما خطأ، تقدم ذكره في المنقبة- 10-.
(5) في اليقين: معمر بن عبد اللّه بن طاووس، و هو خطأ.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 52
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ [تَدْعُونِي بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏] «1» وَ أَنْتَ حَيٌ‏ «2» يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ وَ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ [قَدْ] «3» مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ‏ «4» وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا عَلَيْهِ‏ «5» فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ «6» اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ [لَهُ‏] «7» النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ ع فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ كَانَ اللَّهُ تَعَالَى أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزْوَةِ بَدْرٍ أَنِ اهْبِطْ إِلَى‏ «8» مُحَمَّدٍ ص وَ مُرْهُ‏ «9» أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَنْ يَجُولَ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [ذَلِكَ الْيَوْمَ‏] «10» فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ فَلَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ‏ «11»
______________________________
(1) من نسخة «أ».
(2) خ ل: اخى.
(3) من المطبوع.
(4) خ ل: يومنا.
(5) في نسخة «أ»: لسرنا ورددنا إليه.
(6) هو: دحية بن خليفة الكلبى رضيع الرسول صلّى اللّه عليه و آله، كان من أجمل الناس و كان جبرئيل عليه السلام كثيرا ما يأتي النبيّ صلّى اللّه عليه و آله بصورته، و هو الذي حمل رسالته صلّى اللّه عليه و آله الى قيصر.
روى ابن الأثير في كتابه «حجة التفضيل» ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لاصحابه:
اذا رأيتم دحية الكلبى عندي فلا يدخلن على أحد، عنه البحار: 37/ 326.
و للسيّد المرتضى بحث في ذلك تجده في البحار: 59/ 209.
(7) ليس في نسخة (ب) و المطبوع.
(8) في نسختى الأصل و خ ل: على.
(9) في نسخة «ب» و اليقين: فأمره، و في المطبوع: فمره.
(10) ليس في نسخة «ب» و المطبوع.
(11) في المطبوع: يسم.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 53
اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «1» «2».

_______
(1) في اليقين: فأنت يا على أمير المؤمنين في السماء، و أمير المؤمنين في الأرض، و لا يتقدمك بعدى الا كافر، و لا يتخلف عنك بعدى الا كافر، و ان أهل السماوات يسمونك أمير المؤمنين. و هو خلط بين هذه المنقبة و التي بعدها.
(2) عنه اليقين: 58 باب 79، و غاية المرام: 18 ح 12، و مدينة المعاجز: 8.
و أورد نحوه في الصراط المستقيم: 2/ 54 عن محمّد بن جعفر المشهديّ.
و أخرجه في البحار: 37/ 307 ح 39 عن اليقين، و مناقب ابن شهر اشوب: 2/ 253.

ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق.






"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی


نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته

یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین ؛ ؛ ص51
المنقبة السادسة و العشرون‏
حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّبَرِيُ‏ «3» قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّزَّاقِ بْنُ هَمَّامٍ‏ «4» قَالَ حَدَّثَنِي مُعَمَّرٌ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ طَاوُسٍ‏ «5» عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏:
كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ‏
______________________________

(3) في الأصل: الدرى، و في اليقين و البحار: الديرى، و ما في المتن هو الصحيح أثبتناه من لسان الميزان: 1/ 349 رقم 1084 حيث قال عنه: سمع من عبد الرزاق تصانيفه و هو ابن سبع سنين، مات سنة 285 ه.
(4) في اليقين: هاشم، و في البحار: هشام، و كلاهما خطأ، تقدم ذكره في المنقبة- 10-.
(5) في اليقين: معمر بن عبد اللّه بن طاووس، و هو خطأ.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 52
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ [تَدْعُونِي بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏] «1» وَ أَنْتَ حَيٌ‏ «2» يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ وَ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ [قَدْ] «3» مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ‏ «4» وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا عَلَيْهِ‏ «5» فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ «6» اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ [لَهُ‏] «7» النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ ع فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ كَانَ اللَّهُ تَعَالَى أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزْوَةِ بَدْرٍ أَنِ اهْبِطْ إِلَى‏ «8» مُحَمَّدٍ ص وَ مُرْهُ‏ «9» أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَنْ يَجُولَ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [ذَلِكَ الْيَوْمَ‏] «10» فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ فَلَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ‏ «11»
______________________________
(1) من نسخة «أ».
(2) خ ل: اخى.
(3) من المطبوع.
(4) خ ل: يومنا.
(5) في نسخة «أ»: لسرنا ورددنا إليه.
(6) هو: دحية بن خليفة الكلبى رضيع الرسول صلّى اللّه عليه و آله، كان من أجمل الناس و كان جبرئيل عليه السلام كثيرا ما يأتي النبيّ صلّى اللّه عليه و آله بصورته، و هو الذي حمل رسالته صلّى اللّه عليه و آله الى قيصر.
روى ابن الأثير في كتابه «حجة التفضيل» ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لاصحابه:
اذا رأيتم دحية الكلبى عندي فلا يدخلن على أحد، عنه البحار: 37/ 326.
و للسيّد المرتضى بحث في ذلك تجده في البحار: 59/ 209.
(7) ليس في نسخة (ب) و المطبوع.
(8) في نسختى الأصل و خ ل: على.
(9) في نسخة «ب» و اليقين: فأمره، و في المطبوع: فمره.
(10) ليس في نسخة «ب» و المطبوع.
(11) في المطبوع: يسم.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 53
اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «1» «2».

_______
(1) في اليقين: فأنت يا على أمير المؤمنين في السماء، و أمير المؤمنين في الأرض، و لا يتقدمك بعدى الا كافر، و لا يتخلف عنك بعدى الا كافر، و ان أهل السماوات يسمونك أمير المؤمنين. و هو خلط بين هذه المنقبة و التي بعدها.
(2) عنه اليقين: 58 باب 79، و غاية المرام: 18 ح 12، و مدينة المعاجز: 8.
و أورد نحوه في الصراط المستقيم: 2/ 54 عن محمّد بن جعفر المشهديّ.
و أخرجه في البحار: 37/ 307 ح 39 عن اليقين، و مناقب ابن شهر اشوب: 2/ 253.

ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق.




"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
عبدلعلی به تایپیک خیلی خیلی خیلی خوب و ارزنده ای اشاره کرد .دین مادری حق یا ناحق .

از کاربران گرامی تقاضا می کنم که حتما مطالب این تایپیک را مطالعه کنید .

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=155542
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
یهودی زاده منافق مزدور

بارها گفتم خیلی احمیق هستی اگه یک در ملیارد احتمال بدهی احمیقی اینجا یک در ملیارد احتمال مسلمانی توروغانت هالک و..........رو بده

فرمودنند دشمنان ما الحمد لله از حمقاء هستند
مقاله نوشت بخیال خودش اشکال به قران بکنه نه تنها هیچ دفاع نکردی بلکه با گل تاییدش فرمودی بحث رو منحرف کردی تا جوابهای بهش گم بشه و....
https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157755
تا پست 46فعلا
بارها گفتم خیلی احمیق هستی اگه یک در ملیارد احتمال بدهی احمیقی اینجا یک در ملیارد احتمال مسلمانی توروغانت هالک و..........رو بده
"

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

این روزها متعدد از اعجاز قرآن سؤال میشود، و گویا منشأ آن، کتابی است که اخیرا در فضای مجازی منتشر شده که معجزه بودن قرآن و تحدی قرآن را مورد نقد قرار میدهد، و این سبب شد تا به یاد این تاپیک بیفتم.
....
پس روش صحیح در طرح سؤال از اینکه قرآن چگونه میتواند معجزه باشد؟ آن است که ابتدا ببینیم قرآن چیست؟
وقتی میگوییم قرآن چیست؟ نه میتوانیم از حیثیت لفظ بودن قرآن صرف نظر کنیم و نه از حیثیت مفاهیم و معانی قرآن عبور کنیم، همانطور که عرض کردم همه را با هم به عنوان یک کل باید در نظر بگیریم.

و وقتی از حیثیت لفظ بودن قرآن سخن میگوییم، فورا سر و کار ما با حروف است، حرف، تنها یک صوت نیست، جهت آکوستیک حرف، فقط بخشی از فونتیک است، فون به هر صوتی گفته نمیشود، در ابتدای شرح الأمثلة آمده: «بدان که هر آوازی که بوده باشد آن را عرب صوت خواند و هر چه از دهن بیرون آید و معتمد بر مخرج فم بوده باشد آن را لفظ خوانند و لفظ بر دو قسم است....»، برای بررسی سایر جهات فونتیک: (articulatory phonetics), (acoustic phonetics), (auditory phonetics) به اینجا مراجعه کنید: Phonetics

و جالب است که قرآن آشکارا بر حروف تکیه میکند، به طوری که اگر حروف مقطعه را از قرآن بگیریم، دیگر اصلا قرآن، قرآن نیست، و جالبتر اینکه کتابی سراغ نداریم در تمام تاریخ بشر، که این روش قرآن را داشته باشد.

و نکته حائز اهمیت که در آیات تحدی مشاهده میشود، این که وقتی قرآن میگوید اگر جن و انس به کمک هم بیایند و بخواهند مثل قرآن بیاورند نمیتوانند، نمیگوید یک سوره مثل قرآن بیاورند، اینجا با اشاره به «هذا» و واژه قرآن میگوید:

17|88|قل لئن اجتمعت الإنس والجن على أن يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيرا

ظهیر، پشتیبانی و کمک و تعاون بر یک کار است، وقتی تحدی میکند به کمک کردن تمام جن و انس، اینجا حتما باید اشاره به هویت و جوهره یک واحد به عنوان کل، بنماید تا معلوم شود که تحدی نسبت به این قرآن است با همه شئونش.
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بسم الله الرحمن الرحيم
....
اين سؤال از اهميت فراواني برخوردار است، و آنچه به ذهن قاصر بنده ميرسد بايد در دو مرحله بررسي شود:

۱- قرآن چيست؟

۲- مصاحف كدامند؟


۱- قرآن چيست؟

در يك كلمه: قرآن محكمي است به تفصيل آمده، و اين توضيح خود قرآن كريم راجع به خودش است:

بسم الله الرحمن الرحيم
الر كتاب أحكمت آياته ثم فصّلت من لدن حكيم خبير (سوره مباركة هود-۱)


ميبينيم آشكارا اين آية ميفرمايد قرآن دو مرحله مترتّب بر هم دارد: مرحله إحكام، و سپس مرحله به تفصيل آمدن.
.....
این بخشی از اولین پستی است که در این تاپیک ارسال کردم.


این روزها متعدد از اعجاز قرآن سؤال میشود، و گویا منشأ آن، کتابی است که اخیرا در فضای مجازی منتشر شده که معجزه بودن قرآن و تحدی قرآن را مورد نقد قرار میدهد، و این سبب شد تا به یاد این تاپیک بیفتم.

یکی از مزایای این تاپیک، توجه به روش‌شناسی بحث است، مکرر عرض کردم که بحث ار تحریف قرآن و روایات تحریف، اگر بدون توجه به جوهره قرآن کریم باشد، از ابتدا بدانیم که بحثی ابتر است، و همچنین است بحث از اعجاز قرآن، اگر بدون توجه و کنکاش از اینکه جوهره قرآن چیست، بحث کنیم که قرآن چگونه معجزه است، از ابتدا اعلام میکنیم که بحث ابتر خواهد بود.

مثلا اگر بگوییم بدن انسان یک معجزه است، ابتدا باید ببینیم بدن انسان چیست؟ غلط است اگر برویم سراغ اینکه مثلا راه رفتن انسان یک معجزه است، یا خندیدن انسان یک معجزه است، و... ، واضح است که فورا به ذهن میرسد که مگر نمیتوان یک ربات درست کرد که راه برود یا بخندد یا.....

اما اگر بگوییم بدن انسان از آن جهت که حیات دارد و زنده است و کرسی پادشاهی و سلطنت روان و روح اوست معجزه است، کمی به مقصود از معجزه بودن بدن انسان نزدیکتر شدیم، و مثلا اگر آقای مجری از آقای دکتر سمیعی بپرسد که جایگاه عشق در مغز کجاست؟ و ایشان جواب دهد هنوز نمیدانیم که جایگاه عشق در مغز کجاست، دیگر به سرعت نمیگوییم که بیایید یک رباتی درست کنیم که عاشق میشود، یعنی میفهمیم هر کاری که پدیده‌ای از بدن انسان است، برای ساخت ربات آن، علوم بین رشته‌ای ساخت ربات، باید پشتوانه ساپورت این رفتار و پدیده را فراهم کرده باشد.

حال پس از اینکه گفتیم بدن انسان معجزه است، بگوییم که چون بدن انسان معجزه است نمیتوانید یک انگشت مثل او بسازید، ذهن اشخاص سراغ این نمیرود که بگویند ما میتوانیم یک انگشت مصنوعی بسازیم، چرا؟ چون وقتی میگوییم یک انگشتی مثل انگشت انسان بسازیم، مقصود ما انگشت به عنوان جزئی از کل است، انگشت بدن منظور است، نه یک جسم مکانیکی که بتواند کار صوری انگشت را تقلید کند، بلکه به عنوان عضوی از اکوسیستم بدن که کل او را معجزه فرض کردیم.

پس روش صحیح در طرح سؤال از اینکه قرآن چگونه میتواند معجزه باشد؟ آن است که ابتدا ببینیم قرآن چیست؟
. "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
فقط آيات محكمات از طرف خداوند هستند

آيات زير از كليدي ترين آيات قرآن كريم به شمار مي روند و در واقع فلسفه و علت نزول پياپي كتب آسماني را بيان مي دارند.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾
و پيش از تو [نيز] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه هر گاه چيزى تلاوت مى ‏نمود شيطان در تلاوتش القاى [شبهه] میکرد پس خدا آنچه را شيطان القا میکرد محو مى‏ گردانيد سپس خدا آيات خود را استوار مى‏ ساخت و خدا داناى حكيم است (۵۲)
لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾
تا آنچه را كه شيطان القا مى ‏كند براى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و [نيز] براى سنگدلان آزمايشى گرداند و ستمگران در ستيزه‏ اى بس دور و درازند (۵۳)
وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾
و تا آنان كه دانش يافته‏ اند بدانند كه اين [قرآن] حق است [و] از جانب پروردگار توست و بدان ايمان آورند و دلهايشان براى او خاضع گردد و به راستى خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏ اند به سوى راهى راست راهبر است (۵۴)

آيات فوق چه مي خواهند بگويند؟
توجه ، توجه!
القائات شيطاني چيستند؟
مرحوم طبرسي در مجمع البيان مي نويسد : «... اگر مراد تلاوت باشد ، مقصود اين است كه هرگاه پيامبران پيشين آيات خدا را تلاوت مي كردند ، مردم سخنش را تحريف مي كردند و چيزهايي برآن مي افزودند و مي كاستند ، چنانكه يهود كردند. علت اينكه اين عمل را نسبت به شيطان داده اين است كه منشأ اصلي و فريب دهنده واقعي شيطان است....»
و نيز مرحوم طباطبايي در الميزان مي گويد : «... و بنا بر معناي دوم آن(يعني قرائت و تلاوت) ، معني آيه چنين مي شود: ما قبل از تو هيچ پيامبر و رسولي نفرستاديم مگر اينكه وقتي آيات خدا را مي خوانده شيطان شبهه هايي گمراه كننده به دلهاي مردم مي افكند و ايشان را وسوسه مي كرد تا با آن آيات مجادله نموده ايمان مؤمنين را فاسد سازد ولي خداوند آنچه از شبهات كه شيطان بكار ميبرد باطل مي كرد و پيغمبرش را موفق به رد آنها مي فرمود و يا آيه اي نازل مي كرد تا آن را رد كند...»

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۷﴾

شباهتهاي بين اين آيه و آياتي را كه در بالا آمده اند مي بينيد؟ آيا كساني كه در قلوبشان زيغ نهفته همانهايي نيستند كه قلبهايشان داراي مرض است؟ آيا راسخون علم همان اوتوالعلم نيستند؟ آيا متشابهات همان القائات شيطاني نيستند؟! آيا محكمات همان آياتي كه القائات شيطان را نسخ مي كنند نمي باشند؟! هرچه هست اين است كه فتنه اصلي زير سر متشابهات و القلئات شيطان قرار دارد.

اولا نقل از مجمع البیان والمیزان باید با ذکر جلد صفحه وچاپ وسال چاپ
ثانیا حرفی رو ویرایش کردی (چون کارم برام پیش اومد ) وهمین مقدار هم کافی است
شما طبق همان حرفی که اقای حسین به اون مابو ن زنیم گفت چندین سال قبل
1دنبال حذف رسول اولا
2هدف اصلی حذف کتاب قران کریم بعد از حذف رسول ثانیا
الحمد لله همان حرف سلمان رشدی ملعون را زدی بعد از 2538پست وهدفت از زدن این تایپک وامثاله همین بود وهست
"

يك روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
پست 4212
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=281



عبدالعلی69


بله اغا غانته هالکه بله ماهم قبول داریم که شما خود خود خودشیطون پدر شیطون پسر شیطون و پسر عمو ودختر خاله وعمه زاده شیطون هستید بر منکرش لعنت
مقل اینکه میخای بری ماموریت داره تموم میشه چون تیر خلاصی رو زدی بعد 4210پست حرف اخرت رو زدی کتاب موجب اختلافه

__________________
عبدلعلی به تایپیک خیلی خیلی خیلی خوب و ارزنده ای اشاره کرد .دین مادری حق یا ناحق .

از کاربران گرامی تقاضا می کنم که حتما مطالب این تایپیک را مطالعه کنید .

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=155542 "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
پست 4212
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=281

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
آیه 213 بقره با صراحت هرچه تمامتر به ما می گوید: وقتی پای کتاب و دین الهی به میان می آید، اختلافات شروع می شوند، لیکن مسبب این اختلافات، دین و کتاب نیست بلکه خوی استکبار و برتری جویی کسانی است که چهره خود را در پس نقاب دین پنهان کرده اند.
ملاحظه کردید حتی فرعون نیز در مواجهه با آیات الهی، وقتی احساس خطر می کند پای دین را به میان می کشد و داعیه هدایت مردم به سبیل رشاد را دارد:

قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَىٰ وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ – فرعون گفت: جز آنچه می بینم به شما نمی نمایانم و شما را جز به راه درست هدایت نمی کنم.
خلاصه همه کسانی که با هم اختلاف می کنند و متفرق می شوند، دم از دین می زنند و ظاهراً درد دین دارند اما کدامیک درست می گویند و اختلاف کدامین گروه بر حق است؟ رهیافتگان کدامند و گمراهان کدام؟
همین چند روز پیش بود که شاهد جمعیت میلیونی امت واحده شیعه در کربلا بودیم، نباید به این جمعیت غره شد چون آمار نشان می دهد جمعیت امت واحده هندوهایی که به زیارت معابد خود می روند به مراتب از این نیز بیشتر است.
همچنین امتهای واحد بودایی، مسیحی، یهودی و غیره نیز، در معابد خود کم جمعیت ظاهر نمی شوند و همگان آئین خود را برتر و مال دیگران را پست و منحرف تصور می کنند!
براستی کدامیک از این امتها آئینشان بر اساس کتاب می باشد و خداوند از میان آنان که اختلاف کردند ،کدام گروه را هدایت خواهد کرد؟ فقط آن حزب و گروهی را هدایت می کند که اختلافشان از روی حق و کتاب الهی است نه به دلیل پیروی از آئین آباء اولینشان.

فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ

بدانید و آگاه باشید که در ورای ادیانی که مبتنی بر سنت آباء اولین هستند، استکبار و قدرت طلبی نهفته است!

http://www.besharnews.ir/ImgFld/News...05239890_s.jpg

و آنان که خود را هادی و مرشد مردم معرفی می کنند، خود خود شیطان هستند.

عبدالعلی69


بله اغا غانته هالکه بله ماهم قبول داریم که شما خود خود خودشیطون پدر شیطون پسر شیطون و پسر عمو ودختر خاله وعمه زاده شیطون هستید بر منکرش لعنت
مقل اینکه میخای بری ماموریت داره تموم میشه چون تیر خلاصی رو زدی بعد 4210پست حرف اخرت رو زدی کتاب موجب اختلافه

__________________
"

3 روز پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" ترور شهید محسن فخری زاده باز هم پای اسرائیل به وسط کشید.
چه خواهیم کرد؟
آیا طبق تهدید فرمانده کل سپاه کرک و پشم دشمنان را برباد خواهیم داد؟ "

5 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار بت پرستان طبق ایات قران کریم بت می پرستیدن پاسخ داد.
" وهرگز جواب نداد تا اخر وجواب ندارند هرگز "

5 روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان بت پرستان طبق ایات قران کریم بت می پرستیدن ساخت
"


نقل قول:
در اصل توسط هالک مابون زنیم ghanet نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
کسانی که از قرآن آگاهی ندارند و نقلهای آن را نمی خوانند، یا با عینک مخصوص فرقه خود می خوانند، تصور می کنند یک بت پرست کسی است که چیزی را به دست خود می سازد و بعد آن را خدای خود قرار می دهد و به راز و نیاز با آن می پردازد.
اگرچه یک بت پرست، خدای خود را با دست خود می سازد، اما آنچه بت پرستان می سازند، به باور خودشان، فقط تمثال و نماد خدایان است که در جایی نصب می شود، و الا خدایان کجا و تماثیل و انصاب کجا!
hosyn
آگاهی شما به قرآن به شما گفته است که مطلب دروغ را چند بار که تکرار کنید تبدیل به حق میشود؟!

بارها از ده‌ها آیه قرآن کریم شاهد آورده شد که بت‌پرستها خود بت را میپرستیدند:

مفصل بحث کردیم که اگر خدای پشت سر بت، معبود بود پس چرا قرآن به پرستندگان گوساله میگوید:

أَ فَلا يَرَوْنَ أَلاَّ يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلاً وَ لا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً (طه 89)

مگر نمیبينند كه [گوساله‏] پاسخ سخن آنان را نمیدهد و به حالشان سود و زيانى ندارد؟ (89)

آیا این ایراد به آنها وارد است ای آقای مدعی قرآن به عنوان کلام ربّ العالمین؟


قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ (الصافات 95)

[ابراهيم‏] گفت: «آيا آنچه را میتراشيد، میپرستيد؟ (95)


مهمرتین بزنگاه اینکه بگویند ما بتها را نماینده خدا میدانیم در وقت بت شکنی حضرت ابراهیم ع بود، اما به جای این جواب غانت، حرفهای دیگر میزنند که حاکی از این است که خود بت را میپرستیدند:

إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ مَا هَاذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتىِ أَنتُمْ لهََا عَكِفُونَ(52) قَالُواْ وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا لهََا عَابِدِينَ(53) ... قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَسَْلُوهُمْ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ(63) فَرَجَعُواْ إِلىَ أَنفُسِهِمْ فَقَالُواْ إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّلِمُونَ(64) ثمُ‏َّ نُكِسُواْ عَلىَ‏ رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلَاءِ يَنطِقُونَ(65) قَالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيًْا وَ لَا يَضرُُّكُمْ(66) أُفٍ‏ّ لَّكمُ‏ْ وَ لِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَ فَلَا تَعْقِلُونَ(67) قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَ انصُرُواْ ءَالِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَعِلِينَ(68)


و در حقيقت، پيش از آن، به ابراهيم رشد [فكرى‏] اش را داديم و ما به [شايستگى‏] او دانا بوديم. (51) آن گاه كه به پدر خود و قومش گفت: «اين مجسمه‌‏هايى كه شما ملازم آنها شده‏‌ايد چيستند؟» (52) گفتند: «پدران خود را پرستندگان آنها يافتيم.» (53)
...
گفت: « [نه‏] بلكه آن را اين بزرگترشان كرده است، اگر سخن میگويند از آنها بپرسيد.» (63) پس به خود آمده و [به يكديگر] گفتند: «در حقيقت، شما ستمكاريد.» (64) سپس سرافكنده شدند [و گفتند:] «قطعاً دانسته‌‏اى كه اينها سخن نمى‏گويند.» (65) گفت: «آيا جز خدا چيزى را میپرستيد كه هيچ سود و زيانى به شما نمى‏رساند؟ (66) اف بر شما و بر آنچه غير از خدا میپرستيد. مگر نمیانديشيد؟» (67) گفتند: «اگر كارى میكنيد، او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى دهيد.» (68)

و......

برای یک مرتبه هم شده از این حرف واضح فرار نکنید، لااقل یک کلمه جواب دهید که این آیات چگونه در مبنای شما تحلیل میشود؟
.
"

5 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"


نقل قول:
در اصل توسط هالک مابون زنیم ghanet نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
کسانی که از قرآن آگاهی ندارند و نقلهای آن را نمی خوانند، یا با عینک مخصوص فرقه خود می خوانند، تصور می کنند یک بت پرست کسی است که چیزی را به دست خود می سازد و بعد آن را خدای خود قرار می دهد و به راز و نیاز با آن می پردازد.
اگرچه یک بت پرست، خدای خود را با دست خود می سازد، اما آنچه بت پرستان می سازند، به باور خودشان، فقط تمثال و نماد خدایان است که در جایی نصب می شود، و الا خدایان کجا و تماثیل و انصاب کجا!
hosyn
آگاهی شما به قرآن به شما گفته است که مطلب دروغ را چند بار که تکرار کنید تبدیل به حق میشود؟!

بارها از ده‌ها آیه قرآن کریم شاهد آورده شد که بت‌پرستها خود بت را میپرستیدند:

مفصل بحث کردیم که اگر خدای پشت سر بت، معبود بود پس چرا قرآن به پرستندگان گوساله میگوید:

أَ فَلا يَرَوْنَ أَلاَّ يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلاً وَ لا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً (طه 89)

مگر نمیبينند كه [گوساله‏] پاسخ سخن آنان را نمیدهد و به حالشان سود و زيانى ندارد؟ (89)

آیا این ایراد به آنها وارد است ای آقای مدعی قرآن به عنوان کلام ربّ العالمین؟


قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ (الصافات 95)

[ابراهيم‏] گفت: «آيا آنچه را میتراشيد، میپرستيد؟ (95)


مهمرتین بزنگاه اینکه بگویند ما بتها را نماینده خدا میدانیم در وقت بت شکنی حضرت ابراهیم ع بود، اما به جای این جواب غانت، حرفهای دیگر میزنند که حاکی از این است که خود بت را میپرستیدند:

إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ مَا هَاذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتىِ أَنتُمْ لهََا عَكِفُونَ(52) قَالُواْ وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا لهََا عَابِدِينَ(53) ... قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَسَْلُوهُمْ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ(63) فَرَجَعُواْ إِلىَ أَنفُسِهِمْ فَقَالُواْ إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّلِمُونَ(64) ثمُ‏َّ نُكِسُواْ عَلىَ‏ رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلَاءِ يَنطِقُونَ(65) قَالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيًْا وَ لَا يَضرُُّكُمْ(66) أُفٍ‏ّ لَّكمُ‏ْ وَ لِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَ فَلَا تَعْقِلُونَ(67) قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَ انصُرُواْ ءَالِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَعِلِينَ(68)


و در حقيقت، پيش از آن، به ابراهيم رشد [فكرى‏] اش را داديم و ما به [شايستگى‏] او دانا بوديم. (51) آن گاه كه به پدر خود و قومش گفت: «اين مجسمه‌‏هايى كه شما ملازم آنها شده‏‌ايد چيستند؟» (52) گفتند: «پدران خود را پرستندگان آنها يافتيم.» (53)
...
گفت: « [نه‏] بلكه آن را اين بزرگترشان كرده است، اگر سخن میگويند از آنها بپرسيد.» (63) پس به خود آمده و [به يكديگر] گفتند: «در حقيقت، شما ستمكاريد.» (64) سپس سرافكنده شدند [و گفتند:] «قطعاً دانسته‌‏اى كه اينها سخن نمى‏گويند.» (65) گفت: «آيا جز خدا چيزى را میپرستيد كه هيچ سود و زيانى به شما نمى‏رساند؟ (66) اف بر شما و بر آنچه غير از خدا میپرستيد. مگر نمیانديشيد؟» (67) گفتند: «اگر كارى میكنيد، او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى دهيد.» (68)

و......

برای یک مرتبه هم شده از این حرف واضح فرار نکنید، لااقل یک کلمه جواب دهید که این آیات چگونه در مبنای شما تحلیل میشود؟
.
"

5 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:18AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2020 DragonByte Technologies Ltd.