بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا محمد وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا حسن وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏99 ؛ ص300

31- وَ رُوِيَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیه السلام قَالَ: مَنْ دَخَلَ الْمَقَابِرَ فَقَالَ‏
شب جمعه هست وارد قبرستان شدی این دعا رو بخون
اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الْأَرْوَاحِ الْفَانِيَةِ وَ الْأَجْسَادِ الْبَالِيَةِ وَ الْعِظَامِ النَّخِرَةِ الَّتِي خَرَجَتْ مِنَ الدُّنْيَا وَ هِيَ بِكَ مُؤْمِنَةٌ أَدْخِلْ عَلَيْهِمْ رَوْحاً مِنْكَ وَ سَلَاماً مِنِّي
واینهم ثوایش
كَتَبَ اللَّهُ بِعَدَدِ الْخَلْقِ مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ حَسَنَاتٍ.
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا محمد وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا حسن وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏99 ؛ ص300

31- وَ رُوِيَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیه السلام قَالَ: مَنْ دَخَلَ الْمَقَابِرَ فَقَالَ‏
شب جمعه هست وارد قبرستان شدی این دعا رو بخون
اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الْأَرْوَاحِ الْفَانِيَةِ وَ الْأَجْسَادِ الْبَالِيَةِ وَ الْعِظَامِ النَّخِرَةِ الَّتِي خَرَجَتْ مِنَ الدُّنْيَا وَ هِيَ بِكَ مُؤْمِنَةٌ أَدْخِلْ عَلَيْهِمْ رَوْحاً مِنْكَ وَ سَلَاماً مِنِّي
واینهم ثوایش
كَتَبَ اللَّهُ بِعَدَدِ الْخَلْقِ مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ حَسَنَاتٍ.
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تجسم تاریخ کفر وظلم سقیفه ومظلومیت ال الله در جغرافیای فدک پاسخ داد.
"
فدک (۲)

اهدای فدک به حضرت فاطمه صلوات الله علیها طبق فرمان الهی

1075 -قَرَأْتُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ الطَّحَّانِ فَقَالَ: هُوَ مَا قَرَأْتُ عَلَى سَعِيدِ بْنِ خُثَيْمٍ، عَنْ فُضَيْلٍ، عَنْ عَطِيَّةَ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتِ الآيَةُ: وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ. دَعَى النَّبِيُّ صلي الله عليه وسلم فَاطِمَةَ وَأَعْطَاهَا فَدَكَ.

مسند أبي يعلى، ج 2، ص 334 و ج 2، ص 534 ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق

تصویر کتاب:
http://l1l.ir/zco

« ابو‌سعيد خدري (صحابي پيامبر) گفت: هنگامي كه اين آيه: «سهم ذوى القربى را به آنان بده»، نازل شد، رسول خدا فاطمه را خواست و فدك را به ايشان عطا كرد.»

بررسی سند روایت:::

الحسين بن يزيد الأنصاري:صدوق حسن الحديث.
http://library.islamweb.net/hadith/R...hp?RawyID=1356

2)سعيد بن خثيم الهلالي:صدوق حسن الحديث.
http://library.islamweb.net/hadith/R...hp?RawyID=3319

3)الفضيل بن مرزوق الأغر:صدوق حسن الحديث.
http://library.islamweb.net/hadith/R...hp?RawyID=6430

4)عطية بن سعد العوفي:

حاكم نيشابوري و ذهبی روايت عطيه را صحيح مي‌دانند:

7899 أخبرنا عبد الله بن الحسين بمرو ثنا الحارث بن أبي أسامة ثنا هاشم بن القاسم ثنا أبو عقيل عبد الله بن عقيل الثقفي عن ربيعة بن يزيد وعطية بن قيس عَنْ عطِيَّةَ بْنِ سَعْدٍ..

هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه.

[التعليق - من تلخيص الذهبي] 7899 - صحيح

المستدرك على الصحيحين ج 4 ، ص 355
http://shamela.ws/browse.php/book-2266#page-8756

الباني وهابي نيز روايتی را که نام عطیه در سند آن ذکر شده ، تصحيح مي‌کند:

4011 حدثنا القاسم بن زكريا بن دينار حدثنا عبد الرحمن بن مصعب ح وحدثنا محمد ابن عبادة الواسطي حدثنا يزيد بن هارون قالا حدثنا إسرائيل أنبأنا محمد بن جحادة عن عطية العوفي ...

تحقيق الألباني:
صحيح، المشكاة (3705 - 3706) ، الروض النضير (909) ، الصحيحة (491)

صحيح وضعيف سنن ابن ماجة ج9ص11
http://shamela.ws/browse.php/book-810#page-4011

قـــــــــــــــضاوت با..................

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضی یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان تجسم تاریخ کفر وظلم سقیفه ومظلومیت ال الله در جغرافیای فدک ساخت
"
فدک (۱)

مطالبهء فدک از خلیفهء اول توسط حضرت صدیقهء کبری سلام الله علیها


52 - (1759) حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ، أَخْبَرَنَا حُجَيْنٌ، حَدَّثَنَا لَيْثٌ، عَنْ عُقَيْلٍ، عن بن شِهَابٍ عن عُرْوَةَ بن الزُّبَيْرِ عن عَائِشَةَ أنها أَخْبَرَتْهُ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم أَرْسَلَتْ إلی أبي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ تَسْأَلُهُ مِيرَاثَهَا من رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم مِمَّا أَفَاءَ الله عليه بِالْمَدِينَةِ وَفَدَكٍ وما بَقِيَ من خُمْسِ خَيْبَرَ فقال أبو بَكْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال لَا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ إنما يَأْكُلُ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه وسلم في هذا الْمَالِ وَإِنِّي والله لَا أُغَيِّرُ شيئا من صَدَقَةِ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم عن حَالِهَا التي كانت عليها في عَهْدِ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم وَلَأَعْمَلَنَّ فيها بِمَا عَمِلَ بِهِ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فَأَبَی أبو بَكْرٍ أَنْ يَدْفَعَ إلی فَاطِمَةَ شيئا فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ علی أبي بَكْرٍ في ذلك قال فَهَجَرَتْهُ فلم تُكَلِّمْهُ حتی تُوُفِّيَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ..

شرح محمد فؤاد عبد الباقي (فوجدت) أي غضبت

از عایشه نقل نقل شده که : فاطمه دختر رسول الله صلی الله علیه و آله به نزد ابی بکر کسی را فرستاد تا از او میراثش از رسول الله را که خدا از غنیمتهای مدینه و فدک و ما بقی خمس خیبر به او بخشیده را بگیرد . ابوبکر گفت : رسول الله گفت : ما پیامبران ارث نمیگذاریم و آنچه از ما میماند صدقه است و آل محمد از این مال میخورند و به خدا قسم من من هر گز از كاری كه ديدم رسول الله در آن می كرد دست برنخواهم داشت و همانطور رفتار خواهم كرد كه او كرده است . پس ابوبكر سر باز زد از اين كه چيزی از آن را به فاطمه دهد پس فاطمه از اين جهت بر ابوبكر خشم گرفت و از او دوری گزيد و با وی سخن نگفت تا در گذشت و پس از پيامبر صلی الله علیه و آله شش ماه زنده ماند .

صحيح مسلم ، ج 3 ص 1380 رقم 1759 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

http://shamela.ws/browse.php/book-17...4647#page-5364

اسکن روایت:
http://l1l.ir/-8s

اما سوال اينجاست واقعا اگر خلیفه در كلام خود راستگو بود و كذاب و كافر نبوده چرا حضرت صديقه طاهره از او راضي نشدند؟

ﻣﺤﺎﻝ است ﻛﻪ ﺳﺮﻭﺭ ﺯﻧﺎﻥ بهشت ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ باشد ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻗﻄﻌﺎً ﭼﻨﻴﻦ ﺭﻭﺍﻳﺘﻰ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﻓﺎﻃﻤﻪ ﭘﺎﺭۀ ﺗﻦ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ، ﻫﺮﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺭ ﺩﻫﺪ ﻣﺮﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ ،
ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﻳﻬﻴّﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻰ‌ﮔﻮﻳﺪ ، ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻰ ﭼﻨﻴﻦ ﺳﺨﻨﻰ ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍصلی الله علیه وآله ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﭘﺲ ﺣﺪﻳﺚ ، ﻓﻰ ﺣﺪّ ﺫﺍﺗﻪ ،
ﺩﻟﺎﻟﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺮ ﻋﺼﻤﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ سلام الله علیها ﺩﻭﺭﻯ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﺼﻠﺘﻬﺎﻯ ﺑﺪ ، ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺁﻳۀ ﺗﻄﻬﻴﺮ ﻧﻴﺰ ﺩﻟﺎﻟﺖ ﺑﺮ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭۀ ﺍﻭ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻭ ﺩﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ،
ﺑﻪ ﮔﻮﺍﻫﻰ ﺷﺨﺺ ﻋﺎﻳﺸﻪ در کتب اهل تسنن ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍﻫﻰ ﻧﻤﻰ ﻣﺎﻧﺪ ﻧﺰﺩ ﻋﻘﻠﺎ ﺟﺰ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻇﻠﻢ ﺷﺪﻩ و حقش غصب شده است.

به این روایت نیز توجه کنید:

قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لفاطمة: «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك»

خداوند به خشم فاطمه، خشمگين و به خشنودى او، خشنود می ‏گردد.

هذا حديث صحيح الإسناد، ولم يخرجاه

المستدرك على الصحيحين- ج3 ، ص 167، ح 4730

قـــــــــــــــضاوت با..................

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضی یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار وجه اصلی اعجاز قران کریم پاسخ داد.
"
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=133409
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان وجه اصلی اعجاز قران کریم ساخت
"





سلام علیکم.
وجه یا وجوه صحیح اعجاز قران را لطفا به اختصار بفرمایید.
جزاکم الله خیرا و حفظکم و ایدکم.






سلام علیکم
وجه اصلی اعجاز این است که قرآن کریم تدوین تکوین است بتفصیلی که مکرر در مباحثه عرض شده است.



یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم


http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=133409


"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار بنای عالم وهمه اشیاء بر 7است به چه معنا پاسخ داد.
"
سلام علیکم.
وجه یا وجوه صحیح اعجاز قران را لطفا به اختصار بفرمایید.

جزاکم الله خیرا و حفظکم و ایدکم.

سلام علیکم.
وجه یا وجوه صحیح اعجاز قران را لطفا به اختصار بفرمایید.
جزاکم الله خیرا و حفظکم و ایدکم.

سلام علیکم
وجه اصلی اعجاز این است که قرآن کریم تدوین تکوین است بتفصیلی که مکرر در مباحثه عرض شده است.

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2215
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
سلام حسین
البته من فایده ای در مباحثه با شما نمی بینم مگر اینکه بخواهم متکلم وحده نباشم و امکان مقایسه نظرات مختلف را برای خوانندگان محترم فراهم آورم.بنابر این تا آنجا که لازم ببینم بحث را ادامه می دهم.
واضح است که موضوع آیه درباره مردگان و بررسی امکان شنیدن یا نشنیدن آنها نیست و مخاطبش کسانی هستند که پیامبر با آنها حرف می زنند. خداوند می فرمایند: تو قادر نیستی پیام مرا به گوش اینها برسانی همانگونه که قادر نیستی آن را به گوش مردگان برسانی.
چرا در اینجا کفار به اصحاب قبور تشبیه شده اند؟ چون مردگان نیز توانمندی شنیدن ندارند و پیامبر قادر نیست آنها را شنوا کند.
به عبارت دیگر؛ مردگان و کفار از این بابت که هر دو قابلیت درک سخن رسول را ندارند، به هم شبیه هستند و رسول همانگونه که نمی تواند صدای خود را به گوش کافر زنده برساند، به نحو اولی در مورد مردگان نیز قادر نیست.یعنی رسول نمی توانسته با کشتگان درون چاه حرف بزند.


hosyn
دوست گرامی، تشبیه با استعاره فرق دارد، وقتی کسی میگوید: (همانگونه که نمیتوانی به یک مرده چیزی بشنوانی همانطور نمیتوانی به یک کافر چیزی بشنوانی) این تشبیه است، و همچنین اگر بگوید: (به کافر بگو: همانطور که نمیتوانم به یک کر چیزی بشنوانم، من نمیتوانم به توی کافر چیزی بشنوانم) نیز یک تشبیه است، اما وقتی میگوید: (به کافر بگو ای کر من نمیتوانم چیزی به تو بشنوانم) اینجا استعاره است، و تشبیه در باطن آنست، یعنی ابتدا قلب کافر (نه بدن او) تشبیه شده است به گوش کر، نه روح او، و سپس حرف تشبیه حذف شده است، و به خود کافر، (و نه قلب او)، گفته شده است کر، و این زیباترین وجه استعمال یک تشبیه است.

حال وقتی آیه میگوید: تو نمیتوانی به مرده بشنوانی بلکه تنها به مؤمن به آیات ما میتوانی بشنوانی، دقیقا منظور از مرده اینجا، کافر است، و نه مرده بدنی، هر چند در باطن این استعاره، تشبیه صورت گرفته است، یعنی قلب کافر (و نه گوش و چشم و بدن او) تشبیه شده است به گوش و چشم بدن مرده ( و نه روح او) ، یعنی در باطن این استعاره تعبیه شده است که: همانطور که نمیتوانی حرف خودت را به گوش بدن مرده وارد کنی ( و نه روح او)، همانطور نمیتوانی حرف خودت را به قلب این کافر وارد کنی ( و نه گوش بدن او)، دقت کنید که در هر تشبیه، سه چیز موجود است، مشبه و مشبه‌به و وجه شبه، در اینجا مشبه، قلب کافر است، نه گوش او که میشنود، و مشبه‌به، گوش مرده است، نه روح او که اساس دعوت قرآن کریم به بقاء روح بعد از مردن است، و وجه شبه، عدم ورود محتوای سخن در قلب کافر مثل عدم ورود صوت فیزیکی در گوش مرده است.


و اما یک سلسله آیات که قبلا بحث آنها شد، و میگوید: وقتی مردگان مبعوث میشوند میگویند که ما مقدار خیلی کمی درنگ کردیم! و حال آنکه میلیونها سال شاید در حال مرگ بوده‌اند، پس مربوط به حشر دوباره بدنی روح است، یعنی این حالت در هنگام تعلق دوباره روح به یک بدن، برای روح پیش میآید، و ذات روح، حالتش با حال او وقت تعلق به یک بدن، تفاوت میکند، اینکه معروف است که انسان، انسان نامیده شده، چون نسیان و فراموشی دارد، بزرگترین نمود اصلی فراموشی او، در وقت تعلق به یک بدن است، دقیقا مثل حالت خواب، که ذات روح به خواب نرفته است، اگر ذات روح به خواب رفته بود که تا صدایش میزدید بیدار نمیشد! خواب، یعنی تعلق روح به بدن، منفصل شده است، و بسیار دیده شده و هر شخصی تجربه کرده، که وقتی سر بر متکا میگذارد، دیگر هیچ نمیفهمد تا ده ساعت بعد مثلا، و وقتی بیدار میشود میگوید: گویا همین الآن دارم سر بر متکا میگذارم! و اگر ساعت نبود میگفتم که فقط یک لحظه یا چند لحظه گذشته است! اما همین شخص که میگوید هیچ نفهمیدم، یعنی حالت خودآگاه او در وقت بازگشت روحش به بدن، این است که گویا یک لحظه سپری شده، وقتی به محل کار میرود و مشغول کار میشود و در بین روز با صحنه‌ای برخورد میکند، دفعتا یادش میآید که دیشب یک خواب بسیار طولانی دیده است! با بهت و حیرت میگوید: من که وقتی بیدار شدم گمان میکردم یک لحظه بیشتر نگذشته است پس چگونه این خواب بسیار طولانی که الآن صحنه‌هایش را به یاد آورده‌ام دیده بودم؟! و خودش جواب خودش را میدهد! حالت روح در وقت تعلق ناگهانی به بدن، با حالت روح نسبت به ذات خودش و عالم خودش، منافاتی ندارد.

همین کافری که در روایت صحیح بخاری آوردید که حضرت ص فرمودند از شما بیشتر سخن من را میشنود، اگر با اعجاز دفعتا زنده شود، در لحظه زنده شدن یادش نیست که سحن حضرت را شنیده است، در لحظه تعلق روحش به بدن، فقط لحظه کشته شدنش را به یاد میآورد و دیگر هیچ! اما وقتی ضمیر ناخودآگاه روح او فعال شود، کاملا به خاطر میآورد که چگونه سخن پیامبر خدا ص را شنیده است.

مکرر عرض کردم که یکی از بهترین آیات و معارف قرآن کریم برای کسانی که دغدغه زانو زدن پیشگاه قرآن دارند، و نمیخواهند امیال خود را به اسم قرآن بر قرآن تحمیل کنند، این آیه قرآن است که دقیقا میگوید: در وقت خواب رفتن، خداوند متعال روح شما را میگیرد و وفات میکنید، تمام شد! بلی اگر مقدر است که چند روز دیگر در این دنیا باشید، روح شما را برمیگرداند، و انسان میتواند تفاوت حالت روح در وقت ناگهانی بیدار شدن را با حالت ذات روح در وقت خواب را تجربه کند، بلکه امروزه تاثیر از فاصله را بررسی میکنند که عجائبی میگویند، و با همین شخص خواب، صحبت میکنند و مطالبی را به او تلقین میکنند، و اگر روح او قوی باشد او بر اینها تاثیر میگذارد، و...

اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي‏ لَمْ تَمُتْ في‏ مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتي‏ قَضى‏ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى‏ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (الزمر 42)

خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى بازمیستاند، و [نيز] روحى را كه در [موقع‏] خوابش نمرده است [قبض مى‏كند] پس آن [نفسى‏] را كه مرگ را بر او واجب كرده نگاه مى‏دارد، و آن ديگر [نَفْسها] را تا هنگامى معيّن [به سوى زندگىِ دنيا] بازپس مى‏فرستد. قطعاً در اين [امر] براى مردمى كه مى‏انديشند نشانه‏‌هايى [از قدرت خدا] ست. (42)
.
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان شهادت حضرت سکینه بنت الحسین علیهما سلام الله وصلوات الله ساخت
"
پنجم ربيع الاول شهادت عالمه فاضله زكيه التقيه النقيه حضرت سکینه بنت الحسین بن علی بن ابی طالب عليهما السلام از دختران امام حسین عليه السلام که از بانویی به نام حضرت رباب دختر امرؤ القیس متولد شد.

مادر حضرت سکینه سلام الله عليها
حضرت رباب سلام الله عليها همسر گرانقدر امام حسین عليه السلام ، مادرحضرت علي اصغر و سکینه و از زنان شایسته و نامدار تاریخ اسلام است. وی بانویی فاضله و محدّثه بود که همراه امام حسین عليه السلام و فرزندانش در کربلا حضور داشت، و شاهد شهادت همسر و طفل شیرخواره‌اش بوده و رنج و مشقّات سفر کربلا را تحمّل نموده است. او وظیفه سنگین خویش را آن طور که مورد رضایت خدا و فرزند پیامبر بود، انجام داد و پس از آن، به عنوان اسیر همراه دیگر زنان و دختران کاروان حسینی به کوفه و شام برده شد و در نهایت، به مدینه آمد و در آنجا اقامت گزید.
حضرت رباب که از بهترین زنان عصر خویش بود، نزد امام حسین عليه السلام منزلتی عظیم داشت و شدّت علاقه امام به وی، به قدری بود که حضرت فرمود: «من خانه ای را که سکینه و رباب در آن ساکنند، دوست دارم؛ علاقه مند به ایشان هستم و مال خود را برایشان خرج می کنم.»
رباب به امام حسین علیه السلام بسیار وفادار بود و در حمایت و تبعیت از آن حضرت، زندگی کرد و پس از شهادت جانگدازش همراه دخترش سکینه، خیمه عزا برپا نمود و به اقامه عزای آن امام همام پرداخت.
امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «هنگامی که امام حسین علیه السلام شهید شد، همسر آن حضرت، رباب، برایش مجلس سوگواری برپا نمود و همراه زنان و خدمتگزارانش چنان گریه کرد که اشک چشمانش خشک گردید.» غم و اندوه فقدان امام سبب شده تا رباب یک سال پس از واقعه عاشورا از دنیا برود.

نقل شده که حضرت سکینه با پسر عموی خود عبدالله بن حسن ازدواج کرد؛ ولی شیخ مفید و بعضی تاریخ نگاران عبدالله بن حسن را در زمان حضورش در کربلا در سنی که به حد بلوغ نرسیده توصیف کرده‌اند.
با توجه به اینکه بر اساس روایات شیعی، سکینه بعد از ازدواجش با عبدالله بن حسن تا زمان شهادت با کسی ازدواج نکرده بود، بی تردید موضوع تعدد ازدواج که برای سکینه نقل کرده‌اند اسائه ادب دیگری است که دشمنان برای تقرب بین آل علی عليهم السلام و دشمنانشان به اهل بیت بسته و در راستای تلاش برای رفع عداوت تقلیدی بین آنها و بین مخالفان اهل بیت صورت گرفته است.

حضرت سکینه سلام الله عليها در کربلا
اخلاق نیک و خصال پسندیده این بانوی نمونه، وی را در نظر پدر که مربی صالح و کاملی بود، عزیز نمود و چون ستاره‌ای فروزان در آسمان خاندان امام درخشید و همه را شیفته رفتار شایسته خود کرد.
امام حسین عليه السلام که آگاه به ضمیر انسان‌ها و معیار سنجش اعمال است، سکینه را با زیباترین لقب، یعنی «خیرة النّساء» خواند و با عنایتی خاص مقام و منزلت وی را در مواقف بسیار، بر دیگران آشکار نمود.
دلبستگی و مهر امام نسبت به سکینه، در آخرین خداحافظی از خیمه‌ها، قابل توجه و تأمل است. وقتی آن حضرت نزدیک خیمه‌ها رسید، فرمود: «ای زینب! ای ام‌کلثوم! ای سکینه! علیکن منی السلام»
چون اهل بیت صدایش را شنیدند، برای وداع گرداگرد امام حلقه زدند. علاقه فراوان سکینه به پدر، عنان اختیار را از کفش ربود، دست‌هایش را بر سر فرود آورد و گفت: «پدرجان! آیا تن به مرگ داده‌ای که این گونه خداحافظی می‌‌کنی؟ ما، بعد از تو به چه کسی پناهنده شویم؟»، سخنان عاطفه برانگیز دختر، بر قلب پدر سنگین آمد و از بی‌تابی فرزندش گریست و فرمود: «ای نور دیده‌ام! چگونه تسلیم مرگ نشود کسی که یار و یاوری ندارد؟».
صحبت های امام برای سکینه که بوی فراق و تنهایی می‌‌داد، او را از جمع حاضر جدا کرد و در حالی که آرام‌آرام می‌‌گریست، به گوشه خیمه رفت! شاید قصدش این بود که قلب پدر را بیش از این غصه‌دار نکند.

امام حسین عليه السلام با مشاهده این وضع از اسب فرود آمد و سکینه را نزد خویش خواند و او را به سینه چسباند و اشک‌هایش را پاک نمود و فرمود: «ای سکینه! بدان که بعد از من گریه زیادی در پیش خواهی داشت؛ اما تا هنگامی‌‌ که جان در بدن دارم، با این اشکِ جانگدازت، دلم را آتش نزن! آن زمان که کشته شدم، تو که بهترین زنان هستی، سزاوارترین فرد به گریستن بر منی!» لفظ جمع در این جا، بیانگر این است که سکینه جزء بانوانی است که دلیلی واضح بر بالابودن مقامشان وجود دارد، مانند حضرت فاطمه زهرا و حضرت زینب سلام الله عليهما
زمانی که دشمن، او و دیگر زنان را به قتلگاه برد تا از کنار کشتگان عبور دهد، او ناگهان بر پیکر خونین پدر افتاد و او را به آغوش گرفت و طوری گریست که دوست و دشمن گریان شدند.
عمر بن سعد فرمان داد با زور و تهدید دختر امام حسین عليه السلام را از بدن پدر جدا نموده و همراه بقیه مصیبت دیدگان به اسارت برند.

حضرت سکینه سلام الله عليها می‌‌گوید: «وقتی پیکر پدرم را در آغوش گرفتم، از حلقوم بریده‌اش

این ندا را شنیدم که می‌‌گفت:

شیعتی ما ان شربتم ماء عذبٍ فاذکرونی او سمعتم بغریبٍ او شهیدٍ فاندبونی

شیعیان من! هر زمان که آب گوارایی نوشیدید، مرا به یاد آورید و اگر سرگذشت غریب و شهیدی را شنیدید، بر من بگریید

مدح حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام

بهار است و کند جا، هر کسی در طُرف صحرایی
نئی از بلبلی کمتر، در افکن شور و غوغایی

کبوتر وار هو هو کن، برآر از سینه هی هایی
ویا کوکو چه قمری زن به یاد سرو بالایی

بکن این شور و غوغا را دلا در عهد بُرنایی
وگرنه چون خزان عمر شد از عهده بَر نایی

فغان و زاری بلبل ببین وقت سحر با گل
که دارد با دو صد غلغل، ز وصل گل تمنّایی

همه عمرت به باطل رفت پس کو حاصل ای غافل
چرا، بذری نمی پاشی در این مزرع به دانایی

همه دانند بی باران نروید در چمن ریحان
تو تا کی از سحاب دیدگان اشکی نَپالایی

تعلّق های تن از قُرب جانان کرده محرومت
تو خود را چون کُنی در غَلّ، شکایت از که بنمایی

رها کن این تن خاکی که اصل تُست افلاکی
تویی مصداق کرّمنا که پور پاک بابایی

تُرا انّی انا الله می رسد از خود به خود هر دم
برای روشنایی در شب تار ار برون آیی

در این دار، ار ز دار خود پرستی وارهی ای دل
تو چون عیسی ز گردون بگذری و عرش پیمایی

تو تا کی از فنا و نیستی ترسان و لرزانی
مترس ای دل به دین احمدی نه کیش ترسایی

فناء عین بقا و نیستی هستی بود بالله
ولی این را، نمی دانی تو تا مغرور دنیایی

تُرا تجرید می باید که توحیدت ز دل زاید
به کلّی از هوی بگذر که نوشی جام صهبایی

چه جامیّ و چه صهبایی چه توحیدی چه تجریدی
تو نشنیدی مگر نامی که میگویند مینایی

می صاف محبت نوش باد آن می گساران را
که در میخانه‌ی توحید مخُّمورند و شیدایی

همه از باده‌ی حبّ حسینی تا ابد سرخوش
به راه حق گذشته از سر هستی به یک جایی

ز هفتاد و دو خُّمِ روز دهم، این باده‌ی گلگون
چنان جوشید کز جوشَش همه گشتند دریایی

همه فانی ولی باقی چو بوی گل به پیش گل
همه چون سرو سرسبزند و همچون لاله حمرایی

پی حبّ حسین بود آنچه کردند آن وفا کیشان
تَولّای حسین توحید محض آمد به تنهایی

من از عشق و تولّای نبی بر وِی بدانستم
که جز عشق و تولّای حسین نبود تولّایی

همه پیغمبران یک سر بنوشیدند از این ساغر
که هر یک را بود در سر، به قدر خویش سودایی

محمّد عقل کلّ خَتمِ رُسُل، چون عرش پیما شد
ز شور باده‌ی حبّ حسینی گشت اَسرایی

نبی دانست قدر این باده را انسان که بایستی
که بر دوش این سبو را می کشید آن شه به تنهایی

مگر نشنیدی از باغ بنی نجّار پیغمبر
که بر سَروَش کشیدی چون گل ریحان به زیبایی

بگفتا جبرئیل ای شاه این منّت به دوشم نِه
ز دوش خود، به دوشم نِه جوابش گفت لالایی

گهی بر دوش او بودی به هنگام سجود حق
گهی بر سینه از بهر نزول وحی بالایی

حسین عشق و حسین ملت، حسین دین و حسین طاعت
حسین مصداق هر رحمت، چه دنیایی چه عقبایی


دیوان آخوند ملا فتح الله شوشتری (وفایی)
یا سکینه بنت الحسین
"

2 روز پيش

مدیسا به سرنگار این روزا چی گوش میدین؟ پاسخ داد.
" امریکا هیچ غلطی نمتواند بکند "

3 روز پيش

مدیسا به سرنگار چه طوري رو اعصاب بقيه را بريم پاسخ داد.
" حمایت از مملکت و دولت "

3 روز پيش

مدیسا به سرنگار بهش بگو پاسخ داد.
" بهش بگو امشب هم شد ساعت 1:15 "

3 روز پيش

مدیسا به سرنگار انگیزتون از عضو شدن در این باشگاه چی بود؟ پاسخ داد.
" کشف موفقیت "

3 روز پيش

مدیسا به سرنگار اول جواب قبلی رو بده ...از بعدی بپرس..! پاسخ داد.
" نمیدونم مذخرفه کلا
ساعت چنده ¡¡¿ "

3 روز پيش

مدیسا به سرنگار اي كاش.... پاسخ داد.
" ای کاش هیچ وقت این سایت نبود "

3 روز پيش

مدیسا به سرنگار الان یاد کی افتادی؟؟؟ پاسخ داد.
" "

3 روز پيش

مدیسا به سرنگار همین الان چه حسی داری؟ پاسخ داد.
" حس ساعت چنده "

3 روز پيش

مهرآب سرنگار جدیدی با عنوان آزاد آزاد آزاد ساخت
"


گفت : نرخ تورم 70 درصد تایید شد




گفت : لوتی! وقتی 70 تایید شد بدون 170 رو رد کرده





"

4 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2213
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=148

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نغانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایرانوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
در باور مسیحیان، شیعیان، بعضی از اهل سنت و بسیاری از فرقه های بشری دیگر، مرگ به مثابه اکسیری است که ماهیت بشر را بکلی تغییر می دهد و او را به یک عالم غیب و شهادت تبدیل می کند و از تمام حصارهایی که در زندگی دنیا برایش محدودیت بوجود می آوردند رها می سازد.


hosyn
باور صحیحی است، و موافق ده‌ها آیات قران کریم است، بلی، کسی که اسم اسلام و ایمان یدک میکشد، ولی قلبا ماتریالیست است، ممکن نیست نزدیک این حرفها بیاید، البته همه مرده‌ها یک جور نیستند، و در این کسی شک ندارد، اما به هر حال قرآن کریم وقتی میخواهد بفرماید که هدایت دست خداست میفرماید حتی اگر فرشتگان هم بر اینها نازل شوند و یا مردگان هم با اینها سخن بگویند، تا خدا نخواهد ایمان نخواهند آورد:

وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى‏ وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قُبُلاً ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ (الأنعام 111)

و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مى‏فرستاديم و [اگر] مردگان با آنان به سخن میآمدند، و هر چيزى را دسته دسته در برابر آنان گرد مى‏آورديم، باز هم ايمان نمى‏آوردند- جز اينكه خدا بخواهد- ولى بيشترشان نادانى مى‏كنند. (111)


آشکارا میفرماید مردگان میتوانند با زنده‌ها سخن بگویند، مثل اینکه ملائکة میتوانند بر انسان نازل شوند، و تعبیری که قرآن برای چشم بینا و گوش شنوای مردگان به کار میبرد، در هیچ کتابی یافت نمیشود! قرآن میفرماید:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى‏ عَلىَ اللَّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِىَ إِلىَ‏َّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شىَ‏ْءٌ وَ مَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ لَوْ تَرَى إِذِ الظَّلِمُونَ فىِ غَمَرَاتِ المَْوْتِ وَ الْمَلَئكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تجُْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلىَ اللَّهِ غَيرَْ الحَْقّ‏ِ وَ كُنتُمْ عَنْ ءَايَتِهِ تَسْتَكْبرُِونَ(93) وَ لَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى‏ كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ وَ مَا نَرَى‏ مَعَكُمْ شُفَعَاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنهَُّمْ فِيكُمْ شرَُكَؤُاْ لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ(94)

و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد يا مى‏گويد: «به من وحى شده»، در حالى كه چيزى به او وحى نشده باشد، و آن كس كه مى‏گويد: «به زودى نظير آنچه را خدا نازل كرده است نازل مى‏كنم»؟ و كاش ستمكاران را در گرداب‌هاى مرگ میديدى كه فرشتگان [به سوى آنان‏] دستهايشان را گشوده‌‏اند [و نهيب مى‏زنند:] «جانهايتان را بيرون دهيد» امروز به [سزاى‏] آنچه بناحق بر خدا دروغ مى‏بستيد و در برابر آيات او تكبر مى‏كرديد، به عذاب خواركننده كيفر مى‏يابيد. (93) و همان گونه كه شما را نخستين بار آفريديم [اكنون نيز] تنها به سوى ما آمده‌‏ايد، و آنچه را به شما عطا كرده بوديم پشت سر خود نهاده‏ايد، و شفيعانى را كه در [كار] خودتان، شريكان [خدا] مى‏پنداشتيد با شما نمى‏بينيم. به يقين، پيوند ميان شما بريده شده، و آنچه را كه مى‏پنداشتيد از دست شما رفته است. (94)


ببینید روز خروج نفس ایشان را روز آمدن نزد پروردگار مینامد، و راجع به روز آمدن نزد پروردگار میفرماید: وه! چه عجب شنوا و بینا هستند روزی که نزد ما میآیند:

فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنهِِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن مَّشهَْدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ(37) أَسمِْعْ بهِِمْ وَ أَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَاكِنِ الظَّلِمُونَ الْيَوْمَ فىِ ضَلَالٍ مُّبِينٍ(مریم 38)

اما دسته‌‏ها [ى گوناگون‏] از ميان آنها به اختلاف پرداختند، پس واى بر كسانى كه كافر شدند از مشاهده روزى دهشتناك. (37) چه شنوا و بينايند روزى كه به سوى ما میآيند، ولى ستمگران امروز در گمراهى آشكارند. (38)
"

4 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:05PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.