بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
عبدلعلی به تایپیک خیلی خیلی خیلی خوب و ارزنده ای اشاره کرد .دین مادری حق یا ناحق .

از کاربران گرامی تقاضا می کنم که حتما مطالب این تایپیک را مطالعه کنید .

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=155542
وجواب بافته های غانت هالک در اینجا
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=155695
"

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
2836پست

باسمه تعالی
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=190

نقل قول:
در اصل توسط همان غانت هالک ............abtahisina نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
جواب طولانی جهت گم کردن اصل مساله است، و الا هر بچه ای می داند که من چی میگویم.
saeed_s58
ادعا کردن و استدلال نیاوردن کاری ندارد و به یک کلمه کار تمام است! شما ادعا می‌کنید و ما هم باید بپذیریم و البته اگر بچه‌ای را هم به او اینگونه القاء کنید، همین‌ها را تحویلتان می‌دهد! ما هنوز یک استدلال بر مدعایتان از شما ندیده‌ایم.
"

3 ساعت پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
و جالب است که قرآن آشکارا بر حروف تکیه میکند، به طوری که اگر حروف مقطعه را از قرآن بگیریم، دیگر اصلا قرآن، قرآن نیست، و جالبتر اینکه کتابی سراغ نداریم در تمام تاریخ بشر، که این روش قرآن را داشته باشد.

و نکته حائز اهمیت که در آیات تحدی مشاهده میشود، این که وقتی قرآن میگوید اگر جن و انس به کمک هم بیایند و بخواهند مثل قرآن بیاورند نمیتوانند، نمیگوید یک سوره مثل قرآن بیاورند، اینجا با اشاره به «هذا» و واژه قرآن میگوید:

17|88|قل لئن اجتمعت الإنس والجن على أن يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيرا

ظهیر، پشتیبانی و کمک و تعاون بر یک کار است، وقتی تحدی میکند به کمک کردن تمام جن و انس، اینجا حتما باید اشاره به هویت و جوهره یک واحد به عنوان کل، بنماید تا معلوم شود که تحدی نسبت به این قرآن است با همه شئونش.
تحلیل هویت‌های شخصیتی پسین، میتواند بسیار غامض و پیچیده باشد، بخصوص هویت‌هایی که از پشتوانه زبان برخوردار هستند، زبان(Language) غیر از کلام(Speech) است، زبان منبع تولید کلام است، هر چند خود زبان مثل زبان فارسی، هویت شخصیتی پسین دارد، اما کلام(سخن،گفتار) فارسی که از زبان فارسی تولید میشود محتاج تحلیل جداگانه از هویت شخصیتی پسین خود است.

مقدمات دیگری هست که اگر بخواهم به آنها بپردازم از اصل نکته‌ای که راجع به اعجاز قرآن کریم و تحدی آن است باز میمانم، و اگر فرصت شد بعدا نکات دیگر را بررسی میکنیم.

نکته اصلی که میخواهم عرض کنم اینکه تحدی قرآن کریم در مقابل جن و انس، یک تحدی لایه‌ای است، تحدی، یک رمز اصلی و لایه مرکزی دارد، و آن اصل است، تحدی به هویت شخصیتی قرآن کریم است، اما از آنجا که هویت شخصیتی، شئون بسیار زیادی دارد، این تحدی اصلی و مرکزی، خود را در لایه‌های دیگر هم نشان میدهد.

در چند پست قبلی عرض کردم که وقتی قرآن جن و انس را دعوت میکند که همکاری کنند و پشت در پشت یکدیگر بیایند تا مثل قرآن بیاورند، تمام هویت قرآن را مورد تحدی قرار میدهد، یعنی تحدی را متوجه لایه مرکزی و اصلی میکند:

17|88|قل لئن اجتمعت الإنس والجن على أن يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيرا
ترجمه کاویانپور:
بگو، اگر انسانها و جنيان همه جمع شوند و بخواهند نظير اين قرآن را بياورند، هرگز نمیتوانند نظير آن را بياورند، هر چند به همديگر كمك كنند.

در این آیه از یک واقعیت سخن میگوید، اما در بعض آیات دیگر که با مخاطب محاجة میکند، هر چند نام از سوره میبرد اما آن را مقدمه اشاره به رمز اصلی تحدی قرار میدهد:

11|13|أم يقولون افتراه قل فأتوا بعشر سور مثله مفتريات وادعوا من استطعتم من دون الله إن كنتم صادقين ، فإلم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أنزل بعلم الله وأن لا إله إلا هو فهل أنتم مسلمون
ترجمه كاويانپور، ص: 223
يا اينكه مى‏گويند: (قرآن) ساخته و پرداخته خود اوست. بگو، پس شما هم با كمك كسانى كه توانايى دارند (و اهل علم و دانشند) ده سوره نظير آن ساخته‏‌ها را بدون وحى خدا بياوريد، اگر شما راست مى‏گوييد. (13) و اگر آنها نتوانستند جواب شما را بدهند، بگو، پس بدانيد كه (اين كتاب) تنها بعلم خدا نازل شده است و بدانيد جز او هيچ معبودى نيست. با اينحال آيا شما اسلام را خواهيد آورد؟ (14)

به فاء «فاعلموا انما انزل بعلم الله» دقت کنید، میفرماید اگر نتوانستید پس بدانید که این به علم خدا نازل شده، خدا و علم خدا، یعنی چه؟ یعنی جن و انس و... همگی جمع شوند، مخلوق هستند، خدا نیستند، مبدء تکوین نیستند، احاطه به همه چیز ندارند، پس نمیتوانند مثل قرآن که آیینه تمام نمای علم خدا و مبدء مطلق است بیاورند، پس قرآن از آن حیث که هویتش، تدوین تمام تکوین است، مورد تحدی است، نه اینکه مثلا فصاحت و بلاغتش محور تحدی باشد.

و همچنین این آیات بعدی را ملاحظه کنید، چند ترجمه که نگاه کردم هیچکدام «تفصیل الکتاب» را درست ترجمه نکردند:

10|37|وما كان هذا القرآن أن يفترى من دون الله ولكن تصديق الذي بين يديه وتفصيل الكتاب لا ريب فيه من رب العالمين ، أم يقولون افتراه قل فأتوا بسورة مثله وادعوا من استطعتم من دون الله إن كنتم صادقين ، بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه ولما يأتهم تأويله كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عاقبة الظالمين
ترجمه كاويانپور:
و اين قرآن كتابى نيست كه بتوان آن را بغير خدا نسبت داد (كلام خداست) و كتاب آسمانى پيشين را تأييد و تصديق ميكند و آن را بتفصيل بيان ميدارد. هيچ شك و ابهامى در آن نيست كه از جانب پروردگار عالميانست. (37) آيا ميگويند: كه آن ساختگى است؟ بگو، اگر راست مى‏گوييد و در اين گفتارتان صادقيد، سوره‏‌اى نظير (يكى از سوره‏‌هاى) آن بياوريد و غير از خدا از هر كسى ميخواهيد و ميتوانيد كمك بگيريد. (38) (چنان نيست كه ميگويند) بلكه چيزى را تكذيب ميكنند كه معلوماتى درباره آن ندارند و حقيقت آن را درك نكرده‌‏اند. گذشتگان آنان نيز (آيات خدا و پيامبران او را) تكذيب كردند. پس بنگر سرانجام كار ستمكاران چگونه بود. (39)

به عبارت: «لم یحیطوا بعلمه» نگاه کنید، میفرماید سنخ علم قرآن، سنخ علمی است که تمام ما سوی الله را یارای احاطه به علم آن نیست، چرا؟ چون علم خداست، و غیر خدا ممکن نیست به علم خدا احاطه پیدا کند.


همچنین دقت بفرمایید در: «بسورة مثله» ابتدا «هذا القرآن» دارد و ضمیر ه در «مثله» به قرآن برمیگردد، نه به سوره که مؤنث است، و این نکته را در چند پست قبل عرض کردم که اگر به سوره تحدی میشود، به خود سوره نیست، بلکه به عنوان سوره‌ای از قرآن، مورد تحدی است، تحدی اربیتالی و لایه‌ای است، یعنی سوره به عنوان عضوی و جزئی از کل مورد تحدی است، و این نکته مهمی است که لوازم زیادی دارد، و اگر در الفاظ قرآن، در معارف توحیدی قرآن، در پیام محوری قرآن، در انگیزش دار بودن پیام محوری قرآن، در فصاحت و بلاغت و بیان قرآن، در دخالت صرف در ناتوانی مورد تحدی قرآن، در اخبار به غیب قرآن، در نظم ریاضی قرآن، و.. ادعای معجزه بودن قرآن شود، همگی باید با ملاحظه لایه مرکزی تحدی، یعنی تدوین تکوین بودن قرآن، فهم شود.


و متاسفانه ترجمه‌ها عبارت «و تفصیل الکتاب» را دقیق معنا نکردند، واژه «الکتاب» لغت خاص خود در فرهنگ قرآن کریم دارد، الکتاب یعنی جملگی کتاب، همه کتاب، نه هر کتاب آسمانی یا...، قرآن باز شده همه کتاب است، که این مطلب مجال بیشتری نیاز دارد اگر توفیق بود ان شاء الله تعالی
. "

4 ساعت پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
https://www.aparat.com/v/Y0FKz/%D8%A...B3%D8%AA%D8%9F

البته از این مراجعه در طول تاریخ زیاد بوده اند که حقیقت آیات قرآن را رها کرده و به حدس و گمانها روی آورده اند که این جناب یحی زاده و امثال آن معتقد هستند

در جواب این شخص اگر کلیپ را ببینید این روحانی به مطالب خوبی اشاره دارند که متاسفانه اکثر مذاهب به خلاف آن مغتقد هستند که آنهم کتابت و جمع آوری قرآن در زمان خود رسول الله بوده نه در زمان خلافای بعد از رسول
ابن حجر در فتح الباری در توضیح روایات جمع قرآن میگوید که وقتی وحی نازل میشد کاتبین وحی در محضر رسول الله مینوشتند، و بعد از آن در بین مسلمین، هم قرائت میشد و هم نوشته میشد، لذا بسیاری از لوحهایی که قرآن در آن نوشته شده بود، در غیر محضر پیامبر ص نوشته شده بود، و وقتی خواستند مصحف شریف را بین الدفتین کنند، شاهدین شهادت میدادند که این لوح در محضر پیامبر نوشته شده، و هر لوحی که در محضر حضرت نوشته نشده بود یعنی شاهد نداشت، در مصحف قرار نمیگرفت، پس تمام این مصحف، شهادت داده شده که در محضر خود حضرت کتابت شده، و بعض علماء میگفتند که در محضر حضرت هم وقتی وحی نازل میشد و نوشته میشد، چند نسخه نوشته میشد که حضرت یکی را برای خود برمیداشتند و بقیه را به صحابه میدادند.
. "

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار بت پرستان طبق ایات قران کریم بت می پرستیدن پاسخ داد.
" وهرگز جواب نداد تا اخر وجواب ندارند هرگز "

7 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
من موفق نشدم این کلیپ را ببینم، اما آنطوری که شما حرف او نقل کردید، حرفش حرف مسلمان نیست، خوب پس چه دینی دارد؟ هر مرجعی هم که این حرف را بزند باید دید مرجع کدام دین غیر از اسلام است؟
https://www.aparat.com/v/Y0FKz/%D8%A...B3%D8%AA%D8%9F

البته از این مراجعه در طول تاریخ زیاد بوده اند که حقیقت آیات قرآن را رها کرده و به حدس و گمانها روی آورده اند که این جناب یحی زاده و امثال آن معتقد هستند

در جواب این شخص اگر کلیپ را ببینید این روحانی به مطالب خوبی اشاره دارند که متاسفانه اکثر مذاهب به خلاف آن مغتقد هستند که آنهم کتابت و جمع آوری قرآن در زمان خود رسول الله بوده نه در زمان خلافای بعد از رسول "

13 ساعت پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
https://www.youtube.com/watch?v=eju3Xv3bUPc

اینگونه که این آخوند در کلیپ می گوید وپارا فراتر گذاشته و قرآن را کلام نبی میداند نه کلام خداوند آیا این عقیده صحیح است ؟

این آخوند حتی می گوید هزاران مرجعه دینی این را می گویند که قرآن کلام نبی است .
من موفق نشدم این کلیپ را ببینم، اما آنطوری که شما حرف او نقل کردید، حرفش حرف مسلمان نیست، خوب پس چه دینی دارد؟ هر مرجعی هم که این حرف را بزند باید دید مرجع کدام دین غیر از اسلام است؟ "

16 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
" https://www.youtube.com/watch?v=eju3Xv3bUPc&t=367s

اینگونه که این آخوند در کلیپ می گوید وپارا فراتر گذاشته و قرآن را کلام نبی میداند نه کلام خداوند آیا این عقیده صحیح است ؟

این آخوند حتی می گوید هزاران مرجعه دینی این را می گویند که قرآن کلام نبی است . "

17 ساعت پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
برای رسیدن به جواب اینکه قرآن چیست؟ ابتدا باید انواع هویت‌ها را بشناسیم، و هویت شخصیتی پسین را از سایر هویات تمییز دهیم
آیا تفاوت هویت شخصی با هویت شخصیتی در چیست؟ هویت شخصی، جزئی حقیقی است، مثل زید، که جایی برای خود در مختصات فیزیکی دارد، میتوان در دستگاه مختصات فضازمان، آن را نشان داد، اگر بگوییم «اولین سخنرانی استاد فیزیک ما، در فلان روز، راجع به قانون اول نیوتن بود» این اولین سخنرانی، هویت شخصی جزئی دارد، و تمام لحظاتش و کلماتش را میتوان در مختصات فضازمان نشان داد، اما اگر بگوییم «مقاله اول استاد فیزیک ما، که در فلان تاریخ نوشته، راجع به قانون اول نیوتن است» و سپس کاشف عمل آید که استاد ما وقتی تایپ میکرده، دقیقا همزمان وقتی انگشتش روی یک دکمه کیبورد میخورده، در چندین فایل در چندین کامپیوتر همزمان تایپ می‌شده است، حال آیا این مقاله اول استاد ما، یک هویت مشخص برای خودش دارد یا ندارد؟ آیا یک امر کلی است یا جزئی؟ چه کسی میپذیرد که مقاله اول نوشته شده توسط استاد ما امری کلی باشد؟ استاد امر کلی نوشته است؟! و اگر جزئی است چگونه یک جزئی میتواند همزمان در چندین فایل موجود شده باشد؟ آیا یک زید همزمان میتواند چندین زید باشد؟

آیا صحیح است بگوییم تفاوت اولین سخنرانی با اولین مقاله، تفاوت شخص و شخصیت است؟ شبیه تفاوت زید با شرکتی که زید ثبت داده و مدیر آنست؟ آیا اگر بگوییم «اولین باری که حافظ این قصیده را خوانده» با اینکه بگوییم «اولین قصیده که توسط حافظ سروده شده» تفاوت نیست؟ اولین باری که حافظ این قصیده را خوانده، هویت واحد شخصی و جزئی حقیقی دارد، و ما فعلا نمیتوانیم به آن دسترسی داشته باشیم، اما اولین قصیده‌ای که حافظ سروده، هویت واحد شخصیتی دارد و هر چند کلی نیست اما جزئی حقیقی هم نیست، و ما در هر زمان و مکان میتوانیم به او از طریق نسخه‌های او دسترسی داشته باشیم.

آیا اولین قصیده سروده حافظ، که اکنون برای ما، در ضمن هر کتاب دیوان حافظ و هر چاپ مختلف، هویت خاص خود دارد، قبل از اینکه حافظ بسراید هم این هویت را داشته است؟ واضح است که پدیده سرودن، سبب این هویت شخصیتی برای اولین قصیده است، اما اولین عدد زوج که هویت خاص دارد هرگز در گرو یک پدیده فیزیکی نیست، اینطور نیست که قبل از یک زمان فیزیکی، اولین عدد زوج، نبود، و پس از آن، هویت خاص خود پیدا کرد، اما اولین قصیده حافظ، پس از یک زمان خاص، هویت خاص خود را پیدا کرده است.

سنخ هویت اولین قصیده حافظ، هویت شخصیتی پسین است.
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
... آیا این تفاوت، تفاوت در توانایی کشفه یا تفاوت در توانایی تولید و بازتولید اطلاعات؟ یعنی مغز ما دقیقا چکار می‌کنه که اینقدر با هم تفاوت داریم؟
نکته خوبی است، باید ببینیم مغز ما مثل یک رادیو عمل میکند یا ضبط صوت؟ یک ادعا این است که مثل رادیو ضبط عمل میکند.
این مقاله به تازگی در سایت بیگ‌بنگ ترجمه شده، و نقطه شروعی است که اطمینان داشته و دارم که ادامه پیدا خواهد کرد، و فرض اینکه مغز انسان فقط تولید کننده است به کنار خواهد رفت و جنبه دریافت آن از بستر بیرونی بررسی خواهد شد، خواه بستر از سنخ ماده و انرژی یا بستر از سنخ عالم ریاضی یا....

آیا “خودآگاهی” یکی از ویژگی‌های بنیادی کیهان است؟

اصل مقاله در اینجاست:

Is Consciousness a Fundamental Quality of the Universe? "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
پس روش صحیح در طرح سؤال از اینکه قرآن چگونه میتواند معجزه باشد؟ آن است که ابتدا ببینیم قرآن چیست؟
برای رسیدن به جواب اینکه قرآن چیست؟ ابتدا باید انواع هویت‌ها را بشناسیم، و هویت شخصیتی پسین را از سایر هویات تمییز دهیم، در مثال قبلی گفتیم که «بدن انسان معجزه است»، اما اگر بگوییم «بدن زید معجزه است» چه تفاوتی میکند؟ بدن انسان یک هویت نوعی کلی دارد ولی بدن زید یک هویت شخصی جزئی دارد، حال اگر بگوییم عدد با شیرینی فرق میکند، عدد هویتی کمیتی و ریاضی دارد اما شیرینی هویتی کیفیتی و چشایی دارد، آیا منظور ما از هویت عدد، یک هویت شخصی جزئی است یا هویت نوعی کلی؟ اما اگر بگوییم «عدد زوج سوم، هویت خاص خود دارد که عدد شش است» آیا هویت عدد شش، هویت نوعی کلی است یا هویت شخصی جزئی؟ هویت عدد شش در عبارت: «شش خودکار در جیب زید» چطور؟ آیا این شش، شخصی جزئی است یا نوعی کلی؟ حال اگر بگوییم: «شش قصیده اول دیوان حافظ» آیا این شش، شخصی جزئی است یا نوعی کلی؟ دیوان حافظ یک هویت شخصی جزئی دارد یا هویت نوعی کلی؟
. "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
فقط آيات محكمات از طرف خداوند هستند

آيات زير از كليدي ترين آيات قرآن كريم به شمار مي روند و در واقع فلسفه و علت نزول پياپي كتب آسماني را بيان مي دارند.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾
و پيش از تو [نيز] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه هر گاه چيزى تلاوت مى ‏نمود شيطان در تلاوتش القاى [شبهه] میکرد پس خدا آنچه را شيطان القا میکرد محو مى‏ گردانيد سپس خدا آيات خود را استوار مى‏ ساخت و خدا داناى حكيم است (۵۲)
لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾
تا آنچه را كه شيطان القا مى ‏كند براى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و [نيز] براى سنگدلان آزمايشى گرداند و ستمگران در ستيزه‏ اى بس دور و درازند (۵۳)
وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾
و تا آنان كه دانش يافته‏ اند بدانند كه اين [قرآن] حق است [و] از جانب پروردگار توست و بدان ايمان آورند و دلهايشان براى او خاضع گردد و به راستى خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏ اند به سوى راهى راست راهبر است (۵۴)

آيات فوق چه مي خواهند بگويند؟
توجه ، توجه!
القائات شيطاني چيستند؟
مرحوم طبرسي در مجمع البيان مي نويسد : «... اگر مراد تلاوت باشد ، مقصود اين است كه هرگاه پيامبران پيشين آيات خدا را تلاوت مي كردند ، مردم سخنش را تحريف مي كردند و چيزهايي برآن مي افزودند و مي كاستند ، چنانكه يهود كردند. علت اينكه اين عمل را نسبت به شيطان داده اين است كه منشأ اصلي و فريب دهنده واقعي شيطان است....»
و نيز مرحوم طباطبايي در الميزان مي گويد : «... و بنا بر معناي دوم آن(يعني قرائت و تلاوت) ، معني آيه چنين مي شود: ما قبل از تو هيچ پيامبر و رسولي نفرستاديم مگر اينكه وقتي آيات خدا را مي خوانده شيطان شبهه هايي گمراه كننده به دلهاي مردم مي افكند و ايشان را وسوسه مي كرد تا با آن آيات مجادله نموده ايمان مؤمنين را فاسد سازد ولي خداوند آنچه از شبهات كه شيطان بكار ميبرد باطل مي كرد و پيغمبرش را موفق به رد آنها مي فرمود و يا آيه اي نازل مي كرد تا آن را رد كند...»

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۷﴾

شباهتهاي بين اين آيه و آياتي را كه در بالا آمده اند مي بينيد؟ آيا كساني كه در قلوبشان زيغ نهفته همانهايي نيستند كه قلبهايشان داراي مرض است؟ آيا راسخون علم همان اوتوالعلم نيستند؟ آيا متشابهات همان القائات شيطاني نيستند؟! آيا محكمات همان آياتي كه القائات شيطان را نسخ مي كنند نمي باشند؟! هرچه هست اين است كه فتنه اصلي زير سر متشابهات و القلئات شيطان قرار دارد.
دهها بار گفتیم فقط وفقط هدفت تمسخر قران کریم هست وکفری وشرکی گفتی که تا به امروز هیچ مشرک وکافر وملحد ومنافق نگفته بود ای یهودی روسی
لعنت خدا برتو باد واتباع تو واساتید تو "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی

فسادُ النّاسِ یُوجِبُ جَوْرَ الحُکّامِ عَلَیْهِمْ

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه السّلام قَالَ ؛
یَقُولُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَصَانِی مَنْ عَرَفَنِی سَلَّطْتُ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَعْرِفُنِی .

إمام صادق علیه السّلام فرمود ؛
خداوند عزّ و جلّ می‌فرمايد هرگاه خدا شناس عصیان کند مرا ، بر او مسلّط می‌کنم خدا نشناس را .

بحارالأنوار ۷۰ / ۳۴۳ ، حدیث ۲۷ ، از کافی ۲ / ۲۷۶ ، حدیث ۳۰ .

علّامه مجلسی رحمَهُ الله میفرماید ؛
مَنْ عَرَفَنِی یعنی کسی که به ربوبیّت من و به أنبیاء و أوصیاء معترف باشد و دین حقّ داشته باشد یا از کسانی باشد که خدا را حقیقتاً می‌شناسد ، و این شناخت منافاتی ندارد که بندرت گناهی نیز از او سر بزند . مَنْ لَا یَعْرِفُنِی یعنی از کفّار و مخالفان یا أعمّ از این دو دسته و سایر ستمگران ، و ممکن است شامل شیاطین نیز بشود .

بحارالأنوار ۷۳ / ۳۴۴ .

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی

فسادُ النّاسِ یُوجِبُ جَوْرَ الحُکّامِ عَلَیْهِمْ

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه السّلام قَالَ ؛
یَقُولُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَصَانِی مَنْ عَرَفَنِی سَلَّطْتُ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَعْرِفُنِی .

إمام صادق علیه السّلام فرمود ؛
خداوند عزّ و جلّ می‌فرمايد هرگاه خدا شناس عصیان کند مرا ، بر او مسلّط می‌کنم خدا نشناس را .

بحارالأنوار ۷۰ / ۳۴۳ ، حدیث ۲۷ ، از کافی ۲ / ۲۷۶ ، حدیث ۳۰ .

علّامه مجلسی رحمَهُ الله میفرماید ؛
مَنْ عَرَفَنِی یعنی کسی که به ربوبیّت من و به أنبیاء و أوصیاء معترف باشد و دین حقّ داشته باشد یا از کسانی باشد که خدا را حقیقتاً می‌شناسد ، و این شناخت منافاتی ندارد که بندرت گناهی نیز از او سر بزند . مَنْ لَا یَعْرِفُنِی یعنی از کفّار و مخالفان یا أعمّ از این دو دسته و سایر ستمگران ، و ممکن است شامل شیاطین نیز بشود .

بحارالأنوار ۷۳ / ۳۴۴ .

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی



نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته

یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین ؛ ؛ ص51
المنقبة السادسة و العشرون‏
حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّبَرِيُ‏ «3» قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّزَّاقِ بْنُ هَمَّامٍ‏ «4» قَالَ حَدَّثَنِي مُعَمَّرٌ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ طَاوُسٍ‏ «5» عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏:
كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ‏
______________________________

(3) في الأصل: الدرى، و في اليقين و البحار: الديرى، و ما في المتن هو الصحيح أثبتناه من لسان الميزان: 1/ 349 رقم 1084 حيث قال عنه: سمع من عبد الرزاق تصانيفه و هو ابن سبع سنين، مات سنة 285 ه.
(4) في اليقين: هاشم، و في البحار: هشام، و كلاهما خطأ، تقدم ذكره في المنقبة- 10-.
(5) في اليقين: معمر بن عبد اللّه بن طاووس، و هو خطأ.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 52
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ [تَدْعُونِي بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏] «1» وَ أَنْتَ حَيٌ‏ «2» يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ وَ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ [قَدْ] «3» مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ‏ «4» وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا عَلَيْهِ‏ «5» فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ «6» اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ [لَهُ‏] «7» النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ ع فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ كَانَ اللَّهُ تَعَالَى أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزْوَةِ بَدْرٍ أَنِ اهْبِطْ إِلَى‏ «8» مُحَمَّدٍ ص وَ مُرْهُ‏ «9» أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَنْ يَجُولَ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [ذَلِكَ الْيَوْمَ‏] «10» فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ فَلَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ‏ «11»
______________________________
(1) من نسخة «أ».
(2) خ ل: اخى.
(3) من المطبوع.
(4) خ ل: يومنا.
(5) في نسخة «أ»: لسرنا ورددنا إليه.
(6) هو: دحية بن خليفة الكلبى رضيع الرسول صلّى اللّه عليه و آله، كان من أجمل الناس و كان جبرئيل عليه السلام كثيرا ما يأتي النبيّ صلّى اللّه عليه و آله بصورته، و هو الذي حمل رسالته صلّى اللّه عليه و آله الى قيصر.
روى ابن الأثير في كتابه «حجة التفضيل» ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لاصحابه:
اذا رأيتم دحية الكلبى عندي فلا يدخلن على أحد، عنه البحار: 37/ 326.
و للسيّد المرتضى بحث في ذلك تجده في البحار: 59/ 209.
(7) ليس في نسخة (ب) و المطبوع.
(8) في نسختى الأصل و خ ل: على.
(9) في نسخة «ب» و اليقين: فأمره، و في المطبوع: فمره.
(10) ليس في نسخة «ب» و المطبوع.
(11) في المطبوع: يسم.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 53
اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «1» «2».

_______
(1) في اليقين: فأنت يا على أمير المؤمنين في السماء، و أمير المؤمنين في الأرض، و لا يتقدمك بعدى الا كافر، و لا يتخلف عنك بعدى الا كافر، و ان أهل السماوات يسمونك أمير المؤمنين. و هو خلط بين هذه المنقبة و التي بعدها.
(2) عنه اليقين: 58 باب 79، و غاية المرام: 18 ح 12، و مدينة المعاجز: 8.
و أورد نحوه في الصراط المستقيم: 2/ 54 عن محمّد بن جعفر المشهديّ.
و أخرجه في البحار: 37/ 307 ح 39 عن اليقين، و مناقب ابن شهر اشوب: 2/ 253.

ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق.






"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی


نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته

یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین ؛ ؛ ص51
المنقبة السادسة و العشرون‏
حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّبَرِيُ‏ «3» قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّزَّاقِ بْنُ هَمَّامٍ‏ «4» قَالَ حَدَّثَنِي مُعَمَّرٌ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ طَاوُسٍ‏ «5» عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏:
كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ‏
______________________________

(3) في الأصل: الدرى، و في اليقين و البحار: الديرى، و ما في المتن هو الصحيح أثبتناه من لسان الميزان: 1/ 349 رقم 1084 حيث قال عنه: سمع من عبد الرزاق تصانيفه و هو ابن سبع سنين، مات سنة 285 ه.
(4) في اليقين: هاشم، و في البحار: هشام، و كلاهما خطأ، تقدم ذكره في المنقبة- 10-.
(5) في اليقين: معمر بن عبد اللّه بن طاووس، و هو خطأ.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 52
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ [تَدْعُونِي بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏] «1» وَ أَنْتَ حَيٌ‏ «2» يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ وَ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ [قَدْ] «3» مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ‏ «4» وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا عَلَيْهِ‏ «5» فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ «6» اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ [لَهُ‏] «7» النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ ع فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ كَانَ اللَّهُ تَعَالَى أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزْوَةِ بَدْرٍ أَنِ اهْبِطْ إِلَى‏ «8» مُحَمَّدٍ ص وَ مُرْهُ‏ «9» أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَنْ يَجُولَ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [ذَلِكَ الْيَوْمَ‏] «10» فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ فَلَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ‏ «11»
______________________________
(1) من نسخة «أ».
(2) خ ل: اخى.
(3) من المطبوع.
(4) خ ل: يومنا.
(5) في نسخة «أ»: لسرنا ورددنا إليه.
(6) هو: دحية بن خليفة الكلبى رضيع الرسول صلّى اللّه عليه و آله، كان من أجمل الناس و كان جبرئيل عليه السلام كثيرا ما يأتي النبيّ صلّى اللّه عليه و آله بصورته، و هو الذي حمل رسالته صلّى اللّه عليه و آله الى قيصر.
روى ابن الأثير في كتابه «حجة التفضيل» ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لاصحابه:
اذا رأيتم دحية الكلبى عندي فلا يدخلن على أحد، عنه البحار: 37/ 326.
و للسيّد المرتضى بحث في ذلك تجده في البحار: 59/ 209.
(7) ليس في نسخة (ب) و المطبوع.
(8) في نسختى الأصل و خ ل: على.
(9) في نسخة «ب» و اليقين: فأمره، و في المطبوع: فمره.
(10) ليس في نسخة «ب» و المطبوع.
(11) في المطبوع: يسم.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 53
اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «1» «2».

_______
(1) في اليقين: فأنت يا على أمير المؤمنين في السماء، و أمير المؤمنين في الأرض، و لا يتقدمك بعدى الا كافر، و لا يتخلف عنك بعدى الا كافر، و ان أهل السماوات يسمونك أمير المؤمنين. و هو خلط بين هذه المنقبة و التي بعدها.
(2) عنه اليقين: 58 باب 79، و غاية المرام: 18 ح 12، و مدينة المعاجز: 8.
و أورد نحوه في الصراط المستقيم: 2/ 54 عن محمّد بن جعفر المشهديّ.
و أخرجه في البحار: 37/ 307 ح 39 عن اليقين، و مناقب ابن شهر اشوب: 2/ 253.

ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق.




"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
عبدلعلی به تایپیک خیلی خیلی خیلی خوب و ارزنده ای اشاره کرد .دین مادری حق یا ناحق .

از کاربران گرامی تقاضا می کنم که حتما مطالب این تایپیک را مطالعه کنید .

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=155542
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
یهودی زاده منافق مزدور

بارها گفتم خیلی احمیق هستی اگه یک در ملیارد احتمال بدهی احمیقی اینجا یک در ملیارد احتمال مسلمانی توروغانت هالک و..........رو بده

فرمودنند دشمنان ما الحمد لله از حمقاء هستند
مقاله نوشت بخیال خودش اشکال به قران بکنه نه تنها هیچ دفاع نکردی بلکه با گل تاییدش فرمودی بحث رو منحرف کردی تا جوابهای بهش گم بشه و....
https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157755
تا پست 46فعلا
بارها گفتم خیلی احمیق هستی اگه یک در ملیارد احتمال بدهی احمیقی اینجا یک در ملیارد احتمال مسلمانی توروغانت هالک و..........رو بده
"

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

این روزها متعدد از اعجاز قرآن سؤال میشود، و گویا منشأ آن، کتابی است که اخیرا در فضای مجازی منتشر شده که معجزه بودن قرآن و تحدی قرآن را مورد نقد قرار میدهد، و این سبب شد تا به یاد این تاپیک بیفتم.
....
پس روش صحیح در طرح سؤال از اینکه قرآن چگونه میتواند معجزه باشد؟ آن است که ابتدا ببینیم قرآن چیست؟
وقتی میگوییم قرآن چیست؟ نه میتوانیم از حیثیت لفظ بودن قرآن صرف نظر کنیم و نه از حیثیت مفاهیم و معانی قرآن عبور کنیم، همانطور که عرض کردم همه را با هم به عنوان یک کل باید در نظر بگیریم.

و وقتی از حیثیت لفظ بودن قرآن سخن میگوییم، فورا سر و کار ما با حروف است، حرف، تنها یک صوت نیست، جهت آکوستیک حرف، فقط بخشی از فونتیک است، فون به هر صوتی گفته نمیشود، در ابتدای شرح الأمثلة آمده: «بدان که هر آوازی که بوده باشد آن را عرب صوت خواند و هر چه از دهن بیرون آید و معتمد بر مخرج فم بوده باشد آن را لفظ خوانند و لفظ بر دو قسم است....»، برای بررسی سایر جهات فونتیک: (articulatory phonetics), (acoustic phonetics), (auditory phonetics) به اینجا مراجعه کنید: Phonetics

و جالب است که قرآن آشکارا بر حروف تکیه میکند، به طوری که اگر حروف مقطعه را از قرآن بگیریم، دیگر اصلا قرآن، قرآن نیست، و جالبتر اینکه کتابی سراغ نداریم در تمام تاریخ بشر، که این روش قرآن را داشته باشد.

و نکته حائز اهمیت که در آیات تحدی مشاهده میشود، این که وقتی قرآن میگوید اگر جن و انس به کمک هم بیایند و بخواهند مثل قرآن بیاورند نمیتوانند، نمیگوید یک سوره مثل قرآن بیاورند، اینجا با اشاره به «هذا» و واژه قرآن میگوید:

17|88|قل لئن اجتمعت الإنس والجن على أن يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيرا

ظهیر، پشتیبانی و کمک و تعاون بر یک کار است، وقتی تحدی میکند به کمک کردن تمام جن و انس، اینجا حتما باید اشاره به هویت و جوهره یک واحد به عنوان کل، بنماید تا معلوم شود که تحدی نسبت به این قرآن است با همه شئونش.
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بسم الله الرحمن الرحيم
....
اين سؤال از اهميت فراواني برخوردار است، و آنچه به ذهن قاصر بنده ميرسد بايد در دو مرحله بررسي شود:

۱- قرآن چيست؟

۲- مصاحف كدامند؟


۱- قرآن چيست؟

در يك كلمه: قرآن محكمي است به تفصيل آمده، و اين توضيح خود قرآن كريم راجع به خودش است:

بسم الله الرحمن الرحيم
الر كتاب أحكمت آياته ثم فصّلت من لدن حكيم خبير (سوره مباركة هود-۱)


ميبينيم آشكارا اين آية ميفرمايد قرآن دو مرحله مترتّب بر هم دارد: مرحله إحكام، و سپس مرحله به تفصيل آمدن.
.....
این بخشی از اولین پستی است که در این تاپیک ارسال کردم.


این روزها متعدد از اعجاز قرآن سؤال میشود، و گویا منشأ آن، کتابی است که اخیرا در فضای مجازی منتشر شده که معجزه بودن قرآن و تحدی قرآن را مورد نقد قرار میدهد، و این سبب شد تا به یاد این تاپیک بیفتم.

یکی از مزایای این تاپیک، توجه به روش‌شناسی بحث است، مکرر عرض کردم که بحث ار تحریف قرآن و روایات تحریف، اگر بدون توجه به جوهره قرآن کریم باشد، از ابتدا بدانیم که بحثی ابتر است، و همچنین است بحث از اعجاز قرآن، اگر بدون توجه و کنکاش از اینکه جوهره قرآن چیست، بحث کنیم که قرآن چگونه معجزه است، از ابتدا اعلام میکنیم که بحث ابتر خواهد بود.

مثلا اگر بگوییم بدن انسان یک معجزه است، ابتدا باید ببینیم بدن انسان چیست؟ غلط است اگر برویم سراغ اینکه مثلا راه رفتن انسان یک معجزه است، یا خندیدن انسان یک معجزه است، و... ، واضح است که فورا به ذهن میرسد که مگر نمیتوان یک ربات درست کرد که راه برود یا بخندد یا.....

اما اگر بگوییم بدن انسان از آن جهت که حیات دارد و زنده است و کرسی پادشاهی و سلطنت روان و روح اوست معجزه است، کمی به مقصود از معجزه بودن بدن انسان نزدیکتر شدیم، و مثلا اگر آقای مجری از آقای دکتر سمیعی بپرسد که جایگاه عشق در مغز کجاست؟ و ایشان جواب دهد هنوز نمیدانیم که جایگاه عشق در مغز کجاست، دیگر به سرعت نمیگوییم که بیایید یک رباتی درست کنیم که عاشق میشود، یعنی میفهمیم هر کاری که پدیده‌ای از بدن انسان است، برای ساخت ربات آن، علوم بین رشته‌ای ساخت ربات، باید پشتوانه ساپورت این رفتار و پدیده را فراهم کرده باشد.

حال پس از اینکه گفتیم بدن انسان معجزه است، بگوییم که چون بدن انسان معجزه است نمیتوانید یک انگشت مثل او بسازید، ذهن اشخاص سراغ این نمیرود که بگویند ما میتوانیم یک انگشت مصنوعی بسازیم، چرا؟ چون وقتی میگوییم یک انگشتی مثل انگشت انسان بسازیم، مقصود ما انگشت به عنوان جزئی از کل است، انگشت بدن منظور است، نه یک جسم مکانیکی که بتواند کار صوری انگشت را تقلید کند، بلکه به عنوان عضوی از اکوسیستم بدن که کل او را معجزه فرض کردیم.

پس روش صحیح در طرح سؤال از اینکه قرآن چگونه میتواند معجزه باشد؟ آن است که ابتدا ببینیم قرآن چیست؟
. "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
فقط آيات محكمات از طرف خداوند هستند

آيات زير از كليدي ترين آيات قرآن كريم به شمار مي روند و در واقع فلسفه و علت نزول پياپي كتب آسماني را بيان مي دارند.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾
و پيش از تو [نيز] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه هر گاه چيزى تلاوت مى ‏نمود شيطان در تلاوتش القاى [شبهه] میکرد پس خدا آنچه را شيطان القا میکرد محو مى‏ گردانيد سپس خدا آيات خود را استوار مى‏ ساخت و خدا داناى حكيم است (۵۲)
لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾
تا آنچه را كه شيطان القا مى ‏كند براى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و [نيز] براى سنگدلان آزمايشى گرداند و ستمگران در ستيزه‏ اى بس دور و درازند (۵۳)
وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾
و تا آنان كه دانش يافته‏ اند بدانند كه اين [قرآن] حق است [و] از جانب پروردگار توست و بدان ايمان آورند و دلهايشان براى او خاضع گردد و به راستى خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏ اند به سوى راهى راست راهبر است (۵۴)

آيات فوق چه مي خواهند بگويند؟
توجه ، توجه!
القائات شيطاني چيستند؟
مرحوم طبرسي در مجمع البيان مي نويسد : «... اگر مراد تلاوت باشد ، مقصود اين است كه هرگاه پيامبران پيشين آيات خدا را تلاوت مي كردند ، مردم سخنش را تحريف مي كردند و چيزهايي برآن مي افزودند و مي كاستند ، چنانكه يهود كردند. علت اينكه اين عمل را نسبت به شيطان داده اين است كه منشأ اصلي و فريب دهنده واقعي شيطان است....»
و نيز مرحوم طباطبايي در الميزان مي گويد : «... و بنا بر معناي دوم آن(يعني قرائت و تلاوت) ، معني آيه چنين مي شود: ما قبل از تو هيچ پيامبر و رسولي نفرستاديم مگر اينكه وقتي آيات خدا را مي خوانده شيطان شبهه هايي گمراه كننده به دلهاي مردم مي افكند و ايشان را وسوسه مي كرد تا با آن آيات مجادله نموده ايمان مؤمنين را فاسد سازد ولي خداوند آنچه از شبهات كه شيطان بكار ميبرد باطل مي كرد و پيغمبرش را موفق به رد آنها مي فرمود و يا آيه اي نازل مي كرد تا آن را رد كند...»

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۷﴾

شباهتهاي بين اين آيه و آياتي را كه در بالا آمده اند مي بينيد؟ آيا كساني كه در قلوبشان زيغ نهفته همانهايي نيستند كه قلبهايشان داراي مرض است؟ آيا راسخون علم همان اوتوالعلم نيستند؟ آيا متشابهات همان القائات شيطاني نيستند؟! آيا محكمات همان آياتي كه القائات شيطان را نسخ مي كنند نمي باشند؟! هرچه هست اين است كه فتنه اصلي زير سر متشابهات و القلئات شيطان قرار دارد.

اولا نقل از مجمع البیان والمیزان باید با ذکر جلد صفحه وچاپ وسال چاپ
ثانیا حرفی رو ویرایش کردی (چون کارم برام پیش اومد ) وهمین مقدار هم کافی است
شما طبق همان حرفی که اقای حسین به اون مابو ن زنیم گفت چندین سال قبل
1دنبال حذف رسول اولا
2هدف اصلی حذف کتاب قران کریم بعد از حذف رسول ثانیا
الحمد لله همان حرف سلمان رشدی ملعون را زدی بعد از 2538پست وهدفت از زدن این تایپک وامثاله همین بود وهست
"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:42PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2020 DragonByte Technologies Ltd.