بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ﴿۲۶﴾

و چون ابراهيم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى ‏پرستيد بيزارم (۲۶)


به ترجمه آیه فوق نگاه کنید. کتاب قرآن با جدیت تمام در بسیاری از آیات ، بت تراش را پدر ابراهیم معرفی می کند. اما اکثریت مسلمانان با جدیت تمام برخلاف آن را می گویند و از آن به عنوان ناپدری و یا عموی ابراهیم نام می برند. هرجا در قرآن چنین انحراف آشکاری انجام شده، حتما یک فرضیه اساسی و امپراتوری براساس آن پیاده شده است. انحراف قرآن یعنی این.


ترجمه معمول قرآن: و چون ابراهيم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى ‏پرستيد بيزارم


این انحرافات که در قرآن انجام شده است، بسیار مهم است . اگر این "نا" در ترجمه برداشته شود، خیلی از فرضیه ها و خیالبافی ها از بین خواهد رفت. مهجور گذاشتن قرآن یعنی این.
دوست گرامی، آیا أب را عمو یا ناپدری معنا کردن امپراتوری است، یا به راحتی دو آیه قرآن را آیه تقلبی (the two false verses) نامیدن و از قرآن حذف کردن؟

در این آیه به عمو أب گفته شده:

أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (البقرة 133)

وقتی قرآن کریم تصریح میکند به نام آزر، آیا اگر نقل تاریخ، پدر ایشان را نام دیگر گفتند، محمل دیگر ندارد؟ کلمه أب با والد تفاوت میکند، و خود آزر به حضرت ابراهیم ع خطاب فرزند نمیکند، یا بنيّ نمیگوید بلکه خطاب میکند یا ابراهیم.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7...87%DB%8C%D9%85 "

يك ساعت پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿۵۷﴾
آن كسانى را كه ايشان مى‏ خوانند [خود] به سوى پروردگارشان تقرب مى ‏جويند [تا بدانند] كدام يك از آنها [به او] نزديكترند و به رحمت وى اميدوارند و از عذابش مى‏ ترسند چرا كه عذاب پروردگارت همواره در خور پرهيز است (۵۷)


آنهایی را که می خواندن خود بدنبال وسیله بودند .

این یعنی آنها کار بیهوده ای انجام میدادند که کسی را می خواندن که خود بدنبال وسیله برای تقرب به خداوند بودند
در این آیه کلی سخن هست برای کسایی که اهل تفکر هستند و از خداوند می ترسند که به شرک آلوده نشوند
دوست گرامی، به ترجمه‌ای که آوردید نگاه کنید، آشکارا اشتباه است! اصلا کلمه الوسیلة را از ترجمه آیه حذف کرده است و به جای آن تقرب گذاشته!

سؤال: الوسیلة مؤنث است، چرا به جای أیّها أقرب، أیّهم أقرب آمده؟
. "

يك ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ؛ ج‏1 ؛ ص446

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 446
و منها:
[نزل أيضا] قوله سبحانه:
أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى‏ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ [أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يَخافُونَ عَذابَهُ- إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً] «1»
474- أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ «2» [قَالَ: أَخْبَرَنَا] مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ يَحْيَى بْنِ أَحْمَدَ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ عَمَّارٍ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحِمَّانِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُسْهِرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ بَذِيمَةَ.
عَنْ عِكْرِمَةَ فِي قَوْلِهِ: أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى‏ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ قَالَ: هُمُ النَّبِيُّ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع‏
______________________________
(1). ما بين المعقوفين تفصيل لما أجمله المصنف، و كان في الأصل بعد قوله: «الوسيلة» هكذا:
«الآية».
(2). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ، وَ هَذِهِ الْجُمْلَةُ غَيْرُ مَوْجُودَةٍ فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ، وَ فِيهَا هَكَذَا:
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ يَحْيَى بْنِ أَحْمَدَ [قَالَ:] حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ عَمَّارٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْحِمَّانِيُّ ...
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 447
حسكاني، عبيد الله بن عبدالله، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، 2جلد، التابعة لوزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامي، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية - تهران، چاپ: اول، 1411 ق.

"

يك ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ﴿۲۶﴾

و چون ابراهيم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى ‏پرستيد بيزارم (۲۶)


به ترجمه آیه فوق نگاه کنید. کتاب قرآن با جدیت تمام در بسیاری از آیات ، بت تراش را پدر ابراهیم معرفی می کند. اما اکثریت مسلمانان با جدیت تمام برخلاف آن را می گویند و از آن به عنوان ناپدری و یا عموی ابراهیم نام می برند. هرجا در قرآن چنین انحراف آشکاری انجام شده، حتما یک فرضیه اساسی و امپراتوری براساس آن پیاده شده است. انحراف قرآن یعنی این.


ترجمه معمول قرآن: و چون ابراهيم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى ‏پرستيد بيزارم


این انحرافات که در قرآن انجام شده است، بسیار مهم است . اگر این "نا" در ترجمه برداشته شود، خیلی از فرضیه ها و خیالبافی ها از بین خواهد رفت. مهجور گذاشتن قرآن یعنی این.
ملحد یهودی زاده من جات بودم خودکشی می کردم جواب اقای حسین رو بده بجای تفسیر برایهات وتحریف وخیانت بخدا وقران کریم ومشرک وملحد وناصبی بودنت "

2 ساعت پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ﴿۲۶﴾

و چون ابراهيم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى ‏پرستيد بيزارم (۲۶)


به ترجمه آیه فوق نگاه کنید. کتاب قرآن با جدیت تمام در بسیاری از آیات ، بت تراش را پدر ابراهیم معرفی می کند. اما اکثریت مسلمانان با جدیت تمام برخلاف آن را می گویند و از آن به عنوان ناپدری و یا عموی ابراهیم نام می برند. هرجا در قرآن چنین انحراف آشکاری انجام شده، حتما یک فرضیه اساسی و امپراتوری براساس آن پیاده شده است. انحراف قرآن یعنی این.


ترجمه معمول قرآن: و چون ابراهيم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى ‏پرستيد بيزارم


این انحرافات که در قرآن انجام شده است، بسیار مهم است . اگر این "نا" در ترجمه برداشته شود، خیلی از فرضیه ها و خیالبافی ها از بین خواهد رفت. مهجور گذاشتن قرآن یعنی این. "

4 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
اولا: توضیح دادم که وسیله اعم از اعمال صالح و اولیاء خداست، نه اینکه فقط اشخاص باشند، لذا مانعی ندارد که وسیله اولیاء خدا، اعمال صالح باشد.

ثانیا: مانعی ندارد که اولیاء خدا، به همدیگر توسل بکنند، چون میزان توسل، امر خدا و محبوبیت وسیله نزد خداست، و معروف است که امام هادی ع شخصی را برای دعا به کربلاء فرستادند.

ثالثا: توسل، باطن مهمی دارد، و تا فرق مقامات و مراتب هر وليّ خدا در باطن خودش، معلوم نشود، سرّ این سؤال هم خوب واضح نمیشود، توسل اگر میکنند به مقام نورانیت الهیه میکنند که هر چه دارند از آن مقام که خدا به آنها داده دارند.
.
أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿۵۷﴾
آن كسانى را كه ايشان مى‏ خوانند [خود] به سوى پروردگارشان تقرب مى ‏جويند [تا بدانند] كدام يك از آنها [به او] نزديكترند و به رحمت وى اميدوارند و از عذابش مى‏ ترسند چرا كه عذاب پروردگارت همواره در خور پرهيز است (۵۷)


آنهایی را که می خواندن خود بدنبال وسیله بودند .

این یعنی آنها کار بیهوده ای انجام میدادند که کسی را می خواندن که خود بدنبال وسیله برای تقرب به خداوند بودند
در این آیه کلی سخن هست برای کسایی که اهل تفکر هستند و از خداوند می ترسند که به شرک آلوده نشوند "

4 ساعت پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
با این تعریفی که از وسیله کردید سوالی پیش می آید که اگر امکان دارد به آن پاسخ دهید

آیا پیامبر و امامان يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا هستند یا نه ؟

اگر هستند بگوئید وسیله ای که آنها انتخاب کردند چه کسایی بودند ؟

چون طرف خطاب خداوند کسایی هستند که ایمان آورده اند نمی توانید بگوئید که به پیامبر و امامان تعلق نمی گیرد
اولا: توضیح دادم که وسیله اعم از اعمال صالح و اولیاء خداست، نه اینکه فقط اشخاص باشند، لذا مانعی ندارد که وسیله اولیاء خدا، اعمال صالح باشد.

ثانیا: مانعی ندارد که اولیاء خدا، به همدیگر توسل بکنند، چون میزان توسل، امر خدا و محبوبیت وسیله نزد خداست، و معروف است که امام هادی ع شخصی را برای دعا به کربلاء فرستادند.

ثالثا: توسل، باطن مهمی دارد، و تا فرق مقامات و مراتب هر وليّ خدا در باطن خودش، معلوم نشود، سرّ این سؤال هم خوب واضح نمیشود، توسل اگر میکنند به مقام نورانیت الهیه میکنند که هر چه دارند از آن مقام که خدا به آنها داده دارند.
. "

5 ساعت پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

درباره سجده گفتید که حاضر نیستند دربرابر خداوند سجده کنند .

می شود درباره چگونگی سجده توضیحی دهید که به چه صورت است که حاضر نبودند برای خداوند سجده کنند ولی برای بت سجده کنند ؟
آیه‌ای در خاطرم نیست که برای بت سجده میکردند، اصلا اهل سجده نبودند، بلی، بلقیس و قوم او برای خورشید سجده میکردند، ولی مشرکین یادم نیست جایی آمده باشد که برای بت سجده میکردند، اگر شما میدانید بفرمایید. "

5 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته


حال آیا توسل مطابق قرآن است یا خیر نزد قرآن شرک است؟ طرفداران توسل به دو آیه معروف توسل تمسک میکنند:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (المائدة 35)

أُولئِكَ الَّذينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى‏ رَبِّهِمُ الْوَسيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يَخافُونَ عَذابَهُ إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً (الإسراء 57)


وهابیون تلاش میکنند که بگویند منظور از این وسیله، اعمال صالح است، اما مگر در قرآن کم از عمل صالح صحبت شده است؟ و نیز کدام مسلمانی در اینکه عمل صالح وسیله است شکی دارد؟ صحبت بر سر این است که چرا به قران قید میزنید؟ مگر خداوند متعال نمیتوانست صریح بگوید: وابتغوا الیه الوسیلة بالاعمال الصالحة؟ چرا مطلق فرمود؟ و آن هم شرک که بسیار نزد قرآن عظیم است، چرا قرآن طوری وسیله را مطلق بگوید که این همه طرفداران قرآن به اشتباه بیفتند؟

به هر حال، طرفداران توسل، اگر احساس کنند که توسل امری «من دون الله» است آن را رها میکنند، اما واقعا عقیده دارند که دستور قرآن است، و سلطان از ناحیه خداوند متعال بر مطلوبیت توسل آمده است.
.
با این تعریفی که از وسیله کردید سوالی پیش می آید که اگر امکان دارد به آن پاسخ دهید

آیا پیامبر و امامان يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا هستند یا نه ؟

اگر هستند بگوئید وسیله ای که آنها انتخاب کردند چه کسایی بودند ؟

چون طرف خطاب خداوند کسایی هستند که ایمان آورده اند نمی توانید بگوئید که به پیامبر و امامان تعلق نمی گیرد "

5 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
با بحثهایی که در این مدت انجام گرفته، و با اطلاعی که هر کس از اوضاع میدانی مسلمین دارد، فهم معنای «من دون الله» در قرآن کریم، نقش محوری دارد، چه کسی میتواند انکار کند که در شاکله مسلمین، چیزی به نام توسل هست، و طرفداران آن، با استناد به قرآن، توسل را امری دینی و هماهنگ با توحید میدانند، و در مقابل، ابن تیمیه و وهابیون، هر چند اصل توسل را قبول دارند ولی تقسیم میکنند به توسل به ذات و توسل به فعل، و مبلغین آنها مرتب به آیات قرآن در مورد خواندن غیر خدا (یدعون من دون الله) سان میدهند و همه را متهم به شرک میکنند.

در اینجا لازم است از آثار و لوازم، پی به مقصود آیات قرآن از «من دون الله» و مقصود قرآن از مشرکین و بت پزستی آنها برد، قرآن چه کسانی را به عنوان مشرک خطاب میکند؟ چند وصف را که بنده میدانم عرض میکنم و سایر دوستان تکمیل بفرمایند.

۱- مشرکین الله را قبول دارند و به او قسم میخورند و او را خالق میدانند اما وقتی از آنها میپرسید پس چرا این بتها را میپرستید برای اینکه دچار تناقض نشوند جواب میدهند اینها شفعاء ما نزد خداوند هستند و ما اینها را میپرستیم تا ما را به خدا نزدیک کنند، اما دروغ میگویند و فقط برای فرار از این است که تناقض نگفته باشند که هم الله را قبول دارند و هم بت میپرستند.

در هر دو مورد که گفتند: «بت‌ها شفعاء ما هستند» و گفتند: «پرستش میکنیم آنها را تا ما را به الله نزدیک کنند»، قرآن کریم مطلب را نسبت به دروغ میدهد:

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ (يونس 17) وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ (يونس 18)

به آیه ۱۷ نگاه کنید که چگونه قبل از آیه ۱۸ زمینه سازی میکند.


أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في‏ ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ
(الزمر 3)

به کلمه کاذب نگاه کنید که به دنبال حرف آنها آمده است..
اینا همه درست که خداوند را قبول دارند
و اینکه می گویند اینهارا وسیله بین خود وخدا می دانند اما دروغ می گویند
حالا چرا دروغ می گویند فقط بخاطر اینکه کارخودرا موجه نشان دهند ؟
یا نه بخاطر باورهایشان که به آنها رسیده وآن را باوردارند دروغ می گویند ؟


نقل قول:
۲- نتیجه صفت قبلی این است که هر چه رنگ الله دارد از آن فرار میکنند، لذا مشرکین به هیچ وجه حاضر نیستند برای خدا سجده کنند، یعنی محور زندگی آنها بت است و سخن از الله گفتن از ریشه‌های دینی از زمان حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام است، اما دین آنها فعلا جز بت و پرستش آن نیست.

نتیجه گیری خوبی کردید اما باید فهمید چرا از هرچه رنگ خدایی دارند فرار می کنند آیا به این خاطر نیست هرچه رنگ الله دارد با باورهایشان درتضاد است و ویران کننده باورهایی اباو اجادیشان است ؟

درباره سجده گفتید که حاضر نیستند دربرابر خداوند سجده کنند .

می شود درباره چگونگی سجده توضیحی دهید که به چه صورت است که حاضر نبودند برای خداوند سجده کنند ولی برای بت سجده کنند ؟
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
http://www.iranclubs.org/forums/show...83#post2320683


نقل قول:
در اصل توسط abaaliابن عمر مأبون زنیم وهابی ....... نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
[إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ- اعراف-194
در حقيقت كسانى را كه به جاى خدا مى‏خوانيد بندگانى امثال شما هستند پس آنها را [در گرفتاريها] بخوانيد اگر راست مى‏گوييد بايد شما را اجابت كنند
نقل قول:hosyn
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، این آیه ۱۹۴ است، آیه ۱۹۳ و ۱۹۵ را هم بیاورید و هر سه را به ترتیب یک ترجمه روان بکنید.
hosyn

قبل از بحث استثناء متصل و منقطع، ابتدا اصل این آیه شریفه ۱۹۴ از سوره مبارکه اعراف را که شما اساس این تاپیک قرار دادید (و بنده هم از همان ابتدا درخواست کردم آیه قبل و بعد آن را هم بیاورید و نیاوردید که نیاوردید! گویا که قبل و بعد آن قرآن نیست!!) بررسی کنیم:

وإن تدعوهم إلى الهدى لا يتبعوكم سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صامتون (193) إن الذين تدعون من دون الله عباد أمثالكم فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صادقين (194) ألهم أرجل يمشون بها أم لهم أيد يبطشون بها أم لهم أعين يبصرون بها أم لهم آذان يسمعون بها قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلا تنظرون (195) إن وليي الله الذي نزل الكتاب وهو يتولى الصالحين (196) والذين تدعون من دونه لا يستطيعون نصركم ولا أنفسهم ينصرون (197) وإن تدعوهم إلى الهدى لا يسمعوا وتراهم ينظرون إليك وهم لا يبصرون (198)


اکنون ترجمه فارسی این چند آیه را از کتاب فتح الرحمان بترجمة القرآن از شاه ولي الله دهلوی که چند سال پیش وزارت اوقاف عربستان سعوی در سطح وسیع آن را چاپ و منتشر کرده است میآوریم تا معنا و مقصود آیه را از زبان این مترجم ببینیم، این مترجم (متوفی ۱۱۷۶) خود مخالف توسل به مردگان است و شاگرد مکتب ابن تیمیه است:


ترجمه شاه ولي الله دهلوی:

و اگر بخوانيد بتان را بسوى راه هدايت پيروى نكنند شما را برابرست بر شما آنكه دعوت كنيد ايشان را يا خاموش باشيد اى مشركان
هر آئينه كسانيكه عبادت ميكنيد ايشان را بجز خدا بندگانند مانند شما پس بخوانيد ايشانرا و بايد كه قبول كنند دعاى شما را اگر راست‏گو هستيد
آيا بتان را پايهاست كه راه ميروند بآن آيا ايشان را دستهاست كه تناول ميكنند بآن آيا ايشانرا چشمهاست كه مى‏بينند بآن آيا ايشانرا گوشهاست كه مى‏شنوند بآن بگو اى مشركان بخوانيد شريكان خود را بعد از ان بد سگالى كنيد در حق من و مهلت مدهيد مرا
هر آئينه كارساز من خداست آنكه فرود آورد كتاب را و او كارسازى ميكند نيكوكاران را
و آنانكه ميخوانيد ايشان را بجز خدا نمى‏توانند يارى دادن شما را و نه خود را يارى ميدهند
و اگر دعوت كنيد ايشانرا بسوى راه هدايت نه شنوند سخن شما را و اى بيننده مى‏بينى بتان را كه مى‏نگرند بسوى تو و حال آنكه ايشان هيچ نمى‏بينند



ملاحظه میکنید که مترجم، سه بار کلمه (بتان) را به کار برده و صحیح هم میگوید، چون مقصود آیه بر هر منصف واضح است، آیه ۱۹۸ میگوید: تراهم ینظرون الیک و هم لا یبصرون، شما را به خدا آیا به ذهن احدی میرسد که یعنی (مردگان در گور را میبینی در حالی که گویا به تو نگاه میکنند اما نمیبینند!) چه کسی مرده در قبر را میبیند که گویا او را مینگرد؟! این معلوم است وصف مجسمه بتان است که مجسمه گویا ما رانگاه میکند اما ما را نمیبیند! در آیه دیگر میگوید: و ان یسلبهم الذباب شیئا لا یستنقذوه منه، اگر مگس این چیزهایی که شما به بت میزنید از عطر و غیر آن، از او برباید نمیتواند بت آن را بازپس بگیرد!

قبلا عرض کردم که مخاطب آیه مشرکان مکه هستند اما شما برای اینکه آیه را با مقصود خود وفق دهید (تدعون) را (یدعون) هم ترجمه کردید!! و عبارت فلیستجیبوا لکم، با این توضیح واضح است، یعنی همان چیزی که حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام خطاب به بتها فرمود:

فراغ إلى آلهتهم فقال ألا تأكلون (91) ما لكم لا تنطقون (92) فراغ عليهم ضربا باليمين (93) فأقبلوا إليه يزفون (94) قال أتعبدون ما تنحتون (95) والله خلقكم وما تعملون (96)

یعنی اول از آنها پرسید: آیا چیزی نمیخورید؟ و چون جوابی نشنید (فلیستجیبوا لکم) گفتند: ما لکم لا تنطقون؟ یعنی چرا حرف نمیزنید؟ چرا جواب من را نمیدهید؟ و سپس یک کشیده بر آنها نواخت! پس مشرکان بر او هجوم کردند، اما ایشان گفت: آیا پرستش میکنید چیزی را که خود تراشیدید؟! در حالیکه خداوند هم شما و هم چیزهایی را که درست میکنید آفریده است!


در این آیات مورد بحث ما، دو بار تکرار میشود: ان تدعوهم الی الهدی، آیا معقول است که کسانی که توسل میکنند به مردگان، آن مردگان را به سوی هدایت بخوانند؟! معلوم است که مقصود این است که اگر با این بتها حرف بزنید و حتی بخواهید آنها را راهنمایی هم بکنید و مثلا بگویید: ای بت عزیز، به دنبال من بیا! هرگز به دنبال شما راه نمیافتند! لا یتبعوکم! در حالی که در قضیه توسل به اولیاء خدا، کار بر عکس است، توسل کننده میخواهد متابعت آن ولیّ خدا بکند تا هدایت شود، نه اینکه دعا کننده بخواهد آن مدعوّ را به راه راست هدایت کند که این آیات دو بار تکرار میکند: ان تدعوهم الی الهدی لا یتبعوکم، و در دفعه اول اضافه میکند: چه حرف بزنید و چه ساکت شوید برای بتها فرفی نمیکند! و در دفعه دوم اضافه میکند: گویا این بتها تو را مینگرند اما نمیبینند!
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"

نقل قول:
در اصل توسط طارقهمان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردم نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
گرامی موضوع گیرافتادن شما نیست
hosyn
اگر موضوع این نیست پس چرا جواب استدلال من را نداده دوباره همان سؤال اول را تکرار میکنید؟!

دوست گرامی، اینکه میگویند در مناظره، روی یک مطلب تاکید کنید و میخ یک سؤال را بکوبید و سؤال را تکرار کنید، مربوط به جایی است که طرف بحث، از یک شاخه به شاخه دیگر میرود، و پاسخ سؤال را نمیدهد، و از جواب دادن طفره میرود، نه جائیکه طرف بحث، استدلال کرده و تحلیل ارائه داده و در حد وسع خودش، سؤال را جواب داده، ما دوباره بدون اینکه جواب تحلیل او را بدهیم، تنها سؤال را تکرار کنیم! اگر از کسی بپرسید: دیروز حسن کجا رفته بود؟ و او جواب دهد: به تهران رفته بود، آیا صحیح است که بگویید: نشنیدی چه گفتم؟ پرسیدم دیروز حسن کجا رفته بود؟!

شما حتی یک کلمه جواب تحلیل من راجع به عقیده کامن خاموش، و عقیده اکتیو که بر عقیده قبلی سوار شده، بدون اینکه کودتا کرده باشد، را ندادید!




نقل قول:
در اصل توسط طارقهمان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردم نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
متحیرم که چرا هم خدارا قبول داشتند هم نداشتند ؟
hosyn
وقتی یا عبارت من را نخوانده جواب میدهید و یا قصد شانتاژ دارید، طبیعی است متحیر باشید!

توضیح کافی دادم که فونداسیون فرهنگ مشرکین، ملة حضرت ابراهیم بود، پس طبیعی است که نام الله و مناسک حج و... اینها در بین آنها مانده باشد، فرهنگ شرک، به تدریج خودش را با سنت حضرت ابراهیم ع توجیه کرده، و برآن سنت، سوار شده بود، نه اینکه بر علیه آن سنت کودتا کرده باشد، اگر فرهنگ جدید مشرکین، بر علیه فرهنگ توحید ابراهیمی ع، کودتا کرده بود، تحیر شما به جا بود که چگونه هم خدا را قبول داشته باشند و هم نداشته باشند، مگر مثال واضح عرض نکردم که با اینکه مردم ایران، آتش پرست نیستند، اما از رسوبات فرهنگ باستانی، چهارشنبه سوری را مثل آتش‌پرستها بر پا میدارند!




نقل قول:
در اصل توسط طارق همان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردمنوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
فکر می کنم آن قسمتی را که مشرکین خداوند را قبول داشته اند را از قرآن فهمیده باشید .
ووقتی که گفتی اصلا خدارا قبوا نداشتند را بر طبق داده های خارج از قرآن بوده باشد .
hosyn
دوست گرامی، آیا و جعلوا بینه و بین الجنة نسبا در قرآن شما نیست؟! گویا در قرآن مسلمین هست! گویا بایکوت کردن آیاتی که شاهد آوردم، خیلی راحت‌تر از جواب دادن آنهاست! و جعلوا لله شرکاء الجن و خلقهم و خرقوا له بنین و بنات، در قرآن شما نیست؟! و جعلوا له من عباده جزءا ...و اذا بشّر احدهم بما ضرب للرحمن مثلا ظلّ وجهه مسودّا و هو کظیم در قرآن نیست؟!


نقل قول:
در اصل توسط طارق همان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردمنوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
خداوند به ما خبر می دهند که مشرکین خدارا قبول داشته اند دیگر چرا بخواهیم بخاطر اینکه این خبر با شنیده هایمان متفاوت است را انکار کنیم و آن را بادادهایمان هماهنگ کنیم .
hosyn
از نکات جالب در قبول داشتن خدا این است که مبدء و معاد با هم هستند، یعنی در ادیان الهی، قبول داشتن خدا، معادل قبول داشتن معاد است، و چون عقیده به خداوند نزد مشرکین، تحریف شده بود، لذا اصلا اعتقادی به زنده شدن پس از مرگ و یا بازگشت به خداوند نداشتند، و در آیاتی که خداوند از آنها اقرار میگیرد که طبق سنت حضرت ابراهیم به خدا اقرار کنند، غرض از آیات این است که بفرماید پس باید همراه قبول خدا، معاد را هم قبول داشته باشید، یعنی همان معادی که قبول داشتند که در سنت باستانی بوده و آنها نام آن را اساطیر الاولین میگذاشتند:

قَالُواْ أَ ءِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَابًا وَ عِظَامًا أَ ءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ(82) لَقَدْ وُعِدْنَا نحَْنُ وَ ءَابَاؤُنَا هَاذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَطِيرُ الْأَوَّلِينَ(83) قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَ مَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(84) سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلَا تَذَكَّرُونَ(85) ...


نقل قول:
در اصل توسط طارق همان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردمنوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
خودتو نمونه زنده مشرکین معاصرپیامبر هستی وپاش بیفته به خاطر دفاع از عقیده ات به تمام مقدسات توهین می کنی همانطور که گفتی آیات قرآن به اندازه پشم گوسفندهم ارزش ندارد
hosyn
خیر دوست گرامی، اگر دوستمان در مقابل اینکه شما به عقیده او حتی بالاترین اهانت را میکردید او برمیگشت و به قرآن اهانت میکرد، حرف شما درست بود، اما شما متواترات و واضحات دین را به عنوان دین مادری و بدعت، رد میکنید، آشکارا میگویید نماز ظهر در اسلام نیست! بلکه اساسا سجده و رکوع در نماز نیست! یعنی چیزهایی که مثل تواتر قرآن کریم، و مثل تواتر اینکه پیامبری بوده است که قرآن بر او نازل شده، متواتر و واضح هستند، و حتی کفار هم میدانند که سجده و رکوع نماز مسلمین، کار پیامبر آنها بوده، وقتی کسی، نه برای اهانت شما به عقیده او، بلکه به خاطر اینکه واضحات و متواترات را انکار میکنید، میخواهد نشان دهد که قرآن هم در متواتر بودن با سایر متواترات، فرقی ندارد، آیا به قرآن فحش داده است؟ آیا به قران که اساسش بر تواتر است، اهانت کرده است؟! جالب است که خود شما هم عین کلمه ایشان یعنی کلمه (ارزش) را تکرار میکنید، و حال آنکه نفی ارزش، فحش دادن نیست، وقتی شما برای متواترات ارزش قائل نیستید، یعنی نماز ظهر و یا سجده کردن در نماز را به اندازه یک ارزن، برایش ارزش قائل نمیشوید، پس چگونه میخواهید در سیستم فکری شما، قرآن هم که اساس آن بر تواتر است، ارزش داشته باشد؟!




نقل قول:
در اصل توسط طارقهمان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردم نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
جناب حسین اگر برای خدافرزندقائل بودن نشانه این است که خداوند را قبول نداشتند .

پس به عقیده شما باید گفت نه مسییحیت نه یهودیان خداوندرا قبول ندارند چون خداوند را دارای پسر می دانند ؟

حالا برو از یک یهودی و یا مسیحی بپرس که خدارا قبول داری یا نه ببین چه جوابی به تو می دهند ؟
hosyn
نکته خوبی اشاره کردید، تمام این حرفهای شما را قرآن کریم جواب میدهد، یهودی ومسیحی، هم خداوند را قبول دارند و هم معاد را، و اساسا جزء ادیان الهی هستند، اهل کتاب هستند، ولی مشرکین اصلا اهل کتاب نیستند، مرتب قرآن گوشزد میکند که اگر راست میگویید، برای حرفهایتان یک سند و کتاب الهی نشان دهید، و لذا مشرکین، اصلا معاد را قبول ندارند، و معاد را که از رسوبات سنت حضرت ابراهیم در بین آنها مانده، جزء اساطیر الاولین میدانند، چرا؟ چون خدای آنها تحریف شده است، تبدیل شده است به مردی که با زن جن، ازدواج کرده و صاحب دختر و پسر شده است! و خیلی به دخترانش علاقه دارد! این خدا، نمیتواند محل امید بازگشت به سوی او باشد! زنده شدن پس از مرگ، جزء اساطیر پیشینیان شده است، به جای بازگشت به خدا، همین جا، خدا، یک زن خوشگل دارد، به دو واژه: الله، اللات، نگاه کنید، اللات که نام یک بت است، مؤنث الله است، مثلا ملکه همسر خدا.

بنابر این وقتی مشرکین میگفتند: پسر خدا یا دختر خدا، خرقوا له بنین و بنات، منظورشان دختر و پسر متولد شده از ازدواج خدا با یک زن جن بود، اما میبینیم که یهود و نصاری هم برای خدا پسر قائل هستند، اما کسی شک ندارد که یهود و نصاری برای خدا ازدواج با همسر و سپس متولد شدن یک فرزند برای او، قائل نیستند، بلکه قرآن میفرماید اینها ادای مشرکین را در آوردند! یضاهؤن قول الذین کفروا من قبل! یعنی میدانند که خدا فرزند ندارد، اما از به کار بردن لفظ پسر برای خدا توسط کفار، خوششان آمده، چون نزدیک‌ترین رابطه بین دو شخص، رابطه پدر فرزندی است، و آنها برای نزدیکترین افراد به خدا، از این استعاره کمک گرفتند، نه اینکه واقعا بگویند خدا ازدواج کرده و از مقاربت او با زنش، فرزند برایش پیدا شده:

وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى‏ الْمَسيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (التوبة 30)


خوب دقت کنید: آیه تصریح میکند: ذلک قولهم بافواههم، یعنی فقط و فقط زبانی است که میگویند فرزند دارد، و سپس رمز این کاربرد محضا زبانی را چنین توضیح میدهد: یضاهؤن قول الذین کفروا من قبل، میخواهند ادای حرف کفار پیشین که برای خدا فرزند قائل بودند، درآورند! و لذا در جای دیگر قران نقل میکند که یهود و نصاری همگی خودشان را پسر خدا میدانند:

وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى‏ نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ إِلَيْهِ الْمَصيرُ (المائدة 18)

و وقتی کلمه أحبّاؤه اضافه میشود، معلوم است که مقصود آنها، بنوّت و فرزندی تشریفی است، یعنی محبوب و مقرّب نزد او هستند، نه اینکه از ازدواج او با همسر، حاصل شده باشند!




نقل قول:
در اصل توسط طارقهمان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردم نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
حالا برو از یک یهودی و یا مسیحی بپرس که خدارا قبول داری یا نه ببین چه جوابی به تو می دهند ؟
hosyn
حالا شما بروید و یه یک یهودی یا مسیحی، به عنوان دفاع از خدا و God ،بالاترین فحش را به حضرت عیسی یا عزیر بدهید، اگر در مقابل، او هم به خدا فحش داد، حرف شما صحیح است، اما اگر حاضر نشد فحش بدهد، بدانید که فرهنگ اهل کتاب در قائل شدن به فرزند برای خدا، با فرهنگ مشرکین در قائل شدن فرزند برای خدا، متفاوت است، در جناح‌گرائی اجنماعی، امر کاملا ممکنی است که برای دفاع از پسر یا دختر نسبی، رسما به پدر او، فحش بدهند، چون دو جناح را تشکیل داده‌اند، اما اگر کسی را به عنوان تشریف، پسر رئیس حزب، قرار دهند، هرگز ممکن نیست به خاطر او، پدر تشریفی او را فحش بدهند، چون جدائی بین آن دو، غیر ممکن است، و این پر واضح است.




نقل قول:
در اصل توسط طارق همان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردم .....نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

خود حسین گفت مشرکین اصلا خدایی را فبول نداشتند
آن وقت شما ازبان حسین می گی قبول داشتند .
hosyn
چندین بار توضیح دادم که اصلا خدائی را که همسر و فرزند نسبی نداشته باشد، قبول نداشتند، حتی امروزه آتئیست‌ها به دروغ میگویند یکی از بتهای داخل کعبه، نامش الله بود، یعنی هم مرد خانواده، بت الله بود، و هم زن خانواده، بت اللات بود، و هم دختران متولد شده، بت‌های دیگر مثل عزّی و مناة و... بودند!

روزی که برای شما گذشت و پشیمانی به بار آمد، آنوقت است که تازه به آیاتی که تحریف میکنید، نظر جدی و جدید بکنید، و برایتان واضح شود که موجب غضب خدا بر خودتان شدید، مکرر آیاتی میآورید و همز و لمز به مخاطب خود میکنید و حال آنکه اصلا ربطی ندارد، شاید همین چند روز پیش بود که با آب و تاب، آیه شریفه ذباب راآورده بودید به خیال اینکه شاهکار کردید! شما را به خدا، چند بار با دقت از اول تا آخر این آیه را بخوانید ببینید چه میگوید؟ ان یسلبهم الذباب شیئا لا یستنقذوه منه ضعف الطالب و المطلوب، مشرکین بر بتهای خود، از بخورات و عطر و سایر تزیینات، استفاده میکردند، و طبیعی است که مگس‌ها جمع شوند تا از ذرات اینها استفاده کنند، آیه میگوید: همه این بتها اگر جمع شوند نمیتوانند یک مگس خلق کنند که هیچ! اگر مگس چیزی از تزیینات اینها از آنها برباید نمیتوانند از او بازپس بگیرند، در آیه دیگر میگوید: تراهم ینظرون الیک و هم لا یبصرون، بت‌ها را میبینی که به تو نگاه میکنند در حالی که تو را نمیبینند! کنار مجسمه رفته‌اید؟! گویا شما را نگاه میکند، اما میدانید شما را نمیبیند! و در اینجا بیشتر بحث شده است:

http://www.iranclubs.org/forums/show...83#post2320683

*****************

و هر کس بخواهد با دیده انصاف این بحث را دنبال کند، وجه درغگو بودن مشرکین را در این آیه که سابق آوردم، پی جوئی کند:

وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في‏ ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ

واقعا اینها در چه چیز دروغ میگفتند؟

hosyn
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
.... و لذا نخبگان فرهنگ بت‌پرستی، سعی میکردند که بین سنت ثانویه بت‌پرستی با سنت اولیه ابراهیمی جمع کنند، یعنی کار خود را توجیه کنند به نفع بت‌ها، و نه به نفع توحید و سنت حضرت ابراهیم ، و لذا خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید شماها دروغ میگویید در این توجیهی میکنید:

أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في‏ ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ (الزمر 3)

ملاحظه کنید که آیه شریفه میفرماید: خدا شما را، که در این ادعا دروغگو هستید، هدایت نمیکند، چون تنها مقصود شما در این سخن ظاهری، توجیه بت‌پرستی است، در عین حال که نمیتوانید سنت اولیه باستانی و دیرین را اصلا اعتنا نکنید، اگر تعارض شد فحش میدهید، و اگر تعارض نشد توجیه میکنید.


.
"

8 ساعت پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
در همین سوره مبارکه انعام آیه ۱۰۸ و ۱۰۹ به خوبی بیان میفرماید که حال کسانی که غیر خدا را میخوانند و مشرک هستند چگونه است:

وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (الأنعام 108) وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ (الأنعام 109)

و آنهايى را كه جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى، خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم. آن گاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، و ايشان را از آنچه انجام مى‏دادند آگاه خواهد ساخت. (108) و با سخت‏ترين سوگندهايشان، به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزه‏اى براى آنان بيايد، حتماً بدان مى‏گروند. بگو: «معجزات، تنها در اختيار خداست.» و شما چه مى‏دانيد كه اگر [معجزه هم‏] بيايد باز ايمان نمى‏آورند. (109)


خداوند متعال حجت را بر همگان در مقصودش از مشرکین، تمام فرموده است، میفرماید: این مشرکین، غیر خدا را میخوانند، و حال آنها اینطوری است که اگر به آنچه آنها از غیر خدا میخوانند دشنام دهید، آنها هم در عوض، الله تبارک و تعالی را دشنام میدهند، و کأنّ در آیه بعد بیان میکند که مبادا گمان کنید خدا را قبول ندارند، به خدا قسم هم میخورند، اما اصل کار آنها بت پرستی است، و طوری نسبت به بتها حساسیت دارند که اگر به بتها دشنام دهید آنها هم به الله که خودشان به او فسم میخورند دشنام میدهند.

لعنت خدا بر مشرکین که وقتی بتهای ایشان را دشنام میدهند به الله دشنام میدهند، و چه علامتی واضح‌تر از این برای توصیف مشرکین، که قرآن میتوانست بیان فرماید؟!
.
با بحثهایی که در این مدت انجام گرفته، و با اطلاعی که هر کس از اوضاع میدانی مسلمین دارد، فهم معنای «من دون الله» در قرآن کریم، نقش محوری دارد، چه کسی میتواند انکار کند که در شاکله مسلمین، چیزی به نام توسل هست، و طرفداران آن، با استناد به قرآن، توسل را امری دینی و هماهنگ با توحید میدانند، و در مقابل، ابن تیمیه و وهابیون، هر چند اصل توسل را قبول دارند ولی تقسیم میکنند به توسل به ذات و توسل به فعل، و مبلغین آنها مرتب به آیات قرآن در مورد خواندن غیر خدا (یدعون من دون الله) سان میدهند و همه را متهم به شرک میکنند.

در اینجا لازم است از آثار و لوازم، پی به مقصود آیات قرآن از «من دون الله» و مقصود قرآن از مشرکین و بت پزستی آنها برد، قرآن چه کسانی را به عنوان مشرک خطاب میکند؟ چند وصف را که بنده میدانم عرض میکنم و سایر دوستان تکمیل بفرمایند.

۱- مشرکین الله را قبول دارند و به او قسم میخورند و او را خالق میدانند اما وقتی از آنها میپرسید پس چرا این بتها را میپرستید برای اینکه دچار تناقض نشوند جواب میدهند اینها شفعاء ما نزد خداوند هستند و ما اینها را میپرستیم تا ما را به خدا نزدیک کنند، اما دروغ میگویند و فقط برای فرار از این است که تناقض نگفته باشند که هم الله را قبول دارند و هم بت میپرستند.

در هر دو مورد که گفتند: «بت‌ها شفعاء ما هستند» و گفتند: «پرستش میکنیم آنها را تا ما را به الله نزدیک کنند»، قرآن کریم مطلب را نسبت به دروغ میدهد:

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ (يونس 17) وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ (يونس 18)

به آیه ۱۷ نگاه کنید که چگونه قبل از آیه ۱۸ زمینه سازی میکند.


أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في‏ ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ
(الزمر 3)

به کلمه کاذب نگاه کنید که به دنبال حرف آنها آمده است.


۲- نتیجه صفت قبلی این است که هر چه رنگ الله دارد از آن فرار میکنند، لذا مشرکین به هیچ وجه حاضر نیستند برای خدا سجده کنند، یعنی محور زندگی آنها بت است و سخن از الله گفتن از ریشه‌های دینی از زمان حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام است، اما دین آنها فعلا جز بت و پرستش آن نیست.

وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُوراً (الفرقان 60)

به تعبیر «زادهم نفورا» نگاه کنید، آیا کسی که خدا را قبول دارد وقتی به او میگویند برای خدا سجده کند باید نفرتش بیشتر شود؟ هرگز، پس دین آنها بت است، و به هیچ وجه حاضر نیستند سجده کنند، و شواهد تاریخی این مطلب هم که روشن است که بدترین چیز نزد مشرکین نماز خواندن و سجده کردن بود.


۳- مشرکین به الله قسم میخورند که زنده شدن پس از مرگ وجود ندارد:

وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى‏ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
(النحل 38)

شاخصه اینکه انسان دنبال بت برود و همه چیز را بر همین بت منحصر کند این است که دنیایی ورای این دنیا قائل نباشد، و اگر الله هم میگوید، صرف لفظ است، نه آن خدایی که به ملاقات او میرود.



۴- مشرکین تلفظ آنها به الله فقط برای فرار از بازمانده‌های فرهنگ توحیدی از زمان حضرت ابراهیم ع در بین آنهاست، و لذا اگر نزاع جدی شد و مخالفین آنها به بتها دشنام دادند فورا آنها هم همه چیز را فراموش کرده و به الله تبارک و تعالی دشنام میدهند:

وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
(الأنعام 108)


۵- این اوصاف، دلالت واضح دارد بر اینکه چگونه آنچه مشرکین دنبالش هستند «من دون الله» است، بت‌پرستی جز دشمنی با خدا نیست، اما وهابیون و طرفداران ابن تیمیه از قرن هشتم تا کنون یک غوغا به پا کردند، توسل رایج بین مسلمین را به استناد این آیات، شرک دانستند، اما آنها سنت را قبول دارند، و بعض کاربران اینجا که سنت را قبول ندارند، میتوانند سفارش کنند که اصلا به تاریخ و حدیث و... گوش ندهید، اما نمیتوانند سفارش کنند که اگر تاریخ به گوشتان خورد، خود را به نفهمی بزنید و هیچ نفهمید! فهمیدن دست خودشان نیست! به هر حال وهابیون و قرآنیون نمیتوانند واضحات تاریخ را منکر شوند، خلیفه دوم در ملأ عام که در صحیح‌ترین کتاب حدیث نزد اهل سنت هم آمده، هنگام یک کار رسمی اجتماعی حکومتی یعنی نماز استسقاء، عموی پیامبر ص یعنی عباس را به صحراء برد و جلوی مسلمین گفت: خدایا ما تا وقتی پیامبر تو بود به او توسل میکردیم و اکنون که او نیست به عموی او توسل میکنیم.

تمام! توسل بین مسلمین بود، خوب وهابیون چه کنند؟ ابن تیمیه چه کند؟ گفت: این توسل به ذات نبود چون توسل به ذات شرک است! خوب، هر چه بود، پس اصل توسل قابل انکار نیست، وهابیون میگویند چرا عمر سراغ قبر پیامبر نرفت و سراغ عموی ایشان رفت؟ پس معلوم میشود توسل به زنده مانعی ندارد و توسل به قبر، شرک است، اما واضح است که نماز استسقاء باید در صحراء باشد، و عمر نمیتوانست که مضجع رسول الله ص را به صحرا ببرد، و لذا وقتی در مسجد شخصی بلند صحبت کرد و فهمید اهل مدینه نیست گفت اگر اهل مدینه بودی با این تازیانه ادبت میکردم! چرا؟ چون نزد قبر شریف صدایت را بلند کردی، و عائشه هم کوّه‌ای از بالای سقف قبر مطهر باز کرد و گفت دعا کنید، و...


حال آیا توسل مطابق قرآن است یا خیر نزد قرآن شرک است؟ طرفداران توسل به دو آیه معروف توسل تمسک میکنند:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (المائدة 35)

أُولئِكَ الَّذينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى‏ رَبِّهِمُ الْوَسيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يَخافُونَ عَذابَهُ إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً (الإسراء 57)


وهابیون تلاش میکنند که بگویند منظور از این وسیله، اعمال صالح است، اما مگر در قرآن کم از عمل صالح صحبت شده است؟ و نیز کدام مسلمانی در اینکه عمل صالح وسیله است شکی دارد؟ صحبت بر سر این است که چرا به قران قید میزنید؟ مگر خداوند متعال نمیتوانست صریح بگوید: وابتغوا الیه الوسیلة بالاعمال الصالحة؟ چرا مطلق فرمود؟ و آن هم شرک که بسیار نزد قرآن عظیم است، چرا قرآن طوری وسیله را مطلق بگوید که این همه طرفداران قرآن به اشتباه بیفتند؟

به هر حال، طرفداران توسل، اگر احساس کنند که توسل امری «من دون الله» است آن را رها میکنند، اما واقعا عقیده دارند که دستور قرآن است، و سلطان از ناحیه خداوند متعال بر مطلوبیت توسل آمده است.
. "

8 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
توضیح دادم که فورا در آیه بعد یادآوری میکند که به الله قسم میخورند، اما (آیه ۱۰۸) وقتی به بت آنها دشنام دهید به الله دشنام میدهند، دقت کنید، به الله دشنام میدهند، نه به ربّ مسلمین یا اله مسلمین، اگر کسی در بحث بگوید خدای تو را قبول ندارم، وصف به کار برده است، اما اگر بگوید الله را قبول ندارم با صاحب نام دشمن است نه با وصفی که مخاطب قصد میکند، در قرآن چقدر آمده ربک، ربهم، ربه، الهک، آلتهم، اما حتی یک مورد نیامده: اللهک، اللههم، یعنی الله تو یا الله ایشان معنا ندارد، و صریحا در آیه نقل میکند که به الله دشنام میدهند وقتی به بت آنها دشنام بدهید.



.
میدانی چرا بااینکه به الله قسم می خوردن ولی وقتی می شنیدن به بت هایشان دشنام داده می شد به الله از روی نادانی دشنام می دادند ؟

چون آنها نیز فقط الله خودرا باور داشتند نه الله مومنین را

به خدایی باورداشتند که دارای فرزند بود و انهارا وسیله ایی برای تقرب به خودش قرار داده بود
به خدایی باورداشتند که فرزندانش اختیار داشتند که دعاهای آنهارا اجابت کنند و...
ولی وقتی می شنیدن خدای مومنین نه فرزندی دارد نه برای بتانشان اختیاری سود وزیانی قائل است
از این رو خدای مومنین را انکارمی کردند برامثال یک نمونه از همین تالار آوردم

آیا فکر می کنی abotorab درواقع قرآن را قبول ندارد که چنین توهین وبی احترامی به قرآن می کند و آن را بی ارزش تراز پشم گوسفند می داند ؟

نه چنین نیست او قرآن را باور دارد و لی آن قرآنی را که مخالف اعتقادادش سخن بگوید را باور ندارد
از همین رو است وقتی که آیاتی می شنود که مخالف اعتقادادش سخن می گوید عصبانی می شئد داغ می کند و از روی نادانی به کلام خداوند (قرآن ) توهین می کند
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
د
نقل قول:
ر اصل توسط طارق همان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردم نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
آیا فکر می کنی که این شرائط فقط مخصوص مشرکین معاصر پیامبر بوده وبه دیگر عقاید تعلق ندارد
در همین زمان ما چرا راه دوربرویم درهمین تالار هرگاه آیاتی را که به مزاج بعضیهاخوش نمی آید وباعقیده خود درتضاد می بینند را می آوریم شروع می کنند به مجادله با آیات الهی تاجایی پیش می روند که اارزش آیات قرآن را با پشم گوسفند می سنجند
hosyn
دوست گرامی، وقتی قرآن کریم به آنها نسبت میدهد که یسبّوا الله، به خداوند متعال سبّ و فحش میدادند به علت اینکه به بت آنها بی ادبی شده بود، قرآن به آنها تهمت نمیزند، واقعا سبّ میکردند، و در قبال احترام بت، اصلا خدا نمیشناختند، و حاضر بودند به خدا فحش بدهند، اما آیا وقتی اصحاب معاویه و عمرو عاص در جنگ صفین در لحظات آخر، قرآن بر سر نیزه کردند، اگر سپاه امیرالمؤمنین میزدند و قرآنهای سر نیزه را پاره میکردند، عقلاء بشر میگفتند اینها به قرآن بی احترامی کرده و مثلا فحش دادند؟! اگر خوارج به بهانه احترام قرآن، سبب ریختن خونها شدند خیلی در نزد عقلاء بشر، به قرآن احترام گذاشتند؟!

آیا توضیح نقص سیستم فکری کافرین، جسارت به آن چیزی است که آنها بهانه میکنند؟! آیا لقد کفر الذین قالوا ان الله ثالث ثلاثة، بی ادبی به حضرت مسیح ع است؟ آیا انکم و ما تعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لها واردون، بی احترامی به حضرت عیسی ع و ملائکة است؟ یا خیر، إن الذین سبقت لهم منا الحسنی اولئک عنها مبعدون است؟

آیا توضیح دیدگاه فکری مشرکین راجع به قرآن، ان هذا الا قول البشر، لشاعر مجنون، لو نشاء لقلنا مثل هذا، تملی علیه بکرة و اصیلا، و... آیا اینها جسارت به کلام وحی الهی است؟

بالاتر از همه اینها، آیا اگر کسی میگفت: قرآن مسلمین سبب گمراهی جمع کثیری از مردم میشود، و خدا به وسیله قرآن، گروه بسیاری را گمراه میکند، آیا امثال شما بر علیه او کمپین راه نمیانداختید؟! وای!! قرآن گروه زیادی را گمراه کند؟ خدا قران را سبب گمراهی قرار دهد؟! دهانت را آب بکش! حال که خود قرآن فرموده است: یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین، آیا به قرآن جسارت کرده است؟! کدام عاقل، وقتی این آیه را بشنود میگوید: قرآن خودش، خودش را مذمت کرده، و نعوذ بالله، خودش را در حدّ شیطان که مردم را گمراه میکند، قرار داده است؟!

اگر یک نفر شیعه پیدا کردید که وقتی به عنوان دفاع از توحید و الله، یکی از چهارده معصوم و توسل به آنها را فحش دادید، او هم در مقابل، خداوند متعال را فحش داد، حرف شما درست است، اگر کسی به خاطر اینکه شما گفتید فقط قرآن، حاضر شد واقعا به قران فحش دهد، آنوقت حرف شما درست است، نه اینکه به همگان نشان دهد که در سیستم فکری کسی که واضحات و قطعیات و متواترات را انکار میکند، قرآن اگر دستنویس سلطان محمد فاتح عثمانی فاتح قسطنطنیة (استانبول) باشد با اینکه وحی الهی نازل شده بر خاتم پیامبران ص باشد، فرقی نمیکند، چون وقتی استاد به شاگردش میگوید: فرقی نمیکند: میخواهی: یاسین بخوان، یا یِسْ، یا یُسْ و یا... مهم نیست، این چه قرآنی است؟ اینکه ملعبه دست هر نااهلی است! هر آیه بیاورید میگوید: این آیه را در قرن مثلا پنجم به قرآن افزوده‌اند، چگونه میتوان در سیستم فکری انکار کننده واضحات، جواب داد که این آیه در قرن پنجم اضافه نشده است؟! وقتی بگویند مثلا در قرن چهارم به قرآن افزوده شده: أنّا نحن نزّلنا الذکر و انا له لحافظون، چگونه میتوان با این سیستم فکری جواب داد؟! محال است جوابی داشته باشد، مگر برای ساده لوحان شعار بدهد، و هی مرتب همین آیات را تکرار کند.


نقل قول:
در اصل توسط طارقهمان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردم نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
فحش فحش است چه بخاطر سختی ویا چه بخاطر عصبانیت
درزمان پیامبر مشرکین بخاطر اینکه مومنین را ناراحت کنند شاید چنین کار ی رابدون علم انجام می دادند وبه خدا فحش میدادند
و درزمان ماهم اگر کسی ازروی سختی یا عصبانیت فحش می دهد شاید می خواهد کسی را که به خداوند ایمان بالا دارد را ناراحت کند و عقده خودرا خالی کند پس فرقی نمی کند هردو ازروی ناآگاهی چنین می کردندو می کنند

اگر باور ندارید می توانید خودتان امتحان کنید .
فحش دادند و یا قسم دروغ خوردن هردو بی احترامی است .
آیا شما حاضر هستید برای پیش برد کارهایتان به دروغ به خداوند قسم بخورید ؟
یا می توانید درسختی یا عصبانیت معاذالله به خداوند ناسزا بگوئید ؟
مطمعان جواب شمادرهردومورد منفی است و حاضربه چنین کاری نیستید .
چرا چون هردو موردرا اشتباه می دانید ولی خیلی ها درجامعه ما راحت به خداوند قسم می خورندبا آنکه می دانند دروغ است
hosyn
دوست گرامی، اینها جواب حرف نیست، با عرض معذرت، بافتنی میدانم، نزد عقلاء، جهت ابراز یک سخن بسیار مهم است، نمیشود گفت: کفر، کفر است! جائی که شهادت است تقیة چه کاره است؟ خیر! من کفر بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطئن بالایمان.



نقل قول:
در اصل توسط طارق همان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردم نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
در بحث های که در بعضی از تالارها با پیروان مذاهب دیگر میشو دآیا توجه کرده ای وقتی درتنگناه قرار می گیرند به الله مسلمانان چه حرفهایی می زنند آنها که خداوند را قبول دارند
hosyn


ببینید خود شما میگویید: الله مسلمین، یعنی با خدای مشترک، کاری ندارند، و حال آنکه الله، در نزد مشرکین قریش، اختصاص به مسلمین نداشت، خدای سنت باستانی و ملة ابرهیم بود که مشترک بین آنها بود، ولی چون فقط به عنوان یک عقیده خاموش توجیه شده، موجود بود، در وقت تعارض با عقیده فعلی، به همان خدای مشترک خودشان، فحش میدادند، چون عقیده فعلی به او نداشتند، و قرآن هم در صدد احیاء همان سنت اولیه بود، که لازم بود سنت ثانویه، محو شود.



نقل قول:
در اصل توسط طارق همان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردم نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
خداوند می فرمایند که آنها خداوندرا فبول داشته اند و به همین خاطر به آنها مشرک می گویند که برای خداوند شریکانی درنظر می گرفتند
آنوقت شما می گوئید خداوندراقبول نداشتند .

hosyn
خوب! اگر اینچنین است چرا قرآن نمیگوید: بیایید بر این خدای مشترک، اتفاق کنیم؟ چرا به اهل تثلیث و یهود که قائل هستند عزیر پسر خداست میگوید: قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم أن لا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا، چون اعتقاد به خداوند متعال در بین اهل کتاب، هنوز اعتقاد اکتیو است، حاضر نیستند به خدا فحش بدهند، اما در یک مورد حاضر نیست در جزئی از بت‌پرستی با مشرکین همراهی کند؟ چون بت در نزد آنها، عقیده اکتیو ثانویه فعال بود که حاضر بودند به خاطر آن، خدا را فحش بدهند.



نقل قول:
در اصل توسط طارق همان غانت زنیم مأبون یهودی ملحد بی سواد مشرک مدعی رسالت وهدایت مردم نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
یک سوال دیگر
اگرآنها خداوندرا قبول نداشتند پس چرا می گفتندفرشتگاه دختران خداهستند ؟


hosyn
در اثر رسوب تدریجی شرک در ملة حضرت ابراهیم ، الله به صورت یک مرد درآمده بود که با جنیان ازدواج کرده و آن جنیان هم برای او دختران ملائکة را زاییده‌اند، میگفتند خدا با سروات الجن یعنی اشراف جن ازدواج کرده است، و چرا فقط دختر زاییدند؟! شاید توجیه کننده این بود که بگویند چون خدا اصطفی البنات، چون خدا دختر را برای خودش اتنخاب کرده، پس ما نباید آنها را برای خود نگه داریم، و باید دختران را زنده به گور کنیم.

به این آیات با دقت نگاه کنید:

أَلَا إِنهَُّم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ(151) وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنهَُّمْ لَكَاذِبُونَ(152) أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلىَ الْبَنِينَ(153) مَا لَكمُ‏ْ كَيْفَ تحَْكُمُونَ(154) أَ فَلَا تَذَكَّرُونَ(155) أَمْ لَكمُ‏ْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ(156) فَأْتُواْ بِكِتَابِكمُ‏ْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(157) وَ جَعَلُواْ بَيْنَهُ وَ بَينْ‏َ الجِْنَّةِ نَسَبًا وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الجِْنَّةُ إِنهَُّمْ لَمُحْضَرُونَ(158)

ولد الله، یعنی خدا والد است و زن جنیة والدة است.

بلکه همه اقوام مشرکین هم یک گونه نبودند، در این آیه میفرماید:

وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يَصِفُونَ (الأنعام 100)


و آیاتی که نفی همسر میکند شاید ناظر به همین است، ما اتخذ صاحبة و لا ولدا، لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد، انی یکون له ولد و لم تکن له صاحبة.
"

9 ساعت پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
یعنی نمی شود دیگر به آیات قرآن استناد کرد چون مربوط به مشرکین زمان پیامبر است و دیگر درزمان حال بساط شرک و بت پرستی برچیده شده و دیگر کسی به خداوند شرک نمی آورد ؟
خیر دوست گرامی، کاملا امروز هم میشود به آیات مشرکین استناد کرد به شرطی که تحریف نکنیم، همانطور که گفتم مشرکین نشانه‌هایی دارند که هر گاه هر کس چنین نشانه داشت مشمول آیات مشرکین است، حاضر نباشد برای الله سجده کند، اعتقاد به زنده شدن پس از مرگ نداشته باشد، اگر به بت او دشنام دهید فورا به الله دشنام دهد، البته اطلاع دقیق ندارم، اما به گمانم بودائی‌ها مجمسه دارند و بت پرست هستند، و نیز قائل به تناسخ هستند، اگر چنین باشد تمام آیات مشرکین بر آنها صادق است، در ویکی پدیا ذیل عنوان بت‌پرستی آمده اساسا ریشه کلمه بت از بودا و مجسمه او اخذ شده:

در زبان فارسی لفظ بت را برگرفته از نام بودا دانسته‌اند، چرا که در آیین بوداییان می‌باید مجسمه‌ای از او در هر خانه باشد. بوداییان این مجسمه‌ها را می‌آراستند و زیبا می‌کردند


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
درباره این پست نظرخودرا ندادید آیا توهین است یا نه به چه دلیل ؟
سابقا در دو پست مفصل نظر خودم را گفتم:
http://www.iranclubs.org/forums/show...46#post2345746

http://www.iranclubs.org/forums/show...54#post2345854 "

9 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

نمیتوان به استناد آیات مشرکین قرآن، حکم به کفر و شرک آنها کرد، و اما شرک و کفر باطنی که امروز وقتش نیست، تبلی السرائر وقتش هست.
.
یعنی نمی شود دیگر به آیات قرآن استناد کرد چون مربوط به مشرکین زمان پیامبر است و دیگر درزمان حال بساط شرک و بت پرستی برچیده شده و دیگر کسی به خداوند شرک نمی آورد ؟

درباره این پست نظرخودرا ندادید آیا توهین است یا نه به چه دلیل ؟

نقل قول:
از این به بعد آوردن ایات قرآن از طرف شما به اندازه ی پشم گوسفند هم ارزش ندارد.
چون ما این قرآن را قبول نداریم همانطور که تورات و انجیل را قبول نداریم .
"

12 ساعت پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
بعض از همین دوستانتان در جواب می گویند ما این خدای تورا قبول نداریم اگر خواستی نقلی هم به آنها بزنم
توضیح دادم که فورا در آیه بعد یادآوری میکند که به الله قسم میخورند، اما (آیه ۱۰۸) وقتی به بت آنها دشنام دهید به الله دشنام میدهند، دقت کنید، به الله دشنام میدهند، نه به ربّ مسلمین یا اله مسلمین، اگر کسی در بحث بگوید خدای تو را قبول ندارم، وصف به کار برده است، اما اگر بگوید الله را قبول ندارم با صاحب نام دشمن است نه با وصفی که مخاطب قصد میکند، در قرآن چقدر آمده ربک، ربهم، ربه، الهک، آلتهم، اما حتی یک مورد نیامده: اللهک، اللههم، یعنی الله تو یا الله ایشان معنا ندارد، و صریحا در آیه نقل میکند که به الله دشنام میدهند وقتی به بت آنها دشنام بدهید.

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
در کل بر طبق گفته شما تمام مذاهب اسلامی مومن هستند چه داعش جه وهابیت و چه سوفی و القائده و... چون هیچ کدام به خداوند دشنام نمی دهند
چه مغالطه آشکاری! صحبت بر سر مشرکین و اوصاف آنها در ادبیات قرآن کریم بود، نه مؤمنین و اصناف آنها، و لذا بلی هیچ مشکلی نیست که تمام این گروه‌هایی که گفتید هیچکدام مصداق آیات مشرکین قرآن نیستند، اما لازمه‌اش این نیست که مصداق مؤمین در آیات قرآن هستند، همه این گروه‌ها چون نماز میخوانند و سجده میکنند، و زنده شدن پس از مرگ را قبول دارند، همگی مسلمان ظاهری هستند و نمیتوان به استناد آیات مشرکین قرآن، حکم به کفر و شرک آنها کرد، و اما شرک و کفر باطنی که امروز وقتش نیست، تبلی السرائر وقتش هست.
. "

13 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
در همین سوره مبارکه انعام آیه ۱۰۸ و ۱۰۹ به خوبی بیان میفرماید که حال کسانی که غیر خدا را میخوانند و مشرک هستند چگونه است:

وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (الأنعام 108) وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ (الأنعام 109)

و آنهايى را كه جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى، خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم. آن گاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، و ايشان را از آنچه انجام مى‏دادند آگاه خواهد ساخت. (108) و با سخت‏ترين سوگندهايشان، به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزه‏اى براى آنان بيايد، حتماً بدان مى‏گروند. بگو: «معجزات، تنها در اختيار خداست.» و شما چه مى‏دانيد كه اگر [معجزه هم‏] بيايد باز ايمان نمى‏آورند. (109)


خداوند متعال حجت را بر همگان در مقصودش از مشرکین، تمام فرموده است، میفرماید: این مشرکین، غیر خدا را میخوانند، و حال آنها اینطوری است که اگر به آنچه آنها از غیر خدا میخوانند دشنام دهید، آنها هم در عوض، الله تبارک و تعالی را دشنام میدهند، و کأنّ در آیه بعد بیان میکند که مبادا گمان کنید خدا را قبول ندارند، به خدا قسم هم میخورند، اما اصل کار آنها بت پرستی است، و طوری نسبت به بتها حساسیت دارند که اگر به بتها دشنام دهید آنها هم به الله که خودشان به او فسم میخورند دشنام میدهند.

لعنت خدا بر مشرکین که وقتی بتهای ایشان را دشنام میدهند به الله دشنام میدهند، و چه علامتی واضح‌تر از این برای توصیف مشرکین، که قرآن میتوانست بیان فرماید؟!
.
نقل قول:
در اصل توسط abotorab نوشته شده است نمايش نوشته
سلام علی اهله
بنده قبلا گفتم همانطور که احادیث تحریف شده اند قرآن هم تحریف شده .
من قبول دارم که چیزی به نام وحی برپیامبر نازل شده اما چون هیچ دست خطی از شخص پیامبر به ما نرسیده و دیگران قرآن را همانند احادیث نوشته اند پس قرآن به عقیده ی شما مثل احادیث قابل استناد نیست .
اصلا این قرآنی که امروزه در دست ما و شماست قرآن نیست و اکثرآن تحریف شده است .
تمام آیاتی که شما می آورید آیاتی جعلی و تحریف شده اند . همه ی اینها را مسلمان هایی که یکی در میانشان منافق و یهودی مخفی بوده اند نوشته اند و هیچ کدام از اینها قرآن نیست . من فقط قرآن ابن مسعود را قبول دارم . یا برو دستخط پیامبر را بیاور یا قرآن ابن مسعود را .

[COLOR="Red"]از این به بعد آوردن ایات قرآن از طرف شما به اندازه ی پشم گوسفند هم ارزش ندارد.[/COLOR]
چون ما این قرآن را قبول نداریم همانطور که تورات و انجیل را قبول نداریم .
بروید خدا روزیتان را جای دیگری حواله کند .
بعض از همین دوستانتان در جواب می گویند ما این خدای تورا قبول نداریم اگر خواستی نقلی هم به آنها بزنم

در کل بر طبق گفته شما تمام مذاهب اسلامی مومن هستند چه داعش جه وهابیت و چه سوفی و القائده و... چون هیچ کدام به خداوند دشنام نمی دهند "

14 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار چرائی سانسور وبی رنگ کردن اربعین در رسانه ها پاسخ داد.
"
رسانه های جهان چشمان خود را بر زیارت اربعین بسته اند

حجت الاسلام و المسلمین کشمیری، بقای شیعه را در شعائر حسینی با دو بخش مجالس عزاداری و زیارت امام حسین (علیه السلام) آن و مرجعیت دینی در طول زمان دانست.
کد خبر: ۲۰۰۷۵۰

۱۶:۱۵ - ۳۰ مهر ۱۳۹۸

به گزارش «شیعه نیوز»، حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی کشمیری نماینده آیت الله سیستانی طی سخنانی در مرکز فرهنگی و اجتماعی الزهراء در شهر "بخارست" رومانی، بقای شیعه را در شعائر حسینی با دو بخش مجالس عزاداری و زیارت امام حسین (علیه السلام) آن و مرجعیت دینی در طول زمان دانست.
وی ادامه داد: مجالس عزاداری حسینی در طی عصر های مختلف موجب گسترش اندیشه محمدی شده و ائمه اطهار (علیه السلام) نیز بر برپایی آن در تمامی مکان ها و زمان ها تاکید کرده اند.
سید کشمیری افزود: در این مجالس درس هایی از قرآن کریم، سیره حضرت محمد مصطفی و ائمه اطهار (علیه السلام) گفته می شود و این مسئله موجب هدایت و ارشاد بندگان می گردد.
نماینده آیت الله سیستانی با بیان اینکه بخش دوم شعائر حسینی که موجب بقای تشیع می شود، زیارت امام حسین (علیه السلام) است، گفت: ائمه اطهار (علیهم السلام) علی رغم خطراتی که برای زائران وجود داشت، آنان را به زیارت امام حسین (علیه السلام) تشویق کرده و با احادیث و دعای خود از زائران حمایت می کردند.
زیارت امام حسین(علیه السلام) یکی از ارکان مذهب تشیع است
وی با اشاره به اینکه زیارت امام حسین (علیه السلام) بیانگر ابعاد اعتقادی، مبارزه با باطل، ظلم و ستم است، گفت: این زیارت یکی از ارکان مذهب تشیع است و امام حسین (علیه السلام) به منزله پیکر اسلام و قرآن است که بنی امیه توانست با شمشیر و سُم اسب ها پیکرش را پاره پاره کند و سر مبارکش را به روی نیزه ها قرار دهد، امّا نتوانست اندیشه، اعتقادات و مبانی امام حسین (علیه السلام) را از بین ببرد.
سید مرتضی کشمیری با بیان اینکه در طول تاریخ تلاش های بسیاری برای از میان بردن زیارت امام حسین (علیه السلام) انجام شد که از جمله آن ها آب بستن به روی قبر امام حسین (علیه السلام)، شخم زدن آن و مبارزه اعتقادی بود، گفت: علی رغم تمام این خطرات مردم به سوی حرم امام حسین (علیه السلام) رهسپار می شوند و عشق امام حسین (علیه السلام) هر ساله در قلوب مومنین بیشتر می شود.
وی تصریح کرد: متأسفانه رسانه های جهانی و عربی عامدانه این راهپیمایی میلیونی که تعداد آن از حجاج بیت الله الحرام بیشتر است را نادیده می گیرند.
نماینده آیت الله سیستانی با اشاره به گزارش روزنامه انگلیسی ایندپندت، گفت: این روزنامه در گزارش خود گفته که زیارت از جشنواره "کوم میلا" بزرگتر است؛ چرا که این جشنواره هر سه سال یکبار برگزار می شود، امّا زیارت اربعین هر ساله برگزار می شود و پیام مسالمت آمیز و اصلاحگرانه به همراه دارد.
هیچ رهبری اسلامی در جهان با نفوذ تر از مرجعیت دینی نیست
سید کشمیری در بخش دیگر سخنان خود با بیان اینکه مرجعیت دینی رکن دیگری است که تشیع را تا امروز حفظ کرده است، گفت: هیچ رهبری اسلامی در جهان با نفوذ تر از مرجعیت دینی شیعه نیست؛ به گونه ای که امر و نهی آن بیشترین تأثیر را دارد و راز این قدرت به هیبت مقدس آن بر می گردد.
وی افزود: این تقدس در امتداد مقام امام معصوم (علیه السلام) است و کسب این تقدس با تسلط به معارف اهل بیت (علیهم السلام) و تقوا امکان پذیر است، لذا دشمنان دین و مذهب همیشه به دنبال تشکیک در تقدس و پاکی آن بودند.
"

14 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:30AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.