بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
کنجکاو1 به سرنگار بخاری چه می گوید پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
به تعبیر شما بنده دستم خالیه

وشما دستتون پره

شما معنا بفرمائید
شما به آیه 23 زمر استناد کردید نه من اگر راست می گویی ترجمه کن .

در ضمن شما هرچه معنا می آورم می گویی غلط است پس معنی صیح را از آیه کنید .

بعد از معنی توضیح بده که منظورت از آوردن این آیه چیست ؟ "

يك ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
" اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم وفرجنا بهم والعن من عاداهم

یا علی
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السّلام قَالَ ؛

مَنْ قَرَأَ الْوَاقِعَةَ کُلَّ لَیْلَةٍ قَبْلَ أَنْ یَنَامَ لَقِیَ الله عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهُهُ کَالْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ .

إمام محمّد باقر علیه السّلام فرمود ؛
هر کس سوره واقعه را قبل از خواب بخواند ، خداوند عزّ و جلّ را ملاقات خواهد کرد در حالیکه چهره اش مانند ماه شب چهارده درخشان است .

بحارالأنوارج ۹۲ ص ۳۰۷ .

عنْ رسولِ الله صلّى الله عليه و آله قالَ ؛

إذا غَضِبَ اللهُ عَلى اُمَّةٍ و لَم يُنزِل بِهَا العَذابَ ، غَلَت أسعارُها ، و قَصُرَت أعمارُها ، و لَم تَربَح تُجّارُها ، و لَم تَزكُ ثِمارُها ، و لَم تَغزُر أنهارُها ، و حُبِسَ عَنها أمطارُها ، و سُلِّطَ عَلَيها شِرارُها .

خاتم الأنبياء صلّى الله عليه و آله فرمود ؛
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند ، قيمت ها در آن بالا مى رود ، آبادانى اش كاهش مى يابد ،‌ بازرگانانش سود نمى برند ، ميوه هايش رشد نمى كنند ، جوى هايش پُر آب نمى گردند ، باران بر آن فرو نمى بارد ، و بَدان امّت بر آن سلطه مى يابند .

بحار الأنوارج ۷۳ ص۳۵۰ ، حدیث ۴۶ .
"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم وفرجنا بهم والعن من عاداهم

یا علی

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السّلام قَالَ ؛

مَنْ قَرَأَ الْوَاقِعَةَ کُلَّ لَیْلَةٍ قَبْلَ أَنْ یَنَامَ لَقِیَ الله عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهُهُ کَالْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ .

إمام محمّد باقر علیه السّلام فرمود ؛
هر کس سوره واقعه را قبل از خواب بخواند ، خداوند عزّ و جلّ را ملاقات خواهد کرد در حالیکه چهره اش مانند ماه شب چهارده درخشان است .

بحارالأنوارج ۹۲ ص ۳۰۷ .

عنْ رسولِ الله صلّى الله عليه و آله قالَ ؛

إذا غَضِبَ اللهُ عَلى اُمَّةٍ و لَم يُنزِل بِهَا العَذابَ ، غَلَت أسعارُها ، و قَصُرَت أعمارُها ، و لَم تَربَح تُجّارُها ، و لَم تَزكُ ثِمارُها ، و لَم تَغزُر أنهارُها ، و حُبِسَ عَنها أمطارُها ، و سُلِّطَ عَلَيها شِرارُها .

خاتم الأنبياء صلّى الله عليه و آله فرمود ؛
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند ، قيمت ها در آن بالا مى رود ، آبادانى اش كاهش مى يابد ،‌ بازرگانانش سود نمى برند ، ميوه هايش رشد نمى كنند ، جوى هايش پُر آب نمى گردند ، باران بر آن فرو نمى بارد ، و بَدان امّت بر آن سلطه مى يابند .

بحار الأنوارج ۷۳ ص۳۵۰ ، حدیث ۴۶ .

"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار برزخ ... پاسخ داد.
"
پست2341
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=157

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
عرض کردم که ده‌ها آیه است که به وضوح عالم آخرت را هم اکنون اثبات میکند، و همه مردگان را در حالت بیخبری نمیداند، و اگر یک آیه میخواهید که برند تاپیک خود قرار دهید و آن را لوگو کنید پس به یک کسی که خوش خط است بدهید با خط زیبا بنویسد: لم یلحقوا، و این کلمه لم یلحقوا را آرم تحقیقات خودتان کنید! بس است!

آقایانی که بعدا اینها را ملاحظه میکنید، هر چه این آقا گفت، فقط همین سه آیه قرآن را بنویسید و کلمه لم یلحقوا را بزرگ و رنگی کنید تا مشت محکم قرآن کریم بر فرق او باشد:

وَ لَا تحَْسَبنَ‏َّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ(169) فَرِحِينَ بِمَا ءَاتَئهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشرُِونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بهِِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيهِْمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ(170) يَسْتَبْشرُِونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ(171)آل‌عمران


ترجمه المیزان:

البته نپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده‌‏اند بلكه زنده به حيات ابدى شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود (169). آنان به فضل و رحمتى كه از خداوند نصيبشان گرديده شادمانند و به آن مؤمنان كه هنوز به آنها نپيوسته‌‏اند و بعدا در پى آنها به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهند كه از مردن هيچ نترسند و از فوت متاع دنيا هيچ غم مخورند (170). و آنها را بشارت به نعمت و فضل خدا دهند و اينكه خداوند اجر اهل ايمان را هرگز ضايع نگرداند (171)آل‌عمران


توجه کنید که کلمه لم یلحقوا تصریح میکند که مربوط به روز قیامت نیست، و لذا هر چند در ده‌ها آیه، خود را میکشد که تاویل و توجیه کند و همه را به روز قیامت برگرداند، فورا این کلمه (لم یلحقوا) مشتش را باز میکند! چون روز قیامت روز حشر همه و یوم الجمع است یجمعکم لیوم الجمع لا ریب فیه است.
.

hosyn
پیشنهاد دیگری هم دارم! اگر مایلید کلمه مجرمون را که خیلی به آن علاقه دارید و حرف آنها ر ا مرتب شاهد میآورید برند خودتان کنید!:

وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُواْ غَيرَْ سَاعَةٍ كَذَالِكَ كاَنُواْ يُؤْفَكُونَ(55) وَ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ وَ الْايمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فىِ كِتَابِ اللَّهِ إِلىَ‏ يَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَ لَاكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(56)روم

روزى كه رستاخير بپا شود، بزه‏كاران سوگند خورند كه جز ساعتى درنگ نكرده‏‌اند، روش آنان در دنيا هم همين طور بود كه حق را باطل، و آيات داراى دلالت را بى دلالت وانمود مى‏كردند (55). و كسانى كه علم و ايمان داده شدند، گويند همان طور كه خدا در كتابش خبر داده بود، طول مدت بين دنيا و آخرت را خوابيده‏ايد، و اين همان آخرت و روز رستاخير است، اما شما در دنيا به آن علم و ايمان نداشتيد (56).



ببینید این دو آیه شریفه، تفاوت آشکار بین: درک مردگان از کسانی که علم و ایمان داده شدند، و بین درک مردگان از مجرمین، را نسبت به درنگ آنها در عالم برزخ تا قیامت، توضیح میدهد:

مجرم‌ها قسم میخورند که بیش از یک ساعت درنگ نکرده‌اند! اما کسانی که علم و ایمان داده شدند به آنها میگویند: ما شاء الله پسر نادان! (و لکنکم کنتم لا تعلمون) شما در کتاب الهی درنگ کردید تا امروز که روز بعث است!

عجب! این کسانی که علم و ایمان داده شدند، مگر از کجا میدانند: لبثتم فی کتاب الله! اگر خودشان هم مثل آنها گمان میکنند که ساعتی بیشتر درنگ نکرده‌اند؟!

پس معلوم میشود که هر چه اشخاص مغرض، از بی خبری مردگان میگویند، از بی خبری مردگان مجرم میگویند! و یواشکی از حالت آگاهانه کسانی که علم و ایمان داده شدند و مجرمین را از حالت بهت و بی خبری در میاورند، فرار میکنند!
.
"

19 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار غدیر مظلومی گم شده در تاریخ پاسخ داد.
"
یا علی
لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

((106)) روز تا عيد الله الاكبر ، عيد غدير الاغرّ،


قال علی بن موسی الرضا : هذا يوم الامن المأمون، روز امن و امان،

مصباح المتهجد، ص 700
بحارالانوار، ج 98، ص 231.

السَّلاَمُ عَلَى الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ السَّلاَمُ عَلَى السَّيْفِ الشَّاهِرِ وَ الْقَمَرِ الزَّاهِرِ (وَ النُّورِ الْبَاهِرِ)

ای واسطه وجوب و امکان
ای حجت حق شریک قرآن

ای مظهر غیب ذات یکتا
ای معدن جود و فضل و احسان

ای مهر سپهر آفرینش
مهدی زمان ولی دوران

ای فیض تو زنده ماسوای الله
برخوان تو ممکنات مهمان

برپا ز تو عرش و فرش و افلاک
برجا ز تو مهر و ماه تابان

ساری ز تو روح در بدن ها
جاری به تو ابر و باد و باران

ذات تو به ممکنات محور
فرمان تو کائنات را جان

لطف تو ز لطف حق پدیدار
قهر تو ز قهر حق نمایان

«تا مهر تو گشته پای بندم
دل جز تو به هیچ کس نبندم»

هر چند که پیر و ناتوانم
چون یاد تو می‌کنم جوانم

در آتش اشتیاق وصلت
سوزد شب و روز استخوانم

شب تا به سحر سرشک ریزم
با یاد تو ای قرار جانم

تا چند ز درد هجر نالم
هم خون دل از بصر فشانم

جز مهر تو من به دل ندارم
جز ذکر تو نیست بر زبانم

هر چند میان جمع باشم
دانی که به پیش تست جانم

ای سرّ خدا بیا و برهان
از فتنه آخرالزمانم

ده جرعه ای از زلال فیضت
وآن گاه ز قید غم رهانم

«تا مهر تو گشته پای بندم
دل جز تو به هیچ کس نبندم»

امشب دل من به یاد رویت
آشفته شده است همچو مویت

پنهانی و جای تست در دل
شاید بینم رخ نکویت

کس از تو نمی دهد نشانم
هرجا که روم به جستجویت

در رضوی یا که ذی طوایی
بنمای مرا رهی به سویت

هر مجلس و محفلی که باشم
جاریست زبان به گفتگویت

شاید نظری کنی به حالم
یا جان بدهم در آرزویت

کن گوشه چشم و گیر جانم
ای جان به فدای خاک کویت

دانی که ز هجر در فشارم
بخشای مرا نمی ز جویت

«تا مهر تو گشته پای بندم
دل جز تو به هیچ کس نبندم»

هر چند ذلیل و شرمسارم
جز درگه تو رهی ندارم

دانی که ز خلق در گریزم
وز اهل زمانه برکنارم

عنوان و تعینی نخواهم
با هیچ گروه نیست کارم

جز سوزش و درد و بی قراری
از هجر تو نیست اعتبارم

با هر که قدم زدم در این دهر
نگرفت کسی ز دوش بارم

جز آن که نهاد غم روی غم
افزود فشار بر فشارم

دیدم که ز خلق بی نیازی
چیزی بهتر نظر ندارم

ببریدم با تو عهد بستم
دانی که به عهد استوارم

«تا مهر تو گشته پای بندم
دل جز تو به هیچ کس نبندم»

شاها تو ذخیره خدایی
هم آینه خدا نمایی

از پرده غیب سر برون کن
بنمای تجلی خدایی

بنیاد ستم ز بیخ برکن
با عدل نما گره گشایی

لبریز شده زمانه از جور
وز فسق و فجور و بی حیایی

پامال نموده اند حق را
بستند ره خداستایی

گردیدعزیز اهل باطل
کردند ز اهل حق جدایی

آیین وفا برفت از یاد
گردیده رواج بی وفایی

ای دست خدا برآر دستی
ما را برهان ز بینوایی

«تا مهر تو گشته پای بندم
دل جز تو به هیچ کس نبندم»

ای مظهر قدرت الهی
ای آینه جلال شاهی

در تو کی خرد برد راه
خاک قدمت به مژه رفتم

دانی که در انتظار دیدار
با غصه و غم هماره جفتم

شاید که مرا رسد زمانی
گز شوق به مقدمت بیفتم

در راه محبت تو از خصم
دانی که چه طعنه‌ها شنفتم

«تا مهر تو گشته پای بندم
دل جز تو به هیچ کس نبندم»

ای قبله عارفان مشتاق
قائم به تو ممکنات و آفاق

برخیز و به قامتت قیامت
برپا کن و شوی جمله اوراق

در مدرس کون انقلابی
ایجاد نما به امر خلاق

غیر تو ولی امر حق نیست
تا آن که کند حقوق احقاق

مجلای تمام قدرت حق
امروز تویی به وجه اطلاق

از روز ازل به دل نهفتم
مهرت من بینوای مفتاق

خود آگهی از دل غمینم
هم جفت غمم چو از توام طاق

«تا مهر تو گشته پای بندم
دل جز تو به هیچ کس نبندم»

آن مظهر غیب اگر بیاید
غم از دل عاشقان زداید

درهای جفا و جور بندد
امّا درِ معدلت گشاید

بنیاد نفاق و کین برآرد
بیداد رود و داد آید

آیین خدا رواج گیرد
در دهر چو جلوه‌ها نماید

چون جلوه کند به دلربایی
دل‌های جهانیان رباید

کام دل شیعیان ببخشد
هم رونق اهل دین فزاید

ای مقصد حق ز پرده غیب
بیرون شو و کن هر آن چه باید

باشد که رخ تو را ببینم
بر من نگری ز لطف شاید

«تا مهر تو گشته پای بندم
دل جز تو به هیچ کس نبندم»

ای مهر تو مهره دل من
با مهر تو شد عجین گِلِ من

یک عمر محبت تو بود است
در مزرع کون حاصل من

هر چند که روسیاه و خوارم
نقش تو بود مقابل من

مشکل شده کار دل ز هجرت
بنمای تو حلّ مشکل من

توأم به غمم اگرچه باشد
با یاد تو گرم محفل من

در قلزم غم سفینه دل
بشکسته کجاست ساحل من

دانی که در اشتیاق دیدار
هجران تو گشته قاتل من

هر دم به خیال خالت افتم
از هم گسلد مفاصل من

«تا مهر تو گشته پای بندم
دل جز توبه هیچ کس نبندم»

ای مایه سوز و بی قراری
تا چند کنیم آه و زاری

شاید که مگر ز در درآیی
کام دل دوستان برآری

تا کی به امید زنده بودن
کو طاقت و صبر و بردباری

ترسم ندهد اجل مجالی
تا آن که ز غیب سر برآری

جان دادن و روی تو ندیدن
سخت است فغان ز انتظاری

نومید مکن امید ما را
شاها تو پس از امیدواری

با زخم زبان و طعنه خصم
ما را بگذشت روزگاری

بنمای رخی و جان ما گیر
زین بیش کجا رواست خاری

«تا مهر تو گشته پای بندم
دل جز تو به هیچ کس نبندم»

آيت الله سيد حسن مير جهاني رحمه الله علیه
"

19 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنا ومفهوم : من دون الله چیست؟؟!!! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط @mohsen@ نوشته شده است نمايش نوشته
با سلام خدمت دوستان گرامی اتفاقا سر صحبت های من در خصوص معنای من دون الله هست اصلا کل کلام خدا در خصوص معنا و مفهوم تبعیت از خدا و معنا و مفهوم من دون الله هست.من از شما پرسشی کردم چگونه در جایی اطاعت از عیسی تعبد خدا می شود اما در جایی دیگر همین عیسی من دون الله می شود و امور پیروانش را به خدا واگذار می کند و برایشان در خواست بخشش و طلب شفاعت نمی کند

وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿۱۱۶﴾و [ياد كن] هنگامى را كه خدا فرمود اى عيسى پسر مريم آيا تو به مردم گفتى من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستيد گفت منزهى تو مرا نزيبد كه [در باره خويشتن] چيزى را كه حق من نيست بگويم اگر آن را گفته بودم قطعا آن را مى‏ دانستى آنچه در نفس من است تو مى‏ دانى و آنچه در ذات توست من نمى‏ دانم چرا كه تو خود داناى رازهاى نهانى (۱۱۶)
مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿۱۱۷﴾جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چيزى] به آنان نگفتم [گفته‏ ام] كه خدا پروردگار من و پروردگار خود را عبادت كنيد و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى تو خود بر آنان نگهبان بودى و تو بر هر چيز گواهى (۱۱۷)
إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۱۱۸﴾اگر عذابشان كنى آنان بندگان تواند و اگر بر ايشان ببخشايى تو خود توانا و حكيمى (۱۱۸)
تاکید بر کلمه الهین است، اگر الهین نبود ، من دو ن الله هم نبود.
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار بخاری چه می گوید پاسخ داد.
" به تعبیر شما بنده دستم خالیه

وشما دستتون پره

شما معنا بفرمائید "

22 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار بخاری چه می گوید پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته



اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (23)سوره مبارکه زمر




اگه می شود معنی آیه را هم بیاورید؟ "

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنا ومفهوم : من دون الله چیست؟؟!!! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط @mohsen@ نوشته شده است نمايش نوشته
با سلام خدمت دوستان گرامی اتفاقا سر صحبت های من در خصوص معنای من دون الله هست اصلا کل کلام خدا در خصوص معنا و مفهوم تبعیت از خدا و معنا و مفهوم من دون الله هست.من از شما پرسشی کردم چگونه در جایی اطاعت از عیسی تعبد خدا می شود اما در جایی دیگر همین عیسی من دون الله می شود و امور پیروانش را به خدا واگذار می کند و برایشان در خواست بخشش و طلب شفاعت نمی کند

وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿۱۱۶﴾و [ياد كن] هنگامى را كه خدا فرمود اى عيسى پسر مريم آيا تو به مردم گفتى من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستيد گفت منزهى تو مرا نزيبد كه [در باره خويشتن] چيزى را كه حق من نيست بگويم اگر آن را گفته بودم قطعا آن را مى‏ دانستى آنچه در نفس من است تو مى‏ دانى و آنچه در ذات توست من نمى‏ دانم چرا كه تو خود داناى رازهاى نهانى (۱۱۶)
مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿۱۱۷﴾جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چيزى] به آنان نگفتم [گفته‏ ام] كه خدا پروردگار من و پروردگار خود را عبادت كنيد و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى تو خود بر آنان نگهبان بودى و تو بر هر چيز گواهى (۱۱۷)
إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۱۱۸﴾اگر عذابشان كنى آنان بندگان تواند و اگر بر ايشان ببخشايى تو خود توانا و حكيمى (۱۱۸)
انما ولیکم اللهورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکات وهم الراکعون
دون الله هستند رسول وامیرالمومنینیا نیستند ؟در ایه شریفه انما ولیکم الله و..............
جواب
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار بخاری چه می گوید پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
چطوراست مسائل ما به شماربط دارد و مسائل شما به ما ربط نداشته باشد ؟

خودت خوب می دانی با نقل این روایت خودرا در چه باتلاقی انداختی چون تمام این روایت برضد شما و آن راوی یا راویان این روایت (متشابهات ) است
قبلا گفتم حضور شما ودوستانت نعمتی است برای کسایی که بدنبال هدایت واسلام واقعی هستند

چون با شما ودوستانت بخوبی می توان به گذشته های که خداوند درقرآن درباره آن سخن می گویند سفر کرد وبرخورد معاصرین پیامبران را با ماانزال الله دید

محکم و متشابهات را می توان درک کرد و به حقیقت آن پی برد

این روایتی که نقل کردی نمونه ای از متشابهاتی هست که خداوند به آن اشاره دارند آنهایی که دردلشان مرض است برای فتنه به سراغ آنها می روند
شما اصلا مسلم وبخاری و را قبول ندارید ولی وقتی پای فتنه انگیزی می افتد برای شما سند می شود

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (23)سوره مبارکه زمر




"

يك روز پيش

@mohsen@ به سرنگار معنا ومفهوم : من دون الله چیست؟؟!!! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
تایپیکی جدا بزنید به این عنوان در خدمتم

اینجا عنوانش معنا ومفهوم دون الله است

مثال شما هم درست نبود بیت الله داریم روح الله داریم ولی الله داریم نبی الله داریم و........
در تایپک جدا حرفش رو می زنیم جناب غانت هالک وکنجکاو 1 وکنجکاو 2
با سلام خدمت دوستان گرامی اتفاقا سر صحبت های من در خصوص معنای من دون الله هست اصلا کل کلام خدا در خصوص معنا و مفهوم تبعیت از خدا و معنا و مفهوم من دون الله هست.من از شما پرسشی کردم چگونه در جایی اطاعت از عیسی تعبد خدا می شود اما در جایی دیگر همین عیسی من دون الله می شود و امور پیروانش را به خدا واگذار می کند و برایشان در خواست بخشش و طلب شفاعت نمی کند

وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿۱۱۶﴾و [ياد كن] هنگامى را كه خدا فرمود اى عيسى پسر مريم آيا تو به مردم گفتى من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستيد گفت منزهى تو مرا نزيبد كه [در باره خويشتن] چيزى را كه حق من نيست بگويم اگر آن را گفته بودم قطعا آن را مى‏ دانستى آنچه در نفس من است تو مى‏ دانى و آنچه در ذات توست من نمى‏ دانم چرا كه تو خود داناى رازهاى نهانى (۱۱۶)
مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿۱۱۷﴾جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چيزى] به آنان نگفتم [گفته‏ ام] كه خدا پروردگار من و پروردگار خود را عبادت كنيد و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى تو خود بر آنان نگهبان بودى و تو بر هر چيز گواهى (۱۱۷)
إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۱۱۸﴾اگر عذابشان كنى آنان بندگان تواند و اگر بر ايشان ببخشايى تو خود توانا و حكيمى (۱۱۸) "

يك روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار بخاری چه می گوید پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
مسایل بین مسلمین وکسانی که روایت رو بهش بها می دن ربطی به شما نداره ،که مدعی هستید فقط قران

بخاری مربوط به تسنن ووهابی ها هست نه فرقع تازه تاسیس شما

لذا انها باید جوابگوباشند

چطوراست مسائل ما به شماربط دارد و مسائل شما به ما ربط نداشته باشد ؟

خودت خوب می دانی با نقل این روایت خودرا در چه باتلاقی انداختی چون تمام این روایت برضد شما و آن راوی یا راویان این روایت (متشابهات ) است
قبلا گفتم حضور شما ودوستانت نعمتی است برای کسایی که بدنبال هدایت واسلام واقعی هستند

چون با شما ودوستانت بخوبی می توان به گذشته های که خداوند درقرآن درباره آن سخن می گویند سفر کرد وبرخورد معاصرین پیامبران را با ماانزال الله دید

محکم و متشابهات را می توان درک کرد و به حقیقت آن پی برد

این روایتی که نقل کردی نمونه ای از متشابهاتی هست که خداوند به آن اشاره دارند آنهایی که دردلشان مرض است برای فتنه به سراغ آنها می روند
شما اصلا مسلم وبخاری و را قبول ندارید ولی وقتی پای فتنه انگیزی می افتد برای شما سند می شود "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"
این داستان در کتاب شیفتگان حضرت مهدی جلد اول ص149(چاپ نهم پائیز83 )از قول حاج محمد‌علی فشندی صاحب تشرف نقل شده است که در عرفات، در شب روز ترویه، خدمت امام زمان رسید. چنین نقل کرده‌اند [با کمی ویرایش]: سال اولی که به مکه مشرف شدم از خدا خواستم ۲۰ سفر به مکه بیایم تا بلکه امام زمان علیه السلام را هم زیارت کنم. بعد از سفر بیستم نیز، خداوند منت نهاد و سفرهای دیگر هم به زیارت خانه خدا موفق شدم.
ظاهراً سال ۱۳۵۳ بود. به عنوان کمکیِ کاروان از تهران رفته بودم. شب هشتم از مکه آمدم به عرفات تا مقدمات کار را فراهم کنم که فردا شب، وقتی حاجی‌ها همه باید در عرفات باشند، از جهت چادر و وضع منزل نگران نباشند.
شرطه‌ای آمد و گفت «آقا چرا الان آمدی؟ کسی نیست.»
گفتم «برای این که مقدمات کار را آماده کرده باشم.»
گفت «پس امشب باید خواب نروی.»
گفتم «چرا؟»
گفت «به خاطر آن که ممکن است دزدی بیاید و دستبرد بزند.»
گفتم «باشد.»
ملاقات

بعد از رفتن شرطه، تصمیم گرفتم، شب را نخوابم. برای نافلهٔ شب و دعاها وضو گرفتم و مشغول نافله شدم. بعد از نماز شب، حالی پیدا کردم.
در همین حال بود که شخصی آمد درب چادر. بعد از سلام وارد شد و نام مرا برد.
من از جا بلند شدم؛ پتویی چند لا کرده زیر پای آقا افکندم.
او نشست و فرمود «چایی درست کن.»
گفتم «اتفاقاً تمام اسباب چایی حاضر است، ولی چای خشک از مکه نیاورده‌ام و فراموش کرده‌ام.»
فرمود «شما آب روی چراغ بگذار تا من چایی بیاورم
از چادر بیرون رفت. من هم آب را روی چراغ گذاشتم. طولی نکشید که برگشت و یک بسته چای در حدود ۸۰ الی ۱۰۰ گرم به دست من داد.
چایی را دم کردم؛ پیش رویش گذاردم. خورد و فرمود
«خودت هم بخور.»
من هم خوردم؛ اتفاقاً عطش هم داشتم. چایی لذت خوبی برای من داشت.
بعد فرمود «غذا چه داری؟»
عرض کردم «نان.»
فرمود «نان خورش چه داری؟»
گفتم «پنیر.»
فرمود «من پنیر نمی‌خواهم.»
عرض کردم «ماست هم از ایران آورده‌ام.»
فرمود «بیاور.»
گفتم «این که از خود من نیست، مال تمام اهل کاروان است.»
فرمود «ما سهم خود را می‌خوریم.»
دو سه لقمه خورد. در این وقت چهار جوان صبیح که موهای پشت لبشان تازه سبز شده بود، جلوی چادر آمدند. با خود گفتم نکند اینها دزد باشند. اما دیدم سلام کردند و آن شخص جواب داد. خاطرم جمع شد.
سپس نشستند و آن آقا فرمود «شما هم چند لقمه بخورید.»
آنها هم خوردند.
سپس آقا به آنها فرمود «شما بروید.»
خداحافظی کردند و رفتند.
ولی خود آقا ماند و در حالی که نگاه به من داشت سه بار فرمود
«خوشا به حالت حاج محمدعلی.»
بیتوته و نماز امام حسین در عرفات

گریه راه گلویم را گرفت. گفتم «از چه جهت؟»
فرمود «چون امشب کسی در این بیابان برای بیتوته نمی‌آید. این شبی است که جدم امام حسین علیه السلام در این بیابان آمده است.»
بعد فرمود «دلت می‌خواهد نماز و دعای مخصوص که از جدم هست بخوانی؟»
گفتم «آری.»
فرمود «برخیز غسل کن و وضو بگیر.»
عرض کردم «هوا طوری نیست که من با آب سرد بتوانم غسل کنم.»
فرمود «من بیرون می‌روم تو آب را گرم کن و غسل نما.»
او بیرون رفت. من هم—بدون اینکه توجه داشته باشم چه می‌کنم و این کیست—وسیله غسل را فراهم کرده و غسل نمودم و وضو گرفتم؛ دیدم آقا برگشت.
فرمود «حاج محمدعلی غسل کردی و وضو ساختی؟»
گفتم «بلی.»
فرمود «دو رکعت نماز بجا بیاور؛ بعد از حمد ۱۱ مرتبه سوره قل هو الله بخوان؛ و این نماز امام حسین—علیه السلام—در این مکان است.»
دعای امام

بعد از نماز، شروع کرد دعایی خواند که یک ربع الی بیست دقیقه طول کشید. ولی هنگام قرائت، اشک مانند ناودان از چشم مبارکش جریان داشت.
هر جمله دعا را که می‌خواند، در ذهن من می‌ماند و حفظم می‌شد. دیدم دعای خوبی است. مضامین عالی دارد و من با اینکه دعا زیاد می‌خواندم و با کتب دعا آشنا بودم، به مانند این دعا برخورد نکرده بودم. لهذا در فکرم خطور کرد و تصمیم گرفتم فردا برای روحانی کاروان بگویم بنویسد.
تا این فکر در ذهنم آمد، آقا از فکر من خبردار شد؛ برگشت و فرمود
«این خیال را از دل بیرون کن؛ زیرا این دعا در هیچ کتابی نوشته نشده و مخصوص امام علیه السلام است و از یاد تو می‌رود.»
توحیدم خوب است؟

بعد از تمام شدن دعا، نشستم و عرض کردم
«آقا، آیا توحید من خوب است که می‌گویم این درخت و گیاه و زمین و همه اینها را خدا آفریده است؟»
فرمود «خوب است و بیشتر از این از تو انتظار نمی‌رود.»
عرض کردم «آیا من دوست اهل بیت—علیهم السلام—هستم؟»
فرمود «آری و تا آخر هم هستید و اگر آخر کار شیطانها فریب دهند، آل محمدصلی الله علیه و آله به فریاد می‌رسند.»
عرض کردم «آیا امام زمان در این بیابان تشریف می‌آورند؟»
فرمود «امام الان در چادر نشسته است.»
با این که حضرت به صراحت فرمود، اما من متوجه نشدم. به ذهنم رسید که یعنی امام در چادر مخصوص به خودش نشسته است.
بعد گفتم «آیا فردا امام با حاجی‌ها در عرفات می آید؟»
فرمود «آری.»
گفتم «کجاست؟»
فرمود «در جبل الرحمه است.»
عرض کردم «اگر رفقا بروند می‌بینند؟»
فرمود «می‌بینند ولی نمی‌شناسند.»
روضه ابالفضل و عمره

گفتم «آیا فردا شب امام در چادرهای حجاج می‌آید و نظر دارد؟»
فرمود «در چادر شما، چون فردا شب، مصیبت عمویم حضرت ابوالفضل—علیه السلام—خوانده می‌شود، امام می‌آید.»
بعداً دو اسکناس صد ریالی سعودی به من داد و فرمود
«یک عمل عمره برای پدرم بجا بیاور.»
گفتم «اسم پدر شما چیست؟»
فرمود «حسن.»
عرض کردم «اسم شما؟»
فرمود «سید مهدی.»
قبول کردم. آقا بلند شد برود. او را تا دم چادر بدرقه کردم. حضرت برای معانقه برگشت و با هم معانقه نمودیم. خوب یاد دارم که خال طرف راست صورتش را بوسیدم.
سپس مقداری پول خرد سعودی به من داده فرمودند «برگرد.»
پس از ملاقات

تا برگشتم، دیگر او را ندیدم. این طرف و آن طرف نظر کردم؛ کسی را نیافتم.
داخل چادر شدم و مشغول فکر که این شخص کی بود. پس از مدتی فکر، با قرائن زیاد—مخصوصاً اینکه نام مرا برد و از نیت من خبر داد و نام پدرش و نام خودش را بیان فرمود—فهمیدم امام زمان علیه السلام بوده است.
شروع کردم به گریه کردن.
یک وقت متوجه شدم شرطه آمده و می‌گوید
«مگر دزدها سر وقت تو آمدند؟»
گفتم «نه.»
گفت «پس چه شده؟»
گفتم «مشغول مناجات با خدایم.»
به هر حال به یاد آن حضرت تا صبح گریستم.
مجلس روضه

فردا که کاروان آمد، قصه را برای روحانیِ کاروان گفتم.
او هم به مردم گفت «متوجه باشید که این کاروان مورد توجه امام علیه السلام است.»
تمام مطالب را به روحانی کاروان گفتم؛ فقط فراموش کردم که بگویم آقا فرموده، فردا شب، چون در چادر شما مصیبت عمویم خوانده می‌شود، می‌آیم.
شب شد. اهل کاروان جلسه‌ای تشکیل دادند و ضمناً حالت توسل، آن هم به محضر عباس علیه السلام، بود.
اینجا، بیان امام زمان علیه السلام یادم آمد. هر چه نگاه کردم آن حضرت را داخل چادر ندیدم. ناراحت شدم و با خود گفتم، «خدایا وعده امام حق است.» بی‌اختیار از مجلس بیرون شدم.
درب چادر همان آقا را دیدم. عرض ادب کرده می‌خواستم اشاره کنم مردم بیایند، آن حضرت را ببینند.
اما آقا اشاره کرد حرف نزن.
به همان حال ایستاده بود تا روضه تمام شد و دیگر حضرت را ندیدم.
داخل چادر شده، جریان را تعریف کردم.
برگرفته ظاهرا از کتاب شیفتگان حضرت مهدی.
تکمله
  • در این داستان اشاره‌ای است به این که امام حسین عليهما السلام در شب ترویه در صحرای عرفات بیتوته کرده‌اند. ظاهر کلام (و قرائن حالیه) هم شاید برساند که منظور آخرین بیتوته حضرت در عرفات است. این مطلب با بعضی از نقلهای تاریخی در مورد تاریخ خروج امام حسین از مکه موافق است.
  • مقدمات داستان [با کمی ویرایش]: آنچه را که اکنون می‌خوانید داستانی است، که در سال ۱۳۵۴ به یک واسطه شنیدم؛ که شخص مذکور در نزد عده‌ای از علما، در صفائیه قم نقل کرده [بود]. خوشبختانه در روز ۱۶ ذی الحجه الحرام سال ۱۴۰۰ هجری قمری، خود، شخصاً، در صحن مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها او را زیارت [کردم] و آثار صدق و دوستی اهل بیت از سیمایش مشهود بود. ضمن داستانهای زیادی از شرفیابی‌اش خدمت امام زمان، ارواحنا فداه، همین داستان را نیز پرسیدم. برخی از نکات دیگر داستان را نیز برایم تعریف فرمود. اینک اصل ماجرا که راستی شگفت‌انگیز و امیدبخش است و می فهماند که در این زمانها نیز افرادی لایق آن هستند که این چنین مورد توجه حضرت مهدی علیه السلام باشند.
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عطف رسول به الله در ايات قران كريم به چه معناست ؟؟! پاسخ داد.
"
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20)سوره مبارکه انفال
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم وفرجنا بهم والعن من عاداهم

یا علی


نحوه مواجه شدن محب مولا و دشمن مولا با مولای عوالم امیرالمومنین صلوات الله علیه هنگام مرگ

عنْ عَبْدِ الرَّحِیمِ الْقَصِیرِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ (صلوات الله علیه) حَدَّثَنِی صَالِحُ بْنُ مِیثَمٍ عَنْ عَبَایَةَ الْأَسَدِیِّ أَنَّهُ سَمِعَ عَلِیّاً (صلوات الله علیه و لعنة الله علی اعدائه) یَقُولُ: وَ اللَّهِ لَا یُبْغِضُنِی عَبْدٌ أَبَداً یَمُوتُ عَلَی بُغْضِی إِلَّا رَآنِی عِنْدَ مَوْتِهِ حَیْثُ یَکْرَهُ وَ لَا یُحِبُّنِی عَبْدٌ أَبَداً فَیَمُوتُ عَلَی حُبِّی إِلَّا رَآنِی عِنْدَ مَوْتِهِ حَیْثُ یُحِبُّ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (صلوات الله علیه) نَعَمْ وَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالْیَمِینِ

عبدالرحمن قصیر گوید: به امام باقر (صلوات الله علیه) عرض کردم که صالح بن میثم از عبایة اسدی مرا روایت کرده که او از علی (صلوات الله علیه) شنیده است که می فرمود: به خدا سوگند هر بنده ای که بر دشمنی با من بمیرد، مرا هنگام مرگش به صورتی خواهد دید که دوست ندارد، و بنده ای نیست که بر محبت من بمیرد مگر اینکه مرا هنگام مرگ به صورتی که دوست دارد، ببیند. پس امام باقر (صلوات الله علیه) فرمود: آری و رسول الله (صلی الله علیه و آله) نیز در سمت راست (محتضر) می باشد

الكافي (الاصول ، فروع ، الروضة) جلد 3 صفحه 132 بَابُ مَا یُعَایِنُ الْمُؤْمِنُ وَ الْکَافِرُ حدیث 5
(https://www.ghbook.ir/index.php?name...الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار عليهم السلام با ترجمه فارسي جلد 39 صفحه 238 باب 86 سائر ما یعاین من فضله و رفعه درجاته صلوات الله علیه عند الموت و فی القبر و قبل الحشر و بعده حدیث 25 (https://www.ghbook.ir/index.php?name...ponent&lang=fa)


جهنمی شدن به خاطر زبان

جَاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی فَقَالَ احْفَظْ لِسَانَکَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی قَالَ احْفَظْ لِسَانَکَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی قَالَ احْفَظْ لِسَانَکَ وَیْحَکَ وَ هَلْ یُکِبُّ النَّاسَ عَلَی مَنَاخِرِهِمْ فِی النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ

شخصی خدمت رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) رسید و گفت مرا موعظه کن ؛ حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن! گفت ای رسول خدا مرا موعظه (دیگری) کن! حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن! گفت ای رسول خدا مرا موعظه (دیگری) کن. حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن! وای بر تو! مگر به جز محصولات زبان چیز دیگری مردم را با صورت در آتش می افکند؟

بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار عليهم السلام با ترجمه فارسي جلد 68 صفحه 303 حدیث 78 (https://www.ghbook.ir/index.php?name...ent_note_303_2)
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم وفرجنا بهم والعن من عاداهم

یا علی


نحوه مواجه شدن محب مولا و دشمن مولا با مولای عوالم امیرالمومنین صلوات الله علیه هنگام مرگ

عنْ عَبْدِ الرَّحِیمِ الْقَصِیرِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ (صلوات الله علیه) حَدَّثَنِی صَالِحُ بْنُ مِیثَمٍ عَنْ عَبَایَةَ الْأَسَدِیِّ أَنَّهُ سَمِعَ عَلِیّاً (صلوات الله علیه و لعنة الله علی اعدائه) یَقُولُ: وَ اللَّهِ لَا یُبْغِضُنِی عَبْدٌ أَبَداً یَمُوتُ عَلَی بُغْضِی إِلَّا رَآنِی عِنْدَ مَوْتِهِ حَیْثُ یَکْرَهُ وَ لَا یُحِبُّنِی عَبْدٌ أَبَداً فَیَمُوتُ عَلَی حُبِّی إِلَّا رَآنِی عِنْدَ مَوْتِهِ حَیْثُ یُحِبُّ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (صلوات الله علیه) نَعَمْ وَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالْیَمِینِ

عبدالرحمن قصیر گوید: به امام باقر (صلوات الله علیه) عرض کردم که صالح بن میثم از عبایة اسدی مرا روایت کرده که او از علی (صلوات الله علیه) شنیده است که می فرمود: به خدا سوگند هر بنده ای که بر دشمنی با من بمیرد، مرا هنگام مرگش به صورتی خواهد دید که دوست ندارد، و بنده ای نیست که بر محبت من بمیرد مگر اینکه مرا هنگام مرگ به صورتی که دوست دارد، ببیند. پس امام باقر (صلوات الله علیه) فرمود: آری و رسول الله (صلی الله علیه و آله) نیز در سمت راست (محتضر) می باشد

الكافي (الاصول ، فروع ، الروضة) جلد 3 صفحه 132 بَابُ مَا یُعَایِنُ الْمُؤْمِنُ وَ الْکَافِرُ حدیث 5
(https://www.ghbook.ir/index.php?name...الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار عليهم السلام با ترجمه فارسي جلد 39 صفحه 238 باب 86 سائر ما یعاین من فضله و رفعه درجاته صلوات الله علیه عند الموت و فی القبر و قبل الحشر و بعده حدیث 25 (https://www.ghbook.ir/index.php?name...ponent&lang=fa)


جهنمی شدن به خاطر زبان

جَاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی فَقَالَ احْفَظْ لِسَانَکَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی قَالَ احْفَظْ لِسَانَکَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی قَالَ احْفَظْ لِسَانَکَ وَیْحَکَ وَ هَلْ یُکِبُّ النَّاسَ عَلَی مَنَاخِرِهِمْ فِی النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ

شخصی خدمت رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) رسید و گفت مرا موعظه کن ؛ حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن! گفت ای رسول خدا مرا موعظه (دیگری) کن! حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن! گفت ای رسول خدا مرا موعظه (دیگری) کن. حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن! وای بر تو! مگر به جز محصولات زبان چیز دیگری مردم را با صورت در آتش می افکند؟

بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار عليهم السلام با ترجمه فارسي جلد 68 صفحه 303 حدیث 78 (https://www.ghbook.ir/index.php?name...ent_note_303_2)
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار سرگذشت پیشینیان در کلام الله المجید پاسخ داد.
"
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ (68)
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرينَ (69)
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ (70)


"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار محکم ومتشابه پاسخ داد.
"


نقل قول:
در اصل توسط ZYGORAT نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
چرا که علامه مجلسی رضوان الله علیه در جایی دیگر می فرمایند :
" إنا نحن نزلنا الذكر " أي القرآن " وإنا له لحافظون " عن الزيادة والنقصان
والتغيير والتحريف ، ( 2 ) وقيل : نحفظه من كيد المشركين فلا يمكنهم إبطاله ولا يندرس

ولا ينسى ، وقيل : المعنى : وإنا لمحمد حافظون .
بحار ج9 ص113



بلی این ادامه صفحه ۸۲ است که تلخیصات مجمع است، و رمز اینکه عده‌ای میگویند این تناقضات را چگونه حل میکنید این است که ما تا جوهر قرآن را نشناسیم این امور را تناقض میبینیم ولی در حقیقت تناقض‌نما است! برای رفع استبعاد، امروزه همه هولوگرام را میشناسند اما یک تناقض نمای واضح است! اگر بخش است کل نیست و اگر کل است بخش نیست! حروف مقطعه و فواتح سور، که به قول جناب سعید بن علاقة که از خواص اصحاب امیر المؤمنین http://www.iranclubs.org/forums/imag...ral/asalam.gif است أم الکتاب هستند و قرآن از آنها استخراج میشود و عبارتش را آوردم، اگر فرض بگیریم در باطن خود به جای شبیه هندسه صحیح، شبیه هندسه برخالی داشته باشند که دائما جزء و کل برابرند تناقض مذکور تناقض نما خواهد شد!

علمای شیعه در ده‌ها مورد احکام و مسائل خاصه مصحف شریف را ذکر میکنند، از فضیلت کتابت مصحف که صدقه جاریه است که پس از مردن برای مؤمن باقی میماند، از نگاه به مصحف که عبادت است، از حرمت مس مصحف بدون طهارت، از حرمت تنجیس مصحف و وجوب فوری تطهیر آن در صورت نجس شدن، از حکم بیع مصحف، ارث مصحف برای پسر بزرگ، تزیین مصحف، تعلیق مصحف، قرائت قرآن از خصوص مصحف، استخاره به مصحف، و... ، حتی علامه مجلسی قده پرت کردن مصحف را به قصد اهانت موجب کفر میداند:

مرآة العقول‏10،157
أو ارتكاب أعمال يوجب الارتداد، كوطي المصحف‏ الكريم بالرجل، و رميه.
.
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار محکم ومتشابه پاسخ داد.
"


نقل قول:
در اصل توسط فقط خداوهابی عزیز فراری نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
یا الله

سلام علیکم و رحمة الله

برادر عزیز

بنده نمیخواهم بگویم که شیعیان امروزی قائل به تحریف قران هستند ولی در کتب اربعه روایاتی وجود دارد که بلا شک تحریف قران را به اثبات میرساند و خود جناب مجلسی نیز میفرماید که این روایات به حد تواتر رسیده و رد همگی انها موجب سلب اعتماد از بقیه اخبار میشود ایشان حتی ادعا دارند اخبار تحریف قران کمتر از اخبار امامت نیست

با این روایات چه خواهید در حالی که نمیتوان انها را حمل بر تقییه نمود چرا که عامه مخالفین اعتقاد به تحریف ندارند

یا الله
و علیکم السلام و رحمة الله

برادر گرامی، اولا بنده با کلمه تحریف مخالفم و توضیح خواهم داد إن شاء الله، و ثانیا همانطور که عرض کردم شیعه و سنی در منابع اصیل مشترک هستند و اگر اجازه دهید راجع به همین نکته بحث کنیم، اما از آنجا که آفت بحث‌ها این است که چند موضوع با هم مطرح شود بهتر است هر موضوع را تک تک بررسی کنیم و وقتی از یکی فارغ شدیم به دیگری بپردازیم.

فعلا ادعای بنده این است طبق صحیح‌ترین روایات و کتب نزد اهل سنت، پیش از قضیه واضح اختلاف قرائات، مسأله اختلاف مصاحف مطرح بوده و تا قبل از قرن چهارم حساسیتی از اهل سنت راجع به اختلاف مصاحف موجود نبوده، و حساسیت بعد از دست‌یابی شیعه به قدرت حکومتی در قرن چهارم کم کم شروع میشود.


اولین موردی که عرض میکنم تا در خصوص آن بحث کنیم این روایت است:


صحيح ابن حبان - محققا (11/ 92)
ذكر الإخبار عما يجب على المرء من التصبر تحت ظلال السيوف في سبيل الله
4772 - أخبرنا الحسن بن سفيان، قال: حدثنا هدبة بن خالد، قال: حدثنا حماد بن سلمة، عن ثابت، عن أنس، أن أنس بن النضر تغيب عن قتال بدر، وقال: تغيبت عن أول مشهد شهده النبي صلى الله عليه وسلم، والله لئن أراني الله قتالا ليرين ما أصنع، فلما كان يوم أحد انهزم أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم، وأقبل سعد بن معاذ يقول: أين أين؟ فوالذي نفسي بيده، إني لأجد ريح الجنة، دون أحد، قال: فحمل، فقاتل، فقتل فقال سعد: والله يا رسول الله، ما أطقت، ما أطاق، فقالت أخته: والله ما عرفت أخي إلا بحسن بنانه، فوجد فيه بضع وثمانون جراحة ضربة سيف، ورمية سهم، وطعنة رمح، فأنزل الله {من المؤمنين رجال صدقوا، ما عاهدوا الله عليه، فمنهم من قضى نحبه، ومنهم من ينتظر، وما بدلوا تبديلا} [الأحزاب: 23] ، قال حماد: «وقرأت في مصحف أبي، ومنهم من بدل تبديلا» (2) . [3: 64]
__________
(2) إسناده صحيح على شرط مسلم، رجاله ثقات رجال الشيخين غير حماد بن سلمة، فمن رجال مسلم.(هذا التصحیح من شعیب و صححه الالبانی مطلقا)




ملاحظه فرمایید که بعد از پانزده قرن دو متخصص علم حدیث اهل سنت با همه سختگیریها این حدیث را تصحیح کرده‌اند، مفاد حدیث شوخی بردار نیست! چون نقل یک کلام نیست بلکه حماد که مورد اعتماد اهل سنت است (و نزدیک صدر اول است و با یک واسطه از صحابی نقل میکند) میگوید با چشم خودم در مصحف أبی دیدم که به جای (و ما بدلوا تبدیلا) آمده: (و منهم من بدل تبدیلا).

و اگر (قال حماد) گفته هدبة بن خالد باشد صحت نقل واضح است و اگر گفته ابن حبان باشد طبق قاعده تعلیق جازم در صحیح، نیز نقل صحیح است.

نظر شما راجع به این حدیث چیست؟
"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 07:29PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2020 DragonByte Technologies Ltd.