بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 73
  1. nasr12
    Tuesday 28 April 2020
    nasr12
    در دیداری که مرحوم علامه جعفری با مرحوم علامه عسکری رضوان الله تعالی علیهما داشتند اول سوالی که علامه عسکری بدون مکث از ایشان کردند این بود که شما چرا مثنوی را شرح کردی؟!

    ایشان‌گفت من ۵۰۰۰ روایت شیعه را بین این شرحم قرار دادم هر کس بخواهد این شرح را بخواند این روایات را هم لا جرم می خواند.

    علامه عسکری فرمودند: حل شد‌.

    ادامه
  2. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  3. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  5. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  9. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  10. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 6 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Sunday 7 June 2020
10:40AM - عبدالعلی69 از fatem در ج: ***ارتحال عبدالعظیم حسنی تسلیت *** نام برد
...بدالعظیم fatemyeh_ValiAsr
Thursday 19 March 2020
07:23AM - عبدالعلی69 از Fari در ج: شهادت وجود مقدس موسی بن جعفر علیهما السلام تسلیت نام برد
...borrhan2 @dinclass Fariadras
Sunday 13 October 2019
07:56AM - عبدالعلی69 از kha در ج: لبیک یا حسین علیک سلام الله وصلوات الله نام برد
:smile07::smile07::smile...
Tuesday 17 September 2019
11:22PM - عبدالعلی69 از velayat در علت منع لعن یزید؛ تا به کودتاگران سقیفه نرسه نام برد
...ر از کانال velayat_beraat) https://u...
Tuesday 21 May 2019
05:56AM - عبدالعلی69 از fatem در ج: کریم آل الله امام ثار الله نام برد
...::smile07::smile07: fatemyeh_ValiAsr
Friday 18 January 2019
02:52PM - عبدالعلی69 از Hussein در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...قه_کبری ؟! HusseinWahid
02:51PM - عبدالعلی69 از Hussein در ج: یا علی نام برد
...قه_کبری ؟! HusseinWahid
Friday 2 February 2018
03:24PM - عبدالعلی69 از info در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
... بفرمایید. info_feghahat http://th...
03:24PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
...جره فقاهت hojre_feghahat
Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...

نقل قول

Saturday 15 August 2020
01:18PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
باوجود اینکه خداون...
10:38AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
یعنی شما اون روایا...
09:55AM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: انکار شرک نقل کرد
:smile21::smile21::smile21::smile21::sm...
Friday 14 August 2020
12:41AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
مگر آیه نیاوردم که ...
12:40AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
مثل اینکه به مطالب ...
12:40AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
وقتی بخواهند عقیده...
12:38AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
کسایی که این روایا...
Tuesday 11 August 2020
06:26PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
مگر آیه نیاوردم که ...
06:24PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
هیچ انسانی مصون از ...
06:23PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
[ عَنْكُمُ الرِّجْ...
06:22PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
مثل اینکه به مطالب ...
06:22PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
وقتی بخواهند عقیده...
06:18PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
https://iranclubs.org/forums/showt...
05:22PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: انکار شرک نقل کرد
خوبه بجای تمسخر ایات ...
01:37PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
شیطان ازطریق همین ...
05:31AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
وقتی بخواهند عقیده...
05:30AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
مثل اینکه به مطالب ...
05:29AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
وَالَّذِينَ يَدْع...
05:14AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
آیا مردم کوروش . دا...
05:13AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
آیا مردم کوروش . دا...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
باوجود اینکه خداوند بارهاوبارها به صراحت وروشنی قرآن را بعنوان کتاب هدایت ودین حق معرفی فرموده اند ییروان مذاهب وفرقه ها، اصل رابراموزهاو عقاید فرقه ای خود گذاشته وقرآن را کتابی ناقص ومجمل می دانند که بسیاری ازاحکام ومناسک دینی درآن ذکرنشده است . ازاین رو علمای فریقین اصالتی برای قرآن ،بعنوان یگانه مرجع و ماخذ دین حق قائل نیستند .
اجازه دهید برای اثبات این مدعا مثالی خدمتتان عرض کنم : اگر کسی به دفاع از مرجعیت و کفایت قرآن قیام کند فورا به اوخواهند گفت : درکجای قرآن به دورکعت نماز صبح اشاره شده است ؟

مسلما کسانی که چنین سوالی را مطرح می کننداصالت را بر مذهب خود قرارداده اند چرا که رکعات در مذهبی که به آن معتقد است آمده ولی درقرآن اثری از آن پیدا نمی شود . لذا کسی که قرآن را یگانه مرجع و ماخذ دین حق می داند باید توضیح دهد چرا درقرآن به جزئیات ورکعات نماز اشاره ای نشده است .
جالب است بدانید درقرآن نیز چندین بار همین سئوال ازاقوام انبیا پرسیده شده است .
مثلا خداوند درمقابل عقایدباطل بنی اسرائیل به آنها می فرمایند تورات را بیاورید و بخوانید ببینید این چیزی که باور دارید درآن هست ؟ واین یعنی خداوند اصالت را به تورات داده نه آنچه بنی اسرائیل به دروغ آنرا به اسرائیل (یعقوب )منسوب می کردند .یا درمقابل عقیده قوم پیامبر که ملائکه را دختران الله ووسیله تقرب به اومی دانستند می فرمایند : فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَپس اگر راست مى‏ گوييد كتابتان را بياوريد
لابد اقوام انبیاء نیز درست ماند مانند شیعه وسنی درپاسخ خداوند می گفتند :اگر اثری ازعقایده مادر تورات وانجیل ودیگر کتب آسمانی پیدانمی شود ، بخاطر این است که کتاب آسمانی ناقص و مجمل است ؟
حالا کلاهتان را قاضی کنید ، آیا این خداوند است که باید به شیعه وسنی بگویند :اگر راست می گوئید قرآن را بیاورید و بگوید چرا رکعات نماز در آن نیست یا آنها باید این سئوال را از خداوند بپرسند ؟
یکتا پرستی یعنی فقط حکم خداوند را فرمانبردن است . کسانی که احکام موجود درقرآن را کافی نمی دانند بخاطر این است که درمقابل احکامی تسلیم شده اند که درقرآن وجودندارد ، این افراد درفرهنگ قرآن مشرک و دوگانه پرست نامیده می شوند .

عزیزان نماز مکتب خانه دین است ،اگر می بینید اکثریت مردم ازتعالیم قرآن ودین حق اطلاعی ندارند بخاطر این است که اهریمن قرنهاست درمکتب خانه رابسته وآن راتعطیل کرده است
رُمان ننویس جواب بده

منافق مزدور این دین شیطانی تازه تاسیس شما نماز چطور می خوانند؟ اگه می خوانند "

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
یعنی شما اون روایات و شرکیات رو که آوردم قبول دارید و کسایی که آنهارا باوردارند از نظر تو تنها موحدان عالم هستند ؟

مثل اینکه تو عادت داری طوری وانمود کنی که انگار درباره نماز چیزی نگفتم ؟

اگر نماز مورد قبول تو فقط همین نماز پنجگانه است که چینی ها رباتی درست کردند که از خود تو هم بهتر می خواند و آموزش می دهد این دیگر بلدی نمی خواهد از کودکی بااین نماز آشنا بودم نه تنها من اکثر مردم سرزمین من اکثر مردم نماز می خوانند ولی نمی دانند چی می خوانند فقط بخاطر ترس از جهنم که بجانشان انداختند

اما نماز ی که خداوند از آن نام می برند باید بدانی که چه می گویی

مگر خود تو از رسول اطاعت می کنی اگر اطاعت می کنی چرا از همه اطاعت نمی کنی

رسول مثل خداوند فقط یک کتاب برای هدایت که ندارد که کافی نباشد رسول کتابهای مختلفی دارد که اگر ادعای اطاعت داری باید از همه آنها اطاعت کنی مثل صحیح مسلم .صحیح بخاری سنن ابو داود و ترمزی و الا مشاالله
دست از مزحرف گوئی وکشکی بافی بردار

منافق مزدور این دین شیطانی تازه تاسیس شما نماز چطور می خوانند؟ اگه می خوانند "

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
" این خیلی روشن و واضح است؛ حصر حقیقی ادعایی. بهترین وجهی که من الان از این وجوه سبعه به ذهنم می­آید همین وجه حصر حقیقی ادعایی است به این معنای واضح. من یادداشت­هایی هم دارم که واقعش این است که چطور می­شود بگویند قرآن می­گوید هرکس، متواتر است، بروید نگاه کنید، چیزی که در تاریخ در فضای جنگ آمد می­شود متواتر. متواتر است یک مسیحی کافر بیاید تاریخ اسلام را بخواند و مطمئن می­شود که پیامبر خدا این جمله­ ی مبارکه­ شان را فرموده بودند به عمار یاسر که «تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ» چرا متواتر است؟ به خاطر این­که در یک فضایی شد، هزاران نفر کشته شدند و هیچ­کس یادش نبود، به محض این­که عماریاسر کشته شد، چه شد؟ نزاع شد. این لشکر می­گفتند قتله عسکر علیه، این­ها می­گفتند قتله عسکر المعاویه، چرا این­همه کشته شدند و حرفی نبود؟ چرا برای او نزاع شد؟ او می­گفت او کشته است و آن می­گفت او؟ اگر کسی منصف باشد می­گوید بین دو گروه جا افتاده بود که «تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ» روایت متواتر است. یعنی طرفین خبر را به تواتر رساندند. لذا در صحیح بخاری همه آمده است و مشکلی ندارد «تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ» در صحیح­ترین کتاب­های اهل سنت هم که باشد کار تمام است، من عرض می­کنم هرکس برود دنبالش این متواتر است. حضرت فرمودند «تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ» این علم غیب نیست؟ این قرآن نازل شده بود؟ آیه­ ی قرآن نبود، اخبار حضرت بود به غیب، واضح و آشکار. من این روایت را قبلاً دیده بودم و الان دوباره یادداشت کردم، خیلی این­ها عالی است، در صحیح بخاری و مسلم هردو آمده است. صحیح بخاری جلد هشتم صفحه 123، صحیح مسلم جلد چهارم صفحه 2217. حذیفه نقل می­کند، عبارت را ببینید، می­گوید «خطبنا النبی خطبه ما ترک فیها شیئا إلی قیام الساعه إلا ذکره» این حرف کم است؟ در صحیح هم آمده است. می­گوید یک خطبه حضرت خواندند، الی یوم القیامه، هرچه پیش می­آید برای ما گفتند، بعد چه می­گوید؟ «علمه من علمه وجهله من جهله إن کنت لأری الشیء قد نسیت فأعرفه کما یعرف الرجل إذا غاب عنه فرآه فعرفه» می­گوید چون حضرت این­ها را برای ما گفته بودند، ما فراموش کردیم، وقتی واقع می­شود یادم می­آید که عجب حضرت این را فرمودند برای ما که چنین چیزی پیش می­آید. بعد می­گوید چطور است که شما یک کسی را جایی دیده­اید و فراموش کرده­اید، ولی وقتی در یک مجلس دیگری آن فرد را می­بینید، می­گویید من این آقا را آنجا دیده­ام. می­گوید در مجلس پیامبر خدا چنان قضایای آینده را برای ما واضح گفتند که من فراموش کرده بودم، وقتی می­رسم صحنه را می­بینم می­بینم عجب همان است که حضرت به ما فرمود. این­طور پیامبری که این­طور مطالب را فرمودند، ما بگوییم که هرکس بگوید حضرت غیب می­داند، کافر است. این­طور نیست. شواهد هم یکی دو مورد نیست، بسیار زیاد است که ان شاء الله خودتان بعداً بررسی می­کنید. این برای مسئله حصر و این­که آیه هیچ دلالتی بر نفی علم غیب من غیر الله ندارد، آیه­ ی شریفه حصر است، حصر یا اضافی است یا به معنای دقیق­تر حصر حقیقی ادعایی است و این معنای لطیف را باید فهمید، وقتی بفهمید دیگر مشکلی ندارید در استثنائاتی که در روایات هست و در آیات شریفه و امثال اینهاست. اما این­که چطور می­شود که این علم غیب را اولیای خدا می­دانند و فرقش با سایر علوم غیب چیست؟
روایتی را من خواندم دو جلسه­ ی قبل راجع به ارواح خمسه که در انبیاء و اوصیاء پنج مورد را خدای متعال قرار داده­اند. بعد از جلسه هم عده ­ای مطالب خوبی گفتند که آیا این ارواح خمسه با بیان فلسفی، کلامی، برهانی و غیره قابل استدلال هست یا نیست؟ عرض می­کنم حتماً هست، ارواح خمسه اول باید تصورش کرد، بعد با بیان علمی هم برهانش کرد. می­شود، فقط من اشاره می­کنم به یک روایت دیگری که در کتاب تفسیر «کنز الدقائق» که در نرم­ افزار هم هست و جدیداً هم چاپ شده است، تفسیر خوبی است، مال شیخ «محمد ابن محمد رضا القمی المشهدی» در جلد هفتم، صفحه­ی 126، ایشان روایتی را می­آورد راجع­به همین بحث ما که من فقط دو کلمه ­اش را اشاره می­کنم که شما بعداً مراجعه کنید. می­گوید «عن كميل بن زياد انه قال: سألت مولانا اميرالمؤمنين علياً عليه السلام فقلت: يا اميرالمؤمنين! اريد ان تعرفني نفسي.» می­خواهم معرفت نفس پیدا بکنم. «ال: يا كميل! و اي الانفس تريد ان اعرفک؟» می­گوید کدام نفس؟ «قلت: يا مولاي! هل هي الاّ نفس واحدة؟» نفس که یکی است، من یک نفر هستم، چند نفر نیستم. «قال: يا كميل! انّما هي اربعة» چهار نفس است برای کمیل «قال: يا كميل! انّما هي اربعة» روایت را خودتان مراجعه کنید، مرحوم مجلسی هم در بحار آورده­اند ولی روایت را قبول ندارند، به­خاطر مضمونش، در تفسیرشان آورده­اند و حرفی ندارند، نقد کرده­اند این­جا. منظور من این است که حضرت می­فرمایند نفس نامیه نباتیه، «النامية النباتية وانبعاثها من الكبد» نکته­­ای که می­خواهم عرض کنم و وقت گذشته است را عرض می­کنم و تمام. ببینید چهار نفس داریم، یک نفس چهار نفس است؛ «النامية النباتية وانبعاثها من الكبد» دوم؛ «والحسية الحيوانيةوانبعاثها من القلب» بعد «والناطقة القدسيةوليس لها انبهاث. وهي أشبه الأشياء بنفس الملائكة» این هم نفس سوم است. نفس چهارم «والكلية الإلاهية» که بعد فرمودند «وهذه التي مبدأها من الله وإليه تعود فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ[12] يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً[13]» حضرت می­فرمایند ارجعی، مخاطب ارجعی غیر از نفس نامیه و نباتی و حسیه حیوانی و حتی غیر از نفس ناطقه قدسی هست. چهار نفس، این هم یک روایت. حضرت دارند آدرس می­دهند «وانبعاثها من الكبدوانبعاثها من القلب وليس لها انبهاث» یعنی چه « وليس لها انبهاث» یعنی خدای متعال چیزی به ما داده است، ولو یک معیت با بدن دارد، اما متاثر از بدن نیست، به تمام معنا مستقل از بدن است. چه برسد به چهارمین نفس. اگر این­طوری است، پس خمسه الارواح در آن روایت، اربعه انفاس داریم در این روایت، چطور می­شود که کسی این نفوس در او به ظهور بیاید و آیا می­شود با آن برهان علمی در بیاوریم که النفس فی وحدتها کل القوا، یکی است، چند نفر نیست. چطور می­شود با این­که چند نفر نیست، پنج روح و این­ها، ان شاء الله زنده بودیم فرداشب. می­خواستم بیشتر امشب عرض کنم و آن بحث قبلی طول کشید. ان شاء الله زنده بودیم فرداشب ان شاء الله راجع­به این که این ارواح ربطش با نفس واحده و لوازمی که برای آن مشی در رفتار اولیای خدا و این­که چطور با این­که علم غیب دارند در این عالم دنیا این زندگی عادی را به چه میزان نسبت به آن علم غیب انجام می­دهند، ان شاء الله فرداشب. ان شاء الله خدای متعال توفیقات همه­ی شما بیفزاید در دنیا و آخرت دست ما از دامان امیرالمومنین و اولاد طیبین و طاهرینشان کوتاه ننماید.
· الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجهم
· |پایان فایل|

1- سوره نمل، آیه 65

1- سوره نمل، آیه 65

2- سوره سباء، آیه 14

1- سوره اعراف، آیه 187

2- سوره جن، آیه 26

1- سوره رعد، آیه 39

1- سوره اعراف، آیه 188

2- سوره جن، آیه 9

3- سوره حجر، آیه 18

4- سوره صافات، آیه 8

5- سوره جن، آیه 9

1- سوره حجر، آیه 30

2- سوره فجر، آیه 27 و28

https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا حسین علیک صلوات اللهhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
می­خواستم این طولانی نشود، من این هفت مورد احتمال را خیلی سریع خدمت شما می­گویم با شواهدش، بعداً شما روی آن تامل کنید.
1یکی عرض کردم الف و لام عهد باشد، یعنی ما عالم بالساعه الا الله، یکی ما عالم بجمیع الغیوب عالم نیست به همه غیوب ،

2یکی ما عالم بکل واحد من الغیوب که این معنا درست نبود.
3یکی دیگر ما عالم الغیب من ذاته من غیر تعلیم و تعلم « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ» یعنی خودش بداند، من غیر اخبار من الله، من غیر تعلیم من الله، که در نهج ­البلاغه هست که حضرت امیرالمومنین صلواه الله علیه فرمودند چیزی را، آن شخص گفت «يَا اميرالمومنين هَلْ أَنْتَ تَعْلَمُ الْغَيْبِ فَتَبَسَّمَ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ قَالَ إِنَّ هَذَا لَيْثٍ هُوَ مِنْ عِلْمِ الْغَيْبِ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْمٍ» اگر بگویم خودم دارم، با آیه مخالف است به این معنی، چون لا یعلم الغیب الا الله، اما اگر بگویم اخبرنی الله، همین روایتی که شد، وقتی خدای متعال به بنده­ ی خودش خبر داده است، پس «ما عالم بالغیب من ذاته من غیر تعلیم (ان) الله» این معنی چهارم است
5. معنی پنجم، « ما عالم الغیب علم لا یتخلف» خدای متعال عالم است به غیب، علمی که تخلف بردار نیست، حتی انبیاء عظام اگر یک چیزی اخبار به آن­ها بشود بلا در آن ممکن است به صدقه دادن و امثال این ­چیزها به آن نحوی که لوح حضرت فرمودند روایت معروف چند بار دیگر هم شاید این را خواندم خدمتتان «لَوْلَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَأَخْبَرْتُ کل وَاحِدٍ منکم بِمَا يکون لَهُ إِلَيَّ يَوْمَ القيامه» آن آیه چیست؟ «یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ[6]» پس ما عالم بالغیب علماً لا یتخلف. آن آخرین درجه­ ی علم نهایی را، تمام این­ها می­شود حصر
، حصر چه؟ حصر اضافی، یا حصر حقیقی ادعایی. حصر حقیقی ادعایی این است، من احتمالات را عرض می­کنم، چندم را خواندم؟ پنجم.
6ششم؛ « ما عالم الغیب علماً ینفع و یضر الا الله» قبلش چه بود؟ آن بود که آن آیه­ی «قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَلَا ضَرّاً إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ[7]» ما عالم الغیب علماً ینفع و یضر الا الله. یعنی علمی هم که انبیاء و اوصیاء دارند که بعداً می­رسیم و بحث بعدی ما، علمی است که لاینفع، سنخ علم، علمی نیست که برای خودشان دست و پا کنند برای نفعی، این توضیحش است و بعداً عرض می­کنم. هفتم؛ « ما عالم الغیب علماً حقاً غیر بالباطل» که این هم وجه بسیار مهمی است، آیه شریفه ناظر است به آن علم غیبی که متداول بود در کهنه. این­ها «وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ[8]» «إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ[9]» قرآنی روشن اجنه می­رفتند چکار می­کردند؟ استراق سمع می­کردند برای چه؟ برای این­که «لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ [10]» اما قبل از آن می­گوید «وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ ۖ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا[11]» این هم یک­جور غیب است، غیبی که اجنه می­رفتند خبر می­آوردند برای کهنه، این علم غیبی است باطل، استماع و استراق سمع اجنه. الغیب، یعنی غیبی که این­طوری نباشد، مشی آن مشی اتخاذ از جن و باطل و این­ها نباشد.

این هفت احتمال را اگر تامل کنید می­بینید مطالب خوبی است و شاید شما هم بعداً فکر کنید و وجوه دیگری به ذهنتان بیاید و برای من بفرمایید. حالا عرض من این است که یکی از وجوه بسیار زیبا این است که حصر حقیقی باشد،

اما حصر حقیقی ادعایی باشد. می­گوییم « ما عالم فی هذا البد الا زید» یک وقتی حصر حقیقی غیر ادعایی است، « ما عالم فی هذا البد الا زید» این حصر صفت بر موصوف است. ما عالم الا زید فی هذا البلد، حصر صفت بر موصوف است. اگر حقیقی غیر ادعایی باشد یعنی چه؟ یعنی اگر بروی در شهر هیچ­کس راعالم نمی­بینی، یک نفر فقط عالم است در این شهر که آن زید است. این حصر حقیقی غیر ادعایی است. اما یکی از ظریف­ترین مطالب معانی بیانی، حصر حقیقی ادعایی است که با حصر اضافی هم فرق، اضافی نیست و حقیقی است، ولی ادعایی است. کجاست؟ شما بخواهید بگویید در این شهر عالم خیلی است، اما وقتی به زید نگاه می­کنید کانه عالمی نیست. عالم هست، شما برای تعظیم زید ادعا می­کنید که ما عالم فی البلد الا زید. پس اضافی نیست، وقتی فضا، فضای حصر است، آن محتملات لطیف هست در فضای ادبیات که هرچه فکر می­کنید می­بینید وجوه مختلف به ذهن می­آید. الان در این­جا، یعنی این حصر حقیقی اما ادعایی است. در این­جا الان آیه­ ی شریفه بسیار خوب می­تواند حصر حقیقی ادعایی باشد. « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ» یعنی اگر قرار است کسی باشد که غیب بداند، از او باشد این علم، مصدر تمام علم غیوب باشد، هرکسی هرکجا از ملک، از پیامبر، از رسل این غیب را بداند، مال اوست، در این مقام او عالم به غیب نیست، حصر حقیقی ادعایی است. یعنی ولو این­که غیب هست، اما نسبت به این­که او اصل است، همه دیگر از او گرفته­ اند، غیر از او کسی عالم نیست. همه متخذ است، آن­جایی که حق است متخذ از اوست. پس اگر آیه­ ی شریفه حصر حقیقی ادعایی باشد، مبنایی دارد بسیار عالی و زیبا و در عین حال منافاتی ندارد که اولیاء و رسل و تمام این­ها چه باشند؟ غیب را بدانند باخبار من الله تعالی. در آن حصر حقیقی ادعایی برای این است که وقتی کسی از خدا علم خودش را گرفته است و خدا به او داده است و هرلحظه ­ای هم بخواهد از او سلب می­کند، پس لا عالم بالغیب الا هو.

یا حسین
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
می­گوید که «وَلَيْتَ شِعْرِي» عده­­ای خواستند از این استفاده کنند که او عالم به غیب بوده است، می­گوید ابداً. عین همین «وليت شعري كيف يزعم هؤلاء ذلك الزعم الباطل والله عز وجل يقول في كتابه "عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ" هل يعتقدون أن أولئك الأولياء رسل من رسل الله حتى يصح أن يقال إنهم يطلعون على الغيب بإطلاع الله إياهم!! سبحانك هذا بهتان عظيم على أنه» این یک چیز واضحی است و اصلاً ممکن نیست، هرکسی باشد خودش گیر می­افتد. می­گوید روایت صحیح است، ولی « إنما كان إلهاما من الله تعالى» اسمش الهام است، نه علم غیب که از فاصله ­ی دور بگوید یا ساری الجبل. بعد می­گوید الهام بود، می­گوید کشف نگوییم، اگر بگوییم کشف « سبحانك هذا بهتان عظيم» قرآن می­گوید لایعلم الغیب، پس کشف نیست. شما خودتان مراجعه کنید ببینید چطور است. بعد می­گوید «على أنه لو صح تسمية ما وقع لعمر رضي الله عنه كشفا، فهو من الأمور الخارقة للعادة التي قد تقع من الكافر أيضا» اگر کافر به نحوی مطلع بر غیب شد، ریاضت کشید، مرتاض هندی، آیه را چکار می­کنید؟ شما گفتید قرآن می­گوید لایعلم، بعد می­گویید از آیه دست برداشتید، علی انه، ملاحظه کنید. «ومن الأمثلة الحديثة على ذلك ما قرأته اليوم من عدد " أغسطس " من السنة السادسة من مجلة " المختار " تحت عنوان: " هذا العالم المملوء بالألغاز وراء الحواس الخمس "» این را خودتان مراجعه کنید و ببینید، می­گوید که چه زمانی خواندم؟ الان، « قرأته اليوم» ایشان وقتی این را می­نوشته است، می­گوید همین امروز در مجله­ی المختار خواندم، چه را؟ می­گوید خانمی بود «قصة " فتاة شابة ذهبت إلى جنوب أفريقيا للزواج من خطيبها، وبعد معارك» خیلی عجیب گرفتار شد و عبارت مفصل است، می­گوید رفت در یک جایی داد زد وا اماه، صدای مادرش زد ولی هرگز راضی نبود که این شدت ناراحتی را مادرش بفهمد، سرش را می­بریدند و حاضر نبود مادر را ناراحت کند، ولی از شدت ناراحتی خودش رفت در یک زیرزمینی در افریقیا و چکار کرد؟ صدای مادر زد از فطرت خودش و گفت «" أواه يا أماه ... ماذا أفعل؟ "» چکار کنم این­جا گیر افتادم؟ «ولكنها قررت ألا تزعج أمها بذكر ما حدث لها؟» اصلاً نمی­خواست و احتمال نمی­داد این را به مادرش بگوید. «وبعد أربعة أسابيع تلقت منها رسالة جاء فيها: " ماذا حدث؟» مادرش برایش نامه نوشته است که دخترم چه شده است؟ «لقد كنت أهبط السلم عندما سمعتك تصيحين قائلة: " أواه يا أماه» عین صدای تو را من با فاصله­ی دور شنیده­ام. این کتاب آقای البانی ایشان می­گوید. آیه چه شد؟ ایشان می­گوید این اختصاص به آن ندارد و این خانم هم اینجا برایش مکشوف شده است، با فاصله­ی هزاران کیلومتر، آیه چه شد؟ « سبحانك هذا بهتان عظيم» از این­جا معلوم می­شود که آیه را باید بفهمیم، نمی­شود بگوییم هرکس یک جایی یک غیبی را مطلع شد، این که دیگر الهام هم نیست، برای آن قضیه­ ساری می­گوید به دلش افتاد بگوید، نه این­که مکشوف و کشف شده است و نگویید، می­گوید لو صحح که بگوییم کشف شد، برای این هم صدا به گوشش خورد، صدای بچه­ی خودش بود. می­گوید مادر نامه نوشت که این صدا به گوش من خورد و بعد در ادامه می­گوید که «وفي المقال المشار إليه أمثلة أخرى مما يدخل تحت ما يسمونه اليوم بـ " التخاطر " و " الاستشفاف "» تلپاتی و امثال این اصطلاحاتی است که به­کار می­برند «ويعرف باسم " البصيرة الثانية "» حس ششم می­گویند. علی­ای­حال این زیاد خیلی مکرر اتفاق افتاده است، یکی دو مورد نیست برای این موارد. ایشان این را می­آورد، من نفهمیدم، اگر برای شما واضح است برای من توضیح بدهید که پس با آن توضیحی که شما برای آیه دادید، آیه چه شد؟ آن توضیح شما با این چیزی که شما شاهد می­آورید و قبول هم دارید که اتفاق افتاده است، اول گفتید نگویید این کشف شده است، الهام است، کشف نشده است، اگر بگویید کشف شده است با قرآن مخالفت دارد. ببینید عبارت چه بود. کسانی که گفتند کشف شده است «وليت شعري كيف يزعم هؤلاء ذلك الزعم الباطل والله عز وجل يقول في كتابه "عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ"» این­ها باید رسول باشند. پس معلوم می­شود «عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ» مفسرین گفته ­اند و خوب هم گفته ­اند، ایشان مراجعه نکرده است. «فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ» معلوم می­شود آن الف و لام الغیب منظوری دارد از غیب که وقتی تکرار می­شود، می­شود غیبه.
· سوال: ایشان می­گفت یک الهامی بوده است ولی برای همان قضیه­ ی ساری هم برای ایشان الهام شده است که بگوید که من صدای آن­ها را شنیده ­ام و گفته ­ام که
· جواب: اصلاً این­ها مناسبت ندارد، شما که تصریح کردید، کسی که الهام می­شود در مدینه می­گوید چطور آن­جا شنیدم؟ این با همه­ ی این­ها اصلاً جور نیست، ولی ایشان روایت را تصحیح می­کند و بعداً هم البته اگر مراجعه کنید یک عبارت تندی دارد برای نبوی و برای یکی دیگر، می­گوید این­ها روایتی را که شنیدند این­ها را، ایشان می­گوید هرچه با این­ها مخالف است، می­گوید آن بقیه دیگر کذب است، اصل خود این که ندایی داده شود، الهام است. ولی اساس کار این است که آن­ها شنیده­ اند، نمی­دانم چرا این­ها این کار را می­کنند، من در ذهنم آمد. می­خواستم این طولانی نشود
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ


https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157751

https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157310
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ


https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157751

https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157310
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مباهله وانما ولیکم الله پاسخ داد.
"
فهرستی از مطالب مرتبط با واقعه عظیم مباهله

شرحی کوتاه بر واقعه مباهله
https://t.me/borrhan/35228
https://t.me/borrhan/28124

داستان مباهله به روایت تصویر
https://t.me/borrhan/28128

اعمال روز مباهله
https://t.me/borrhan/28126

اعتراف جالب زمخشری براساس واقعه مباهله: #افضلیت اهل بیت علیهم السلام و صحت رسالت
https://t.me/borrhan/28131

تواتر واقعه مباهله نزد مخالفین در منقبت اهل بیت علیهم السلام
https://t.me/borrhan/28132
https://t.me/borrhan/35676

اعتراف بیضاوی: رسول خدا عزیزترین کسان خود را برای مباهله آورد و اثبات صحت رسالت در واقعه مباهله
https://t.me/borrhan/28133

شوکانی و شرح ماجرای مباهله
https://t.me/borrhan/28134

آلبانی و تصحیح ماجرای نقل شده در سنن ترمذی در مورد مباهله
https://t.me/borrhan/28136

حاکم نیشابوری و تصحیح روایت مباهله در شان خمسه طیبه علیهم‌السلام
https://t.me/borrhan/28137

صحیح مسلم و اعتراف به نزول مباهله در شان خمسه طیبه علیهم‌السلام
https://t.me/borrhan/28138

ابن حجر هیتمی و اعتراف به واقعه مباهله در هنگام نقل گفتگوی امام کاظم علیه السلام با هارون
https://t.me/borrhan/32953

سمهدوی شافعی و اعتراف به مصادیق آیه مباهله
https://t.me/borrhan/32889

ایوب گنجی از دشمنان اهل بیت علیهم السلام و اعتراف به آیه مباهله در شان زهرای اطهر سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/32602

نجم الدین طوفی با استناد به جریان مباهله زنان پیامبر را از مصادیق آیه تطهیر خارج می‌کند
https://t.me/borrhan/32787?single

اعتراف جالب ابن عثیمین وهابی در رابطه با آیه مباهله
https://t.me/borrhan/28135

#ابن_تیمیه و اثبات خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام با استناد به مباهله
https://t.me/borrhan/28139

نگاره‌ای مرتبط با واقعه مباهله از ابوریحان بیرونی در دانشگاهی در اسکاتلند
https://t.me/borrhan/28141

تواتر واقعه مباهله در شان خمسه طیبه علیهم‌السلام در کتب شیعه
https://t.me/borrhan/28142

مباهله بزرگترین فضیلت امیرالمومنین علی علیه السلام در کلام حضرت رضا علیه السلام
https://t.me/borrhan/31830

تحریف و خیانت ابن قیم وهابی و حذف نام امیرالمومنین از شان نزول آیه مباهله در هنگام نقل از صحیح مسلم!!!
https://t.me/borrhan/28143

خیانت یکی دیگر از علمای اهل تسنن و #تحریف حقایق واقعه مباهله
https://t.me/borrhan/28149

#تحریف و مفقود شدن روایت مباهله از صحیح بخاری!!!
https://t.me/borrhan/28150

کلیپ تصویری و #تحریف و تقطیع قرآن! توسط وهابیون برای عدم ذکر نام امیرالمومنین!!
https://t.me/borrhan/28151

ابن کثیر و اعتراف به نزول آیه مباهله در شان خمسه طیبه علیهم‌السلام و دروغگویی عجیب او!
https://t.me/borrhan/35813
https://t.me/borrhan/35814

نتیجه‌گیری جالب طلحه شافعی از ماجرای مباهله
https://t.me/borrhan/35816

احتجاج امیرالمومنین علی علیه السلام به واقعه مباهله در شورای شش نفره
https://t.me/borrhan/35816

استدلال علمای شیعه در مورد آیه مباهله و افضلیت امیرالمومنین علی علیه السلام
https://t.me/borrhan/35817
https://t.me/borrhan/35818
https://t.me/borrhan/35819
https://t.me/borrhan/35820

روایت صحیح السند در مورد معنای انفسنا از مصادر شیعه
https://t.me/borrhan/35821

پاسخ به شبهات متداول مرتبط با مباهله:
۱- آیا حسنین فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند؟
۲- چرا در آیه صیغه جمع آمده در حالیکه مصداق نسائنا فقط ۱ نفر است؟
https://t.me/borrhan/35822

- علامه مجلسی معنای اطلاق نفس النبی بودن امیرمومنان علی علیه السلام را شرح می دهند
https://t.me/borrhan/42853

- آیت الله وحید خراسانی و شرح ماجرای مباهله و تحلیل آن بر عصمت صدیقه کبری سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/39205

دانلود کتاب از مباهله تا عاشورا
https://t.me/borrhan/42858


"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
شما می­فرمایید که مثلاً در آیه­ ی شریفه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ» این چه حصری است؟ در نفی إلا هرچه که بعد از ما (نفی) بیاید مقصور است، آن که بعد از إلا بیاید مقصور فیه، مقصور علیه است. حضرت نیستند إلا رسول الله.

حصر موصوف است بر صفت. اما بگویید که « ما خاتم النبیین إلا محمد » این چه می­شود؟

حصر صفت بر موصوف. الان در آیه­ ی شریفه کدام می­شود؟ موصوف محور است و بعد از ما نفی می­آید یا وصف؟ وصف آمده است « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ» یعنی ما عالم بالغیب إلا الله. پس حصر برای چیست؟

حصر برای عالم بالغیب است، محصور می­شود؟ فیه سبحانه و تعالی.

حصر صفت علی موصوف هست. در حصر موصوف بر صفت، بحثش را اهل معانی بیان کردند، در حصر موصوف بر صفت، حصر حقیقی می­شود یا نه؟ بعضی­ ها می­گویند محال، خیلی جالب است، اصلاً محال است. ولی این­جا بحث ما نیست که بگوییم حصر حقیقی محال است. حصر اضافی است مطلقاً در حصر موصوف بر صفت. اما بحث ما در حصر صفت بر موصوف است، دو نوع است؛ حصر حقیقی و حصر اضافی. شما می­فرمایید که مثلاً در انواع مطالبی که می­توانید بگویید مثال­هایش هم مثلاً « ما في الدار إلّا زيدٌ» این حصر صفت است بر موصوف. چطور حصری است؟ حقیقی است یا غیر حقیقی است؟ « ما في الدار إلّا زيدٌ» در خانه نیست، الا زید. این حصر، حصری است واقعیتی، هیچ نیست، « ما في الدار إلّا زيدٌ» حقیقی است یا اضافی است؟ نسبی است،
اما جالب است که حتی ماتن مطول و شارح آن هم این را گفته بودند حقیقی. یعنی آن­قدر حصر حقیقی و اضافی ظریف و لطیف است که بزرگان این اشتباه را می­کنند. لذا شاید حاشیه­ ی چلبی بود بر مطول که در حاشیه گفته بود که فی بحث، اگر شما می­گویید « ما في الدار إلّا زيدٌ» پس فرش و دیوار و این­ها هم هست. پس شد اضافی. یعنی ما فی الدار من سنخ الانسان، الا زید. حصر حقیقی را می­گوییم ما فی الدار، ما فی الدار یعنی هیچ چیز نیست الا زید، اگر بخواهد حقیقی باشد هیچ چیز دیگری نباید در خانه باشد. اگر فرش بود، حصر حقیقی نیست و غلط است. منظور این مسئله­ ی حصر اضافی هنگامی است که اگر شما در کتب ادبیات نگاه کنید، می­بینید بسیار ظرافت­کاری دارد این حصر اضافی برای این­که انسان بفهمد. الان در ما نحن فیه آیه ­ی شریفه حصر صفت است بر موصوف، اما چه حصری است؟ حصری است حقیقی؟ مانعی ندارد، حصری است اضافی؟ آن هم مانعی ندارد، تمامش موجود است، یعنی وقتی آیه­ای به این زیبایی وجوه مختلف را دارد و انسان می­تواند روی این­ها بحث کند، از بین مثلاً هفت وجه که من یادداشت کردم، یک وجه را انسان بگید، وجهی که معلوم است، خودشان بعد در آن گیر می­افتند و عرض می­کنم، بعد بگوید هرکس بگوید پیامبر و امام علم غیب دارند کافرند، مرتد عن الاسلام است. این می­شود استدلال؟ « لقوله تعالى: قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ» الان این حصر اضافی است یا حقیقی؟ وجوهی دارد که همه ­اش را عرض می­کنم می­ بینید هرکدام این­ها می­تواند باشد. یکی اگر الف و لام عهد باشد، « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ» یعنی ما عالم بالغیب، یعنی غیب الساعه، یوم القیامه. « ما عالم بالساعه الا الله» این حصر حقیقی است یا نه؟ این حصر حقیقی است، غیر از خدای متعال کسی خبر از ساعت ندارد. « لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلاّ هُوَ [4]» اگر در بحث­های کلامی، معارفی، احتمالاتی بود، باز مانعی ندارد که به یک وجهی این هم اضافی باشد،
ولی فعلاً ما در این مقام می­گوییم ما عالم بالساعه الا الله، الف و لام غیب یعنی عالم قیامت می­شود حصر حقیقی، مانعی هم ندارد.

اما یک معنا این است که « ما عالم بالغیب» الف و لام عهد استغراق است، به معنای مجموع، استغراق مجموعی است، عام مجموعی نه استغراق شیوعی، استغراق یعنی همه را بگیرد، همه را بگیرد چطوری؟ جمیعاً تک­ تک، جدا جدا، انحلالاً یا همه را بگیرد مجموعاً؟ این یکی از وجوه است که همه را بگیرد مجموعاً، یعنی چه؟ یعنی ما عالم بالغیب، یعنی بالغیوب، اکرم العلما و اکرم العالم فرقش چیست؟ اکرم العلماء ظهورش در عموم و شیوع و ما عالم بالغیب، یعنی بالغیوب. « اللهم انک انت علام بالغیوب» همه را بلااستثناء. این هم « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ» یعنی الغیوب، تماماً، مجموعاً لایشذ عنه حتی علم. این حقیقی می­شود یا اضافی؟ حقیقی است و روشن است. تنها خدای متعال است که جمیع غیوب را با همدیگر و مجموعاً می­داند. حتی در آن روایت معروف که حضرت فرمودند اسم اعظم 73 حرف است، فرمودند ما اهل بیت 72 حرف از این حروف اسم الله الاعظم را می­دانیم، الا یکی که نمی­دانیم، « هو اسم استعفرالله لنفسه» معروف است، اسم مستاثر. یعنی اسمی که استاثرالله لنفسه، پس اگر بگوییم الغیوب، یعنی جمیع، حصر حقیقی است. « لا یعلم الغیب» این هم یک احتمال است. احتمالی که تکفیر کرده بودند، احتمال استغراق جمعی است؛ یعنی لا یعلم من فی السماوات الارض الغیب؛ یعنی ای شی من الغیوب، هیچ­کدام، حتی یک­دانه غیب را غیر خدا نمی­داند. پس اگر کسی بگوید غیر خدا یک نفر یک غیب را می­­داند، این کافر است. این احتمال اضعف است، اصلاً احتمالش نیست، اضعف می­گویم به ­خاطر این­که گفته ­اند، ولی اگر یک ذره فکر کنیم می­ بینیم معنا ندارد که بگوییم هیچ­کدام از غیوب نیست که کسی غیر از خدا نداند. چرا؟ به­ خاطر این­که خدای متعال بسیاری از غیوب را اعلام کرده است به ملائکه و اولیای خودش، وقتی اعلام کرده است این­ها چه هستند؟ دیروز دو آیه را خواندیم، « فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ[5]» همین امروزبه این روایت برخورد کردم که برایم جالب بود؛ در دو کتاب قدیمی که تاریخ مدینه است و یکی هم در ؟؟؟، شتر حضرت گم شده بود، یک منافقی چه گفت؟ گفت که این پیامبری که شما می­گویی خدا به او خبر می­دهد، خبر بدهد شتر او کجاست؟ همه­ ی مدینه بسیج شده ­ایم شتر حضرت را پیدا کنیم، همه گفتند عجب، تو منافقی؟ این چه حرفی بود زدی؟ بدون این­که کسی به حضرت بگوید، این منافق راه افتاد از جمعیت فاصله گرفت، آمد محضر خود حضرت، بدون این­که کسی به حضرت گفته باشد، حضرت فرمودند یکی از منافقین گفته ­است شتر پیامبر گم شده است، چرا خدای او به او خبر نمی­دهد؟ حضرت سریع فرمودند بله، خدای من به من خبر داد، شتر من فلان جاست، بروید بیاورید و بعد این جمله را فرمودند. ببینید جمع کردند، فرمودند « إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَخْبَرَنِي بمکانها وَ لاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ أَخْبَرَنِي» الان به من خبر داده است که بروید بیاورید، این چه منافاتی دارد که بگوییم اگر حضرت، اخبرالله، این چه مانعی دارد؟ لا یعلم الغیب الا الله، جمع بین هردو در این حدیث خیلی زیباست. بنابراین، این معنا ندارد، حتی من فقط اشاره می­کنم که طول نکشد، در این
سلسله الاحادیث صحیحه که دیشب هم صحبتش بود، خواستید بعداً مراجعه کنید، من اشاره می­کنم، جلد سوم صفحه­ ی 101، بحث مفصلی شده است راجع­ به آن حدیث معروف « یا ساری الجبل» آیا صحیح است؟ ایشان آخرش می­گوید صحیح است،
یا حسین

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مباهله وانما ولیکم الله پاسخ داد.
"
یا من هو فی ام الکتاب لدینا(لدی الله )لعلی حکیم
یا علی
بزرگترین منقبت قرآنی امیرالمؤمنین(علیه السلام)

روزی مأمون به امام رضا گفت:
بزرگترین امتیاز امیرالمؤمنین(علیه السلام) که از قرآن برداشت شود را برایم بگو.

امام رضا به او گفت:
برتری ایشان در مباهله است*️⃣؛ خدای بزرگ و پُرشکوه فرمود:
﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴾[آل عمران 61]
«پس هرکه در اینباره (دربارۀ چگونگی آفرینش مسیح بدون پدر و اینکه همچون سایر انسانها آفریده و بندۀ خداست با تمام غرایز بشری، نه فرزند خدا) با تو بگومگو کرد پس از آنکه علم و دانش این موضوع [با وحی] نزدت آمد [و شاهد این نزول وحی و علم بودند]، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و خودمان و خودتان را فرابخوانیم، سپس یکدیگر را نفرین کنیم و خدا را علیه یکدیگر بخوانیم و لعنت خدا و دوری از رحمتش را بر دروغگویان قرار دهیم»،
و رسول الله(صلّى الله عليه وآله)، حسن و حسین(عليهما السلام) را فراخواند پس این دو «إبن» اویند، و فاطمه(عليها السلام) را فراخواند [نه هیچیک از همسرانش را] پس او در اینجا [مصداق] «نساءِ» وی [و مورد نظر در آیه] است، و امیرالمؤمنین(عليه السلام) را فراخواند پس بنا به حکم خدای شکست ناپذیر و بلندمرتبه، وی «نفس» پیامبر است.
و از آنجا که هیچیک از مردم و آفریده‌های خدای والا و منزه، بلندمرتبه‌تر و برتر از رسول الله(صلّى الله عليه وآله) نیست پس لازم است که در حکم خدای شکست ناپذیر و بلندمرتبه، هیچ کس برتر از «نفس» رسول الله(صلّى الله عليه وآله) نباشد.

مأمون اینگونه ایراد گرفت که:
مگر نه اینست که خدا بصورت جمع گفت «أبناء» و رسول الله(صلّى الله عليه وآله) تنها و تنها دو پسرش را فراخواند، و بصورت جمع گفت «نساء» و رسول الله(صلّى الله عليه وآله) تنها و تنها دخترش را فراخواند؛ پس چرا درست نباشد که [«أنفس» را نیز که جمع است برای مفرد بکار برده باشد و] فراخواندن را برای کسی بگوید که خودش «نفس» خود است و مراد حقیقی تنها خود او [شخص متکلم] باشد بدون شخص دیگری؟! و در اینصورت آن فضیلتی که برای امیرالمؤمنین(عليه السلام) گفتی دیگر وجود نخواهد داشت!

امام رضا پاسخ داد:
آنچه گفتی درست نیست ای امیرالمؤمنین؛ وعلتش اینست که دعوت کننده و فراخواننده بودن تنها در صورتی معنا دارد که فراخوانندۀ دیگران باشد همانجور که امرکننده و فرمان‌دهنده اینگونه است که فرمان‌دهنده به دیگران است، و معنا ندارد که در مراد حقیقی فراخوانندۀ خود باشد همانجور که هیچگاه اینگونه نیست که در واقع فرمان‌دهنده به خود باشد.
و زمانیکه رسول الله(صلّى الله عليه وآله) هیچ مردی را در مباهله فرانخواند جز امیرالمؤمنین(عليه السلام) را، پس بی تردید ثابت میشود که وی همان «نفس» پیامبر است که خدای بلندمرتبه در کتابش او را مورد عنایت قرار داده و این حکمِ نفس پیامبر بودنش را در قرآنش تثبیت نموده.

مأمون گفت:
جواب که آمد سؤال واژگون میشود.

موسوعة التاريخ الإسلامي 8: 135.

ــــــــــــــــــــ
*️⃣ تاريخ مباهله: صبح روز 24/ذح/9ه‍.


"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مگر آیه نیاوردم که زن ابراهیم اهل بیت ابراهیم است .شما که باسوادی فرق بین مونث و مذکررا که می دانی .

قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ ﴿۷۳﴾هود-
گفتند آيا از كار خدا تعجب مى ‏كنى رحمت‏ خدا و بركات او بر شما خاندان [رسالت] باد بى‏ گمان او ستوده‏ اى بزرگوار است (۷۳)

هیچ انسانی مصون از خطا نیست حتی پیامبران اگر قرآن را خوانده باشی این را باید خوب فهمیده باشی
پست 452
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=31

نقل قول:

غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم...
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، حاصل حرف شما این است که مانعی ندارد به جمعی که پیامبر در بین آنها هستند، خطاب با ضمیر جمع برای مردان شود، مثل آیه اهل البیت حضرت ابراهیم .

خوب! میپذیریم، حرفی که نیست، اما شما از جواب اشکال این آیه مورد بحث، طفره نروید ای دوست گرامی! چند بار تکرار کنم؟!

آیا من در آیه اهل البیت حضرت ابراهیم مشکلی داشتم؟ هرگز! مشکل در هفت آیه پشت سر هم سوره احزاب است!

اگر همین یک آیه تطهیر بود، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، ما حرف شما را میپذیرفتیم که چون در جمع زنان پیامبر خدا خود حضرت حضور داشتند و مخاطب اصلی اهل البیت بودند، از باب تشریف خطاب، ضمیر جمع برای مردان به کار میرفت.

اما مشکل این است که ما ۲۴ ضمیر داریم! شما باید روند ۲۴ ضمیر را حل کنید! آیا دوست شما نگفتند: (چرا زنان پيامبر بايد چنين كنند و چنان نكنند؟) و سپس پاسخ دادید: (چون : خداوند مي خواهد بدينوسيله آنها را از پليدي و گناه پاكسازي نمايد) آیا خداوند هنگام دستور دادن به اقامه نماز و ایتاء زکات، یاد پیامبر نبود، بلکه در عوض به زنان میگوید: از پیامبر خدا اطاعت کنید، چرا اطاعت کنید؟ تا پیامبر پاک شود؟!!!! حالا به یاد پیامبر افتاد؟!!! و جالب است که پس از قضیه تطهیر، دوباره خطاب جمع برای زنان میشود: آیات الهی را در خانه‌های خود یاد کنید، فقط وقت بردن رجس، پیامبر با آنها شریک میشوند؟! وقت اقامه نماز و ایتاء زکات و تلاوت آیات خدا، حضرت شریک آنها نیستند؟


پس بحث ما بر سر اینکه آیا میشود ضمیر جمع مردان برای اهل البیت آورد، نیست، بلکه بر سر وجود دو ضمیر ناهماهنگ در بین ۲۴ ضمیر است، و این را بیاد جواب دهید و تحلیل علمی و تفسیری کنید، روال طبیعی این بود که گفته شود: انما یرید الله لیذهب عنکنّ الرجس اهل البیت و یطهّرکنّ تطهیرا.

خلاصه سؤال: چرا در بین ۲۴ ضمیر جمع مخاطب برای زنان، دفعتا ضمیر ۲۱ و ۲۲ جمع برای مردان شده، و سپس ضمیر ۲۳ و ۲۴ دوباره جمع برای زنان شده؟
جواب علمی و دندان شکن غاتت بیچاره بدبخت بی سواد فراری
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم... نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
من آنچه لازم بود بگویم گفتم و همگان دلایل خود را نوشتند، دیگر لزومی به ادامه این بحث نمی بینم.
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مثل اینکه به مطالب توجه نمی کنی یا شاید نمی نوانی بفهمی ؟

اگر توجه کرده باشی گفتم

خب وقتی می گوئیی منظور ائمه هستند این یعنی اینکه ازمیان آنها می توانند صحت خبررا بفهمند نه همه آنها
فهمیدی یا نه ؟

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
من که ترجمه منهم را آوردم ازآنان شما نخواستی ببینید
خوب (ازآنان)
خوب بعدش؟
اولا ترجمه ازمیان آنها غلطه لذا 4ترجمه دیگه اوردم

این اولا

لذا ترجمه ای درست (ازآنان)هست که شما اوردید

حال سوال اینه طبق ظاهر ایه شریفه
آنان چه کسانی هستند؟
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
وقتی بخواهند عقیده ای را به زور به قرآن تحمیل کنند بهتراز این نمی توانند پاسخ بدهند .
وقتی جواب رو نمی فهمی باید اینطور بگی تا بوهم خودت کم نیاری

مردی سوال کن تا از ایات قرانی که کافر بهش هستی برات ثابت کنم

منتهی فرار بجلو بهترین راه
بله امیرالمومنین امام حسن وامام حسین بودنند


امام زمان علیه السلام و لازم نیست خبر بهش برسه

وقتی حرف می زنی قبل از اینکه خودت بشنوی او ومی شنود ومی بیند چون عین الله الناظر واذن الله وسمع الله است

واقرب الینا من حبل الورید هستند

منافق مزدور چرا دلیل از قران کریم (که منکریشی )نمی خای از من
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
کسایی که این روایات و این چرندیات و شرکیات رابیان می کنند تنها موحدان عالمند .

اما کسایی که فقط به آیات قرآن استناد می کنند و فقط خدارا می خوانند مشرک و کافر .

آیا نمی اندیشید ؟

__________________

کجاش خلاف قران است ؟ "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ


https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157751
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی

الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ



https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157751
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلاه و السلام سید الانبیاء و المرسلین.حبیب اله العالمین، اباالقاسم مصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین و لعنه الله علی اعدائهم الاجمعین. «اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً» « أللَّهُمَّ مُنَّ عَلَینا بِظُهُورِ وَلیِّکَ وَعَجِّل لَهُ بِالفَرَجِ وَالعَافِیَةِ وَ النَّصرِ»

در این دو جلسه­ ای که بحث شد راجع­به خطبه­ ی حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه در وقت خروج از مکه بود که به وضوح اطلاع حضرت سیدالشهدا را بر شهادت خودشان در این سفر می­رساند که فرمودند « كأني بأوصالي» این خطبه بحث ما بود. من یک روایت دیگر را هم عرض کردم که دیشب وقت گذشت نرسیدیم راجع ­به آن صحبت کنیم.

آن روایت این بود که امام علیه السلام کلیدی ارائه دادند در وجه این­که چطور است که امام می­دانند « الْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ» این تعبیر؛ چگونه است؟
حضرت فرمودند که امام علیه السلام خمسه الارواج، خدای متعال در امام پنج روح قرار داده است، آن روایت را ان شاء الله دنباله­ اش را امشب می­گوییم، ولی قبلش ادامه­ ی این بحثی که دیشب ماند را سریع عرض کنیم ان شاء الله ظرف ده دقیقه و بعد برویم سراغ بحث خمسه الارواح. بحث دیشب سر این بود که فتوایی را نقل کردند که در آن­جا آمده بود که « كفر وضلال وردة عن الإسلام» می­گویند این چیست؟ « إن أئمتهم الاثني عشر يعلمون الغيب» چرا؟ « لقوله تعالى: قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ[1]» این آیه­ ی شریفه صحبت بود که استدلال شده است به آن برای این که هرکس بگوید پیامبر یا ائمه علم غیب دارند، خلاف قرآن حرف زده است و خلاف قرآن که حرف زده است پس کافر است. عرض کردم که این آیه­ی شریفه حصر واضح دارد؛ حصر نفی و الا. « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ» وقتی که حصر در آیه­ ی شریفه آمده است، اگر ما این حصر را اشتباه بفهمیم، آن هم اشتباه فاحش چه بسا با توضیحاتی که عرض می­کنم و متفرع بر این اشتباه، تکفیر کنیم عده ای از مسلمین را. آیا این اشتباه فهمی ما از آیه معذور هستیم در آن یا نه؟ بعد از این­که مفاد این آیه و نظایر آن در لسان عرب، مفاد روشنی است. الان این حصر در آیه ­ی شریفی چطور حصری است؟ اصطلاحاتی بود در کتب معانی بیان نظیر مختصر و کتاب­هایی که از این صنف بود در انواع حصر؛ حصر صفت بر موصوف، حصر موصوف بر صفت، حصر افراد و قلب و تعیین، حصر اضافی و حصر حقیقی. همچنین حصر حقیقی هم دو نوع بود؛ حصر حقیقی واقعی و حصر حقیقی داعی. این­ها انواعی بود برایش مثال زده بودند و همه ­ی این­ها را بیان کرده بودند، حال این آیه­ ی شریفه کدام یک از این­هاست؟ می­فرماید « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ» دیشب عرض کردم الف و لام الغیب مهم است، این الف و لام چه الف و لامی است؟

چندین احتمال درش هست که بعداً وقتی معانی را فکر کردم، هفت وجه به ذهن من آمده با مجموع چیزهایی که شما ممکن است بعداً اضافه کنید. "
آیه ­ی شریفه هفت وجه دارد، یکی از این هفت وجه همان وجه باطلی است که کسی آن­طور معنا بکند و بعد بگوید مسلمان­ها کافر هستند کسانی که می­گویند امام و پیامبر علم غیب دارند. من توضیح مقدماتی­اش را یکی را دیشب عرض کردم

و گفتم الغیب می­تواند الف و لام عهد باشد. الغیب؛ یعنی یک غیب خاص است که معهود در آیه ­ی شریفه است. چرا؟ چون « وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ»[2] پس الغیب یعنی یوم البعث. آیا می­شود جایی پیدا کنیم که که الف و لام عهد باشد یا احتمالش در آن ظاهر باشد؟ بله در خود آیات شریفه است. وقتی که «فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلي مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْکُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهينِ[3]»

این­جا الغیب می­تواند الف و لام کلی باشد؛ « أَنْ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ» مانعی ندارد، محال نیست، اما آن­که ظاهر آیه هست، چون قبلش دارد می­فرماید « قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ» و آن­ها موت حضرت سلیمان علی نبینا و آله علیه السلام را خبر نداشتند. « أَنْ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ» یعنی موت سلیمان، یعنی احتمال دور نیست که الان الف و لام این­جا، الف و لام عهد باشد. یعنی آیه شریفه نمی­ خواهد بگوید جن هیچ ­نوع غیبی را نمی­داند، هیچ چیز را نمی­داند، نه در این مقام نیست، می­ خواهد بفرماید مطلقاً عالم به غیب نیستند، این هم یک موردش است. این احتمال عهد در این­جا هست، ولو احتمال الف و لام عهد باشد یا احتمالش در آن ظاهر باشد غیرش هم هست. علی­ ای ­حال در آیه­ ی شریفه باید چطور ما حرف بزنیم؟ آیا آیه­ ی شریفه حصر صفت بر موصوف است یا موصوف بر صفت؟


یا حسین
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
آن تعدد روح ­چکار می­کند با این­که ما می­گوییم هرکسی یک روح بیشتر ندارد، ولی امام می­فرماید در هر کافری هم سه روح است. چطور می­شود؟
روشن است مقصود من؟ کلید این است که وقتی روح از آن یک روحی که ما می­گوییم متعدد شد،
شروع می­شود ما درک بکنیم در یک وجودی پنج روح است، در یک وجودی چهار روح است، در یک وجودی سه روح است. حضرت دنبال آن روایت فرمودند که «َ رُوحُ الْإِيمَانِ يُلَازِمُ الْجَسَد» توضیحش را بهتر از من می­دانید ولی نیاز هم نیست، سه روح امروزه مفصل­تر واضح شده است جدا بودن این روح­ها، می­تواند یک روح برود و یک روح دیگر باشد.
ولی این­که اینجا در روایت سوم در باب قبلی حضرت فرمودند « َ رُوحُ الْإِيمَانِ يُلَازِمُ الْجَسَد» مؤمن روح­الایمان دارد، همیشه هم همراه جسدش است ولی «مَا لَمْ يَعْمَلْ بِكَبِيرَة» تا مادامی که گناه از مؤمن سر نزده است،

روح ­الایمان همراهش است. «فَإِذَا عَمِلَ بِكَبِيرَةٍ فَارَقَهُ الرُّوح‏» روح ایمان می­رود.

بعد فرمودند «وَ رُوحُ الْقُدُسِ مَنْ سَكَنَ فِيهِ فَإِنَّهُ لَا يَعْمَلُ بِكَبِيرَةٍ أَبَدا» تفاوت مؤمن و معصوم این است؛ ­ مؤمن روح ­الایمان دارد و همراهش هم هست، ولی اگر کبیره انجام داد می­رود، تا توبه کند و برگردد،

ولی کسی که صاحب روح­ القدس است، « لَا يَعْمَلُ بِكَبِيرَةٍ» از او سر نمی­زند، تا از او مفارقت بکند. تعبیری حضرت فرمودند که روایت چهارم است
«يَا جَابِرُ إِنَّ هَذِهِ الْأَرْوَاحَ يُصِيبُهُ الْحَدَثَان‏» یعنی چهار روح می­تواند مفارقت کند، می­تواند به او صدمه بخورد، حدثان آفات است، آسیب­ هاست،
«ِ إِلَّا أَنَّ رُوحَ الْقُدُسِ لَا يَلْهُو وَ لَا يَلْعَبُ.» آن روحی که حدثان به آن وارد نمی­شود چیست؟ روح­ القدس است. این تعبیرات در روایت پنجم که حضرت فرمودند «ْ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ وَ رُوحَ الْبَدَنِ وَ بَيَّنَ ذَلِكَ فِي كِتَابِهِ حَيْثُ قَالَ "تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ" ثُمَّ قَالَ فِي جَمِيعِهِمْ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ بُعِثُوا أَنْبِيَاءَ مُرْسَلِينَ وَ غَيْرَ مُرْسَلِينَ وَ بِرُوحِ الْقُدُسِ عَلِمُوا جَمِيعَ الْأَشْيَاء» روح ­القدس نسبت به انبیاء این کار را انجام می­دهد.

در همین باب بعدی هم روایت دوازدهم حضرت فرمودند که «فَرُوحُ الْقُدُسِ لَا يَلْهُو وَ لَا يَتَغَيَّرُ وَ لَا يَلْعَبُ وَ بِرُوحِ الْقُدُسِ عَلِمُوا يَا جَابِرُ مَا دُونَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى.»

حالا برگردیم به روایتی که عرض کردم. حضرت چه می­فرمایند؟ می­فرمایند که « فَإِذَا قُبِضَ النَّبِيُّ» تعبیر این روایت این­جا اینطور است که «انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ فِي الْإِمَامِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ» این کلمه انتقال یک بحثی دارد که بعداً ان شاء الله اگر زنده بودیم و مناسبت شد بحثش را می­کنیم و خصوصیاتی که برای روح ­القدس است انتقال و مناسب خودش است،
مقصود این است که ظهور روح در امام حی و بصیر حضرت می­شود، با شواهد روایت دیگری که عرض می­کنم. حضرت فرمودند که « وَ رُوحُ الْقُدُسِ لَا يَنَامُ» آن روحی که امام علیه السلام دارند خواب نمی­رود «وَ لَا يَغْفُلُ» نمی­تواند غفلت بکند، « وَ لَا يَلْهُو» لهو سراغ او نمی­آید، «وَ لَا يَسْهُو» سهو سراغ او نمی­آید، اما «وَ الْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحُ تَنَامُ وَ تَلْهُو وَ تَغْفُلُ وَ تَسْهُو وَ رُوحُ الْقُدُسِ ثَابِتٌ» کلمه ثابت بسیار در این روایت مهم است «وَ رُوحُ الْقُدُسِ ثَابِتٌ يَرَى بِهِ مَا فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَتَنَاوَلُ الْإِمَامُ مَا بِبَغْدَادَ بِيَدِهِ قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْعَرْش» امام علیه اسلام که مؤید به روح­القدس است این ممکن است و کاری ندارد. الان آن چیزی که مقصود من از این روایات بود

این بود که امام علیه السلام یک کلید به دست ما داده­اند، کلید چیست؟ کلید این است که فرمودند انبیاء و اوصیاء چرا خبر از همه جا دارند و حال این­که در خانه هستند و ستر دارند؟ و حال آن که خوابند؟ فرمودند چون پنج روح دارند. کفار سه روح دارند، مؤمنین چهار روح و انبیاء پنج روح. این روح پنجم خیلی مهم است،
شوخی نیست، نکته­ این است که این پنج روح، پنج عالم در وجود امام تشکیل داده­اند؛ کمااینکه سه روح سه عالم در وجود کافر حتی تشکیل می­دهند، کمااینکه چهار روح در وجود مومن، چهار عالم تشکیل می­دهند. این مثال ساده ­اش را عرض کنم؛ الان مؤمن روح­ الایمان دارد، روح­القوه، روح­البدن و روح ­الشهوه و این­ها را هم دارد

مثل سایرین، ماه مبارک رمضان می­آید، می­بینید در شدت گرمای تابستان مؤمن، بدن او، روح­ البدن را دارد، غذا می­خواهد بدنش، حرکت می­کند، همه­ ی چیزهایی که برای سایرین هست برای بدن او هم هست، آب می­بیند، کانه این بدنش و روح بدنش دارد پرواز می­کند که این آب را بردارد و بخورد در گرمای تابستان، مگر بدن نداری؟ چرا. مگر این بدن تو و خون و سلول­های تو نیاز به آب ندارد؟ می­گوید دارد، مگر تشنه نیستی؟ چرا تشنه هستم، بخور، این آب است. ولی می­گوید من روزه هستم.
الان در وجود او دو عالم در کنار هم دارند زندگی­ می­کنند. یک عالم بدنی است که سراپا روحی است مدبر بدن او را تشنه کرده است، زنده­ ای است، ولی زنده­ ی سراپا تشنگی است، ولی یک روح دیگر در وجود اوست، یک روح دیگر در وجود اوست که روح­ الایمان است،

روح­ الایمان می­گوید من روزه­ ام. بین این دو عالم، کسی که خبر روح ­الایمان ندارد قابل تصور برایش نیست، می­گوید مگر ممکن است کسی سراپا تشنگی باشد، لیوان آب هم جلویش باشد، بتواند بردارد و بدون هیچ مانعی آب را بخورد اما اختیاراً نخورد،
کسی که از روح­ الایمان خبر ندارد قابل تصور نیست برایش، ولی مؤمنی که در وجود خودش روح ­الایمان را می­یابد، می­گوید نه در وجود من دو شأن موجود است؛ هم تشنه­ ام و هم نمی­ خورم. احکام هرکدام جای خودش است. نه این­که من تشنه نیستم، تشنه هستم، از یک حیثی و نمی ­خورم از یک حیث دیگر. این مثالی بود،
ان شاء الله اگر زنده بودیم و آن دنباله­ ی خطبه­ ی حضرت و شواهدی که در جاهای دیگر دارد برای این­که هم دو جهت را با هم برویم جلو؛ یک مطمئن بشویم از شواهد متعدد که امام علیه السلام نه تنها خودشان، بلکه سایرین هم قضیه­ ی شهادتشان معروف بود و دوم این­که آن علم امام علیه السلام هیچ منافاتی با آن اقدامات حضرت و مفاعلی که از حضرت سر زده است در مسیر تا کربلا نداشته است. ان شاء الله زنده بودیم برای فرداشب عرض می­کنیم. ان شاء الله خدای متعال همه­ ی ما را مشمول عنایت حضرت سید­الشهداء سلام الله علیه قرار بدهد ان شاء الله. الحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله طیبین الطاهرین.


1- سوره اسراء، آیه 13

2- نهج­البلاغه، خطبه 156، ص 348

3- سوره عنکبوت، آیه 57

1- دلائل الامامه، ص74.
https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا حسین علیک صلوات الله


https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی
یا حیدر

یا حسین

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
در بحث­های طلبگی باید ما بگردیم، روایات و آیات و چیزهایی که حالت کلیدی دارد پیدا بکنیم، کلید باشد برای فهم مسایل و مبهمات دیگر. به ذهن من طلبه از سال­ها قبل اینطور آمده است که یک روایت هست که کلید این بحث است و مکرر هم گفته­ ام، این روایت را هروقت شما مباحث پیش می­آید به آن فکر بکنید می­بینید مفتاح است، کلیدی است که ذهن شروع به جلو رفتن به سوی حل مسئله می­کند و به آن نزدیک می­شود.
آن روایت هم در کتاب «اصول کافی» آمده است، هم در کتاب «بصائر الدرجات» و مضمونش هم متعدد آمده است. کتاب بصائر الدرجات از محمد ابن الحسن الصفار آمده است کتاب معروف از اصول رواییه هست، در این چاپی که هست در صفحه 454 روایت سیزدهم است، ببینید ایشان سند را خودش را ذکر می­کند «عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ» سوالی زیبا مربوط به بحث ما.
جوابی که امام علیه السلام می­دهند، جواب­ها خیلی است، بعضی­ جواب­ها حالت کلیدی دارد و آن کلیدش مهم است. می­گوید آقا، یابن رسول­الله، امام عالمند « بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ» همه چیز را روی کره زمین می­دانند، بلکه بالاتر از آن، بلکه برویم جلوتر، او این­طور سوال می­کند، ولی مهم این است «هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ» در خانه­ ی خودشانند، اتاق خودشان، دیوار هست، در هست، پرده هست، « مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ» ستر او، بر او حاجب شده است، انداخته شده است و ساتر است برای او، چطور خبر دارند این­ها را؟
«فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لِلنَّبِيِّ ص خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ» این کلمه «ارواح» همان کلیدی است که می­خواهم عرض کنم. ما می­گوییم هرکسی چند روح دارد؟ یک روح، یک روح دارد، وقتی هم رفت می­ میرد. این­جا وقتی سوال می­کند که آقا چطور است که امام در خانه­ ی خودشانند ولی خبر از همه جا دارند؟ در خانه ­ی خودشانند، خوابند، زیر یک حصار و رواندازی خوابند، هرکس بیاید می­گوید امام خوابند، حرف نزنید که حضرت بیدار می­شوند، اما می­گوید خبر از همه جا دارند، پس چطور می­شود خواب باشند و خبر هم داشته باشند؟ یک روح هست، خواب که رفت، خواب است. آن کلید این است، حضرت می­فرماید «خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ» پنج روح است، شما اگر این ارواح را بتوانید درک کنید که چطور می­تواند در یک وجود، چند روح باشد، اگر شروع کنید این را درک کنید، کم­کم می­توانید پی ببرید به حال امام و مراحل بعدی را به­ صورت حلی و فنی بروید جلو و به فهمید. «خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ». این پنج مورد هیچ ربطی به ما ندارد؟

ما همه یک روح داریم؟ حضرت می­فرمایند نه، مثالش در خود شما هم هست. می­توانید این­ها را بفهمید اما امام یک چیزی دارد که آن دیگر در شما نیست،

ولی مثلی از آن در شما هست، کلید فهمش را شما دارید. می­فرمایند یا مفضل، خدای متعال قرار داده است در پیامبر «خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ»؛ چیست آن­ها؟ «رُوحَ الْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ، رُوحَ الْإِيمَانِ،رُوحَ الْقُدُسِ» در روایات متعددی که در همین کتاب است و این چون خود سائل می­گویند «مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ» به ­عنوان محور بحث آوردم برای کلید، ولی در همین کتاب چند مورد دیگر است که صفحه­اش را عرض می­کنم بعداً مراجعه کنید. باب پانزدهم هست، باب سیزدهم هم هست روایاتی که مفصلاً این پنج مورد را توضیح داده­اند. مثلاً حضرت فرمودند که « فِي الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةُ أَرْوَاحٍ رُوحُ الْبَدَنِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ وَ رُوحُ الْقُوَّةِ وَ رُوحُ الشَّهْوَةِ وَ رُوحُ الْإِيمَانِ وَ فِي الْمُؤْمِنِينَ أَرْبَعَةُ أَرْوَاح‏،ِ وَ فِي الْكُفَّارِ ثَلَاثَة» توضیح این­که این پنج روحی که در انبیاء و اوصیاء هست، چهار مورد از این پنج مورد در مومنین هست و سه مورد از آن چهار مورد در سایر کفار هم هست.

اگر در کفار سه روح است، اگر خوب تأمل بکنیم، در آن سه روح فی­ الجمله می­توانیم کلیدی پیدا بکنیم برای چه؟ برای این­که اگر در انبیاء پنج روح است، سنخ آن تعدد چیست.


یا حسین
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
یک وجه سوم است که آن ظاهر است و احتمال قوی هست و انسان به اطمینان می­رسد که مقصود شریف حضرت صلواه الله و سلام علیه این باشد و آن حالت نزول است. گردنبند دست ممکن است گردنبند شل باشد و تکان بخورد و النگو از دستش بیافتد و از پایش بیرون بیاید، ولی گردنبند چون از سر می­آید، هرکجا برود گم شدنی نیست، نمی­شود بگوید گردنبند، مگر این­که پاره بشود که حرف دیگری است، تا مادامی که هست، گم نمی­شود و ملازم شخص است. وقتی این­طور است شبیه آن­که «وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ»[1] یعنی طائر او، این چیزی که مربوط به اوست، الزمناه، همراهش است، جداشدنی نیست « فِي عُنُقِهِ» چیزی که با شخص باشد، ملازم او باشد و گم نشود ملازم شخص باشد و از او جدا نشود در گردنش می­اندازد، الان هم شما بخواهید چیزی خیلی محفوظ بماند روی گردنتان می­اندازید، احفظ است از این­که گم شود. این وجه­ شبه خیلی خوب است، «مخط القلادة على جيد الفتاة» همینطوری که این گردنبند در گردنش هست و هرکجا برود با او هست «خط الموت على ولد آدم مخط القلادة» بنی­آدم هم اینطور هستند، می­روند و مرگ همراهشان است، جداشدن از مرگ برای آن­ها نیست، ملازم با آن­هاست و دائماً همه دارند به سوی مرگ می­روند و مرگ به معنای دیگر ملازم با آن­هاست و بلکه در نهج ­البلاغه تعریف عجیبی دارد که «فَكَاَنَّكُمْ بِالسّاعَةِ تَحْدُوكُمْ حَدْوَ الزّاجِرِ بِشَوْلِهِ»[2] آن یک تعبیر خیلی عجیبی است و بحثش در جای خودش است. علی ­ای­­حال این احتمال سوم اظهر به­ نظر می­آید که حضرت می­فرمایند که انسان­ها «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ»[3] «ولد آدم مخط القلادة على جيد الفتاة» همینطوری که این قلاده از فتاه جداشدنی نیست، مرگ هم از انسان­ها جداشدنی نیست. حالا که اینطور است،
دنبالش چیست؟ می­فرمایند «وما أولهني إلى أسلافي إشتياق يعقوب إلى يوسف» برای امام علیه السلام، تعبیری که برای مرگ دارند، می­فرمایند که مرگ که برای همه ولد آدم هست، ولی من سراپا اشتیاق هستم برای مرگ، در مقتل خوارزمی دارد که « ما اولقنی» و یا « ما اولهنی» هر دو صحیح است،

ولق و وله، هردو این­جا مناسبت دارد، «وما أولهني إلى أسلافي إشتياق يعقوب إلى يوسف» از این­جا بحث ماست که مطرح فرمودند بحث کنیم، من این­ها را مختصرتر گفتم که برسیم به بحث. حضرت فرمودند و خیر، اختیار شده است برای من، خیرنی، مخیر شده است، اگر خیر باشد، تعبیر زیبا، اختیارشدن است، ولی اختیاری که منشأ خیر دارد «وخير لي مصرع أنا لاقيه» مصرع جای افتادن است، برای من، مصرعی است که من باید به آن­جا برسم «كأني بأوصالي تتقطعها عسلان الفلوات بين النواويس وكربلاء» همان­جا حضرت می­فرمایند کانه من دارم می­بینم باوصالی، اوصال تمام مفاصل بدن مبارک امام است، از همان در مکه که شروع کردند برای حرکت، دارند خبر می­دهند که خود من دارم می­بینم که تک­تک این مفاصل من چه می­شود، به مناسبت این خطبه هرچیز دیگری که من به ذهنم آمد خدمت شما مطرح می­کنم تا این­ها دست به دست هم بدهد تا آن بحث اصلی را عرض کنم. کتاب «دلائل الامامه» کتاب معروفی است که مال طبری است، طبری کبیر نه، طبری معاصر شیخ­الطائف است، ابوجعفر محمد ابن طبری، ایشان در این چاپی که من دارم صفحه ­ی 74 است، روایت نقل می­کند و می­گوید که «حدثنا» و سند را می­آورد تا ابراهیم­ ابن سعید؛ « و کان مع زهیر ابن القین» سلام الله علیه « صحب الحسین صلواه الله علیه کما اخبر قال: قال الحسین علیه السلام له :یا زهیر» می­گوید امام به زهیر فرمودند، ببینید حال حضرت چطور است که در مکه فرمودند « كأني بأوصالي تتقطعها» این­جا هم به زهیر می­گویند و خبر می­دهند ریز جریانات را «یا زهیر، اعلم انّ ها هنا مشهدی و یحمل هذا –واشارالی رأسه من جسده –زحرُبنقیس، فیدخل به علییزیدیرجوا نواله فلا یعطیه شیئاً»[4] تمام ریز جریان از قبل خبر دارند، چه کسی می­آید، چکار می­کند، ذره به ذره به تعبیر امروز ما اگر بخواهم هرکدام از این گلبول­ها و سلول­های خون من حسین روی خاک کربلا می­ریزد،

تک­ تک این سلول­ها را بگویم کجا می­ریزد و و مآل و امرش چیست برای شما می­گویم،
این علم حجت خدا اینطور است، این مال علم امام علیه السلام است. این علم امام چطور است که امام این­ها را می­دانند؟

آیا با این­که می­دانند می­توانند این مسافرت را بروند؟ نمی­توانند بروند؟ این مسائلی که مطرح فرمودید که بحث بکنیم. ببینید، مسئله­ ی علم امام یکی از مهم­ترین مسایل اعتقادی است که خیلی هم در آن افکار و آرای عجیب و غریب است. الآن یادم نیست در کدام کتاب، ولی قطعاً خودم دیدم فتوایی بود مال یک مفتی معروف عربستان در این بحث؛ ایشان می­گوید هرکس قائل باشد که امام علم غیب دارد، کافر است. این را من دیدم الآن یادم نیست کدام کتاب است.
این یک نظر است، کسی بگوید امام علم غیب دارد کافر است و فتوا به کفر او می­دهد.

این بحث آیا نباید از نظر علمی باز بشود؟ چرا، حتماً نیاز است که باز شود، ولی چطوری طی مسیر بکنیم؟ چطوری برویم جلو که این بحث به بهترین وجه خودش را نشان بدهد؟ من گمانم این است که باید دو جهت را از همدیگر تفکیک کنیم، این تفکیک خیلی مهم است. یک تفکیک این است که به­ صورت صادقانه و بی­طرف وارد شویم و به منابع شیعه و سنی مراجعه کنیم و ببینیم خودمان به اطمینان می­رسیم که قضیه ­ی شهادت حضرت سید الشهدا کالشمس بود، خبرش و اخبار قبل از وقوع بین مسلمین. به این اطمینان می­رسیم یا نه؟ این یک حرف است.
امام می­دانند یا نه. حال اگر می­دانند پس چطور می­شود تحلیل واقعه.؟
یک کسی می­گوید اصلاً ما قبول نداریم امام می­دانند، این مرحله­ ی اول است، اگر قبول ندارید یک تحقیق و تفحص می­خواهد، بگردید، من بعضی چیزهای کلیدی را عرض می­کنم برای تفحص. ده­ها کتاب از علمای اهل سنت نوشته شده است چه در «دلائل النبوه» در معجزات پیامبر خدا و چه کتبی که مستقیماً به ­نام دلائل نوشته شده است و چه کتبی که یکی از فصول آن دلائل النبوه است. مثلاً کتب تاریخ، کتاب­های معروف تاریخ «البدایه و النهایه» مال کیست؟ مال ابن کثیر است. شما ببینید وقتی در سیره­ ی حضرت وارد می­شود یک بابی می­آورد به نام دلائل، دلائل حضرت، یعنی چیزهایی که از حضرت صادر شدند کاشف روشن است برای نبوت حضرت. گمان نمی­کنم یک کتاب پیدا کنید، یک فصلی از کتب بین تمام مسلمین پیدا بکنید که دلائل النبوه حضرت را بگویند، یکی از چیزهایی که در دلائل النبوه حضرت می­گویند اخبار پیامبر خدا به شهادت سبطشان سیدالشهدا هست، مراجعه کنید.
یعنی در مقامی که می­خواهند بگویند پیامبر خدا خبر دادند، این­جا دیگر شیعه و سنی نیست، تمام کتب است،
مراجعه می­کنید می­بینید روایات می­آورند به­طور واضح حضرت خبر داده بودند این مطلب را مکرراً، حتی همین امروز یا دیروز بود دیدم، ابن عباس که شنیده بود و مطلب را می­دانست، وقتی که آمد جلوی حضرت را می­خواست بگیرد که از مکه نروند، دید حضرت مصرند، یک­دفعه مثل این که قلبش جوری می­شود، دید حضرت مصمم اند، از دلش این ندا در آمد که «واحسینا» یعنی همان که می­دانستیم دارد می­شود، از دل ابن عباس آمد بیرون. برایشان مبهم نبود.

این را هم دیروز ظاهراً دیدم، من بگردم مدرکش را بیاورم ان شاء الله که شما یادداشت کنید و این بماند، می­گویند حضرت فرمودند یک کسی در مکه گفت یابن رسول­الله اینطور شنیده شده است که شما بروید آخر عمرتان شهید است، نروید این­جا. خبر می­داد به حضرت کانه شما برایتان خبر دارد، حضرت خیلی زیبا جواب دادند، فرمودند چطور مطلبی که اینقدر معروف است و حتی تو هم شنیده­ای که حسین برایش شهادت مقدر است، خود من نمی­دانم؟ این که تو می­دانی من نمی­دانم؟ انا لا اعلمه و لا اعرفه؟

من اولی هستم به این که تو شنیده ای و از ما اهل بیت بیرون هستی، من اولی هستم از این که این را بدانم.
پس این یک قدم است، ما مراجعه کنیم و جمع ­آوری کنیم به ­طوری که برایمان واضح شود که این اخبار به شهادت در آن زمان معروف بود و چیز مبهمی نبود.

از طرف دیگر اگر این طور هست، وجه علمی آن و بیان علمی آن چه می­شود؟ چطور می­شود که امام علیه السلام سفری که می­دانند شهادت در آن است را اقدام می­کنند؟



یا حسین


"

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 07:54PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند