بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

کنجکاو1 کنجکاو1 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 2 از 2
  1. Tedi
    Tuesday 28 August 2012
    Tedi
    خوش اومدین
  2. Tedi
    Tuesday 28 August 2012
    Tedi
    طراحی های رویا
    (طراحی های عضو های سایت)
    http://iranclubs.net/forums/showthread.php?t=52985


    اظهار نظر در مورد اونها
    http://iranclubs.net/forums/showthre...97#post1626897

درباره من

  • درباره کنجکاو1
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 6 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Monday 4 June 2012

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Friday 5 March 2021
12:25AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
چند گام است، گ...
Thursday 4 March 2021
11:11PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
صادقانه جواب بده ا...
11:21AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
حالا پیامبر نا...
11:07AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
حالا پیامبر نا...
Wednesday 3 March 2021
06:17PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
همین که وعده خداون...
05:35PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
همین که وعده خداون...
04:37PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
دوست گرامی، هر...
Tuesday 2 March 2021
06:11PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
عجب خداوند علوم اص...
05:21PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
دوست گرامی، عب...
03:23PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
جناب حسین مچگیر در...
10:34AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
دوست گرامی، من...
Monday 1 March 2021
11:52PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
منم نگفتم پیامبران...
07:22PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
منم نگفتم پیامبران...
06:24PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
عجب آیه مناسب ...
04:34PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
مَا كَانَ لِبَشَرٍ...
08:41AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
4|54|أم يحسدون ا...
Saturday 27 February 2021
11:49PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
فقط خواستم نشان ده...
10:25PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
فقط خواستم نشان ده...
10:03PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
نکته همین است ...
06:05PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
در ضمن قرآن در باره...

دیوارۀ کاربر

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
چند گام است، گام اول بیش از اندازه واضح است، تمام اموری که شیعه و سنی متفق هستند که به دستور پیامبر خدا ص بوده (که البته هیچ چیز جز به دستور خدا نمیگفتند) همگی جزء سنت قطعی پیامبر ص است، نماز صبح دو رکعت است، نماز ظهر چهار رکعت است، کاربر ghanet صریحا میگفت که نماز ظهر را قبول ندارم چون در قرآن نیست! و وقتی از او پرسیدم اگر زمان پیامبر بودی و با چشم خود میدیدی که حضرت میخواندند چه میکردی؟ گفت از ایشان دلیل از قرآن میخواستم تا بخوانم!

تمام مشترکات مسلم شیعه و سنی و حتی خوارج که فقط قرآن میگویند، جزء سنت قطعی پیامبر ص است، هیچ یک از خوارج چهار رکعت بودن نماز ظهر را منکر نیستند، وقتی خوارج قرآنی، همگی نماز ظهر چهار رکعت میخوانند، کدام کافر شک میکند که نماز ظهر چهار رکعتی که در قرآن نیست، سنت قطعی پیامبر ص است؟
.
غیراز مشترکات چی مثلا شیعه می گوید کتاب الله و عترتی و اهل سنت می گوید کتاب الله وسنتی نصفش مشترک است اما قسمت دوم فرق دارد ؟ یا در بازه وضوع که فرق دارند چی کدام سنت رسول است ویا درباره دست بسته نماز خوندن یا دست بازنماز خوندن چی کدام سنت رسول است و..... بالاخرنگفتی کتاب رسول کدام است ونامش چیست "

6 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
حالا پیامبر نامه رسان که هزار بار تکرار کردید «الا البلاغ» حالا شده انیس رمز و رموز خدا!! به قول شما فقط رساننده است، اصلا حتی وظیفه سر سورن تبیین هم ندارد، لتبین للناس را معنا کردید یعنی همین آیات را خوب بخواند! حق ندارد چیزی توضیح دهد! سنی و شیعه بد کردند که هر دو دنبال سنت رفتند! حالا بخش مهمی از قرآن شده رمز بین خدا و پیامبر؟! رمز بین آن دو چه ربطی به من و شما دارد؟

.
کسی هم منکر این نیست که کسی بهتراز پیامبر عزیزمان قرآن را می داند وبهتراز ایشان توضیح می دهد .
اما مهم این است که بدانیم واقعا آن سخن را و آن توضیح آیات را پیامبر گفته اند یا نه به دروغ به آن بزرگوار نسبت داده اند . و اشتباه مسیحیت را انجام ندهیم که روزی بیاید که پیامبر بگوید من چنین چیزی نگفته ام .
وقتی خداوند می فرمایند وظیفه پیامبر ابلاغ است یعنی باید از آن ابلاغ تبعیت کنیم نه آن کتبی که اهل سنت وشیعیان به آن معتقد هستند .
اگر مطابق کتاب خداوند بود باید پذیرفت اگر مخالف کتاب خداوند بود باید به دیوارش کوبید بگفته عقیده خودتان

شما که شیعه وسنی را پیش کشید بگو آیا اهل سنت دارد از سخن رسول تبعیت می کند با شیعیان ؟

راه سنت کدام است آیا تبعیت از صحیح مسلم و صحیح بخاری و دیگر کتابها رفتن پی سنت است ؟

یا اصول کافی و بحارالانوار و دیگر کتب روایی ؟

صادقانه جواب بده اگر صادقید کدامیک سنت پیامبر است . "

19 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
حالا پیامبر نامه رسان که هزار بار تکرار کردید «الا البلاغ» حالا شده انیس رمز و رموز خدا!! به قول شما فقط رساننده است، اصلا حتی وظیفه سر سورن تبیین هم ندارد، لتبین للناس را معنا کردید یعنی همین آیات را خوب بخواند! حق ندارد چیزی توضیح دهد! سنی و شیعه بد کردند که هر دو دنبال سنت رفتند! حالا بخش مهمی از قرآن شده رمز بین خدا و پیامبر؟! رمز بین آن دو چه ربطی به من و شما دارد؟
مثل اینکه متوجه نیستی که این سخن خداوند است نه من اگر من آیاتی که می گوید الا البلاغ را می آورم دارم سخن خداوند را بازگو می کنم نه از خود بگویم
مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ﴿۹۹﴾

همانطور که آیاتی درقرآن است که جزء رموز بین خداوند وپیامبر است و شما می گوئید چه ربطی به من وشما دارد .آیاتی در قرآن هست که درباره زندگی خصوصی پیامبر سخن می گوید اگر با شما باشد که می گویی زندگی خصوصی پیامبر به من وشما چه ربط دارد .
پیامبر به مقامی رسید که خداوند اسراری به آن بزرگوار نشان دادند که به کس دیگری نه اما با بیان زندگی خصوصی پیامبر به ما نشان می دهد درست است که محرم اسرار ی هست اما نباید فراموش کنید بشری مثل شماست و نباید اورا همتایانی قراردهیم دربرابر خداوند نباید همان کاری را که مسیحیت با عیسی کردند و کافرشدن ما انجام دهیم
د
نقل قول:
وست گرامی، به جای اینکه اعتراف کنیم نمیدانیم، آشکار است نمیدانیم، اما متاسفانه شعار میدهیم که معلوم نشود نمیدانیم، شعار دادن ما حرف ثبت شده ابوفاخته در کتب تفسیر را محو نمیکند، شعار ما روایات اهل البیت ع را که فرمودند علوم اصلی قران نزد ماست محو نمیکند، حالا خوش باشید که نادانی شما به قرآن، هدایت است! این واضح است که اگر رمز است پس خلاصه اعتراف کردید که نمیدانید، چه فرقی میکند بین خدا و پیامبرش رمز باشد یا بین خدا و پیامبر و اهل بیتش ع، چه فرقی میکند؟ کجا قرآن فرموده رمز بین آن دو است؟
.
من کجا ادعا کردم که قرآن را می دانم ؟

اصلا چه کسی هست که بداند ؟ قرآن را هرچه بخوانی هروز یه چیز جدید یاد می گیری و این خود از معجزات است که به مرور زمان مفهوم آیه آشکار می شود و همانطور که خداوند فرمودند برای هر خبری زمان وقوع است

مثال در باره آیه وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ گذشتگان دراین باره چه می دانستند اما با پیش رفت علم متوجه می شویم که منظور کهکشانها است و آیاتی دیگر که علم آنهارا روشن کرد
شمامی گوئید علوم اصلی قرآن نزد اهل بیت است . اهل بیت آیا آنهارا توضیح داده اند ؟ "

19 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، هر چه تلاش کنید، حرف من روشن‌تر میشود! همین آیه شریفه اول سوره بقرة تایید حرف من است:

الم ذلك الکتاب لا ریب هدی للمتقین

مثل بعض سوره‌های حروف مقطعه دیگر، با اشاره به الم میفرماید: الم، این کتاب شکی در آن نیست هدایت برای متقین است، خوب، حالا شما با تقوی، بگویید از الم چه هدایتی به دست میآورید؟
همین که وعده خداوند را می بینم که منکرینی که به آیات گوش می دهند که با آیات الهی جدال کنند خود هدایتی بزرگ است می بینم که آیاتی که جزء رموز است بین خداوند و پیامبرش دستاویزی شده برای جدال با آیات روشن خداوند و به این بهانه می خواهند آیات قرآن را نامفهوم نشان دهندوبا آیات الهی جدال می کنند در صورتی خود نیز می دانند

وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا ﴿۵۴﴾
و به راستى در اين قرآن براى مردم از هر گونه مثلى آورديم و[لى] انسان بيش از هر چيز سر جدال دارد (۵۴)
کهف

وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۲۵﴾
و برخى از آنان به تو گوش فرا مى‏ دهند و[لى] ما بر دلهايشان پرده ‏ها افكنده‏ ايم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى [قرار داده‏ ايم] و اگر هر معجزه ‏اى را ببينند به آن ايمان نمى ‏آورند تا آنجا كه وقتى نزد تو مى ‏آيند و با تو جدال مى كنند كسانى كه كفر ورزيدند مى‏ گويند اين [كتاب] چيزى جز افسانه ‏هاى پيشينيان نيست (۲۵)
انعام


نقل قول:
چرا هدایت برای همه نیست؟ منظور از تقوی چیست که الم فقط میتواند موجب هدایت برای متقین باشد؟ راضی به معصیت مهم‌ترین امر خداوند سبحان، عجب تقوایی دارد!

چرا جای دیگر هدایت برای تمام مردم است أنزل فيه القرآن هدى للناس اما اینجا فقط هدایت برای متقین؟
.

هدایت برای همه مردم است . اما چه می شود کرد که اکثرشان مشرکند و هدایت را نمی پذیرندو به کلام خداوند به تنهایی ایمان نمی آورند

وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ ﴿۱۰۶﴾
و اكثر آنها كه مدعي ايمان به خدا هستند مشركند. (۱۰۶)


اماخداوند کسایی را که به کتابش ایمان آورده هدایت می کند .
كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۲۱۳﴾
مردم امتى يگانه بودند پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيم‏ دهنده برانگيخت و با آنان كتاب [خود] را بحق فرو فرستاد تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند و جز كسانى كه [كتاب] به آنان داده شد پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد به خاطر ستم [و حسدى] كه ميانشان بود [هيچ كس] در آن اختلاف نكرد پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند به توفيق خويش به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند هدايت كرد و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى ‏كند (۲۱۳) "

يك روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، عبارت من واضح بود، من و شما و امت اسلامی، همه ما را کارگزاران سقیفه، دنبال نخودسیاه فرستادند، و هیچ چیز، تاکید میکنم، هیچ چیز از علوم اصلی قرآن کریم که خداوند متعال نزد اهل بیت ع گذاشته، قدر سر سوزن از آن اطلاع نداریم، عبارت من فارسی است:

حتی شعبه کوچکی از علم القرآن که جفر جامع است، تا کنون قواعد اصلی آن سینه به سینه منتقل شده، و بر روی کاغذ نیامده است.
عجب خداوند علوم اصلی قرآن را دراختیار اهل بیت گذاشته بعد سقیفه اومدن نگذاشتن که ما اندازه سرزوزنی از آن اطلاع پیداکنیم و شمارا بدنبال نخوت سیاه فرستادند البته آن کسایی بدنبال نخود سیاه رفتن که قرآن را به خیال ناکافی بودن رها کردند بروندو فراموش کردند که خداوند می فرمایند این کتاب هدایتی است برای متقین و فراموش کردند که خداوند این کتاب را فرستادند که پند بگیریم ولی کلام خداوند (قرآن ) را به پشت سر انداخته و به سخن غیر پرداختن بی دلیل نیست که پیامبر روزقیامت از قوم خود شکایت می کند که قرآن را رها کردند

البته شما تفسیر این را هم پیدا کردید و قرآن مهجوررا علی تفسیر کردید "

2 روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، من و شما و امت اسلامیه، از روز اول نخواستیم برویم نزد کسانی که خداوند متعال آنها را معرفی کرده برای تعلیم علوم قرآن، حالا هی این در و آن در بزنیم، آیا سبع مثانی معلوم میشود؟ هرگز
.
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
آشکار است که شما چه گفتید و بعدش زیگزاگ!

و اما مرد حلاج پس ارزانی شما، هزار مرد حلاج باشید با غبغب!

دوست گرامی، زمان پیری حوصله میرود، زمان پیری باید فکر چند متر پارچه سفید بود، امروزه عصر دستیابی سریع به اطلاعات است، به سهم خودم تنها کاری که سعی میکنم انجام دهم اینکه برای سهولت جستجو، قطعه کوتاهی از عبارت مورد نظر را میآورم تا هر کس خواست (و البته مرد حلاج نبود) مراجعه کند و تحقیق کند، چند قطعه عبارت کوتاه آوردم، به جای اینکه مراجعه کنید، ابتدا گفتید: «اگر درباره متن عربی که آوردی توضیح بدهی بهتر منظورشمارا می فهمیم» اما بلافاصله از انگیزه خود چنین پرده‌بردای کردید: «فقط خواستم نشان دهم آنهایی را که...»

دوست گرامی، همان جمله اول «يا با لبيد إن في حروف القرآن المقطعة لعلما جما» خودش بخش کوچکی از یک حدیث طولانی است، آیا من مسؤل بی حالی شما هستم یا مسؤل انگیزه نشان دادن شما؟! بروید کل حدیث را پیدا کنید و از یک استاد زبان عربی معنایش را سؤال کنید، ترجمه همین قطعه این است: «ای ابولبید همانا انبوهی از علم در حروف مقطعه قران است»، شما حاضر نشدید حتی ترجمه همین قطعه را بدانید تا دفعتا به آب نزنید و بگویید: «فقط خواستم نشان دهم ... چیزی برای گفتن ازآن بزرگان ندارید»


و اما معنای طارق و..، پس شما به جای اینکه جواب سؤال من را بدهید گفتید: «فقط خواستم نشان دهم ... چیزی برای گفتن ازآن بزرگان ندارید»، اینکه بحث علمی نیست، مچگیری است، و خلاصه پس از هزار شاهد که بیاوریم میگویید دیدید هیچ چیز برای گفتن نداشتید!!

میگویند کسی باروت حمل میکرد، پاسبان او را گرفت و گفت: چرا باروت حمل میکنی؟ ممنوع است، گفت: این باروت نیست، سیاهدانه است، پاسبان گفت من را احمق فرض کردی یا خودت را؟ این که باروت است، گفت: خیر به هیچ وجه این باروت نیست سیاهدانه است، پاسبان کبریتی روشن کرد و نزدیک بار آورد، ناگهان آتش گرفت و تمام ریش آن مرد سوخت، بلافاصله به پاسبان گفت: دیدی سیاهدانه بود!
.
جناب حسین مچگیر درکارنیست شما گفتید باید برویم سراغ کسایی که خداوند معرفی کرده.

شما بودید که خواستید سبع المثانی را مفهومش را بگویم و یا به حروف مقطعه قرآن اشاره کردید .

بخاطر چی از این آیات پرسیدید ؟
آیا غیراز این است که نشان دهید ما نمی توانیم به سراغ آیات قرآن برویم و باید آن کسایی که شما می گوئید خداوند معرفی کرده اند باید قرآن را برای ما توضیح دهند
خب من هم درباره همان آیاتی که خودتان پرسیدی ازشما خواستم که نشان دهید آن کسایی که می گوئید خداوند معرفی کرده درباره آن آیات چه گفته اند .اما شما بجای جواب مارا می خواهید بفرستید بدنبال نخود سیاه .اگر واقعا نمی توانید به طور واضح از آنها توضیحی بدهی بگو نمی توانم دیگر برو آحادیث را بگرد که نشد جواب برو از یه مترجم بخواه که احادیث را ترجمه کند که نشد جواب .

خوبی آیات قرآن دراین است که درباره هر آیه ای که بخواهی به راحتی می توان تحقیق کرد هرچند عرب زبان هم نباشی و این از لطف و رحمت الهی است .

در ضمن خداوند کجا آن اشخاص را معرفی کرده اند که به سراغ آنها برویم آیا در قرآن است ؟ "

2 روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
عجب آیه مناسب آیه‌ای که من آوردم، بلی اصلا ممکن نیست در دستگاه نبوت و وصایت اینکه چنین چیزی محقق شود، همان عبارت دعای ندبه: «و علمت منهم الوفاء به» یعنی خدا میدانست به عهدی که از اینها گرفته وفا خواهند کرد، و لذا در هیچ جای قرآن نقل نمیکند که در بین انبیاء و اوصیاء علیهم السلام کسی گفته باشد که کونوا عبادا لی من دون الله، و این نکته بسیار مهم و حیاتی است، حتی راجع به حضرت عیسی که مردم چنین گفتند، قرآن میفرماید خداوند متعال خطاب میکند یا عیسی آیا شما گفتی؟ و پاسخ حضرت این است سبحانك ما قلت... ، آیا خدا نمیداند که میپرسد؟ میداند ولی برای صدور سخن از خود عیسی ع میپرسد.

دوست گرامی، چرا تعصب؟ شما میگویید: «چیزی برای گفتن ازآن بزرگان ندارید»، شما نمیتوانید متن تورات و متن ده‌ها کتاب را محو کنید، میتوانید؟ آیا میتوانید بند ۲۰ باب ۱۷ سفر پیدایش تورات را محو کنید؟ «و اما در خصوص اسماعیل...دوازده رئیس از وی پدید آیند...» ، آیا میتوانید متن ده‌ها کتاب اهل سنت که بحث کردند که این دوازده نفر بشارت تورات که پیامبر اسلام ص هم بشارت دادند چه کسانی هستند؟ محو کنید؟ آیا میتواید دعای حضرت ابراهیم ع را از قرآن بردارید: «واجعل لي لسان صدق في الآخرین» و آیا میتوانید استجابت دعای ایشان را از قرآن بردارید: «و جعلنا لهم لسان صدق عليا» ، میتوانید اینها را محو کنید؟ اگر نمیتوانید پس بدانید که خودتان را نشان دادید، نه اینکه نشان داده باشید که چیزی برای گفتن از آن بزرگان نیست!

یک نمونه برایتان از تاریخ ابن خلدون نقل کنم، همان ابن خلدون که شخصیت علمی جهانی امروزه دارد و به عنوان پدر علوم اجتماعی و تحلیل تاریخ شناخته میشود، همان ابن خلدون که احدی از اهل سنت احتمال نمیدهند شیعه باشد، بلکه برعکس به شدت ضد شیعه است، اما وقتی از تخصص خودش برایش واضح شده که امام صادق ع مثل آب خوردن جریانات دقیق آینده را به افراد خبر میدادند، چه بکند؟ مثل شما تعصب به خرج نمیدهد و بگوید چیزی برای گفتن از آن بزرگان ندارید، خیر، اینجا انصاف به خرج میدهد و میگوید مطلبی را که حجت را بر امثال شما تمام میکند:

تاريخ ابن خلدون/ترجمه مقدمه،ج 1،ص:383
و اما زيديان در باره امامت معتقدند كه اين امر از طريق انتخاب خداوندان حل و عقد تعيين ميشود نه از راه نص، از اين رو معتقد بامامت على ميباشند و پس از وى بترتيب حسن پسر على و حسين برادر حسن و على زين العابدين پسر حسين و آنگاه زيد بن على پسر وى را امام ميدانند و زيد را بنيان گذار اين مذهب ميشمرند كه در كوفه قيام كرد و مردم را بامامت خويش ميخواند و سرانجام در كناسه بدار آويخته شد.
زيديان پس از قتل زيد بامامت پسر وى يحيى قائلند كه بخراسان رفت و در گوزگان كشته شد و او وصيت كرده بود كه پس از وى امامت به محمد بن عبد الله ابن حسن بن حسن سبط، ملقب به نفس زكيه، ميرسد. از اين رو وى در حجاز قيام كرد و ملقب به مهدى شد، ليكن منصور سپاهيانى بسوى وى گسيل كرد تا منهزم گشت و كشته شد. و نفس زكيه برادر خويش ابراهيم را بجانشينى خود تعيين كرد و ابراهيم در بصره بهمراهى عيسى بن زيد بن على قيام كرد، ليكن منصور سپاهيان خويش را بسوى آنان فرستاد و آنها را منهزم ساخت و ابراهيم و عيسى را كشت و جعفر صادق، ع، همه اين وقايع را به ايشان خبر داده بود و اين پيش بينى از جمله كرامات وى بشمار ميرود.


تاريخ ابن خلدون/ترجمه مقدمه،ج 1،ص:653
بايد دانست كه اصل كتاب جفر اينست كه هارون بن سعيد عجلى سرور فرقه زيديه كتابى داشت كه آنرا از جعفر صادق، ع، روايت ميكرد و در آن كتاب معرفت وقايعى كه بطور كلى براى خاندان پيامبر و بخصوص براى بعضى از شخصيت هاى آن خاندان روى خواهد داد مندرج بود. اينگونه پيشگوييها از جعفر صادق، ع، و ديگر مردان بزرگ آن خاندان بطريق كرامت و كشف كه مخصوص اينگونه اولياست پديد آمده است.
كتاب مزبور در نزد جعفر بود و آنرا روى پوست گوساله اى نوشته بودند و هارون عجلى مطالب آنرا از وى روايت ميكرد و در نسخه اى مى نوشت و آنرا بنام پوستى كه بر آن نوشته شده بود ميخواندند زيرا جفر در لغت بمعنى خرد است ولى رفته رفته اين نام بر آن كتاب اطلاق شد. و در آن كتاب تفسير قرآن و معانى غريبى كه از باطن آن مستفاد ميشود نيز مندرج بوده و از جعفر صادق روايت شده است ولى روايت آن كتاب پيوسته و متصل نيست و عين كتاب نيز ديده نشده است بلكه كلمات و خبرهاى شاذى كه بهيچ دليلى متكى نيست از آن در ميان مردم منتشر است.
و اگر استناد كتاب به جعفر صادق، ع، درست باشد بى شك بهترين مستند خواهد بود خواه بخود او يا بمردان بزرگ خويشاوندش نسبت داده شود چه آنان از خداوندان كرامات اند و بصحت پيوسته است كه او (جعفر صادق) برخى از خويشاوندان خويش را از پيش از وقايعى كه در آينده براى آنان روى خواهد داد بر حذر مى داشت و پيشگويى هاى وى بصحت مى پيوست. او يحيى پسر عم خود زيد را از مهلكه اى كه بدان دچار شد بر حذر داشت ولى پسر عمش از گفته وى سرپيچى كرد و دست بانقلاب زد و سرانجام در گوزكان كشته شد چنانكه قضيه آن معروفست.
و هر گاه كسانى جز خاندان پيامبر، ص، صاحب كرامت باشند شكى نيست آن خاندان كه متصف به علم و ديانت هستند و باخبار نبوت آگاه اند و مشمول عنايت خداى تعالى ميباشند بطريق اولى شايسته كشف و كرامتند بسبب اصل كريمى كه شاخه هاى پاكش بر آن گواه اند.


این عبارت کتاب مقدمه ابن خلدون است که هم اکنون مقدمه او شهرت جهانی دارد، ببینید آیا این بزرگان از دیدگاه ابن خلدون چیزی برای گفتن دارند یا خیر؟ چرا تعصب؟ و جالب اینکه در روایات بسیار نقل شده که فرمودند هر چه میدانیم آنها را از قرآن میدانیم!

چه زیبا تعبیر «وقد صحّ» ابن خلدون را در ترجمه انگلیسی مقدمه، به «این یک واقعیت است که..» ترجمه کرده است:

It is a fact that Ja'far warned certain of his relatives about accidents that would occur to them, and things turned out as he had predicted.
منم نگفتم پیامبران چنین گفته اند .

همیشه پیروان چنین می کنند

اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۳۱﴾
اينان دانشمندان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را به جاى خدا به الوهيت گرفتند با آنكه مامور نبودند جز اينكه خدايى يگانه را بپرستند كه هيچ معبودى جز او نيست منزه است او از آنچه [با وى] شريك مى‏ گردانند (۳۱)
توبه

همانطور که فرمانروایی آسمانهاوزمین به بنده خدا می دهند و یا می گویند لااله اله زهرا و . بنده ی درگاه ابوترابم و....

شما بجای اینکه این همه به روایات و سخن دیگران بپردازی جواب سوالهای که پرسیدم بده تا مشخص شود چند مرد حلاجی .

درباره حروف مقطعه چه گفته اند ؟

وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ ﴿۱

وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ﴿۲﴾


وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ
درباره سبع المثانی چه گفته اند ؟ "

3 روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
4|54|أم يحسدون الناس على ما آتاهم الله من فضله فقد آتينا آل إبراهيم الكتاب والحكمة وآتيناهم ملكا عظيما

مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿۷۹﴾
آل عمران "

3 روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
نکته همین است که ابتدای سوره، آسمان و طارق در کنار هم قرار گرفتند، پس ربطی با هم دارند، در آیه ۱۱ و ۱۲ همین سوره هم، آسمان در کنار زمین ذات صدع قرار گرفته، پس ربطی با هم دارند، و ربطی هم با ابتدای سوره دارند، و ربطی با آیه ۴ دارند، و همچنین ربطی با آیه ۳ دارند، اگر آسمان به قول شما ربطی به گیاه ندارد پس آسمان ربطی به حافظ بر هر نفس ندارد(آیه ۴)، این سوره یک دور انسان‌شناسی است، در این معنایی که طبق آکسیوم گیاه انسانی عرض میکنم، در تمام سوره چیزی جز شئونات انسان ذکر نشده است، راستی، آیه ۱۷ سوره نوح چه میفرماید:

71|17|والله أنبتكم من الأرض نباتا

مگر ما گیاه و جزء نباتات هستیم که خداوند ما را از زمین رویانده؟
فقط خواستم نشان دهم آنهایی را که قرآن را درانحصار انهامیدانید و وارث قرآن چیزی برای گفتن ازآن بزرگان ندارید وبقول خداوند هر خبری زمان وقوعی است وتازمانش نرسد کسی ازآن آگاه نیست واین خودیکی ازمعجزات خداوند است ، "

5 روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، پس این عباراتی که آوردم چه بود؟:

به هر حال در روایات بعض کلیات و بعض جزئیات آمده برای اینکه راه گم نشود، مثلا «يا با لبيد إن في حروف القرآن المقطعة لعلما جما» ، «ما خرج إليكم من علمنا إلا ألفا غير معطوفة» ، «علم كل شي‏ء في عسق‏» ، «و ستنفجر لهم ينابيع الحيوان بعد لظى النيران، لتمام الم و طه و الطواسين» و...

آنچه از سخنان آنها به ما رسیده، برای عاقل بس است که بفهمد نظام معارف قرآنی چگونه است، و اما جزئیات آنها، پس چون علم قدرت میآورد، و مثل آصف یک حرف میداند و تخت بلقیس حاضر میکند، لذا مهر کردند و دهانش دوختند!
اگر درباره متن عربی که آوردی توضیح بدهی بهتر منظورشمارا می فهمیم .
اگر نمی گویی شما که عربی نمی دانید
نقل قول:
و اما تفسیر طارق و بروج و... در بعض روایات آمده، و هر کس خواست مراجعه میکند.

طارق هم یک معنای محوری در سوره مبارکه طارق دارد که شاید رمز آن در «والارض ذات الصدع» نهفته باشد، ولی ده معنا میتوانیم برای طارق بیان کنیم که همگی صحیح و اعجاب آور است، آیا نجم در قرآن همه جا به معنای ستاره آمده یا به معنای گیاه هم آمده است؟ جواب؟؟
حالا کجا ما بگردیم دنبال روایات اگر می شود شما بگوئید .
در ضمن قرآن در باره آسمان سخن می گوید و چه ربطی به گیاه دارد ؟

وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ

البته فکر نمی کنم که روایات نظری دراین باره داده باشند که مورد پسند باشد اگر اینطور بود حتما مفسرین و مترجمین مثل اهل بیت و یا بقیه الله به آن اشاره می کردند "

5 روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
واضح است که در المیزان أمّ الکتاب در سوره زخرف را لوح محفوظ گرفتند، و منافاتی با حرف بنده ندارد، دو قول میشود، اما محال است صاحب المیزان أمّ الکتاب در سوره آلعمران را لوح محفوظ بگیرند، این از ایشان که عربی میدانند ممکن نیست، یعنی نزد ایشان أمّ الکتاب در این دو آیه مثل هم نیست، کما اینکه نزد المیزان متشابه در سوره آلعمران با متشابه در سوره زمز یکی نیست و فرق میکند.
آیا آیات محکمات از ام الکتاب گرفته شده است یانه ؟ "

5 روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
کاری با ابوفاتحه ندارم که مدتی باگل نشسته وبوی گل گرفته سوال من این است که آن کسانی را که شما می گوئید خداوند معرفی کردند که به سراغ آنها برویم درباره آیاتی که به آن اشاره کردم چه پاسخی داده اند ؟

حروف مقطعه قرآن را چگونه توضیح داده اند ؟

درباره طارق چه گفته اند ؟
وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ ﴿۱

وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ﴿۲﴾


درباره الْبُرُوجِ چه گفته اند
وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ ﴿۱﴾

سبع المثانی را چه معنی کرده اند ؟
باز نگوئید ابو فاتحه چنین گفته .
و چگونه پرده از راز حروف مقطع برداشته اند ؟ "

6 روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
سراغ عرب‌زبان میرویم به خاطر اینکه همه قرآن عربی است، اگر بخواهیم از جای دیگر قرآن هم شاهد بیاوریم باید ابتدا عبارت عربی را بفهمیم، و مثل شما مخلوط نکنیم، «هنّ أمّ الکتاب» معنای روشن خود را دارد، و «إنه في أمّ الکتاب» هم معنای خود دارد، و «إنه لقرآن کریم في کتاب مکنون» هم معنای خود.

اگر دو آیه قبل این آیات سوره مبارکه زخرف را آورده بودید چنین برداشتی از اینجا نداشتید که «آیات محکمات از ام الکتاب است نه خود محکمات ام الکتاب باشند»، به طور خلاصه عرض میکنم که چرا فکر نکردید که شاید ضمیر «إنه» به «حم» برگردد؟ یعنی «حم» در بین سایر اعضای «أمّ الکتاب» که حروف مقطعه هستند نزد ما جایگاهی رفیع دارد.

به کسره زیر «والکتابِ المبینِ» نگاه کنید، این قسم است، برای چه؟ برای اینکه «حم» را توصیف بفرماید. و الله العالم
تفسیرالمیزان

نقل قول:
ين جمله آنچه را كه آيه قبلى بيان مى كرد تأكيد نموده و روشن مى سازد، و آن اين بود كه قرآن كريم در موطن اصليش ما فوق تعقل عـقـول اسـت. ضـمـير در (انه ) به كتاب بر مى گردد. و مراد از (ام الكتاب ) لوح محفوظ است، همچنان كه آيه (بل هو قرآن مجيد فى لوح محفوظ) به آن تصريح دارد. و اگـر لوح مـحـفـوظ را (ام الكتاب ) ناميده، بدين جهت است كه لوح محفوظ ريشه تمامى كتب آسمانى است، و هر كتابى آسمانى از آن استنساخ مى شود. و اگر كلمه (قرآن ) را مـقـيـد بـه قـيـد (ام الكـتـاب ) و (لدينا) كرد، صرفا به منظور توضيح است، نه احـتـراز. سـاده تر بگويم : براى اين بود كه بفرمايد قرآن همان كتابى است كه نزد ما است، نه اينكه بفرمايد قرآن دو تا است يكى نزد ما و يكى هم نزد ديگرى.
اگر به مطالب تفسیرالمیزان توجه کنید می گوید که ام الکتاب ریشه تمامی کتب آسمانی است .

قرآن از ام الکتاب گرفته شده

آیا غیرازاین است که محکمات آیات قرآن است و به ام الکتاب برمی گردد؟ "

6 روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
سعید بن علاقه ابوفاخته از اصحاب خاص امیرالمؤمنین ع است، طبق مبنای خود، سبع مثانی را معنا کرده، اما چون مفسرین با مبنای او آشنا نبودند طور دیگری فهمیدند.

ابوفاخته در ذیل آیه ۷ آلعمران میگوید: أمّ الکتاب، فواتح سور است، و در ذیل آیخ ۸۷ حجر میگوید: سبع مثانی، أمّ الکتاب است، و چون أمّ الکتاب اسم سوره مبارکه حمد هم هست گمان کردند میگوید که سبع مثانی سوره حمد است، و حال آنکه نزد او ام الکتاب همان فواتح سور است.

حال فواتح سور و حروف مقطعه را طبق حرف ابوفاخته ملاحظه کنید، بدون تکرار طبق مصحف مجموعا چهارده حرف است، دو هفت تا، و اگر مثلا آنها را زیر همدیگر بنویسیم چنین میشود:

ا - ل - م - ص - ر - ك - ه
ي - ع - ط - س - ح - ق - ن

یعنی هفت تا دوتائی: (ا/ي) (ل/ع) (م/ط) (ص/س) (ر/ح) (ك/ق) ‌(ه/ن)

مبنای ابو فاخته این است که کل قرآن کریم از این هفت تا دو تائی‌ها استخراج میشود که اینها أمّ الکتاب هستند و شبیه سلولهای بنیادین عمل میکنند.
.
یعنی بگفته ابو فاتحه حروف مقطعه آیات محکمات هستند ؟ "

يه هفته پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
سعید بن علاقه ابوفاخته از اصحاب خاص امیرالمؤمنین ع است، طبق مبنای خود، سبع مثانی را معنا کرده، اما چون مفسرین با مبنای او آشنا نبودند طور دیگری فهمیدند.

ابوفاخته در ذیل آیه ۷ آلعمران میگوید: أمّ الکتاب، فواتح سور است، و در ذیل آیخ ۸۷ حجر میگوید: سبع مثانی، أمّ الکتاب است، و چون أمّ الکتاب اسم سوره مبارکه حمد هم هست گمان کردند میگوید که سبع مثانی سوره حمد است، و حال آنکه نزد او ام الکتاب همان فواتح سور است.

حال فواتح سور و حروف مقطعه را طبق حرف ابوفاخته ملاحظه کنید، بدون تکرار طبق مصحف مجموعا چهارده حرف است، دو هفت تا، و اگر مثلا آنها را زیر همدیگر بنویسیم چنین میشود:

ا - ل - م - ص - ر - ك - ه
ي - ع - ط - س - ح - ق - ن

یعنی هفت تا دوتائی: (ا/ي) (ل/ع) (م/ط) (ص/س) (ر/ح) (ك/ق) ‌(ه/ن)

مبنای ابو فاخته این است که کل قرآن کریم از این هفت تا دو تائی‌ها استخراج میشود که اینها أمّ الکتاب هستند و شبیه سلولهای بنیادین عمل میکنند.
.
مگر نمی گویی ]سعید بن علاقه ابوفاخته از اصحاب خاص امیر المومنین بودند .پس چرا طبق مبنای خود، سبع مثانی را معنا کرده چرا از امیرالمومنین نقل نکردند و معنای خاص خود را گفته ؟ "

يه هفته پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
امشب شب سیزده رجب است، صاحب میلاد، پیامی به تاریخ داده که ممکن نیست محوش کرد، خداوند متعال میداند چطور پیام حجت خود را ثبت تاریخ کند که امروزه من و شما هم در دریافت این پیام با مشکل مواجه نباشیم، کجا؟ صحیح بخاری اهل سنت! پیامی که خود امام بخاری اهل سنت هم نمیداند چگونه آن را برای تاریخ نگه داشته است! و امیرالمؤمنین ع با چه لطافتی آن را بیان کردند که بخاری حاضر شود در کتابش بیاورد تا نگویند کار با حرف شیعه‌ها نداشته باش، اینها دروغگو هستند، خیر، این پیام با ظرافت و لطافت تمام در صحیح‌ترین کتاب حدیث نزد مسلمین که آن را تالی تلو کتاب الله میدانند ثبت میشود!

ابو جحيفة از حضرت میپرسد آیا از وحی غیر از آنچه در کتاب الله هست چیزی نزد شما هست؟ و در شرح صحیح بخاری میگوید چرا این سؤال را پرسید؟ «لأن جماعة من الشيعة كانوا يزعمون أن عند أهل البيت لا سيما عليا أشياء من الوحي خصهم النبي صلى الله عليه وسلم بها لم يطلع غيرهم عليها»، فتح الباري لابن حجر (1/ 204) ، یعنی چون جماعتی از شیعه گمان میکردند که چیزهایی از وحی نزد اهل بیت ع هست که نزد دیگران نیست، پس ابو جحیفه این را پرسید و حضرت جواب میدهند: خیر، «ما أعلمه إلا فهما يعطيه الله رجلا في القرآن»، صحيح البخاري (4/ 69)، ببین چیزی اختصاصی نزد ما نیست مگر فهم قرآن که خدا به کسی بدهد، تمام! فهم قرآن و بس! و لذا در احتجاج طبرسی نقل میکند که حضرت فرمودند: «و إنما فعل الله ذلك لئلا يدعي أهل الباطل من المستولين على ميراث رسول الله ص من علم الكتاب ما لم يجعل الله لهم و ليقودهم الاضطرار إلى الايتمار لمن ولاه أمرهم»، یعنی خدا کاری کرده در قرآن که همه بدانند محتاج به عالم به قرآن که خودش معرفی فرموده هستند، ادعا داری وارث علم هستی، حروف مقطعه را تفسیر کن! سبع مثانی را معنا کن! اگر رمز بین خدا و پیامبر بود چرا باید خدا در کتابش قرار دهد و ما را سرگردان کند؟ قرار داده تا بگوید بروید سراغ کسانی که به آنها تعلیم دادم و شما محتاج به دانستن این علوم هستید.
شما که سراغ این بزرگان برای فهم قرآن رفتید بگو آنها در باره این آیات چه گفته اند ؟
حروف مقطعه قرآن را چه معنی کرده اند ؟

سبع مثانی یعنی چه ؟که این همه مفسرین سردرگم نباشند و با شک نگویند منظور سوره حمد است . "

يه هفته پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
مفهوم یک کلام با واقعیت محتوای یک کلام فرق میکند، وقتی میگوییم: «شما نمیتوانید عظمت خلقت آسمانها را درک کنید» این جمله مفهوم روشنی دارد، هر چند واقعیت محتوای آن قابل درک نیست.


آیه بعدی توضیح میدهد: النجم الثاقب


مترجمین گفته اند النجم الثاقب: خرمشاهی: ستاره درخشان است‏
همه می دانند که ستاره درخشان است این چیزی نیست که کسی نداند .
الثاقب درعربی به چه معناست از عرب زبانها بپرس به چه معناست ؟

بگو منظور از الطارق چیست ؟

مگر نمی گویی خداوند متعال کسایی را معرفی کردند که نزد آنها برویم آنها در باره الطارق چه می گویند
نقل قول:
مگر شک داشتید که فقط شما به قرآن عقیده دارید؟
من کجا چنین گفتم ؟
نقل قول:
قطعا غلط است، «هنّ أمّ الکتاب» را از هر عرب‌زبان خواستید سؤال کنید.
چرا شما برای فهم قرآن بدنبال هر عرب زبانی می گردید آیا بهترنیست از خود قرآن جویا شویم ؟

آیا آیه 4 سوره زخرف نمی گوید قرآن در ام الکتاب است ؟

إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۳﴾
ما آن را قرآنى عربى قرار داديم باشد كه بينديشيد (۳)
وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿۴﴾
و همانا كه آن در كتاب اصلى [=لوح محفوظ] به نزد ما سخت والا و پر حكمت است (۴)

نقل قول:
نقل قول:
اولا تعبیر «و ما ادریک» برای تعظیم و بزرگ کردن مطلب است نه جهل پیامبر، مثل و ما ادریک ما العقبة فک رقبه او اطعام...

ثانیا تعبیر «و ما ادریک» همانطور که میتواند ترجمه شود: «تو چه میدانی؟» میتواند افعل تعجب باشد و ترجمه شود: «تو چقدر میدانی!» مثل «قتل الانسان ما أکفره»
یعنی پیامبر می دانسته اما خداوند گفتند تو چه دانی ؟


نقل قول:
بلی قطعا مربوط به قرآن میشود، اما مفهومش چیست؟ آنها که سوره حمد گفتند در توضیحش روشن سخن نمیگویند، «سبعا من المثانی» یعنی «هفت تا از دو تائي‌ها» در حالی که سوره حمد هفت آیه دارد، نه دو تا هفت تا، و لذا گفتند یعنی سوره حمد دو بار نازل شده، در حالی که دو بار نازل شدن غیر از «دوتائی‌ها» است، دو بار نازل شدن یک دو است، اما مثانی جمع دوتائی است، و بعضی دیگر گفتند یعنی سوره حمد در نمازها تکرار میشود، در حالی تکرار شدن دقیقا معنای مثانی نیست، و...

دوست گرامی، من و شما و امت اسلامیه، از روز اول نخواستیم برویم نزد کسانی که خداوند متعال آنها را معرفی کرده برای تعلیم علوم قرآن، حالا هی این در و آن در بزنیم، آیا سبع مثانی معلوم میشود؟ هرگز
.
این بزرگان درباره سبعا من المثانی چه گفته اند ؟ مگر نمی گویی خداوند آنهارا معرفی کرده برای تعلیم قرآن ؟ "

يه هفته پيش

کنجکاو1 نشان کنار گفتگوی خود را تغییر داد.

يه هفته پيش

کنجکاو1 نشان کنار گفتگوی خود را تغییر داد.

يه هفته پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
همه این آیاتی که شما آوردید، مفهوم روشنی دارند، و شما هم از همان مفهوم روشن آن استفاده کردید، اما سؤال من از آیه ۸۷ حجر «سبعا من المثانی» این است که اساسا حتی ترجمه تحت اللفظی آن هم ممکن نیست، هر مترجمی یک جوری ترجمه میکند و هیچکدام از خود آیه و از سایر آیات دیگر، نمیتوانند یک مفهوم روشن از آیه ارائه دهند.

با سلام
خوب است که بالاخره آیه ای آوردم که برای شما مفهوم روشنی داشت .حالا شما می شود بگویی منظور از الطَّارِقِ در آیه چیست مگر شما نمی گویی مفهومش روشن است ؟


نقل قول:
شما هم حواله به روشن شدن تدریجی و خروج از ظلمات به نور دادید، و پرسیدم خوب حالا یک مورد سراغ دارید که قرآن چنین کاری با کسی کرده باشد؟ نبأ که مستقر دارد ربطی به فهم عرفی کلمات آیه قرآن که برای آنها نازل شده ندارد، و...
یعنی شما عقیده ندارید که آیات قرآن نازل شده اند که مارا از ظلمات جهل و نادانی خارج کنند و به نور بینش و دانایی برسانند.؟

نقل قول:
و اما تکرار شما که دلیل متشابه بودن نیست، پس نیاز به جواب ندارد، چون آشکارا فرار از جواب سؤال من است، من نگفتم این دلیل متشابه بودن است، بلکه پرسیدم چگونه آیه‌ای که هیچ از آن نمیفهمید میتواند از آیات بیّنات و آیات محکمات و أمّ الکتاب باشد؟ شما به جای اینکه توضیح دهید چگونه بیّنات و محکمات و أم الکتاب است، تکرار میکنید که دلیل متشابه بودن نیست، خوب نمیخواهید جواب دهید، من تکرار نمیکنم.
تا آنجا که از آیه 7 آل عمران می گوید آیات محکمات از ام الکتاب است نه خود محکمات ام الکتاب باشند همانطور که آیه1 و2 سوره طارق را مثال زدم خداوند از چیزی سخن گفته اند که حتی پیامبرهم نمی داند آن چیست و این دلیل نمی شود که آن آیه از ام الکتاب نباشد .

سبعا من المثانی که گفتم عبارت مذکور به خود قرآن ربط پیدا می کند و چیزی جدای از آن نیست. کما اینکه بعضی از مفسرین بر این باورند که سبعاً من المثانی سوره حمد است "

يه هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:57AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند