بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 72
  1. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  3. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  5. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  9. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284
  10. luhan9x
    Tuesday 30 May 2017
    luhan9x
    Tỏi chữa bệnh gì : Giúp đảm bảo gan
    củ tỏi có lợi ích có khả năng kìm chế được những lipid peroxidase trên gan bị tổn thương, chống oxy hóa,và bảo đảm an toàn cấu tạo của gan. các thành phần allicin ở trong tỏi sẽ làm cho những tế bào giả độc trong gan tốt hơn.

    Tham khảo chủ đề liên quan: http://iblogyeutham.blogspot.com/201...ng-toi-ra.html
    464300980

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 2 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Friday 19 May 2017
12:07PM - عبدالعلی69 از fadak در ج: یا علی نام برد
... وابنتيهما fadakeh
Wednesday 17 May 2017
09:37AM - عبدالعلی69 از mahdi_ در ج: ***میلاد مسعود حضرت رقیه بنت الحسین علیهما سلام الله تهنیت *** نام برد
...می_زمستان mahdi_rahimi_zemestan _____...
09:29AM - عبدالعلی69 از ahad در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ر ج۲۲ ص۴۵۳ ahadIS_12
09:22AM - عبدالعلی69 از ahad در ج: یا علی نام برد
...ر ج۲۲ ص۴۵۳ ahadIS_12
Tuesday 2 May 2017
04:36PM - عبدالعلی69 از rend در ج: میلاد با سعادت سیدالساجدین وزین العابدین علی بن الحسین علیهما سلام الله تهنیت نام برد
...۴ ص۴۲۲-۴۱۹ rendane14
04:35PM - عبدالعلی69 از rend در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...۴ ص۴۲۲-۴۱۹ rendane14
04:35PM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...۴ ص۴۲۲-۴۱۹ rendane14
Monday 1 May 2017
08:33AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...ن، fadakeh َ rendane14
08:33AM - عبدالعلی69 از fadak در ج: یا علی نام برد
...َجْمعين، fadakeh َ rendane14
08:32AM - عبدالعلی69 از rend در ج: ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** نام برد
...ن، fadakeh َ rendane14
08:32AM - عبدالعلی69 از fadak در ج: ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** نام برد
...َجْمعين، fadakeh َ rendane14
08:32AM - عبدالعلی69 از fadak در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...َجْمعين، fadakeh َ rendane14
08:32AM - عبدالعلی69 از rend در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ن، fadakeh َ rendane14
Saturday 29 April 2017
09:09AM - عبدالعلی69 از rend در ج: دوستان در باب ماه شعبان المعظم وادعیه و..آن لطف فرموده بنویسند نام برد
...َّوْبَةَ» rendane14 116 وَ سَ...
09:08AM - عبدالعلی69 از rend در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...َّوْبَةَ» rendane14 116 وَ سَ...
09:07AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...َّوْبَةَ» rendane14 116 وَ سَ...
Thursday 27 April 2017
02:14PM - عبدالعلی69 از fadak در ج: دوستان در باب ماه شعبان المعظم وادعیه و..آن لطف فرموده بنویسند نام برد
...نتیهما. . fadakeh
02:11PM - عبدالعلی69 از fadak در ج: یا علی نام برد
...نتیهما. . fadakeh
02:10PM - عبدالعلی69 از fadak در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...نتیهما. . fadakeh
Tuesday 25 April 2017
10:20AM - عبدالعلی69 از fadak در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...طبه غدیر fadakeh

نقل قول

Wednesday 16 October 2019
11:36PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
خدا لعنت کنه درغگو رو ...
11:18PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
کجای این مساله ...
11:16PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
اتفا قا شیعه زاده ه...
10:20PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
یهودی زاده عزیز تو از ...
08:45PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
کجا من به مترجمین گ...
08:41PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
مهم عمل کردن به...
04:31PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
بی شک خداوند برای ه...
01:07PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
[quote=کنجکاو1;2376791]کی گف...
11:55AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
کنجکاو1کی گفته برا...
Tuesday 15 October 2019
07:32PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
صددرصد قرآن هم می ت...
07:22PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
جوری حرف می زنی...
Monday 14 October 2019
11:52PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
حالا اگر امت پی...
11:48PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
پس در این مورد ...
11:43PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
حالا اگر امت پی...
Sunday 13 October 2019
11:33PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
جهت جمع بندی مط...
02:08PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
یعنی دون الله ف...
02:06PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
لطفا خودت معنی ...
01:32PM - asad39 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
hosyn دوست گرامی، پیام...
07:46AM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
پیامبر دون الل...
Saturday 12 October 2019
11:19PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
این آخرین باری ...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار معنای امی پاسخ داد.
"
پست 2440
hosyn


این پست شماره ۱۱ است که چنین نوشتید:
http://www.iranclubs.net/forums/show...53#post2337353

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنا زاده تخم حیض منافق پلید کثافت زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم و..............................لعنت الله علیه نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
همانگونه که قبلاً نوشتم ؛ پیامبرو قبیله اش را به این دلیل امی می خواندند که دینشان برگرفته از کتاب آسمانی نبود و پیرو آئین مادری خود بودند. آنان به دلایل نامعلومی دریافته بودند که فرشتگان دختران خداوند و واسطه های او می باشند که خداوند سه تن از این فرشتگان را در کتابش به نامهای لات، منات و عزی اسم می برد.
این یک تاریخ ناب است؛ مو لای درزش نمی رود. شما از مرور همین تاریخ می توانید به حقانیت آن پی ببرید. اینکه گذشتگان همان کاری را کردند که آیندگان می کنند.
مورخ قرآن از کجا به این قطعیت رسید؟!
چه شد که اقوام نوح ، عاد، ثمود...موسی و عیسی همان راهی را رفتند که قوم محمد طی کرد و دارد می رود.
قوم محمد چه مدرکی داشتند که نشان می داد فرشتگان دختران خداوند هستند؟ آیا خودشان شاهد خلقت آنها بودند یا قبلاً کتابی برایشان فرستاده شده بود؟
hosyn
و در پست شماره ۱۴ چنین پاسخ دادم:

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، چقدر در این متن شما اشتباه وجود دارد خدا میداند! اصلا واژه أمّي ربطی به کتاب آسمانی داشتن ندارد، و منهم امّیّون در قرآن برای اهل کتاب است، و...

شما اول طبق مبنای خودتان که فرمودید: راهی وجود ندارد، باید ثابت کنید که اساسا پیامبر اسلام و قوم ایشان وجود داشته‌اند یا خیر؟ آیا مجبوریم شهود کنیم که پیامبر بوده‌اند؟!

با این حرفهای شما مجبورم دوباره سؤالم را توضیح دهم:

معلمی در مقطع ابتدائی سر کلاس به شاگردانش میگوید: عزیزان من! شما در آینده وارد اجتماع میشوید، حرفهای مختلف میشنوید، به هر حرفی اعتماد نکنید، و من به عنوان معلم دلسوز شما امروز به شما میگویم: یکی از حرفهای دروغ که اصلا واقعیت ندارد این است که جنگی به نام جنگ جمل در صدر اسلام واقع شده است!

شاگردی که به این معلم خود کاملا اطمینان دارد این حرف را با تمام وجود میپذیرد، و هر کجا نامی از جنگ جمل شنید ، یا مقابله میکند و یا اینکه اگر شرائط طوری است که نمیتواند حرف بزند در دلش میخندد! اما بالأخره وقتی چند پیراهن کهنه کرد میبیند گویا آقای معلم راه درستی نرفته است! کمی بیشتر تحقیق میکند (گویا) میشود (قطعا) ، یعنی میبیند نمیتواند کلاه سر خودش بگذارد و قطعا آقای معلم آنها را به بیراهه برده است! در این هنگام وقتی خاطرات دوران دبستان را مرور میکند یادش میآید که خودش یا یکی دیگر از دانش‌آموزان از معلم پرسید: آقای معلم! اگر جنگ جمل دروغ است پس از کجا بفهمیم که اصلا خود پیامبر اسلام هم موجود بوده‌اند؟ و آقای معلم پاسخ داد: راهی ندارد! فقط باید خود شما از خدا بخواهید شما را به شهود برساند که ایشان بوده‌اند!

خوب دقت کنید، اکنون که پس از گذشت سالها این دانش‌آموز فهمیده که آقای معلم، مسیر صحیح و منطقی را طی نکرده است، میخواهیم فرایند این پختگی و به یقین رسیدن این دانش‌آموز در اینکه جنگ جمل بوده و نیز بودن پیامبر http://www.iranclubs.net/forums/imag...l/salallah.gif نیازی به شهود ندارد را دقیقا تحلیل کنیم که چه بر او گذشته که اینچنین یقین کرده؟ و اکنون هم هیچکس قادر نیست این یقین را از دست او بگیرد، مگر چه شده است؟

پس با توجه به اینکه ما دنبال حقانیت آیه نیستیم بلکه دنبال این هستیم که آیا مسلمین از پیامبرشان این آیه را شنیده‌اند یا اینکه خودشان به قرآن اضافه کردند(قرآن مادری!)، دوباره این سؤال را خدمت شما مطرح میکنم، و خواهش میکنم حواله به راهی نیست ندهید!:

سؤال: به چه وسیله مطمئن شویم که جمله: (الا بذكر الله تطمئن القلوب) را مسلمین به کتاب دینی خود نیفزوده‌اند؟
.


hosyn
اینجا تذکر دادم که چقدر اشتباه در همین چند کلمه هست.
"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2577
hosyn
این پست را که سابق ارسال کردم، پست بسیار مهمی بود:

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
...
آخر ای مدعی قرآن، مگر حدود ده مورد، به اطراف و نواحی مکه، اطلاق قری در قرآن کریم نشده؟! مگر در دو بلکه سه مورد خود مکة مشرفة به عنوان أمّ القری در قرآن نیامده؟! این آیات در قرآن غانت نیست؟! آیا این آیات، کلمه أمّ ندارد؟! پس چرا یواشکی همه را بایکوت میکند؟! چرا؟! چون اسناد!! ایشان همه دنیا را زمین‌گیر میکند!


آیا تنها عقل غانت است که حکم میکند وقتی پیامبران پیشین میخواهند خاتم پیامبران را آمدنش را بشارت دهند او را توصیف کنند که بی دین است و بر دین مادری است و ...؟! آیا عقلاء وقتی میخواهند مدح کسی کنند و بشارت به وجود او بدهند جهات منفی او را در بشارت ذکر میکنند؟ یا در وقت بشارت دادن آدرس محل ظهور او را میدهند؟ آیا میگویند پیامبر بی دین (نعوذ بالله تعالی) یا میگویند پیامبر مکّي؟

چرا بگویند پیامبر أمّي مکّي؟ چون کوه فاران (پاران) یک نشانه بسیار بزرگ است، به اینجا مراجعه کنید:

************
پاران: ویکی‌پدیا

در سفر تثنیه آمده‌است[۳]:
این است برکتی که موسی، مرد خدا، قبل از مرگش به قوم اسرائیل داد:
خداوند از کوه سینا آمد،او از کوه سعیر طلوع کردو از کوه فاران درخشید.
شناسایی مکان

جغرافی‌دانان شرقی سه منطقه را به نام فاران خوانده‌اند: کوه‌های اطراف مکه، کوه‌ها و روستایی در شرق مصر و استانی در سمرقند.[۴] مسلمانان و اعراب معتقدند که فاران به کوه‌ها و بیابان حجاز اطلاق می‌شود. ترجمه‌ای عربی به سال ۱۸۵۱ از یک تورات سامری فاران را با حجاز یکی می‌داند.[۴] یاقوت حموی جغرافی‌دان و تاریخ‌نویس قرن هفتم هجری قمری در کتاب معجم‌البلدان می‌نویسد که «فاران عربی‌شده یک کلمه عبری است. یکی از نام‌های مکه که در تورات آمده‌است.»[۵][۶] کوهی به نام «تل فاران» در حومه مکه وجود دارد.[۵] مسلمانان دلیل مهاجرت یهودیان به حجاز را در پیش از اسلام آگاهی آنان از ظهور پیامبری در این منطفه دانسته‌اند.[۶]
*************


رمز کلمه أمّی یعنی مکّي که در بشارت تورات و انجیل آمده مثل خورشید واضح است، و این هم عبارت تورات که بشارت به فاران در آن آمده است:

دعای برکت موسی: کتاب مقدس گروسی

باب ۳۳

دعای برکت موسی
۱ و این است برکتی که موسی، مرد خدا، قبل از وفاتش به بنی‌اسرائیل برکت داده،
۲ گفت: «یهُوَه از سینا آمد، و از سعیر بر ایشان طلوع نمود و از جَبَل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد، و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد.

********************

این مطالب را برای عزیزان محقق، زیره به کرمان میبرم، ولی برای امثال خودم، میتواند سر نخ تحقیق باشد تا پس از مدتی بتوانند قسم بخورند که مناسب‌ترین معنا برای دو آیه سوره مبارکه اعراف، رسول نبي مکّي است.

اگر توفیق بود إن شاء الله تعالی از آیات متعدد مثل: و من قبل یستفتحون علی الذین کفروا و.. شاهد خواهم آورد که اهل کتاب، به خاطر همین بشارت، نزدیک ظهور اسلام، آمده بودند و نزدیک مکه سکنا کرده بودند، و در وقت نزاع کانوا یستفتحون! و تمام اسناد!!! زمین‌گیر را توضیح خواهم داد.
.
hosyn
واقعا میگویم که کسی که دل بدهد، میتواند قسم بخورد! قسم خوردن کاشف از یقین به مطلب است، در دو آیه سوره اعراف، معانی دیگر غیر از معنای مکّي، خالی از فصاحت و بلاغت است.
"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا الله جل جلاله وعم نواله و...
یا محمد
یا علی
یا فاطمه
یا حسن
یا حسین
یا علی بن موسی الرضا
یا حسن بن علی العسگری

ألّلهمّ الْعَن الجِبْتَ وَ الطّاغُوتَ
یا علی
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِب وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعصومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

یاعلی



http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157667


"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا الله جل جلاله وعم نواله و...
یا محمد
یا علی
یا فاطمه
یا حسن
یا حسین
یا علی بن موسی الرضا
یا حسن بن علی العسگری

ألّلهمّ الْعَن الجِبْتَ وَ الطّاغُوتَ
یا علی
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِب وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعصومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

یاعلی



http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157667

"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان سنت ؛یعنی سب خدا ومحمد وال محمد صلی الله علیه واله وسلم ؟؟ ساخت
"

اصطلاح اهل_سنت_و_جماعت یعنی هشتاد سال سب و لعن اهل بیت!!


بزرگان و زیرکان قریش در حقیقت چند نفر بودند که عده ای آنها را سیاستمداران عرب نامیدن ،عده ای هم اهل حل و عقد، که در محافل عرب نفوذ کرده بودند این افراد شامل :ابوبکر عمر عثمان ابوسفیان معاویه عمروعاص مغیرة بن شعبه طلحه بن عبیدالله و چند تن دیگر..؛

یکی از کارهای اینان نامیدن خویش به اهل سنت و جماعت بود تا به مسلمانان وانمود کنند که در برابر رافضیان تنها خودشان هستند که بر سنت پیامبر پایبندند.
در حقیقت مقصود آنها از سنّت، همان بدعت سب و لعن امیرالمومنین علی علیه السلام و خاندان رسول الله در تمام مساجد و منابر و این در همه کشورها در تمامی بلاد تا 80 سال علی را لعن کردند و دشنام دادن و شیعیان را قتل و عام میکردندو هرکس نامش علی بود میکشتند؛
طوریکه متوکل مأبون زنیم به محی السنه نام گرفت ؛طوری شده بود سخنران وقتی میامد منبر اول علی را و اهلبیت را لعن میکرد بعد سخنرانی و اگر سخنرانی یادش میرفت فریاد میزدند، سنّت را بجای نیاوردی سنّت را بجای نیاوردی!!
از آنجا که اهل حدیث خود از اهل سنت و جماعت هستند با دلیل قاطع ثابت خواهیم کرد که سنت در اصطلاح آنان یعنی سب و لعن و بیزاری از علی بن ابیطالب و این‌ همان معنای ناصبی است .

ابن حجر به نقل از عبدالله بن احمد بن حنبل مینویسد: وقال ابوعلی بن الصواف، عن عبدالله بن احمد: لما حدث نصر بن علی بهذا الحدیث، یعنی حدیث علی ابن ابی طالب ان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم اخذ بید حسن وحسین فقال: من احبنی واحب هذین واباهما وامهما کان فی درجتی یوم القیامه. امر المتوکل بضربه الف سوط، فکلمه فیه جعفر بن عبدالواحد وجعل یقول له: هذا من اهل السُنه، فلم یَزل به حتی تَرکه.

هنگامیکه نصر بن علی بن صهبان، این حدیث را خواند که: رسول الله دست حسن و حسین را گرفت و فرمود: هرکس مرا و این دو را و پدر و مادر این دو را دوست بدارد، در روز رستاخیز هم پایه من در بهشت خواهد بود. متوکل دستور داد اورا هزار تازیانه بزنند، و نزدیک به مرگ رسید، پس جعفر بن عبدالواحد درباره او با خلیفه به گفتگو پرداخت و پیوسته میگفت: ای امیرالمومنین این مرد، از اهل سنت است، تا اینکه دستور داد اورا رها کنند.

تهذيب التهذيب _العسقلاني، ابن حجر جلد : 4 صفحه : 219
https://bit.ly/2XPFeH1

‼️این سخن جعفربن عبدالواحد که گفت: نصر از اهل سنت است، میخواسته اورا نجات بدهد و این دلیل دیگری است بر اینکه اهل سنت دشمنان اهل بیت هستند که متوکل آنها را دشمن میدارد و هرکس فضیلتی از اهل بیت نقل کند حتی اگر پیرو آنها باشد به قتل میرساند

همچنین ابن حجر در ترجمه عبدالله ابن ادریس ازدی مینویسد:
وكان ثقة .. صاحب سنة وجماعة وقال ابن حبان في الثقات كان صلبا في السنة وقال ابن خراش ثقة ثبت صاحب سنة زاهد صالح وكان عثمانيا

عبدالله بن ادریس ازدی دارای سنت و جماعت بود و در سنت، پایدار و صالح و عثمانی بود.

تهذيب التهذيب _العسقلاني، ابن حجر _جلد : 2 صفحه : 302
https://bit.ly/33mv81j

همچنین در باره عبدالله بن عون بصری گوید: ..وقال ابن حبان في الثقات كان من سادات أهل زمانه عبادة وفضلا وورعا ونسكا وصلابة في السنة وشدة على أهل البدع ... وقال ابن سعد كان ثقة وكان عثمانيا..

او مورد اعتماد است وی اهل عبادت و در سُنت پا برجا و در برابر اهل بدعت،سرسخت بود . ابن سعد گفته است او عثمانی بوده.

تهذيب التهذيب _ العسقلاني، ابن حجر _ جلد : 2 صفحه : 399
https://bit.ly/33t65tw

همچنین ابن‌حجر مینویسد :
وقال ابن حبان في الثقات: "كان حروري المذهب ولم يكن بداعية وكان صلبا في السنة حافظا للحديث إلا أنه من صلابته ربما كان يتعدى طوره....قلت: وكتابه في الضعفاء يوضح مقالته ورأيت في نسخة من كتاب ابن حبان حريزي المذهب -وهو بفتح الحاء المهملة وكسر الراء وبعد الياء زاي- نسبة إلى حريز بن عثمان المعروف بالنصب وكلام ابن عدي ...

ابراهیم بن یعقوب جوزجانی ، حریزی مذهب بوده[یعنی از مذهب حریز بن عثمان دمشقی پیروی میکرده] که به دشمنی باعلی شهرت دارد. ابن حبان در ادامه نوشته: در پیروی از سُنّت استوار بوده است

تهذيب التهذيب _ العسقلاني، ابن حجر _ جلد : 1 صفحه : 95
https://bit.ly/2XOXdgK

از اینجا در میابیم که ناصبی گری و دشمنی با مولاعلی و فرزندانش و سب و لعن خاندان ابی طالب و لعن اهل بیت در نظر آنان پایدار در سُنَّت شمرده میشود. و عثمانیها هم از دشمنان مولاعلی بودند و مقصود از اهل بدعتها شیعیانی است که امامت مولاعلی را پذیرفتند ،
زیرا از نظر آنان بدعت است و مخالف خلفای راشدین است.
آری اصطلاح اهل سنت و جماعت برای رویارویی باعلی علیه السلام و شیعیان درست شده و به کسانیکه اهلبیت را لعن میکردند اهل سنت و جماعت میگفتند؛ یعنی پیرو سنت خلفا و بیزاری از عترت پیامبر .
یا لا اله الا الله
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا الله جل جلاله وعم نواله و...
یا محمد
یا علی
یا فاطمه
یا حسن
یا حسین
یا علی بن موسی الرضا
یا حسن بن علی العسگری

ألّلهمّ الْعَن الجِبْتَ وَ الطّاغُوتَ
یا علی
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِب وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعصومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

یاعلی



عَنْ أََمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قال ؛
لَا يَقِلُّ مَعَ التَّقْوَى عَمَلٌ ، وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ ؟

امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود ؛
هیچ عملی که همراه تقوا باشد اندک نیست و چگونه می‌شود عملی که قبول می‌شود اندک باشد ؟!

بحار الأنوار ۶ / ۳۷ ، حدیث ۶۲ .



أمیرالمؤمنین علیّ علیه السّلام فرمود ؛

عَجِبْتُ لِمَنْ عَرَفَ أَنَّهٌ مُنْتَقِلٌ عَنْ دُنْياهُ كَيْفَ لا يَحْسُنُ التَّزَوُّدَ لِأُخْراهُ .

در شگفتم از کسی که می داند از دنیا رفتنی است چگونه برای آخرتش توشه برداریِ نیکو ، نميكند .

غررالحکم / ۶۲۰۲ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ ؛

إِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي أَفْضَلِ السَّاعَاتِ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ .

امام صادق علیه السّلام فرمود ؛
خداوند عزّ و جلّ زمان نمازهای پنج گانه را در بهترین ساعت‌ها قرار داده پس بعد از نمازهای خود دعا کنید .

بحار الأنوار ۸۵ / ۳۲۰ ، حدیث ۶ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام فی حدیث قَالَ ؛
عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ فَإِنَّهُ مُسْتَجَابٌ .

امام صادق علیه السّلام در حدیثی فرمود ؛
بر شما باد به دعا کردن بعد از نمازهای پنچ گانه ، که حتما مستجاب است .

بحار الأنوار ۵۹ / ۱ ، حدیث ۱ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ ؛

يَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَمَانِی خِصَالٍ ، وَقُوراً عِنْدَ الْهَزَاهِزِ ، صَبُوراً عِنْدَ الْبَلَاءِ ، شَكُوراً عِنْدَ الرَّخَاءِ ، قَانِعاً بِمَا رَزَقَهُ الله ، لَا يَظْلِمُ الْأَعْدَاءَ ، وَ لَا يَتَحَامَلُ لِلْأَصْدِقَاءِ ، بَدَنُهُ مِنْهُ فِی تَعَبٍ ، وَ النَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَةٍ .

امام صادق علیه السّلام فرمود ؛

شایسته است مؤمن هشت ویژگی داشته باشد ، در ناملایمات روزگار سنگین و با وقار باشد ، در هنگام نزول بلا بردبار باشد ، هنگام راحتی شکرگزار باشد ، به آنچه خداوند به او داده قانع باشد ، به دشمنان خود ظلم نکند ، بار خود به دوش دوستانش نیفکند ، بدنش از او خسته ، و مردم از دست او آسوده باشند .

کافی ۲ / ۴۷ ، حدیث ۱ .
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا الله جل جلاله وعم نواله و...
یا محمد
یا علی
یا فاطمه
یا حسن
یا حسین
یا علی بن موسی الرضا
یا حسن بن علی العسگری

ألّلهمّ الْعَن الجِبْتَ وَ الطّاغُوتَ
یا علی
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِب وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعصومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

یاعلی



عَنْ أََمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قال ؛
لَا يَقِلُّ مَعَ التَّقْوَى عَمَلٌ ، وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ ؟

امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود ؛
هیچ عملی که همراه تقوا باشد اندک نیست و چگونه می‌شود عملی که قبول می‌شود اندک باشد ؟!

بحار الأنوار ۶ / ۳۷ ، حدیث ۶۲ .



أمیرالمؤمنین علیّ علیه السّلام فرمود ؛

عَجِبْتُ لِمَنْ عَرَفَ أَنَّهٌ مُنْتَقِلٌ عَنْ دُنْياهُ كَيْفَ لا يَحْسُنُ التَّزَوُّدَ لِأُخْراهُ .

در شگفتم از کسی که می داند از دنیا رفتنی است چگونه برای آخرتش توشه برداریِ نیکو ، نميكند .

غررالحکم / ۶۲۰۲ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ ؛

إِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي أَفْضَلِ السَّاعَاتِ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ .

امام صادق علیه السّلام فرمود ؛
خداوند عزّ و جلّ زمان نمازهای پنج گانه را در بهترین ساعت‌ها قرار داده پس بعد از نمازهای خود دعا کنید .

بحار الأنوار ۸۵ / ۳۲۰ ، حدیث ۶ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام فی حدیث قَالَ ؛
عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ فَإِنَّهُ مُسْتَجَابٌ .

امام صادق علیه السّلام در حدیثی فرمود ؛
بر شما باد به دعا کردن بعد از نمازهای پنچ گانه ، که حتما مستجاب است .

بحار الأنوار ۵۹ / ۱ ، حدیث ۱ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ ؛

يَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَمَانِی خِصَالٍ ، وَقُوراً عِنْدَ الْهَزَاهِزِ ، صَبُوراً عِنْدَ الْبَلَاءِ ، شَكُوراً عِنْدَ الرَّخَاءِ ، قَانِعاً بِمَا رَزَقَهُ الله ، لَا يَظْلِمُ الْأَعْدَاءَ ، وَ لَا يَتَحَامَلُ لِلْأَصْدِقَاءِ ، بَدَنُهُ مِنْهُ فِی تَعَبٍ ، وَ النَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَةٍ .

امام صادق علیه السّلام فرمود ؛

شایسته است مؤمن هشت ویژگی داشته باشد ، در ناملایمات روزگار سنگین و با وقار باشد ، در هنگام نزول بلا بردبار باشد ، هنگام راحتی شکرگزار باشد ، به آنچه خداوند به او داده قانع باشد ، به دشمنان خود ظلم نکند ، بار خود به دوش دوستانش نیفکند ، بدنش از او خسته ، و مردم از دست او آسوده باشند .

کافی ۲ / ۴۷ ، حدیث ۱ .

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" مترجمان، ابوالفتوح رازي و ميبدي ها« يعنــي زنده كردن و ُــرِنشُآيــه را به قرائت ابن عامر »نقمشــه اي، مــكارم و فولادونــد بــه قرائت ســاير قاريان ها« يعني بازگرداندن و پيونددادن معنا كرده اند. از ُــزِنشُ»نايــن رو، ترجمه ابوالفتــوح رازي و ميبدي با قرائت رايج مطابقت ندارد.«ْمُكِاتَئ ِّيَ سْنِ مْمُكْنَ عُر ِّفَكُ يَ20( بقره، 271: »و« و شــعبه، نافع، حمزه و ُرِّفَكُقرائــت: حفص و ابن عامر »ي126ُرِّفَكُ« و ابوعمرو و ابن كثير »نْرِّفَكُكسائي »ن مى گويد: مجمع البيانت قرائات و تفسير: طبرسي در ّحج»كسي كه آن را مرفوع خوانده بر دو وجه است: اول خبر مبتداي محذوف باشــد و تقديــرش »و نحن نكفر عنكم« اســت؛ دوم اينكــه مســتأنفه و مقطوع از قبلش اســت و حذف عاطفه براي مشــترك بودن نيست، بلكه براي عطف جمله اي به جمله ديگر اســت. كسي كه مجزوم خوانده آن « حمل كرده و مانند آن اســت ْمُكَ لٌرْيَ خَوُهَفرا بر موضع »َلاَف زيرا »127«؛ْمُهُرَذَيَ وُــهَ لَيِادَ هَلاَ فُ اﷲِلِلْضُ يْنَمآيــه »ْمُكَ لٌرْيَ خَــوُهَف« در موضع جزم اســت مانند »ُهَ لَيِــادَه.493ص ،مفردات الفاظ القرآن . 125.84ص ،التيسير في القراءات السبع . 126 . اعراف، 186.12782سال هشتم شماره30-زمستان 1391كســي كه با ياء خوانده به خاطر اين اســت كه بعد آن بر لفظ افراد است. كسي كه با نون خوانده آن را به لفظ جمع آورده و ســپس آن را مفرد آورده است، همان گونه كه لفظ مفــرد را مى آورد و ســپس آن را جمع مى بندد؛ مانند آيه: ى َلِ إِامَرَحْ الِدِجْسَمْ الَنِ مًلاْيَ لِهِدْبَعِى بَــرْسَي أِذ َّ الَانَحْــبُس»ا َنْكَارَي بِذ َّال و بعد از آن مى فرمايد: »128«ىَصْقَْ الأِدِجْسَمْال129.««اَنِاتَيَ آْنِ مُهَيِرُنِ لُهَلْوَحترجمه ها: . اسراء، 1.128.661ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 129ميبدي: و گناه شما از شما بستريم.ابوالفتوح رازي: و بپوشانيم از شما گناهانتان.قمشــه اي: و خدا برخي از گناهان شــما را محو و مستور دارد.مــكارم: و )صدقــات پنهان( قســمتي از گناهان شــما را مى پوشاند.فولادوند: و بخشي از گناهانتان را مى زدايد.مقايسه ترجمه ها: همان گونه كه ملاحظه مى شود، ابوالفتوح و ميبــدي آيه را با فعــل متكلم مع الغيــر و مطابق قرائت ابن كثير و ابوعمرو ترجمه كرده اند. ترجمه مكارم نيز محل شماره آيهميبديرازيقمشه ايمكارمفولادوند10غير مطابقمطابقمطابقمطابقمطابق36مبهم دو وجهيغير روانمطابقمطابقرساترين51ناقصناقصناقصبهترينناقص74مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق83مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق83غير مطابقغير مطابقمطابقمبهم دو وجهيمطابق90ناقصناقصناقصناقصناقص105ناقصناقصناقصناقصناقص106مطابقمطابقمطابقغير مطابقمطابق119غير مطابقمطابقمطابقمطابقرساترين125مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق140مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق165مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق177مطابقناقصناقصمطابقناقص191مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق197ناقصناقصناقصناقصناقص210غير مطابقغير روانغير مطابقغير مطابقمطابق229مطابقمطابقغير مطابقمطابقمطابق236مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق254ناقصناقصناقصناقصناقص259غير مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق271غير مطابقغير مطابقمطابقاشكال دارمبهممطابقها104141415غير مطابقها61022083سال هشتم شماره









"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" 1391كســي كه با ياء خوانده به خاطر اين اســت كه بعد آن بر لفظ افراد است. كسي كه با نون خوانده آن را به لفظ جمع آورده و ســپس آن را مفرد آورده است، همان گونه كه لفظ مفــرد را مى آورد و ســپس آن را جمع مى بندد؛ مانند آيه: ى َلِ إِامَرَحْ الِدِجْسَمْ الَنِ مًلاْيَ لِهِدْبَعِى بَــرْسَي أِذ َّ الَانَحْــبُس»ا َنْكَارَي بِذ َّال و بعد از آن مى فرمايد: »128«ىَصْقَْ الأِدِجْسَمْال129.««اَنِاتَيَ آْنِ مُهَيِرُنِ لُهَلْوَحترجمه ها: . اسراء، 1.128.661ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 129ميبدي: و گناه شما از شما بستريم.ابوالفتوح رازي: و بپوشانيم از شما گناهانتان.قمشــه اي: و خدا برخي از گناهان شــما را محو و مستور دارد.مــكارم: و )صدقــات پنهان( قســمتي از گناهان شــما را مى پوشاند.فولادوند: و بخشي از گناهانتان را مى زدايد.مقايسه ترجمه ها: همان گونه كه ملاحظه مى شود، ابوالفتوح و ميبــدي آيه را با فعــل متكلم مع الغيــر و مطابق قرائت ابن كثير و ابوعمرو ترجمه كرده اند. ترجمه مكارم نيز محل شماره آيهميبديرازيقمشه ايمكارمفولادوند10غير مطابقمطابقمطابقمطابقمطابق36مبهم دو وجهيغير روانمطابقمطابقرساترين51ناقصناقصناقصبهترينناقص74مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق83مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق83غير مطابقغير مطابقمطابقمبهم دو وجهيمطابق90ناقصناقصناقصناقصناقص105ناقصناقصناقصناقصناقص106مطابقمطابقمطابقغير مطابقمطابق119غير مطابقمطابقمطابقمطابقرساترين125مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق140مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق165مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق177مطابقناقصناقصمطابقناقص191مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق197ناقصناقصناقصناقصناقص210غير مطابقغير روانغير مطابقغير مطابقمطابق229مطابقمطابقغير مطابقمطابقمطابق236مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق254ناقصناقصناقصناقصناقص259غير مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق271غير مطابقغير مطابقمطابقاشكال دارمبهممطابقها104141415غير مطابقها61022083سال هشتم شماره


سبب، ترجمه ايشان صحيح نيست.ا«َهُزِشْنُ نَفْيَ19( بقره، 259: »كا« و نافع، َهُزِنشُقرائت: عاصم، ابن عامر، حمزه و كسائي »ن120ا«.َهُرِنشُابوعمرو و ابن كثير »نت قرائات و تفســير: ابوالفتــوح رازي مى گويد: ّلغت، حج «اَهُزِشْنُ نَفْيَك»ابن عامر و حمزه و كسائي و خلف خوانند »به ضم نون و زاء و كســر شين. و اين روايت ابوالعاليه است ه قال: ّه از عبداﷲ بن عباس انّاز زيد بن ثابت و معاويه بن قرفع، اي كيف ّاء. و الانشــاز الرّها، اي اقراها بالزّانهــا زاء فزونرفعها و نزعجها. يقال: انشــزته فنشــز، اي رفعته فارتفع. و منه نشوز المراة علي زوجها. و نشز الغلام اذا ارتفع. در اين استخوانها بنگر كه ما چگونه از زمين برداريم و بر يكديگر بي گفتند: نخرجها يعني بيرون ّنشانيم. عبداﷲ بن عباس و سرآريم آن را. كســائي گفت: ننتبها

و نعظمها؛ برويانيم آن را و بزرگ گردانيم. نافع و ابن كثير و ابوعمرو و يعقوب خوانند. اء و كسر الشين و ّ، قتاده و ايوب »ننشــرها« بالرّو در شــاذضم النون، اي نحييها. كه چگونه زنده كنيم آن را. يقال: انشر َــاءَا شَذِ إ َّمُثاﷲ الموتي، فنشــروهم نشــورا. قال اﷲ تعالي: » راغب در 123122«ُورُش ُّ النَكِلَذَك و قال تعالي: »121،«ُهَرَشْنَأشز بر وزن فلس به معناي مكان َمعناى نشز آورده است: »نا َذِإَومرتفع است. همچنين مصدر است به معناي بلند شدن » همچنين نشز به معناي زنده كردن 124واُزُشْانَوا فُزُشْ انَيلِق.82ص ،التيسير في القراءات السبع . 120.22 ،عبس . 121 . فاطر، 9.122.22ج4، ص ،روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن . 123 . مجادله، 11.124125است به اعتبار آنكه نوعي بلندشدن و برخاستن است«.ترجمه ها:ميبــدي: در اســتخوانهاي خــر نگر كه چــون آن را زنده مى گردانيم.ابوالفتــوح رازي: در اســتخوانهاي خر بنگر كه چگونه آن را زنده گردانيم.قمشــه اي: و بنگر در اســتخوانهاي آن كــه چگونه آنها را درهم پيوند مى دهيم.مكارم: به اســتخوانهاي مركب ســواري خود نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى دهيم.فولادوند: و به ]اين[ استخوانها بنگر چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى دهيم.مقايســه ترجمه هــا: اختــلاف دو قرائــت در اين اســت ها« يعني مــا اســتخوانها را به صــورت اول ُــزِنشُكــه »نها« يعني ما اســتخوانها را دوباره ُــرِنشُبازمى گردانيم و »نزنده مى كنيــم. در بين
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" سبب، ترجمه ايشان صحيح نيست.ا«َهُزِشْنُ نَفْيَ19( بقره، 259: »كا« و نافع، َهُزِنشُقرائت: عاصم، ابن عامر، حمزه و كسائي »ن120ا«.َهُرِنشُابوعمرو و ابن كثير »نت قرائات و تفســير: ابوالفتــوح رازي مى گويد: ّلغت، حج «اَهُزِشْنُ نَفْيَك»ابن عامر و حمزه و كسائي و خلف خوانند »به ضم نون و زاء و كســر شين. و اين روايت ابوالعاليه است ه قال: ّه از عبداﷲ بن عباس انّاز زيد بن ثابت و معاويه بن قرفع، اي كيف ّاء. و الانشــاز الرّها، اي اقراها بالزّانهــا زاء فزونرفعها و نزعجها. يقال: انشــزته فنشــز، اي رفعته فارتفع. و منه نشوز المراة علي زوجها. و نشز الغلام اذا ارتفع. در اين استخوانها بنگر كه ما چگونه از زمين برداريم و بر يكديگر بي گفتند: نخرجها يعني بيرون ّنشانيم. عبداﷲ بن عباس و سرآريم آن را. كســائي گفت: ننتبها و نعظمها؛ برويانيم آن را و بزرگ گردانيم. نافع و ابن كثير و ابوعمرو و يعقوب خوانند. اء و كسر الشين و ّ، قتاده و ايوب »ننشــرها« بالرّو در شــاذضم النون، اي نحييها. كه چگونه زنده كنيم آن را. يقال: انشر َــاءَا شَذِ إ َّمُثاﷲ الموتي، فنشــروهم نشــورا. قال اﷲ تعالي: » راغب در 123122«ُورُش ُّ النَكِلَذَك و قال تعالي: »121،«ُهَرَشْنَأشز بر وزن فلس به معناي مكان َمعناى نشز آورده است: »نا َذِإَومرتفع است. همچنين مصدر است به معناي بلند شدن » همچنين نشز به معناي زنده كردن 124واُزُشْانَوا فُزُشْ انَيلِق.82ص ،التيسير في القراءات السبع . 120.22 ،عبس . 121 . فاطر، 9.122.22ج4، ص ،روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن . 123 . مجادله، 11.124125است به اعتبار آنكه نوعي بلندشدن و برخاستن است«.ترجمه ها:ميبــدي: در اســتخوانهاي خــر نگر كه چــون آن را زنده مى گردانيم.ابوالفتــوح رازي: در اســتخوانهاي خر بنگر كه چگونه آن را زنده گردانيم.قمشــه اي: و بنگر در اســتخوانهاي آن كــه چگونه آنها را درهم پيوند مى دهيم.مكارم: به اســتخوانهاي مركب ســواري خود نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى دهيم.فولادوند: و به ]اين[ استخوانها بنگر چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى دهيم.مقايســه ترجمه هــا: اختــلاف دو قرائــت در اين اســت ها« يعني مــا اســتخوانها را به صــورت اول ُــزِنشُكــه »نها« يعني ما اســتخوانها را دوباره ُــرِنشُبازمى گردانيم و »نزنده مى كنيــم. در بين مترجمان، ابوالفتوح رازي و ميبدي ها« يعنــي زنده كردن و ُــرِنشُآيــه را به قرائت ابن عامر »نقمشــه اي، مــكارم و فولادونــد بــه قرائت ســاير قاريان ها« يعني بازگرداندن و پيونددادن معنا كرده اند. از ُــزِنشُ»نايــن رو، ترجمه ابوالفتــوح رازي و ميبدي با قرائت رايج مطابقت ندارد.«ْمُكِاتَئ ِّيَ سْنِ مْمُكْنَ عُر ِّفَكُ يَ20( بقره، 271: »و« و شــعبه، نافع، حمزه و ُرِّفَكُقرائــت: حفص و ابن عامر »ي126ُرِّفَكُ« و ابوعمرو و ابن كثير »نْرِّفَكُكسائي »ن مى گويد: مجمع البيانت قرائات و تفسير: طبرسي در ّحج»كسي كه آن را مرفوع خوانده بر دو وجه است: اول خبر مبتداي محذوف باشــد و تقديــرش »و نحن نكفر عنكم« اســت؛ دوم اينكــه مســتأنفه و مقطوع از قبلش اســت و حذف عاطفه براي مشــترك بودن نيست، بلكه براي عطف جمله اي به جمله ديگر اســت. كسي كه مجزوم خوانده آن « حمل كرده و مانند آن اســت ْمُكَ لٌرْيَ خَوُهَفرا بر موضع »َلاَف زيرا »127«؛ْمُهُرَذَيَ وُــهَ لَيِادَ هَلاَ فُ اﷲِلِلْضُ يْنَمآيــه »ْمُكَ لٌرْيَ خَــوُهَف« در موضع جزم اســت مانند »ُهَ لَيِــادَه.493ص ،مفردات الفاظ القرآن . 125.84ص ،التيسير في القراءات السبع . 126 . اعراف، 186.12782سال هشتم شماره30-زمستان
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" معلوم بوده و ضد آن 107امن است كه در امور دنيوي و اخروي به كار مى رود«.ميبدي مى گويد: »اين خوف به معناي علم است. مى گويد: مگر كــه بدانند كه اندازه هاي خــدا در معاملت و صحبت به پاي نتواند داشــت. آن گه روا باشد كه زن خويش را به كابين خويش از شــوي باز خــرد و جدايي جويد. يعقوب و حمــزه »يخافا« به ضم يــاء خوانده اند. و در اين قرائت خوف به معناي ترس باشــد. لابد مى گويد: مگر شوهر زن را بترســاند و زن شــوي را؛ يعني مگر اينكه زن و شوهر بترســند كه در اثر بغض و عــداوت و نافرماني، در موارد لزوم به حدود و احكام الهي عمل نشــود و به خاطر نشوز و ســرپيچي زن و بدخويــي او هريك از زن و شــوهر به 108وظايف زناشويي خود عمل نكنند«.ترجمه ها:ميبدي: مگر كه بدانند و ترســند كه ايشان را باهم برآورد نخواهد بود و فرمانهاي خداي و شرطهاي صحبت به پاي نتوانند داشت.ابوالفتوح رازي: مگر كه ترســند كه راست ندارند حدهاي خداي.قمشــه اي: مگر آنكه بترســيد حدود دين خدا را راجع به احكام ازدواج نگه ندارند.مكارم: مگر اينكه دو همســر بترســند كه حدود الهي را به پا ندارند.فولادونــد: مگر آنكه طرفين در به پا داشــتن حدود خدا بيمناك باشند.مقايســه ترجمه ها: از بين ترجمه ها تنهــا ترجمه اي كه به غير از قرائت عاصم ترجمه شــده، ترجمه قمشه اي است؛ « را به صيغه مخاطب معنا كرده اســت. اَافَخَ يْنَ أ َّلاِإزيرا »بنابراين همه ترجمه ها غير از قمشه اي مطابق هستند..196ج1، ص ،تفسير سورآبادي . 106.161ص ،مفردات الفاظ القرآن . 107.618ج1، ص ،كشف الاسرار و عدة الابرار . 108« َّنُوه ُّسَمَ تْمَا لَ18( بقره، 236: »مم َقرائــت: عاصم، نافع، ابوعمــرو، ابن كثيــر و ابن عامر »ل109 َّنُوهّماسُم تَ« و حمزه و كسائي »ل َّنُوهّسَمَتت قرائات و تفســير: طبرســي مى گويد: »دليل ّلغت، حجي ِنْسَسْمَ يْمَلَووهن« قرائت كرده اند آيات »ّكساني كه »تمس و دليل كساني 112« َّنُوهُحِكْانَف» 111،« َّنُهْثِمْطَ يْمَل» 110،«ٌرَشَب« قرائت كرده اند، اين است كه از فاعل ّوهنّماسُكه »و لا تو فعــل هر كدام به صورت واحد اراده شــده اســت بدون اراده ديگــري. اين مانند جمله »طارقــت النعل و عاقبت روض الجنان ابوالفتوح رازي در تفسير 113« است«.ّاللص و مســيس كنايه از جماع اســت. حمزه و ّمى گويد: »مسوهن« از بناي مفاعله، براي ّكسائي و خلف خوانند »تماســه از هردو باشد و مفاعله ميان دو كس باشد و ّآنكه مماسوهن« بي الف از بناي ثلاثي، براي ّاء خوانند: »تمسّباقي قرآنكه غشــيان از فعل مرد بود؛ نظيــر قرائت اول مانند آيه ْمَلَو و نظير قرائت دوم مانند آيه »114«ــا َّاسَمَتَ يْنَ أِلْبَ قْنِم» راغب در معناى آن چنين آورده 116115«ٌرَشَي بِــنْسَسْمَي به معناي لمس است با اين تفاوت كه لمس ّسَاســت: »مّبراي طلب چيزي اســت هرچند كه يافت نشــود، اما مسدر موردي گفته مى شــود كه با حواس درك شــود. گاهي ْمَا لَ مَــاءَس ِّ النُمُتْق َّلَ طْنِإمس كنايه از جماع اســت؛ مانند »همچنين به معناي هر اذيت و آزاري است 117 َّنُــوه ُّسَمَتبا توجه به 119118« ُّر ُّ الضَيِن َّسَمكه به انسان برسد؛ مانند »وهن بخوانيم معناي آن ّآنچه گفته شد، اگر آيه را ما لم تمسچنين مى شود: آنان با همسرانشان همبستر نشوند. اگر آيه ــوهن بخوانيم معناي آن چنين مى شود: زن و ّرا ما لم تماسمرد با همديگر رغبتي به هم بستري نداشته باشند..81ص ،التيسير في القراءات السبع . 109 . آل عمران، 47.110 . الرحمن، 56.111 . نساء، 25.112.594ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 113 . مجادله، 3.114 . مريم، 20.115.303ج3، ص ،روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن . 116 . بقره، 236.117 . انبياء، 83.118.467ص ،مفردات الفاظ القرآن . 11981سال هشتم شماره30-زمستان 1391ترجمه ها:ميبدي: تا آن گه كه آنان را لمس نكرده ايد.ابوالفتوح رازي: تا نزديكي نكرده باشي با ايشان.قمشه اي: كه با آنان مباشرت نكرده ايد.مكارم: اگر زنان را قبل از آميزش جنسي طلاق دهيد.فولادوند: مادامى كه با آنان نزديكي نكرده ايد.مقايســه ترجمه ها: همان گونــه كه ملاحظه مى شــود، همه ترجمه ها به روايت حفص از قرائت عاصم مي باشند، غير از وهن را به صيغه مفرد معنا ّترجمه ابوالفتوح كه ايشان فعل تمسكرده است. به همين "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" »ات72ذوا«.َخ َّو نافع و ابن عامر »ات مى گويد: مجمع البيانت قرائات و تفسير: طبرسي در ّحجذوا« قرائت كرده به خاطر امر ِخ َّ»هركس كه به صورت »ات.371ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 69.337ج1، ص ،كشف الاسرار و عدة الابرار . 70.75ج1، ص ،جوامع الجامع . 71.76ص ،التيسير في القراءات السبع . 72َيلِائَــرْسِي إِنَا بَيبــه الزام بودن آن اســت و عطف بر آيه »ا َنْلَعَ جْذِإَو است و جايز است عطف بر عبارت »73«واُرُكْاذ از طريق معنا باشــد؛ زيرا به معناي 74«ِاس َّلنِ لًةَابَثَ مَتْيَبْالذوا« َخ َّثوبــوا و اتخذوا اســت. هركس كه به صــورت »اتقرائت كرده عطف آن بر فعلي اســت كه بر آن اضافه شده 75است«.ترجمه ها:ميبدي: و اﷲ فرمود كه گيريد ايستادن گاه ابراهيم و خانگه وي قبله و نمازگاه.ابوالفتوح رازي: و گرفتند از جاي ابراهيم



نمازگاهي.قمشــه اي: و )دستور داده شــد كه( مقام ابراهيم را جايگاه پرستش خدا قرار دهيد.مكارم: و )براي تجديد خاطره( از مقام ابراهيم عبادتگاهي براي خود انتخاب كنيد.فولادونــد: و )فرموديم( در مقام ابراهيــم نمازگاهي براي خود اختيار كنيد.مقايسه ترجمه ها: با توجه به نظر مفسران در مورد اختلاف معنــاي قرائات ايــن آيه، همان گونه كه ملاحظه مى شــود از بيــن مترجمــان، تنها ابوالفتوح آيه را بــه قرائت نافع و ابن عامر ترجمه كرده اســت كه طبق قرائت رايج نيســت. بنابرايــن ترجمه وي نامطابق بــوده و چهار ترجمه ديگر صحيح و مطابق هستند.«َونُولُقَ تْمَ11( بقره، 140: »أ« و شعبه، َقولونَقرائت: حفص، ابن عامر، حمزه و كسائي »ت76َقولونَنافع، ابوعمرو و ابن كثير »يت قرائات و تفســير: طبرســي مي نويسد: »اگر آيه را ّحجمخاطــب بخوانيم در اين صــورت »ام« متصله بوده و اين وننــا« در آيه قبل خواهد ّجمله، عطف بــر جمله »اتحاجبود و معناي آيه چنين مى شــود: آيا شــما يهود و نصاري مى گوييد: ابراهيم، اســماعيل، اســحاق،
يعقــوب و ديگر فرزندانش يهود و نصاري بوده اند؟ اگر جمله را به صورت غايب بخوانيم، در اين صورت ضمير آن به يهود و نصاري برمى گــردد و »ام« منقطعه به معناي »بــل« و معنا چنين . بقره، 122.73 . بقره، 125.74.381ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 75.77ص ،التيسير في القراءات السبع . 7677سال هشتم شماره30-زمستان 1391اســت: بلكه يهود و نصاري مى گويند: ابراهيم، اســماعيل، 77اســحاق، يعقوب و فرزندانش يهود و نصاري هســتند«.خطاب آيه با دو قرائت، حكايت از جهودان است.ترجمه ها:ميبدي: يا مى گوييد.ابوالفتوح رازي: يا مى گويي. قمشه اي: يا آنكه گوييد.مكارم: يا مى گوييد.فولادوند: يا مى گوييد.مقايسه ترجمه ها: همان گونه كه ملاحظه مى شود ابوالفتوح عبــارت »ام تقولــون« را به صيغه مفــرد ترجمه كرده در حالي كه اين ترجمه نه به قرائت حفص و نه به قرائت ساير قاريان اســت. بنابراين ترجمه ابوالفتوح نادرســت است و بقيه ترجمه ها مطابق قرائت رايج و مشهور است.«َنْوَرَ يْذِوا إُمَلَ ظَينِذ َّى الَرَ يْوَلَ12( بقره، 165: »وي« َرَقرائت: عاصم، ابوعمرو، ابن كثير، حمزه و كســائي »ي78ي«.َرَو نافع و ابن عامر »ت مى گويد: مجمع البيانت قرائات و تفسير: طبرسي در ّحج« را به ياء واُمَلَ ظَينِذ َّى الَرَ يْوَلَو»دليل كســي كه عبارت »مى خواند اين است كه لفظ غيبت بهتر از لفظ خطاب است ِاس َّ النَنِمَواز ايــن حيث كه به قبل خــودش در عبارت » شــبيه تر اســت و همچنين 79«اًادَدْنَ اﷲ أِونُ دْنِ مُذِخ َّتَ يْنَمْمُهَالَمْعَ اﷲ أُمِيهِرُ يَكِلَذَكشبيه ترين به بعدش در عبارت » دليل كســي كه »و لو تــري« مى خواند اين 80ٍاتَــرَسَحاســت كه خطاب را نسبت به پيامبر)ص( قرار داده به دليل »و لو تري« تكرار شده كه خطاب به قرآناينكه در نزول ميبدي 81پيامبر)ص( بوده و مراد از آن، همه مردم اســت«.اء ّ مى گويد: »قرائت بيشتر قركشــف الاســراردر تفســير «؛ يعني به فتح ياء. و واُمَلَ ظَينِذ َّى الَرَ يْوَلَوچنين اســت: »در اين قرائت »لو« در جاي »اذا« است در معني هنگامى كه نه در معني شرط. مى گويد: آن گه كه ببينند كه ايشان بر خود ســتم كردند در اين جهان با پرستش بتان، آن گاه كه .409ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 77.78ص ،التيسير في القراءات السبع . 78 . بقره، 165.79 . بقره، 167.80.452ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 81عذاب دوزخ بينند كــه قوت و توانايي همه از آن خداوند است. و در قرائت به تاء معني آن است كه تو بيني ظالمان را آن گه كه عذاب بينند و اين را بر ســبيل تعظيم و ترقيق 82و تعجب فرمود«.ترجمه ها:ميبدي: و آن گه كه مى بينند ايشــان كه بر خويشــتن ســتم كردند، آن گه كه عذاب دوزخ بينند.ابوالفتوح رازي: و اگر دانندي ظالمان چون بينند عذاب.قمشــه اي: و اگر فرقه مشــركين ســتمكار وقتي كه عذاب خداوند را مشــاهده كنند، بيننــد كه قدرت خاص خداوند است.مكارم: و آنها كه ســتم كردنــد، هنگامى كه عذاب الهي را مشاهده كنند خواهند دانست كه تمام قدرت از آن خداوند است.فولادوند: كساني كه ستم كردند اگر مى دانستند هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند تمام نيروها از آن خداوند است.مقايسه ترجمه ها: تمام مترجمان مطابق روايت حفص معنا كرده اند، هرچند ابوالفتوح قســمت اول آيه را روان ترجمه نكرده است.83« َّرِبْ الَسْيَ13( بقره، 177: »ل« و شــعبه، نافــع، ابوعمرو، َّرِقرائــت: حفص و حمزه »الب84 ُّرِابن كثير، ابن عامر و كسائي »البت قرائات و تفسير: طبرسي مى گويد: »دليل كسي كه ّحج»بر« را به رفع مى خواند اين اســت كه »ليس« شبيه فعل اســت و فاعل بعد از فعل بودن بهتــر از مفعول بعد از آن بودن اســت. دليل كسي كه »بر« را با نصب مى خواند اين است كه از بعضي شيوخ ما حكايت شده است كه اين گونه خوانده اند و اينكه اســم آن و صله آن بهتر از شبه آنها در تقديري مى باشد كه وصف نشده است؛ همان گونه كه تقدير هم وصف نمى شــود و همان گونه كه تقديــر و ظاهر باهم جمع نمى شــوند. بهتر اينكه هنگامى كه اين دو باهم جمع ميبدي مى گويد: »آنها كه 85شــوند، اسم در تقدير باشــد«.»البر« را به رفع خوانده اند، آن را اسم ليس گرفته و آنهايي .444ج1، ص ،كشف الاسرار و عدة الابرار . 82 . آيه 189 نيز شبيه آن است.83.79ص ،التيسير في القراءات السبع . 84.473ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 8578سال هشتم شماره30-زمستان 1391 آمده تفسير سورآباديت قرائات و تفســير: در ّلغت، حجاست: »يعني مگر اينكه بدانند يا بترسند كه فرمانهاي خداي را بجــاي نياورند. و اگر يخافا به ضم ياء بخواني، مجهول راغب مى نويســد: »خوف توقع امر مكروه و 106باشــد«.ناخوشايند برحسب علايم مظنون يا
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" و نسيان به معناي ترك و ســهو باشــد؛ يعني آن را ترك مى كنيم. يا از نسأ به معناي تأخيــر، راندن و بركنار كردن باشــد. در اين صورت، معنا مى كنيم. به قرائت مشهور ّدَچنين مى شود: آن را بركنار و رچنين مى شــود: آن را تــرك مى كنيم و بــه تدريج از ياد و در جاي ديگر مي نويســد: »كســي كه جمله 62مى بريم«و ننسها« را قرائت كرده، معناي آن دو گونه ممكن است: َ»ابه معناي نسيان و فراموش كردن كه در مقابل آن، ياد بودن به معناي 63«؛َــيتِسَا نَذِ إَك َّبَ رْرُكْاذَواســت؛ مانند آيــه »64«؛ْمُهَيِسَنَوا اﷲ فُسَنترك و واگذاشتن اســت؛ مانند آيه »يعني فرمان برداري خدا را ترك كردند و خدا هم رحمتش آورده اســت: جوامع الجامع او در 65را از آنان ترك كرد«.»نســىء به معناي تأخير انداختن و حذف بدون جايگزين نســاء به معناي از ياد بردن چيزي از دلها است. ِاســت و ابنابراين منظور از آيه اين اســت كه اگر ما آيه اي را نســخ كنيم يا نسخ آن را بنابر مصلحتي به تأخير اندازيم يا حذف ــها به معناي آن است كه ِنسُ ميبدي ذكر مي كند: »ن66كنيم«.نساها به معناي آن است كه باز پس بريم َفراموش كنيم و ن.76ص ،التيسير في القراءات السبع . 58.110ج1، ص ،تفسير سورآبادي . 59 . سجده، 14.60.491ص ،مفردات الفاظ القرآن . 61.345ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 62.24 ،كهف . 63 . توبه، 67.64.347ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 65.70ج1، ص ،جوامع الجامع . 6667... پس در حقيقت هردو يكي است«.ترجمه ها: از آيتــي يا آن را قرآنميبدي: هرچه منســوخ كنيــم در فراموش كنيم بر تو.ابوالفتوح رازي: هرچه كه منسوخ كنيم آيتي را يا باز پس داريم آن را. را نسخ كنيم يا حكم آن را قرآنقمشه اي: هرچه از آيات از خاطره بريم )و متروك سازيم(.مكارم: هر حكمى را نســخ كنيم و يا نسخ آن را به تأخير اندازيم.فولادونــد: هر حكمى را نســخ كنيم يا آن را به )دســت( فراموشي بسپاريم.آنچه در وجه حجيت قرائات در اختلاف مقايسه ترجمه ها:ها به معناي ِنسُمعناي دو قرائت بيان شــد، نشــان مي دهد نترك كردن و فراموش كردن اســت و ننســأها به معناي به تأخير انداختن است.در بين ترجمه ها، ابوالفتوح ننســها را بازپس داريم ترجمه كرده است؛ يعني هرگاه آن را ترك كنيم. ميبدي و فولادوند فراموش كردن ترجمه كرده اند. البته هرگاه نســيان به خدا نسبت داده شود، منظور فراموشي نيست، بلكه منظور ترك ها ِنسُكردن، رها كردن و بي اعتنايي اســت. قمشــه اي هم نرا از خاطــر بريــم ترجمه كرده و داخــل پرانتز با عبارت متروك ســازيم منظورش را كه همان تــرك و رها كردن است، بيان كرده است. از ميان مترجمان، فقط مكارم ننسها را تأخير انداختن معنا كرده و مطابق قرائت ابوعمرو است و بقيه مطابق با روايت حفص ترجمه كرده اند.«ِيمِحَجْ الِابَحْصَ أْنَ عُلَأْسُتَلاَ9( بقره، 119: »وقرائت: عاصم، ابوعمرو، ابن كثير، ابن عامر، حمزه و كسائي 68ْلَساَ« و نافع »لاتُلَسئُ»لاتت قرائات و تفسير: طبرسي در مورد اين آيه مى گويد: ّحج بر دو وجه حمل مى شود: اول اينكه

حال ُلَسئُ»رفع در لات و ًباشــد و مانند آنچه بر آن عطف شــده است؛ يعني بشيرا؛ دوم اينكه از قسمت اول آيه منقطع بوده و استينافيه ًنذيرا عن اصحاب ُلَسئُ تَستَباشــد، مانند اينكه گفته شــود: و ل.311ج1، صص310و ،كشف الاسرار و عدة الابرار . 67.76ص ،التيسير في القراءات السبع . 6876سال هشتم شماره30-زمستان 1391ا در قرائت نافع به جزم دو گفتار اســت: اول ّالجحيــم. اماينكه نهي از ســؤال كردن باشــد؛ دوم اينكه در لفظ نهي و در معنا براي بزرگ نشــان دادن عذابي باشد كه براي آنان سئل عن َآماده شده اســت، مانند اينكه كســي بگويد: لاتحال فلان؛ زيرا حال فلاني از آنچه كه تو فكر مى كني بدتر ميبدي نيز گفته است: »قرائت نافع و يعقوب 69شده است«.ل«؛ يعني اينكه از سختي و زاري حال دوزخيان َســئَ»لاتل« را بزرگداشت شأن و َســئَ بعضي معناي »لات70مپرس«.71مقام دانسته اند.ترجمه ها:ميبــدي: و مپرس از حال دوزخيان از ســختي و زاري و رسوايي.ابوالفتوح رازي: و نپرسند تو را از اهل دوزخ.قمشــه اي: و تو مســئول كافران كــه به راه جهنــم رفتند نيستي.مكارم: و تو مســئول ]گمراهــي[ دوزخيان ]پس از ابلاغ[ رسالت نيستي.فولادوند: و]لي[ درباره دوزخيان از تو پرسشــي نخواهد شد. مقايسه ترجمه ها: ابوالفتوح و فولادوند آيه را به معناي از تو نپرســند و از تو پرسشــي نخواهد شد، ترجمه كرده اند. قمشــه اي و مكارم نيز به معناي تو مســئول نيستي ترجمه كرده اند، كه مفهوم يكسانى با آن دارد. اما ميبدي آيه را به معناي نپرس ترجمه كرده اســت؛ يعني مطابق قرائت نافع. بنابراين فقط ميبدي كه به قرائت نافع ترجمه كرده اســت، غيــر مطابق با حفــص بوده و از بين چهــار ترجمه ديگر هم، ترجمه فولادوند به دليل روان و شــيوا بودنش از سه ترجمه ديگر بهتر است.ى«ًّلَصُ مَيمِاهَرْبِ إِامَقَ مْنِوا مُذِخ َّاتَ10( بقره، 125: »وذوا« ِخ َّقرائت: عاصم، ابوعمرو، ابن كثير، حمزه و كسائي
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" قرائــت نافــع. بعضى گفته اند علجزئــى و مــوردى قرائات به »فرش«، اين اســت كه چون برخــلاف اصول قرائت، مثل ادغام يــا اماله كه در يكجا از آنها بحث مى شــود، فرش الحــروف تحت ضوابط و اصول قــرار نمى گيرند و هريك به صــورت پراكنده و در موضع خودشــان در هر ســوره، مورد بحث واقع مى شوند. در هر هر قارى، احكام ِصورت، مراد از فروع يــا فرش الحروفو قواعد خاصى اســت كه موارد آن در قرائت آن قارى به صورت كلى جارى نيست، بلكه اختصاص به موارد جزئى 7و استثنائى دارد.قرائات سبعهفــت قرائت مشــهور در علــم قرائت را »قرائات ســبع« مى گويند. نام گذارى قرائات سبع به اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهــارم قمرى برمى گردد كه توســط ابوبكر احمد بن موســي بن عباس بن مجاهد تميمي بغدادي )245ـ324ق ( انجام گرفته اســت. او بحث قرائات را بــه دوران جديدي السبعة منتقل مي كند. قرائات هفت گانه اى كه او در كتابش ».18ص ،التيسير في القراءات السبع . 3.139صص138و ،القراءات القرآنية تاريخ و تعريف . 4 . بقره، 9.5 . نساء، 142.6.165ص ،مقدمه اى بر تاريخ قرائات قرآن كريم . 768سال هشتم شماره30-زمستان 1391« جمع كرد، به هفت تن از بزرگان علم قرائت فــى القراءاتدر قرن دوم قمرى منسوب است. ايشان عبارتند از: ابن عامر دمشــقي )د 118ق(، ابن كثير مكي )د 120ق(، عاصم كوفي )د 127 يــا 128ق(، ابوعمــرو بصــري )د 154ق(، حمزه كوفــي )د 156ق(، نافع مدني )د 169ق( و كســائي كوفي .(د 189 يا 191ق)شمارش قرائات مؤثر در معناى آيات در سوره بقرهاز ميان 116 مورد فرش الحروف مورد اختلاف بين حفص و ساير قاريان و راويان در سوره بقره، موارد مؤثر در معنا به قرار زير مى باشد:معرفى ترجمه هاى مورد بررسى1( رشيدالدين ابوالفضل احمد بن ابى سعد بن احمد بن مهريزد ميبدى )قرون 5 و 6ق(او در خانــواده اى از اهل علم پا به عرصه وجود گذاشــت. پدرش، جمال الاســلام ابوســعد بن احمد از افراد صالح و عابد شــهرهاى ميبد و يزد بود كه در ســال 480ق در يزد رديفآيهمصحف )روايت حفص(ساير قرائاتقاريان و راويان مغاير با حفص110َبونِكذَيَبونِّذَكُينافع، ابن كثير، ابوعمرو، ابن عامر236اَمُه َّلَزَاَفاَمُهَزالَاَفحمزه351دناَذ واعِ اَودناَعَذ وِ اَوابوعمرو474َلونَعمَتَلونَعمَيابن كثير583َدونُعبَلاتَدونُعبَلايابن كثير، حمزه، كسائى683اًسنُحاًنَسَححمزه، كسائى790َل ِّزَنُن يَاَلِنزُن يَا كثير، ابوعمروابن8105َل َّزَنُن يَاَلَنزُن يَا كثير، ابوعمروابن9106هاِنسُو نَاأهاَنسَو نَاابن كثير، ابوعمرو10119ُلَسئُ لاتَولَساَ لاتَونافع11125ذواِخ َّ اتَوذواَخ َّ اتَو ابن عامرنافع،12140َقولونَتَقولونَيشعبه، نافع، ابن كثير، ابوعمرو13165يَرَو يَ لَويَرَو تَ لَونافع، ابن عامر14177 َّرِ البَيسَل ُّرِ البَيسَلشعبه، نافع، ابن كثير، ابوعمرو، ابن عامر، كسائى15191مُلوهِقاتُ لاتَومُلوهُقتَ لاتَوحمزه، كسائى16191مُلوكِقاتُي يّتَحمُلوكُقتَي يّتَححمزه، كسائى17191مُلوكَن قاتِاَفمُلوكَتَن قِاَفحمزه، كسائى18197َسوقُ لا فَ وَثَفَلا رَفٌسوقُ لا فَ وٌثَفَلا رَفابن كثير، ابوعمرو19210ُعَرجُتُعِرجَت عامر، حمزه، كسائىابن20229خافاَن يَاخافاُن يَاحمزه21236 َّنُوهّسَمَم تَل َّنُوهّماسُم تَلحمزه، كسائى22254 لا َ وٌــة َّلُ لا خَ وِ فيــهٌيــعَلا بٌةَفاعَشَ وَة َّلُ لا خَ وِ فيــهَيــعَلا بَةَفاعَلا شابن كثير، ابوعمرو23259هاُزِنشُنهاُرِنشُن كثير، ابوعمرونافع، ابن24271ُر ِّفَكُ يَور ِّفَكُ نَوُر ِّفَكُ نَوشعبه، نافع، حمزه، كسائىابن كثير، ابوعمرو69سال هشتم شماره30-زمستان 139158نسأها«.َابوعمرو و ابن كثير »ن آمده تفسير سورآباديت قرائات و تفســير: در ّلغت، حجــها بخوانيم به معني آن را فراموش كنيم ِنسُاســت: »اگر نــأها بخوانيم به معني به تأخير اندازيم آن َنسَاســت و اگر ن راغب مى نويســد: 59را يعنــي خواندنش را فرو بگذاريم«.ســي از نسيان يعني به جهت ضعف حافظه، غفلت يا از َ»نروي قصد فراموش كردن و از ياد بردن انســان چيزي را كه در ذهن داشته اســت. هرگاه نسيان به خدا نسبت داده شود، به معناي ترك، رها كردن و بي اعتنايي است، چنانچه طبرســي مى گويد: 6160«ْمُاكَــينِسَا ن َّنِإفرموده اســت: »»ممكن است معناي آن از نسي

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" چكيده« است. به همين قرآن كريم كه در فهم، ترجمه و تفســير كلام الهى تأثير مســتقيم دارد، »علم قرائات قرآنيكى از علوم ايشــان بر اين بوده كه با توجه به قرائتهاى ِ بوده و تلاش جمعىقرآنســبب، اين علم از ديرباز، مورد توجه مفســران ، بتوان بهترين برداشــت را مطابق قرائت مقبول عرضه نمود. همين اثرگذارى، در قرآنمختلف و تأثير دادن آنها در فهم ترجمــه نيــز خود را مى نماياند. در اين مقاله، پس از مرور بــر تعاريف و عناوين پايه اى، موارد اختلاف قرائات از ميان تأثير دارند، در سوره مباركه بقره شمارش شده است. در پى آن، قرآنهفت قرائت مشــهور )قرائات ســبع( كه بر تفسير اختلاف تفسيرى در اين موارد، بررسى گرديده و ترجمه فارسى آيات مورد نظر در آن سوره، در ترجمه هاى رشيدالدين ميبدى )ترجمه كهن از اهل ســنت( و ابوالفتوح رازى )ترجمه كهن از شــيعيان(، مهدى الهى قمشــه اى )نخســتين ترجمه فارســى معاصر(، ناصر مكارم شــيرازى و محمدمهدى فولادوند )دو ترجمه متداول معاصر( مقايسه مى شود. از رهگذر اين بررسى، ميزان تطابق ترجمه هاى ياد شده با روايت حفص از عاصم به عنوان مشهورترين قرائت در سده هاى اخير مشخص مى شود.بررسى تطبيقى تأثير اختلاف قرائات سـورهبقره در پنج ترجمه كهن و معاصر فارسـىكريم دولتىعضو هيئت علمى گروه علوم قرآن و حديث دانشگاه مذاهب اسلامىkdowlati@chmail.irسيد محمد علي ايازيعضو هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامي علوم و تحقيقات تهرانinfo@ayazi.netتاريخ دريافت: 1391/10/9، تاريخ پذيرش:1391/12/1كليدواژه ها: سوره بقره، روايت حفص از قرائت عاصم، ترجمه رشيدالدين ميبدى، ترجمه ابوالفتوح رازى، ترجمه مهدى الهى قمشه اى، ترجمه ناصر مكارم شيرازى، ترجمه محمدمهدى فولادوند.67سال هشتم شماره30-زمستان 1391مقدمه عــلاوه بر آنكه علمى قرآنبحــث و مطالعه درباره قرائت بســيار ســودمند محسوب مى شــود، از جنبه مطالعه و فهم ت ضروري ّ و به خصوص ترجمه كلام الهى، به شــدقــرآنمى نمايــد و مى تواند محققانــي را كه دربــاره ترجمه هاي مطالعه مى كنند، به شــيوه ها و تأثير قرائات بر قرآنمختلف راهنمايي كند.قرآنترجمه در ايــن مقالــه، تعاريــف و كلياتــى در خصــوص قرائت، تقسيم بندى قرائات و چگونگى تأثير بر فهم و تفسير قرآن، »قرائات ســبع«، پنج ترجمه ياد شــده و مترجمان آنها به اجمال بيان شده اســت. علت انتخاب ترجمه هاى ياد شده اين بود كه دو ترجمه كهن ميبدى و ابوالفتوح رازى به جهت و «كشف الاسرار و عدة الابرارچاپهاى متعدد دو تفســير »« از جمله تفاســير فارســى روض الجنان و روح الجنان»در دســترس محسوب مى شــوند. از ديگر سو، سه ترجمه معاصر آقايان مهدى الهى قمشــه اى، ناصر مكارم شيرازى و محمدمهدى فولادوند را مى توان متداول ترين ترجمه هاى فارسى معاصر دانست. در ادامه، مواردى از اختلاف قرائات كه در تفســير و فهم آيات ســوره بقره تأثير دارد، شمارش شده است. ســپس به حجت قرائات و مباحث لغوى، ادبى و تفســيرى مرتبط با آنها پرداخته شــده اســت. ســرانجام ترجمه هاى پنج گانه ذكر و به مقايسه آنها با مستندات ادبى و تفسيرى پرداخته مى شود.قرائت در لغت و اصطلاحقرائت از ريشــه »قرء« و مصدر ثلاثى مجرد است. راغب يعني جمع َاَــرَاصفهانــى در معنــاى آن چنين مى گويد: »قكــرد. ... قرائت يعنى پيوســتن بعضــى از حروف و كلمات 1به يكديگر در ترتيل؛ و اين به هر جمعى گفته نمى شــود«.ابن منظور نيز گفته اســت: »چيزى را قرائت كردم؛ يعنى آن را جمع كردم و بخشى از آن را به بخشى ديگر پيوستم. ... را قرائت كردم؛ يعنى تمام آن را به تلفظ درآوردم. ... قرآن2اصل در اين لفظ، جمع است«.قرائت در اصطلاح عبارت اســت از آنچــه در بيان كيفيت .402ص ،مفردات الفاظ القرآن . 1.79ج11، صص78و ،لسان العرب . 2 از امام القرائه نقل مي شــود؛ قرآنقرائــت كلمات و حروف « از عاصم و كســائي در آيه 4 ســوره ِكِنظير قرائت »مال موضوع علم قرائت عبارت اســت از اصول قرائى 3حمــد. از جمله اصول قرائى مى توان به ادغام، 4و فــرش الحروف.مد، احكام همزه، اماله و وقف اشــاره نمود. فرش الحروف عبارت است از موارد جزئى از اختلاف قرائات در كلمات 5عون«َدْخَ قرائت كلمه »يًقرآنى كه ضابطه مند نيســتند. مثلا قياس نمى شــود. به عبارت ديگر در 6«َعونِخادُبا قرائت »ي كريم كلماتى وجود دارد كه عــلاوه بر پراكنده بودن قــرآن، تلفظ آنها تحت قاعده اى معين قرآندر سوره هاى مختلف رش به معناى نشــر و بسط است َو مشــخص درنمى آيد. فو حــروف ـ جمع حــرف ـ در اينجا معناى قرائت مى دهد. حمزة، ُ عاصم، حــرفُپس وقتى گفته مى شــود: »حــرف نافــع« در اصطلاح يعنى قرائت عاصم، قرائت حمزه ُحرفت نام گــذارى اختلافات ّو "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***شهادت کریمه آل الله فاطمه معصومه بنت موسی بن جعفر علیهم السلام تسلیت *** پاسخ داد.
"

امام رضا علیه السلام و اشاره به پاداش بهشت برای زائرین حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/26778
https://t.me/borrhan/26781

امام کاظم علیه السلام و نقل پاداش بهشت برای زائرین حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/26779
https://t.me/borrhan/26780

امام جواد علیه السلام و نقل پاداش بهشت برای زائرین حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/26781

امام صادق علیه السلام و نقل پاداش بهشت برای زائرین حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/34586

پاسخ به طعنه کانالهای_وهابیت به بهشتی بودن زوار حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/34587

مقام شفاعت شیعیان ، منقبتی از مناقب حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/26782
https://t.me/borrhan/21598
https://t.me/borrhan/21973
https://t.me/borrhan/34590

حضرت معصومه سلام الله علیها راوی حدیث_غدیر و حدیث_منزلت ؛ به اعتراف مخالفین و اشاره به روایات معروف به فواطم
https://t.me/borrhan/26783
https://t.me/borrhan/34591
https://t.me/borrhan/34605

اشاره به مسمومیت و شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/30875

کلام قابل تامل اوژن فلاندن، مستشرق و سیاستمدار فرانسوی درباره حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/21976

انشاء زیارتنامه حضرت معصومه سلام الله علیها توسط امام رضا علیه السلام
https://t.me/borrhan/30498

وقایع روز ۲۳ ربیع‌الاول سالروز ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر قم
https://t.me/borrhan/30491

عظمت مقام و زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها در کلام آیت الله وحید خراسانی و استاد بندانی نیشابوری
https://t.me/borrhan/2090
https://t.me/borrhan/26787

وقایع روز ۱۰ ربیع‌الثانی سالروز رحلت حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/21972

متن زیارتنامه حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/34584

مکاشفه پدر آیت الله مرعشی در عظمت زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/37865

غمازی شافعی و نقل حدیثی از حضرت معصومه سلام الله علیها در عظمت #محبت اهل بیت علیهم السلام
https://t.me/borrhan/34591


مقاله : فضائل حضرت معصومه سلام الله علیها در آئینه روایات شیعی
https://t.me/borrhan/21975


یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه
"

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:31AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند