گفتگو: کربلا
نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Saturday 22 September 2018   #58
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 21,814
ج: کربلا


كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 251
باب بيست و ششم گريستن تمام مخلوقات بر حضرت حسين بن على عليهما السّلام‏

حديث اوّل ترجمه:

(1) محمّد بن جعفر رزّاز قرشى مى‏گويد:

دائى من محمّد بن الحسين بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعيل بن بزيع، از ابى اسماعيل سرّاج، از يحيى بن معمّر عطّار، از ابى بصير، از حضرت ابو جعفر عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

انس و جن، پرنده و وحوش بر حسين بن على عليهما السّلام گريستند حتّى‏

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 252
اشگ‏هايشان جارى گشت.

و پدرم عليه الرحمه و جماعتى از اساتيدم از سعد بن عبد اللَّه بن ابى خلف و محمّد بن يحيى عطار جملگى از محمّد بن حسين به اسنادش مثل همين خبر را نقل كرده‏اند.

حديث دوّم ترجمه:

(1) پدرم رحمة اللَّه عليه و على بن الحسين، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از احمد بن ابى داود، از سعد بن ابى عمر جلّاب، از حارث اعور نقل كرده كه گفت:

حضرت على عليه السّلام كه پدر و مادرم فدايش باد فرمودند:

حسين در پشت كوفه كشته خواهد شد، به خدا قسم گويا مى‏بينم كه وحوش گردن‏هاى خود را بر قبرش كشيده و بر او مى‏گريند و از شب تا صبح بر او مرثيه مى‏خوانند و وقتى حال وحوش چنين باشد پس شما انسان‏ها از جفاء به او حذر كنيد.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 253
حديث سوّم ترجمه:

(1) محمّد بن جعفر قرشى رزّاز از محمّد بن حسين بن ابى الخطّاب از حسن بن علىّ بن ابى عثمان از عبد الجبّار نهاوندى از ابى سعيد، از حسين بن ثوير بن أبى فاخته و يونس بن ظبيان و ابى سلمه سرّاج و مفضّل بن عمر جملگى گفتند:

شنيديم حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام مى‏فرمودند:

هنگامى كه حضرت حسين بن على عليهما السّلام به شهادت رسيدند آسمان‏هاى هفتگانه و طبقات هفت‏گانه زمين و آنچه در آنها و بين آنها بود و تمام موجودات و جنبنده‏گان بر روى آنها و بهشت و دوزخ و بالأخره كليّه اشيائى كه پروردگار ما آنها را آفريده و موجودات مرئى و نامرئى كلّا بر آن حضرت گريستند.

و پدرم عليه الرّحمه از سعد بن عبد اللَّه و او از محمّد بن الحسين و او از حسن بن على بن ابى عثمان با اسنادش برايم مثل حديث مذكور را نقل نمود.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 254
حديث چهارم ترجمه:

(1) پدرم عليه الرحمه از سعد بن عبد اللَّه، از حسين بن عبيد اللَّه، از حسن بن على بن ابى عثمان از عبد الجبّار نهاوندى از ابو سعيد از حسين بن ثوير و يونس و ابى سلمه سرّاج و مفضّل بن عمر جملگى گفتند:

از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام شنيديم كه فرمود:

هنگامى كه حضرت حسين بن على عليهما السّلام شهيد شدند تمام مخلوقات خدا بر آن حضرت گريستند مگر سه چيز: بصره و دمشق و آل عثمان.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 255
حديث پنجم ترجمه:

(1) پدرم رحمة اللَّه عليه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از قاسم بن يحيى، از حسن بن راشد از حسين بن ثوير نقل كرده كه وى گفت:

من و يونس بن ظبيان و مفضّل بن عمر و ابو سلمه سرّاج محضر حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نشسته بوديم و يونس كه از همه ما مسن‏تر بود سخن مى‏گفت و حديث طولانى را ذكر كرد سپس امام صادق عليه السّلام فرمودند:

هنگامى كه حضرت ابا عبد اللَّه الحسين عليه السّلام شهيد شدند آسمان‏ها و طبقات هفت‏گانه زمين و آنچه در آنها و بين آنها بود و تمام جنبنده‏گان در بهشت و دوزخ و كليّه موجودات مرئى و نامرئى بر آن حضرت گريستند مگر سه چيز كه بر آن مظلوم گريه نكردند.

عرض كردم: فدايت شوم آن سه چيز كدام بودند؟

حضرت فرمودند:

بصره و دمشق و آل عثمان بن عفّان بودند كه به آن سرور نگريستند.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 258
حديث ششم ترجمه:

(1) محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى از پدرش، از على بن محمّد بن سالم، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد بصرى، از عبد اللَّه بن عبد الرحمن الاصمّ، از أبى يعقوب از أبان بن عثمان، از زراره نقل نموده كه وى گفت:

حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمودند:

اى زراره آسمان تا چهل روز بر حسين بن على عليهما السّلام خون باريد و زمين تا چهل روز تار و تاريك بود و خورشيد تا چهل روز گرفته و نورش سرخ بود و كوهها تكه تكه شده و پراكنده گشتند و درياها روان گرديده و فرشتگان تا چهل روز بر آن حضرت گريستند و هيچ زنى از ما اهل بيت خضاب نكرد و روغن به خود نماليد و سرمه نكشيد و موهايش را شانه نزد تا وقتى كه سر عبيد اللَّه بن زياد را به نزد ما فرستادند و پيوسته بعد از شهادت آن حضرت چشمان، اشك آلود بود و هر گاه جدّم ياد آن حضرت را مى‏نمود محاسنش از اشك خيس مى‏گشت بطورى كه هر كس آن جناب را مى‏ديد به حالش ترحّم نموده و از گريه‏اش به گريه مى‏افتاد و فرشتگانى كه نزد قبر آن حضرت هستند جملگى مى‏گريند و از گريه ايشان تمام فرشتگان در آسمان و زمين گريه مى‏كنند، هنگامى كه روح مطهّر آن حضرت از كالبد شريفش خارج شد دوزخ فرياد و بانگى زد كه نزديك بود از صداى آن زمين منشق شود و زمانى كه روح خبيث عبيد اللَّه بن زياد و يزيد بن معاويه از بدن كثيفشان خارج گرديد جهنّم جيغى كشيد كه اگر حق تعالى بوسيله فرشتگان حافظ دوزخ آن را كنترل و حبس نمى‏نمود تمام موجودات روى زمين از هيبت آن مى‏سوختند و اگر آتش جهنّم از حق تعالى اذن مى‏داشت هيچ جنبنده‏اى را روى زمين باقى نمى‏گذارد بلكه تمام را مى‏بلعيد منتهى مأمور و اسير فرمان او است و بدون أمر حق جلّت عظمته حركتى از آن صادر نمى‏شود و مع ذلك چند مرتبه بر نگهبانان طغيان كرده تا بالأخره جبرئيل در آنجا حاضر شد و بالش را بر آن زد تا ساكت گرديد.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 259
(1) ولى در عين حال از آن تاريخ به بعد بر حضرتش گريه و ندبه كرده و پيوسته بر قاتلين او زبانه مى‏كشد و اگر حجّت‏هاى خدا روى زمين نمى‏بودند آن را واژگون مكرد و لرزش‏هاى زمين و زلزله‏ها زياد نمى‏شود مگر صرفا در وقت قيامت.

و هيچ چشم و اشكى نزد خدا محبوب‏تر از چشم و اشگى نيست كه بگريد و بر آن حضرت جارى گردد و هيچ گريه‏كننده‏اى نيست كه بر آن جناب بگريد مگر آنكه گريه‏اش به حضرت فاطمه عليها السّلام رسيده و آن بانو را يارى مى‏كند و نيز گريه‏اش به حضرت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسيده و بدين وسيله حقّ ما را ادا كرده.

و هيچ بنده‏اى نيست كه روز قيامت محشور شود مگر آنكه چشمانش گريان است غير از گريه‏كنندگان بر جدّم حضرت حسين بن على عليهما السّلام چه آنكه ايشان در حالى كه چشمانى روشن و باز دارند محشور مى‏گردند و آثار سرور و شادى در صورتشان نمايان مى‏باشد، مردم در فزع و ناراحتى بوده ولى ايشان از هر غم و محنتى در امان هستند، مردم متفرق و پراكنده و مضطرب بوده ولى ايشان در زير عرش و سايه آن به ياد حسين عليه السّلام بوده و در باره آن جناب به گفتن حديث مشغولند، از ناملايمات و ناراحتيهاى روز حساب هيچ خوف و هراسى ندارند.

به ايشان گفته مى‏شود: داخل بهشت شويد ولى آنها از ورود به بهشت امتناع نموده و مجلس ذكر حسين عليه السّلام را اختيار مى‏كنند، فرشتگان و حور العين به آنها پيغام مى‏دهند كه ما با ولدان مخلّد مشتاق شما هستيم ولى ايشان از فرط سرور و نشاطى كه در مجلسشان دارند سرشان را بالا نكرده و به آنها نمى‏نگرند.

دشمنان ايشان در آخرت دو گروه هستند:

الف: كسانى كه موى جلو سر ايشان را فرشتگان عذاب گرفته و آنها را روى زمين كشان كشان به طرف جهنم مى‏برند.

ب: آنان كه از روى حسرت مى‏گويند: فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ‏.

نه شفيعى داريم و نه دوستى كه از ما حمايت كند.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 260
(1) دشمنان ايشان مقام و منزل آنها را ديده ولى نمى‏توانند نزديك ايشان شوند.

فرشتگان از طرف همسرهاى ايشان در بهشت و نگهبانان بر ايشان پيغام آورده كه چه كرامت و عطايائى به آنها اعطاء شده.

ايشان در جواب مى‏گويند: ان شاء اللَّه نزد شما خواهيم آمد و پس از اين گفتار به نزد آنها بازگشته و وقتى همسرانشان به آنها خبر مى‏دهند كه در نزديكى حضرت حسين عليه السّلام مى‏باشند شوقشان زياد گشته و از شعف دل مى‏گويند:

حمد مى‏كنيم حق تعالى را كه ما را از فزع اكبر و وحشت‏هاى قيامت در امان داشت و از آنچه هراس داشتيم نجات داد.

خداوند متعال به ايشان مركب‏ها و اسب‏هاى نيكوئى كه بر پشت آنها زين نهاده شده اعطاء فرمود و ايشان بر آنها سوار شده و در حالى كه خداى منّان را ستوده و حمد و ثناء گفته و صلوات بر محمّد و آل محمّد مى‏فرستند حركت نموده تا به منازل و جايگاه خويش مى‏رسند.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 262
حديث هفتم ترجمه:

(1) محمّد بن عبد اللَّه، از پدرش، از على بن محمّد بن سالم، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد بصرى، از عبد اللَّه بن عبد الرحمن اصم، از عبد اللَّه بن مسكان، از ابو بصير نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك امام صادق عليه السّلام بوده و براى آن جناب سخن مى‏گفتم در اين هنگام يكى از فرزندان حضرت داخل شد.

امام عليه السّلام به او فرمودند: بارك اللَّه و او را به سينه خود چسبانده و وى را بوسيده و فرمودند:

خدا ذليل كند كسانى را كه شما را ذليل كنند و انتقام كشد از آنان كه به شما ظلم كنند، و خوار كند افرادى را كه شما را خوار كنند، و لعنت كند اشخاصى را كه شما را مى‏كشند و خدا ولى و حافظ و ناصر شما باشد، زنان و انبياء و صديقين و شهداء و فرشتگان آسمان بسيار بر شما گريستند، سپس آن حضرت گريسته و فرمودند:

اى ابو بصير هر گاه به بچه‏هاى حضرت حسين عليه السّلام مى‏نگرم به واسطه مصيبت و ظلمى كه به پدرشان و خودشان شده حالتى به من دست مى‏دهد كه قابل كنترل نيست.

اى ابو بصير: فاطمه عليها السّلام بر آن حضرت گريست و زجّه زده و به دنبال آن جهنّم فريادى كشيد و جيغى زد كه فرشتگان حافظ و نگهبان بر آن، صداى گريه دوزخ را شنيدند و سريع آماده شدند آن را كنترل كنند زيرا خوف آن بود كه از درون دوزخ آتش زبانه كشد يا دود آن بيرون رفته و اهل زمين را بسوزاند لذا تا مادامى كه دوزخ گريان و نالان است فرشتگان حافظ آن را مهار كرده و به جهت خوف و هراسى كه بر اهل زمين دارند آن را محافظت نموده و درب‏هاى آن را محكم بسته‏اند ولى در عين حال دوزخ ساكت و آرام نمى‏شود مگر صداى فاطمه عليها السّلام آرام گردد.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 263
(1) اى ابو بصير درياها نزديك بود شكاف برداشته در نتيجه برخى در بعضى ديگر داخل شوند و قطره‏اى از آب درياها نيست مگر آنكه فرشته‏اى بر آن موكّل است، لذا هر گاه فرشته موكّل بانك دريا و خروش آن را بشنود با زدن بالش خروش و طغيان را خاموش و ساكت مى‏كند و آنها را حبس و نگاه داشته تا بر يك ديگر داخل و وارد شوند و اين نيست مگر بخاطر خوف و هراس بر دنيا و آنچه در آن و كسانى كه بر روى زمين مى‏باشند و پيوسته فرشتگان از روى شفقت و ترحّم به واسطه گريستن درياها مى‏گريند و خدا را خوانده و به جانبش تضرّع و زارى نموده و اهل عرش و اطراف آن نيز جملگى در تضرّع و ناله مى‏باشند.

صداهاى فرشتگان بلند است كه به خاطر خوف و هراس بر اهل زمين همواره حق تعالى را تقديس و تنزيه مى‏نمايند و اگر احيانا صداى آنها به زمين برسد اهل زمين به فرياد آمده و كوهها قطعه قطعه شده و زمين اهلش را مى‏لرزاند.

ابو بصير مى‏گويد: محضر مبارك امام عليه السّلام عرضه داشتم:

فدايت شوم اين امر بسيار عظيم و بزرگ است! حضرت فرمودند: از اين عظيم‏تر غير آن، يعنى خبرى كه نشنيده‏اى مى‏باشد.

سپس فرمودند: اى ابو بصير! دوست ندارى در زمره كسانى باشى كه حضرت فاطمه عليها السّلام را كمك مى‏كنند؟

ابو بصير مى‏گويد: وقتى امام عليه السّلام اين كلام را فرمودند بطورى كه گريه به من دست داد كه قادر بر سخن گفتن نبودم و چنان بغض گلويم را مى‏فشرد كه توانايى بر تكلّم نداشتم.

سپس حضرت بپا خواسته و به نمازخانه تشريف برده و به خواندن دعا پرداختند.

پس از مجلس حضرت با چنين حالى بر خاسته و بيرون آمدم پس نه طعام خوردم و نه خوابيدم و صبح روز بعد را با حالى ترسان روزه گرفته تا آنكه‏

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 264
محضر مباركش دوباره مشرّف شدم پس وقتى آن جناب را ساكن و آرام ديدم من نيز آرام گرفتم و از اينكه عقوبت و بلائى بر من نازل نشده حق تعالى را حمد و ستايش نمودم.

________________________________________
ابن قولويه، جعفر بن محمد - ذهنى تهرانى، محمد جواد، كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، 1جلد، انتشارات پيام حق - تهران، چاپ: اول، 1377 ش.



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول