نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Monday 18 April 2016   #2
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,663
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

ج: قسم به ستاره در حال نابودی
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
بسیاری از ستارگان در پایان عمر خود و در لحظه نابودی منفجر می شوند . شدت این انفجار در حدی است که انرژی خروجی آن را معادل انرژی خروجی از خورشید در طی ده میلیارد سال برآورد کرده اند. شدت درخشش آن نیز برابر با درخشش ده میلیارد خورشید است.
قسم به این عظمت که:

جواب متمسک به ثقلین
دوست گرامی، از باب وسعت معانی کلام الهی، و جواز استعمال لفظ در اکثر از معنا، با شما موافقم که یکی از مقصودهای (نجم) در آیه شریفه: والنجم اذا هوی، به معنای سوپرنوا باشد، اما این نمیتواند ظاهر معنای آیه باشد بلکه معنای خلاف ظاهر و یک نوع تاویل است، چون شما واژه (هوی) در آیه شریفه را (والنجم اذا هوی) به معنای انفجار و از پاشیدگی و نابودی گرفتید، و حال آنکه عرب از (هوی) انفجار نمیفهمد بلکه معنای سقوط میفهمد، و واژه انفجار با سقوط معنای متفاوتی دارد، من یحلل علیه غضبی فقد هوی، معنایش این نیست که هر کس غضب خداوند متعال بر او حلول کند منفجر میشود، حتی معنای (هوی) دقیقا معنای نابودی هم نیست، هر چند معنای نابودی به سقوط نزدیکتر است تا معنای انفجار، یعنی در سطح پنجم زبان که سطح ادبیات است راحت‌تر میتوان از سقوط برای معنای نابودی استفاده کرد تا استفاده برای معنای انفجار.



نقل قول:[/FONT]
در اینجا خداوند به عظمت و هیبت انفجار بزرگ ستارگان در حال فرو پاشی سوگند یاد می کند که پندار آنها درست نیست و آنچه پیامبر در قالب قرآن می گوید سخنان خودش نیست و ربطی به او ندارد بلکه از طریق وحی به او ابلاغ شده است.

جواب متمسک به ثقلین
آیا این حکیمانه است که خداوند برای دفع توهم مخاطب خود، به سوپرنوا قسم بخورد که اصلا مخاطب او درکی از آن ندارد؟! و مهمتر اینکه از (هوی) فقط غروب ستاره میفهمد، و در اصطلاح خودشان هم از (النجم) ستاره ثریا یا شعری میفهمد، بخصوص که ستاره شعری در همین سوره ذکر شده است که شاید مورد پرستش عرب جاهلی بود، و قرآن اشاره میفرماید به افول و غروب این ستاره، که ببینید چگونه غروب میکند و مخلوق خداوند است.




نقل قول:
یکی از فرازهای سوره نجم این است که پیامبر جبرئیل را کجا ، چگونه و به چه حالتی دیده حتی دقیقاً به درختی ( شاید در اطراف مکه) اشاره می کند که ظاهراً برای قریش کاملاً شناخته شده بوده و محل ملاقات او با جبریل بوده است. و اینکه جبریل از افقهای بسیار بسیار دور دست خود را به آسمان دنیا و نزدیک ترین جا به پیامبر رسانده و در فاصله ای نزدیک کلام وحی را در گوش او خوانده است . قرآن با بیان اینکه وی یک بار دیگر نیز جبریل را دیده بر این نکته تأکید دارد که او در دیدن فرشته وحی دچار اشتباه نشده ،به خطانرفته و به وضوح او را دیده و صدایش را شنیده است.
پروردگار مکان ، نحوه دیدن و ملاقات فرشته وحی با رسولش را بیان می کند تا خطاب به قریشیان بگوید لات و منات و عزی را به همان نحوه ای که پیامبر جبریل را دید آیا آنها نیز دیده اند؟


جواب متمسک به ثقلین

خیلی تعجب است که آیات را اینگونه معنا میکنید! چند بار آیات را با دقت مرور کنید.




نقل قول:
قریشیان ارادت خاصی به پروردگار داشتند تا جایی که حتی فرزندان خود را نیز در راه او قربانی می کردند با این وجود کوچکترین اعتقادی به جهان آخرت و عالم پس از مرگ نداشتند و زیستن را فقط مخصوص حیات دنیا می دانستند و بس.
[FONT=Arial]
جوای متمسک به ثقلین
قریش از فرزندان حضرت ابراهیم و اسماعیل بودند، ملة ابیکم ابراهیم هو سمّاکم المسلمین من قبل، اینطور نبود که از اساس، ملحد و دهری باشند، مخاطبین قرآن کریم در غایت اختلاف هستند، دهری که میگوید: ان هی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیی و ما یهلکنا الا الدهر هست، و اهل کتاب معتقد به آخرت هم هست که میگوید: و قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودة، و رمز انکار قیامت را میفرماید: بل یرید الانسان لیفجر امامه، و وقتی به نعمت میرسد میگوید: و ما أظنّ الساعة قائمة، و در عین حال ادامه میدهد: و لئن رجعت الی ربی لأجدنّ خیرا منها منقلبا!
[/FO NT]



نقل قول:
خلاصه کلام:

1- ...
3- یکی از ارکان اصلی بت پرستی شفاعت است که برای اغلب فرقه ها و مذاهب عمومیت دارد. اما معنای قرآنی شفاعت به مفهوم همیاری برای انجام کاری است نه میانجیگری و وساطت ( پارتی بازی) برای بخشودگی گناهی. شفاعت به معنای استغفار (برای بخشودگی گناهان در آخرت ) بکلی با فرهنگ قرآن بیگانه است و مردم معاصر پیامبر ( مخاطبین اولیه قرآن) با چنین معنایی آشنا نبوده اند و این مفهوم بعدها به قرآن تحمیل شده است .


جواب متمسک به ثقلین
پس مردم زمان نزول قرآن از این آیه چه میفهمیدند؟:


هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ تَأْويلَهُ يَوْمَ يَأْتي‏ تَأْويلُهُ يَقُولُ الَّذينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ الأعراف : 53


و همچنین این آیة:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ البقرة : 254


به کلمه (یطاع) در این آیه دقت کنید:

وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ كاظِمينَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ حَميمٍ وَ لا شَفيعٍ يُطاعُ غافر : 18

آیا شفیعی که به فرمایش شما فقط همیاری میکند نباید گفته شود: و لا شفیع یعین؟ مگر شفیع قرار است اطاعت از او شود؟
پست88
قسم به ستاره در حال نابودی - صفحه 6 - باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Saturday 5 August 2017 در 05:09AM.
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول