نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Wednesday 10 July 2019   #2
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 29,005
روزنوشته ها: 10
ج: گاندو و گاف هایش

گاندو اثری است که در عین جاسوسی بودن، معمای پیچیده‌ای را مطرح و حل نمی‌کند، در عین پلیسی بودن، صاحب صحنه‌های اکشن و پرطمطراق نیست و بیشتر به سریالی می‌ماند که حرف سیاسی را به دوش می‌کشد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که چنین سریالی با چنین ساختار قابل حدس و ساده‌ای در ابتدای تیتراژ وعده می‌دهد که «بر اساس اتفاقات واقعی» ساخته شده و تنها تشابه‌ها اتفاقی است! این ادعای بزرگ، دیگر این سریال را از مجموعه‌ای سرگرم‌کننده که توسط رسمی‌ترین رسانه ایران پخش می‌شود، جدا می‌کند و سوال‌های تازه‌ای می‌سازد. اجازه هست سوال بپرسیم؟
۱. چرا سریال به موضوعی به این مهمی، یعنی سرقت اطلاعات ایران، این‌قدر ساده و دم دستی می‌پردازد؟ چرا ما جز ارتباط غیرمستقیم مایکل با فامیل یکی از مسئولان چیز دیگری از این جاسوسی متوجه نمی‌شویم و نمی‌دانیم چه اطلاعات باارزش و گرانسنگی منتقل شده است؟ چرا روی موضوعی که همان سال‌ها توسط قوه قضائیه تکذیب شد، سازندگان این‌قدر مانور می‌دهند و بار‌ها توسط نقش اول داستان با مقامات بالادستی دچار دعوا و فاش‌گویی می‌شود؟ اصلا سریال به ما نمی‌گوید مایکل و همدستانش جز چند میهمانی و ارتباط با ایرانی‌ها، چه اطلاعاتی را جابه‌جا کردند که مستحق این همه بگیر و ببندند؟ آیا صرف ارتباط داشتن، چیز بد و جاسوسی‌ای است؟ قرار بوده یکی از نیروگاه‌های هسته‌ای‌مان مورد هجوم قرار بگیرد؟
همان واسطه‌گری برای خرید اجناس تحریم‌شده هم که کار نیرو‌های خودی بود تا یک اتفاق مهم جاسوسی. آیا نویسنده و کارگردان به این فکر نمی‌کنند که در زیرژانر جاسوسی باید ابتدا اهمیت موضوع مطرح شود و سپس تعقیب و گریز صورت گیرد یا تصور کرده‌اند، چون حرف‌های مهم و ملتهب سیاسی می‌زنند، دیگر این مقدمات اهمیتی ندارد و مقدمات بیان نشده را همه پذیرفته‌اند؟
۲. چرا از زمان ساخت «هوش سیاه» هک کردن سیستم‌های امنیتی دشمن، صدای جیرجیرک می‌دهد؟! آیا سازندگان این مجموعه با یک هکر کلاه سفید -حداقل- حرف نزده‌اند که برایشان شرح دهد که این ادابازی‌ها و این نمایش‌های باسمه‌ای روی دسکتاپ چقدر خنده‌دار است؟ آیا برای مجموعه‌ای که مدعی است براساس حقیقت‌ها ساخته می‌شود، این قصور کوچکی است که صدای ثابت بخش اداری این مجموعه، صدای جیرجیر است و نه بیشتر از آن؟ این‌که از «قلاده‌های طلا» همه رو به یک ویدئووال می‌نشینند و هر چیزی را (از شنود تلفن همراه گرفته تا تصاویر دوربین‌های شهری) این‌طور مات و مبهوت و بی‌حرکت نگاه می‌کنند.
انتهای جلسه‌هایشان نه کشفی صورت می‌گیرد، نه جرقه‌ای و نه ایده خلاقانه‌ای مطرح می‌شود، بلکه انتهای حرکت‌های ایذایی می‌شود سفر ناگهانی به ترکیه و تغییر رنگ و مو و لباس در استانبول با انگشتر عقیق! از چگونگی هک سیستم امنیتی و دوربین‌های هتل باکلاس ترکیه هم چیزی نپرسیم بهتر است؛ برای این کار فقط کافی است در پارکینگ هتل یکهویی بدوید!
۳. آیا واقعا (البته سریال مدعی است واقعا!) برای دستگیری یک جاسوس چاق و کم‌تحرک که نه سلاحی دارد و نه سیانوری، زبده‌ترین تیم اطلاعاتی ما دور خورده‌اند؟ یعنی کل این تیم جوان و خوش‌آتیه نمی‌فهمند که تعقیب کردن در سریال‌های جاسوسی خارجی اسلوبی دارد که دور زدن و بازی خوردن یکی از بدیهی‌ترین آنهاست! ساده نشان دادن تیم اطلاعاتی ایرانی توهین‌آمیز نیست؟ این‌که ته دستاوردشان در اوج سریال می‌شود دستگیری بی‌تلفات و خون و خونریزی چند پیرمرد و زن در یک میهمانی در حضور جناب گاندو و البته اجازه فرار ندادن به دو نفری که از در پشتی و از دیوار حفاظ‌دار قصد فرار داشتند (!). طعمه کردن یکی دو فریب‌خورده و اطلاع کسب کردن از چند لهجه‌دار بدون هیچ زحمتی هم از آن شگفتانه‌هاست که فقط در این نوع سریال‌ها به‌وجود می‌آید.
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول