بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Sunday 18 December 2005   #46
SAFA
عضو ثابت
 
نشان SAFA
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
سن: 43
پاسخ‌ها: 6,212
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

واما تعصب : در بعضى از كتابها كه درباره ملل ونحل وآراء وعقايد تاليف گرديده از شخصى بنام ابو كامل ياد شـده اسـت بـا ايـن خصوصيت كه او شيعه بوده ودر عين حال به كفر وارتداد همه صحابه وياران پـيـامبر وحتى به كفر اميرمؤمنان (ع ) معتقد بوده است . آنگاه براى او پيروانى بنام كامليه ترسيم ومعرفى شده كه داراى همان عقيده يعنى هم از شيعيان وهم از معتقدان از شيعيان ومعتقدان بر كـفـر هـمـه صـحـابـه وامـير مؤمنان (ع ) بوده اند واين فرقه در كنار فرقه ها وگروههاى عجيب وغريب مسلمانان وشيعيان قرار گرفته است مانند فرقه هاى عجارده ـ صلتيه ـ معلوميه ـ مجهوليه ـ معبديه ـ اخنسيه ـ هذليه ودهها گروه با نامهاى جالب ! وابـو كامل وپيروان او براى اولين بار در كتاب الفرق بين الفرق تاليف ابو منصور عبدالقادر شافعى بـغـدادى مـتـوفاى 429 مطرح گرديده است وخلاصه معرفى او از كامليه ومؤسس آن بطوريكه اشاره گرديد چنين است كه : اين گروه از پيروان مردى رافضى هستند كه ابو كامل نام داشت ومعتقد بود كه همه صحابه پيامبر حتى على بن ابيطالب (ع ) كافر شده واز دين اسلام برگشته اند ((123)) .
وعـيـن هـمين جملات را محمدبن عبدالكريم شهرستانى متوفاى548 كه در يك قرن پس از ابو منصور مى زيسته در كتاب خود, ملل ونحل آورده است ((124)) .
بديهى است انعكاس مطلبى در دو كتاب رايج وقديمى متعلق به قرن پنجم وششم موجب انعكاس وسـرايـت آن به كتابها وتاليفات ديگرنيز خواهد گرديد ولذا مى بينيم يك قرن پس از شهرستانى ابـن ابـى الحديد متوفاى 655 كه جزء ادبا ونويسندگان دوران خويش بوده همان مطلب را بدون كـوچـكـتـريـن نـقد وبررسى نقل نموده است ((125)) .وچون بررسى مى كنيم مى بينيم در اصل پـيدايش كامليه ويا با وجودگروهى بنام كامليه در متهم ساختن اين گروه با عقيده ياد شده تـعـصب ويكسونگرى , بزرگترين ويا اصليترين عامل ودر نشر وانعكاس آن ناآگاهى وعدم تحقيق مهمترين انگيزه بوده است .
معرفى اجمالى از ابو منصور بغدادى وشهرستانى : بـا توجه به حجم محدود اين اوراق در معرفى اين دو نويسنده كه بعنوان مؤلفان در شناخت اديان ومـذاهـب شـهـرت يـافـته اند ودر مساله مورد بحث , ابو منصور سازنده وشهرستانى ناشر آن بوده است مجبورم فقط گوشه اى از اين واقعيت را در اختيار جنابعالى قرار بدهم ونظريه امام فخر رازى متوفاى 606 را كه در يك گفتار به هر دو مطلب اشاره نموده است بياورم .
امـام فـخـر رازى ((126)) در كـتـاب مـناظرات ((127)) خود ميگويد: روزى مسعودى ((128)) خـدايـش بيامرزد در حالى كه شاد ومسرور بود بر من واردگرديد. سبب خوشحالى او را پرسيدم .
در جـوابـم گـفت : كتابهاى نفيس وپرارزشى بدست آورده وخريدارى نموده ام . گفتم : آن كتابها چيست ؟
از چند كتاب نام برد تا به كتاب ملل ونحل شهرستانى رسيد. گفتم :آرى , او به خيال خود عقايد ومذاهب جهان را در اين كتاب جمع كرده است , ولى به كتاب وى اعتماد نيست , زيرا مذاهب اسـلامـى را از كتابى به نام بين الفرق كه از تصانيف استاد ابو منصور بغدادى است نقل نموده است وابـو مـنصور كسى است كه بر مخالفان خود سخت تعصب داشت ومذاهب وعقايد آنان را چنان كه هست نقل نكرده است وشهرستانى نيز مذاهب را از آن كتاب گرفته است , از اين جهت درنقل اين مذاهب , مطالب او خالى از نقص وخلل نيست ((129)) .
بـطـورى كـه مـلاحـظـه مـى فـرمائيد فخر رازى ابو منصور بغدادى رافردى متعصب ويكسونگر وشهرستانى را فرد مقلد وغير محقق معرفى مى كند.
و يك نگاه اجمالى نظريه فخررازى را در هر دو مورد تاييدمى نمايد: اما در مورد تعصب ابو منصور: 1 ـ ابـو مـنـصـور وبـه تـبعيت وى شهرستانى گروه كامليه را كه به زعم آنان همه صحابه حتى اميرمؤمنان (ع ) را كافر وخارج از اسلام ميدانستند بعنوان يكى از فرق شيعه معرفى ميكنند.
جاى سؤال است كه اين مطلب متضاد ومتناقض چگونه براى ابومنصور مجهول ومستور مانده كه مـمكن نيست فرد يا گروهى درعين اينكه مسلمان واز پيروان ائمه شيعه است معتقد به كفر همه صـحابه حتى معتقد به كفر اميرمؤمنان (ع ) باشد؟
شيعه اى كه در اميرمؤمنان (ع )به مقام عصمت هم قائل است !! وحـقـا تـنها تعصب است كه ميتواند هر امر محال را ممكن وهرمطلب غير معقول را معقول وكفر وعصمت را در يك فرد جمع نمايد!! 2 ـ در تـاليفات دانشمندان وعلماى ديگرى كه قبل از ابو منصوردرباره ملل ونحل دست به تاليف زده انـد, از گروهى بنام كامليه اسمى به ميان نيامده است , مانند فرق الشيعه نوبختى متوفاى 300 ـ 320ومسلم است در صورت وجود چنين گروهى بدين نام وبا چنين عقيده از ديد شخصيت بـا اطـلاعـى مـانـنـد نوبختى بدور نمى ماند وحداقل درمقام رد واعتراض اشاره اى به اين عقيده ومؤسس آن مى نمود.
نـه در كتابهاى آراء وعقايد بلكه تا آنجا كه ما بررسى نموديم ازشخصيت ابوكامل وپيروانش وتاريخ ومـحـل زنـدگى آنان در كتب تاريخ ‌وتراجم كوچكترين اثرى بدست نيامد ودر اينجا است كه اين گـروه شـكـل عنقا را پيدا ميكند وگويا چنين گروه ومؤسس آن به جز در خيال ابو منصور خلق نگرديده وبه جز دروهم او پديد نيامده است .
واما راجع به شهرستانى : واينكه او اهل تحقيق نبوده ودر بيان مذاهب اسلامى به قول فخررازى از ابو منصور تقليد ويا آنچه از افـواء عـوام ومردم كوچه وبازارشنيده در كتاب خويش نقل نموده است تنها به يك دليل روشن وقابل درك عموم اكتفا ميكنيم .
او در معرفى ائمه شيعه ميگويد:... فقالو الامام بعد موسى ابنه على الرضا ومشهده بطوس ثم بعده محمدالتقى وهو فى مقابر قريش ثم بعده على بن محمدالنقى ومشهده بقم ... ((130)) يـعـنـى بعقيده شيعه امام بعد از محمد تقى (ع ) على بن محمد نقى است وقبر او در شهر قم واقع است .
كـسـى كه در معرفى مذاهب واديان , كتابى تاليف ميكند ودرباره ائمه بزرگترين مذاهب اسلامى (شـيـعه ) اين چنين نظريه مى دهد ومرقدشريف امام هادى (ع ) را از سامراى عراق به شهر قم وبه ايـران مـنـتقل ميكند, نظريه او در مورد آراء وعقايد مختلف وغير معروف داراى چه اعتبار وارزش علمى خواهد بود؟
! قضاوت با جنابعالى است .
وجالب اين است كه او عذر اين اشتباه واشتباهات ديگرش راخواسته ودر ذيل همين نظريه چنين ميگويد: (هذا؟
الاثنا عشريه فى زماننا.
شـمـا خـواننده عزيز از اين جمله چه مى فهميد؟
مگر شيعه در هرزمان داراى عقيده خاصى بوده است ؟
مـفـهـوم ظـاهرى اين جمله اين است كه من در حال حاضر كه با مردم عادى وافراد كوچه وبازار گفتگو ميكنم , درباره عقيده شيعه چنين نظريه مى دهند كه مدفن امام دهم آنان در شهر قم قرار گرفته است .
ولابـد اگـر در ميان عده ديگر چنين ميگفتند كه امام يازدهم شيعيان در شيراز است شهرستانى هم مى نوشت : وبعده الحسن العسكرى ومشهده بشيراز!! خلاصه اينكه : اولا بدبينى شيعه نسبت به همه صحابه نه تنها از نظردلائل نقلى مردود وبى اعتبار است بلكه از نظر عقلى نيز يك موضوع متناقض وغير قابل قبول است .
وثـانيا: اصلا شخصى بنام ابو كامل وگروهى بنام كامليه كه داراى عقيده مورد بحث باشد وجود نـداشته بلكه چنين گروه وچنين عقيده ساخته وپرداخته خيال وانديشه فردى متعصب بنام ابو منصور بوده است .
وثـالثا: وجود چنين فرد وگروهى با چنين عقيده ضد اسلامى چه ارتباطى به عقيده شيعه دارد؟
مگر كتابخانه هاى دنيا مملو از منابع عقيدتى وكتب حديثى وتاريخى شيعه نيست ؟
تا حال در كدام كتاب ازكتب شيعه چنين عقيده منعكس گرديده واز زبان كدام عالم ودانشمندويا فرد عوام وبى سواد شيعه چنين مطلبى شنيده شده است . (يا ايهاالذين آمنو اتقو اللّه وقولو قولا سديدا يصلح لكم اعمالكم ويغفر لكم ذنوبكم ) ((131)) .
شيعه يا اهل سنت واقعى : پـس از بـيـان ايـن نكته كه اساس وپايه عقيده شيعه در مورد صحابه قرآن وسنت وآيات واحاديث است , تذكر اين نكته را لازم مى دانيم كه بايد تسنن واقعى را در تشيع بدست آورد وپيروى نمودن از سنت اصيل پيامبر (ص ) نمى تواند بدون تشيع تحقق پذيرد.
الـبـته ما در اين مورد با تسميه ونامگذارى كارى نداريم وفعلا كيفيت تسميه تشيع وتسنن وزمان وعـامـل بـوجـود آمدن اين دو اسم را مطرح نمى سازيم واز اين بحث صرف نظر ميكنيم كه كلمه شـيـعـه بـه وسـيـلـه شـخـص رسـول اكـرم (ص ) بـه پـيـروان امـيـرمـؤمـنـان (ع ) اطـلاق گـرديـده ((132)) وپيدايش كلمه اهل سنت وجماعت از سال 41 واز زمانى است كه آتش بس بين امام حسن مجتبى (ع ) ومعاويه بوجود آمده وبا مرورزمان گسترش يافته است . ((133)) آرى , مـا فـعـلا اين بحث را مطرح نمى كنيم , ولى همانگونه كه درمورد صحابه , ديدگاه شيعه را مـلاحـظـه فرموديد كه بر اساس قرآن وسنت بوده ودر اين مسير اعوجاج وانحرافى از سنت نبوده مى توانيداز همان يك نمونه به تمام آراء وعقايد واعمال وعبادات شيعه پى ببريد ودريابيد كه شيعه در تـمام نظراتشان از اصول عقايد گرفته تاجزئيات فروع واحكام پيرو قرآن وسنت ميباشد واصل تـشـيـع وپـيروى از اميرمؤمنان (ع ) واهل بيت نيز در چهار چوبه دستور قرآن ودرمحدوده فرمان رسـول خـدا بـوده اسـت كه فرمود: (من كنت مولاه فهذاعلى مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه )...
واز اينجا است كه مى گوئيم تسنن وسنت گرائى حقيقى را بايد درتشيع جستجو كرد واين تشيع است كه اهل سنت واقعى وپيرو سنت اصيل وصحيح رسول خدا مى باشد.
SAFA حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از SAFA بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 19 December 2005   #47
محمد مهدی 128
عضو ثابت
 
نشان محمد مهدی 128
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2005
پاسخ‌ها: 1,262
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

سلام حقجوی گرامی وسایر دوستان :
کارشناس که همان دوست قدیمی است یعنی جناب حقایق دین دلیل ما بر نفاق این است :
اسلام تا ز ماني كه در مكه بود دو جبهه بيشتر وجود نداشت 1-اسلام 2-كفر وشرك .
اما زماني كه رسول مكرم اسلام صلي اللله عليه اله وسلم به مدينه هجرت فرمودند و مسلمين شروع به زياد شدن نمودن بحث نفاق شروع مي شود.

لذا اياتي كه در باب نفاق ومنافقين است همه مدني است.
قران كريم كه قول اصح وصحيح انست كه زمان نبي اكرم صلي الله عليه واله وسلم جمع اوري شد به شكل موجود وخالي از تحريف مي باشد طبق نزول زماني جمع اوري نشده
لذا اواخر قران كريم بيشتر سورهاي مباركات مكي است .
اينكه مكي ومدني معنايش كدام است ؟ اقوالي است كه صحيح ان به دو قول رجوع مي كند .
1-مكي ومدني بودن به لحاظ مكاني
2-به ملاحظه زمان .
يعني ايات وسورهايي كه در مكه نازل شده مكي وايات وسوري كه در مدينه نازل شده مدني اين طبق ملاك مكاني .
يا ايات وسوري كه قبل از هجرت نازل شده مكي است ولو مكانا خارج مكه نازل شده باشد .
و ايات و سوري كه بعد از هجرت نازل شده مدني است ولو در حجة الوداع در مكه نازل شده باشد . كه ما قول دوم را اصح مي دانيم .
و طبق اجماع اهل قبله منافقين هر زمان كه عمر اسلام در مدينه بيشتر مي شد وبر تعداد مسلمين افزوده مي شد وفتح وفتوحات بيشتر مي شد تشكيلات انها هم منسجم تر مي شد نمونه اش رم دادن شتر حضرت بعد از تبوك وبعداز واقعه غدير.
لذا نحوه برخورد خداوند تبارك وتعالي در قران كريم با انها شديدتر مي شد لذا طبق مصحف الازهر و ساير كتب سوره مباركه توبه 113 سوره اي است كه نازل شده( جزء دو ايه ان كه مكي است) و سوره منافقين 109سوره وطبق بعضي مصحفها 104سور ه اي است كه نازل شده و بقيه سورهاي در اين بين مثل ممتحنه و.......سورهايي است كه اياتي در مورد منافقين دارد .
وطبق اجماع اهل قبله تالحظه شهادت خاتم صلي الله عليه واله وسلم كار شكني مي كردند ونمونه اعلي ان تخلف از جيش اسامه .
حال سوال اين است كه ريشه نفاق كيست ؟؟؟ واين منافقين كه تا اخرين لحظات عمر رسول اكرم صلي الله عليه واله وسلم كار شكني مي كردند كجا رفتند؟؟ وكارشان به كجا كشيد ؟؟
انشا ءالله الرحمان در مقالات اتي با ذكر سند از كتب شيعه و اهل تسنن اين بحث را ادامه مي دهيم انشاءالله.
بسم الله الرحمن الرحیم
سوالی که مطرح است این است که منافقین کجا رفتند وچطور شدند آیا نفاق تمام شد ؟
تسنن مثل استیعاب و ابن ابی الحدید توجیهات لایتچسبکی کرده اند اما جواب صحیح این است که منافقین همانها بودند که به حکومت رسیدند.
لذا بیشتر فتوحات اسلام شروع شد و در طول 25 سال خلافت این سه نفر هیچ جنگی داخلی مهم که مسلمان در مقابل مسلمان باشد وجود ندارد.
اما به محض اینکه خلافت ظاهری را امیرالمومنین علیه السلام عهده دار شد سه جنگ مهم جمل – صفین و نهروان روی داد.
و باز بعد از صلح امام حسن علیه السلام فتح و فتوحات اسلامی شروع شد.
دلیل ما بر اینکه منافقین همانها هستند که حکومت را در دست گرفتند این است که اسلام آوردن اینها طمعی بود.
کتابی است به نام امالی از ابوالقاسم بن عبدالرحمن بن اسحاق زجاجی نحوی متوفای 336 یا 339 ق که تردید از ابن خلکان است در مقدمه آن.
در این کتاب که از اهل تسنن است صفحه 28 چاپ بیروت پایین صفحه سمت راست شروع می شود علت اسلام آوردن عمر: خود عمر می گوید: خرجت مع اناس من قریش فی الجاهلیه. روایت طولانی است اجمال آن این است که راهبی از دیر خارج شد و گفت که از اهل کتاب است و گفت تو (عمر) در آینده حاکم می شوی لذا امان نامه ای به من بده که مرا از دیر خارج نکنند. و آدرس از شیعه: سفینه البحار دو جلدی – ج 2 – ص 269
و از شیعه علت اسلام آوردن عمر این چنین نقل شده که عمر به تحریک ابی جهل اظهار اسلام کرد تا اینکه او (عمر) در لباس اسلام بین مسلمین و کفار جنگ راه بیاندازد در مکه وهمانجا اسلام در نطفه نابود گردد .
اربعین محمد طاهر قمی شیرازی – متوفای 1098 – ص 577
علت اسلام آوردن ابوبکر هم شبیه علت اسلام آوردن عمر است.
کتابی است به نام البدء و التاریخ از اهل تسنن ج 5 ص 77 که ابوبکر می گوید: راهبی خبر داد به من وقت ظهور پیغمبر صلی الله علیه و اله و سلم از مکه را و امر کرد ابوبکر را که اسلام بیاورد .
و از شیعه الصحیح من السیره – ج 1 – ص 249 و 250
و از شیعه کتاب شریف کمال الدین شیخ صدوق اعلی الله مقامه الشریف روایتی نقل می کند که سعد بن عبدالله قمی میگوید: یکی از علمای تسنن از خراسان (ماوراءالنهر) به قم آمد و بسیار بحاث بود. بحث به اینجا کشید که شما معتقدید که اولی و دومی کافرند و چشم به هم زدنی ایمان نیاورده اند. سوال این است که آن موقعی که اینها در مکه ایمان آوردند آیا اسلام آوردن اینها به اختیار بود یا از روی اکراه؟ سعد بن عبدالله گوید: نتوانستم جواب بدهم. اگر می گفتم: از روی اختیار- که محکوم بودم. و اگر می گفتم از روی اکراه اسلام آوردند – معنا نداشت که در اوایل – مسلمین در اقلیت بودند. لذا معنا ندارد که کسی به این گروه اقلیت با اکراه بپیوندد.
سعد بن عبدالله می گوید: سوالهایی برایم پیش آمده بود لذا به خدمت امام حسن عسکری علیه السلام در سامراء رسیدم. در آنجا وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
چرا نگفتی در جواب آن شخص که اینها اسلام آوردند طمعاً چون از یهود شنیده بودند که پیامبری می آید. و این دو نفر اسلام آوردند به طمع اینکه بر حکومت حضرت حظٌی و بهره ای داشته باشند. کمال الدین – ج 2 – ص 463
و ان شاءالله در مباحثات آینده از کتب اهل تسنن اثبات می کنیم نفاق خلفای بعد از این دو نفر را مثل عثمان – معاویه – یزید و ...واسلام علی من اتبع الهدی .
یامرتضی علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم العن الجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام.
محمد مهدی 128 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از محمد مهدی 128 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 19 December 2005   #48
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

نقل قول:
در اصل توسط mohamdmhdi نوشته شده است
سلام حقجوی گرامی وسایر دوستان :
کارشناس که همان دوست قدیمی است یعنی جناب حقایق دین دلیل ما بر نفاق این است :
اسلام تا ز ماني كه در مكه بود دو جبهه بيشتر وجود نداشت 1-اسلام 2-كفر وشرك .
اما زماني كه رسول مكرم اسلام صلي اللله عليه اله وسلم به مدينه هجرت فرمودند و مسلمين شروع به زياد شدن نمودن بحث نفاق شروع مي شود.

لذا اياتي كه در باب نفاق ومنافقين است همه مدني است.
قران كريم كه قول اصح وصحيح انست كه زمان نبي اكرم صلي الله عليه واله وسلم جمع اوري شد به شكل موجود وخالي از تحريف مي باشد طبق نزول زماني جمع اوري نشده
لذا اواخر قران كريم بيشتر سورهاي مباركات مكي است .
اينكه مكي ومدني معنايش كدام است ؟ اقوالي است كه صحيح ان به دو قول رجوع مي كند .
1-مكي ومدني بودن به لحاظ مكاني
2-به ملاحظه زمان .
يعني ايات وسورهايي كه در مكه نازل شده مكي وايات وسوري كه در مدينه نازل شده مدني اين طبق ملاك مكاني .
يا ايات وسوري كه قبل از هجرت نازل شده مكي است ولو مكانا خارج مكه نازل شده باشد .
و ايات و سوري كه بعد از هجرت نازل شده مدني است ولو در حجة الوداع در مكه نازل شده باشد . كه ما قول دوم را اصح مي دانيم .
و طبق اجماع اهل قبله منافقين هر زمان كه عمر اسلام در مدينه بيشتر مي شد وبر تعداد مسلمين افزوده مي شد وفتح وفتوحات بيشتر مي شد تشكيلات انها هم منسجم تر مي شد نمونه اش رم دادن شتر حضرت بعد از تبوك وبعداز واقعه غدير.
لذا نحوه برخورد خداوند تبارك وتعالي در قران كريم با انها شديدتر مي شد لذا طبق مصحف الازهر و ساير كتب سوره مباركه توبه 113 سوره اي است كه نازل شده( جزء دو ايه ان كه مكي است) و سوره منافقين 109سوره وطبق بعضي مصحفها 104سور ه اي است كه نازل شده و بقيه سورهاي در اين بين مثل ممتحنه و.......سورهايي است كه اياتي در مورد منافقين دارد .
وطبق اجماع اهل قبله تالحظه شهادت خاتم صلي الله عليه واله وسلم كار شكني مي كردند ونمونه اعلي ان تخلف از جيش اسامه .
حال سوال اين است كه ريشه نفاق كيست ؟؟؟ واين منافقين كه تا اخرين لحظات عمر رسول اكرم صلي الله عليه واله وسلم كار شكني مي كردند كجا رفتند؟؟ وكارشان به كجا كشيد ؟؟
انشا ءالله الرحمان در مقالات اتي با ذكر سند از كتب شيعه و اهل تسنن اين بحث را ادامه مي دهيم انشاءالله.
بسم الله الرحمن الرحیم
سوالی که مطرح است این است که منافقین کجا رفتند وچطور شدند آیا نفاق تمام شد ؟
تسنن مثل استیعاب و ابن ابی الحدید توجیهات لایتچسبکی کرده اند اما جواب صحیح این است که منافقین همانها بودند که به حکومت رسیدند.
لذا بیشتر فتوحات اسلام شروع شد و در طول 25 سال خلافت این سه نفر هیچ جنگی داخلی مهم که مسلمان در مقابل مسلمان باشد وجود ندارد.
اما به محض اینکه خلافت ظاهری را امیرالمومنین علیه السلام عهده دار شد سه جنگ مهم جمل – صفین و نهروان روی داد.
و باز بعد از صلح امام حسن علیه السلام فتح و فتوحات اسلامی شروع شد.
دلیل ما بر اینکه منافقین همانها هستند که حکومت را در دست گرفتند این است که اسلام آوردن اینها طمعی بود.
کتابی است به نام امالی از ابوالقاسم بن عبدالرحمن بن اسحاق زجاجی نحوی متوفای 336 یا 339 ق که تردید از ابن خلکان است در مقدمه آن.
در این کتاب که از اهل تسنن است صفحه 28 چاپ بیروت پایین صفحه سمت راست شروع می شود علت اسلام آوردن عمر: خود عمر می گوید: خرجت مع اناس من قریش فی الجاهلیه. روایت طولانی است اجمال آن این است که راهبی از دیر خارج شد و گفت که از اهل کتاب است و گفت تو (عمر) در آینده حاکم می شوی لذا امان نامه ای به من بده که مرا از دیر خارج نکنند. و آدرس از شیعه: سفینه البحار دو جلدی – ج 2 – ص 269
و از شیعه علت اسلام آوردن عمر این چنین نقل شده که عمر به تحریک ابی جهل اظهار اسلام کرد تا اینکه او (عمر) در لباس اسلام بین مسلمین و کفار جنگ راه بیاندازد در مکه وهمانجا اسلام در نطفه نابود گردد .
اربعین محمد طاهر قمی شیرازی – متوفای 1098 – ص 577
علت اسلام آوردن ابوبکر هم شبیه علت اسلام آوردن عمر است.
کتابی است به نام البدء و التاریخ از اهل تسنن ج 5 ص 77 که ابوبکر می گوید: راهبی خبر داد به من وقت ظهور پیغمبر صلی الله علیه و اله و سلم از مکه را و امر کرد ابوبکر را که اسلام بیاورد .
و از شیعه الصحیح من السیره – ج 1 – ص 249 و 250
و از شیعه کتاب شریف کمال الدین شیخ صدوق اعلی الله مقامه الشریف روایتی نقل می کند که سعد بن عبدالله قمی میگوید: یکی از علمای تسنن از خراسان (ماوراءالنهر) به قم آمد و بسیار بحاث بود. بحث به اینجا کشید که شما معتقدید که اولی و دومی کافرند و چشم به هم زدنی ایمان نیاورده اند. سوال این است که آن موقعی که اینها در مکه ایمان آوردند آیا اسلام آوردن اینها به اختیار بود یا از روی اکراه؟ سعد بن عبدالله گوید: نتوانستم جواب بدهم. اگر می گفتم: از روی اختیار- که محکوم بودم. و اگر می گفتم از روی اکراه اسلام آوردند – معنا نداشت که در اوایل – مسلمین در اقلیت بودند. لذا معنا ندارد که کسی به این گروه اقلیت با اکراه بپیوندد.
سعد بن عبدالله می گوید: سوالهایی برایم پیش آمده بود لذا به خدمت امام حسن عسکری علیه السلام در سامراء رسیدم. در آنجا وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
چرا نگفتی در جواب آن شخص که اینها اسلام آوردند طمعاً چون از یهود شنیده بودند که پیامبری می آید. و این دو نفر اسلام آوردند به طمع اینکه بر حکومت حضرت حظٌی و بهره ای داشته باشند. کمال الدین – ج 2 – ص 463
و ان شاءالله در مباحثات آینده از کتب اهل تسنن اثبات می کنیم نفاق خلفای بعد از این دو نفر را مثل عثمان – معاویه – یزید و ...واسلام علی من اتبع الهدی .
یامرتضی علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم العن الجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام.
با سلام

جناب محمد مهدی منتظر ادامه پاسخ روشنگر شما هستیم
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 28 September 2014   #49
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

نقل قول:
در اصل توسط محمد مهدی 128 نوشته شده است نمايش نوشته
سلام حقجوی گرامی وسایر دوستان :
کارشناس که همان دوست قدیمی است یعنی جناب حقایق دین دلیل ما بر نفاق این است :
اسلام تا ز ماني كه در مكه بود دو جبهه بيشتر وجود نداشت 1-اسلام 2-كفر وشرك .
اما زماني كه رسول مكرم اسلام صلي اللله عليه اله وسلم به مدينه هجرت فرمودند و مسلمين شروع به زياد شدن نمودن بحث نفاق شروع مي شود.

لذا اياتي كه در باب نفاق ومنافقين است همه مدني است.
قران كريم كه قول اصح وصحيح انست كه زمان نبي اكرم صلي الله عليه واله وسلم جمع اوري شد به شكل موجود وخالي از تحريف مي باشد طبق نزول زماني جمع اوري نشده
لذا اواخر قران كريم بيشتر سورهاي مباركات مكي است .
اينكه مكي ومدني معنايش كدام است ؟ اقوالي است كه صحيح ان به دو قول رجوع مي كند .
1-مكي ومدني بودن به لحاظ مكاني
2-به ملاحظه زمان .
يعني ايات وسورهايي كه در مكه نازل شده مكي وايات وسوري كه در مدينه نازل شده مدني اين طبق ملاك مكاني .
يا ايات وسوري كه قبل از هجرت نازل شده مكي است ولو مكانا خارج مكه نازل شده باشد .
و ايات و سوري كه بعد از هجرت نازل شده مدني است ولو در حجة الوداع در مكه نازل شده باشد . كه ما قول دوم را اصح مي دانيم .
و طبق اجماع اهل قبله منافقين هر زمان كه عمر اسلام در مدينه بيشتر مي شد وبر تعداد مسلمين افزوده مي شد وفتح وفتوحات بيشتر مي شد تشكيلات انها هم منسجم تر مي شد نمونه اش رم دادن شتر حضرت بعد از تبوك وبعداز واقعه غدير.
لذا نحوه برخورد خداوند تبارك وتعالي در قران كريم با انها شديدتر مي شد لذا طبق مصحف الازهر و ساير كتب سوره مباركه توبه 113 سوره اي است كه نازل شده( جزء دو ايه ان كه مكي است) و سوره منافقين 109سوره وطبق بعضي مصحفها 104سور ه اي است كه نازل شده و بقيه سورهاي در اين بين مثل ممتحنه و.......سورهايي است كه اياتي در مورد منافقين دارد .
وطبق اجماع اهل قبله تالحظه شهادت خاتم صلي الله عليه واله وسلم كار شكني مي كردند ونمونه اعلي ان تخلف از جيش اسامه .
حال سوال اين است كه ريشه نفاق كيست ؟؟؟ واين منافقين كه تا اخرين لحظات عمر رسول اكرم صلي الله عليه واله وسلم كار شكني مي كردند كجا رفتند؟؟ وكارشان به كجا كشيد ؟؟
انشا ءالله الرحمان در مقالات اتي با ذكر سند از كتب شيعه و اهل تسنن اين بحث را ادامه مي دهيم انشاءالله.
بسم الله الرحمن الرحیم
سوالی که مطرح است این است که منافقین کجا رفتند وچطور شدند آیا نفاق تمام شد ؟
تسنن مثل استیعاب و ابن ابی الحدید توجیهات لایتچسبکی کرده اند اما جواب صحیح این است که منافقین همانها بودند که به حکومت رسیدند.
لذا بیشتر فتوحات اسلام شروع شد و در طول 25 سال خلافت این سه نفر هیچ جنگی داخلی مهم که مسلمان در مقابل مسلمان باشد وجود ندارد.
اما به محض اینکه خلافت ظاهری را امیرالمومنین علیه السلام عهده دار شد سه جنگ مهم جمل – صفین و نهروان روی داد.
و باز بعد از صلح امام حسن علیه السلام فتح و فتوحات اسلامی شروع شد.
دلیل ما بر اینکه منافقین همانها هستند که حکومت را در دست گرفتند این است که اسلام آوردن اینها طمعی بود.
کتابی است به نام امالی از ابوالقاسم بن عبدالرحمن بن اسحاق زجاجی نحوی متوفای 336 یا 339 ق که تردید از ابن خلکان است در مقدمه آن.
در این کتاب که از اهل تسنن است صفحه 28 چاپ بیروت پایین صفحه سمت راست شروع می شود علت اسلام آوردن عمر: خود عمر می گوید: خرجت مع اناس من قریش فی الجاهلیه. روایت طولانی است اجمال آن این است که راهبی از دیر خارج شد و گفت که از اهل کتاب است و گفت تو (عمر) در آینده حاکم می شوی لذا امان نامه ای به من بده که مرا از دیر خارج نکنند. و آدرس از شیعه: سفینه البحار دو جلدی – ج 2 – ص 269
و از شیعه علت اسلام آوردن عمر این چنین نقل شده که عمر به تحریک ابی جهل اظهار اسلام کرد تا اینکه او (عمر) در لباس اسلام بین مسلمین و کفار جنگ راه بیاندازد در مکه وهمانجا اسلام در نطفه نابود گردد .
اربعین محمد طاهر قمی شیرازی – متوفای 1098 – ص 577
علت اسلام آوردن ابوبکر هم شبیه علت اسلام آوردن عمر است.
کتابی است به نام البدء و التاریخ از اهل تسنن ج 5 ص 77 که ابوبکر می گوید: راهبی خبر داد به من وقت ظهور پیغمبر صلی الله علیه و اله و سلم از مکه را و امر کرد ابوبکر را که اسلام بیاورد .
و از شیعه الصحیح من السیره – ج 1 – ص 249 و 250
و از شیعه کتاب شریف کمال الدین شیخ صدوق اعلی الله مقامه الشریف روایتی نقل می کند که سعد بن عبدالله قمی میگوید: یکی از علمای تسنن از خراسان (ماوراءالنهر) به قم آمد و بسیار بحاث بود. بحث به اینجا کشید که شما معتقدید که اولی و دومی کافرند و چشم به هم زدنی ایمان نیاورده اند. سوال این است که آن موقعی که اینها در مکه ایمان آوردند آیا اسلام آوردن اینها به اختیار بود یا از روی اکراه؟ سعد بن عبدالله گوید: نتوانستم جواب بدهم. اگر می گفتم: از روی اختیار- که محکوم بودم. و اگر می گفتم از روی اکراه اسلام آوردند – معنا نداشت که در اوایل – مسلمین در اقلیت بودند. لذا معنا ندارد که کسی به این گروه اقلیت با اکراه بپیوندد.
سعد بن عبدالله می گوید: سوالهایی برایم پیش آمده بود لذا به خدمت امام حسن عسکری علیه السلام در سامراء رسیدم. در آنجا وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
چرا نگفتی در جواب آن شخص که اینها اسلام آوردند طمعاً چون از یهود شنیده بودند که پیامبری می آید. و این دو نفر اسلام آوردند به طمع اینکه بر حکومت حضرت حظٌی و بهره ای داشته باشند. کمال الدین – ج 2 – ص 463
و ان شاءالله در مباحثات آینده از کتب اهل تسنن اثبات می کنیم نفاق خلفای بعد از این دو نفر را مثل عثمان – معاویه – یزید و ...واسلام علی من اتبع الهدی .
یامرتضی علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم العن الجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام.
ان المنافقین فی درک اسفل من الجحیم
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #50
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

روز شمار شهادت رسولخدا صلی الله علیه و آله《21》



در روز دوشنبه ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری قمری ، ۱۱ خرداد سال ۱۱ هجری شمسی ،
۲۷ می سال ۶۳۲ چه اتفاقی افتاد؟؟


اذانِ بلال ، مردم را برای خواندن نماز صبح به سوی مسجد می‌کشاند ؛
در طی ۳ روز گذشته بیشتر امیرالمومنین علیه السلام و در برخی موارد "فضل بن عباس" , پسر عموی نبی خدا صلی الله علیه و آله ، امام جماعت بوده اند .

امروز صبح در میان تعجب حاضران , ابوبکر وارد مسجد شده و به جایگاه امام جماعت می‌رود!!!

صهَيب دقایقی پیش به ابوبکر اطلاع داده بود که پیامبر به علت شدت یافتن بیماری ، نمی توانند در مسجد حاضر شود ؛
روشن است که فرستندهء این پیام ، همسر پیامبر صلی الله صلی الله علیه و آله ،
عایشه است!
ابوبکر نیز که در گوشه ای منتظر این خبر بود ، پس از ورود به مسجد نماز را آغاز می کند...

با برنامه ای از پیش تعیین شده ، عمر , ابوعبیده , سالم غلام ابوحذیفه , صهیب و چند نفر دیگر که ابوبکر را همراهی می‌کردند به او اقتدا می‌کنند ؛

اهل مسجد می دانند که همگی این افراد باید در سپاه اسامه باشند...

نگرانی در چشمهای حاضران موج می‌زند ، و بلال خبر این نماز جماعت را به رسول خدا صلی الله علیه و آله میرساند ؛

پیامبر از شنیدن این خبر ناراحت می‌شوند و به سختی از جای برمی‌خیزند ؛
امیرالمومنین علیه السلام و فضل بن عباس زیر بازوان حضرت را می گیرند و پیامبر
- در حالیکه پای مبارکشان بر زمین کشیده می شود - وارد مسجد شده , به سوی جایگاه امام جماعت حرکت می‌کنند ،

رسول خدا صلی الله علیه و آله , ابوبکر را کنار می زنند و خود نماز را ، نشسته برگزار می نمایند و مسلمانان به ایشان اقتدا می کنند ؛

عایشه ماجرا را به گونه ای دیگر بازگو می‌کند :


در یک جا ادعا می‌کند که پیامبر صلی الله علیه و آله نه تنها از خانه خارج نشده اند ، بلکه ، از داخل خانه با دیدن نماز ابوبکر خوشحال نیز گشته اند.


او در جای دیگر می‌گوید : پیامبر از خانه خارج شدند و با لبخند و اظهار رضایت در برابر مسلمانان نشستند و نماز جماعت به امامت ابوبکر را تماشا کردند.


همو در جای دیگر می‌گوید : ابوبکر با دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله می‌خواست نماز را بشکند ، اما پیامبر مانع می‌شود و در جلوی ابوبکر ، نماز را شروع می کنند ، ابوبکر به پیامبر اقتدا می کند و مردم نیز به ابوبکر از قبل اقتدا کرده بودند!!!


و نیز می گوید : پیامبر صلی الله علیه و آله پشت ابوبکر می‌نشیند و نماز را به ابوبکر اقتدا می کند.


و یا پیامبر در کنار ابوبکر به صورت نشسته و فرادا نماز می‌خوانند.


و یا ......(۱)
ابوبکر به پیامب اقتدا ومردم به بوبکر اقتدا

وم وقتی اعتراض بهش میشه که چرا چند قول نقل می کنه

میگه ...من که نبودم از مردم شنیدم
روشن است که عایشه داستان های فوق را با توجه به مخاطبان ،
به صورت های گوناگون نقل کرده است ؛
وجه مشترک تمامی حکایت های فوق
- که دختر خلیفهء اول بر آن تأکید دارد -
رضایت پیامبر از نماز و در نتیجه خلافت ابوبکر است!!!
عایشه تلاش دارد که نشان دهد امام جماعتِ این نماز خاص ،
جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله را مشخص خواهد کرد


➖پس از نماز ، پیامبر صلی الله علیه و آله به کمک امیرالمومنین علیه السلام و خدمتکار خود(۲) ،
به زحمت بر اولین پله منبر قرار می‌گیرند....

پیامبر صلی الله علیه و آله، درد مندانه می‌خواهند که حاضران آنچه را می‌شنوند به غایبان برسانند ؛

آن حضرت حدیث ثقلین را یادآور می‌شوند و مردم را به رعایت حق الاهی در مورد این دو ثقل گرانبها (قرآن و اهل بیت علیهم السلام)دعوت می‌کنند ؛
آن حضرت پیوسته از امیرمؤمنان علیه‌السلام می‌گویند و در انتها باز از مسلمانان می‌خواهند که شاهدان به غایبان بگویند...(۳)

در همین خطبه ، پیامبر صلی الله علیه و آله از وجود فتنه های بی پایان سخن به میان می‌آورند.

‼️‼️ از نکات قابل توجه در بین خطبه ، پرسش معترضانهء عمر بن خطاب دربارهء مصداق ثقلین است ، که ناراحتی پیامبر را به همراه دارد ؛(۴)

پیامبر صلی الله علیه و آله از منبر پایین می‌آیند و به منزل خویش بر می‌گردند ؛
به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله بر بدن آن حضرت ، آب می‌ریزند ، تب اندکی فرو می‌نشیند ؛

پیامبر صلی الله علیه و آله ، بار دیگر اسامه را فرامی‌خوانند و برای چندمین بار دستور اکید می‌دهند که با سپاهیان خویش مدینه را بلافاصله ترک کند ؛
آن حضرت بار دیگر متخلفان از این دستور را لعن می‌کنند و از رحمت الاهی دور می‌شمردند ؛

ابوبکر که می فهمد حال پیامبر صلی الله علیه و آله کمی بهتر شده ، به سوی منزل خود در سُنْح می رود (۵) ،
تا از چشم پیامبر دور باشد و همچنین در سپاه اسامه نیز حضور پیدا نکند ؛
او برای شنیدن اخبار بعدی لحظه شماری می‌کند...

چندی بعد بیماری پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شدت می یابد ؛
آثار سَم آن چنان زیاد است که پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله ، بدن و زیر ناخن های آن حضرت سبز می شود ؛
این سم اثر خویش را اینک بر رسول خدا صلی الله علیه و آله به روشنی نشان می دهد ؛

امیرالمومنین سر پیامبر صلی الله علیه و آله را بر سینهء خود می‌گیرند ؛

در این مورد نیز عایشه ادعا می‌کند که پیامبر بر روی سینهء او جان داده است(۶) ؛
بنی هاشم - که در منزل پیامبر حضور داشتند - در این خصوص وی را تکذیب کردند ؛
عایشه دختر ابوبکر نیز ادعای خویش را به صورت دیگری تعدیل می کند و می‌گوید :

من نادان بودم و بی تجربه ، در نتیجه گمان بردم که رسول خدا در دامنم من وفات یافت ، من سرِ رسول خدا را بر زمین گذاشتم ؛ از خانه خارج شدم و شیون کردم‼️ (۷)
[اما از آنجا که رسول خدا از دنیا نرفته بودند ، امیرمؤمنان سر می رسند و آن حضرت را به سینه می گیرند ، در نتیجه رسول خدا در دامان امیرمؤمنان وفات می یابند!]

این ادعای عایشه نیز ، با توجه به حضور پیوستهء امیر مومنان علیه السلام نمی تواند درست باشد.

به هر روی ، رسول خدا صلی الله علیه و آله امیرمومنان علیه السلام را به سوی خویش می‌کشند و با کلامی آهسته با حضرت سخن می‌گویند ؛

دو یا سه ساعتی به ظهر مانده است؛

لحظاتی بعد ، رسول خدا صلی الله علیه و آله ، در حجرهء شخصی خویش , در سن ۶۳ سالگی و در دامان امیرمومنان علیه السلام ، دار فانی را وداع می گویند...(۸)

▪️خبر به سپاه بی تحرک اسامه می رسد ؛
سپاه از هم می پاشد ؛

چندی دیگر ابوبکر نیز از سنح حرکت می کند....

امروز ظهر "ابوبکر" به عنوان خلیفه نماز را اقامه خواهد کرد !

و از غدیر تنها " ۷۰ " روز گذشته است...

1⃣ الصحیح من سیرة النبی الأعظم صص۲۹۳-۳۰۱ ج۳۳ ؛ صلاة ابي بكر صص۴۴-۴۹
2⃣ الامالی ص۱۳۵ ؛ بحارالانوار ج۲۲ ص۴۷۶
3⃣ خصائص الأئمه صص۷۴-۷۵ ؛ طرف من الأنباء و المناقب صص۲۷۳-۱۷۵ ؛ بحارالانوار ج۲۲ صص۴۸۶-۴۸۷
4⃣ الامالی ص۱۳۵ ؛ بحارالانوار ف۷۶/۲۲
5⃣ السيرة النبوية ۳۱۱/۴ ؛ تاریخ مدینه دمشق ۵۶/۲ ؛ کنزالعمال ۵۷۴/۱۰ ؛ سبل الهدي و الرشاد ۲۴۹/۶ ؛ امتاع الأسماع ۱۲۵/۲ ، ۵۲۱/۱۴ ؛ شرح مسند ابی حنیفه ص۳۰۳ (همه از مدارک اهل تسنن)
6⃣ صحیح بخاری ۱۸۶/۳ ؛ صحیح مسلم ۷۵/۵ ؛ السیره النبویه ۳۱۲/۴ ؛ مسند احمد ۲۷۰/۶ ، ۲۷۴/۶ ؛ مسند ابی یعلی ۶۲/۸ (همه از مدارک اهل تسنن)
7⃣ مسند احمد ۳۲/۶ (از مدارک اهل تسنن)
8⃣ الامالی مفید ص۲۳۵ ؛ الامالی طوسی ص۱۱ ؛ خصائص الأئمه ص۵۱ ؛ بحارالانوار ۴۶۲/۳۲ ، ۱۴۷/۳۴
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

http://www.iranclubs.org/forums/show...69#post2377269
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:47PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts