بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Friday 2 December 2005   #1
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

سلام بر کار بران محترم

منافق در لغت این گونه معنا شده است:
من کتم الکفر فی قلبه و اظهر الایمان بلسانه
کسی که کفر را در دلش پنهان کرده و در سخن اظهار ایمان می کند.

قران در بسیاری از آیات از منافقان سخن می گوید و به این ترتیب نمیتوان همه اصحاب پیامبر را مومن دانست.
در مراجعه به مراجع تاریخی اهل سنت در باره سالهای زندگی پیامبر و نیم قرن پس از رحلت ایشان و بررسی سخنان و رفتار عده ای از صحابه، که متاسفانه پس از پیامبر عهده دار خلافت نیز بوده اند با افرادی منافق روبرو می شویم.
انشاء الله در این مقاله شواهد نفاق در صحابه را از دیدگاه قران و تاریخ مورد بررسی قرار می دهیم.

یکی از نشانه های نفاق در این افراد ترس و فرار در جنگ بوده است چرا که منافق در حقیقت به قیامت و پاداش خداوند ایمان ندارد و کشته شدن در رکاب پیامبر را هلاکت و نابودی می داند و در میدان جنگ اسلام و کفر حفظ جان خود را بر هر چیز حتی جان پیامبر مقدم می دارد و این کار جز با گریز و فرار از مرگ ممکن نیست.





قران در باره فرار اصحاب پیامبر به دلیل ترس از میدان جنگ در سوره انفال آیه 15 و 16 می گوید:



یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم الذین کفروا زحفا فلا تولوهم الادبار . و من یولهم یومئذ دبره الا متحرفا لقتال او متحیزا الی فئه فقد باء بغضب من الله و ماویه جهنم و بئس المهاد.
ای اهل ایمان هر گاه با تهاجم کافران در میدان جنگ روبرو شوید مبادا از ترس به آنها پشت و فرارکنید!!!
هر کس که در این زمان به دشمن پشت کند ( مگر برای حمله به قسمت دیگری از دشمن یا به جناح دیگری از لشگر ) بطرف خشم خداوند رو آورده و جایگاهش جهنم است که منزلگاه بسیار بدی است.


بنا بر آیات بالا وعده عذاب جهنم برای فراریان از جنگهای زمان پیامبر داده شده است وایشان مصداق مغضوب علیهم هستند و بر هر مسلمانی واجب است تا در نماز های یومیه بارها از مغضوب علیهم بیزاری بجوید ( سوره حمد ).

در باره فرار اصحاب در جنگ احد در سوره آل عمران آیه 153 می خوانیم:

اذ تصعدون ولا تلوون علی احد والرسول یدعوکم فی اخریکم



آنگاه که در حال فرار از کوه بالا میرفتید و به احدی توجه نداشتید و پیامبر از پشت سر شما ، شما را به پایداری دعوت می کرد.



می دانیم که در جنگ احد اولین کسی که به بالاترین نقطه کوه صعود کرد عمر ابن خطاب بود و به دنبال او ابوبکر و پس از آن سایر مهاجرین و انصار!!
هر گاه در باره فرار عمر از او سوال می شد در جواب می گفت:
الکر و الفر عادت العرب!
حمله و فرار شیوه جنگ اعراب است!!!
اما آنچه تاریخ در باره او به تصویر کشیده تنها فرار است و از حمله کردن عمر حتی در یک جنگ اثری دیده نمی شود!
او در راه اسلام شمشیری فرود نیاورد و با وجود حضورش در میدان جنگ، تیری به او بر خورد نکرد. چرا که مشرکین بسوی دوستان خود تیر نمی انداختند!
در همین جنگ علی تنها کسی بود که پس از فرار لشگر اسلام از پیامبر حمایت کرد و بعد از اتمام جنگ احد بیش از نود زخم مختلف در بدن داشت.

قران در باره وضعیت اصحاب منافق در جنگ احزاب در سوره احزاب آیه 12 می گوید:


اذ یقول المنافقون والذین فی قلوبهم مرض ما وعدنا الله ورسوله الا غرورا
آنگاه که منافقان و کسانی که دلهاشان بیمار بود گفتند خداوند و رسولش به به ما وعده دروغ داده اند.

سوره احزاب آیه 15
و لقد کانوا عاهدوا الله من قبل لا یولون الادبار و کان عهد الله مسئولا
آن منافقان از پیش ( یعنی در جنگ احد ) با خدا عهد محکم بسته بودند که به جنگ پشت نکنند و در باره عهد خداوند مسئول هستند.


در جریان جنگ احزاب و محاصره مدینه زمانی که عمرو بن عبدود اسب خود را از خندق پرانید و در مقابل صف مسلمانان قرار گرفت و مبارز طلبید، در بین مسلمانان که پشت سر پیامبر بودند عمر رو به ابوبکر کرد و گفت بیائید این شخص ( پیامبر ) را به دشمن تحویل دهیم و جان خود را به سلامت ببریم!!
همه می دانند که سرانجام این جنگ هم فقط با مبارزه علی با عمرو بن عبدود تعیین شد و اگر نبود غلبه علی (ع ) بر او امروز موحدی بر زمین خدا را عبادت نمی کرد.

تاریخ جنگهای پیامبر به روایت شیعه و سنی مملو از اسناد فرار ابوبکر و عمر و عثمان است که با دلایل قرانی فوق مطابقت دارد و از این طریق نفاق این سه نفر بخوبی اثبات می شود. این سه نفر در هیچ جنگی از خود ایمان نشان ندادند همیشه در مواقعی که اسلام نیاز به حمایت و ایثار داشت غایب یا پنهان بودند چنانکه ابن ابی الحدید مورخ سنی در شعر خود به پنهان شدن ابو بکر بدلیل ترس در روز جنگ بدر و نیز فرار او در جنگ حنین و خیبر اشاره کرده است.



درود بر آنکس که از هدایت پیروی کند.




-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از -آزاد- بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 2 December 2005   #2
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,112
روزنوشته ها: 10
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

سلام خوش آمديد....

خوش آمديد ... بحث بسيار جالبي است كه منشاء قبول انحراف بسياري از برادران اهل سنت نيز هست و لازم است بدون پرده و با رعايت احترام آن برادران محترم بررسي و كالبد شكافي شود . بنده نيز قصد داشتم كه در اين راستا موضوعي احداث كنم اما متاسفانه زمانم مجال نداد .

يا حق
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 3 December 2005   #3
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

برادر گرامي جناب صبح از لطف شما ممنونم.

قبل از اينكه از شواهد نفاق صحابه در جنگ خارج شويم بعنوان جمع بندي به چند نكته اشاره مي كنم:
1- فرار از جنگ به دليل ترس رخ مي دهد و نشانه عدم ايمان به قيامت و پاداش خداوند است.
2- ترس و فرار ناشي از آن عليرقم وعده خداوند به پيروزي رخ داده و نشانه تكذيب پيامبر و قران در دل افرادي همچون ابوبكر و عمر است.
3- در مطالعه تاريخ جنگهاي زمان پيامبر كه ظاهرا ابوبكر و عمر در آنها حضور داشته اند نكته بسيار جالب توجه اين است كه اين دو صحابي در همه اين جنگها حتي يك زخم يا خراش ! بر نداشته اند و اين در حالي است كه مورخان مورد نظر ما همگي اهل سنت هستند و در زدودن نقاط ضعف خلفا تلاش زيادي داشته اند.
سالم ماندن در جنگي همچون احد كه علي در آن بيش از هفتاد زخم بر مي دارد تنها به دليل فرار از جنگ نيست بلكه همانگونه كه عرض كردم مشركين به سوي دوستان خود و ستون پنجمشان در لشگر پيامبر تير نمي انداختند و اين دليلي روشن بر نفاق آن دو نفر است.
منتظر اظهار نظر كاربران محترم بخصوص كساني كه ابوبكر را جانشين پيامبر مي دانند هستم.
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 3 December 2005   #4
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

برادر گرامي جناب صبح از لطف شما ممنونم.


قبل از اينكه از شواهد نفاق صحابه در جنگ خارج شويم بعنوان جمع بندي به چند نكته اشاره مي كنم:

1- فرار از جنگ به دليل ترس رخ مي دهد و نشانه عدم ايمان به قيامت و پاداش خداوند است.
2- ترس و فرار ناشي از آن عليرقم وعده خداوند به پيروزي رخ داده و نشانه تكذيب پيامبر و قران در دل افرادي همچون ابوبكر و عمر است.

3- در مطالعه تاريخ جنگهاي زمان پيامبر كه ظاهرا ابوبكر و عمر در آنها حضور داشته اند نكته بسيار جالب توجه اين است كه اين دو صحابي در همه اين جنگها حتي يك زخم يا خراش ! بر نداشته اند و اين در حالي است كه مورخان مورد نظر ما همگي اهل سنت هستند و در زدودن نقاط ضعف خلفا تلاش زيادي داشته اند.
سالم ماندن در جنگي همچون احد كه علي در آن بيش از هفتاد زخم بر مي دارد تنها به دليل فرار از جنگ نيست بلكه همانگونه كه عرض كردم مشركين به سوي دوستان خود و ستون پنجمشان در لشگر پيامبر تير نمي انداختند و اين دليلي روشن بر نفاق آن دو نفر است.

منتظر اظهار نظر كاربران محترم بخصوص كساني كه ابوبكر را جانشين پيامبر مي دانند هستم.
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از -آزاد- بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 3 December 2005   #5
سپهران
عضو ثابت
 
نشان سپهران
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 753
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

جناب آزاد
با تشكر از ايجاد مبحث مهم وجالب در خصوص تر س ونفاق بعضي از صحابه رسول خدا مي شود به ايه زير نيزاستد لال كرد/
الاان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون .
بدرستي كه اوليا خداوند نه مي تر سند ونه محزون (حزن غير خدايي ) مي شوند.
پس مردم دو دسته اند يا دوست خدا يا دشمن خداوكسي كه در جنگ ودر ركاب رسول مكرم اسلام پا
به فرار گذارد ورسول خدا را تنها بگذارد نه تنها ايمان ندارد بلكه دشمن خداست .
والبته وصد البته كه اين مبحث بايد بخوبي بررسي ونتيجه كفر و نفاق آنها به اطلاع همه دوستان اعم
از وهابي و غير وهابي ودوستان خليفه ثانيه برسد.
من هم به نوبه خودم منتظر توجيهات دوستان مي باشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



حشر
سپهران حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از سپهران بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 3 December 2005   #6
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

جناب سپهران از توجه شما به مقاله ممنونم و برایتان آرزوی موفقیت دارم.

با عنایت به اینکه در تالار دین و دنیا تعداد قابل توجهی از کاربران محترم وهابی و اهل سنت حضور دارند ا نتظار می رود که در این مقاله حرفی برای گفتن داشته باشند چرا که بدون تردید فردی منافق نمی تواند جانشین پیامبر باشد. این چیزی نیست جز مهمترین سخن شیعیان که در طول تاریخ به دلیل همین اعتقاد قتل عام و حبس و شکنجه شده اند.

-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 4 December 2005   #7
محمد مهدی 128
عضو ثابت
 
نشان محمد مهدی 128
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2005
پاسخ‌ها: 1,262
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

سلام خدمت دوستان عزیز ازاد و....بحث زیبائی است موفق باشید یا علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج
محمد مهدی 128 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از محمد مهدی 128 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 4 December 2005   #8
سینا 555
آرام و صبور
 
نشان سینا 555
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,791
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

با سلام خدمت دوست گرامي
جناب ازاده و عرض ادب و خوشامدگويي

از موضوع قابل تاملي كه مطرح فرموديد متشكرم
بنده هم منتظر جواب منطقي هستم.
سینا 555 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 5 December 2005   #9
محمد مهدی 128
عضو ثابت
 
نشان محمد مهدی 128
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2005
پاسخ‌ها: 1,262
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العا لمین وصلی الله علی سیَدنا محمٌدوآ له الطیبن ا لطاهرین لا سیًما بقیة الله الأعظم حجةبن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین لا سیَما ا لجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتيهما ومحبيهما .

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن المهدی صلواتک علیه وعلی آبایه فی هذه الساعة
وفی کلّ الساعة ولیّاً وحافظا وقائدا وناصرا و دلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا
اسلام تا ز ماني كه در مكه بود دو جبهه بيشتر وجود نداشت 1-اسلام 2-كفر وشرك .
اما زماني كه رسول مكرم اسلام صلي اللله عليه اله وسلم به مدينه هجرت فرمودند و مسلمين شروع به زياد شدن نمودن بحث نفاق شروع مي شود.
لذا اياتي كه در باب نفاق ومنافقين است همه مدني است.
قران كريم كه قول اصح وصحيح انست كه زمان نبي اكرم صلي الله عليه واله وسلم جمع اوري شد به شكل موجود وخالي از تحريف مي باشد طبق نزول زماني جمع اوري نشده
لذا اواخر قران كريم بيشتر سورهاي مباركات مكي است .
اينكه مكي ومدني معنايش كدام است ؟ اقوالي است كه صحيح ان به دو قول رجوع مي كند .
1-مكي ومدني بودن به لحاظ مكاني
2-به ملاحظه زمان .
يعني ايات وسورهايي كه در مكه نازل شده مكي وايات وسوري كه در مدينه نازل شده مدني اين طبق ملاك مكاني .
يا ايات وسوري كه قبل از هجرت نازل شده مكي است ولو مكانا خارج مكه نازل شده باشد .
و ايات و سوري كه بعد از هجرت نازل شده مدني است ولو در حجة الوداع در مكه نازل شده باشد . كه ما قول دوم را اصح مي دانيم .
و طبق اجماع اهل قبله منافقين هر زمان كه عمر اسلام در مدينه بيشتر مي شد وبر تعداد مسلمين افزوده مي شد وفتح وفتوحات بيشتر مي شد تشكيلات انها هم منسجم تر مي شد نمونه اش رم دادن شتر حضرت بعد از تبوك وبعداز واقعه غدير.
لذا نحوه برخورد خداوند تبارك وتعالي در قران كريم با انها شديدتر مي شد لذا طبق مصحف الازهر و ساير كتب سوره مباركه توبه 113 سوره اي است كه نازل شده( جزء دو ايه ان كه مكي است) و سوره منافقين 109سوره وطبق بعضي مصحفها 104سور ه اي است كه نازل شده و بقيه سورهاي در اين بين مثل ممتحنه و.......سورهايي است كه اياتي در مورد منافقين دارد .
وطبق اجماع اهل قبله تالحظه شهادت خاتم صلي الله عليه واله وسلم كار شكني مي كردند ونمونه اعلي ان تخلف از جيش اسامه .
حال سوال اين است كه ريشه نفاق كيست ؟؟؟ واين منافقين كه تا اخرين لحظات عمر رسول اكرم صلي الله عليه واله وسلم كار شكني مي كردند كجا رفتند؟؟ وكارشان به كجا كشيد ؟؟
انشا ءالله الرحمان در مقالات اتي با ذكر سند از كتب شيعه و اهل تسنن اين بحث را ادامه مي دهيم انشاءالله.
بسم الله الرحمن الرحیم
سوالی که مطرح است این است که منافقین کجا رفتند وچطور شدند آیا نفاق تمام شد ؟
تسنن مثل استیعاب و ابن ابی الحدید توجیهات لایتچسبکی کرده اند اما جواب صحیح این است که منافقین همانها بودند که به حکومت رسیدند.
لذا بیشتر فتوحات اسلام شروع شد و در طول 25 سال خلافت این سه نفر هیچ جنگی داخلی مهم که مسلمان در مقابل مسلمان باشد وجود ندارد.
اما به محض اینکه خلافت ظاهری را امیرالمومنین علیه السلام عهده دار شد سه جنگ مهم جمل – صفین و نهروان روی داد.
و باز بعد از صلح امام حسن علیه السلام فتح و فتوحات اسلامی شروع شد.
دلیل ما بر اینکه منافقین همانها هستند که حکومت را در دست گرفتند این است که اسلام آوردن اینها طمعی بود.
کتابی است به نام امالی از ابوالقاسم بن عبدالرحمن بن اسحاق زجاجی نحوی متوفای 336 یا 339 ق که تردید از ابن خلکان است در مقدمه آن.
در این کتاب که از اهل تسنن است صفحه 28 چاپ بیروت پایین صفحه سمت راست شروع می شود علت اسلام آوردن عمر: خود عمر می گوید: خرجت مع اناس من قریش فی الجاهلیه. روایت طولانی است اجمال آن این است که راهبی از دیر خارج شد و گفت که از اهل کتاب است و گفت تو (عمر) در آینده حاکم می شوی لذا امان نامه ای به من بده که مرا از دیر خارج نکنند. و آدرس از شیعه: سفینه البحار دو جلدی – ج 2 – ص 269
و از شیعه علت اسلام آوردن عمر این چنین نقل شده که عمر به تحریک ابی جهل اظهار اسلام کرد تا اینکه او (عمر) در لباس اسلام بین مسلمین و کفار جنگ راه بیاندازد در مکه وهمانجا اسلام در نطفه نابود گردد .
اربعین محمد طاهر قمی شیرازی – متوفای 1098 – ص 577
علت اسلام آوردن ابوبکر هم شبیه علت اسلام آوردن عمر است.
کتابی است به نام البدء و التاریخ از اهل تسنن ج 5 ص 77 که ابوبکر می گوید: راهبی خبر داد به من وقت ظهور پیغمبر صلی الله علیه و اله و سلم از مکه را و امر کرد ابوبکر را که اسلام بیاورد .
و از شیعه الصحیح من السیره – ج 1 – ص 249 و 250
و از شیعه کتاب شریف کمال الدین شیخ صدوق اعلی الله مقامه الشریف روایتی نقل می کند که سعد بن عبدالله قمی میگوید: یکی از علمای تسنن از خراسان (ماوراءالنهر) به قم آمد و بسیار بحاث بود. بحث به اینجا کشید که شما معتقدید که اولی و دومی کافرند و چشم به هم زدنی ایمان نیاورده اند. سوال این است که آن موقعی که اینها در مکه ایمان آوردند آیا اسلام آوردن اینها به اختیار بود یا از روی اکراه؟ سعد بن عبدالله گوید: نتوانستم جواب بدهم. اگر می گفتم: از روی اختیار- که محکوم بودم. و اگر می گفتم از روی اکراه اسلام آوردند – معنا نداشت که در اوایل – مسلمین در اقلیت بودند. لذا معنا ندارد که کسی به این گروه اقلیت با اکراه بپیوندد.
سعد بن عبدالله می گوید: سوالهایی برایم پیش آمده بود لذا به خدمت امام حسن عسکری علیه السلام در سامراء رسیدم. در آنجا وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
چرا نگفتی در جواب آن شخص که اینها اسلام آوردند طمعاً چون از یهود شنیده بودند که پیامبری می آید. و این دو نفر اسلام آوردند به طمع اینکه بر حکومت حضرت حظٌی و بهره ای داشته باشند. کمال الدین – ج 2 – ص 463
و ان شاءالله در مباحثات آینده از کتب اهل تسنن اثبات می کنیم نفاق خلفای بعد از این دو نفر را مثل عثمان – معاویه – یزید و ...واسلام علی من اتبع الهدی .
یامرتضی علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم العن الجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام.
محمد مهدی 128 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از محمد مهدی 128 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 5 December 2005   #10
سپهران
عضو ثابت
 
نشان سپهران
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 753
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

جناب آزاد
باعرض سلام خدمت شما وتمام دوستان .
آنچه که مسلم است از بارزترین نشانه های نفاق در منافقین از صحابه رسول خدا0 فرار وتنها
گذاشتن پیامبر در هنگام جنگ می باشدزیرا واقعیت این است که منافق اعتقادی به روز جزاوقیامت و پاداش وخداوند ندارد و کشته و زخمی شدن در رکاب رسول خدا راهلاکت و نابودی دانسته وحفظ جان نا مبارک خود را مقدم بر هر چیز حتی جان رسول خدا می داند واین مهم میسر نگردد مگر به فرارهای مفتضحانه در هنگام جنگ (آنهم چه فرارهایی).
همانطور که گفته شد از خصوصیات بارزو مبرهن آقایان خلفا فرار به نحو احسن از صحنه جنگ وخطر بوده لذا در هیچ تاریخی اعم از شیعه ویا سنی هیچگونه فداکاری 0جانبازی و رشادتی ازاین
حضرات در جنگهای رسول خدا نقل نگردئیده فرار توطئه وتضعیف روحیه مسلمانان توسط هر سه نفر آنهاصفحات تاریخ راپر وهمچون لکه ننگی بر تارک آنهاباقی مانده است که جای هیچگونه توجیه واستد لال باقی نگذاشته .
جناب آقایان وهابی وغیر وهابی و مدافع خلفا مخصوصا خلیفه ثانیه .
آیاکسی که در اعلا درجه نفاق باشد لیاقت وشایستگی جانشینی رسول خدا را دارد؟
آیا کسی که جان رسول خدا را در خطر دیده ودر طول تمام جنگا حتی یک تیر بطرف دشمن نینداخته
لیاقت جانشینی رسول خدا را دارد؟
البته وصد البته که خیرعلاوه بر اینکه لیاقت نداردبلکه از دایره اسلام نیز خارج و در دایره کفر و نفاق واردو شامل آیه .
ان المنافقین فی درک الاسفل من النار بوده لذا در تاریخ افتضاحات آنهامشهود بوده و از ننگین ترین سوابق تنها گذاشتن رسول خداو مسلمانان در حین جنگ و فرار سریع بوده تا جایی که قران در سوره ال عمران عمل انها را چنین توصیف می نماید.
اذ تصعدون ولا تلون علی احد والرسول یدعوکم فی اخریکم .
یعنی آنچنان فرار کردید بسوی کوه که حتی پشت سر خود را هم نگاه نکردیدو رسول
خداصدامی زدشما را.
که اکثر تواریخ شان نزول آیه را در باره گریختگان عمر ابوبکر وعثمان و سایر وابستگان فکری آنها نفل نموده واحدی که ایستاده بود واز اسلام ورسول خدا دفاع می کردکسی نبود جز وصی وجانشین بر حق رسول خداامیرالمومنین 0یعسوب دین قائد
غر المحجلین اسدالله اغلب علی ابن ابی طالب
با این اوصاف باز هم منتظر دفاعیات توجیهات و استد لالات کار بران محترم اعم از وهابی وغیر وهابی هستیم .
سیه دل به شستن نگرددسپید.
سپهران حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از سپهران بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 8 December 2005   #11
كارشناس
عضو ثابت
 
نشان كارشناس
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 23
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

به نام خدا
سلام
اگر ما به شبهات نگاهی بیافکنیم می بینیم که منشا انها جز غرض و جهالت نیست زیرا اگرچه در میان اطرافیان رسول خدا افراد منافق هم بوده اند اما این منافقین متصف به صفاتی بودند که سایر اصحاب از آن بری بوده اند و با تتبع در آیات قرانی می توان منافقین را از غیر ایشان تمییز داد،از چند جهت:

الف:اکثر منافقینی که مورد مذمت قران هستند منافقینی هستند که در هنگام عزیمت رسول خدا به جنگ تبوک از حضور در لشکر اسلام خودداری کردند چنانکه آیات سوره توبه از آیه 38 تا آخر،در ذم آنان و شرح حال و اقوال و اعمال ایشان است اما در همین آیات است که نیکان اصحاب نیز مدح شده اند و به صفاتی که در مقابل صفات منافقین قرار دارد ممتازند مثلا می فرماید: "اگر برای جهاد کوچ نکنید خدا شما را عذاب دردناکی خواهد کرد و شما را با قوم دیگری عوض می کند" تا آنجا که می فرماید: "اگر او را یاری نکنید قطعا او را خداوند یاری کرده" تا آنجا که: "خداوند از تو درگذرد،چرا آنان را رخصت دادی،تا برایت راستگویان معلوم شود و دروغگویان را بشناسی" که منافقین را به صفت عدم نصرت رسول و کوچ نکردن برای جهاد و عذر اینکه اگر می توانستیم ، با شما برای جهاد خارج می شدیم مذمت می نماید و رسول خدا را به علت اینکه چرا برای بازماندن از جهاد به منافقین رخصت داده مورد عفو قرار می دهد و می فرماید: "کسانیکه به خداوند و قیامت ایمان دارند،در جهاد با مال و جان از تو رخصت نمی خواهند و خداوند به احوال متقین داناست"
پس کسانیکه از رسول خدا اجازه بازنشستن از جهاد نخواسته و با مال و جان خود جهاد کرده اند از این طایفه مستثنی بوده و منافق نیستند چنانکه بلافاصله در آیه بعد می فرماید: "فقط آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان نداشته و دلهایشان تردید کرده و در شک خویش سرگردانند، از تو، (برای جهاد) رخصت می خواهند"
اینک باید دید چه کسانی بودند که برای حضور در جهاد عذر آورده و اجازه نشستن خواستند آیا همین اینان بودند که قضیه سقیفه را بوجود آوردند؟! هرگز!! بلکه با یک نگاه اجمالی به تاریخ و سیره حقیقت روشن می شود که اهل سقیفه از این گروه نبودند.همچنین منافقین رسول خدا را در اعطاء صدقات ملامت می کردند چنانکه می فرماید: "از منافقین کسانی هستند که درباره صدقات تورا ملامت می کنند اگر به آنها سهمی بدهی خرسند می شوند و اگر ندهی خشم می گیرند"
که در کتاب اسباب نزول معلوم است که این آیه در مذمت چه کسانی نازل شده و هرگز در سقیفه بنی ساعده نبودند و اعتراضی به آن نداشتند و در رد و قبولش سخنی از ایشان نیست و در همین آیه که از منافقین مدینه و اطراف آن خبر می دهد و می فرماید: "م ممن حولکم من الاعراب منافقون و من اهل المدینه" و ما قبل همین آیه، آیه "السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار و الذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و رضوا عنه و اعد لهم جنات تجری تحتها الانهار خالدین فیها ابدا ذلک الفوز العظیم" است که ابتدا مهاجرین و انصار را که از سابقون الاولون هستند مدح و ثنا می کند آنگاه می فرماید که در پیرامون شما از بادیه نشینان و هم از اهل مدینه منافقینی هستند که تو ای پیامبر، ایشان را نمی شناسی و در دنبال همین آیات است که می فرماید: "هر آینه پروردگار توبه پیامبر و مهاجر و انصار را پذیرفت"
پس انسان هر قدر متعصب باشد نمی تواند مهاجرین و انصار را در ردیف منافقین درآورد زیرا ایندو در قرآن در مقابل هم، چون نور و ظلمت و ایمان و کفر قرار گرفته اند مگر اینکه علاقه شدید به عقاید موروثی و تعصب و غرض ورزی چشم بصیرت او را تار کرده باشد!!

هرگز ممدوحین قرآن دچار نفاق و عصیان نشدند و این مدعا به روشنی آشکار و ظاهر است.علاوه بر اینکه آیات قرآن قبول تناقض نکرده و عقل و وجدان نیز این دو حالت (ایمان و ارتداد) را بر اصحاب رسول خدا نمی پذیرند.

ب:طائفه دوم از منافقین کسانی بودند که از روی جبر و اکراه ایمان آوردند یا بگو اسلام را اظهار کردند و اینان عده معدودی بودند چون "عبدالله بن ابی" و ابوسفیان و "حکم بن ابی العاص" و نظائر ایشان، از صفات بارزه ایشان چنانکه قرآن معرفی می کند آن بود که" و هنگامیکه به ایشان گفته شود بیایید تا رسول خدا برایتان(از خداوند) آمرزش بخواهد، سر پیچیدند و مستکبرانه رویگردان شوند" و همین ها می گفتند: "به کسانی که در پیرامون رسول الله هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند" اینان انصار را ملامت کرده و تشویق می نمودند که چیزی به مهاجرین و اصحاب رسول خدا که فقیرند ندهند و همین ها می گفتند: "اگر به مدینه بازگردیم هر اینه عزیزتر، ذلیل تر را اخراج می کند"
پر واضح است که از این طایفه احدی در اخذ رای برای تعیین خلیفه و امام در سقیفه حضور نداشتند چه یا مرده بودند و یا در خارج مدینه و مکه بودند و یا چنان رسوا بودند که نمی توانستند در چنین مجمعی حضور یابند.

ج:طائفه سوم از منافقین کسانی بودند که با دشمنان اسلام چون یهود و نصاری و امثال ایشان عهد و پیمانی داشتند از آنان انتظار یاری و نصرت علیه اسلام می بردند و این صفت آنگاه در ایشان ظاهر می شد که مسلمین دچار دشمنانی سخت و جنگی مهیب چون جنگ خندق و احد می شدند و گاه کسانی در میان هر سه دسته بودند و در این صفات رذیله با هم اشتراک داشتند چنانکه قرآن کریم از احوال اینان خبر می دهد و می فرماید: "بیمار دلان را می بینی که (در دوستی با یهود و نصاری) شتاب کرده و می گویند: بیم داریم که حادثه ای برایمان رخ دهد" و نیز می فرماید: "آنگاه که دیدگاه خیره گشت و جانها به گلوگاه رسید و به خداوند گمانهای گوناگون بردید، در انجا بود که مومنین امتحان شده و سخت متزلزل شدند و آن دم که منافقان و بیماردلان می گفتند: خدا و رسول جز فریب ما را وعده نداده ند، و آنگاه که گروهی از انان گفتند: ای اهل یثرب، جای ماندن نیست و گروهی از ایشان از پیامبر رخصت رفتن می خواستند..."
اما در همین سوره که خداوند اینگونه منافقین را مذمت می نماید درباره مومنین می فرماید: "و چون مومنین احزاب را دیدند گفتند این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده اند و خدا و رسول راست گفتند و ایشان را جز ایمان و تسلیم نیفزود" پس با دقت در این آیات شریفه به روشنی معلوم می شود که مراد خدای متعال از منافقین چه کسانند و هرگز نمی توان در میان مهاجرین و انصار که ممدوح قرآن اند و سایر اصحاب رسول خدا که از صفات منافقین مبری بودند کسی را یافت که در لباس نفاق در سقیفه حاضر شده و علیرغم نص خدا و رسول و وصیت آن حضرت، با خلافت منصوصه علی مخالفت کرده باشد. علاوه بر همه اینها قرآن کریم درباره منافقین می فرماید: "اگر منافقان و بیماردلان و آنان که مردم را در شهر نگران و هراسان می سازند دست نکشند البته تو را بر ایشان چیره سازیم و آنگاه جز اندک زمان در جوارت نمانند که ملعون و مطرودند و هرجا یافت شوند گرفتار شده و به خواری کشته شوند"

موفق باشید
والسلام علی من اتبع الهدی و خاف عواقب الردی
یاالله

برداشت از سایت توحید و یکتاپرستی http://sonnat.myftp.org
كارشناس حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 8 December 2005   #12
حق جو
عضو ثابت
 
نشان حق جو
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2005
پاسخ‌ها: 1,160
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

با سلام


آنچه نويسنده مقاله با استناد به قران و تاريخ اسلام ذكر كرده است را نمي توان به اين سادگي و بدون هيچگونه پشتوانه تاريخي رد كرد.


بي شك اگر منافقين در زمان پيامبر شناخته شده بودند قران آنها را منافق نمي ناميد !!!


منتظر ادامه سخن نويسنده مقاله در اين باره هستيم.
حق جو حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از حق جو بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 December 2005   #13
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 51
پاسخ‌ها: 4,827
ارسال پيام توسط Yahoo به min
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

جناب آقاي آزاد
نمي خواستم ميان بحث شما وارد شده و فاصله بياندازم
ولي ديدم اگر از اين بحث زيبا ي شما تشكر نكنم نهايت بي انصافي است
از بحث زيبا منطقي مستند و آگاه كننده شما بسيار متشكرم
يا علي
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از min بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 December 2005   #14
سینا 555
آرام و صبور
 
نشان سینا 555
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,791
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

نقل قول:
آنگاه می فرماید که در پیرامون شما از بادیه نشینان و هم از اهل مدینه منافقینی هستند که تو ای پیامبر، ایشان را نمی شناسی و در دنبال همین آیات است که می فرماید: "هر آینه پروردگار توبه پیامبر و مهاجر و انصار را پذیرفت"


نقل قول:
بي شك اگر منافقين در زمان پيامبر شناخته شده بودند قران آنها را منافق نمي ناميد !!!
سینا 555 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از سینا 555 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 December 2005   #15
كارشناس
عضو ثابت
 
نشان كارشناس
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 23
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

به نام خدا

سلام بر دوستان گرامی

نویسنده محترم بایستی هم معنای نفاق و هم معنای صحابه را می آوردند تا ابتدا مشخص شود ایشان چه کسانی را در دایره صحابه وارد می دانند و اصلا تعریفی که از صحابه می کنند تعریف درست و دقیقی می باشد یا خیر.

از انجائیکه جناب آزاد تنها به ذکر معنای نفاق بسنده کردند و ذکری از معنای صحابه به میان نیامد باید ابتدا منتظر معنای کلمه صحابه باشیم.

پس دوست گرامی جناب آزاد

منتظر معنای کلمه صحابه هستم

با تشکر
كارشناس حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:22AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts