بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 10 December 2005   #16
موحد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
نشان موحد
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2004
پاسخ‌ها: 744
ارسال پيام توسط Yahoo به موحد
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

نقل قول:



نقض قوانين باشگاه بواسطه بكار بردن الفاظ و عبارات توهين آميز
كاربر موحد ،
عليرغم تذكرات مكرر مسئولين باشگاه و يادآوري نقض مكرر قوانين ، شناسه شما به مدت 30 روز از امكانات عضويت برخوردار نخواهد بود . بديهي است در صورت تكرار اين روش ، مراحل بعدي يادآوري قوانين اعمال خواهد شد .

مهرداد @ پشتيباني باشگاه
http://www.iranclubs.org/tos
موحد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 December 2005   #17
كارشناس
عضو ثابت
 
نشان كارشناس
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 23
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

نقل قول:
در اصل توسط موحد نوشته شده است


به نام خدا

سلام

کاربر موحد

لطفا در استفاده از این چنین الفاظی و نسبت دادن آن به دیگران دقت فرمائید.

شما که خود را موحد و یکتاپرست و مومن می دانید چنین حرکاتی از شما بعید است.

[SIZE=2]هدف از این بحث ها قبولاندن عقاید خودمان به ديگران آن هم به زور نیست بلکه هدف /SIZE]
روشنگرایی و پرده برداشتن از حقیقت است و انتخاب با ديگران است .

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

از کاربر حق جو هم می خواهم حداقل در این مقاله جواب چنین مطالبی را ندهند.

با تشکر

آخرين ويرايش كارشناس ، Saturday 10 December 2005 در 10:25PM.
كارشناس حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 December 2005   #18
كارشناس
عضو ثابت
 
نشان كارشناس
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 23
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

به نام خدا


سلام بر دوستان گرامی

یک بار دیگر سوالم را تکرار می کنم

نویسنده محترم بایستی هم معنای نفاق و هم معنای صحابه را می آوردند تا ابتدا مشخص شود ایشان چه کسانی را در دایره صحابه وارد می دانند و اصلا تعریفی که از صحابه می کنند تعریف درست و دقیقی می باشد یا خیر.

از انجائیکه جناب آزاد تنها به ذکر معنای نفاق بسنده کردند و ذکری از معنای صحابه به میان نیامد باید ابتدا منتظر معنای کلمه صحابه باشیم.

پس دوست گرامی جناب آزاد

منتظر معنای کلمه صحابه هستم

با تشکر
كارشناس حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 December 2005   #19
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 51
پاسخ‌ها: 4,827
ارسال پيام توسط Yahoo به min
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله


كاربر min
با توجه به قوانين توافقي ثبت نام ، از درج هرگونه عبارات و الفاظ توهين آميز جدا خودداري فرمائيد .
پشتيباني باشگاه
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 11 December 2005   #20
حق جو
عضو ثابت
 
نشان حق جو
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2005
پاسخ‌ها: 1,160
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

نقل قول:
در اصل توسط موحد نوشته شده است




تا جايي كه خبر دارم بنده آن كسي نبودم كه پيامبر خدا را در ميان شمشيرهاي دشمنان رها كرد و به سمت كوه احد فرار كرد بلكه ابوبكر و عمر اين كار را كردند
براي شناخت منافق در همه زمانها پيامبر اسلام فرمود يا علي دشمن تو منافق است!!
حق جو حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از حق جو بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 11 December 2005   #21
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 51
پاسخ‌ها: 4,827
ارسال پيام توسط Yahoo به min
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

نقل قول:
در اصل توسط حق جو نوشته شده است
تا جايي كه خبر دارم بنده آن كسي نبودم كه پيامبر خدا را در ميان شمشيرهاي دشمنان رها كرد و به سمت كوه احد فرار كرد بلكه ابوبكر و عمر اين كار را كردند

براي شناخت منافق در همه زمانها پيامبر اسلام فرمود يا علي دشمن تو منافق است!!
آقاي حق جوي عزيز
اين كه مي گوييد پيامبر گقته در قرآن آمده
اگر آمده اينها قبول دارند والا بايد موحد هم تاييد كنه
بايد در قرآن آمده باشد كه پيامبر چنين گفته
يا پيامبر اسلام به خود موحد گفته باشد والا قبول نيست
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 11 December 2005   #22
سپهران
عضو ثابت
 
نشان سپهران
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 753
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

باسلام خدمت تمامی دوستان

آنچه مسلم است با توحه به چنین مبحث جالب ودر عین حال مهم وباعنایت به استدلالهای ارائه شده محکم مبنی بر نفاق در صحابه و علی الخصوص اعظم المنافقین خلیفه ثانیه با توجه به فرارهای به یاد ماندنی و استراتژیک و بسیار حساب شده وی و دونفر دوستانش درکلیه غزوات اعم از احد خندق و....وعدم بروز هر گونه شجاعت از آنهاو باتوجه به اینکه هیچ گونه دفاعی از طرف کار بران طر فدار خلیفه ثانیه مانند یاور امیر
زد ایکس وسایر ین ارسال نگردیده مگر توهینهای آشکار کار برموحد که انهم مبتنی بر تعصب مطلق وناشی از حب خلیفه ثانیه می باشدعلی هذا ضمن تشکر از مسئولین سایت
در خصوص ایجاد محدودیت کار بر موحد که عامل اصلی ایجاد جو متشنج بود مجددااز کلیه کار بران خواهشمند است ضمن رعایت احترام وآرامش اگر مطلبی در این خصوص
دارند جهت روشن شدن اذهان همه بدور از هر گونه تعصب ارسال نمایند که مزید امتنان می باشد.

ان المنافقین فی درک الاسفل من النار

سپهران حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 11 December 2005   #23
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

نقل قول:
در اصل توسط كارشناس نوشته شده است
به نام خدا




سلام بر دوستان گرامی

یک بار دیگر سوالم را تکرار می کنم

نویسنده محترم بایستی هم معنای نفاق و هم معنای صحابه را می آوردند تا ابتدا مشخص شود ایشان چه کسانی را در دایره صحابه وارد می دانند و اصلا تعریفی که از صحابه می کنند تعریف درست و دقیقی می باشد یا خیر.

از انجائیکه جناب آزاد تنها به ذکر معنای نفاق بسنده کردند و ذکری از معنای صحابه به میان نیامد باید ابتدا منتظر معنای کلمه صحابه باشیم.

پس دوست گرامی جناب آزاد

منتظر معنای کلمه صحابه هستم

با تشکر

سلام بر کاربران محترم


جناب سپهران از شما ممنونم




جناب کار شناس


از نظر دانشمندان اهل سنت صحابی کسی است که پیامبر را دیده و از آنحضرت سخنی شنیده باشد حتی اگر برخورد او با پیامبر بیش از چند دقیقه نبوده باشد.

در بین اصحاب منافقین نیز دیده می شوند که بعدها چهره شان برای مسلمانان آشکار شد.
از این جمله طلحه و زبیر و معاویه و عمرو عاص و ... که با خروج در مقابل خلیفه پیامبر زندگی دهها هزار مسلمان را به باد دادند
آیا صحابیان پیامبر که در این جنگها کشته شدند از نظر شما ارزشی ندارند!


آیا در شرایطی که دو نفر صحابی یکدیگر را کافر می دانند و با شمشیر به جان هم می افتند شما می گویید هر دو صحابی هستند و خدا آنها را می آمرزد؟؟!!


چرا خود این افراد از آنچه شما می گویید بیخبر بوده اند و خون صحابیان را مباح شمرده اند؟؟


آیا صحابی بودن یا نبودن مشکل نفاق را حل می کند یا فردی را که مومن نبوده به بهشت می برد؟؟!!
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از -آزاد- بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 11 December 2005   #24
كارشناس
عضو ثابت
 
نشان كارشناس
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 23
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

به نام خدا
سلام

کاربر محترم آزاد

با تشکر از مطالبی که مرقوم فرمودید ، به نظر می رسد که برخی از دوستان گرامی ما در این سایت آگاهي كامل و احاطه علمي نسبت بهواژه هاي كليدي مورد استفاده در دین اسلام را ندارند .

اين عامل باعث ميشود طرفين بحث درباره موضوعاتي كه بحثميكنند چون نقطه كور بحث را نميدانند بر سر مسايل مختلف همديگر را متهم كنند و بحثعلمي آنها به توهين و اتهام و تمسخر و ناسزا و ... منجر مي شود در صورتي كه با روشنشدن واژه هاي كليدي آن بحث ، جهت بحث تغيير كرده و طرفين به سوي حقيقت و برادري ومحبت كه پيامهاي روشن اسلام هستند رهنمون ميشوند


در واقع يكي از موضوعات جنجال برانگيز ميان فرقه‌هاي اسلامي، موضوع صحابه است و آيا اینکه از آنان رده(برگشت از دين) و يا نفاقي سر زده يا خير؟ آيا آياتي كه منافقان مدينه را مذمت مي‌كند بعضي از صحابه را نيز در بر مي‌گيرد يا اصلاً از افرادي ديگر سخن مي‌گويد؟ حقيقتاً، اين موضوع بسيار مهمي است!

بنابراین فعلا بهتر است تنها به بحث در مورد معنای صحابه بسنده کنیم و پس از بحث در اینمورد به سایر موارد بپردازیم.

باید خدمت شما عرض کنم که مطالبی را که عنوان فرمودید ، تنها قسمتی از آن جواب سوال بنده و در واقع بحث حول محور معنای صحابه بود.

آزاد نوشته است:
از نظر دانشمندان اهل سنت صحابی کسی است که پیامبر را دیده و از آنحضرت سخنی شنیده باشد حتی اگر برخورد او با پیامبر بیش از چند دقیقه نبوده باشد.


و الباقی ربطی به سوال من نداشت زیرا بنده تنها معنی کلمه صحابه را از شما خواستار شدم که شما معنای صحابه را از جانب علمای اهل سنت برای بنده نقل کردید.
البته این چنین تعریفی که شما به نقل از علمای اهل سنت آوردید کمی جای تعجب دارد و در واقع منشأ بسياري از اين اشتباهات و كج فهمي‌ها عدم تفريق بين معناي لغوي و معناي شرعي«صحبت» مي‌باشد، نبايد فراموش كرد كه هنگام سخن گفتن درباره‌ي صحابه، معناي شرعي آن منظور است، نه معناي لغوي.

پس اگر این بار زحمت کشیدید و از علمای اهل سنت معنای صحابه را نقل فرمودید لطفا معنای شرعی آن را و در صورت امکان منابع را نقل بفرمائید.

با تشکر
كارشناس حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 13 December 2005   #25
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

نقل قول:
در اصل توسط كارشناس نوشته شده است
به نام خدا



سلام

کاربر محترم آزاد

با تشکر از مطالبی که مرقوم فرمودید ، به نظر می رسد که برخی از دوستان گرامی ما در این سایت آگاهي كامل و احاطه علمي نسبت بهواژه هاي كليدي مورد استفاده در دین اسلام را ندارند .

اين عامل باعث ميشود طرفين بحث درباره موضوعاتي كه بحثميكنند چون نقطه كور بحث را نميدانند بر سر مسايل مختلف همديگر را متهم كنند و بحثعلمي آنها به توهين و اتهام و تمسخر و ناسزا و ... منجر مي شود در صورتي كه با روشنشدن واژه هاي كليدي آن بحث ، جهت بحث تغيير كرده و طرفين به سوي حقيقت و برادري ومحبت كه پيامهاي روشن اسلام هستند رهنمون ميشوند


در واقع يكي از موضوعات جنجال برانگيز ميان فرقه‌هاي اسلامي، موضوع صحابه است و آيا اینکه از آنان رده(برگشت از دين) و يا نفاقي سر زده يا خير؟ آيا آياتي كه منافقان مدينه را مذمت مي‌كند بعضي از صحابه را نيز در بر مي‌گيرد يا اصلاً از افرادي ديگر سخن مي‌گويد؟ حقيقتاً، اين موضوع بسيار مهمي است!

بنابراین فعلا بهتر است تنها به بحث در مورد معنای صحابه بسنده کنیم و پس از بحث در اینمورد به سایر موارد بپردازیم.

باید خدمت شما عرض کنم که مطالبی را که عنوان فرمودید ، تنها قسمتی از آن جواب سوال بنده و در واقع بحث حول محور معنای صحابه بود.

آزاد نوشته است:
از نظر دانشمندان اهل سنت صحابی کسی است که پیامبر را دیده و از آنحضرت سخنی شنیده باشد حتی اگر برخورد او با پیامبر بیش از چند دقیقه نبوده باشد.


و الباقی ربطی به سوال من نداشت زیرا بنده تنها معنی کلمه صحابه را از شما خواستار شدم که شما معنای صحابه را از جانب علمای اهل سنت برای بنده نقل کردید.

البته این چنین تعریفی که شما به نقل از علمای اهل سنت آوردید کمی جای تعجب دارد و در واقع منشأ بسياري از اين اشتباهات و كج فهمي‌ها عدم تفريق بين معناي لغوي و معناي شرعي«صحبت» مي‌باشد، نبايد فراموش كرد كه هنگام سخن گفتن درباره‌ي صحابه، معناي شرعي آن منظور است، نه معناي لغوي.

پس اگر این بار زحمت کشیدید و از علمای اهل سنت معنای صحابه را نقل فرمودید لطفا معنای شرعی آن را و در صورت امکان منابع را نقل بفرمائید.

با تشکر
با عرض سلام

کار بر محترم جناب کار شناس

قرار نیست که فقط شما سوال کنید سوالی کردید و جوابش را عرض کردم حالا نوبت شماست که به شوالات بنده پاسخ دهید:

تصور نمی کنم شما به عصمت معتقد باشید بنا بر این اهل سنت هر معنایی برای صحابی کرده باشند مشکل شما را حل نمی کند و انسان صحابی باشد یا نباشد بر اساس عملکرد و رفتارش محک زده می شود.

در بین اصحاب منافقین نیز دیده می شوند که بعدها چهره شان برای مسلمانان آشکار شد.
از این جمله طلحه و زبیر و معاویه و عمرو عاص و ... که با خروج در مقابل خلیفه پیامبر زندگی دهها هزار مسلمان را به باد دادند
آیا صحابیان پیامبر که در این جنگها کشته شدند از نظر شما ارزشی ندارند!


آیا در شرایطی که دو نفر صحابی یکدیگر را کافر می دانند و با شمشیر به جان هم می افتند شما می گویید هر دو صحابی هستند و خدا آنها را می آمرزد؟؟!!


چرا خود این افراد از آنچه شما می گویید بیخبر بوده اند و خون اصحاب مرتد را مباح شمرده اند؟؟!!!
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 13 December 2005   #26
كارشناس
عضو ثابت
 
نشان كارشناس
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 23
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

به نام خدا




سلام


کلیه عزیزان کاربر و و غیر کاربر مطالعه کننده این بحث

مدتي است كه كم و بيش مقالات را دنبال مي كنم و در ضمن مطالعه متوجه موضوعي شده امكه مايلم آنرا با همه اعضاي انجمن و مراجعه كنندگان محترم در ميان گذارم :

به نظر ميرسد بسياري از بحثهاي انجمن داراي يك خصوصيت مشترك هستند و اينويژگي چه در مقالات و چه در پاسخها به وضوح ديده ميشود و اگر مراجعه كنندگان بهانجمن ( اعم از اعضا و غير آنها ) متوجه اين نكته گردند اي بسا بحثها زودتر بهنتيجه رسيده و بعضا از جدلهاي بيهوده جلوگيري مي شود .

اما آن خصوصيت مشترك ...
آن ويژگي عبارت است از عدم آگاهي كامل و عدم احاطه علمي بعضي دوستان نسبت بهواژه هاي كليدي اسلام .

اين عامل باعث ميشود طرفين بحث درباره موضوعاتي كه بحثميكنند چون نقطه كور بحث را نميدانند بر سر مسايل مختلف همديگر را متهم كنند و بحثعلمي آنها به توهين و اتهام و تمسخر و ناسزا و ... منجر مي شود در صورتي كه با روشنشدن واژه هاي كليدي آن بحث ، جهت بحث تغيير كرده و طرفين به سوي حقيقت و برادري ومحبت كه پيامهاي روشن اسلام هستند رهنمون ميشوند.


خلاصه اینکه در این مقاله تصمیم گرفتم ابتدا درباره مفهوم و معنی کلمه صحابه با سایر دوستان به بحث بنشینیم که تا به الان دوستان تمایلی برای انجام چنین امر مهمی از خود نشان ندادند.


و اما کاربر محترم –آزاد-


نقل قول:
قرار نیست که فقط شما سوال کنید سوالی کردید و جوابش را عرض کردم


این فرموده شما کاملا صحیح و متین است ولیکن بنده ابتدا از شما درخواستی داشتم مبنی بر اینکه شما تعریف خود را از صحابه بیان کنید که شما تعریفی به نقل از علمای اهل سنت بیان کردید.از آنجائیکه اشتباه شما در تعریف به خاطر عدم تفریق بین معنای لغوی و معنای شرعی صحبت بود و شما این اشتباه را عمدا یا سهوا به علمای اهل سنت نسبت دادید از شما در خواست کردم که معنای شرعی کلمه صحابه را بیان فرمائید و برای اینکه حسن نیت شما به دوستان اثبات شود خواستم که معنای شرعی صحابه را از علمای اهل سنت نیز نقل بفرمائید!

که در واقع هنوز جوابی به این سوال بنده ندادید!


نقل قول:
تصور نمی کنم شما به عصمت معتقد باشید

همانطوری که فرمودید، بنده به عصمت معتقد نیستم و قطعا صحابه را معصوم و مصون از خطا و اشتباه نمی دانم و اگر به تعریفی از این دست که صحابه را معصوم نشان دهد برخورد کنم یقین دارم که این تعریف اشتباه و نادرست است ولی باید این نکته را متذکر شوم که این طرز نوشتار که فرمودید:


نقل قول:
اهل سنت هر معنایی برای صحابی کرده باشند مشکل شما را حل نمی کند


در یک بحث دو طرفه جایی ندارد و در واقع کمک به پیشبرد بحث نمی کند و این مطلب را در ذهن خوانندگان ایجاد می کند که با این حرف به نوعی از سوال بنده در مورد معنای شرعی صحابه و ذکر منابع آن گریز دارید!


برای اینکه بحث روال درستی داشته باشد و نتیجه خوبی حاصل شود ابتدا باید برای ما و سایر دوستان مشخص شود که:

معنای صحابه و منافق چیست؟
به چه کسی صحابه و به چه کسی منافق می گویند؟
آیا هر شخصی را می شود صحابه نامید و یا بالعکس؟
آیا هر کسی که چند لحظه پیامبر را ملاقات کرده باشد صجابه است؟
ملاک صحابی بودن فقط به ملاقات چند لحظه ای خلاصه می شود؟
و...


در واقع پس از مشخص شدن این موارد است که می توان به سایر موارد رسیدگی کرد و نتیجه خوبی حاصل نمود.


به الباقی نوشتار شما به دلیل اینکه به پیشبرد بحث حول محور معنای صحابه کمکی نمی کند فعلا پاسخی نمی دهم.


با تشکر
كارشناس حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 14 December 2005   #27
حق گو
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 62
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

منافق وفرصت ها

بعضی از شيعيان می گویند:
(ياران پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم پس از رحلت آن حضرت، حق امير المؤمنين علی را غصب نمودند و دانسته دستور و سفارش رسول الله درباره جانشينی آن حضرت را، پنهان ساختند و راه نافرمانی در پيش گرفته وهمگی آنها براين كار متفق شدند.)
بيايید بطور فرضی با این نظر برادران شیعه خود موافقت كنيم و سپس از آنها بپرسيم:
آيا صحابه رضی الله عنهم با انجام اينكار كافر شدند؟
خود شان در جواب می گويند : ( بله كافر شدند و مرتد گشتند!! )
و ظاهر قضيه هم اين است كه اگر كسی دانسته دستور خداوند را عوض نمايد یا قبول نكند يا منكر آن دستور شود ويا امر خدا را مخفی كند كافر می شود هرچند كه بقيه كارهايش درست باشد بطور مثال :
شخصی كه قانون زكات را نمی پذيرد اما در همان حال نماز می خواند و به حج ميرود از دید تمام مذاهب كافر است.
آیا صحابه میدانستند كه در صورت نافرمانی خدا در باره حق علی كافر میشدند ؟
بله باید می دانستند، آنها افراد آگاهی به امور دین بودند و خود شان اعراب بیابانگرد را - كه بلا فاصله پس از وفات پیامبر(صلی الله علیه آله و سلم) از دادن زكات ابا ورزیدند -كافر شمرده و فورا جنگ با آنها را شروع كردند. در حالیكه این صحرا نشینان نماز می خواندند و ما بقی احكام اسلام را نیز قبول داشتند.
در چنین فرضی آیا كفر اینها بدتر بود یا كفر كفار مكه در عهد جاهلیت؟
لابد كفر اینها! زیرا قلبا میدانستند كه كافرند ولی دربین مردم میگفتند كه مسلمانیم یعنی ( استغفرالله ) منافق هم بودند.
و منافق از كافر بدتر است وبه همین سبب خداوند جایگاه آنها را در جهنم پایین ترین طبقه مقرر فرموده است:
(إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار) سورة النساء آية 145
«حتمأ منافقان در زیر ترین طبقه از آتش هستند».
اما سوال اینجاست كه در چه اوضاعی منافق پیدا می شود؟
آنجا كه قدرت در دست مسلمان باشد و اسلام موقع برتری در اجتماع بیابد نفاق پدیدار می گردد، بطورمثال در عهد حضرت رسول الله (صلی الله علیه و اله وسلم ) درشهر مكه چون مسلمانان توانایی نداشتند بقیه مردم جملگی كافر بودند و منافقی وجود نداشت اما در مدینه كه حكومت اسلامی بر پا بود برخی از كفار ظاهراً اسلام آوردند در حالیكه قلبأ از آن نفرت داشتند یعنی منافق شدند. آیا اسلام در زمان خلافت حضرت ابوبكر صدیق رضی الله عنه قدرت كافی داشت؟
با حرفی كه شیعیان میزند جواب این پرسش منفی است زیرا آنها می گویند: (تمام صحابه مرتد شدند ) بنابرین قابل فهم نیست كه بگوییم یاران پیامبر از ترس حضرت علی( ع) و چهار نفر طرفدار ایشان منافقت میكردند. و اصلا اگر از علی می ترسیدند حقش را نمی خوردند.
فراموش نكنیم وقتیكه حضرت ابوبكر صدیق رضی الله عنه زمام امور را بدست گرفتند اوضاع داخلی نابسامان بود. از یك طرف اعراب بیابانگرد مرتد شده بودند. پس ابوبكر رضی الله عنه از ترس آنها نفاق نمی كرد. از سوی دیگر شیعيان میگویند در مراسم انتخاب حضرت علی به جانشینی، در غدیر خم جمعیت انبوهی شركت داشتند و بازهم آنهایند كه ادعا دارند از این جمعیت انبوه حاجیان فقط چهار ( 4 )تا دوازده ( 12 )نفر حسب روایات آنها، وقتی حق علی خورده شد زبان به اعتراض گشودند. بنابراین افكار عمومی مسلمانان هم برضد علی بود و دلیلی برای پیدایش نفاق نمی توان یافت.
و علاوه بر اینها در یمن و جاهای دیگر پیامبران دروغینی قد علم كرده بودند و اساس اسلام در خطر بود.
در چنین اوضاعی منافق باید تیشه بر دارد و بر ریشه اسلام بزند خصوصأ وقتی كه قدرت هم بدست اوست دیگر نباید فرصت را هدر دهد.
اما می بینیم ابوبكر برای حفظ دین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از جان و مال مایه می گذارد اینرا چگونه می توان توجیه كرد؟
از همین صحابه ای كه پیرو تشیع به كفر متهم شان می كند و منافقشان میداند یكی پس از وفات پیامبر برای دفاع از دین او خود را با فلاخن به داخل قلعه كفار می اندازد و بر روی دریایی از دشمنان میافتد ومی جنگد و در قلعه را برای مسلمانان باز می كند هفتصد صحابه فقط در نبرد علیه مسیلمه كذاب به شهادت میرسند. همه این اتفاقات در دوره كوتاه زمام داری حضرت ابوبكر رضی الله عنه رویداد.
آنها چه اجباری داشتند كه دین محمد (صلی الله علیه وآله وسلم ) را حفظ كنند؟ اصولأ منافق فاقد این روحیه است. و هر كس باكمترین آگاهی به متن قرآن و حد اقل ایمان به آن ناچار است این اصل كه منافق نه فقط روحیه شهادت طلبی ندارد. بلكه در هر فرصتی بر ضد اسلام تلاش می كند را تصدیق نماید.
خداوند می فرماید.
(…َفقل لنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَلَنْ تُقَاتِلُوا مَعِيَ عَدُوّاً إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّهٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ) (التوبة:83)(پس ای محمد به منافقان بگو هرگز با من به قصد جهاد از شهر بیرون نخواهید رفت و هیچ وقت همراه من با دشمنی جهاد نخواهید كرد بدرستیكه شما در اول نیز نشستن را دوست داشتند پس همنشینی كنید با آنها ییكه باقی مانده اند از زنان و مجروحین و كودكان».
و همه ما میدانیم صحابه ای كه شیعه آنها را بر كرسی اتهام می نشاند همیشه و در همه جنگها همراه حضرت بودند.
خداوند می فرماید:
( هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا..)( المنافقون:7)« هم آنهایند كه می گویند بهكسانی كه همراه رسول خدایند كمك مالی نكنید تا پراگنده شوند».
حضرت ابوبكر مردم مدینه را داشت مكه را داشت اعراب بیابانگرد را داشت روم و ایران را داشت مسیلمه در فرض شیعه، هم هدف او بود اما با همه این احوال به سنگر اسلام پناه برد، نه فقط به سنگر اسلام پناه برد، بلكه با همه كفار از هر فرقها ای كه بودند جنگید و نه فقط با كفار جنگید بلكه ریشه آنها را از روی شبه جزیره عربستان كند.

این از تاریخ ثابت است شیعه نیز قبول دارد كه حضرت ابوبكر و عمر رضی الله عنهما به اسلام خدمت شایان توجه ای كردند. و ثابت است كه در اوضاع نابسامان پدید آمده پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم، یاران پیامبر كشتی اسلام را در دریای پر تلاطم، به خوبی هدایت كردند و به ساحل امن رساندند.
و این هم از قرآن ثابت است كه منافق به اسلام كمك نمی كند نه فقط كمك نمی كند بلكه اگر فرصت پیدا كند آنرا از بین می برد و به اثبات رساندیم كه این فرصت در جلوی یاران قدرتمند رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بود.
پس نتیجه اینكه، باید قبول كنیم كه صحابه نه فقط منافق نبودند بلكه مجاهدانی بودند كه تاریخ اسلام پس از پایان یافتن دوره آنها دیگر هرگز آن دوره طلائی را به چشم ندیده هركس اینرا نپذیرد با حقیقت دشمنی ورزیده است.
چون صحابه منافق و مرتد نبودند- آنطور كه شرحش رفت -پس امكان ندارد كه دستور خدا را درباره خلافت علی را نادیده میگرفتند و یا بدان گردن نمی نهادند و آنكس كه چنین ادعائی دارد ناچار باید به تناقضی كه در پی ادعایش مطرح می شود پاسخ گوید. ....

حق گو حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 14 December 2005   #28
حق گو
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 62
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

حضرت علی چرا سكوت كرد؟


در این گفتار می خواهیم رفتار شخصیت دیگر این داستان یعنی كسیكه مدعیان مدعی اند حقش غصب شده است را بررسی كنیم ما رفتار او در مقابل غاصبان را از منابعی نقل میكنیم كه پیروان او از هر فرقه ای قبول دارند.
همه پذیرفته اند حضرت علی( ع) برای كسب حق خدا دادی دست به شمشیر نبردند و 25 سال سكوت كردند، چرا؟
تا آنجا كه من میدانم شیعه معمولاً برای توجیه این سكوت دو دلیل میاورد:
دلیل اول: حضرت بدان خاطر سكوت فرمود كه اساس اسلام بخطر نیافتد ایشان مصلحت خود را فدای اسلام كردند زیرا اسلام جوان و نو پا بود و احتمال داشت بر اثر مخالفت حضرت علی بطور كلی نابود میشد.
دلیل دوم: حضرت علی قدرت نداشت كه حق خود را بگیرد پس بناچار در مقابل دشمنان سكوت كرد.
اما این توجیهات یك معنی دیگر هم دارد و آن اینكه خلفای پیش از حضرت علی به اسلام خدمت میكردند و اعتراف ضمنی به این است كه آن راد مردان، مومنانی بودند كه هدفشان پیش بردن اهداف اسلام بود لهذا خدمتشان تا آن اندازه مفید بود كه حضرت علی این گناه عظیم یعنی غصب خلافت را سهل شمردند و سكوت فرمودند.
صرف نظر از تضاد موجود در این دلیل بهر حال و حد اقل، یك موضوع ثابت می شود و آن اینكه اصحاب منافق و مرتد نبودند بلكه خادمان مخلص اسلام محسوب می شدند و با ثابت شدن این دیگر چگونه می توان اتهام عظیم نافرمانی از فرامین الهی را متوجه آن پاكبازان كرد.
و دلیل دوم كه میگویند حضرت قدرت نداشت نیز دلیلی سست و بی پایه است زیرا برای گرفتن حق و اقدام برای راست كردن كجیها قدرت ملاك نیست حضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) نیز در اول نیرو نداشتند و یك تنه شروع كردند. و رفته رفته اصحاب پیرامون ایشان جمع شدند و تا بلآخره حكومت اسلام را پایه ریزی كردند و آنگهی مگر آدم قدرت نداشته باشد باید زیر بار حكومت منافقین 25 سال زندگی كند؟ نه گمان نمی كنم این روش و سیره شیر خدا علی مرتضی باشد.
بعدها كه حضرت علی خود بخلافت رسیدند در مقابل امیر شام- معاویه نرمش نشان ندادند. درحالیكه قدرت كافی هم نداشتند و مصلحت هم نبود. و در جواب آنهائی كه به ایشان عرض میكردند كه معاویه در شام قوی و نیرومند است و بهتر است مدتی به او چیزی نگوئید. فرمودند: یك روز هم او را تحمل نمی كنم.
اینجا كه میرسیم می گویند (علی مصلحت گرا نبود) پس حرف ما را میزنند یعنی اینكه دلیل دوم آنها به اعتراف خودشان بطور كلی نادرست است.
علی برای جان خود بخاطر پیش برد حق ارزشی قائل نبود فراموش نكنیم علی اولین فدائی در اسلام بود مگر این او نبود كه به جای رسول خدا در رختخواب خوابید؟ و جانش را در معرض خطر گذاشت از این بالاتر حضرت علی میدانست كه اگر حق با او باشد پیروز خواهد شد زیرا ابرقدرت یعنی خداوند او را تایید میكرد زیرا او این آیه را خوانده بود و به معنی آن آگاهی داشت كه:
(كَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِيلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً كَثِيرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ) (البقره:249)
چه بسا گروه اندكی كه پیروز شدند برجماعتی بزرگ به اراده خدا و خدا باشكیبایان است.
اغلب منحرفين شيعه بر این باورند كه هر گناهی كه پس از وفات رسول (صلی الله علیه وآله وسلم)رخ داد ریشه اش درهمان انحراف اولیه است آنها جمله معروفی دارند كه: ( عمرگناهی ازگناهان ابوبكر بود ).
پس گناهان معاویه هم گناهی ازگناهان ابوبكر محسوب می شود و بر اساس منطق واقعأ هم همینطور باید باشد اگر علی حقش توسط ابوبكر غصب نمی شد دیگر یزیدی میدان پیدا نمی كرد كه امام حسین را بكشد.
حتما حضرت علی بیشتر از ما به این حقیقت كه كژروی اولیه ای سنگ بنای تمام انحرافات بعدی است واقف بودند.
پس چرا سكوت كردند؟
چرا برای تغییر این ظلم عظیم آنطور اقدام نكردند كه پسرشان حسین عمل كردند؟
و از این بالاتر دیگر چرا به آنها كمك كردند؟
ما در تاریخ خوانده ایم كه آن حضرت مشاور خوبی برای خلفای سه گانه بودند عالمان شیعه به این قول حضرت عمر كه فرمودند:
( اگر علی نمیبود عمر هلاك می شد ) افتخار می كنند و آنرا دلیلی بر دانش علی میدانند من هم افتخار میكنم به دانش علی هم به تواضع عمر رضی الله عنه و هم به دوستی و برادری موجود در بین آن دو راد مرد بزرگ تاریخ ولی بهر حال این جمله ثابت می كند كه علی خیر خواه عمر بود وقتی حضرت عمر اراده فرمود كه برای جنگ با دشمنان اسلام شخصأ به میدان نبرد ایران برود حضرت علی فرمودند.
«اگر تو بروی و شكست بخوری یا بمیری روحیه سربازان خراب می شود اما اگر در مدینه باشی می توانی در پی هر شكست بر ایشان نیروی كمكی و تازه نفسی بفرستی علی حریص بود كه عمر عمرش طولانی باشد نمی توان برای یك منافق مرتد عمر بیشتری را آرزو كرد.
نه با هیچ منطقی علی چنان كاری نمی كرد علی دشمن منافقان و مرتدان بود علی حتی باكفار حرف نمی زد علی دخترش را به عمر داد این مگر ممكن است كه آدمی مثل علی دخترش را به كافری مرتد و منافق بدهد؟ این مگر امكان دارد كه آدمی مثل علی دخترش را به كسی بدهد كه نافرمانی خدا را در مهم ترین دستورات دین انجام داده است ؟ اگر رفتار حضرت علی در قبال خلفای راشدین دیگر را با گفتار مدعیان پیروی او بسنجیم تضادی بزرگ می بینیم و ناچاریم بگوئیم:
یا آن رفتار از علی سر نزده.
یا این اقوال دروغ است.
اما همه موافقند به اینكه علی( ع) آنچه را بر شمرده ایم انجام داده است.
( و تازه ما می گوئیم حتی پیوند های دوستی و برادری آنها حتی زیادتر از آنچه بود كه نوشتیم ) اما بهرحال همان قدری هم كه بین ما مشترك است كافی است پس می ماند این احتمال كه آن اقوال دروغ است بله آن حرفها دروغ است پذیرش این جمله تنها راه خلاصی از مخمصه تضاد است.
اصلا این مسئله قابل درك و تصور نیست كه خداوند تبارك و تعالی حكم رهبری امت بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را بنام علی صادر فرماید و علی بنا به صلاح دید خود از آن حق صرف نظر كند.
اینجا مسئله حق مطرح نیست. مسئله وظیفه پیش میآید علی مؤظف بود كه به دستور الله عمل كند او مامور بود كه حكم خداوند را اجرا كند لذا اینكه می گویند (حق علی را خورده اند و علی سكوت كرد) جمله نادرست است.
باید بگویند: (مانع انجام وظیفه حضرت علی شدند و علی سكوت كرد ) و این را چطور جرائت دارند كه بگویند؟
در این جا شیعيان برای ساختن پاسخی به این ایراد می گویند: (حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) وقتی به علی دستور الهی را ابلاغ فرمود در ضمن اضافه كردند كه ( یا علی اگر با تو ناسازگاری كردند و تو را نپذیرفتند سكوت كن ) اگر این توجیه آنها را بپذیریم بهمرایش باید این را نیز باور كنیم كه برای اولین بار و آخرین بار خداوند حكمی صادر كردند و تنفیذ آنرا مشروط به پذیرش مردم نمودند و الا تا آنجا كه ما میدانیم در هیچ دستور الهی پذیرش مردم شرط اجرای آن از طرف مومنان نیست و مسلمانان موظفند چه مردم قبول كنند یا نكنند حكم الله (جل جلاله) را در روی كره زمین بمرحله اجرا در آورند و لو آنكه همه مردم دنیا یك طرف باشند مسلمان در طرف دیگر و لو آنكه جنگها شود و خونها بر زمین ریزد.
حق گو حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 14 December 2005   #29
حق گو
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 62
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

حتی یك مورد هم در تاریخ نیست كه مومنان حكم الله را تنها به این دلیل كه مردم نپذیرفته اند معلق بگذارند و اگر این حرف شیعه را بپذیریم بهمراهش باید باوركنیم كه یك استثناء در سنت الهی پدید آمده است.
برای توجیه سكوت به چه دلایلی كه نیاویخته اند علت این دور شدن از جاده منطق این است كه آنها این مسئله كه ( حق علی خورده شده است ) را محور ساخته اند و موضوعی غیر قابل بحث قرار داده اند. لذا دیگر پروای این را ندارند كه برای آراستن آن حتی نظام خلقت را نیز زیر سوال ببرند!
اینجا شاید كسی بگوید:
« كه برخی از فرامین اسلام گاهی معطل می شوند، آن هنگام كه دیده شود ضرر انجام كاری از نفع آن بیشتر است ». و علی چون ضرر اقدام مسلحانه را بیش از فایده اش میدید لذا سكوت كرد».
اما بلا فاصله می پرسیم كه چه خیری و چه فایده ای میتواند در رهبری یك امت نو پا توسط مرتدان و منافقان باشد؟
پس راهی نمی ماند جز آنكه بپذیرم آنها منافق نبودند و در این صورت نمی توانیم اتهام عظیم انكار و نافرنانی و پنهان نمودن حكم الهی را به آنها نسبت دهیم.
با این تضاد كاری نمی شود كرد جز آنكه قبول كنیم از پای بست فرض مذهب تشیع نا درست است یعنی حقی جابجا نشده و علی ( ع) جانشین رسمی پیامبر نبودند خداوند می فرماید:
(أَفَلا يتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً) (النساء:82)
« آیا در قران تدبر نمی كنند و اگر قرآن از جانب كس دیگری غیر از الله بود حتما در آن اختلاف و تضاد فراوان میافتند»
و این یك شاخص مهم برای شناسائی كلام حق وكتب حق از كلام وكتب باطل است. هر جاكه دیدید عقیده یا مذهبی برای توجیه باورهای خود دچار و دوگانه گوئی می شود یقین كنید كه آن مذهب ریشه در دین الهی ندارد.
خداوند در قرآن به ما امر میكند كه با منافقین بجنگیم:
( يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ) سورة التوبة آية 73
« ای پیامبر با كفار و منافقین جنگ كن» و امر می فرماید كه به آنها سخت گیر باشیم (و غلظ علیهم ) سورة التوبة آیه 73

یعنی« و برآنها سخت گیرباش و درشتی كن» و دستورمی دهد كه برسر قبرآنها حاضر نشویم.
(وَلا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ ) سورة التوبة اية 84
«و نماز نخوان برجسد احدی از آنها و بر سر قبرشان نایست و برایشان طلب آمرزش نكن زیرا كه آنها كافر شدند به خدا و پیامبرش و در حال بدكاری مردند)
نه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و نه علی هیچكدام از این كارها را در حق اصحاب نكردند و هر كسی خلاف اینرا بگوید دیگر خیلی دروغگو است زیرا چگونه ممكن است علی اصحاب را كافر بداند و با این وصف حضرت عمر ایشان را در شورای شش نفری نامزد كند؟ شش نفری كه قرار شد از بین خود یكی را برای جانشینی عمر برگزینند چگونه ممكن بود علی عمر را منافق بداند و عمر او را به مجلس خود راه داده و به نصایح او گوش فرا دهد. و بدانها عمل كند.
مخلص كلام اینكه علی نه با خلفای پیش از خود جنگید و نه به آنها سخت گیری كرد و نه از حاضر شدن بر سر قبر و مراسم تدفین آنها روی گردان بوده است اگر اصحاب منافق بودند معنیش این است كه علی به سه فرمان مذكور در آیات فوق عمل نكرده و نافرمانی خدا را مرتكب شده است و كی جرأت دارد اینرا بگوید؟
پیروان علی میگویند علی بخاطر مصالح اسلام سكوت كرد و این خاموشی را تا پایان خلافت سه خلیفه پیش از خویش ادامه داد پیروان علی چرا از علی پیروی نمی كنند؟ حالا كه علی و عمر هر دو درگذ شته اند دیگرچه مصلحتی دركار است؟ چرا پس ازسه قرن این بحث ها زنده شد.؟ آیا بهتر نبود حالاكه علی بسفارش پیامبر بنا بگفته شما مهر خاموشی بر لب زد و اقدامی نكرد شما هم همانكار را میكردید؟ در زمان حضرت عثمان اسلام در اوج قدرت بود حضرت علی سكوت كرد شما چه مقصدی داشتید كه در زمان ضعف اسلام این بگو مگو ها را شروع كردید؟ آیا بهترنبود این واقعه را همچون علی فراموش میكردید و به قضاوت الهی وا میگذاشتید؟
اگر كسی بدقت تاریخ را مطالعه كند تاریخی كه عالمان شیعه هم قبولش دارند با تعجب در می یابد كه دعوایی در بین اهل بیت عمر و ابوبكر و اهل بیت علی وجود نداشته است . بیایید به موضوع ازدواج در بین این دو فامیل نظری بیاندازیم.
ازحضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)شروع كنیم.
آن حضرت دو دختر خود را به همسری عثمان رضی الله عنه دادند. یعنی دختر اول كه فوت كرد دختر دوم را دادند و دختركوچك ایشان به عقد و ازدواج علی رضی الله عنه در آمد، پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم دختری از ابوبكر رضی الله عنه بزنی گرفتند و با یك دختر عمررضی الله عنه نیز عروسی كردند عمرهم یك دختر علی یعنی ام كلثوم كبری را به همسری خویش برگزید.
حق گو حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 14 December 2005   #30
سپهران
عضو ثابت
 
نشان سپهران
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 753
ج: نفاق در صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله

جناب حق گو

بهتر بود به خودت زحمت نمیدادی ومطالب راکپی پیس می کردی چون تمام مطالب ارسالی شما قبلا بحث شده وپاسخهای لازم ارائه شده برو فکری بحال نفاق خلیفه ثانیه بفرما تا مشکلت حل شود ضمنا قبلانیز نکته ای از سیوطی دانشمند سنی بیان گردید که بدون جواب مانده بود در صورت امکان جوابگوباشید.

نقل قول:
اين قسمت در ازاي حذف قسمتي از نوشته افزوده شده است


كاربر سپهران
با توجه به قوانين توافقي ثبت نام از درج هر گونه نوشته اهانت آميز يا تشنج زا خودداري فرمائيد در غير اين صورت شناسه شما با محدوديت نوشتاري مواجه خواهد شد .

پشتيباني باشگاه
سپهران حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:50PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts