بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Thursday 22 December 2005   #1
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

حق بندگان بر خدا



اختلاف عمیق تفکر اهل بیت علیهم السلام با اشعریون






همه ما مخلوق خداوند هستیم او ما را از نیستی به هستی آورده است.
انسانها در هر عملی که انجام می دهند متکی به نعمتها و توانایی هایی هستند که او در اختیارشان قرار داده است.
اینجا نقطه شروع لغزش و گمراهی در تفکر اشعریون ( زیر بنای غالب اعتقادی در بین دانشمندان اهل سنت ) است . اشعریون که قائل به جبر هستند بنده را صاحب عمل خودش نمی دانند. "این خداوند است که بندگان را وادار به عمل می کند"
( در مقاله خداوند از چه زمانی ستمگر شد عرض کردم که این تفکر در حقیقت ریشه در تاریخ اسلام و غصب خلافت دارد. آنجا که عمر بن خطاب برای توجیه عمل نادرست خود و دوستانش در سقیفه – که فرد شایسته را کنار گذاشتند و فرد نا شایسته را بر گزیدند- گفت که "آنچه رخ داد خواست خدا بود" او با این عمل راه همواری را برای همه گناهکاران باز کرد تا گناه خود را عمل خدا بنامند! ).

در این طرز فکر "خداوند هر گونه اختیار را از انسانها سلب کرده است و طبعا یندگان در قبال عملی که انجام می دهند صاحب حقی برای پاداش نیستند".
"خداوند در دنیا و آخرت آنگونه که دوست دارد با بندگانش رفتار می کند زیرا اصولا بندگان صاحب حقی در قبال عمل در دنیا نیستند تا انتظار دست یافتن به آنرا داشته باشند".
بنده از خود هیچ ندارد پس "انسانها نمی توانند از خداوند تحقق عدالت را بخواهند زیرا او خالق است و اینها مخلوق . به این ترتیب خدا در قیامت بندگان گناهکار را به خاطر عملی که آنان را به انجامش مجبور کرده است عذاب می کند و هر آنچه خدا انجام دهد صحیح است گرچه بر خلاف عدالت باشد".

در زمان امام صادق تفکر اشاعره و معتزله ( کسانی که به اختیار مطلق بند گان قائل هستند ) در بین مسلمانان شایع می شود. حضرت جعفر بن محمد در سخنانی شگفت انگیز و معجزه آسا و کلامی آسمانی بر هر دوی این فرقه های کلامی مهر بطلان می زند.

لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین....
جبر و تفویض ( اعتقاد اشاعره و معتزله ) در دو باطل است و حقیقت در بین این دو تفکر است....

شخصی از امام صادق سوال می کند که آیا خدا بر هر کاری تواناست؟
حضرت در پاسخ می فرماید: بله
شخص سوال می کند که آیا خدا می تواند در باره آنچه در علمش قرار است واقع شود تجدید نظر کند.
حضرت می فرماید: بله
شخص ادامه می دهد:
آیا او می تواند در وقوع قیامت تجدید نظر کند و قیامت را بر پا نسازد .
حضرت می فرماید: این وعده خداست و خداوند خلف وعده نمی کند!

در مکتب اهل بیت عدالت جایگاهی درست در کنار توحید دارد و در نظر شیعیان توحید بی عدالت راه به جایی نمی برد.
همانگونه که می دانیم مومنان با امید به تحقق وعده های خدا در باره پاداش جاویدان سختی و مرارت پرهیز کاری را بر خود هموار می کنند و مستحق پاداش هستند.
چگونه ممکن است کسی که به امید به پاداش خداوند از لذتهای حرام در سالهای محدود عمر خودش چشم پوشی کرده است در در گاه خداوند صاحب هیچ حقی نباشد!!
اینکه بنده از خود چیزی ندارد به این معنا نیست که مالک عمل خودش نیست. اگر اینگونه فکر کنیم چگونه می توانیم عذاب گناهکاران در آخرت را توجیه کنیم. آیا جز این است که ما هم همچون اشعریون باید بگوییم که خدا بنده را برای گناهی که در قبالش مستحق عذاب نیست عذاب خواهد کرد؟؟؟!!!







وعده های خداوند محقق می شود






سوره رعد آیه 31 :
ان الله لا یخلف المیعاد
به تحقیق که خداوند خلف وعده نمی کند

سوره نساء آیه 122 :
و الذین آمنوا و عملوا الصالحات سندخلهم حنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا وعد الله حقا و من اصدق من الله قیلا
آنانکه به خدا گرویدند و عمل صالح انجام دادند را بزودی به بهشت جاودانی وارد می کنیم که در زیر درختانش نهر ها جاری است. این وعده خداست و کیست که در گفتار راستگوتر از خدا باشد

سوال مطرح در اینجا این است که چرا خداوند به انجام وعده های خود پایبند است؟
همانگونه که می دانیم هر وعده مخاطبی دارد و این مخاطب از صاحب وعده انتظار انجام آن را دارد. در شرایطی که مخاطب وعده، با وعده پاداش به عملی وا داشته شده باشد مسئولیت صاحب وعده بیشتر است و اینجاست که صاحب وعده باید حق مخاطب را بشناسد و پاداش عمل را از او دریغ نکند.







آیا بنده می تواند تحقق وعده را از خداوند بخواهد؟





بله با نگاهی به آیات قران اینگونه می بینیم:
حضرت نوح پس از شروع عذاب خدا بر قومش پسرش را دید که در حال غرق شدن است. نوح در اینجا به یاد وعده خدا در باره نجات خانواده اش می افتد و انجام این وعده را از خداوند می خواهد. بر خلاف انتظار اشعریون خداوند در اینجا به نوح نمی گوید که تو بنده ای و من خدا و تو بر من هیچ حقی نداری و هر گونه بخواهم با پسرت رفتار می کنم!! بلکه بجای چنین سخنانی حق نو.ح درباره درخواست تحقق وعده را به رسمیت می شناسد اما پاسخ میدهد که:
قال یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح
ای نوح این پسر از اهل تو نیست چرا که او صاحب کردار نا شایسته است


از جمله اسمهای خداوند در قران شکور است

سوره فاطر آیه : 29 و 30 :

ان الذین یتلون الکتاب اقاموا الصلوه و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیه یرجون تجاره لن تبور لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله انه غفور شکور
آنان که کتاب خدا را تلاوت می کنند و نماز را به پای می دارند و از آنچه به ایشان روزی کردیم انفاق می کنند به تجارتی امید دارند که هرگز زیان نمی یابد. اینکه خداوند پاداش آنها را کامل عطا کند و از کرمش بر آن بیفزاید . به تحقیق که او بخشنده و شکر گزار است.


سوره فاطر آیه 33 و 34 :
و قالوا الحمد لله الذی اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور
می گویند سپاس خدای را که اندوه را از ما دور ساخت همانا پروردگار ما بخشنده و قدردان است.

شکور که صفت مشبهه از ریشه شکر است به معنای کسی است که پیوسته برای هر عمل نیکی از صاحب عمل قدردانی می کند.







خداوند این حقوق را بر خود واجب کرده نه اینکه دیگری به او تحمیل کرده باشد.






این حقوق به سبب عدالت ،شکور بودن و صدق خدا و به واسطه وعده هایی که به انسانها داده است بر او واجب شده است
به عبارت بهتر وعده پروردگاری که راستگو و عادل است حقی است که او با دادن وعده بر خودش واجب می کند.
حتی کافران بر خدا این حق را دارند که با آنها به عدالت رفتار شود اما مومنان بیش از این بر خدا حق دارند چنانکه قران با صراحت به این حق اشاره می کند:

سوره یونس آیه 103 :
و کذلک حقا علینا ننجی المومنین
اینگونه است که نجات دادن مومنان ( از هلاکت دنیا و عذاب آخرت ) حقی است بر عهده ما ( خداوند )

سوره لیل آیه 12 :
ان علینا للهدی
همانا هدایت کردن بر عهده ما است
هدایت نیز حقی است که خدا در قبال بندگانش پذیرا شده است و با ارسال رسل به انجام رسیده است.

گرامی داشت پیامبر و اهل بیت او و همه بندگان مومن وعده خداست و از جمله حقوقی است که او بر خود واجب کرده است.

در ادامه از دیدگاه روایات معتبر به برخی از حقوقی که خداوند در قبال بندگان مومن بر خودش واجب کرده است خواهیم پرداخت.

آخرين ويرايش -آزاد- ، Thursday 22 December 2005 در 05:41PM.
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 22 December 2005   #2
امیر
عضو ثابت
 
نشان امیر
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2005
پاسخ‌ها: 1,922
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

همه میدانیم شهید مطهری شیعه هستند ...عدالت را اصول دین میدانند ..... اما اینکه بنده بر خالق حق داشته باشد را قبول ندارند نتیجه : حق داشتن یا نداشتن ربطی به شیعه معتزلی و اشعری ندارد .....
لطفا خلط مبحث نفرمایید (این هزار بار!!!!)



آخرين ويرايش امیر ، Thursday 22 December 2005 در 07:45PM.
امیر حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 22 December 2005   #3
امیر
عضو ثابت
 
نشان امیر
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2005
پاسخ‌ها: 1,922
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

شهید مطهری :
در مضمون بعضی از دعاها خوانده‏ايد : « الهی عاملنا بفضلك و لا تعاملنا
بعدلك » خدايا ! با فضل خودت با ما رفتار كن ، با عدالت با ما رفتار
نكن
. يعنی با گذشت خودت ، با تفضل خودت با ما رفتار كن . آنچه به ما
می‏دهی از جانب تو جود باشد ، كرم باشد . ما تقاضا داريم از تو فقط جود و
كرم را . خدايا با ما با عدل خودت رفتار نكن . عدل رعايت استحقاقها
است ، رعايت حقوق است . خدايا ! اگر تو بخواهی رعايت استحقاق را بكنی‏
يعنی حقوق همه ما را به ما بدهی ، هيچ نمی‏ماند .

آخرين ويرايش امیر ، Thursday 22 December 2005 در 06:55PM.
امیر حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #4
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 51
پاسخ‌ها: 4,827
ارسال پيام توسط Yahoo به min
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

نقل قول:
در اصل توسط امیر نوشته شده است
شهید مطهری :
در مضمون بعضی از دعاها خوانده‏ايد : « الهی عاملنا بفضلك و لا تعاملنا
بعدلك » خدايا ! با فضل خودت با ما رفتار كن ، با عدالت با ما رفتار
نكن
. يعنی با گذشت خودت ، با تفضل خودت با ما رفتار كن . آنچه به ما
می‏دهی از جانب تو جود باشد ، كرم باشد . ما تقاضا داريم از تو فقط جود و
كرم را . خدايا با ما با عدل خودت رفتار نكن . عدل رعايت استحقاقها
است ، رعايت حقوق است . خدايا ! اگر تو بخواهی رعايت استحقاق را بكنی‏
يعنی حقوق همه ما را به ما بدهی ، هيچ نمی‏ماند .
واقعا جالبه
یعنی این جمله را هم نفهمیدی ؟
شهید مطهری در اینجا می فرمایند : خدایا با عدل خودت رفتار نکن - عدل رعایت استحقاقها است - رعایت حقوق است پس انسان حقوقی دارد
ای وای شهید مطهری هم از نظر شما مشکل پیدا کرد .
در ادامه می فرمایند : اگر تو بخواهی رعایت استحقاق را بکنی یعنی حقوق همه ما را به ما بدهی - هیچ نمی ماند .آیا نفهمیدی که در اینجا به حق انسان تاکید کرده است .
یعنی می گوید که ما اعمالمان در حدی است که حقوق ما ناچیز است با فضل خودت بیشتر از حق ما به ما بده .
پس استاد هم قبول دارد که انسان حق دارد و خدا آن حق را رعایت می کند .
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #5
امیر
عضو ثابت
 
نشان امیر
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2005
پاسخ‌ها: 1,922
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

اگر تو بخواهی رعایت استحقاق را بکنی یعنی حقوق همه ما را به ما بدهی - هیچ نمی ماند
جناب مین اذامه ان را نمیخوانی ؟؟؟؟هیچ نمی ماند هیچ نمی ماند
امیر حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #6
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 51
پاسخ‌ها: 4,827
ارسال پيام توسط Yahoo به min
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

نقل قول:
در اصل توسط امیر نوشته شده است
اگر تو بخواهی رعایت استحقاق را بکنی یعنی حقوق همه ما را به ما بدهی - هیچ نمی ماند
جناب مین اذامه ان را نمیخوانی ؟؟؟؟هیچ نمی ماند هیچ نمی ماند
بابا مثل اینکه اصل اصطلاحات را نمی دانی
در اینجا هیچ نماماند یعنی بسیار اندک است
حقوق نداشته ار که نمی دهند
پس حقی هست حالا اندازه اش بستگی به اعمال ما دارد
برای همین می گویم سخنرانی را مخصوصا سخنرانی استاد که لحن خاص خود را دارند اصلا نمی شود کتاب کرد .
اگر سخنرانی را گوش بدهی می فهمی که منظور استاد چیست
.
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #7
معيين
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2005
پاسخ‌ها: 95
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

نقل قول:
بابا مثل اینکه اصل اصطلاحات را نمی دانی
در اینجا هیچ نماماند یعنی بسیار اندک است

الهي اين غاليان را هدايت فرما
جناب مين روي همه استادان خود رو كم كردي

معيين حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #8
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

با سلام

جناب امیر تصور می کنم زمان آن رسیده است که از پشت نام شهید مطهری بیرون بیایید و کج فهمی خود را به حساب ایشان نگذارید!



قبلا عرض کرده بودم که عده ای با تظاهر به تشیع افکاراهل سنت از جمله اشعری گری را ترویج می کنند.

نقل قول:
در اصل توسط امیر نوشته شده است
همه میدانیم شهید مطهری شیعه هستند ...عدالت را اصول دین میدانند ..... اما اینکه بنده بر خالق حق داشته باشد را قبول ندارند نتیجه : حق داشتن یا نداشتن ربطی به شیعه معتزلی و اشعری ندارد .....
لطفا خلط مبحث نفرمایید (این هزار بار!!!!)

تا جایی که بنده اطلاع دارم ما شیعه معتزلی و اشعری نداشته ایم بلکه اینها کسانی هستند که با مهمترین مبانی اعتقادی شیعه مخالفند اما با اصرار و تظاهر به تشیع ، در هر جا بنوعی اعتقادات اهل سنت را به دیگران تزریق می کنند. رد پای این نوع افراد را در انکار حق اهل بیت ( و بطور کلی حق مومن بر خدا ) و حمایت بی دلیل از دشمنان حضرت زهرا سلام الله علیها - که هیچ وکیل مدافع آبرومندی ، دفاع از آنها را بر عهده نمی گیرد- می بینیم.
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #9
معيين
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2005
پاسخ‌ها: 95
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

شما را به ذات پاك الله بيائيد خودتان قضاوت كنيد . هنوز از شهادت استاد مطهري 30سال نگذشته , تحريف و ويرايش كلام ان محروم اينقدر واضح و مشهود است آن هم در عصري كه وسايل ارتباط جمعي تمام كلام و تصاوير انسان را ضبط و پخش و در آرشيويها ديجيتالي نگه داري ميكنند . اين جنا ب مين معتقد است بايد كلام استاد را گوش داد تا صحت سقم آن مشخص شود تازه به آن هم ايراد گرفته كه فلان جاي تن صداي استاد فلان طور بوده و فلان جايش فلان طور و...
ولي اين نظريه و تز در خصوص احاديث و روايت باطل است . !!!!!!
تمام راويان ايشان معصوم از گناه بوده اند والله همانند رسولان خودش فرشتگاني را بر ايشان گمارده تا سخن ائمه را به ديگران و ديگران نيز به ديگران همينطور الي اخر تا به گوش ما برسانند براي همين است كه كتب اصول كافي و بحار مجلسي شده پاره اي از وحي الهي كه الله ( نعوذ بالله) وقت نكرده در قرآنش بياورد !! و ايشان معتقدند كه امام موهوم ايشان فرموده : الكافي كاف لشيعتنا كافي براي شيعيان بس و كافيست !!!

معيين حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #10
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

اعتراف روشن جناب امیر به اینکه شهید مطهری هم حق بنده بر خدا را پذیرفته است:


نقل قول:
در اصل توسط امیر نوشته شده است
شهید مطهری :
در مضمون بعضی از دعاها خوانده‏ايد : « الهی عاملنا بفضلك و لا تعاملنا
بعدلك » خدايا ! با فضل خودت با ما رفتار كن ، با عدالت با ما رفتار
نكن . يعنی با گذشت خودت ، با تفضل خودت با ما رفتار كن . آنچه به ما
می‏دهی از جانب تو جود باشد ، كرم باشد . ما تقاضا داريم از تو فقط جود و
كرم را . خدايا با ما با عدل خودت رفتار نكن . عدل رعايت استحقاقها
است ، رعايت حقوق است . خدايا ! اگر تو بخواهی رعايت استحقاق را بكنی‏
يعنی حقوق همه ما را به ما بدهی ، هيچ نمی‏ماند .
جناب امیر

اگر بنده مالک عمل خود نیست و حقی ندارد، در قیامت چه چیز را در میزان ( ترازو) می گذارند؟؟
اگرعمل انسان برای او حقی نمی آورد خداوند کافران را به چه سبب عذاب می کند؟؟
آیا کافر بر خدا حق دارد ولی مومن ندارد؟؟!!!!!!!!!
پس اختیار انسان درانتخاب آزادنه خیر و شر کجا می رود و تفاوت کسی که نیکی را بر می گزیند و در این راه مرارت و سختی را متحمل می شود با کسی که غرق در لذتهای حرام است کجاست؟؟


می بینیم که تنها لغزشی جزئی از سخن معصوم انسان را تا آنجا پیش می برد که آزمایش انسان در داردنیا ، تفاوت بین مومن و کافر در نزد خدا و نهایتاعدالت خدا ( در دادن ثواب و عقاب به بندگان ) را انکار کند.
بله!! کسی که ازپذیرش سخن معصوم شانه خالی می کند باید هم خدایی ستمگر را بپرستد.

از آنجا که ترازوی عمل اکثریت انسانها در سمت گناه سنگینتر است اگر حقوق رعایت شود و خداوند با عدالت بر خورد کند عاقبتی جز عذاب نخواهند داشت. به عبارت بهتر اگردر مقابل هرگناهی ، صوابی را از نامه عمل محو کنند برای اکثریت انسانها چیزی باقی نمی ماند. ضمنا می دانیم که پیامبر و خاندانش همواره در دعا با خدا، همچون بندگان گناهکارمناجات کرده اند تا گناهکاران طریق توبه و بازگشت را بیابند.
این به این معنا نیست که خداوند بنده شایسته ندارد یا در خلقت اولیائش ناتوان بوده است.


در زیارت علی می خوانیم:


السلام علیک یا میزان الاعمال
سلام بر توای کسی که در قیامت عمل تو( یا محبت تو ) مبنای سنجش اعمال خلایق است

این جمله حکایت از این دارد که عمل پیامبر و اهل بیت بطور کامل با رضایت خداوند منطبق است.

چنانکه در قران هم می خوانیم:


و قالو اتخذ الله ولدا بل عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون. یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم و لایشفعون الا لمن ارتضی و هم من خشیته مشفقون ( سوره انبیاء آیه 28 و 27 )

گفتند که خداوند اولاد اختیار کرده است ( قوم یهود در باره پیامبر خود عزیر و نصارا در باره عیسی ) اینچنین نیست بلکه ایشان بندگان گرامی خداوند هستند که در سخن بر او پیشی نمی گیرند ( هر آنچه می گویند مورد خواست و رضایت اوست ) و ایشان به امر خداوند عمل می کنند ( نه هوای نفس و شیطان ). خداوند از پشت سر و جلوی روی ایشان مطلع است و این بندگان مقرب فقط مطابق رضای خداوند شفاعت می کنند.


یعنی قول و فعل اولیاء خداوند عین رضای خداست.
حال چگونه ممکن است خدا ، اولیائش را مستحق اکرام و گرامی داشت نداند؟؟؟؟!!!! آنهم در حالی که خودش صریحا بر خلاف این گفته است!!!!


اما خداوند در باره کسی که پیرو و محب اهل بیت باشد قول تبدیل سیئات به حسنات را داده است ( حقی دیگر که خداوند با وعده بر خود واجب کرده است) و با لطف خداوند در تضاعف حسنات و تبدیل سیئات به حسنات ( که اینها هم به خاطر قبول پیام اصلی خداوند در پیروی از پیامبر و خاندانش از سوی مومن است ) کفه ترازوی مومنان گناهکارهم به سمت نیکی سنگین می شود و به رغم انف دشمنان اهل بیت، مومنان گناهکار هم استحقاق بهشت را می یابند!!

آخرين ويرايش -آزاد- ، Friday 23 December 2005 در 09:00AM.
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #11
امیر
عضو ثابت
 
نشان امیر
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2005
پاسخ‌ها: 1,922
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

جناب معیین احسنت بر انصاف شما در این یک مورد....
لعنت بر کسانی که قصد تحریف کلام استاد را دارند ....

["]استاد مرتب تکرار میکند کسی حق ندارد بر خدا اما مگر اینها باور میکنند ؟؟؟؟[/]

((اسلام و مقتضیات زمان ج 1)) صفحه 318 به بعد

می‏فرمايد : « لا يجری لاحد الا جری عليه و لا يجری عليه الا جری‏ له » حق به نفع هيچكس جريان پيدا نمی‏كند مگر اينكه عليه او هم جريان‏ پيدا می‏كند . يعنی هر فردی بر ديگران حق دارد و متقابلا ديگران هم بر او حقی دارند . شما احدی را پيدا نمی‏كنيد كه او بر ديگران حق داشته باشد ولی‏ ديگران بر او حق نداشته باشند كما اينكه احدی را در دنيا پيدا نخواهيد كرد كه او فقط مسؤوليت داشته باشد و حق بر عهده او تعلق بگيرد ولی او حقی بر ديگران نداشته باشد . يعنی حق ، متقابل است و از اموری است كه‏ وقتی به نفع كسی جريان پيدا می‏كند ، عليه او هم هست . يعنی قهرا هيچ كس بر ديگران‏ ذيحق نمی شود الا اينكه ديگران هم بر او ذيحق می‏گردند . اين ، همين مسأله حق و تكليف و رد اين نظريه‏ای است كه برخی گفته‏اند فقط اجتماع حق پيدا می‏كند برافراد ، اما افراد در مقابل اجتماع فقط تكليف دارند . يعنی حق بر افراد تعلق می‏گيرد ( كه معنايش همان تكليف‏ است ) اما افراد بر اجتماع حق پيدا نمی‏كنند . اميرالمؤمنين می‏فرمايد اينطور نيست ، هر جا كه به نفع كسی حق پيدا می‏شود عليه او هم حق پيدا می‏شود . بعد اين جمله را می‏فرمايد : اگر در دنيا كسی پيدا بشود كه او بر ديگران حق دارد ولی هيچكس بر او حق ندارد ، منحصرا خداوند تبارك و تعالی است : « و لو كان لاحد ان يجری له و لا يجری عليه لكان ذلك خالصا لله سبحانه » ( 1 ) مضمون همين است : اگر يك نفر پيدا بشود كه حق له او جريان دارد ولی عليه او جريان ندارد يعنی او بر ديگران ذيحق هست و هيچكس بر او ذيحق نيست ، او خدا است . و اين ، مطلب بسيار درستی است‏ . علت اينكه حق در مورد خداوند متقابل نيست اين است كه حقی كه خدا بر ديگران يا بر اشياء دارد فرق می‏كند با حقی كه ديگران دارند . حقی كه‏ ديگران دارند معنايش اين است كه می‏توانند انتفاعی ببرند اما حقی كه‏ خداوند دارد معنايش انتفاع بردن او نيست . فقط معنايش اينست كه‏ ديگران در مقابل خدا تكليف و مسؤوليت دارند و هيچكس بر خدا حق پيدا نمی‏كند . عقل ما كوچكتر از آنست كه باور بكند كه احدی بر خدا حقی پيدا نمی‏كند حتی‏ خاتم الانبياء . يعنی هيچكس از خدا طلبكار نمی‏شود . در دنيا هيچكس نيست‏ كه او يك قلم طلبكاری از خدا داشته باشد ولو آنكه عبادت ثقلين را انجام‏ بدهد . آيا كسی در دنيا پيدا می‏شود كه بر خدا حق پيدا بكند ، از او طلبكار بشود به طوری كه اگر خدا آن حقی را كه او دارد به وی ندهد ، حق او را پامال كرده و به او ظلم نموده باشد ؟ نه ، امكان ندارد چنين كسی وجود داشته باشد . در مضمون بعضی از دعاها خوانده‏ايد : « الهی عاملنا بفضلك و لا تعاملنا بعدلك » خدايا ! با فضل خودت با ما رفتار كن ، با عدالت با ما رفتار
نكن . يعنی با گذشت خودت ، با تفضل خودت با ما رفتار كن . آنچه به ما می‏دهی از جانب تو جود باشد ، كرم باشد . ما تقاضا داريم از تو فقط جود وكرم را . خدايا با ما با عدل خودت رفتار نكن . عدل رعايت استحقاقها است ، رعايت حقوق است . خدايا ! اگر تو بخواهی رعايت استحقاق را بكنی‏ يعنی حقوق همه ما را به ما بدهی ، هيچ نمی‏ماند . نوكری كه در خانه كسی‏
خدمت كرده يا شاگردی كه در مغازه فردی كار كرده است ، وقتی بخواهد از او جدا بشود می‏تواند بگويد آقا حقوق مرا بده . دو نفر بشر بر يكديگر حق‏ پيدا می‏كنند اما كسی بر خدا حق پيدا نمی‏كند ولو آنكه عبادت ثقلين را انجام بدهد ، ولو آنكه از لحاظ خلوص نيت در حد اعلا باشد ، ولو آنكه كسی‏ باشد كه درباره‏اش گفته باشند : « ضربه علی يوم الخندق افضل من عباده‏ الثقلين » باز هم او بر خدا ذيحق نمی‏شود برای اينكه بنده در مقابل‏ خدا از خويشتن چيزی ندارد .اگر بندگان را با يكديگر مقايسه بكنيم ، اين‏ ، چيزی دارد و آن ، چيزی ديگر ، اما اگر بندگان را در مقابل خدا در نظر بگيريم ، هيچ بنده‏ای هيچ چيزی از خودش ندارد ، آنچه دارد از اوست .
يك مثال كوچك : پدری دارای دو فرزند است . برای يكی از آندو كفش‏ می‏خرد ، برای ديگری هم كفش می‏خرد . برای اين لباس می‏خرد برای آن هم‏ می‏خرد . به اين پول می‏دهد به او هم پول می‏دهد . اين بچه‏ها وقتی خودشان در مقابل همديگر باشند ، می‏توانند بين خودشان مرز تعيين بكنند . اين می‏گويد اين پالتو مال من است ، مال تو نيست ، و واقعا اين پالتو مال اين است‏
چون پدرش برای او خريده . همچنين آن پالتو مال آن بچه است و مال اين‏ نيست ، زيرا پدرش برای او خريده نه برای اين . يعنی دو بچه در مقابل‏
يكديگر می‏توانند بين خودشان مرز به وجود بياورند . اما آيا همين بچه‏ها در مقابل پدرشان می‏توانند مرز به وجود بياورند ، بگويند اين پالتو مال تو نيست ، مال من است ؟ از نظر ديگران اين امر مضحك است . از نظر كسی كه‏ بداند پدر چه نسبتی با آنها دارد ، اين حرف مضحك است . تو هر چه داری‏ از ناحيه پدر داری . يعنی در آنچه كه ملك پدر است ، تو از آن فرزند
ديگر اولويت داری . الان اين پالتو ملك پدر است . در آنچه كه جزء ثروت‏ پدر است ، اين فرزند از آن فرزند اولويت دارد نه اينكه مال اين فرزند است و مال پدر نيست . نسبت بنده در مقابل خدا از نسبت فرزند و پدر بی‏نهايت درجه قويتر و شديدتر است . يعنی بنده هر چه داشته باشد ، اعم از نيروی بدنی و نيروی روحی ، در عين اينكه مال اين بنده است ، مال خدا است ، از ناحيه خدا به او رسيده است . توفيق عملش از ناحيه خدا است . اگر بنده‏ای هر چه عمل می‏كند بخواهد فقط شكر خدا را بجا بياورد ، آيا امكان دارد ؟ محال است كه بنده تشكر را در مقابل خدا انجام بدهد . يك‏ كسی به شما احسان می‏كند ، شما می‏توانيد در مقابل احسان او تشكر بكنيد چه‏ زبانی و چه عملی ، چون احسان او يك عمل است ، تشكر مال شما است . ولی‏ در مقابل خدا اگر انسان تشكر بكند ، خود همين تشكر يك توفيق الهی است و شكری می‏خواهد . اگر برای هر نعمتی بخواهد تشكر بكند ، يكی از نعمتها همين‏ شكر است . باز برای همين " متشكرم " ، همين " الهی شكر " هم بايد يك " متشكرم " ديگر بگويد . اينست كه بشر از شكر خدا عاجز است . از كجا فرصت پيدا می‏كند كه نعمت او را شكر كند ؟ چه رسد به اينكه فرضا وظيفه‏اش را از لحاظ شكر انجام داد ، يك كار علاوه هم بكند و به خاطر آن‏ از او طلبكار بشود ! سعدی می‏گويد : " منت خدای را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است و به‏ شكر اندرش مزيد نعمت " همين بيانی كه عرض كردم بيان يكی از ائمه است‏ كه می‏فرمود هيچ بنده‏ای قادر به شكر خدا نيست چون هر چه را بخواهد شكر كند ، برای همان شكر شكری می‏خواهد . انسان همين قدرت شكر بر نعمت شكر
را ندارد تا چه رسد به نعمت نفس كشيدن ( به قول سعدی ) . زين العابدين‏
( ع ) در دعای ابوحمزه خطاب به خداوند می‏فرمايد :« ا فبلسانی هذا الكال اشكرك » ( 1 ) . اين را توجه داشته باشيد كه‏ درباره ايشان نوشته‏اند : كان يصلی عامه الليل همه شب را به نماز
می‏پرداخت . سحر كه می‏شد اين دعا را می‏خواند . خود اين دعا نمونه بزرگی‏ از زبان آوری بشر است ، نمونه بزرگی از بلاغت و سخنوری بشر است . در مقابل خدا می‏گويد : آيا من با اين زبان گنگ و لكنتی ترا شكر كنم ؟ ! اين‏ است كه اميرالمؤمنين ( ع ) می‏فرمايد : اگر كسی باشد كه او بر ديگران حقی‏ دارد اگر چه می‏فرمايد اين حق ، از نوع حقی كه بندگان بر يكديگر دارندنيست . يعنی اگر نام اين را حق بگذاريم و هيچكس بر وی حق ندارد ، او خدای تبارك و تعالی است

آخرين ويرايش امیر ، Friday 23 December 2005 در 02:37PM.
امیر حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #12
پشتیبانی باشگاه
گروه پشتیبانی باشگاه
 
نشان پشتیبانی باشگاه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
پاسخ‌ها: 1,634
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

کاربران گرامی امیر , آزاد , معین
بکارگیری الفاظی غیر مستدل و تشنج آفرین که کمکی به روند بحث نمی کند دور از رویه همیشگی شماست . متذکر میشویم تکرار این نوع الفاظ که با نشان مشخص شده است مسیر گفتمان را از شرایط مطلوب آن دور می کند و منجر به حدف کل نامه خواهد گردید . دقت بیشتر شما را در گفتگو های درون دینی تقاضا داریم

:: محمّد ::
ناظر تالار دین و دنیا
باشگاه جوانان ایرانی
پشتیبانی باشگاه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #13
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 51
پاسخ‌ها: 4,827
ارسال پيام توسط Yahoo به min
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

نقل قول:
در اصل توسط معيين نوشته شده است
شما را به ذات پاك الله بيائيد خودتان قضاوت كنيد . هنوز از شهادت استاد مطهري 30سال نگذشته , تحريف و ويرايش كلام ان محروم اينقدر واضح و مشهود است آن هم در عصري كه وسايل ارتباط جمعي تمام كلام و تصاوير انسان را ضبط و پخش و در آرشيويها ديجيتالي نگه داري ميكنند . اين جنا ب مين معتقد است بايد كلام استاد را گوش داد تا صحت سقم آن مشخص شود تازه به آن هم ايراد گرفته كه فلان جاي تن صداي استاد فلان طور بوده و فلان جايش فلان طور و...
ولي اين نظريه و تز در خصوص احاديث و روايت باطل است . !!!!!!
تمام راويان ايشان معصوم از گناه بوده اند والله همانند رسولان خودش فرشتگاني را بر ايشان گمارده تا سخن ائمه را به ديگران و ديگران نيز به ديگران همينطور الي اخر تا به گوش ما برسانند براي همين است كه كتب اصول كافي و بحار مجلسي شده پاره اي از وحي الهي كه الله ( نعوذ بالله) وقت نكرده در قرآنش بياورد !! و ايشان معتقدند كه امام موهوم ايشان فرموده : الكافي كاف لشيعتنا كافي براي شيعيان بس و كافيست !!!

بیخود سخنان دیگران را مصادره نکن
چندین بار جواب این ادعاهای خنده دار شما را داده ام
در ضمن هر کتابی که نوشته شده سند نیست
مثلا کتاب بحار جزو اسناد نیست .
بهتر است بروی چهار کلمه در مورد این چیزا بخونی شاید البته شاید متوجه بشی
والسلام علی من التبع الهدی
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #14
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 51
پاسخ‌ها: 4,827
ارسال پيام توسط Yahoo به min
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.




كاربر مين
طبق قوانين توافقي ثبت نام از درج هرگونه جمله و عبارت توهين آميز خودداري نمائيد . در صورت ادامه اين روند شناسه شما با محدوديت نوشتاري مواجه خواهد شد. بديهي است شما اين امكان را داريد كه بدور از نقض قوانين باشگاه به گفتگوي خود با ساير كاربران بپردازيد .

پشتيباني باشگاه جوانان ايراني
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 December 2005   #15
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: وعده خدا، حقی است که او ادای آنرا بر خودش لازم کرده است.

با سلام

جناب مین جدا خسته نباشید. سخن گفتن با کسی که از قران و حدیث و عقل و اجماع حرفی برای گفتن ندارد و پیوسته نام یک دانشمندرا بدون درک منظورش تکرار می کند واقعا کسالت آور است.

جناب امیر چند عکس دیگر هم بیاورید شاید سخنتان اثبات شود!
شاید شما هم در این عکسها حضور دارید و به دلیل اینکه در کنار شهید مطهری قرار گرفته اید سخنتان ازقران و حدیث معتبر تر است!!
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:51AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts