بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Monday 16 January 2006   #1
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

تبعیض نژادی پس از اسلام- عمربن خطاب و ظلم وستم به ایرانیان





قران می گوید: بدرستی که برترین شما در نزد خداوند پرهیزکار ترین شما است.
پیامبر اسلام می فرماید: هیچگونه برتری برای عربی بر عجمی یا سفیدی بر سیاهی نیست مگر بواسطه تقوا.


همانگونه که می دانیم پیامبر اسلام با رفتار و سخنان خود هر گونه برتری نژادی را نفی کرد و مسلمانان با هر نژاد و قومیتی در برابر او یکسان بودند. مسلمانان در زمان ایشان به یک اندازه از بیت المال سهم می بردند. این سنت پیامبر در زمان کسی که برخی او را جانشین پیامبر می دانند( عمر بن خطاب ) بکلی پایمال شد. خلیفه دوم برای جلب حمایت قبایل عرب، مساوات اجتماعی مورد نظر اسلام را کنار گذاشت و قوانین و مقرراتی یکجانبه برای برتری دادن عرب بر غیر عرب وضع و اجرا کرد.

متون تاریخی بسیاری در دسترس است که نشانگر ظلم و ستم و رفتار بیرحمانه خلیفه دوم با غیر عرب و بخصوص ایرانیان می باشد. سیاستی که پس از عمر، امویان آنرا به اجرا در آوردند و تا قرنها آثار و نتایج آن استمرار یافت بطوری که حتی امروز نیز برخی آثار آن دیده می شود.








تحریم مدینه بر غیر عرب





عمر به احدی از غیر عرب اجازه نمی داد وارد مدینه شوند.
مروج الذهب ج2 ص320
المصنف/صنعانی ج5ص474
مجمع الزوائد (طبرانی) ج9 ص75
طبقات/ابن سعد ط صادر ج3 ص349
المجروحون ج3 ص350
حیاه الصحابه ج2 ص29
تاریخ عمر ابن خطاب ص 238 و 242


ابن عباس و پدرش دوست داشتند که غیر عرب در مدینه حضور داشته باشند. بر همین اساس در روزهای آخر زندگی عمر بین او و ابن عباس مشاجره ای در گرفت. ابن عباس به او گفت اگر بخواهی آنها را بکشیم؟! عمر گفت دروغ می گویی! پس از اینکه به زبان شما سخن گفتند و به جانب قبله شما نماز خواندند و حج شما را بجای آوردند؟
تاریخ عمر ابن خطاب ص 243

بنظر می آید ابن عباس منتهای آرزوی عمر در باره ایرانیان را به زبان آورده است اما عمر با تاسف و تمسخر می گوید که این کار در حال حاضر ممکن نیست. غیر از این روشن است که ظلم و ستم او شامل ایرانیان مسلمان نیز بوده است.












فروش همسایه نبطی




عمر ابن خطاب می گفت: هر شخص عرب که همسایه اش نبطی ( اهالی عجم ساکن بین بصره و کوفه ) باشد و به پول نیاز داشته باشد می تواند همسایه خود را بعنوان برده بفروشد!!
عیون الاخبار/ابن قتیبه ج1 ص 130
کتاب بغداد/طیفور ط 1388 ه ق ص38
المحاسن والمساوی ج2 ص 278
الزهد والرقائق بخش مارواه نعیم بن حمادص52
محاضرات الادباء ج1 ص350
قضاء امیر المومنین علی ص 264 از ابن قتیبه وحموی
الایضاح/ابن شاذان ص 486


کتابهای مرجع مقاله همه از مورخین و دانشمندان اهل سنت است.

آخرين ويرايش -آزاد- ، Monday 16 January 2006 در 01:29PM.
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 16 January 2006   #2
ابوحامد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 282
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان



پيوند كفر وشرك مبارك
ابوحامد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 16 January 2006   #3
سپهران
عضو ثابت
 
نشان سپهران
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 753
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

جناب ابو موحد(علیرضا رهنما)
یا مطالب درست است یا خیر اگر درست است که شکی در آن نیست قبول بفرما .
اگر اشتباه است استدلال منطقی ارایه بده .بالودگی کاری درست نمی شود.
حشر محبان علی باعلی
حشر محبان عمر با عمر
سپهران حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 16 January 2006   #4
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

سلام بر دوستان عزیز

عرب در مقابل غیر عرب قصاص نمیشود
عباده بن صامت از مردی عجم خواست چهار پای او را نگه دارد. آن مرد سر باز زد عباده او را زد و سرش را زخمی کرد. عمر خواست از او قصاص کند. زید بن ثابت به او گفت: آیا در مقابل برده ات از برادرت قصاص می کنی؟ پس عمر قصاص نکرد و به دیه حکم کرد!!
تهذیب تاریخ دمشق ج5 ص446
تذکره الحفاظ ج1 ص31
سنن بیهقی ج8 ص32
سیر اعلام النبلاء ج2 ص440
کنز العمال ج7 ص303
پوشش عجم
عمر به دستیاران و ماموران عتبه بن فرقد در حکومت آذربایجان نوشت:
بپرهیزید از رفاه طلبی وتنعم و پوشش عجم!
این دستور از اینجهت نبوده که پوشیدن لباس عجم باعث شبیه شدن مسلمان به غیر مسلمان بوده است، زیرا لباس مسلمان و کافر در آن زمان فرق و تمایز روشنی نداشته تا گفته شود این لباس مسلمانان و آن لباس کافران است. مردم از ملل مختلف به اسلام مشرف می شدند بدون اینکه لازم باشد لباسشان را تغییر دهند و کسانی که این دستور به آنها داده شده است با مسلمانان عجم مواجهه داشته اند. ابن تیمیه در اقتضاء الصراط المستقیم ص 162 می گوید:موقعی که شریعت از شبیه سازی خود به عجمها نهی می کند هم عجمهای کافر و هم عجمهای مسلمان مقصودند.
السنن الکبری ج10 ص14
المصنف/صنعانی ج11 ص86
حیاه الصحابه ج2 ص801 از کنز العمال ج8 ص58 از بیهقی و از ابوذر هروی در: الجامع

همه کتابهای مرجع متن متعلق به دانشمندان و مورخین اهل سنت است
__________________
اولین سخن پیامبر اسلام:

قولوا لا اله الا الله تفلحوا
بگویید که خدایی جز الله نیست تا رستگار شوید

خداوند همه کسانی را که با نسبت شرک به گویندگان لا اله الا الله جواز خونریزی صادر می کنند لعنت کند
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 17 January 2006   #5
سپهران
عضو ثابت
 
نشان سپهران
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 753
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

نقل قول:
در اصل توسط -آزاد- نوشته شده است






عباده بن صامت از مردی عجم خواست چهار پای او را نگه دارد. آن مرد سر باز زد عباده او را زد و سرش را زخمی کرد. عمر خواست از او قصاص کند. زید بن ثابت به او گفت: آیا در مقابل برده ات از برادرت قصاص می کنی؟ پس عمر قصاص نکرد و به دیه حکم کرد!!
تهذیب تاریخ دمشق ج5 ص446
عمر به دستیاران و ماموران عتبه بن فرقد در حکومت آذربایجان نوشت:

بپرهیزید از رفاه طلبی وتنعم و پوشش عجم!



خداوند لعنت کند هر کسی را که اعمال خلاف خلیفه ثانیه راتوجیه وتایید می کند.
سپهران حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 17 January 2006   #6
ابوحامد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 282
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

نقل قول:
در اصل توسط سپهران نوشته شده است
خداوند لعنت کند هر کسی را که اعمال خلاف خلیفه ثانیه راتوجیه وتایید می کند.
حضرت علي در خطبه 228 نهج البلاغه نسبت به خليفه ثاني تمجيد نموده و مي فرمايد: ”فقد قوم الاود و داوي العمد و اقام السنه و خلف الفتنه ذهب نقي الثوب قليل العيب اصاب خيرها و سبق شرها ادي الي الله طاعته و اتقاه بحقه“يعني: ”كژيها را راست كرد و بيماريها را مداوا نمود و سنت را بپا داشت و فتنه را پشت سر نهاد و پاك جامه و كم عيب از اين جهان رفت به خير آن رسيد و از شر آن پيشي گرفت و رهايي يافت و حق را اطاعت كرده و چنانكه بايد از او تقوي گزيد“

ايهاالناس ببينيد چه كساني دشمن علي هستند وآن امام بزرگوار را لعنت مي كنند!!

ابوحامد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 17 January 2006   #7
پرويز
عضو ثابت
 
نشان پرويز
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2005
پاسخ‌ها: 275
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

نقل قول:
در اصل توسط ابوحامد نوشته شده است
حضرت علي در خطبه 228 نهج البلاغه نسبت به خليفه ثاني تمجيد نموده و مي فرمايد: ”فقد قوم الاود و داوي العمد و اقام السنه و خلف الفتنه ذهب نقي الثوب قليل العيب اصاب خيرها و سبق شرها ادي الي الله طاعته و اتقاه بحقه“يعني: ”كژيها را راست كرد و بيماريها را مداوا نمود و سنت را بپا داشت و فتنه را پشت سر نهاد و پاك جامه و كم عيب از اين جهان رفت به خير آن رسيد و از شر آن پيشي گرفت و رهايي يافت و حق را اطاعت كرده و چنانكه بايد از او تقوي گزيد“
دوست گرامی اين خطبه را سندا و متناً ضعيف قرار خواهند داد نصف را قبول و نيم دگر را نه.

صدقه شوم خدا را، يک بام و دو هوا را!!!!

يا الله مدد
__________________
پرويز حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 17 January 2006   #8
-آزاد-
عضو ثابت
 
نشان -آزاد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2005
پاسخ‌ها: 247
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

نقل قول:
در اصل توسط ابوحامد نوشته شده است
حضرت علي در خطبه 228 نهج البلاغه نسبت به خليفه ثاني تمجيد نموده و مي فرمايد: ”فقد قوم الاود و داوي العمد و اقام السنه و خلف الفتنه ذهب نقي الثوب قليل العيب اصاب خيرها و سبق شرها ادي الي الله طاعته و اتقاه بحقه“يعني: ”كژيها را راست كرد و بيماريها را مداوا نمود و سنت را بپا داشت و فتنه را پشت سر نهاد و پاك جامه و كم عيب از اين جهان رفت به خير آن رسيد و از شر آن پيشي گرفت و رهايي يافت و حق را اطاعت كرده و چنانكه بايد از او تقوي گزيد“

ايهاالناس ببينيد چه كساني دشمن علي هستند وآن امام بزرگوار را لعنت مي كنند!!
جناب ابوحامد ( موحد )

اگر نمی دانید بدانید که موضوع مقاله ظلم و ستم عمر نسبت به مسلمانان غیر عرب است .
بنا بر مستندات متعدد اهل سنت، عمر بن خطاب، دستور صریح قران و سنت پیامبر را که مساوات بین مسلمانان بوده است بطور مکرر زیر پا گذاشته و در بین مسلمانان تبعیض نژادی بر پا کرده است. اگر در این باره حرفی برای گفتن ندارید بیجهت مزاحم نشوید و کپی پیستهای تکراری و بی ربط خود را در این مقاله وارد نکنید.

-----------------------------------------------------------------------------------------
ضمنا برای اینکه تصور نکنید سخنتان بی جواب است این را هم داشته باشید:

تا جایی که بنده می بینم در خطبه مورد نظر شما نه تنها اسمی از عمر برده نشده بلکه حتی کنایه ای که بتوان بر اساس آن شخص مورد نظر را شناخت در کل خطبه وجود ندارد !!!

اما در این خطبه مقصود امام کاملا روشن است و با صراحت بیان شده است:

نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه شماره سه :




اما ولله لقد تقمصها ابن ابی قحافه و انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحی ،ینحدر عنی السیل ولا یرقی الی الطیر.......

فرایت ان الصبر علی هاتا احجی، فصبرت وفی العین قذی و فی الحلق شجا، اری تراثی نهبا.
حتی مضی الاول لسبیله، فادلی بها الی ابن خطاب بعده،....
فیا عجبا بینا هو یستقیلها فی حیاته! اذ عقدها لالاخر بعد وفاته!!، لشد ماتشطرا ضرعیها، فصیرها فی حوزه خشناء،یغلظ کلمها و یخشن مسها، و یکثر العثار فیها، و الاعتذار منها،فصاحبهاکگراکب الصعبه، ان انق لها خرم و ان اسلس لها تقحم، فمنی الناس لعمرالله بخبط و شماس و تلون و اعتراض، فصبرت علی طول المده و شده المحنه.
حتی اذا مضی لسبیله، جعلها فی جماعه زعم انی احدهم فیا لله و للشوری، متی اعترض الریب فی مع الاول منهم؟ حتی صرت اقرن الی هذه النظائر.....
الی ان قام ثالث القوم نافجا حضنیه ، بین نثیله و معتلفه، وقام معه بنی امیه یختصمون مال الله خضم الابل نبته الربیع، الی ان انتکث فتله و اجهز علیه عمله، و کبت به بطنته.

یعنی:آگاه باشید! سوگند به خدا که پسر ابو قحافه ( ابوبکر ) خلافت را مانند پیراهنی که برازنده اش نبود پوشید و حال آنکه می دانست جایگاه من نسبت به خلافت مانند جایگاه میله آهنین در وسط سنگ آسیا است، علم و دانش از سر چشمه فیض من مانند سیل جاری می شود و هیچ پرواز کننده ای را در فضای علم و دانش یارای رسیدن به اوج من نیست....
پس بنظرم رسید که صبر کردن خرد مندیست، صبرکردم در حالیکه چشمانم را خاشاک و گلویم را استخوان گرفته بودو میراث خود را تاراج رفته می دیدم.
تا اینکه اولی به انتهای راه خود رسد، خلافت را بعد از خود به آغوش عمر ابن خطاب انداخت!! ....
جای بسی حیرت و شگفتی است که ابو بکر در زمان حیاتش فسخ بیعت مردم را خواستار می شد ( بدلیل آشکار شدن نادانی و ندانم کاریش در بین مردم ) ولی در چند روز آخر عمرش وصیت کرد که عمر خلیفه شود!!! ( بدون شوری !!)
این دو نفر غاتگر خلافت را مانند دو پستان شتر در بین خود قسمت نمودند. با این کار ابو بکر خلافت را درجای درشت و ناهموار قرار داد.
عمر سخن تند و زخم زبان داشت، ملاقات با او رنج آور بود. اشتباه او بسیار و عذر خواهیش ( در فتوی های غلط ) بیشمار بود. مصاحبت با او همچون سواری بر شتر سر کش و نافرمان بود! که اگر مهارش را سخت نگه دارند بینیش پاره می شود! و اگر رهایش کنند در پرتگاه هلاکت خواهد افتاد.
بخدا سوگند که مردم در زمان او گرفتار خطا و گمراهی شدند و در راه راست قدم ننهادند. در آنحال نیز با وجود طولانی شدن ( خلافت عمر ) صبر نمودم و با محنت و غم همراه بودم.
تا زمانی که دومی نیز به راه خود رفت ( مرد) و خلافت را در جماعتی قرار داد که مرا هم یکی از آنها تصور می کرد. بار خدایا از تو یاری می طلبم برای شورایی که تشکیل شد و مشورتی که نمودند!! چگونه مردم مرا با ابوبکر مساوی دانستند و در باره من شک و تردید کردند تا جایی که امروز با این افراد هم ردیف شدم......
نهایتا سومی ( عثمان) به خلافت بر خواست در حالیکه پر کرده هر دو طرف شکم خود را میان موضع خوردن و بیرون دادنش! ( شکم خود را از حقوق مردم پر کرده بود ) و با او سایر بنی امیه مال خدا را می خوردند مانند شتری که حریصانه گیاهان بهاری را می خورد.
تا اینکه باز شد ریسمان تابیده او و رفتارش باعث سرعت در کشته شدنش شد و پری شکم او را برو در انداخت!!!!





با عنایت به آنچه پیامبر اسلام در غدیر خم فرمود و آنچه امیر المومنین می فرماید بیزاری جستن از غاصبین حق خلافت و وصایت پیامبر بر هر مسلمانی واجب است. در این بین زیارت عاشورا -این دعای قدسی- نیز بخوبی برائت از خلفای غاصب را به ما می آموزد.
-آزاد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 18 January 2006   #9
سپهران
عضو ثابت
 
نشان سپهران
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2005
پاسخ‌ها: 753
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

نقل قول:
در اصل توسط -آزاد- نوشته شده است
جناب ابوحامد ( موحد )

اگر نمی دانید بدانید که موضوع مقاله ظلم و ستم عمر نسبت به مسلمانان غیر عرب است .
بنا بر مستندات متعدد اهل سنت، عمر بن خطاب، دستور صریح قران و سنت پیامبر را که مساوات بین مسلمانان بوده است بطور مکرر زیر پا گذاشته و در بین مسلمانان تبعیض نژادی بر پا کرده است. اگر در این باره حرفی برای گفتن ندارید بیجهت مزاحم نشوید و کپی پیستهای تکراری و بی ربط خود را در این مقاله وارد نکنید.

-----------------------------------------------------------------------------------------
ضمنا برای اینکه تصور نکنید سخنتان بی جواب است این را هم داشته باشید:

تا جایی که بنده می بینم در خطبه مورد نظر شما نه تنها اسمی از عمر برده نشده بلکه حتی کنایه ای که بتوان بر اساس آن شخص مورد نظر را شناخت در کل خطبه وجود ندارد !!!

اما در این خطبه مقصود امام کاملا روشن است و با صراحت بیان شده است:

نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه شماره سه :




اما ولله لقد تقمصها ابن ابی قحافه و انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحی ،ینحدر عنی السیل ولا یرقی الی الطیر.......

فرایت ان الصبر علی هاتا احجی، فصبرت وفی العین قذی و فی الحلق شجا، اری تراثی نهبا.
حتی مضی الاول لسبیله، فادلی بها الی ابن خطاب بعده،....
فیا عجبا بینا هو یستقیلها فی حیاته! اذ عقدها لالاخر بعد وفاته!!، لشد ماتشطرا ضرعیها، فصیرها فی حوزه خشناء،یغلظ کلمها و یخشن مسها، و یکثر العثار فیها، و الاعتذار منها،فصاحبهاکگراکب الصعبه، ان انق لها خرم و ان اسلس لها تقحم، فمنی الناس لعمرالله بخبط و شماس و تلون و اعتراض، فصبرت علی طول المده و شده المحنه.
حتی اذا مضی لسبیله، جعلها فی جماعه زعم انی احدهم فیا لله و للشوری، متی اعترض الریب فی مع الاول منهم؟ حتی صرت اقرن الی هذه النظائر.....
الی ان قام ثالث القوم نافجا حضنیه ، بین نثیله و معتلفه، وقام معه بنی امیه یختصمون مال الله خضم الابل نبته الربیع، الی ان انتکث فتله و اجهز علیه عمله، و کبت به بطنته.

یعنی:آگاه باشید! سوگند به خدا که پسر ابو قحافه ( ابوبکر ) خلافت را مانند پیراهنی که برازنده اش نبود پوشید و حال آنکه می دانست جایگاه من نسبت به خلافت مانند جایگاه میله آهنین در وسط سنگ آسیا است، علم و دانش از سر چشمه فیض من مانند سیل جاری می شود و هیچ پرواز کننده ای را در فضای علم و دانش یارای رسیدن به اوج من نیست....
پس بنظرم رسید که صبر کردن خرد مندیست، صبرکردم در حالیکه چشمانم را خاشاک و گلویم را استخوان گرفته بودو میراث خود را تاراج رفته می دیدم.
تا اینکه اولی به انتهای راه خود رسد، خلافت را بعد از خود به آغوش عمر ابن خطاب انداخت!! ....
جای بسی حیرت و شگفتی است که ابو بکر در زمان حیاتش فسخ بیعت مردم را خواستار می شد ( بدلیل آشکار شدن نادانی و ندانم کاریش در بین مردم ) ولی در چند روز آخر عمرش وصیت کرد که عمر خلیفه شود!!! ( بدون شوری !!)
این دو نفر غاتگر خلافت را مانند دو پستان شتر در بین خود قسمت نمودند. با این کار ابو بکر خلافت را درجای درشت و ناهموار قرار داد.
عمر سخن تند و زخم زبان داشت، ملاقات با او رنج آور بود. اشتباه او بسیار و عذر خواهیش ( در فتوی های غلط ) بیشمار بود. مصاحبت با او همچون سواری بر شتر سر کش و نافرمان بود! که اگر مهارش را سخت نگه دارند بینیش پاره می شود! و اگر رهایش کنند در پرتگاه هلاکت خواهد افتاد.
بخدا سوگند که مردم در زمان او گرفتار خطا و گمراهی شدند و در راه راست قدم ننهادند. در آنحال نیز با وجود طولانی شدن ( خلافت عمر ) صبر نمودم و با محنت و غم همراه بودم.
تا زمانی که دومی نیز به راه خود رفت ( مرد) و خلافت را در جماعتی قرار داد که مرا هم یکی از آنها تصور می کرد. بار خدایا از تو یاری می طلبم برای شورایی که تشکیل شد و مشورتی که نمودند!! چگونه مردم مرا با ابوبکر مساوی دانستند و در باره من شک و تردید کردند تا جایی که امروز با این افراد هم ردیف شدم......
نهایتا سومی ( عثمان) به خلافت بر خواست در حالیکه پر کرده هر دو طرف شکم خود را میان موضع خوردن و بیرون دادنش! ( شکم خود را از حقوق مردم پر کرده بود ) و با او سایر بنی امیه مال خدا را می خوردند مانند شتری که حریصانه گیاهان بهاری را می خورد.
تا اینکه باز شد ریسمان تابیده او و رفتارش باعث سرعت در کشته شدنش شد و پری شکم او را برو در انداخت!!!!






با عنایت به آنچه پیامبر اسلام در غدیر خم فرمود و آنچه امیر المومنین می فرماید بیزاری جستن از غاصبین حق خلافت و وصایت پیامبر بر هر مسلمانی واجب است. در این بین زیارت عاشورا -این دعای قدسی- نیز بخوبی برائت از خلفای غاصب را به ما می آموزد.
جناب آزاد من در تعجبم چرا حضرات هیچ وقت این خطبه گران بها را نقل نمی کنند !!!!!!!!!!
ضمناجناب پرویز بام یکی و هوا هم یکی و آن بی خبری شماست
سپهران حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 3 February 2006   #10
حق جو
عضو ثابت
 
نشان حق جو
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2005
پاسخ‌ها: 1,160
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

سلام بر دوستان عزیز


آنچه گفتیم این بود که بنا بر نقل مورخین:

1- عمر ورود افراد غیر عرب را به مدینه ممنوع کرده بود
2- او به اعراب ساکن نواحی نزدیک ایران اجازه داده بود که در صورت تنگدستی همسایه عجم خود را بعنوان برده بفروشند و نیازهای خود را رفع کنند!
3- عمر عرب را در مقابل غیر عرب قصاص نمیکرد.
4- خلیفه دوم مردم را از پوشیدن لباس به شیوه ایرانیان نهی میکرد.


آنچه می گوییم:

مخالفت با زبان عجمی و ممنوع کردن نقش انگشتر به عربی:

از عمر نقل شده که گفته است: سخن گفتن عجمها ( فارسی ) را فرا نگیرید!!

السنن الکبری ج9 ص234
المصنف صنعانی ج11 ص86
اقتضاء الصراط المستقیم ص199 و 205 از: المصنف ابن شیبه التراتیب الاداریه ج1 ص 205 و 206


عمر در حال طواف خانه خدا شنید که دو نفر به زبان عجمی سخن می گویند، رو به آنها کرد و گفت راهی به زبان عربی بیابید.

المصنف/صنعانی ج5 ص496 و497
تاریخ جرجان ص 486


عمر گفته است: زبان عربی را فراگیرید که به مروت و مردانگی می افزاید. سخن گفتن به فارسی مروت را از بین می برد!!

ربیع الابرار ج1 ص796
تاریخ جرجان ص486
اقتضاء الصراط المستقیم ص 205
مصنف ابن ابی شیبه ص 206


از سویی دیگر از او نقل شده که از نقش کردن انگشتر به زبان عربی نهی کرده است. شاید به این دلیل که شان زبان عربی را بالاتر از آن دانسته که به اینصورت به ابتذال کشیده شود!!
ابو هریره برای کسب وجهه و تقرب به عمر این حدیث را از پیامبر جعل کرده است:
زبانی که بیش از همه مورد غضب خداوند است فارسی است!!


لسان المیزان ج1 ص 406
میزان الاعتدال ج1 ص 230
المجروحون ج1 ص129
__________________
..
قل لا اسئلکم علیه اجراالا الموده فی القربی
ای پیامبر بگو از شما در مقابل رسالتم مزدی نمی خواهم مگر دوستی نزدیکانم

ان الذین یوذون الله ورسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعد لهم عذابا مهینا
کسانی که خدا و رسولش را بیازارند در دنیا و آخرت مورد لعنت خدا هستند واو برای ایشان عذابی خوار کننده آماده کرده است

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد وآخر تابع له علی ذلک
خداوندا اولین ستمگر نسبت به محمد و آل محمد ( علیهم السلام) را لعنت نما و تا آخرین نفر از کسانی را که در این ستم از او پیروی کنند از رحمتت دور کن.
.

آخرين ويرايش حق جو ، Monday 6 February 2006 در 03:41PM.
حق جو حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 3 February 2006   #11
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 51
پاسخ‌ها: 4,827
ارسال پيام توسط Yahoo به min
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

نقل قول:
در اصل توسط ابوحامد نوشته شده است
حضرت علي در خطبه 228 نهج البلاغه نسبت به خليفه ثاني تمجيد نموده و مي فرمايد: ”فقد قوم الاود و داوي العمد و اقام السنه و خلف الفتنه ذهب نقي الثوب قليل العيب اصاب خيرها و سبق شرها ادي الي الله طاعته و اتقاه بحقه“يعني: ”كژيها را راست كرد و بيماريها را مداوا نمود و سنت را بپا داشت و فتنه را پشت سر نهاد و پاك جامه و كم عيب از اين جهان رفت به خير آن رسيد و از شر آن پيشي گرفت و رهايي يافت و حق را اطاعت كرده و چنانكه بايد از او تقوي گزيد“

ايهاالناس ببينيد چه كساني دشمن علي هستند وآن امام بزرگوار را لعنت مي كنند!!

اين خطبه در وصف سلمان فارسي است نه كس ديگر
خدا لعنت كند كساني راكه مي خواهند همه چيز را تحريف كنند مخصوصا اين وهابيها را
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 5 April 2006   #12
حق جو
عضو ثابت
 
نشان حق جو
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2005
پاسخ‌ها: 1,160
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

سلام بر دوستان عزیز


از عبد الرحمان بن ابی لیلی روایت شده که گفت:
با عمر به سوی مکه بیرون رفتیم. در بین راه نافع بن علقمه به استقبالمان آمد.
عمر به او گفت: چه کسی را به جای خود بر اهل مکه گماشته ای؟
نافع گفت: عبد الرحمن بن ابزی را.
عمر ضمن نکوهش او گفت: آیا مردی از موالی (عجم ) را به جای خود بر ساکنان مکه از قریش و اصحاب پیامبر گماشته ای؟؟!!

حیاه الصحابه ج 3، ص 150 از کنز العمال ج 5، ص 216
المصنف/صنعانی ج 11، ص 439
منتخب کنز العمال در حاشیه مسند احمد بن حنبل ج 5، ص 216
حق جو حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 7 April 2006   #13
حق جو
عضو ثابت
 
نشان حق جو
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2005
پاسخ‌ها: 1,160
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

نقل قول:
در اصل توسط حق جو نوشته شده است
سلام بر دوستان عزیز


از عبد الرحمان بن ابی لیلی روایت شده که گفت:
با عمر به سوی مکه بیرون رفتیم. در بین راه نافع بن علقمه به استقبالمان آمد.
عمر به او گفت: چه کسی را به جای خود بر اهل مکه گماشته ای؟
نافع گفت: عبد الرحمن بن ابزی را.
عمر ضمن نکوهش او گفت: آیا مردی از موالی (عجم ) را به جای خود بر ساکنان مکه از قریش و اصحاب پیامبر گماشته ای؟؟!!

حیاه الصحابه ج 3، ص 150 از کنز العمال ج 5، ص 216
المصنف/صنعانی ج 11، ص 439
منتخب کنز العمال در حاشیه مسند احمد بن حنبل ج 5، ص 216

آیا اینگونه رفتارها با توجه به آنچه در قران و فرمایشات پیامبر بزرگوار اسلام دیده ایم قابل توجیه است؟؟!!

نهم ربیع الاول مبارک باد

آخرين ويرايش حق جو ، Tuesday 9 May 2006 در 05:19PM.
حق جو حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 8 April 2006   #14
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 51
پاسخ‌ها: 4,827
ارسال پيام توسط Yahoo به min
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

نقل قول:
در اصل توسط امیر نوشته شده است
اگر غلط است پس چرا در جمهوری اسلامی نماینده مجلس و رئیس جمهور باید ایرانی (نه عربی )باشد (!)
امير آقا
سلام
چرا اين همه سوتي ميدهيد ؟
در قانون اساسي تاكيد كرده است كه رييس جمهور بايد ايراني الاصل باشد .
در ايراني الاصل ها عرب هم وجود دارد . پس زبان و لهجه و ... اصلا مهم نيست مهم اين است كه اصليت او بايد ايراني باشد .
آن هم مشخص است زيرا قرار است رييس جمهور قسمتي از دنيا باشد كه نامش ايران است .
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 8 April 2006   #15
min
تا زنده ایم رزمنده ایم
 
نشان min
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 51
پاسخ‌ها: 4,827
ارسال پيام توسط Yahoo به min
ج: تبعیض نژادی پس از اسلام- عمر بن خطاب و ظلم و ستم نسبت به ایرانیان

نقل قول:
در اصل توسط امیر نوشته شده است
سلام
اهان فهمیدم باید ((ایرانی الاصل عرب)) باشد ...معلوم هست چه میگویید !!؟

حالا ما نفهمیدیم در اینمورد(تعیین حاکم) فرق(( جمهوری اسلامی ))با ((جمهوری عمری )) چیست ؟؟!!!
هر دوی آنها میگفتند باید والی یک منطقه از خود آن منطقه باشد

جمهوری عمری :

جمهوری اسلامی :

پس ایراد شما وارد نیست
يعني واقعا متوجه نمي شوي ؟
مردم خوزستان ايراني هستند و عرب - آيا شما آنها ر اايراني نمي دانيد ؟
در ضمن در قانون اساسي والي قسمتها هرگز نيامده كه بايد متعلق به همانجا باشند
بهتر است با هم مقايسه كني
حكومت اسلامي آن زمان متعلق به همه جهان اسلام بود پس فرقي بين ايران و غير ايراني و حجازي و ... نبايد باشد .
زيرا هم ايران تحت تسلط حكومت آن زمان بود و هم ...
از داخل اماكن تحت حكمراني از هر كجا هركس انتخاب شود نبايد فرقي كند .
حكومت ايران تنهاي محيط جغرافيايي ايران را تحت حكمراني دارد . پس در اين حكمراني هم هر كس از محيط داخلي ايران كه محيط حكمراني است انتخاب شود فرقي نمي كند .
در استانداران كه همان حكمرانان محلي آن زمان مي شود تعبير كرد از هر نقطه اي از ايران مي شود انتخاب گردند .
در استانداران هم عرب يافت مي شود و هم بلوج و هم كرد و هم ...
آيا باز هم متوجه نشدي ؟
__________________

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
min حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر

گفتگوهاي مشابه
گفتگو آغازگر گفتگو تالار پاسخها عنوان آخرين گفتگو
استاد دانشگاه اسلام ميآ ورد kimia20ir دين و دنيا 2 Friday 5 July 2013 12:08PM
تحريف تاريخ علل دشمني ميان مسلمانان موحد دين و دنيا 58 Monday 4 October 2004 11:55PM
گرايش زنان انگليسي به اسلام asheghe iran_p دين و دنيا 12 Friday 14 May 2004 03:43PM
اسلام خالص يا اسلام ناب ؟ رضا24 دين و دنيا 22 Sunday 15 February 2004 01:39AM


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:32AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts