بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Friday 28 June 2019   #466
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2450
hosyn
ناظرین آگاه توجه دارند که جوابی که سابق در توضیح أمّي دادم، بر چه آکسیوم و کنتکسی استوار بود، و قبلا به آکسیومهای دیگر اشاره کرده بودم، و هیچکدام هم منافات با یکدیگر ندارد.

اکنون بر مبنای همین آکسیوم اخیر که توضیح أمّي دادم، یک آیه جالب دیگر را هم توضیح میدهم:


وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاَّ أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ (البقرة 78)


در آیه ۷۵ میفرماید: گروهی محتوای کتاب را درک میکنند، من بعد ما عقلوه، ولی فاسد هستند، و در این آیه ۷۸ میفرماید: و گروهی دیگر هستند از اهل کتاب هستند، ولی از زبان کتاب سر در نمیاورند، اینها چه کسانی هستند؟ اینها اهل کتاب ساکن مکة هستند، جزء أمیون و مکیون هستند، و زبانشان عربی است، و نمیتوانند تورات را به زبان عبری بفهمند، حال یا از نسل اسحاق بودند و بعدها به مکه سفر کردند یا از نسل اسماعیل بودند و به اهل کتاب ایمان آورده بودند، به هر حال زبان عبری را نمیفهمند، و در آیه ۷۹ اشاره میکند که عده‌ای سودجو از جهل این عده سوء استفاده میکنند و چیزی را خودشان مینیسند و میگویند این تورات است.

بنابر این، در این آیه هم، باز کلمه (أمّیون) به معنای مکّي است، و رمز تعبیر به أمّی و مکي این است که زبانشان عربی است و تورات را نمیفهمند، و بنابر این معنا، نمیتوان کلمه أمانيّ را به: خیال و آرزو و امثال اینها ترجمه کرد، و بسیاری از مترجمین که أمانيّ را چنین ترجمه کردند، طبق این معنا نیست، و موافق این معنا، ترجمه عده دیگری از مترجمین است که بعض آنها را میاورم:


ترجمه احمد کاویانپور:
بعضى از آنها (يهوديان) بی‏سوادند و از تورات اطلاعى ندارند جز در حد تلاوت لفظى و گمان میبرند كه بخواسته‌اى خود خواهند رسيد (78)


ترجمه ابوالقاسم پاینده:
بعضى يهودان بيسوادانند كه از تورات جز قرائت‏ها ندانند و جز پندارگران نباشند


ترجمه محمد خواجوی:
برخى از عوام يهود از تورات جز خواندن بی‏تدبر ندانند و اينان جز گمان بران نباشند (78)


ترجمه ثقفی تفسیر روان جاوید:
و بعضى از آنها بيسوادانند كه نميدانند كتاب را مگر آنچه خوانده شود و نيستند آنها مگر آنكه گمان ميكنند.


تفسیر ابوالفتوح رازی:
و از ايشان امّيّانند ندانند نوشتن مگر خواندن از بر، و نيند ايشان مگر گمان برنده.


تفسیر تاج التراجم اسفرایینی:
و از جهودان گروهى امّيان‏اند، كه ندانند از كتاب مگر آنچه بريشان خوانند علماى ايشان، و نايستند ايشان مگر بدانكه همى پندارند كه آن حقّ است



واضح است که این مترجمین هر چند کلمه أماني را به معنای آرزو و خیالات معنا نکردند، و لذا مخالفتی با معنای أمّی به معنای مکّی و صاحب زبان عربی ندارد، اما باز اینها، أمّي را به معنای بیسواد و عوام معنا کردند، و این فرق دارد با معنائی که عرض کردم، و طبق یک آکسیوم واحد، همه موارد أمّی را به معنای اهل مکّة که أمّ القری است، گرفتم، و طبق آن توضیح دادم. و الله العالم
.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 4 July 2019   #467
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2465
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=165

باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina غانت هالک بی جواب با اسم جدید نوشته شده است
هر چند من با بعضی گفته های قانت موافق نیستم؛ از جمله نماز او. اما از توهین های جناب عبدالعلی میشود فهمید که قضیه از چه قراره؟ با توهین و استهزا چیزی درست نمیشود.

saeed_s58
گویا مطالب را نخوانده قضاوت کرده‌اید، پس بهتر است مطالب را از ابتدا مطالعه کنید تا مطلب برایتان واضح شود و اگر مرتبط با این موضوع سؤالی یا نکته‌ای بود مطرح کنید تا هر کس تمایل داشت به آن بپردازد.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 4 July 2019   #468
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2467



saeed_s58
باسمه تعالی
از آنجا که بین بررسی آنچه که غانت به عنوان سند جا زده بود، توسط برادر بزرگوارمان جناب حسین و ارسال‌های اخیر فاصله افتاده بود، سعی می‌کنم مجدداً آنها را ارسال نمایم تا دستمایه دسیسه خناسان نشود.
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است


فَإِنْحَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّـهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ ۗ وَقُللِّلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ ۚ فَإِنْأَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوا ۖ وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَالْبَلَاغُ ۗ وَاللَّـهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ﴿آل عمران-٢٠﴾

آیا آنجا که می گوید به امیها و آنان که کتاب به ایشان داده شده بگو، منظورش این است که به سواد داران و بی سوادان بگو؟!
یا به اهل کتاب و مشرکین بگو؟ بسیاری از مترجمین من جمله مکارم شیرازی، فولادوند، انصاریان و غیره امیین را مشرکین ( بت پرستان) معنا کرده اند.

یا آنجا که می فرمایند :

هُوَالَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْآيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنكَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿جمعه/٢﴾

آیا منظور این است که از میان بی سوادان بیسوادی مثل خودشان را به رسالت برانگیخت یا از میان مشرکین یکی مثل خودشان؟

یا آنجا که می گوید:

وَمِنْأَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَوَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَّا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّامَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَعَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِالْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿آلعمران /75﴾

آیا منظور اهل کتاب این است که چون آنها بی سواد بودند می توان مالشان را پس نداد یا چون بت پرست بودند؟ مسلماً چون بت پرست بودند .
درواقع امیین به این خاطر بی سواد معنا شده که صفت پاک و منزه و بی عیب بودن پیامبر زیرسئوال نرود و این ویژگی فوق بشری در کنار سایر ویژگیهایی که او را از بشربودن جدا می کند ، حفظ شود. والا بسیاری از مفسرین و مترجمین به معنای حقیقی امی اذعان داشته اند.

وقتی خداوند خطاب به پیامبر می فرمایند:

مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ( شوری/52)
منظور این نیست که نمی توانستی کتاب بخوانی بلکه منظور این است که دین و ایمان سرت نمی شد

یا وقتی می گوید:

وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ ۖ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿٤٨عنکبوت﴾

منظور این نیست که قبلاً بی سواد بودی بلکه می گوید تو قبلاً کتاب آسمانی نخواندی و قرآن هم نوشته تو نیست و الا در سوره فرقان می خوانیم:

وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَىٰ عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا ﴿فرقان/5﴾
یعنی قوم پیامبر می گفتند این قرآن اساطیر گذشتگان است که شب و روز بر او می خوانند و او می نویسد.

حسن پیامبر در این بود که از ضلالت به هدایت رسید:

وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ(ضحی/7)
و آیا تو را گمراه نیافت سپس هدایتت نکرد؟
-----------------------------------------------

و اما اسناد! پس ابتدا عرض که تکرار نکنیم آنچه را قبلا بحث کردیم، کسانی که قبلا ندیده‌اند به پست ۴۸ و قبل آن مراجعه کنند و ببینند که بحث همین اسناد مطرح شد، و بنده ریز به ریز شروع کردم جواب دادن، و وقتی ایشان دید بنده زمین‌گیر شدم به من رحم کرد! و در پست ۴۹ گفت:

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است
سلام
به هر حال من نظر خودم را نوشتم و شما نیز همچنین. نه من مجبورم نظر شما را بپذیرم و نه شما نظر مرا
نظر شما برای خودتان و نظر من نیز برای خودم

-------------------------------------------------
لذا بعض مطالب قبلی را اینجا میاورم تا یاد آوری باشد:


نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
این پست شماره ۱۱ است که چنین نوشتید:

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است
همانگونه که قبلاً نوشتم ؛ پیامبرو قبیله اش را به این دلیل امی می خواندند که دینشان برگرفته از کتاب آسمانی نبود و پیرو آئین مادری خود بودند. آنان به دلایل نامعلومی دریافته بودند که فرشتگان دختران خداوند و واسطه های او می باشند که خداوند سه تن از این فرشتگان را در کتابش به نامهای لات، منات و عزی اسم می برد.
این یک تاریخ ناب است؛ مو لای درزش نمی رود. شما از مرور همین تاریخ می توانید به حقانیت آن پی ببرید. اینکه گذشتگان همان کاری را کردند که آیندگان می کنند.
مورخ قرآن از کجا به این قطعیت رسید؟!
چه شد که اقوام نوح ، عاد، ثمود...موسی و عیسی همان راهی را رفتند که قوم محمد طی کرد و دارد می رود.
قوم محمد چه مدرکی داشتند که نشان می داد فرشتگان دختران خداوند هستند؟ آیا خودشان شاهد خلقت آنها بودند یا قبلاً کتابی برایشان فرستاده شده بود؟
--------------------------------------------------------------------------

و در پست شماره ۱۴ چنین پاسخ دادم:

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
دوست گرامی، چقدر در این متن شما اشتباه وجود دارد خدا میداند! اصلا واژه أمّي ربطی به کتاب آسمانی داشتن ندارد، و منهم امّیّون در قرآن برای اهل کتاب است، و...

شما اول طبق مبنای خودتان که فرمودید: راهی وجود ندارد، باید ثابت کنید که اساسا پیامبر اسلام و قوم ایشان وجود داشته‌اند یا خیر؟ آیا مجبوریم شهود کنیم که پیامبر بوده‌اند؟!

با این حرفهای شما مجبورم دوباره سؤالم را توضیح دهم:

معلمی در مقطع ابتدائی سر کلاس به شاگردانش میگوید: عزیزان من! شما در آینده وارد اجتماع میشوید، حرفهای مختلف میشنوید، به هر حرفی اعتماد نکنید، و من به عنوان معلم دلسوز شما امروز به شما میگویم: یکی از حرفهای دروغ که اصلا واقعیت ندارد این است که جنگی به نام جنگ جمل در صدر اسلام واقع شده است!

شاگردی که به این معلم خود کاملا اطمینان دارد این حرف را با تمام وجود میپذیرد، و هر کجا نامی از جنگ جمل شنید ، یا مقابله میکند و یا اینکه اگر شرائط طوری است که نمیتواند حرف بزند در دلش میخندد! اما بالأخره وقتی چند پیراهن کهنه کرد میبیند گویا آقای معلم راه درستی نرفته است! کمی بیشتر تحقیق میکند (گویا) میشود (قطعا) ، یعنی میبیند نمیتواند کلاه سر خودش بگذارد و قطعا آقای معلم آنها را به بیراهه برده است! در این هنگام وقتی خاطرات دوران دبستان را مرور میکند یادش میآید که خودش یا یکی دیگر از دانش‌آموزان از معلم پرسید: آقای معلم! اگر جنگ جمل دروغ است پس از کجا بفهمیم که اصلا خود پیامبر اسلام هم موجود بوده‌اند؟ و آقای معلم پاسخ داد: راهی ندارد! فقط باید خود شما از خدا بخواهید شما را به شهود برساند که ایشان بوده‌اند!

خوب دقت کنید، اکنون که پس از گذشت سالها این دانش‌آموز فهمیده که آقای معلم، مسیر صحیح و منطقی را طی نکرده است، میخواهیم فرایند این پختگی و به یقین رسیدن این دانش‌آموز در اینکه جنگ جمل بوده و نیز بودن پیامبر نیازی به شهود ندارد را دقیقا تحلیل کنیم که چه بر او گذشته که اینچنین یقین کرده؟ و اکنون هم هیچکس قادر نیست این یقین را از دست او بگیرد، مگر چه شده است؟

پس با توجه به اینکه ما دنبال حقانیت آیه نیستیم بلکه دنبال این هستیم که آیا مسلمین از پیامبرشان این آیه را شنیده‌اند یا اینکه خودشان به قرآن اضافه کردند(قرآن مادری!)، دوباره این سؤال را خدمت شما مطرح میکنم، و خواهش میکنم حواله به راهی نیست ندهید!:

سؤال: به چه وسیله مطمئن شویم که جمله: (الا بذكر الله تطمئن القلوب) را مسلمین به کتاب دینی خود نیفزوده‌اند؟
.

--------------------------------------------------------------------------
اینجا تذکر دادم که چقدر اشتباه در همین چند کلمه هست.

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 10 July 2019   #469
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2470
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
در پست ۳۷ چنین گفتید و در پست ۴۲ جواب دادم:

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است


نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ............نوشته شده است

حسین! ... اگر چنین نکنی امی خواهی بود و مجبوری دینت را از زبان مردم کوچه و بازار اخذ کنی و به همان دین مادریت اکتفا نمایی.
----------------------------------------------------------------

hosyn

اگر میزان فرهنگ قرآن کریم است باید عرض کنم: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل! همانطور که قبلا هم اشاره کردم یکی از مهمترین واژه‌های فرهنگ قرآن همین واژه أمّيّ است که قرآن هم از تمام ظرفیت آن استفاده کرده است، نمیدانم چرا شما فقط از وجه منفی آن استفاده میکنید؟

أمّيّ بودن مقام والا و بالایی است که من اگر یک هزارم آن هم نصیبم شود کلاهم را به فوق عرش برین میاندازم! اصل ماده أمّ به معنای قصد است، و مادر هم أمّ نامیده میشود چون تمام همّ و غمّ و مقصد و مقصود طفل، مادرش است، و أمّ القری مکه است چون تمام مردم اطراف ، آنجا را قصد میکردند و میکنند، و امام را قصد میکنند، و أمّت، گروه دارای قصد و آهنگ واحد هستند، و لذا شخص أمّيّ کسی است که در زندگی دارای قصد و عزم است، دارای هدف و مقصد است، زندگی او هدف‌محور است، و از غافلین نیست، لذا آیه میگوید: هو الذی بعث فی الأمّیّین رسولا منهم! این پیامبر خودش أمّیّ است و برای أمّیّین پیام دارد، یعنی خودش دارای هدف عالی است و پیام دارد برای کسانی که در زندگی هدفمند هستند! اما کسی که خفیف المیزان است، سبک عقل و سبک منطق است پس مقصد او هم سست و ساقط و درک اسفل نار است! چقدر زیبا قرآن کریم میفرماید: و أمّا من خفّت موازینه فأمّه هاویة(القارعة9) چه کسی بالاتر از اول شخص عالم وجود؟ خدای سبحان در قران کریم دو مرتبه پیامبرش را به أمّيّ ستوده است، تا هر کس باید بفهمد بفهمد:

الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157) ... فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (الأعراف 158)

یک معنای دیگر أمّيّ، کسی است که آن فطرت الهی که با مادرش آورده را کم رنگ نکرده است، فطرة الله التی فطر الناس علیها، آن قرب عهدی که در ایام طفولیت با عالم ألست بربکم داشته، در اثر حشر با عالم خاک، خاک‌آلوده نکرده، و مثل روزی که برای شیر خوردن از سینه مادر، گریه میکرد، همانگونه برای جلب رحمت خالقش، گریه میکند، و فطرت، همان فطرت است، و جانش بسان آیینه پاک، تحویل فرشته مرگ داده میشود.
اما امثال بنده عرض میکنیم: ربّنا ظلمنا أنفسنا و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنکوننّ من الخاسرین.
.

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 August 2019   #470
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2471
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=165

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
پست ۴۳ تا ۴۹ ادامه بحث است:

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است
در آیه وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ منظور از امیون اهل کتابی هستند که از کتاب آسمانی خود جز آمال پوچ و توهم و گمان هیچ نمی دانند. شما امیون را در این آیه چگونه ترجمه می کنید ؟
آیا اینجا نیز به مفهوم جماعتی است که هدفمند هستند؟ اگر اینگونه است چه هدفی دارند؟
امی بودن آنها چه ارتباطی با کتاب دارد ؟
چرا در قرآن امی در مقابل اهل کتاب قرار می گیرد؟
----------------------------------------------------------------

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
دوست گرامی، تذکر خدمت شما عرض کردم و تکرار میکنم که قرآن کریم از تمام ظرفیت یک واژه استفاده میکند، و لذا شما نباید در یک فضای آکسیوم، توقع فهمیدن و ترتیب اثر معنای آکسیوم دیگر را داشته باشید، و هرگز بنده منکر نشدم که واژه أمّيّ در مواضع خاص، بار منفی داشته باشد، و در آیه: و منهم أمیّون لا یعلمون الکتاب الا أماني، ظاهر آیه بار منفی دارد، چون در آیات قبلی، فریقی از اهل کتاب را ذکر میفرماید که میتوانند بخوانند و بنویسند، و چون بخش دیگری امی هستند، آن گروه اول از اینها سوء استفاده میکنند، و خودشان کتاب مینویسند و به خدا نسبت میدهند، و یقولون هذا من عند الله لیشترو به ثمنا قلیلا.

البته قبل از اینکه معنای آکسیوم مناسب مقصودم را توضیح دهم چند ترجمه برای ظاهر این آیه ذکر میکنم که از کلمات مفسرین استفاده میشود:

۱- و از اهل کتاب کسانی هستند که از تورات چیزی جز التقاط و دروغ نمیدانند، و تنها اهل گمان هستند.(به حقیقت مطالب کتاب نرسیدند)

۲- و از اهل کتاب کسانی هستند که از تورات چیزی جز آمال و آرزو نمیدانند، و فقط گمان میکنند. (اهل علم به کتاب نیستند)

۳- و از اهل کتاب کسانی هستند که خواندن و نوشتن نمیدانند مگر همان چیزی که از دیگران بشنوند، و فقط اهل ظنّ و گمان هستند.(به علم به مطالب نمیرسند)

۴- و از اهل کتاب گروهی هستند که نوشتن را بلد نیستند مگر اینکه میتوانند بخوانند، و جز گمان در این خواندن بهره‌ای ندارند.


و قبل و بعد این گروه، توصیف کسانی شده است که خواندن و نوشتن میدانند و از این گروه سوء استفاده میکنند، آیات: ۷۵ بقزه و ۷۶ و سپس ۷۹ مراجعه فرمایید.


***********

و اما برگردیم در این آیه که میخواهیم أمّیّون را به معنای افراد صاحب هدف و قصد بگیریم که با معنای لغوی قصد مناسبت داشته باشد، پس چنین ترجمه میکنیم، که کاملا یک معنای تاویلی است، یعنی خلاف ظاهر معنای عرفی وسیاق آیه است، اما در آکسیوم تفسیر انفسی (نه آفاقی) معنای خاص خود دارد:

و از کسانی که اهل اعتقاد به کتاب الهی هستند، گروهی هستند که صاحب هدف و قصد رسیدن به محتوای کتاب هستند، اما نمیدانند از کتاب مگر در حدّ آرمان‌خواهی و برنامه‌ریزی برای رسیدن، و هنوز در حدّ گمان به حقائق هستند و به مرحله شهود نرسیده اند.

یظنون انهم ملاقوا ربهم، فمن کان یرجو لقاء ربه، با: کلّا لو تعلمون علم الیقین لترونّ الجحیم فرق میکند، و همچنین عین الیقین و حقّ الیقین.


و در این فضای آکسیوم، اولا نیاز نیست که به سیاق قبل و بعد نگاه کنیم چون خودکفا است، و ثانیا جالب این است که به سیاق قبل و بعد نگاه میکنیم اما نباید همان معانی مأنوس آکسیوم دیگر که بار منفی داشت اینجا بیاوریم! آیات قبل و بعد هم در نظام جدید تفسیر انفسی، معنای خاص خود پیدا میکند. و الله العالم
.

-------------------------------------------------------------------------------------------
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است
من از این آکسیوم ، نظام جدید تفسیر انفسی و از این قبیل حرفها سر در نمی آورم و فکر نمی کنم در موضوع مورد بحث تاثیر داشته باشد.
موضوع این است که در عصر رسول الله دو طیف عمده عقیدتی وجود داشت که به یکی اهل کتاب و دیگری امی می گفتند.
اهل کتاب ظاهرا پیرو یکی از کتب آسمانی شناخته شده بودند و امی ها بر عکس از هیچ کتاب آسمانی پیروی نمی کردند دقیقا به همین دلیل است که در قران کریم امیین مقابل اهل کتاب قرار می گیرند هرچند بسیاری از اهل کتاب به دلیل عدم آگاهی از کتاب آسمانی خود و پیروی از آموزه های دین مادری، امی به حساب می آمدند و قرآن به این موضوع اذعان داشته است.
به طوری که از تاریخ قران استنتاج می شود امی ها همان قوم و قبیله پیامبر بودند که فرشتگان را دختران خداوند و واسطه های او می پنداشتند.وجه تسمیه امی از آن رو بود که آنها دین مادری خود را حفظ کرده بودند و از هیچ کتاب آسمانی پیروی نمی کردند پیامبر اگر چه در ابتدا خود یک امی و پیرو دین مادری اش بود اما به لطف پروردگار دست از دین مادری خود برداشت و به مقام والای رسالت نایل آمد.
علت این که کلمه امی به درستی ترجمه نمی شود ومفسرین و مترجمین از ذکر معنای حقیقی آن طفره می روند این است که پیامبر عزیز اسلام نیز به امی ملقب شده و در عقیده آنها امکان ندارد پیامبر چه قبل از رسالت و چه بعد از آن مرتکب خطا و اشتباهی شده باشد . شاهد این حقیقت این است که وقتی پای پیامبر در کار نبوده تقریبا همه ی مفسرین و مترجمین قرآن امیین را مشرکین معنا کرده اند چرا که قوم پیامبر دوگانه پرست بودند اما وقتی پای پیامبر در میان بوده ، امی را بی سواد معنا کرده اند در حالی که این کلمه در فرهنگهای لغت ابداً چنین معنایی نمی دهد و اگر فرهنگ لغتی آن را اینگونه ترجمه کرده این معنا را ازمذاهب عاریه گرفته است .

--------------------------------------------
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
دوست گرامی، آیا زیبنده است که انسان بگوید هر چه من میگویم و میفهمم همان صحیح است و کار با احدی ندارم؟ لا اقل اگر به کتب لغت بعد از اسلام اعتماد ندارید، اشعار قبل از اسلام در دست است، یک مورد بیاورید که کلمه أمّيّ به معنای مشرک بوده است، یا به یک معلم تاریخ لائیک که نسبت به مذاهب و ادیان بیطرف است این حرفهای خودتان را نشان دهید اگر تایید کرد جایزه بگیرید، کلمه أمّيّ به معنای مکّيّ یعنی کسی که اهل مکه است به کار میرفته است، چون مکه را أمّ القری میگفتند، لتنذر أمّ القری و من حولها، و همچنین به معنای درس نخوانده به کار میرفته است، و این یک مفهوم اجتماعی بوده نه مذهبی، و کاری با دین نداشته است، مثل امروز که میگویند فلانی بیسواد است اصلا این ربطی به دینش ندارد، و ما کنت تتلو من قبله من کتاب و لا تخطّه بیمینک اذا لارتاب المبطلون.

همانطور که سابق عرض کردم، یک مسأله تاریخی را نمیتوان با متد غیر تاریخی جواب داد، در تحقیق یک امر تاریخی، باید شواهد تاریخی ارائه کرد.

مثلا در مورد اینکه پیامبر اسلام نماز ظهر میخواندند یا خیر؟ این شاهد تاریخی را نشان هر کافر منصف بیطرف بدهید اذعان میکند که حضرت نماز ظهر میخواندند:

دو نزاع در صدر اسلام تاریخ ثبت کرده است:

۱- نزاع بعض صحابه با عثمان، در اینکه چرا در منی نماز ظهر و عصر را تمام خواند، ابن مسعود گفت: إنا لله و إنا الیه راجعون، ما با پیامبر و ابوبکر و عمر و پنج سال از اول خلافت عثمان با او در منی نماز ظهر و عصر را شکسته خواندیم، و اکنون عثمان نماز را بر خلاف سیره پیامبر تمام خواند:

صحيح البخاري (2/ 43)
1084 - حدثنا قتيبة بن سعيد، قال: حدثنا عبد الواحد بن زياد، عن الأعمش، قال: حدثنا إبراهيم، قال: سمعت عبد الرحمن بن يزيد، يقول: صلى بنا عثمان بن عفان رضي الله عنه بمنى أربع ركعات، فقيل: ذلك لعبد الله بن مسعود رضي الله عنه، فاسترجع، ثم قال: «صليت مع رسول الله صلى الله عليه وسلم بمنى ركعتين، وصليت مع أبي بكر الصديق رضي الله عنه بمنى ركعتين، وصليت مع عمر بن الخطاب رضي الله عنه بمنى ركعتين»، فليت حظي من أربع ركعات ركعتان متقبلتان



۲- نزاع مروان و پسر عثمان با معاویه در منی، که ای معاویة! هیچ کس مثل تو بر پسر عمویت عثمان عیب نگرفت قبیح‌تر از آنکه تو عیب بر او گرفتی! پرسید مگر چه کردم؟! گفتند: عثمان در منی نماز ظهر و عصر را تمام خواند ولی تو بر خلاف او شکسته خواندی! گفت: وای بر شما، من خودم با پیامبر نماز ظهر و عصر را شکسته خواندم! گفتند: عثمان تمام خوانده و مخالفت تو با او عیب است! و لذا معاویه وقتی برای نماز عصر حاضر شد نماز عصر را تمام خواند در حالی که نماز ظهر را شکسته خوانده بود!:

مسند أحمد ط الرسالة (28/ 71)
16857 - حدثنا يعقوب، حدثنا أبي، عن ابن إسحاق، حدثنا يحيى بن عباد بن عبد الله بن الزبير، عن أبيه عباد، قال: لما قدم علينا معاوية، حاجا قدمنا معه مكة، قال: فصلى بنا الظهر ركعتين، ثم انصرف إلى دار الندوة، قال: وكان عثمان حين أتم الصلاة، إذا قدم مكة صلى بها الظهر والعصر والعشاء الآخرة أربعا أربعا، فإذا خرج إلى منى وعرفات قصر الصلاة، فإذا فرغ من الحج وأقام بمنى أتم الصلاة حتى يخرج من مكة، فلما صلى بنا معاوية الظهر ركعتين نهض إليه مروان بن الحكم وعمرو بن عثمان، فقالا له: ما عاب أحد ابن عمك بأقبح ما عبته به، فقال لهما: وما ذاك ؟ قال: فقالا له: ألم تعلم أنه أتم الصلاة بمكة، قال: فقال لهما: ويحكما، وهل كان غير ما صنعت؟ " قد صليتهما مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ومع أبي بكر وعمر "، رضي الله عنهما قالا: فإن ابن عمك قد كان أتمها ، وإن خلافك إياه له عيب، قال: " فخرج معاوية إلى العصر فصلاها بنا أربعا "


آیا چه انگیزه‌ای در این نقل تاریخی است که شما بی پروا بگویید نماز ظهر نبوده است؟ این دو نقل در ده‌ها کتاب از قرن دوم تا کنون آمده است، که اکنون میتوان لینک مستقیم داد به معتبرترین مرجع و سایت حدیثی و تاریخی.
.

----------------------------------------------------------------------------
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است

سلام
وقتی تاریخ نگار قرآن به خوبی مفهوم امی را تشریح نموده اند دیگر چه نیازی به مسند احمد ، صحیح بخاری ، اشعار قبل از اسلام و غیره؟!
من تا قرآن مانده به هیچ چیز دیگری احتجاج نمی کنم چرا که این فرمان پروردگار است.
آیه بیستم سوره آل عمران را ببین!
پروردگار به فرستاده شان می فرمایند :بگو من فقط تنسلیم الله هستم ( فقط در برابر آنچه او می گوید تسلیمم) و هرکس از من تبعیت می کند باید اینگونه باشد. به اهل کتاب و امیها بگو!
آیا شما هم تسلیمید؟ اگر تسلیم شوند هدایت می یابند و اگر....
دوباره می گویم: امیها قوم پیامبر بودند که خداوند را به عنوان خالق همه چیز می پرستیدند اما فرشتگان را نیز به عنوان مقربین درگاه الهی و دختران او و شفعا و واسطه هایی پرستش می کردند و از این رو مشرک و دوگانه پرست بودند.
وقتی خداوند می فرمایند به اهل کتاب و امیها بگو منظورشان این نیست که به با سوادان و بی سوادان بگو .
در اینجا خیلی از مترجمین مانند : انصاریان، فولادوند ، مکارم شیرازی ، امیین را مشرکین معنا کرده اند باور نمی کنید خودتان رجوع کنید.
آیا در آیه 2 سوره جمعه وقتی می گوید از میان امیها رسولی مثل خودشان را مبعوث کرد معنا می شود از میان بی سوادان بی سوادی مانند خودشان یا از مشرکین یکی مثل خودشان؟
مگر همه قوم پیامبر مثل خودش خواندن نوشتن نمی دانستند؟!
یا در آیه 75 آل عمران اهل کتاب به چه بهانه ای اموال امیها را پس نمی دادند و برای خود مباه می دانستند؟
چون بی سواد بودند؟!
یا چون بت پرست بودند؟
مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ نه اینکه تو نمی توانستی کتاب بخوانی بلکه یعنی دین و ایمان سرت نمی شد.
یا وقتی در آیه 48 عنکبوت به رسولش می گوید تو قبل از قرآن کتاب نخواندی و قرآن نیز دست نوشته تو نیست منظور این نیست که تو بی سواد بودی بلکه می خواهد بگوید تو قبلاً کتاب آسمانی نخواندی که مردم شک کنند شاید قرآن را از روی آنها می گویی. وگرنه در سوره 5 فرقان می خوانیم که قوم پیامبر می گفتند این قران نوشته های پیشینیان است که شب و روز بر ای پیامبر می خوانند و او می نویسد.

---------------------------------------------------------------------------------------------
و پست ۴۸ را چون مفصل است باید به خودش مراجعه کنید:

http://www.iranclubs.org/forums/show...6&postcount=48

و پست ۴۹ و پایان!!:

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است
سلام
به هر حال من نظر خودم را نوشتم و شما نیز همچنین. نه من مجبورم نظر شما را بپذیرم و نه شما نظر مرا
نظر شما برای خودتان و نظر من نیز برای خودم

-------------------------------------------------------------
و حسین زمین‌گیر هم چاره‌ای نداشت اسناد! را تسلیم شود!
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 26 August 2019   #471
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2472

نقل پست 2444
و اما اسناد ! :

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ......................نوشته شده است

همه آیات همراه با عنوان سوره و شماره آیه هستند تا درصورت نیاز به ترجمه ، برادران و خواهران عزیز شخصاً به ترجمه آیه مورد نظر رجوع نمایند .



فَإِنْحَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّـهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ ۗ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ ۚ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوا ۖ وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَالْبَلَاغُ ۗ وَاللَّـهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ﴿آل عمران-٢٠﴾

آیا آنجا که می گوید به امیها و آنان که کتاب به ایشان داده شده بگو، منظورش این است که به سواد داران و بی سوادان بگو؟!
یا به اهل کتاب و مشرکین بگو؟ بسیاری از مترجمین من جمله مکارم شیرازی، فولادوند، انصاریان و غیره امیین را مشرکین ( بت پرستان) معنا کرده اند.



hosyn
دقت کنید که اساس آیه شریفه اشاره به چندین آیات دیگر است که میگفتند یا باید یهودی بود یا نصرانی! و آیات جواب میدهد: بل ملّة ابراهیم حنیفا، و این از مکررات و واضحات قرآن کریم است که همه را به ملة حضرت ابراهیم ع ارجاع میدهد، ملة ابراهیم چیست؟ ملة ابراهیم در آیات مکرر ذکر شده که همان اسلام است: و من ذریتنا أمة مسلمة لک، و وصّی بها ابراهیم... الا و انتم مسلمون، فرزندان حضرت یعقوب ع: و اله آبائک ابراهیم..و نحن له مسلمون، و از همه مهمتر خطاب به قوم: ملّة ابیکم ابراهیم هو سمّاکم المسلمین من قبل.

این آیه هم ناظر به ده‌ها آیه دیگر میفرماید: اگر با تو بحث کردند بگو: من تابع ملة ابراهیم هستم و مسلمان هستم و هر کس هم که تابع من است مسلمان است، و چون حضرت ابراهیم ع، فرزندان و ذریة ایشان (و من ذریتنا امة مسلمة لک) دو گروه شدند، یکی از طریق حضرت اسماعیل که اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم، در مکه و حجاز ساکن شدند (ذریة مکّیون حضرت ابراهیم ع) و گروه دیگر از طریق حضرت اسحاق ع در کنعان بودند و در بین آنها انبیاء بنی اسرائیل (اسرائیل حضرت یعقوب ع فرزند حضرت اسحاق ع) بسیار بودند، و تورات موسی ع و انجیل عیسی ع (و رسولا الی بنی اسرائیل) در بین آنها نازل شده بود، به گروه ذریه حضرت ابراهیم از طریق حضرت اسحاق، اهل کتاب گفته میشد، یعنی کسانی که تورات و انجیل در بین آنها نازل شده بود، و به خاطر وجود تورات و انجیل، اهل کتاب به آنها گفته میشد نه کنعانیون ، (در زبان یونانی: فنیقیون)، و وقتی به دو گروه آنها هم اشاره میشد باز یهود و نصاری گفته میشد، که باز ناظر به تورات و انجیل بود، اما چون در بین ذریة حضرت ابراهیم ع از طریق حضرت اسماعیل ع (ملّة ابیکم ابراهیم هو سمّاکم المسلمین من قبل) کتاب آسمانی نازل نشده بود، آنها به نام مکّة که جدشان ابراهیم آنها را در آنجا ساکن کرده بود، شناخته میشدند، و نام مکّة أمّ القری بود، یعنی محلی که محور آبادی‌های زیادی است، و لذا به ذریه حضرت ابراهیم ع از طریق حضرت اسماعیل ع که در مکه ساکن بودند، أمّیون یعنی اهل مکه، گفته میشد.

اکنون به آیه نگاه کنید: بگو: من تابع ملة ابراهیم هستم و مسلمان هستم، و بگو به هر دو گروه فرزندان ابراهیم، از طریق اسحاق = الذین اوتوا الکتاب که تورات و انجیل در بین آنها نازل شده است، و از طریق اسماعیل = مکّیون (أمّیون) که اگر شما هم تابع ملة ابراهیم شدید و مسلمان شدید، پس اهل هدایت هستید، و اگر مسلمان نشدید از ملة ابراهیم فاصله گرفتید، و قالوا کونوا هودا او نصاری تهتدوا، ببنید فرزندان حضرت ابراهیم از طریق حضرت اسحاق میگویند: اگر میخواهید هدایت یابید، یا باید یهودی باشید یا نصرانی، و آیه جواب میدهد: بل ملّة ابراهیم، بلکه هدایت در ملة ابراهیم ع است که همان اسلام است.

این سند! اول، که همراهی اوتوا الکتاب با أمیّین در آن واضح است که منظور چیست، تا برسیم به بعدی‌ها.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 30 August 2019   #472
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2473
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است


یا آنجا که می فرمایند :

هُوَالَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْآيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنكَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿جمعه/٢﴾

آیا منظور این است که از میان بی سوادان بیسوادی مثل خودشان را به رسالت برانگیخت یا از میان مشرکین یکی مثل خودشان؟


--------------------------------------
و اما سند دوم، (در توضیح جواب، حتما به پست قبلی راجع به دو گروه فرزندان حضرت ابراهیم ع رجوع فرمایید) :

چون هر پیامبری به زبان قوم خودش فرستاده میشود، و زبان فرزندان حضرت ابراهیم از طریق حضرت اسماعیل ع که از ابتدا در مکّة ساکن شده بوند زبان عربی بود، لذا در آیه ۷ سوره مبارکه شوری تصریح میکند که ما قرآن را به زبان عربی برای مردم أمّ القری (أمیّون=مکّیون) نازل کردیم:

وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فيهِ فَريقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَريقٌ فِي السَّعيرِ (الشورى 7)


و همچنین در آیه ۹۲ سوره انعام تصریح میکند قرآن برای انذار مردم مکّة نازل کردیم:

وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ (الأنعام 92)


و کلمه من حولها در آیه، شامل تمام قری میشود که مکّة مشرفة، محور آنها بود، و در آیات دیگر ذکر آنها آمده، مثلا به دنبال جریان حضرت شعیب ع پیامبر عرب:

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (الأعراف 96) أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى‏ أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً وَ هُمْ نائِمُونَ 97-- أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرى‏ أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا ضُحًى وَ هُمْ يَلْعَبُونَ -98


وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا ما حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرى‏ وَ صَرَّفْنَا الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (الأحقاف 27)

ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ ..(الحشر 7)


و در آیه ۵۹ سوره مبارکه قصص تصریح میکند که فرستادن پیامبر برای أمّ قری است:

وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى‏ حَتَّى يَبْعَثَ في‏ أُمِّها رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى‏ إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ
(القصص 59)


با این توضیحات، دو کلمه (أمّیین) و (منهم) در سند! دوم، کاملا معنایش واضح است، یعنی خداوند متعال در بین مردم مکّة(أمّیین) از زبان خودشان(منهم)، پیامبری فرستاد و کتاب خودش را برایشان نازل فرمود.



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 4 September 2019   #473
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2475
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است

یا آنجا که می گوید:

وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَّا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّامَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿آلعمران /75﴾

آیا منظور اهل کتاب این است که چون آنها بی سواد بودند می توان مالشان را پس نداد یا چون بت پرست بودند؟ مسلماً چون بت پرست بودند .
درواقع امیین به این خاطر بی سواد معنا شده که صفت پاک و منزه و بی عیب بودن پیامبر زیرسئوال نرود و این ویژگی فوق بشری در کنار سایر ویژگیهایی که او را از بشربودن جدا می کند ، حفظ شود. والا بسیاری از مفسرین و مترجمین به معنای حقیقی امی اذعان داشته اند.


----------------------------------------------------------------------
و اما سند! سوم،(به توضیحات دو پست قبل راجع به دو گروه فرزندان حضرت ابراهیم ع مراجعه فرمایید) ، پس تعجب است که بعض مفسرین چقدر دور رفتند! معنای آیه شریفه واضح است، اهل کتاب دو گروه هستند، بعضی اهل پس دادن امانت هستند، و بعضی اهل پس دادن امانت به شما نیستند، سپس آیه نقل میکند که آیا گروه دوم، خود را خیانتکار در امانت میدانند؟ و جواب میدهد: خیر، آنها به خیال خود میگویند: أمّیون هیچ حقي و سلطه‌ای به هیچ وجه بر ما ندارند! چرا؟ چون خدا مال آنها را برای ما حلال قرار داده است! چرا؟ در اینجا سیوطی در تفسیر الدر المنثور نقل میکند از دو نفر از مفسرین صدر اول یعنی قتاده و سدی که حرف آنها چه بود:

الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏2، ص: 44
و أخرج عبد بن حميد و ابن جرير عن قتادة في قوله ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ قال قالت اليهود ليس علينا فيما أصبنا من أموال العرب سبيل
و أخرج ابن جرير عن السدى قال يقال له ما بالك لا تؤدى أمانتك فيقول ليس علينا حرج في أموال العرب قد أحلها الله لنا


ببینید میگویند: خدا اموال عرب را بر ما حلال کرده است! چرا عرب؟! خوب این دیگر معروف است که چرا حضرت ابراهیم ع مجبور شدند هاجر و اسماعیل را به سرزمین مکّة ببرند، و عرب، فرزندان اسماعیل هستند، فرزندان کنیز ساره، و اهل کتاب، فرزندان ساره! هر چه مال برای عرب = اهل مکّة (أمّییّن) است، خدا فرموده در حقیقت برای خود ماست!

پس: لیس علینا في الامّیین سبیل، یعنی مردم مکّه که أمّ القری بود و عرب بودند و فرزندان حضرت ابراهیم از طریق حضرت اسماعیل فرزند حضرت هاجر بودند، هیچ گونه سلطه‌ای در اموال بر ما ندارند، چون مال آنها مال خود ماست، و این حکم را به خدا نسبت میدادند، که آیه میفرماید دروغ میگویند و حکم خدا این نیست.

ست2475

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 4 September 2019   #474
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2476
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=166

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است

وقتی خداوند خطاب به پیامبر می فرمایند:

مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ( شوری/52)
منظور این نیست که نمی توانستی کتاب بخوانی بلکه منظور این است که دین و ایمان سرت نمی شد

یا وقتی می گوید:

وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ ۖ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿٤٨عنکبوت﴾

منظور این نیست که قبلاً بی سواد بودی بلکه می گوید تو قبلاً کتاب آسمانی نخواندی و قرآن هم نوشته تو نیست و الا در سوره فرقان می خوانیم:

وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَىٰ عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا ﴿فرقان/5﴾
یعنی قوم پیامبر می گفتند این قرآن اساطیر گذشتگان است که شب و روز بر او می خوانند و او می نویسد.

حسن پیامبر در این بود که از ضلالت به هدایت رسید:

وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ(ضحی/7)
و آیا تو را گمراه نیافت سپس هدایتت نکرد؟


-----------------------------------------------------------------
و اما چهار سند! آخری که ربطی به أمّی با توضیحاتی که دادم ندارد، و بحث خاص خود دارد که اشاره میکنم:

آیه شریفه: ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان، مضمون بسیاری از آیات دیگر بلکه اساس دین و إلهیّت است، در بعض آیات دیگر تصریح میکند و بعضی به وضوح مطلب واگذار میکند، مثلا: لولا أن ثبتناک لقد کدت ترکن الیهم، اگر ما تو را حفظ نمیکردیم تو خودت کاره‌ای نبودی و همه چیزت را از دست میدادی، لئن شئنا لنذهبنّ بالذی اوحینا الیک ... ان فضله کان علیک کبیرا و...

در آیه ما کنت تدری، ابتدا میفرماید(یعنی همان چیزی که شما حذف کردید!): و لقد اوحینا الیک روحا من امرنا، ما روح را بر تو وحی کردیم و به سوی تو فرستادیم، ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان، یعنی اگر این فرستادن ما نبود تو نمیدانستی که که کتاب و ایمان چیست، یعنی هیچ چیز از خودت نداری، لولا ان اوحینا الیک روحا من امرنا ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان، و معنا کاملا واضح است.


و آیه پنجم و ششم را در پست ۴۸ توضیح دادم:
http://www.iranclubs.org/forums/show...6&postcount=48

و در آن پست به پست دیگر هم ارجاع دادم:
http://www.iranclubs.org/forums/show...65#post2296165


و آخرین آیه که به رنگ قرمز بلد کردید! یعنی آیه شریفه: و وجدک ضالا فهدی، پس جوابش را در آیه: ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان دادم، یعنی هیچ چیز از خودت نداری، نه هدایت از خودت داری و نه مال، نه دنیا و نه اخرت، هیچ چیز! و لذا بنعمة ربک فحدّث، و در آیات متعاقب: إن مع العسر یسرا، و در کلمه مع به جای بعد، نکات مهمی است، و مفسرین هم این آیه را توضیح دادند، و جالب است که در تفسیر المیزان در ذیل همین آیه، به آیه ما کنت تدری ما الکتاب استشهاد کردند: فالآية في معنى قوله تعالى: «ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ»

وجدک، تو را یافت، به معنای این نیست که خدا قبل از این یافتن، خبر حال تو نداشت، و دفعتا تو را گمراه یافت و هدایتت کرد، خیر، یعنی حال تو را چنین یافت که اگر هدایت او نباشد جز گمراهی نصیب تو نبوده و نیست، و البته بحث از این آیات، و فکر در لطائف به کار فته در آنها، مجالی دیگر میطلبد. والحمد لله ربّ العالمین.

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 11 September 2019   #475
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست


نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک و..................................................................... نوشته شده است

ختم کلام

....
بنابراین امی معنی بی سواد نمی دهد و صرفاً به اهل مکه نیز اطلاق نمی شود بلکه به کسی گفته می شود که دین الهی ندارد و پیرو کتاب آسمانی نیست و صرفاً تابع آئین و عقایدی است که در چنبره آنها از مادر زاده شده و مقدماتش را همچون زبانش از مادر آموخته است.

hosyn



ختم کلام


مهمترین دلیل بر نفی أمّي به معنای «بر دین مادری»


اگر واژه أمّي به معنای «بر دین مادری بودن» باشد، لا اقل در یک مورد خود را نشان میدهد، یعنی وقتی فرهنگ جمعیتی این است که از کلمه أمّی قصد میکنند که شخص بر دین مادرش باشد، ناخودآگاه در یک مورد هم باشد وقتی صحبت از دین است کلمه مادر را بر زبان میآورد، و میگوید: مادر یا مادران ما چنین مرامی داشتند یا چنین به ما آموختند، نمیشود بگوید دینم مادری است اما در هزاران مورد که از دین سخن میگوید لا اقل یک بار هم شده اسمی از این مادر به میان نیاورد، و شما اگر در آیات قرآن کریم حتی یک مورد پیدا کردید که مشرکین گفته باشند ما بر دین مادرانمان هستیم جایزه دارید!

و نه تنها حتی یک مورد نگفتند که ما بر دین مادرانمان هستیم، بلکه برعکس، تا آنجا که من دیدم، بیش از بیست مورد در قرآن آمده است که ما بر دین پدرانمان هستیم! یا بر دین پدرانتان هستید، پس چگونه کلمه أمّي یعنی دین مادری؟!!

ببینید چقدر این آیات (به ترتیب سور) گویاست:

البقرة 170 - وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ

المائدة 104 - وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ

الأنعام 148 - سَيَقُولُ الَّذينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْ‏ءٍ

الأعراف 28 - وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ

الأعراف 70 - قالُوا أَ جِئْتَنا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَ نَذَرَ ما كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقينَ
الأعراف 71 - قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ أَ تُجادِلُونَني‏ في‏ أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرينَ

الأعراف 173 - أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ

يونس 78 - قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ وَ ما نَحْنُ لَكُما بِمُؤْمِنينَ

هود 62 - قالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا وَ إِنَّنا لَفي‏ شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُريبٍ

هود 87 - قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ في‏ أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَليمُ الرَّشيدُ

هود 109 - فَلا تَكُ في‏ مِرْيَةٍ مِمَّا يَعْبُدُ هؤُلاءِ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَما يَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ

يوسف 40 - ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ

إبراهيم 10 - قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُريدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبينٍ

النحل 35 - وَ قالَ الَّذينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ كَذلِكَ فَعَلَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ

الأنبياء 53 - قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدينَ
الأنبياء 54 - قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ في‏ ضَلالٍ مُبينٍ

المؤمنون 83 - لَقَدْ وُعِدْنا نَحْنُ وَ آباؤُنا هذا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلينَ

الشعراء 74 - قالُوا بَلْ وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ

لقمان 21 - وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ إِلى‏ عَذابِ السَّعيرِ

سبأ 43 - وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلاَّ رَجُلٌ يُريدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُكُمْ وَ قالُوا ما هذا إِلاَّ إِفْكٌ مُفْتَرىً

الصافات 69 - إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ

الزخرف 22 - بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‏ آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ
الزخرف 23 - وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ في‏ قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‏ آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
الزخرف 24 - قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى‏ مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ

النجم 23 - إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Sunday 29 September 2019 در 06:32AM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 18 September 2019   #476
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2536
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=170

باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
ختم کلام


مهمترین دلیل بر نفی أمّي به معنای «بر دین مادری»

اگر واژه أمّي به معنای «بر دین مادری بودن» باشد، لا اقل در یک مورد خود را نشان میدهد، یعنی وقتی فرهنگ جمعیتی این است که از کلمه أمّی قصد میکنند که شخص بر دین مادرش باشد، ناخودآگاه در یک مورد هم باشد وقتی صحبت از دین است کلمه مادر را بر زبان میآورد، و میگوید: مادر یا مادران ما چنین مرامی داشتند یا چنین به ما آموختند، نمیشود بگوید دینم مادری است اما در هزاران مورد که از دین سخن میگوید لا اقل یک بار هم شده اسمی از این مادر به میان نیاورد، و شما اگر در آیات قرآن کریم حتی یک مورد پیدا کردید که مشرکین گفته باشند ما بر دین مادرانمان هستیم جایزه دارید!

و نه تنها حتی یک مورد نگفتند که ما بر دین مادرانمان هستیم، بلکه برعکس، تا آنجا که من دیدم، بیش از بیست مورد در قرآن آمده است که ما بر دین پدرانمان هستیم! یا بر دین پدرانتان هستید، پس چگونه کلمه أمّي یعنی دین مادری؟!!

ببینید چقدر این آیات (به ترتیب سور) گویاست:

البقرة 170 - وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ

المائدة 104 - وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ

الأنعام 148 - سَيَقُولُ الَّذينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْ‏ءٍ

الأعراف 28 - وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ

الأعراف 70 - قالُوا أَ جِئْتَنا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَ نَذَرَ ما كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقينَ
الأعراف 71 - قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ أَ تُجادِلُونَني‏ في‏ أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرينَ

الأعراف 173 - أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ

يونس 78 - قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ وَ ما نَحْنُ لَكُما بِمُؤْمِنينَ

هود 62 - قالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا وَ إِنَّنا لَفي‏ شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُريبٍ

هود 87 - قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ في‏ أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَليمُ الرَّشيدُ

هود 109 - فَلا تَكُ في‏ مِرْيَةٍ مِمَّا يَعْبُدُ هؤُلاءِ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَما يَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ

يوسف 40 - ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ

إبراهيم 10 - قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُريدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبينٍ

النحل 35 - وَ قالَ الَّذينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ كَذلِكَ فَعَلَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ

الأنبياء 53 - قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدينَ
الأنبياء 54 - قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ في‏ ضَلالٍ مُبينٍ

المؤمنون 83 - لَقَدْ وُعِدْنا نَحْنُ وَ آباؤُنا هذا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلينَ

الشعراء 74 - قالُوا بَلْ وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ

لقمان 21 - وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ إِلى‏ عَذابِ السَّعيرِ

سبأ 43 - وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلاَّ رَجُلٌ يُريدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُكُمْ وَ قالُوا ما هذا إِلاَّ إِفْكٌ مُفْتَرىً

الصافات 69 - إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ

الزخرف 22 - بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‏ آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ
الزخرف 23 - وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ في‏ قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‏ آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
الزخرف 24 - قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى‏ مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ

النجم 23 - إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
.


saeed_s58
سلام علیکم
جزاکم الله خیر الجزاء
آنچه از مرور این آیات به ذهن حقیر می‌رسد این است که صرف آیینی که پدران بر آن بوده‌اند، مشکلی ندارد، بلکه تبعیت از چیزی به صرف اینکه پدران بر آن بوده‌اند و سنجه قرار دادن هر چه پدران بر آن بوده‌اند، باعث گمراهی است و مذموم است. در این آیات شریفه، محور بهانه‌جویی آنان که به دعوت انبیاء پاسخ مثبت نداده‌اند، این است که با آن سنجه موهومشان، مطابقت ندارد و نه اینکه اشکال عقلی و منطقی در آن است.
با این حساب، اگر با تعقل، آیین پدران تحلیل و بررسی شود و آنچه صحیح است و حق است، تبعیت شود، هیچ اشکالی بر آن نیست.
اگر هم سنجه، آیین پدران به صرف اینکه آنها بر آن بوده‌اند باشد، گویا امکان هیچ هدایتی نخواهد بود و همین هم چه بسا نکته‌ای است که نمی‌توان قائل شد به اینکه شخصی بخواهد به این نحو بر آیین پدران خود باشد و پس از آن راه هدایت در پیش گیرد، چون تبعیت کورکورانه از آیین پدران و سنجه قرار دادن آن بدون مراجعه به عقل و معیار حق، چیزی نیست که بشود از آن بیرون آمد. در هیچ کجای قرآن هم چنین استدلالی از هیچ پیامبری نیامده که بگوید من آیین پدرانم را چنین یافتم و آن را معیار همه چیز قرار دادم، بلکه همواره در جبهه مقابل ایشان چنین چیزی می‌بینیم و حتی در یک جا هم دیده نمی‌شود که مثلاً گفته باشند ما هم چون شما بودیم و چنین اشتباهی را داشتیم و بعد هدایت یافتیم!
آن وقت جالب است که غانت که همیشه از دیگران دلیل واضح و آشکار از قرآن طلب می‌کند، در اینجا هیچ دلیل واضح و آشکاری از قرآن لازم نمی‌بیند و چون خودش ادعا کرده لابد دیگران باید قبول کنند!
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 22 September 2019   #477
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2537
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=170

نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است
باسمه تعالی

سلام علیکم
....
و حتی در یک جا هم دیده نمی‌شود که مثلاً گفته باشند ما هم چون شما بودیم و چنین اشتباهی را داشتیم و بعد هدایت یافتیم!


hosyn
سلام علیکم
أحسنت! نکته بسیار جالبی را گفتید، و اتفاقا برای اینکه دیگران را هدایت کنند و آنها را قانع کنند که به مسیر آنها بروند، ذکر اینکه ما هم روزی مثل شما بودیم، بسیار تاثیرگذار است، خود همین غانت، مکرر گفته است که من هم مثل شما چه کارها در دین مادریم که نکردم!! آیا مناسب نبود پیامبران بگویند که شما دیدید که ما هم مثل شما مثلا برای بتها سجده میکردیم یا قربانی میکردیم و.... و بعد حق را یافتیم و از دین مادری فاصله گرفتیم، اما هیچ کجا چنین تذکر راهگشا و تاثیرگذاری مشاهده نمیشود، چرا؟ چون ممکن نیست پیامبری از طریق شرک، به پیامبری برسد، قرآن میفرماید: ان الشرک لظلم عظیم، و میفرماید: وقتی حضرت ابراهیم ع از خداوند متعال خواستند که امامت را به فرزندان ایشان هم عطا کند جواب آمد: لا ینال عهدی الظالمین، به ظالم از فرزندان شما نمیرسد، و چه ظلمی بالاتر از شرک؟!

نکته دوم که قبلا اشاره کردید، چندین آیه قرآن است که پیامبران به دین پدری خود که همان توحید و اسلام است افتخار میکنند! همیشه دین پدری بد نیست، تعصب و تقلید کورکورانه، بد است، چون پدر، رفته است، میروم، بد است، و چون پدر، صحیح رفته است، میروم، خوب است، بلکه مایه افتخار به چنین پدری است، حضرت ابراهیم ع راه پدر بت‌پرست را ترک میکنند، اذ قال لابیه و قومه ما تعبدون قالوا نعبد اصناما فنظل لها عاکفین، و فرزندان ایشان به راه ایشان افتخار میکنند، این آیات به وضوح این را میرساند:

البقرة 133- أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

يوسف 38- وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائي‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ

الحج 78- وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَ في‏ هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصيرُ
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 29 September 2019   #478
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2538
ن
نقل قول:
قل قول: در اصل توسط ghanet غانت هالک زنیم مابون یهودی بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................نوشته شده است

نتنها پیامبر عزیزمان، بلکه اغلب پیامبران الهی قبل از بعثت به دین مادریشان بوده اند. به عنوان مثال می توان از شعیب اسم برد:

قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا ۚ قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ
سران قوم او كه سركشى كردند، گفتند اى شعيب! به يقين تو و كسانى را كه با تو ايمان آورده‌اند از شهر خود بيرون مى‌كنيم، مگر آن كه به آيين ما بازگرديد. گفت: حتى اگر دوست نداشته باشيم

قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْهَا ۚ وَمَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَعُودَ فِيهَا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّنَا ۚ وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا ۚ عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنَا ۚ رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ
اگر ما به آیین شما بازگردیم، بعد از آنکه خدا ما را از آن نجات بخشیده، به خدا دروغ بسته‌ایم؛ و شایسته نیست که ما به آن بازگردیم مگر اینکه خدایی که پروردگار ماست بخواهد؛ علم پروردگار ما، به همه چیز احاطه دارد. تنها بر خدا توکل کرده‌ایم. پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی!»
hosyn


به کلماتی که رنگی و بلد کردم در آیات دقت کنید، طبیعی بود که خطاب به شعیب کنند که رئیس بود و به او بگویند تو باید برگردی! و بقیه برمیگردند، اما چاره‌ای نداشتند که به جمع آنها خطاب کنند، یعنی همراه کسانی که به او ایمان آوردند، خطاب میکنند و به صیغه جمع میگویند: یا شعیب و الذین آمنوا معک، و تاکید میکنند: لتعودُنّ، دقیقا به ضمه روی دال دقت کنید، و جواب حضرت شعیب ع هم تماما به صورت جمع است، و اگر ایشان که شاخص بود میگفت من برنمیگردم، کافی بلکه بلیغ‌تر بود تا استراتژی گروه معلوم شود، اما نه گروه مخالفین نسبت به زمان ضعف و تقیه حضرت شعیب، و نه خود حضرت نسبت به آن زمان پس از قوت، رفتار ایشان را در همراهی واقعی با دین آنها تذکر نمیدهند، که اگر بود بالاترین تاثیر را در نفی و اثبات داشت.
.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 2 October 2019   #479
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2539


نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک زنیم مابون یهودی بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ نوشته شده است

رها کردن دین مادری نتنها از ارزشهای پیامبر عزیزمان چیزی نمی کاهد بلکه بر آن می افزاید، لیکن بعضی باورها و ارزشهای فرقه ای را مورد هجوم قرار می دهد، ارزشهای غلطی که دراصل بنیانها و قواعد همین مذاهب و فرقه ها بوده اند. و این از آن رسوباتی است که حتماً باید از چهره آینه زلال قرآن گرفته شود تا حقیقت سریعتر نمایان گردد.
hosyn
کسانی که دنبال حق مطلب هستند به این آیه نگاه کنند:

وَ إِذَا تُتْلىَ‏ عَلَيْهِمْ ءَايَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْءَانٍ غَيرِْ هَاذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لىِ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاى نَفْسىِ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلىَ‏َّ إِنىّ‏ِ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبىّ‏ِ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ(15) قُل لَّوْ شَاءَ اللَّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لَا أَدْرَئكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَ فَلَا تَعْقِلُونَ(16)

ترجمه مكارم، ص: 210
و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود، كسانى كه ايمان به لقاى ما (و روز رستاخيز) ندارند مى‏گويند: «قرآنى غير از اين بياور، يا آن را تبديل كن! (و آيات نكوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزى كه بر من وحى مى‏شود، پيروى مى‏كنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مى‏ترسم!» (15) بگو: «اگر خدا مى‏خواست، من اين آيات را بر شما نمى‏خواندم و خداوند از آن آگاهتان نمى‏كرد چه اينكه مدّتها پيش از اين، در ميان شما زندگى نمودم (و هرگز آيه‏اى نياوردم) آيا نمى‏فهميد؟!» (16)


این آیه بزنگاه حرف غانت است، مناسبترین موضع است که اگر پیامبر بر دین آنها بودند تذکر داده شود، اما شما را بخدا نگاه کنید تعبیر قرآن را!!! فقد لبثت فیکم عمرا من قبله!! من قبلا مدتی از عمر خود را بین شما سپری کردم! همین و بس! چقدر مناسب بود که بگوید: مگر ندیدید که مدتی از عمر خود را بر دین شما بودم؟! اما چون نبود، نیست!
.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 7 October 2019   #480
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,746
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2541


نقل قول:
در اصل توسط غانت هالک زنیم مابون یهودی بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ghanet نوشته شده است
حسین! تو عادت داری وقتی سوتی می دهی یه چند روزی ول می کنی تا آبها که از آسیاب افتاد دوباره بر می گردی روز از نو ، روزی از نو. آخرین بار که سوتی دادی درباره ملائکه و خوشگلها و چه می دانم از این حرفها بود. یه چند روزی سر کردی زیر آب بعد دوباره پیدات شد.
این بار هم چون پاسخی از شما دریافت نکردم، گفتم شاید طبق روال ول کردی رفتی، من هم بحث مربوط به امی را ختم کردم، حالا اگر دوست داری دوباره شروع کنی باید اول پاسخ پستهای گذشته را بدهی:
hosyn
هر چه شما بگوئی قبول دارم، مشکلی نیست! آمدم دیدم یک کاربر دیگر بحث با شما آغاز کرده! و میگوید: بنده پستهای کوتاه مینویسم!! با خود گفتم: شاید نمیتواند همزمان پستهای طولانی بنویسد، خوب! ناچار یکی باید مختصر باشد!


قصد داشتم تمام پستهای شما را به ترتیب پاسخ دهم، ولی این دفعه آمدم دیدم ختم کلام نوشتید! من هم از ختم شروع کردم!! هر چند وقتی دیدم جواب دادید تعجب کردم، چون گفتید اسناد شما همه را زمین‌گیر کرده، و کس نیاید به جنگ افتاده! حسین اگر چند کلمه جواب داده، خلاصه زمین‌گیر روی زمین افتاده است! حرفی ندارد تا شما مجبور شوید جواب به او بدهید! زمین‌گیر افتاده، لایق جواب نیست تا به خودتان زحمت جواب بدهید!

به هر حال از همین پست اخیر شروع میکنم و اگر خداوند متعال مشیت قاهره‌اش تعلق گرفت بقیه را هم بررسی میکنم.


نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک زنیم مابون یهودی بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ نوشته شده است

اینهمه پیامبر را ول کردی رفتی سراغ جرجیس؟!

خیلی خب من هم از همین جرجیس برات آیه می آورم که ادعای شما را باطل می سازد:

نقل قول:
الدر المنثور جلد 8 صفحه 152
قَوْله تَعَالَى: {هُوَ الَّذِي بعث فِي الْأُمِّيين رَسُولا مِنْهُم} الْآيَة
أخرج عبد الرَّزَّاق وَعبد بن حميد وَابْن جرير وَابْن الْمُنْذر عَن قَتَادَة فِي قَوْله: {هُوَ الَّذِي بعث فِي الْأُمِّيين رَسُولا مِنْهُم} الْآيَة قَالَ: كَانَ هَذَا الْحَيّ من الْعَرَب أمة أُميَّة لَيْسَ فِيهَا كتاب يقرأونه فَبعث الله فيهم مُحَمَّدًا رَحْمَة وَهدى يهْدِيهم بِهِ

قسمت قرمز، بر خلاف آنچه شما نوشته اید دارد می گوید از میان عرب یا از عربها، جماعتی امی بودند نه اینکه العرب = امی = مکّي.



نقل قول:
الدر المنثور جلد 1 صفحه 343
وَأخرج أَبُو دَاوُد فِي ناسخه عَن ابْن عَبَّاس قَالَ: أول مَا نسخ من الْقُرْآن الْقبْلَة وَذَلِكَ أَن مُحَمَّدًا كَانَ يسْتَقْبل صَخْرَة بَيت الْمُقَدّس وَهِي قبْلَة الْيَهُود فَاسْتَقْبلهَا سَبْعَة عشر شهرا ليؤمنوا بِهِ وليتبعوه وليدعوا بذلك الْأُمِّيين من الْعَرَب


الامیین من العرب یعنی چه؟ یعنی بی دینهای عرب یا بگو بی دینهای مکه که کتاب آسمانی نداشتند تا اینکه خداوند رسول الله را مبعوث داشت تا برایشان کتاب آسمانی بیاورد.
سعی نکن دوباره بپیچونی که از همین جرجیس برات صدتا آیه دیگر می آورم

hosyn
دوست گرامی، اگر میخواهیم سراغ جرجیس (قتاده) برویم شرط اولش این است که عربی بلد باشیم و حرف او را بفهمیم! بیایید تا ببینیم او چه میگوید؟! شما (من) در کلام او را برای تبعیض گرفتید و حالت توصیف به (من العرب) دادید، و معنا کردید:

قتاده میگوید: آیه شریفه که میفرماید: خدای سبحان در امّیین پیامبری از آنها مبعوث کرد،، این گروه از عرب، أمّتی بودند أمّي، در آنها کتابی نبود که آن را بخوانند، پس خدای سبحان پیامبر اسلام را در بین آنها مبعوث فرمود الخ


اما (من) در کلام او میتواند برای بیان جنس باشد، و (من العرب) خبر اول، و (أمّة أمّیة) خبر بعد خبر باشد، و بنابر این سخن او دقیقا میتواند عین همان چیزی که من گفتم را بگوید:
قتاده میگوید: آیه شریفه که میفرماید: خدای سبحان در امّیین پیامبری از آنها مبعوث کرد،، این گروه، از عرب بودند(فرزندان اسماعیل)، أمّتی بودند أمّي (ساکن مکة)، (و چون در مکه بودند از زمان حضرت اسماعیل ع دربین آنها کتاب آسمانی نازل نشده بود، بر خلاف فرزندان حضرت ابراهیم از طریق اسحاق، که قبلا توضیح دادم تورات و انجیل در بین آنها نازل شده بود) در آنها کتابی نبود که آن را بخوانند، پس خدای سبحان پیامبر اسلام را در بین آنها مبعوث فرمود الخ


ببینید دقیقا میگوید: عرب که فرزندان ابراهیم ع از طریق اسماعیل ع بودند، کتاب آسمانی بین آنها نازل نشده بود، و لذا نامی نداشتند جز: أمّي، یعنی ساکنین أمّ القری از فرزندان ابراهیم ع، یعنی مکّيون.


و عبارت ابن عباس در نقل دوم شما، روشن‌تر است، میگوید: اول چیزی که از قرآن نسخ شد، امر قبله بود، و حکمت آن این بود که ابتدا جلب نظر یهود(فرزندان اسحاق که اهل کتاب بودند) شود، و ۱۷ ماه به طرف بیت المقدس (قبله اهل کتاب در سرزمین کنعان) نماز خواندند تا عده‌ای از یهود ایمان بیاورند، و وقتی آنها متابعت حضرت کردند، و راه هموار شد، بدین وسیله شروع به دعوت أمّیین (مکّیون) که از عرب بودند (یعنی فرزندان اسماعیل) بنمایند، (و در آن وقت، تغییر قبله به سوی مکّة، مناسبت تام با دعوت مکیون داشت).

ببینید باز (من) در عبارت او برای بیان جنس است، اما شما برای تبعیض گرفتید، و به خاطر دارم قبلا در بعض تاپیکها توضیحات مفصلی در فرق بین من تبعیض با من جنس با ذکر مثالهای متعدد عرض کردم.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:51PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts