بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 1 February 2020   #511
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2617
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=175

یا محمد یا رسول الله صلی الله علیه واله وسلم

نقل قول:
در اصل توسط غانت هالک ..........................مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران ghanet نوشته شده است

از آیات نورانی قرآن بخوبی می توان فهمید که پیامبر عزیزمان قبل از بعثت، پیرو هیچ یک از کتابهای آسمانی نبوده و اطلاعی از محتوای آنها نداشته و از این بابت در غفلت به سر می برده است.

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَٰذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ
ما بهترین داستانها ( و انباء رسولان گذشته) را بواسطه همین قرآن که به تو وحی می کنیم، بر تو حکایت می نماییم در حالی که پیش از این قطعاً از آنها بی اطلاع بودی و چیزی نمی دانستی.

این یعنی چه؟ یعنی اینکه پیامبر عزیزمان پیش از بعثت از کتابهای آسمانی غافل بوده....
متمسک به ثقلین hosyn
جهل غیر از غفلت است، و این ترجمه غلط است، چون نیاز به توضیح نیست که غفلت نسبت به متعلق آن معنا میشود، غفلت از خدا، کفر است، و غفلت از یاد خدا، نسیان است، و غفلت از موجود، عدم حضور در حوزه خودآگاه ذهن است، و جهل با اینها فرق دارد.

در آیه ۱۰۲ سوره مبارکه نساء میفرماید: کفار دوست دارند که شما در حال جنگ وقتی مشغول نماز میشوید از اسلحه خودتان غافل شوید و به شما حمله کنند، لو تغفلون عن اسلحتکم، آیا غافل شدن از اسلحه معنای گمراهی و ضلالت میدهد؟ خیر، چرا؟ چون غفلت باید دید نسبت به چه چیزی مطرح است، و به همان نسبت معنا پیدا میکند، و همچنین قرآن میفرماید:

وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ (الأعراف 205)

ای پیامبر ما از غافلین مباش، آیا یعنی از گمراهان و کافرین مباش؟! خیر، بلکه یعنی از کسانی نباش که فراموش کردند یاد خدا را در این وقتها، چون غفلت در اینجا مقابل (و اذکر) است.

در این آیه ۳ سوره مبارکه یوسف هم، مقابل غفلت، کاملا روشن است، وحی کردیم بر تو، و قبل از این وحی، غافل بودی از این وحی، و معنا کاملا واضح است، حال قبل از وحی، با حال بعد از وحی، تفاوت دارد.

در تعبیر آیه به ضمیر ه در قبله دقت کنید: اوحینا الیک هذا القرآن، من قبله، که متعلق غفلت را کاملا روشن میکند، که قبل از این وحی، از مفاد این وحی، غافل بودی، و نه جاهل.

اما نکته‌ای که برای اولو الالباب روشن ضمیر، بهت‌آور است، اشاره آیه، توسط کار گرفتن لفظ غفلت است، غفلت، عدم حضور در خودآگاه ذهن است، آیا اگر به کسی خبر دهید مطلبی را که هیچ از آن نمیداند، صحیح است بگویید تو را از غفلت در آوردم؟ مثلا به کسی میگویید: ابرخس حدود ۱۵۰ سال قبل از میلاد حرکت تقدیمی محور زمین را کشف کرد، آیا میتوانید بگویید: دیدی غافل بودی و من تو را از غفلت در آوردم؟ یا باید بگویید: من تو را از جهل در آوردم؟

آیات متعدد از جمله همین آیه، اشاره میکند که قبل از نزول وحي، پیامبر خدا ص همه محتوای وحی را میدانستند، و نزول وحی برای احضار خداوند متعال آن را در صحنه ذهن عادی حضرت است، و ذهن غیر عادی، قبل از نزول وحی، میتوانست قرآن را قرائت کند، کما اینکه تمام معصومین ع چنین بودند، وقتی قنداقه امیر المؤمنین ع را به دست پیامبر دادند، سوره مؤمنون را قبل از نزولش خواندند: قد افلح المؤمنون... و حضرت جواب دادند: ... فیمتارون...

لسان قرآن در بسیاری از آیات، لحن یادآوری است، مثلا اذکر فی الکتاب مریم) است، یاد کن در کتاب، مریم را! آیا نزد آگاهان، رساتر از این تعبیر برای نشان دادن حال پیامبر خدا ص نسبت به نزول وحی، میتوان کرد؟!

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Sunday 16 February 2020 در 06:45AM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 16 February 2020   #512
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

یا محمد یا رسول الله صلی الله علیه واله وسلم


نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است

شما پدری بودن دین را بیشتر می پسندید؟ مادری یا پدریش زیاد اهمیت ندارد، مهم این است که شخص امی کتاب آسمانی نمی داند، اگر توانستی بدون اینکه مبادرت به داستان سازی کنی و دسته جات اسماعیلی اسحاقی راه بیندازی، توضیح دهی:
1- چرا امیها ( اعم از امیهای اهل کتاب و امیهای قوم پیامبر) کتاب نمی دانند الا امانی و ظن و گمان؟
2- این کتاب چیست که پیامبر از میان امیها مبعوث شد ته به وسیله اش تعلیمشان دهد و پاکشان سازد؟
3- چرا امی در مقابل اهل کتاب قرار می گیرد؟


متمسک به ثقلین
دوست گرامی، اگر واقعا میخواهید بدانید و بفهمید، پس دل بدهید تا توضیح دهم:

آیه بعد این آیه (و منهم امیون) واضح میکند که منظور از کتاب در این آیه نه کتاب آسمانی است، بلکه قدرت نوشتن است، حال به دو آیه پشت سر هم توجه کنید:

وَ مِنهُْمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانىِ‏َّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ(78)
فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَاذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِيَشْترَُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا يَكْسِبُونَ(79)

در آیه ۷۹ میگوید: وای بر آنها که با دستان خود، کتاب را مینویسند، و سپس میگویند این از ناحیه خداست! اگر منظور از کتاب، کتاب آسمانی باشد که هر کسی کتاب آسمانی را بادستانش مینویسد، بلکه میگوید: دست‌نوشته‌ای را خودش مینویسد و آن را به جای کتاب آسمانی جا میزند، نه اینکه کتاب آسمانی را با دستانش مینویسد و میگوید این از ناحیه خداست.

خوب، چرا در آیه ۷۹ این را میگوید؟ چون در آیه قبل(۷۸) میگوید: بعضی از یهود هستند که نوشته‌ها را میتوانند بخوانند اما نمیتوانند بنویسند، قبلا چندین ترجمه آوردم که أماني را به معنای خواندن محض بدون قدرت فهم، گفته بودند، مثلا کاویانپور، أماني را تلاوت لفظی، ترجمه کرده بود، یعنی خواندن طوطی‌وار، و از اینجا در آیه ۷۹ میگوید: عده‌ای از این ضعف امیون یهود، سوء استفاده میکنند، و چیزی را خودشان مینویسند و به اینها نشان میدهند و میگویند بخوان! ببین چه نوشته؟ این تورات است! اما این بیچاره‌ها: لا یعلمون الکتاب الا أماني، از نوشته‌ها جز خواندن طوطی‌وار چیزی نمیدانند، و با ظن و گمان خویش، سراغ تورات میروند، و نمیفهمند که این دست‌نوشته‌ها کلک و دروغ است.


طبیعی است که خواهش من این است دوباره نگویید: پیچوندی! و هیچ توضیح ندهید کجایش را پیچوندم! من استدلال کردم و شما استدلال من اشکالش را بگویید.
.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 21 February 2020   #513
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2621

یا محمد یا رسول الله صلی الله علیه واله وسلم

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک بهائی ملحد ........................ شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است

کتاب آسمانی یک خط و یک آیه اش الکتاب است ، یک جلد و شش هزار و اندی آیه اش نیز الکتاب است اگر قبول نداری تا از قرآن برایت مثال بزنم. بنابراین وقتی خداوند می فرمایند: یکتبون الکتاب بایدیهم، این الکتاب لزوماً یک جلد کتاب نیست حتی ممکن است فقط یک خط باشد یا یک حدیث و روایتی که به خدا و رسولش منسوب شده باشد.
متمسک به ثقلین
ولی به هر حال همین یک خط، از ناحیه خداست، چون فرض گرفتید کتاب آسمانی است، ولی آیه میگوید: و ما هو من عند الله، این یک خط یا بیشتر، از ناحیه خدا نیست، بلکه انشاء و نوشته خود صاحب الکتاب است، یعنی کتاب به معنای دست‌نوشت است نه کتاب آسمانی.

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک بهائی ملحد .................. شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است

در کتب ششگانه اهل سنت و چهارگانه اهل عترت، کمی از زبان خدا و رسولش الکتاب نوشته اند و به خورد مردم غافل و از دین بی خبر داده اند ؟
تو فکر کرده کسانی که به دست خود می نویسند و به خدا نسبتش می دهند چگونه این کار را می کنند؟ آنها نمی گویند که خدا به شخص ما وحی کرد!
فقط کافی است بگویند : قال فلان عن فلان....عن فلان عن رسول الله: قال الله تعالی ....


متمسک به ثقلین
این دروغ واضحی است که خود شما هم ده‌ها بار در این تاپیک اعتراف کردید که مسلمانها میگویند: قرآن و سنت، پس مسلمین نمیگویند که سنت، کتاب آسمانی و قرآن است.


نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک بهائی ملحد ................... شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است

در قرآن 21 کلمه داریم که از ریشه کلمه امانی هستند و همگی به معنی خواهش ، میل و آرزو آمده اند. هیچ یک از مشتقات آن به معنی خواندن طوطی وار، تلاوت لفظی و از این قبیل معانی نیامده است. اگر من اشتباه می کنم، از قرآن یک نمونه نشانم بده!


متمسک به ثقلین
اهل ادب در فرق بین لیت و لعلّ میگویند: دومی برای ترجّي است یعنی امید وقوع آن هست، ولی اولی برای تمنّي است یعنی امید وقوع آن نیست، اساسا تمنّي و آرزو، حدیث نفس یعنی خودگویی، یا حدیث غیر یعنی دیگر گویی، اما سست و کم وزن است، اگر با خود یا دیگری نگوید، آرزو نیست، آرزو یک حدیث نفس و خودگویی یا دیگر گویی بی محتوی و کم وزن است، و قد کنتم تمنون الموت من قبل ان تلقوه، پس میتوان گفت که هر چند أماني به معنای قرائت مستقیما نیست، اما به معنای حدیث نفس یا غیر بی محتوی و کم وزن است، و خواندن طوطی‌وار هم از همین جهت میتوان گفت، و افسانه غرانیق را هم زنادقه در آیه ۵۲ سوره مبارکه حج، از همینجا ساختند که: الا اذا تنمّی ألقی الشیطان في امنیته، دو بار از ماده أماني اینجا به کار رفته است، تمني و امنیته، و به معنای خواندن کم ارزش و کم وزن است، چون قرائتی که شیطان در آن دخالت کند، قرائت سست و موهون است، و از احکام و استحکام برخودار نیست، ثمّ یحکم الله آیاته وقتی است که دیگر امنیته نیست، و این معنا هر چند نسبت به آیه ۵۲ حج، کاملا غلط است، و اصلا به معنای القاء شیطان در قرائت نیست، اما اصل اینکه تمنّي مربوط به امری است که هنوز وقت آن نرسیده، و لذا مجالی برای القاء شیطان در آنست، معنایی دقیق است. و الله العالم

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک بهائی ..................مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است

شیعیان میل دارند که در روز رستاخیز یک نفر واسطه شود و همه گناهانشان را ببخشد، این فقط امانی و دلخواه آنهاست.
اهل کتاب دوره پیامبر می گفتند جز یهود و نصارا کسی به بهشت نخواهد رفت، این نیز امانی و آرزوی دست نایافتنی آنهاست.
می گویند کسی که حب علی را داشته باشد رنگ آتش جهنم را نخوهد دید، این نیز امانی و آرزویی بیش نیست.



متمسک به ثقلین

اختصاصی به شیعیان ندارد، همه مردم در روز قیامت میل دارند که خداوند متعال گناهانشان را ببخشد، خواه کسی واسطه بشود یا نشود، آیا شما نمیخواهید خدا گناهانتان را ببخشد؟ منتهی شیعیان طبق منابع دینی خود، معتقد هستند قرآن وعده داده است که عده میتوانند شفاعت کنند:

وَ لا يَمْلِكُ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (الزخرف 86)
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 28 February 2020   #514
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2622


نقل قول:
در اصل توسط غانت هالک بهائی ..................مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایرنghanet نوشته شده است
من تا حدودی جوابم را گرفتم.
بله امی کسی است که به هر ترتیب از محتوای کتاب آسمانی خود خبر ندارد و هر کسی می تواند نوشته ای را به اسم خدا و کتاب آسمانی به او غالب کند
در کل فرقی بین امیها نیست؛ چه آنها که فقط کتاب آسمانی خود را طوطی وار قرائت می کنند و نمی دانند که چه می خوانند و چه آنهایی که اصلاً آن را نمی خوانند مگر به ندرت و نیز آنهایی که اصلاً پیرو کتاب آسمانی نیستند.
hosyn
خلاصه جواب و مطلب صحیح این شد که واژه أمّي، به تمام تفسیرهایی که در قرآن کریم شده، مستقیما اصلا ربطی به دین بلکه مطلق فرهنگ ندارد، بلکه یک مفهوم پرورشي و یا از عناوین طبقات اجتماعی است، و این را هر بچه و بزرگی میفهمد که مثلا وقتی میگوییم بیسواد، اصلا ذهن هیچ کس سراغ دین نمیرود، بیسواد، قدرت نوشتن و خواندن ندارد، خواه اصلا دین نداشته باشد یا داشته باشد، و چه دینی داشته باشد، ربطی به مفهوم واژه بیسواد ندارد، و قبلا هم در ابتدای این تاپیک،(پست ۴۶) توضیح داد شد:


نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
....کلمه أمّيّ به معنای مکّيّ یعنی کسی که اهل مکه است به کار میرفته است، چون مکه را أمّ القری میگفتند، لتنذر أمّ القری و من حولها، و همچنین به معنای درس نخوانده به کار میرفته است، و این یک مفهوم اجتماعی بوده نه مذهبی، و کاری با دین نداشته است، مثل امروز که میگویند فلانی بیسواد است اصلا این ربطی به دینش ندارد، و ما کنت تتلو من قبله من کتاب و لا تخطّه بیمینک اذا لارتاب المبطلون.
پست ۴۲:



نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
... همانطور که قبلا هم اشاره کردم یکی از مهمترین واژه‌های فرهنگ قرآن همین واژه أمّيّ است که قرآن هم از تمام ظرفیت آن استفاده کرده است، نمیدانم چرا شما فقط از وجه منفی آن استفاده میکنید؟

... اصل ماده أمّ به معنای قصد است، و مادر هم أمّ نامیده میشود چون تمام همّ و غمّ و مقصد و مقصود طفل، مادرش است، و أمّ القری مکه است چون تمام مردم اطراف ، آنجا را قصد میکردند و میکنند، و امام را قصد میکنند، و أمّت، گروه دارای قصد و آهنگ واحد هستند، و لذا شخص أمّيّ کسی است که در زندگی دارای قصد و عزم است، دارای هدف و مقصد است، زندگی او هدف‌محور است، و از غافلین نیست، لذا آیه میگوید: هو الذی بعث فی الأمّیّین رسولا منهم! این پیامبر خودش أمّیّ است و برای أمّیّین پیام دارد، یعنی خودش دارای هدف عالی است و پیام دارد برای کسانی که در زندگی هدفمند هستند! اما کسی که خفیف المیزان است، سبک عقل و سبک منطق است پس مقصد او هم سست و ساقط و درک اسفل نار است! چقدر زیبا قرآن کریم میفرماید: و أمّا من خفّت موازینه فأمّه هاویة(القارعة9) چه کسی بالاتر از اول شخص عالم وجود؟ خدای سبحان در قران کریم دو مرتبه پیامبرش را به أمّيّ ستوده است، تا هر کس باید بفهمد بفهمد:

الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157) ... فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (الأعراف 158)

یک معنای دیگر أمّيّ، کسی است که آن فطرت الهی که با مادرش آورده را کم رنگ نکرده است، فطرة الله التی فطر الناس علیها، آن قرب عهدی که در ایام طفولیت با عالم ألست بربکم داشته، در اثر حشر با عالم خاک، خاک‌آلوده نکرده، و مثل روزی که برای شیر خوردن از سینه مادر، گریه میکرد، همانگونه برای جلب رحمت خالقش، گریه میکند، و فطرت، همان فطرت است، و جانش بسان آیینه پاک، تحویل فرشته مرگ داده میشود.
پست ۴۴:



نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
... قرآن کریم از تمام ظرفیت یک واژه استفاده میکند، و لذا شما نباید در یک فضای آکسیوم، توقع فهمیدن و ترتیب اثر معنای آکسیوم دیگر را داشته باشید، و هرگز بنده منکر نشدم که واژه أمّيّ در مواضع خاص، بار منفی داشته باشد، و در آیه: و منهم أمیّون لا یعلمون الکتاب الا أماني، ظاهر آیه بار منفی دارد، چون در آیات قبلی، فریقی از اهل کتاب را ذکر میفرماید که میتوانند بخوانند و بنویسند، و چون بخش دیگری امی هستند، آن گروه اول از اینها سوء استفاده میکنند، و خودشان کتاب مینویسند و به خدا نسبت میدهند، و یقولون هذا من عند الله لیشترو به ثمنا قلیلا.

البته قبل از اینکه معنای آکسیوم مناسب مقصودم را توضیح دهم چند ترجمه برای ظاهر این آیه ذکر میکنم که از کلمات مفسرین استفاده میشود:

۱- و از اهل کتاب کسانی هستند که از تورات چیزی جز التقاط و دروغ نمیدانند، و تنها اهل گمان هستند.(به حقیقت مطالب کتاب نرسیدند)

۲- و از اهل کتاب کسانی هستند که از تورات چیزی جز آمال و آرزو نمیدانند، و فقط گمان میکنند. (اهل علم به کتاب نیستند)

۳- و از اهل کتاب کسانی هستند که خواندن و نوشتن نمیدانند مگر همان چیزی که از دیگران بشنوند، و فقط اهل ظنّ و گمان هستند.(به علم به مطالب نمیرسند)

۴- و از اهل کتاب گروهی هستند که نوشتن را بلد نیستند مگر اینکه میتوانند بخوانند، و جز گمان در این خواندن بهره‌ای ندارند.


و قبل و بعد این گروه، توصیف کسانی شده است که خواندن و نوشتن میدانند و از این گروه سوء استفاده میکنند، آیات: ۷۵ بقزه و ۷۶ و سپس ۷۹ مراجعه فرمایید.


***********

و اما برگردیم در این آیه که میخواهیم أمّیّون را به معنای افراد صاحب هدف و قصد بگیریم که با معنای لغوی قصد مناسبت داشته باشد، پس چنین ترجمه میکنیم، که کاملا یک معنای تاویلی است، یعنی خلاف ظاهر معنای عرفی وسیاق آیه است، اما در آکسیوم تفسیر انفسی (نه آفاقی) معنای خاص خود دارد:

و از کسانی که اهل اعتقاد به کتاب الهی هستند، گروهی هستند که صاحب هدف و قصد رسیدن به محتوای کتاب هستند، اما نمیدانند از کتاب مگر در حدّ آرمان‌خواهی و برنامه‌ریزی برای رسیدن، و هنوز در حدّ گمان به حقائق هستند و به مرحله شهود نرسیده اند.

یظنون انهم ملاقوا ربهم، فمن کان یرجو لقاء ربه، با: کلّا لو تعلمون علم الیقین لترونّ الجحیم فرق میکند، و همچنین عین الیقین و حقّ الیقین.


و در این فضای آکسیوم، اولا نیاز نیست که به سیاق قبل و بعد نگاه کنیم چون خودکفا است، و ثانیا جالب این است که به سیاق قبل و بعد نگاه میکنیم اما نباید همان معانی مأنوس آکسیوم دیگر که بار منفی داشت اینجا بیاوریم! آیات قبل و بعد هم در نظام جدید تفسیر انفسی، معنای خاص خود پیدا میکند. و الله العالم
.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #515
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2623


نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک .......................................نوشته شده است
قرآن و سنت یعنی چه؟ یعنی حکم خدا و حکم رسول؟!

حتی مشرکین عصر رسول الله نیز احکام ملائکه و خدایان خود را که از طریق آباء اولینشان به آنها می رسید، در نهایت به خدا وصل می کردند و آن را امر خداوند می دانستند.
بلکه سنت به زعم سنتی ها متمم کتاب آسمانی است:

تو فکر می کنی نمازهای پنجگانه سنتی چگونه تشریع شده اند؟



فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ

پس وای بر آنان که چیزی به دست خود می نویسند (و به رسول خدا نسبت می دهند) سپس می گویند از طرف خداست و این را خدا فرموده.
hosyn
دوست گرامی، یک قضیه شرطیه (اگر) بحث ما را حل میکند:

آیا اگر (فقط اگر) فرض بگیریم که شما به زمان گذشته برگردید، و در زمان پیامبر خدا ص حاضر شوید، و ببینید که قرآن، همین قرآن فعلی است، و در عین حال، پیامبر نماز ظهر میخوانند، و سایر نمازها به همین ترتیب امروزی میخوانند، آیا حاضر میشوید نمازها را بخوانید و از ناحیه خدا بدانید یا خیر؟

سؤال: اگر فرض بگیریم که با چشم خودتان دیدید که پیامبر نماز ظهر میخواندند، و قرآن، همین قرآن است، چه قضاوتی میکردید؟ دقت کنید که فقط و فقط فرض (اگر) است، و نگویید نبوده است، قبول که نبوده، اما اگر فرض گرفتیم بوده، آیا شما قبول دارید یا خیر؟.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #516
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

hosyn
و پست ۴۸ را چون مفصل است باید به خودش مراجعه کنید:

http://www.iranclubs.org/forums/show...6&postcount=48



نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک و..............................نوشته شده است

وقتی تاریخ نگار قرآن به خوبی مفهوم امی را تشریح نموده اند دیگر چه نیازی به مسند احمد ، صحیح بخاری ، اشعار قبل از اسلام و غیره؟!
hosyn
بلی، گذشت که گفتید وقتی تاریخ نگار قرآن پیامبر را به أمّيّ توصیف میکند یعنی ایشان مشرک بوده‌اند وسپس خود را از دین مشرکین رهانیدند! ملّة ابیکم ابراهیم که جزء قرآن نیست، و اگر هم چشمتان بهش خورد چاره نیست باید یک جوری فرار کرد!


نقل قول:
ghanet غانت هالک و..............................من تا قرآن مانده به هیچ چیز دیگری احتجاج نمی کنم چرا که این فرمان پروردگار است.
hosyn
پس چگونه است که خود قرآن میفرماید: یضلّ به کثیرا؟!


نقل قول:

ghanet غانت هالک و..............................آیه بیستم سوره آل عمران را ببین!
پروردگار به فرستاده شان می فرمایند :بگو من فقط تنسلیم الله هستم ( فقط در برابر آنچه او می گوید تسلیمم) و هرکس از من تبعیت می کند باید اینگونه باشد. به اهل کتاب و امیها بگو!
hosyn
همانطور که گفتم، امیها یعنی اهل مکه، لتنذر أمّ القری، و یا به عبارت اصطلاح جاگرفته به فرزندان اسحاق و اسماعیل بگو، چون فرزندان حضرت اسماعیل از اول در مکه ساکن شدند کنار بیت کعبه معظمة، و فرزندان اسحاق که اهل کتاب باشند در منطقه شامات ساکن شدند.



ghanet
نقل قول:
غانت هالک و..............................آیا شما هم تسلیمید؟ اگر تسلیم شوند هدایت می یابند و اگر....

hosyn
بنده اگر سعادت داشته باشم تسلیم قرآن کریم میشوم، نه تسلیم کسانی که احتمال میدهم از آن گروه باشند که خود قران میفرماید: خداوند توسط قرآن گروه زیادی را گمراه میکند، و ما یضلّ به الا الفاسقین.



ghanet
نقل قول:
غانت هالک و..............................دوباره می گویم: امیها قوم پیامبر بودند که خداوند را به عنوان خالق همه چیز می پرستیدند اما فرشتگان را نیز به عنوان مقربین درگاه الهی و دختران او و شفعا و واسطه هایی پرستش می کردند و از این رو مشرک و دوگانه پرست بودند.

hosyn
حرف اشتباه را صد بار هم تکرار کنید اشتباه است، قوم پیامبر مشرک بودند، بت پرست بودند، اما کلمه أمّيّ به معنای مشرک نیست، نه در لغت عرب، و نه در فرهنگ قرآن، و نه حتی نزد یهود که آنها هر کس که نژاد خودشان نبود یعنی از فرزندان حضرت اسحاق نبود را أمّيّ میگفتند، چون تنها علم و سواد را نزد خودشان میدانستند، و فاسألوا اهل الذکر هم چنین معنا میکردند.



ghanet
نقل قول:
غانت هالک و..............................وقتی خداوند می فرمایند به اهل کتاب و امیها بگو منظورشان این نیست که به با سوادان و بی سوادان بگو .
در اینجا خیلی از مترجمین مانند : انصاریان، فولادوند ، مکارم شیرازی ، امیین را مشرکین معنا کرده اند باور نمی کنید خودتان رجوع کنید.

hosyn
مترجمین به روش تعیین مصداق ترجمه کردند، و درست است، و رجوع کردم و شما صادقانه نقل نکردید، اولی و سومی، به بی سواد معنا کرده و کلمه مشرک را در کروشه برای تعیین مصداق گذاشته‌اند، و فولادوند هم که به مشرکان معنا کرده، مقصود را میخواسته بگوید، و گرنه کاویانپور و گرمارودی و ده‌ها ترجمه دیگر، بیسواد و درس نخوانده معنای کلمه را نوشتند و در کروشه برای توضیح مصداق کلمه مشرک را اضافه کردند.




ghanet
نقل قول:
غانت هالک
نقل قول:
غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنا زاده تخم حیض منافق پلید کثافت زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم و..............................لعنت الله علیهو..............................آیا در آیه 2 سوره جمعه وقتی می گوید از میان امیها رسولی مثل خودشان را مبعوث کرد معنا می شود از میان بی سوادان بی سوادی مانند خودشان یا از مشرکین یکی مثل خودشان؟

hosyn
حال دیدید که مقصود اصلی شما همین است که بگویید پیامبر قبل از بعثت، مشرک بودند؟ دوست گرامی، محال است با این دست و پا زدنهای پوچ به عنوان تمسک به قران بتوانید ساحت قدس پیامبر اسلام را به شرک آلوده کنید! شرک ظلم عظیم است به نص قران کریم، و لا ینال عهدی الظالمین، از روز اول خدا به حضرت ابراهیم شرط کرد که ظالم از ذریة ایشان به عهد الهی نمیرسد.



ghanet
نقل قول:
غانت هالک و..............................مگر همه قوم پیامبر مثل خودش خواندن نوشتن نمی دانستند؟!

hosyn
بلی، تمام اهل مکه خواندن و نوشتن نمیدانستند، و در تاریخ یکی دو نفر را اسم بردند که استثنا بودند، و علاوه گفتم اساسا قوم پیامبر به معنای دیگر أمّيّ بودند یعنی اهل مکه و امّ القری بودند، یک معنای النبي الأمّيّ یعنی النبيّ المکيّ، یعنی به فرزندان اسحاق بشارت داده شده بود که پیامبری مکی میآید، چون مکه جایگاه فرزندان برادر ناتنی آنها از هاجر بود.



ghane
نقل قول:
t غانت هالک و..............................یا در آیه 75 آل عمران اهل کتاب به چه بهانه ای اموال امیها را پس نمی دادند و برای خود مباه می دانستند؟

چون بی سواد بودند؟!
یا چون بت پرست بودند؟
hosyn
هیچکدام، چون در اصطلاح یهود، هر کس از نژاد آنها نبود أمّيّ بود، مثل مؤمن و کافر که در بین مسلمانها میگویند، لن یجعل الله للمؤمنین علی الکافرین سبیلا، همینطور هم یهود میگفتند: لیس علینا فی الامیین سبیل.



ghanet
نقل قول:
غانت هالک و..............................مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ نه اینکه تو نمی توانستی کتاب بخوانی بلکه یعنی دین و ایمان سرت نمی شد.
یا وقتی در آیه 48 عنکبوت به رسولش می گوید تو قبل از قرآن کتاب نخواندی و قرآن نیز دست نوشته تو نیست منظور این نیست که تو بی سواد بودی بلکه می خواهد بگوید تو قبلاً کتاب آسمانی نخواندی که مردم شک کنند شاید قرآن را از روی آنها می گویی.

hosyn
در اینکه واژه کتاب در قرآن کریم به چندین معنا به کار رفته شکی نیست، و همین سبب سوء استفاده شماست، و قبلا چند نوبت در این سایت اینها بحث شده، و در اینجا همین آیه را توضیح دادم:


نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
۱- مرجع ضمیر در (تخطه) حرف شما را رد میکند، میفرماید: تو قبلا نوشته‌ای را نمیخواندی و نوشته‌ای را با دستت نمینوشتی، اگر تلاوت کتاب به معنای کتاب آسمانی و اهل کتاب آسمانی بودن بود چه نیازی بود که بفرماید تو با دستت آن کتاب آسمانی را استنساخ نمیکردی! دقت کنید که مرجع ضمیر (ه) در (تخطه) دقیقا همان کتاب در (من کتاب) است.

۲- در آیات شریفه غیر از کاربرد کتاب برای کتاب سابق بر خلق و نیز کتاب اعمال، موارد بسیاری برای کتاب آسمانی به کار رفته که غالبا با الف و لام است، نه تنوین تنکیر، یعنی اگر مقصود کتاب آسمانی بود میفرمود: و ما کنت تتلوا من قبله من الکتاب، کما اینکه در آیه شریفه فسئل الذین یقرؤن الکتاب من قبلک، اینچنین آمده، و کذا و قالت الیهود لیست النصاری علی شیء و قالت النصاری لیست الیهود علی شیء و هم یتلون الکتاب، اینجا الف و لام عهد برای اشاره به اینکه نحوه کتاب چیست لازم است.

۳- غیر از موارد کاربرد سه گانه کتاب که عرض کردم، در قرآن کریم واژه کتاب برای نوشته معمولی که هیچکدام از آنها نیست به کار رفته است: آیا چه کسی احتمال میدهد در آیه شریفه: و لا تعزموا عقدة النکاح حتی یبلغ الکتاب اجله، منظور کتاب آسمانی یا کتاب لوح محفوظ یا کتاب اعمال باشد؟! و یا در آیه مبارکه از زبان حضرت سلیمان اذهب بکتابی هذا، و یا از زبان بلقیس: القي الیّ کتاب کریم؟! همه موارد چهارگانه را بگذارید کنار آیه شریفه: و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب، و سپس به مردم عرب بلکه به اطفال عرب‌زبان نشان دهید ببینید از ۱۰۰ نفر چند نفر احتمال میدهند که منظور از کتاب در این آیه کتاب آسمانی است؟! آیا چه کسی احتمال میدهد در آیه شریفه یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب، منظور کتاب آسمانی باشد؟! یا کتاب لوح محفوظ یا کتاب اعمال؟!

۴- اگر مقصود از (من کتاب) کتاب آسمانی بود و مقصود نفی اهل کتاب بودن بود هیچ نیازی به ذکر (و لا تخطه بیمینک) نبود، چون اهل کتاب بودن منوط به نوشتن نبود، و در آیه شریفه میفرماید: و منهم امیون لا یعلمون الکتاب الا امانی، که خود توضیح امی بودن است که (در یک وجه) نمیتوانستند بنویسند اما میتوانستند بخوانند، و در عین حال آنها از اهل کتاب بودند.

۵- و از همه مهمتر قرینه اذا لارتاب المبطلون است، چرا شک میکردند؟ چون اگر خواندن و نوشتن میدانستی میگفتند این قرآن را از دیگری توسط خواندن و نوشتنت استنساخ کرده‌ای، اما همه میدانند تو نه خواندن متن میدانستی و نه نوشتن متن، ولی اکنون میخوانی چیزی را که بر حسب عادت جز با قدرت بر خواندن و نوشتن ممکن نیست، اما اگر منظور اهل کتاب بودن باشد اصلا جای شک نبود، آیا اگر حضرت اهل کتاب بودند نمیتوانستند پیامبر شوند و قرآن بر ایشان نازل شود؟ آیا انبیاء بنی اسرائیل که خود جزء جمعیت اهل کتاب بودند نمیتوانستند پیامبر شوند؟ این چه شکی است که اذا لارتاب المبطلون؟
.
***************



ghanet
نقل قول:
غانت هالک و..............................وگرنه در سوره 5 فرقان می خوانیم که قوم پیامبر می گفتند این قران نوشته های پیشینیان است که شب و روز بر ای پیامبر می خوانند و او می نویسد
.
hosyn
پس فرق بین کتب با اکتتب چیست؟ این ترجمه انصاریان است:

ترجمه انصاريان، ص: 360
و گفتند: افسانه‏‌هاى مكتوب پيشينيان است كه نوشتن [از روى‏] آنها را از [نويسندگان‏] درخواست كرده است و آن [نوشته‏] ها هر صبح و شام بر او خوانده میشود [تا حفظ كند و بر ما بخواند و بگويد: اين وحى آسمانى است!!] (5)

.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #517
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2627
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=176



نقل قول:
در اصل توسط ghanet..................................... نوشته شده است

من قبل از هر چیزی از او سئوال می کردم: چرا خداوند مسئله ای به این مهمی را در کتابی که می گوید: تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ می باشد نیاورده است؟
اگر جوابم را داد و علت را توضیح داد، مانندش نماز خواهم خواند در غیر اینصورت هرگز او را تعبد نخواهم کرد که اگر چنین کنم گناهی نا بخشودنی مرتکب شده ام و رسول را به خدایی گرفته ام چرا که اطاعت بی قید و شرط می شود عبادت و خداوند عبادت هر کسی غیر از خودش را منع فرموده اند.
اطاعت بی قید و شرط از رسول تا زمانی مجاز است که او بما انزل الله حکم کند در غیر اینصورت جایز نیست.
hosyn
اگر حضرت جواب دهند که شما تفصیل کل شیء را بد فهمیدی، شاهد اینکه همه چیر در قرآن نیست این آیه است:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَليمٌ (المائدة 101)

اى كسانى كه ايمان آورده‌‏ايد! از چيزهايى نپرسيد كه اگر براى شما آشكار گردد، شما را ناراحت مى‏كند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال كنيد، براى شما آشكار مى‏شود خداوند آنها را بخشيده (و ناديده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (101)



میگوید: سؤال نکنید، و اگر سؤال کردید در زمان نزول قرآن، جواب میآید و بعد پشیمان میشوید، ببینید آشکارا میگوید: اگر سؤال کنید در قرآن میآید، و اگر سؤال نکنید در قرآن نمیآید، پس معنای تفصیل کل شیء این نیست که تصریحا هر چیزی در قرآن بیاید.

حضرت ادامه میدهند: از طرف دیگر ده‌ها بار خداوند در قران امر کرده است (بدون قید وشرط) از من اطاعت کنید، نه تنها اطاعت عملی کنید، بلکه لازم است آنچه من حکم میکنم حتی در دل خودتان ناراضی نباشید:

فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً (النساء 65)

به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند. (65)


و در حالی که تضمین داده که ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی، و تضمین داده که لو تقوّل علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین فما منکم من احد عنه حاجزین، با این تضمینها مقام تبیین کتاب را به من داده و فرموده:

بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (النحل 44)

وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (النحل 64)

و من از مقام بیان و تبیین قرآن میگویم که مقصود آیه را در معراج دیدم، همان دیدنی که خدا نهی فرموده با من بحث کنید! أفتمارونه علی ما یری؟!

دقت کنید: أفتمارونه علی ما یری، همه چیز را تمام کرده، و جایی برای انکار و بحث نگذاشته! آیا با پیامبر بر سر چیزی که میبیند بحث میکنید؟!

آیا با وجود این همه دستورات خداوند به اطاعت از من پیامبر چه حرفی داری بزنی؟ آیا خدا یک جا گفته است اگر پیامبر چیزی خلاف حرف من گفت اطاعتش نکنید؟! بلکه گفته است شما اطاعت کنید و کار نداشته باشید، بلی اگر خلاف حرف من خدا گفت، خودم میدانم که خلاف گفته و رگ گردن او را قطع میکنم! هرگز خدا نگفته اگر دیدید پیامبر خلاف حرف خدا گفت، شما جمع شوید و رگ گردن او را قطع کنید! چرا؟ چون علاوه بر اینکه شما نمیفهمید، به راحتی پیامبر خدا را به بهانه مخالفت با حرف خدا، میکشند! آیا در امر دین، سنگ روی سنگ، میماند؟!


قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ (آل‏عمران 31)

و.........
.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، 3 هفته پيش در 07:04AM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #518
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2630




نقل قول:
در اصل توسط ghanet منافق مزدور ......................نوشته شده است

هیچ رسولی را نسزد که به غیر حکم پروردگارش و آنچه در کتاب به او وحی شده، حکم کند چرا که در عیر اینصورت:

وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ(5:44)- هر كس به آنچه خدا نازل كرده است حکم نكند، از کافران است.

وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(5:45)- هر كس به آنچه خدا نازل كرده است داورى نكند، از ظالمان است.
وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(5:47)- هر كس به آنچه خدا نازل كرده است داورى نكند، از فاسقان است.

رسول که دیگر جای خود دارد. امکان ندارد که در قلمرو شریعت، رسول چیزی را از جانب خود حکم کند چرا که او وظیفه ای جز ابلاغ کلام پروردگارش ندارد.

مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ
hosyn
خوب، اگر وقتی به پیامبر، این جواب را میدهید، ایشان در پاسخ شما بگویند: اصلا آن مطالب قبلی هم که به عنوان وحی الهی به شما گفتم، مال خودم بود، و به شما همینطوری گفتم که وحی بر من نازل میشود! خلاصه ببخشید! حلالم کنید! که گفتم به من وحی میشود!

سؤال: آیا شما، وقتی حضرت بگویند همه این حرفها، حرف خودم بود، و وحی نبود، و کلام پروردگار نبود، چه جوابی به ایشان میدهید؟
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #519
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2631

عبدالعلی69



طیق معمول یس خوندن اقای حسین گوش غانت بهائی .........



hosyn
اگر حضرت جواب دهند که شما تفصیل کل شیء را بد فهمیدی، شاهد اینکه همه چیر در قرآن نیست این آیه است:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَليمٌ (المائدة 101)

اى كسانى كه ايمان آورده‌‏ايد! از چيزهايى نپرسيد كه اگر براى شما آشكار گردد، شما را ناراحت مى‏كند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال كنيد، براى شما آشكار مى‏شود خداوند آنها را بخشيده (و ناديده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (101)



میگوید: سؤال نکنید، و اگر سؤال کردید در زمان نزول قرآن، جواب میآید و بعد پشیمان میشوید، ببینید آشکارا میگوید: اگر سؤال کنید در قرآن میآید، و اگر سؤال نکنید در قرآن نمیآید، پس معنای تفصیل کل شیء این نیست که تصریحا هر چیزی در قرآن بیاید.

حضرت ادامه میدهند: از طرف دیگر ده‌ها بار خداوند در قران امر کرده است (بدون قید وشرط) از من اطاعت کنید، نه تنها اطاعت عملی کنید، بلکه لازم است آنچه من حکم میکنم حتی در دل خودتان ناراضی نباشید:

فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً (النساء 65)

به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند. (65)


و در حالی که تضمین داده که ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی، و تضمین داده که لو تقوّل علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین فما منکم من احد عنه حاجزین، با این تضمینها مقام تبیین کتاب را به من داده و فرموده:

بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (النحل 44)

وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (النحل 64)

و من از مقام بیان و تبیین قرآن میگویم که مقصود آیه را در معراج دیدم، همان دیدنی که خدا نهی فرموده با من بحث کنید! أفتمارونه علی ما یری؟!

دقت کنید:أفتمارونه علی ما یری، همه چیز را تمام کرده، و جایی برای انکار و بحث نگذاشته! آیا با پیامبر بر سر چیزی که میبیند بحث میکنید؟!

آیا با وجود این همه دستورات خداوند به اطاعت از من پیامبر چه حرفی داری بزنی؟ آیا خدا یک جا گفته است اگر پیامبر چیزی خلاف حرف من گفت اطاعتش نکنید؟! بلکه گفته است شما اطاعت کنید و کار نداشته باشید، بلی اگر خلاف حرف من خدا گفت، خودم میدانم که خلاف گفته و رگ گردن او را قطع میکنم! هرگز خدا نگفته اگر دیدید پیامبر خلاف حرف خدا گفت، شما جمع شوید و رگ گردن او را قطع کنید! چرا؟ چون علاوه بر اینکه شما نمیفهمید، به راحتی پیامبر خدا را به بهانه مخالفت با حرف خدا، میکشند! آیا در امر دین، سنگ روی سنگ، میماند؟!


قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ (آل‏عمران 31)
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #520
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2634


نقل قول:
در اصل توسط ghanet منافق مزدور ......................نوشته شده است
اول از او پوزش می طلبیدم، بعد صمیمانه به وی می گفتم: شوخی نکنید! قرآن در حد و اندازه شما نیست.هرچند می دانم و یقین دارم به شما افتراء و دروغ بسته اند، اما من چیزهایی را که غیر از قرآن به شما نسبت داده اند(بعضیشان را) خوانده ام؛ من حدیث معراج را خوانده ام( مخصوصاً آنجا که هر فرشته ای به رسول می رسید می گفت: ای محمد! حجامت کن، به قومت نیز بگو تا حجامت کنند( امضاء، صنف حجامتچی ها) یا آنجا که موسی چندین بار رسول را به عرش فرستاد تا درباره نمازهای یومیه( که ابتدا پنجاه رکعت بودند و خدا پدر موسی را بیامرزد که رسول را فرستاد تا) از پروردگار تخفیف بگیرد! من حدیث کساء را خوانده ام حدیث.... امکان ندارد بتوان قرآن را با این حرف و حدیثهایی که به شما رسول عزیز نسبت داده اند، مقایسه کرد. چون اصلاً و ابداً قابل مقایسه نیستند
hosyn
ولی حضرت جواب میدهند که باور کن شوخی نمیکنم! درست میگویی که آن دروغ‌هایی که به من نسبت دادند، همگی مطالب غلط و بیخودی هستند، و من آنها را نگفته‌ام، و درست میگویی که به من دروغ بستند، اما من خودم عالی سخن میگویم، اگر میخواستم چیزی را بگویم، بلد بودم که چه مطلبی بگویم که در حد و اندازه خودم باشد، و حتی مثل شما که زود دروغ را میفهمی، نتوانی تشخیص دهی این حرف مال خدا نیست، خلاصه من واقع را به شما گفتم! بعدا نگویی نگفتم!

سؤال: اگر جدی جدی دیدید که راست میگویند و قرآن از ناحیه خدا نیست، مثل نماز که فرض گرفتیم با چشم خود دیدید که میخوانند و شما اعتراض کردید که در قرآن نیست، حالا میگویند نه فقط نماز، بلکه خود آیات قرآن هم از ناحیه خدا نیست! چه جوابی به ایشان میدهید؟

آیا کسی که نماز را با چشم خود دیدید خودش در میآورد، و مشکلی ندارد، چه مانعی دارد که قرآن را هم به خدا نسبت دهد؟ خلاصه چه جوابی میدهید؟
.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #521
کنجکاو1
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2012
پاسخ‌ها: 763
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
پ

حضرت ادامه میدهند: از طرف دیگر ده‌ها بار خداوند در قران امر کرده است (بدون قید وشرط) از من اطاعت کنید، نه تنها اطاعت عملی کنید، بلکه لازم است آنچه من حکم میکنم حتی در دل خودتان ناراضی نباشید:


از این پستها چنین می توان فهمید که شما از نواب جناب حسین هستید اگر امکان دارد از ایشان بپرسید خداوند اول امر فرموده اند که از الله اطاعت کنیم بعد از رسول
از او بپرسید که چگونه واز چه راهی باید

از خداوند اطاعت کنیم ؟

از رسول چگونه باید اطاعت کنیم ؟

از اولی الامر چگونه باید اطاعت کنیم ؟


البته می دانم بجای جواب دشنام جوابم می دهی ولی خوب شما از نواب ایشان هستید

آخرين ويرايش کنجکاو1 ، 2 هفته پيش در 01:45PM.
کنجکاو1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #522
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
از این پستها چنین می توان فهمید که شما از نواب جناب حسین هستید اگر امکان دارد از ایشان بپرسید خداوند اول امر فرموده اند که از الله اطاعت کنیم بعد از رسول
از او بپرسید که چگونه واز چه راهی باید

از خداوند اطاعت کنیم ؟

از رسول چگونه باید اطاعت کنیم ؟

از اولی الامر چگونه باید اطاعت کنیم ؟


البته می دانم بجای جواب دشنام جوابم می دهی ولی خوب شما از نواب ایشان هستید

ده ها بار اقای علوی و...سوال کردند چطور نماز میخونی شما که بدروغ ادعای مسلمانی داری جواب بده تا جوابت رو بدم البته تاپیکی جدا می زنی وجواب اونجاست اینجا مطالب ردو بدل شده بین اقای حسین ورثول زنده مادر.....شماست
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #523
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2635
saeed_s58
باسمه تعالی
یکی از مواردی که در قرآن کریم آمده، آیاتی از سوره مبارکه کهف است:
فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا ﴿۶۵﴾
قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا ﴿۶۶﴾
قَالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿۶۷﴾
وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا ﴿۶۸﴾
قَالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا ﴿۶۹﴾
قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا ﴿۷۰﴾
فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا ﴿۷۱﴾
قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿۷۲﴾
قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا ﴿۷۳﴾
فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا ﴿۷۴﴾
قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿۷۵﴾
قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا ﴿۷۶﴾
فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا ﴿۷۷﴾
قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا ﴿۷۸﴾
آنچه در این آیات واضح است، معیت و تبعیت بی چون و چرا از شخصی است در اموری که ظاهر آنها با آنچه از شریعت دانسته می‌شده، منافات دارد و البته با این فرض که آن شخص از سوی خدا علمی داده شده و قرآن کریم او را به این صفت معرفی کرده است.
آیا اطاعت بی‌چون و چرایی سنگین‌تر از این سراغ دارید؟
یا این آیات در قرآنی که مدعی در دست دارد نیست، یا اینکه نادیده گرفته است.
چگونه می‌شود این آیات را دید و باز هم گفت که اطاعت مطلق یعنی عبادت؟!!!!!!!!!!!!
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #524
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2644
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=177



نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک منافق مزدور ......................نوشته شده است

در حاشیه حرکت نکن!
اگر از قرآن حرفی برای گفتن داری بگو والا بگذر.
hosyn
دوست گرامی، خیلی تعجب کردم که جواب حضرت را ندادید! واقعا که!! چرا جواب ندادید؟! جواب محکمی داشتید دندان شکن! چرا بحث را با حضرت ادامه ندادید؟! واقعا که!!

جواب شما که فورا حضرت ساکت میشدند و دیگر نمیتوانستند یک کلمه جواب دهند این است:

حضرت پیامبر خدا! ممکن نیست قرآن از ناحیه خدا نباشد!

چرا عزیز؟!

چون قرآن در تاقچه اتاق خانه والده من بوده، و مادرم از کودکی دیدم آن را میبوسید! مگر ممکن است مادر و پدر من، کتابی را در تاقچه اتاق بگذارند و آن را ببوسند، ولی آن کتاب، کتاب آسمانی و گفتار خداوند نباشد؟! این از محالات است، لذا چون سخن شما محال است، پس میفهمیم شوخی کردید! و قرآن سخن خداست!
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #525
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,769
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2645


نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک منافق مزدور .....................نوشته شده است
بعضی از آنچه رسول برای مردم نطق می کرد، قرآن و وحی الهی بود: ان هو الا وحی یوحی

اما آیا همه نطقهای رسول وحی الهی بودند؟!
hosyn
و برعکس؟ آیا همه این آیات قرآن موجود، که کاتبین وحی نوشتند، و سخن پیامبر بوده، آیا وحی الهی بوده؟ از کجا اشتباه نکردند و سخن پیامبر را به جای قرآن ننوشتند؟

شما که قبلا اعتراف کردید هیچ راهی وجود ندارد که مطمئن شوید مسلمین چیزی بر قرآن تحمیل نکرده‌اند!
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 05:43PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts