بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > آزاد

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Sunday 1 November 2009   #1
پرسیکا
عضو ثابت
 
نشان پرسیکا
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2009
مكان: ایران عزیز
پاسخ‌ها: 978
روزنوشته ها: 5
رد پای احساس...

باران !‌ سرود دیگری سر کن
من نیز می دانم که در این سوگ
یاران را
یارای خاموشی گزیدن نیست
اما تو می دانی که در این شب
دیوارهای خسته را
تاب شنیدن نیست
من نیز می دانم که یاران شقایق را
دستی به نفرین
از ستاک صبح پرپر کرد
من نیز می دانم که شب افسانه ی خود را
در گوش بیداران مکرر کرد
اما نمی گویم
دیگر نخواهد رست در این باغ
خونبرگ آتشبوته ای
چون قامت یاد شهیدانش.
یا گل نخواهد داد
پیوند دست نا امیدانش
باران !‌ سرود دیگری سر کن!
شعر تو با این واژگان شسته
غمگین است
ترجیع محزون تو
امشب نیز
چون ترجیع دوشین است
شعری به هنجاری دگر بسرای
آوای خود را پرده دیگر کن
باران ! سرود دیگری سر کن!
__________________
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پرسیکا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از پرسیکا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 1 November 2009   #2
پرسیکا
عضو ثابت
 
نشان پرسیکا
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2009
مكان: ایران عزیز
پاسخ‌ها: 978
روزنوشته ها: 5
ج: رد پای احساس...



مگه میشه یاس رو دید و اشک نریخت
لحظه ای لطافت احساس رو دید و اشک نریخت
مگه میشه دو.. داشت ولی نگفت
چرا چشمم اشک داشت از گریه نگفت
مگه میشه عاشق بود و مرد
سر به شب تاریک خاک سپرد
مگه میشه که بهار رو حس نکرد
گل بود و لاله زار رو حس نکرد
مگه میشه که دلت عاشق وعاشق تر بشه
گل یاست نباشه چی جوری گل پرپر بشه
گل یاسم آفتاب رو شرمنده کرد
با نگاهش دلم و پر خنده کرد
ولی یاسم زیر بارون جا گزاشت
درد دل درد جنون تنها گزاشت .
__________________
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پرسیکا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از پرسیکا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 1 November 2009   #3
پرسیکا
عضو ثابت
 
نشان پرسیکا
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2009
مكان: ایران عزیز
پاسخ‌ها: 978
روزنوشته ها: 5
ج: رد پای احساس...

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همایی و من خسته بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی
بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
ور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منی
مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی
مست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهول
مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی
تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی
من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی
خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی .
__________________
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پرسیکا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از پرسیکا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 1 November 2009   #4
پرسیکا
عضو ثابت
 
نشان پرسیکا
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2009
مكان: ایران عزیز
پاسخ‌ها: 978
روزنوشته ها: 5
ج: رد پای احساس...

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود


و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!
__________________
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پرسیکا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 7 كاربر از پرسیکا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 1 November 2009   #5
پرسیکا
عضو ثابت
 
نشان پرسیکا
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2009
مكان: ایران عزیز
پاسخ‌ها: 978
روزنوشته ها: 5
ج: رد پای احساس...




بشکفد بار دگر لاله رنگین مراد
غنچه سرخ فرو بسته دل باز شود
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
روزگاری که به سرآمده آغاز شود
روزگار دگری هست و بهاران دگر
...
شاد بودن هنر است
شاد کردن هنری والاتر
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی جان شب و روز
بی خبر از همه خندان باشیم
بی غمی عیب بزرگی است
که دور از ما باد
...
کاشکی آینه ای بود درون بین که در آن
خویش را می دیدیم
آنچه پنهان بود از آینه ها می دیدیم
می شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن
پیک پیروزی و امید شدن
...
شاد بودن هنر است
گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد... .
__________________
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پرسیکا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 6 كاربر از پرسیکا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 2 November 2009   #6
dear59
مربی نمونه
 
نشان dear59
 
تاريخ ثبت نام: May 2009
مكان: ديار هشتمين عشق
پاسخ‌ها: 882
روزنوشته ها: 6
ارسال پيام توسط Yahoo به dear59
ج: رد پای احساس...

هر کدام غریبه ایم در این روزگار
تو در دیار خود و
من در دل تو
به یاد خاطرات غبار گرفته
به یاد دل ها جدا مانده
و به یاد آنچه بودیم و آنچه نیستیم
لحظه لحظه وجودم
با یاد یار نازنینم
می تپد و آرام می گیرد
چه رویایی بود آن روزها
و چه کابوس ست این دوران
تا به کی در خواب و خیال
ای کاش زمانه با سیلی خود
مرا بیدار کند ...
__________________
مبتلا شدیم به زندگی
سپید گریستیم،سیاه خندیدیم
خاکستری پوشیدیم،سبز دل بستیم
زرد جدا شدیم،آبی نگریستیم،سرخ هم میمیریم
خدایا!بیرنگی کجاست؟به رنگ تو بودن چه محال است!
که تمام افسوسم این است که ما از توئیم،پس اینهمه رنگ چرا؟؟؟؟
dear59 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از dear59 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 2 November 2009   #7
dear59
مربی نمونه
 
نشان dear59
 
تاريخ ثبت نام: May 2009
مكان: ديار هشتمين عشق
پاسخ‌ها: 882
روزنوشته ها: 6
ارسال پيام توسط Yahoo به dear59
ج: رد پای احساس...

داستان ها دارم
از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو
از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو
بی تو میرفتم تنها تنها
وصبوری مرا کوه تحسین میکرد.
__________________
مبتلا شدیم به زندگی
سپید گریستیم،سیاه خندیدیم
خاکستری پوشیدیم،سبز دل بستیم
زرد جدا شدیم،آبی نگریستیم،سرخ هم میمیریم
خدایا!بیرنگی کجاست؟به رنگ تو بودن چه محال است!
که تمام افسوسم این است که ما از توئیم،پس اینهمه رنگ چرا؟؟؟؟
dear59 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از dear59 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 2 November 2009   #8
پرسیکا
عضو ثابت
 
نشان پرسیکا
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2009
مكان: ایران عزیز
پاسخ‌ها: 978
روزنوشته ها: 5
ج: رد پای احساس...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت
دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت
قدمی چند بر آهنگ تماشا زد و رفت
مرغ دریا خبر از یک شب طوفانی داشت
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
بس که اوضاع جهان درهم و ناموزون دید
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت
دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول
چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت
همنوای دل من بود و به تنگام نفس
ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت .
__________________
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پرسیکا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از پرسیکا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 2 November 2009   #9
پرسیکا
عضو ثابت
 
نشان پرسیکا
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2009
مكان: ایران عزیز
پاسخ‌ها: 978
روزنوشته ها: 5
ج: رد پای احساس...

دل چون توان بریدن ازو مشکل است این
آهن که نیست جان من آخر دل است این
من می شناسم این دل مجنون خویش را
پندش مگوی که بی حاصل است این
جز بند نیست چاره ی دیوانه و حکیم
پندش دهد هنوز ، عجب عاقل است این
گفتم طبیب این دل بیمار آمده ست
ای وای بر من و دل من ، قاتل است این
منت چرا نهیم که بر خاک پای یار
جانی نثار کردم و ناقابل است این
اشک مرا بدید و بخندید مدعی
عیبش مکن که از دل ما غافل است این
پندم دهد که سایه درین غم صبور باش
در بحر غرقه ام من و بر ساحل است این .
__________________
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پرسیکا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از پرسیکا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 2 November 2009   #10
پرسیکا
عضو ثابت
 
نشان پرسیکا
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2009
مكان: ایران عزیز
پاسخ‌ها: 978
روزنوشته ها: 5
ج: رد پای احساس...

با این دل ماتم زده آواز چه سازم
بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم
در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز
با بال و پر سوخته پرواز چه سازم
گفتم که دل از مهر تو برگیرم و هیهات
با این همه افسونگری و ناز چه سازم
خونابه شد آن دل که نهانگاه غمت بود
از پرده در افتد اگر این راز چه سازم
گیرم که نهان برکشم این آه جگر سوز
با اشک تو ای دیده ی غماز چه سازم
تار دل من چشمه ی الحان خدایی ست
از دست تو ای زخمه ی ناساز چه سازم
ساز غزل سایه به دامان تو خوش بود
دور از تو من دل شده آواز چه سازم .
__________________
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پرسیکا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از پرسیکا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 2 November 2009   #11
dear59
مربی نمونه
 
نشان dear59
 
تاريخ ثبت نام: May 2009
مكان: ديار هشتمين عشق
پاسخ‌ها: 882
روزنوشته ها: 6
ارسال پيام توسط Yahoo به dear59
ج: رد پای احساس...

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره بازم منم همون ديوونه هميشگي

فداي مهربونيات چه مي كني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت؟
حال منو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بدجوري تو صحن چشمام خاليه

__________________
مبتلا شدیم به زندگی
سپید گریستیم،سیاه خندیدیم
خاکستری پوشیدیم،سبز دل بستیم
زرد جدا شدیم،آبی نگریستیم،سرخ هم میمیریم
خدایا!بیرنگی کجاست؟به رنگ تو بودن چه محال است!
که تمام افسوسم این است که ما از توئیم،پس اینهمه رنگ چرا؟؟؟؟

آخرين ويرايش dear59 ، Monday 2 November 2009 در 11:12PM.
dear59 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از dear59 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 2 November 2009   #12
احتشام
✿❤ نیلـا ✿❤
 
نشان احتشام
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
مكان: ايالت آويزونا
سن: 37
پاسخ‌ها: 7,702
ج: رد پای احساس...

مردی که خیلی عاشق بود پشت شیشه آسمانخراش نشسته و سیگار می کشید . مرد آنقدر عاشق بود که وقتی آخرین پک را به سیگار زد یادش رفت که باید ته سیگارش را پایین بیاندازد ، نه خودش را
__________________



شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم
احتشام حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از احتشام بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 2 November 2009   #13
dear59
مربی نمونه
 
نشان dear59
 
تاريخ ثبت نام: May 2009
مكان: ديار هشتمين عشق
پاسخ‌ها: 882
روزنوشته ها: 6
ارسال پيام توسط Yahoo به dear59
ج: رد پای احساس...

سبزینه نگاهت را
به خاطرات غبارگرفته گذشته می سپارم
تا فراموش شوی،
ولی چه سود سنگ خارا جویيدن؟
هربار که خواستم فراموشت کنم،
ماندنی تر شدی...
__________________
مبتلا شدیم به زندگی
سپید گریستیم،سیاه خندیدیم
خاکستری پوشیدیم،سبز دل بستیم
زرد جدا شدیم،آبی نگریستیم،سرخ هم میمیریم
خدایا!بیرنگی کجاست؟به رنگ تو بودن چه محال است!
که تمام افسوسم این است که ما از توئیم،پس اینهمه رنگ چرا؟؟؟؟
dear59 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از dear59 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 3 November 2009   #14
dear59
مربی نمونه
 
نشان dear59
 
تاريخ ثبت نام: May 2009
مكان: ديار هشتمين عشق
پاسخ‌ها: 882
روزنوشته ها: 6
ارسال پيام توسط Yahoo به dear59
ج: رد پای احساس...

اگر دنیا نمیداند که من
تنهاتر از تنهاترین تنهای تنهایم،
بیا یک لحظه شادم کن
که من غمگین تر از غمگین ترین غمهای دنیایم...
__________________
مبتلا شدیم به زندگی
سپید گریستیم،سیاه خندیدیم
خاکستری پوشیدیم،سبز دل بستیم
زرد جدا شدیم،آبی نگریستیم،سرخ هم میمیریم
خدایا!بیرنگی کجاست؟به رنگ تو بودن چه محال است!
که تمام افسوسم این است که ما از توئیم،پس اینهمه رنگ چرا؟؟؟؟
dear59 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از dear59 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 3 November 2009   #15
پرسیکا
عضو ثابت
 
نشان پرسیکا
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2009
مكان: ایران عزیز
پاسخ‌ها: 978
روزنوشته ها: 5
ج: رد پای احساس...

دور از همه مردم شده ام در خودم امشب
پیدا شده ام ، گم شده ام در خودم امشب

لبریز ز سرمستی و سرریز ز هستی
دریای تلاطم شده ام در خودم امشب

در هر نفسم بوی گلی تازه شکفته است
یک باغ تبسم شدهام در خودم امشب

تا نورِ تو تابیده به طور کلماتم
موسای تکلم شده ام در خودم امشب

باریده مگر نم نم نام تو به شعرم
باران ترنم شده ام در خودم امشب

هم دانه ی دانایی و هم دام هبوطم
اسطوره ی گندم شده ام در خودم امشب .
__________________
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پرسیکا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از پرسیکا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 05:19AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts