بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه ادبي-هنري > نظم و نثر ادبي

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Sunday 5 July 2015   #61
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

و ما
جوانی را بدرقه کردیم!
در شتاب بی صدای زندگی
و در نیمه راه های زیادی ماندیم
با دلتنگی های نفس گیر!
اما وقتی،
در شهاب یادی،
ظلمت شب های بی ستاره می شکند…!
و با تکرار حرفی،
نبض دیرینه ی عشق تندتر می زند،
به گلگشت خاطرات چهار فصل می رویم…!
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از س.علی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 7 July 2015   #62
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

اکنون…!
دیروزها را -
باد برده است!
و فرداها،
آمیزه ای است
از امید،
و تصور مبهم یک خوشبختی،
کاش!
در این دایره،
ابر،
بطالت،
نقطه ی روشن اکنون را -
پنهان نکند…!
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از س.علی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 12 July 2015   #63
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

از شیشه ی شکسته
باد حریص شب
در خانه می دود
شعله ی به دام افتاده می لرزد
پس می رود
خم می شود
سر می کشد
و آه سردش بر دل آیینه می افتد
در ذهن خانه سایه های بی هویت
قد می کشند و باز
کوتاه می شوند
ترس فشرده می رود تا باز گردد.
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از س.علی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 12 July 2015   #64
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

هجوم سهم یک احساس
از رقص پرده ای
در انفعال آینه
با هیاهوی باد
میرساند دل را
به وقوف ترد رابطه ها
و رقم می خورد
خاطره ی مکرری
در ذهن روشن آینه
و شعور ازلی باد!
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از س.علی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 1 September 2015   #65
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

کاشکی در کوچه های کودکی گم می شدم
هم صدای قاصدکهای تکلم می شدم
می نشستم زیر آواز سپید چلچله
بار دیگر خیس باران ترنم می شدم
زندگی را می دویدم تا فراسوی امید
تا که در چشم تماشا یک توهم می شدم
آرزو می چیدم از رنگین کمان شاپرک
ناگهان در جنگل پروانه ها گم می شدم
می تکاندم غم غبار اشک را از چشم دل
مهربان هم بازی عشق و تبسم می شدم
کوچ می کردم از این تنهایی خاکستری
بی ریا همسایه لبخند مردم می شدم
کودکی آن سوی حسرت چشم در راه من است
کاشکی در کوچه های کودکی گم می شدم
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از س.علی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 5 October 2015   #66
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

شد دلم لبريز مهرت تا كه شد پاييز آخر
قلب من مملو زعشرت تا كه شد پاييز آخر
برگ ريزد از درختا ن تناور با چه شوری
شادمانم من زشكرت تا كه شد پاييز آخر
شبنمی جاری زشوقت می دهد من را بهاری
منتظربودم به فكرت تا كه شد پاييز آخر
مهرتو در دل نشيند تاكه تويابی قراری
خنده هايم پر ز ذكرت تا كه شد پاييز آخر
شهر غم در زير ريزش خاطراتت می شود گم
عاقبت شوری به شهرت تا كه شد پاييز آخر
رود جاری خنده برلب می كند غوغا به مستی
برگ می ريزد به شعرت تا كه شد پاييز آخر
می نگارد دست نقاشم طبيعت را چه زيبا
ابر می گريد ز فطرت تا كه شد پاييز آخر
دل چه گيرا می شود ازيك غروبی آسمانی
ابر می غررد به قدرت تا كه شد پاييز آخر
در كنارت می نشينم تا كه باشد دل به دريا
خنده هايم پر زحسرت تا كه شد پاييز آخر
رنگ نارنجی چه زيبا می كند توصيف رويت
رفت دلدارم ز مكرت تا كه شد پاييز آخر
در شگفتم بی قرارم حسرتت بر دل ندارم
دل چه زيبا شد زصبرت تا كه شد پاييز آخر
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از س.علی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 17 October 2015   #67
bahriii
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2015
پاسخ‌ها: 45
ج: دفتر خاطرات

اگر زندگی در عشق هایمان تغییری پدید نیاورد
خود بر آن خواهیم شد که چنین کنیم
یا دستکم چنین وانمود کنیم و از جدایی سخن بگوییم
بس که حس میکنیم همه ی عشق ها و همه چیزها بشتاب به سوی بدرود روانند.
می خواهیم اشک هایی را که بر می انگیزد بس پیش از فرا رسیدنش از دیدگان بباریم.


bahriii حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از bahriii بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 17 October 2015   #68
bahriii
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2015
پاسخ‌ها: 45
ج: دفتر خاطرات

باران ،
دوستَش ندارم
هرگاه آمد
مُدام به سَرَم زد
تو را

-----------------
bahriii حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از bahriii بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 8 January 2016   #69
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

زندگیه دیگه...!
گاهی خسته میشی ...!
خیلی خسته میشی ...اونقد که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش ... ،
یه مدت بری سراغ خودت ... ،
هیچ کاری نکنی ... ،

حتی نفسم نکشی ... ،
اما مشکل اینجاست بعد که برمی گردی میبینی ...!
یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی ... ،

گم میشی ...!
و هیچی توی دنیا بدتر از این نیست که ندونی کجای زندگیتی...!!
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از س.علی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 18 February 2016   #70
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

ﺯﻏﺎﻝ ﻫﺎی ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺭﺍ،
ﮐﻨﺎﺭ ﺯﻏﺎﻝﻫﺎی ﺭﻭﺷﻦ می گذﺍﺭﻧﺪ؛
ﺗﺎ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻮﺩ.
ﭼﻮﻥ همنشینی ﺍﺛﺮ ﺩﺍﺭﺩ…!
ﻣﺎ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻏﺎﻝﻫﺎی ﺧﺎﻣﻮﺷﻴﻢ!
ﺍﮔﺮ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩی ﺑﻨﺸﻴﻨﻴﻢ؛
ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻨﻨﺪ…
ﮐﻪ ﮔﺮﻣﺎ ﻭ ﺣﺮﺍﺭﺗﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ ...!
ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻃﺒﻊ ﺁﻥ ﻫﺎ،
ﻧﻮﺭ ﻭ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﻭ ﮔﺮﻣﺎ ﭘﻴﺪﺍ میکنیم…!
ﭘﺲ:
ﺁﺩﻣﯽ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺸﻤﺎ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﺒﺨﺸﺪ !
ﺷﮑﺴﭙﯿﺮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :

ﻭﻗﺘﯽ می‌توﺍﻧﺴﺘﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻢ،
ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ...!
ﻭﻗﺘﯽ می‌تواﻧﺴﺘﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻢ،
ﻣﺮﺍ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ ...!
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ،
ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ …
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ،
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺁﻣﺪﻧﺪ …
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻡ،
ﻣﺮﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ .!!
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ...!!
ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﺪ...!
فقط همین…!
زیبا زندگی کنید…!
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از س.علی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 26 September 2016   #71
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

این روزها می‌گذرند،
از پیچ همان کوچه،
پر از دلشوره‌های خاکستری،
دلتنگی‌ها اما...
باور کن دل‌های منتظر،
پای رفتن ندارند...!
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از س.علی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 26 September 2016   #72
Vajiheh
اللهُ مّعَکَ!
 
نشان Vajiheh
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: از دیار شمال غرب
سن: 24
پاسخ‌ها: 388
ارسال پيام توسط Yahoo به Vajiheh
ج: دفتر خاطرات

ساده که باشی..
ساده دل میدهی..
ساده عاشق میشوی..
ساده باور میکنی..
سادگی میکنی..
ساده ساده ای..
ولی...
.
سخت می شکنی..
سخت دل می کنی..
سخت فراموش میکنی و ...
__________________
صحفه ی آخر شناسنامه مهم نیست..
یه وقتایی باید یه نگاه توی آینه به خودت بندازی
ببینی زنده ای یا نه؟!


Vajiheh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از Vajiheh بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 27 September 2016   #73
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

زندگے
قبل از هرچيز زندگےست.
گل مےخواهد
موسيقے مےخواهد
زيبایے مےخواهد
زندگے
حتے اگر
يكسره جنگيدن هم باشد
خستگے در كردن مےخواهد
عطر شمعدانےها را
بوييدن مےخواهد...!
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از س.علی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 28 September 2016   #74
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

وقتی پیشــه‌ات،
مهــر باشـــد؛
سرمـایه‌ات پول نیســت..!
آبی ســت کــه،
به تشنه‌ای میــدهی،
یانـــانــی _
که به گرسنــه ای،
حتــی دانه ای به پرنــده ای...!
می‌توان ساده بود ولی انسان بود.
به همین سادگی ...!
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از س.علی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 29 September 2016   #75
س.علی
عضو ثابت
 
نشان س.علی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2015
مكان: فعلا " اردبیل
پاسخ‌ها: 145
ارسال پيام توسط Yahoo به س.علی
ج: دفتر خاطرات

حيدربابا ، سنوْن گؤيلوْن شاد اوْلسون
دوْنيا وارکن ، آغزون دوْلى داد اوْلسون
سنَّن گئچن تانيش اوْلسون ، ياد اوْلسون
دينه منيم شاعر اوْغلوم شهريار
بير عمر دوْر غم اوْستوْنه غم قالار
س.علی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:01PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts