بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه ادبي-هنري > نظم و نثر ادبي

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Sunday 27 January 2013   #1
kaka
بنازم رودها این ناشکیبایان پویا را / که دائم عزم ره دارند و در سر فکر دریا را
 
نشان kaka
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: چه فرقی می کنه
پاسخ‌ها: 754
ارسال پيام توسط Yahoo به kaka
لطفا با کفش وارد نشوید

اینجا روزگار یک دل نوشته میشود
میزبان ندارد
هر کسی خواست سیاهه ای از دلتنگی یا غرور یا غم یا خوشحالی بنویسد
اما شرط دارد
باید حرف دل باشد بدون هیچ غل و غشی
حرفهای خودت باشد
پس لطفا
با کفش وارد نشوید
بفرما...
__________________
به نو كردن ماه بر بام شدم
با عقيق و سبزه و آينه
داسي سرد بر آسمان گذشت
كه پرواز كبوتر ممنوع است
صنوبرها به نجوا چيزي گفتند
و گزمگان به هياهو شمشير در پرندگان نهادند...
ماه بر نيامد.
(احمد شاملو)
دل نوشته های من
kaka حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 15 كاربر از kaka بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 January 2013   #2
kaka
بنازم رودها این ناشکیبایان پویا را / که دائم عزم ره دارند و در سر فکر دریا را
 
نشان kaka
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: چه فرقی می کنه
پاسخ‌ها: 754
ارسال پيام توسط Yahoo به kaka
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

دردها ارثی اند
اما درمانشان اکتسابی
حالا میفهمم چرا سیگارهای پدرم
برای من اثری ندارد
__________________
به نو كردن ماه بر بام شدم
با عقيق و سبزه و آينه
داسي سرد بر آسمان گذشت
كه پرواز كبوتر ممنوع است
صنوبرها به نجوا چيزي گفتند
و گزمگان به هياهو شمشير در پرندگان نهادند...
ماه بر نيامد.
(احمد شاملو)
دل نوشته های من
kaka حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 6 كاربر از kaka بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 January 2013   #3
kaka
بنازم رودها این ناشکیبایان پویا را / که دائم عزم ره دارند و در سر فکر دریا را
 
نشان kaka
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: چه فرقی می کنه
پاسخ‌ها: 754
ارسال پيام توسط Yahoo به kaka
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

شانه هم کمیاب شده
کاش دیوار میفهمید...
__________________
به نو كردن ماه بر بام شدم
با عقيق و سبزه و آينه
داسي سرد بر آسمان گذشت
كه پرواز كبوتر ممنوع است
صنوبرها به نجوا چيزي گفتند
و گزمگان به هياهو شمشير در پرندگان نهادند...
ماه بر نيامد.
(احمد شاملو)
دل نوشته های من
kaka حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 6 كاربر از kaka بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 January 2013   #4
kaka
بنازم رودها این ناشکیبایان پویا را / که دائم عزم ره دارند و در سر فکر دریا را
 
نشان kaka
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: چه فرقی می کنه
پاسخ‌ها: 754
ارسال پيام توسط Yahoo به kaka
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

خوابها آشفته و دل پریشان
روی خطوط قرمز قدم میزنیم
به همین راحتی زندگی میکنیم
__________________
به نو كردن ماه بر بام شدم
با عقيق و سبزه و آينه
داسي سرد بر آسمان گذشت
كه پرواز كبوتر ممنوع است
صنوبرها به نجوا چيزي گفتند
و گزمگان به هياهو شمشير در پرندگان نهادند...
ماه بر نيامد.
(احمد شاملو)
دل نوشته های من
kaka حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از kaka بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 January 2013   #5
kaka
بنازم رودها این ناشکیبایان پویا را / که دائم عزم ره دارند و در سر فکر دریا را
 
نشان kaka
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: چه فرقی می کنه
پاسخ‌ها: 754
ارسال پيام توسط Yahoo به kaka
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

زخمها
نتیجه سهل انگاری گذشته است
که روی فرداهایمان هم سایه افکنده
__________________
به نو كردن ماه بر بام شدم
با عقيق و سبزه و آينه
داسي سرد بر آسمان گذشت
كه پرواز كبوتر ممنوع است
صنوبرها به نجوا چيزي گفتند
و گزمگان به هياهو شمشير در پرندگان نهادند...
ماه بر نيامد.
(احمد شاملو)
دل نوشته های من
kaka حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 6 كاربر از kaka بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 January 2013   #6
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,539
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

تق تق تق
می شود آیا در را،
برای این من خسته و تنها،
که آشفته میان این هیاهو ویلان است، بگشایی؟
گدایم،
همان پوسیده جامه، در راه مانده
همان بیچاره ی بی کفش و غم خوار
منم محتاج گرمای نگاهت ای یار
.........................................
خیالت راحت امیدم. بی کفش بی کفشم!
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 9 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 January 2013   #7
L2RA
یه وقتایی دلم از خودم میگیره
 
نشان L2RA
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2012
مكان: آنجا که صدایی مرا می خواند
سن: 37
پاسخ‌ها: 1,972
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

زیباترین واژه را برای تو انتخاب کرده اند
براستی که تو بهترینی
عشق محبت صفا صمیمیت مهربانی وفا فداکاری گذشت شهامت یکرنگی و هر واژه ی زیبایی که در دنیاس همه را در وجود خو داری
وتلاش می کنی تا یکایک آنها را به من بیاموزی
ای کاش فرصت وقسمت آموختن داشته باشم
براستی که خدا را باید به خاطر آفریدن چنین فرشته ای بر روی زمین شکر کرد
چگونه می توانی این همه غم ودرد را تحمل کنی ولب به اعتراض نگشایی
تو آنقدر خوبی ومحبت را دردل خود اندوخته ای که نمی توانی غمهایت را درون آن جای بدهی
بخاطر همین من می توانم غم را در چشمهای زیبایت ببینم
من می دانم که صورتت را با سیلی سرخ نگاه می داری
من می بینم چطور به مانند پروانه ای به دور شمع وجود من می گردی
کاش هیچگاه به شمع نرسی آمین
من تحسین می کنم آن که را گفته است بهشت زیر پای توست
ای عزیز جانم ای مادرم(L2RA)
__________________
تو را دور کردم ز آنچه توراکند همنشین با گناه و گناه
دعایم به روز و به شب این بودکه نزدیک شی هر نفس با خدا(L2RA)
L2RA حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 7 كاربر از L2RA بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 January 2013   #8
fatima1989
بانوی باران
 
نشان fatima1989
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
مكان: زمانی خانه ام آسمان بود...
پاسخ‌ها: 649
روزنوشته ها: 3
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

من هم آرام و ساده آمدم
آمدم تا بگویم چقدر این سادگی را دوست دارم
چقدر صاف بودن رو شیشه ای بودن را دوست دارم
آمدم تا بگویم دلم می خواهد از عشق لبریز باشم و
گل سرخ وجودم همیشه شاداب بماند
آمدم..
__________________
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

آخرين ويرايش fatima1989 ، Sunday 27 January 2013 در 10:35PM.
fatima1989 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 6 كاربر از fatima1989 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 January 2013   #9
L2RA
یه وقتایی دلم از خودم میگیره
 
نشان L2RA
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2012
مكان: آنجا که صدایی مرا می خواند
سن: 37
پاسخ‌ها: 1,972
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

سلام
کسی نیست
چرا در باز است یالله
جسارت مرا ببخشین
بی ادبی کردم و با پاهای خاکی داخل شدم
البته روی دعوتنامه تان قید کرده بودین که با کفش وارد نشوید
راستی
پشت در خانه گدایی بود(میرزا)
در دید من چون آشنایی بود
کفشی نداشت,چون من به پای خود
دلبسته ی همچون سرایی بود
او همچو من وارد نشد انگار
چشم انتظار همصدایی بود
شرمی به رخ زان مندرس تن پوش
گویی گرفته بی نوایی بود
اورا به داخل رهنمون سازید
با خود نگوید بی وفایی بود
لطفا شما در دل نگویید این
مردک عجایب بی حیایی بود(L2RA)
__________________
تو را دور کردم ز آنچه توراکند همنشین با گناه و گناه
دعایم به روز و به شب این بودکه نزدیک شی هر نفس با خدا(L2RA)

آخرين ويرايش L2RA ، Tuesday 21 May 2013 در 08:00PM.
L2RA حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 9 كاربر از L2RA بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 30 January 2013   #10
kaka
بنازم رودها این ناشکیبایان پویا را / که دائم عزم ره دارند و در سر فکر دریا را
 
نشان kaka
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: چه فرقی می کنه
پاسخ‌ها: 754
ارسال پيام توسط Yahoo به kaka
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

ممنونم
از دوستای خوبم که اومدین اینجا
لذت بردم از حضورتون
ایشالا که جبران کنیم
__________________
به نو كردن ماه بر بام شدم
با عقيق و سبزه و آينه
داسي سرد بر آسمان گذشت
كه پرواز كبوتر ممنوع است
صنوبرها به نجوا چيزي گفتند
و گزمگان به هياهو شمشير در پرندگان نهادند...
ماه بر نيامد.
(احمد شاملو)
دل نوشته های من
kaka حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از kaka بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 30 January 2013   #11
هور موند
عضو ثابت
 
نشان هور موند
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 131
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

چه زيبا
هور موند حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از هور موند بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 2 February 2013   #12
kaka
بنازم رودها این ناشکیبایان پویا را / که دائم عزم ره دارند و در سر فکر دریا را
 
نشان kaka
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: چه فرقی می کنه
پاسخ‌ها: 754
ارسال پيام توسط Yahoo به kaka
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

مثل بلندترین درخت جنگل
ایستاده ام و مرگ همنوعانم را مینگرم
به دست تبر
افسوس که خود نیز درختم
با همه بلندی و قدمت
__________________
به نو كردن ماه بر بام شدم
با عقيق و سبزه و آينه
داسي سرد بر آسمان گذشت
كه پرواز كبوتر ممنوع است
صنوبرها به نجوا چيزي گفتند
و گزمگان به هياهو شمشير در پرندگان نهادند...
ماه بر نيامد.
(احمد شاملو)
دل نوشته های من
kaka حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از kaka بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 2 February 2013   #13
kaka
بنازم رودها این ناشکیبایان پویا را / که دائم عزم ره دارند و در سر فکر دریا را
 
نشان kaka
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: چه فرقی می کنه
پاسخ‌ها: 754
ارسال پيام توسط Yahoo به kaka
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

شکوه ها خاموش
زبانها لال
فریادی نمیآید برون از سینه ها،
هوای بی کسی بسیار
چشمها خیس است
چشمه ها بی آب
دوران بدیست
دوران سیاه
دوره بی همزبانی
مردنی تنها،
از همه بدتر
روزگار سردی دلهاست
خاموشی لبها
فریادهای بی صدا
و اینجا دیر گاهیست
که زمستانست
بی باران و برف
بی سرما
تمام فکرها قندیل بسته است
و گرگی در میان مردمم
با خونشان
هر بار جانی تازه میگیرد
__________________
به نو كردن ماه بر بام شدم
با عقيق و سبزه و آينه
داسي سرد بر آسمان گذشت
كه پرواز كبوتر ممنوع است
صنوبرها به نجوا چيزي گفتند
و گزمگان به هياهو شمشير در پرندگان نهادند...
ماه بر نيامد.
(احمد شاملو)
دل نوشته های من
kaka حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از kaka بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 2 February 2013   #14
L2RA
یه وقتایی دلم از خودم میگیره
 
نشان L2RA
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2012
مكان: آنجا که صدایی مرا می خواند
سن: 37
پاسخ‌ها: 1,972
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

تو سینمون نفس نبود پرنده تو قفس نبود
گلا همه خشکیدن میوه ها نرسیدن
ابرا بارون نداشتن باغبونا گل نکاشتن
خواستیم فرار کنیم ولی غصه هامون نذاشتن
کلاغا رو مترسک دخترا بی عروسک
هیچ چیزی سرجاش نبود شهربود وخونه هاش نبود
نمی دونم چه حالی بود واقعی یا خیالی بود
نه آروم نه قراری نه پاییز نه بهاری
پر شده بود از عطر عشق بازی ناتموم ما
ستاره جا پیدا نکرد کنار دست یا روی ماه
ما همگی حیرون شدیم خودمون باغبون شدیم
گل کاشتیم توی باغا روشن کردیم چراغا
از رو سر مترسک روندیم همه کلاغا
یهو دراومد آفتاب بیدار شدیم ما ازخواب (L2RA)
__________________
تو را دور کردم ز آنچه توراکند همنشین با گناه و گناه
دعایم به روز و به شب این بودکه نزدیک شی هر نفس با خدا(L2RA)
L2RA حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از L2RA بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 2 February 2013   #15
L2RA
یه وقتایی دلم از خودم میگیره
 
نشان L2RA
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2012
مكان: آنجا که صدایی مرا می خواند
سن: 37
پاسخ‌ها: 1,972
ج: لطفا با کفش وارد نشوید

باوجود خستگی وقتی مرا میبینی همه چیز را از یاد می بری
و وقت خودرا به من میدهی
تورا هرگز نمی توان شناخت حتی اگر هر آن با تو باشم نمی توانم به اندازه ی تو گذشت داشته باشم
نمی توانم مثل تو باشم
تو با کوله باری از ایثار و غرور با من همراه می شوی
لحظه هایت را به خاطر من زیر پا می گذاری وهمه را صرف وجود من می کنی
تو به من ایستادگی راو غرور را وهم صداقت را می آموزی
می دانم که چقدر غم داری اما نمی توانم آن را ببینم
زیرا تو برخلاف مادر همه رادردلت فرو می کشی
که مبادا کسی آن را در چشمهایت ببیند
به راستی نامی که برای توانتخاب شده همانند مادر زیبا و پرمعناست وباید خدارا به خاطر وجود تو نیز شکر کرد
کاش روزی فرارسد که بتوانم همچون تو استوار ومحکم و در عین حال با گذشت ومهربان باشم پدر
__________________
تو را دور کردم ز آنچه توراکند همنشین با گناه و گناه
دعایم به روز و به شب این بودکه نزدیک شی هر نفس با خدا(L2RA)
L2RA حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از L2RA بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
وارد نشوید, کفش


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:18AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts