بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Sunday 14 June 2015   #1
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
اصالت شمشیر در اسلام !

سلام

آیات قتال وجنگ بخش زیادی از قران را تشکیل میدهندودر مقابل آیات رحمت وعفو بخشش وصلح وتسامح وتساهل نیز در همین قران آمده اند ! آیا اسلام اصالت را به جنگ وشمشیر داده یا عقل و منطق و صلح ؟! :
در سوره قتال آیه 4 آمده :
فاذا لقیتم الذین كفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منا بعدوا اما فداء حتی تضع الحرب اوزارها ذلك و لویشاء الله لا نتصر منهم ولكن لیبلوا بعضكم ببعض و الذین قتلو فی سبیل الله فلن یضل اعمالهم

ترجمه: چون با كافران روبه رو شدید، گردنشان را بزنید و چون، آن ها را سخت فروگرفتید،اسیرشان كنید و سخت ببندید و آن گاه یا به منت آزاد كنید یا به فدیه تا آن گاه كه جنگ به پایان آیدو این است حكم خدا و اگر می خواست از آنان انتقام می گرفت ولی خواست تا شما را به یكدیگر بیازماید و آنان كه در راه خدا كشته شده اند اعمالشان را باطل نمی كند
.

وآیات سیف نیز که آیات شمشیر است :

فآية السيف هي قوله تعالى في سورة التوبة: “فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ” [التوبة:5].
وآيات السيف، مثل قوله تعالى: {قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ} سورة التوبة (فاضحه). ومثل قوله: {فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ} سورة محمد. (قتال)

پس از ماههای حرام مشرکان را در هر جا دیدید بکشیدشان !

اما اصالت صلح یا اصالت جهاد ؟ فرق شروط جهاد و قتال از منظر شیعه وسنی در چیست ؟
شروع افراط وتفریط در دین از کجا بود ؟ افتراق ثقلین .

ابوهریره گفته : الجهاد واجب عليكم مع كل أمير برًّا كان أو فاجرًا .... واین یعنی تحریف دین وتفسیر برای قرآن برای توجیه خشونت وفتوحات خلفای غاصب .... پس فرق جهاد درسپاه ابلیس با سپاه الله چیست ؟!؟! یعنی هم جنگیدن در سپاه معاویه ثواب دارد هم جنگیدن در سپاه علی ع !!!!!!! هم مجاهدین در سپاه اسرائیل و آمریکا به رهبری شارون و اسحاق رابین و اوباما و صدام وداعش ماجورند هم مجاهدین در لشکر حضرت مهدی ع و .....

ونقل الحافظ ابن كثير رحمه الله عن ابن أبي حاتم بسنده إلى علي بن أبي طالب رضي الله عنه أنه قال: "بعث النبي صلى الله عليه وسلم بأربعة أسياف؛ سيف في المشركين من العرب، قال تعالى: {فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ} . هكذا رواه مختصراً.
وعقّب الحافظ ابن كثير بقوله: وأظن أن السيف الثاني هو قتال أهل الكتاب، لقوله تعالى: {قَاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ} ، والسيف الثالث: قتال المنافقين، في قوله: {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ} الآية. والرابع: قتال الباغين في قوله: {وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ} . تفسير ابن كثير 2336-337.


ابن سلامه(م 410 ه) در این مورد مى‏گوید:
«کلّ ما فى القرآن من مثل«فاعرض عنهم، و تولّ عنهم و خلّوا سبیلهم و ما شاکل ذلک، فناسخه آیة السیف
یعنى تمام کلماتى که در قرآن از قبیل «فأعرض عنهم، تولّ عنهم و خلّوا سبیلهم و امثال آنها وارد شده است، به وسیله آیه سیف نسخ شدند.
ابن عربى(638-560 ه.ق)را مى‏بینیم که آیه سیف را ناسخ 114 آیه از آیات قرآن که متضمن عفو و صفح است، مى‏داند و عجیب‏تر آن که مى‏گوید:«همین آیه سیف که توانست 114 آیه قرآن را از کار بیندازد، خودش توسط ذیلش نسخ شده است.عبارت نامبرده چنین است:
«انّها«آیه سیف»ناسخةّ لمأة و اربع عشرة آیة و انّ آخرها مع ذلک قد نسخ اولها، حیث قال اللّه تعالى‏
فى آخرها:«فان تابوا و اقاموا الصلاة و اتوا الزکاة فخلّوا سبیلهم»و هذا ناسخ لما قال:«فاقتلوا المشرکین

کلينی ومسلم و ترمذی با ذکر سند از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل كرده است: «خيرات و خوبی‌ها همه اش در شمشير و سايه شمشير است و امور مردم اصلاح و مستقر نمی‌شود مگر با شمشير، و شمشيرها کليد بهشت و جهنم‌اند .

محمد بن يعقوب عن عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن عمر بن أبان، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم): الخير كله في السيف، وتحت ظل السيف، ولا يقيم الناس إلا السيف، والسيوف مقاليد الجنة والنار.

إن أبواب الجنة تحت ظلال السيوف (أحمد ، ومسلم ، والترمذى ، وابن حبان عن أبى موسى)
أيها الناس لا تتمنوا لقاء العدو واسألوا الله العافية فإذا لقيتموهم فاصبروا واعلموا أن الجنة تحت ظلال السيوف اللهم منزل الكتاب ومجرى السحاب وهازم الأحزاب اهزمهم وانصرنا عليهم (البخارى ، ومسلم ، وأبو داود عن عبد الله بن أبى أوفى)

السيوف مفاتيح الجنة (أبو بكر فى الغيلانيات ، وابن عساكر عن يزيد بن شجيرة وفيه محمد بن يوسف الكديمى)

و در مجمع البيان گفته : مفسرين در معناى جمله : (و لا آمين البيت الحرام ) اختلاف كرده اند بعضى گفته اند: اين دستور به وسيله آيه : (اقتلوا المشركين حيث وجد تموهم ) نسخ شده ، (نقل از اكثر مفسرين ) بعضى ديگر گفته اند از اين سوره يعنى سوره مائده و از اين آيه هيچ حكمى نسخ نشده ، براى اينكه مى دانيم كه بر مسلمانان جائز نبوده كه ابتداء با مشركين قتال كنند، مگر آنكه قبلا خود مشركين قتال را آغاز كرده باشند، آنگاه گفته است : اين قول از امام ابى جعفر (عليه السلام ) روايت شده 0


امام صادق فرمود: خداوند پیامبر را به پنج شمشیر مبعوث کرد. سه تا از آنها غلاف نمی شود مگر این که جنگ فروکش کند... و یکی از آن شمشیرها بسته شده، و شمشیر دیگری نیز در غلاف است و استفاده از آن به دست غیر ما صورت می پذیرد؛ ولی حکمش توسط ما صادر می گردد... و اما شمشیر در غلاف، شمشیری است که قصاص با آن صورت می پذیرد. خداوند می فرماید: نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم. پس استفاده از این شمشیر به دست اولیای مقتول و حکم آن بر عهده ما می باشد. خداوند پیامبر را به این شمشیرها مبعوث کرده است، هرکس همه یا یکی از آنها و یا چیزی از سیره و احکام آن ها را انکار کند، بی شک به آنچه خداوند بر پیامبر نازل فرموده، کافر شده است.


در كافى به سند خود از حفص بن غياث از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در حديث شمشيرها كه از پدر بزرگوارش نقل كرده فرموده : و اما شمشيرهاى سه گانه اى كه كشيده شده يكى شمشيرى است كه عليه مشركين عرب بكار مى رود، و دليل لزوم بكار بردنش آيه (اقتلوا المشركين حيث وجدتموهم ) است .

فرمود: شمشير دوم شمشيرى است كه عليه اهل ذمه بكار مى رود، و دليل لزوم بكار بردن آن آيه (قاتلوا الذين لا يومنون بالله و لا باليوم الاخر و لا يحرمون ما حرم الله و رسوله و لا يدينون دين الحق من الذين اوتوا الكتاب حتى يعطوا الجزيه عن يد و هم صاغرون ) است كه ناسخ آيه (و قولوا للناس حسنا) مى باشد، پس از اهل كتاب هر كس كه در كشور اسلامى باشد از او پذيرفته نيست مگر جزيه دادن و يا كشته شدن ، و در صورت قتال ، اموالشان غنيمت مسلمين ، و زن و بچه هايشان اسراى آنان خواهد بود و اگر چنانچه حاضر به پرداخت جزيه شدند البته در آن صورت بر ما مسلمين حرام است كه اموالشان را بگيريم و ايشان را اسير خود كنيم ، و نيز مى توانيم زنان ايشان را همسران خود سازيم .
و هر كس از اهل كتاب كه در كشورهائى باشند كه با ما سر جنگ دارند، هم مى توانيم اسيرشان كنيم و هم اموالشان را بگيريم ، ولى نمى توانيم با زنان ايشان وصلت نمائيم ، و ايشان بين سه چيز اختيار دارند، يا به كشورهاى اسلامى كوچ كنند و يا جزيه بپردازند و يا آنكه كشته شوند.
و نيز به سند خود از طلحه بن زيد از امام صادق روايت كرده كه فرمود: سنت پيغمبر بر اين جارى شده كه مسلمانان از مبتلايان به اختلال حواس و ديوانگان اسير نگيرند.
و نيز در آن كتاب به سند خود از ابى يحيى واسطى از بعضى راويان شيعه روايت كرده كه گفت : شخصى از امام صادق (عليه السلام ) پرسيد آيا مجوسيان صاحب كتابند؟ فرمود: آرى ، مگر نامه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) به اهل مكه به گوشت نخورده كه به ايشان نوشت : يا اسلام بياوريد و يا آنكه به جنگ با شما برمى خيزم . مردم مكه در جواب آن حضرت نوشتند: از ما جزيه بگير و ما را به بت پرستيمان واگذار. رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نوشت من جزيه نمى گيرم مگر از اهل كتاب .

در این روایت صحیحه، به‌صراحت سخن از نسخ آیه: «وَ قُولُوا لِلنَّاس‌ِ حُسْناً»، با آیه: «قاتِلُوا الَّذِینَ لایؤْمِنُونَ باللَّهِ وَ لا بالْیوْم ِ الآخِر‌ِ ...» به میان آمده است.

استدلال به اين حديث، چنين است كه حضرت شمشيرهاى اسلام را پنج نوع كرده است كه خداى متعال پيامبرش را با آن شمشيرها مبعوث كرده است. سه نوع از آن‏شمشيرها براى جهاد يا دفاع از شر كافران و مشركان است و يكى براى جهاد با گردنكشان و ستمگران و پنجمى‏شمشيرقصاص است كه بيرون كشيدن آن شمشير از غلاف،حق صاحبان خون و اولياى مقتول است و حكم به جواز قصاص، به امامان معصوم مربوط مى‏شود.
__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 14 June 2015   #2
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: اصالت شمشیر در اسلام !

در صدر اسلام اعراب ویهودیان فوق العاده وحشی وخشن بودند و کاری بجز جنگ وغارت نداشتند و از همین طریق معیشت میگذراندند اگر چه بین یهودیان و نصرانیان انسانهای خوبی پیدا میشد اما اکثریت ایشان از ایجاد اختلاف وجنگ بین مسلمین لذت میبرند تا به اهدافشان برسند و بیشترین خیانت وعهد شکنی از جانب همین یهود بر اسلام ومسلمین تحمیل گردید و بارها قصد قتل رسول الله ص را داشتند و در آخر هم ایشان را مسموم وشهید نمودند .
پس وجود چنین آیاتی در قرآن لازم بوده تا مسلمین بتوانند از چنگال مشرکین واهل کتاب نجات یابند واز خود دفاع کنند .

اما بعد از رسول خدا ص بعلت تحریف دین مشکلاتی آغاز شد که نتیجه آن بصورت جنگها وفتوحاتی خشن و کشتار اصحاب مومن وجنگهای خونین و انحراف در مسیر هدایتی رسول خدا ص ظاهر گشت .


بزبان دیگر خشونت و توحشی را که رسول الله ص سالها تبدیل به مهربانی وگذشت وعفو نموده بود ، ناگهان بعد از ارتحال پیامبر دوباره زبانه کشید واسلام ومسلمین را به پرتگاه جاهلیت منقلب نمود :


وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ {آل عمران/103}








در هر حال در همه زمانها افرادی هستند که منطق سرشان نمیشود و عاشق ناهنجاری وحرص و تجاوز به دیگران هستند و بهمین علت خدای سبحان آهن را که باعث شمشیر است را نازل کرد تا عدالت فراگیر شود .

اگر سکان هدایت جامعه در دست امامی معصوم باشد مانند امام علی ع که برآیند جنگهایش هدایت فرد وجامعه واستقرار عدالت وسعادت بود نه قتل افراد و ریاست مثل خلفای غاصب. حتی خوارج را که دشمن ترین دشمنانش بودند کافر ننامید و دستور قتل عام ایشان را نداد بلکه گفت ایشان در تشخیص حق اشتباه نموده اند مثل معاویه ولشکرش نیستند که عالِم و عامد با حقیقت می جنگند .

وبإلاسناد عن المنقري، عن حفص بن غياث، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: سأل رجل أبي (عليه السلام) عن حروب أمير المؤمنين (عليه السلام) وكان السائل من محبينا، فقال له أبو جعفر (عليه السلام): بعث الله محمدا (صلى الله عليه وآله) بخمسة أسياف: ثلاثة منها شاهرة فلا تغمد حتى تضع الحرب أوزارها ولن تضع الحرب أوزارها حتى تطلع الشمس من مغربها فاذا طلعت الشمس من مغربها أمن الناس كلهم في ذلك اليوم فيومئذ (لا ينفع نفسا إيمانها لم تكن آمنت من قبل أو كسبت في إيمانها خيرا) (1)، وسيف منها مكفوف (2) وسيف منها مغمود سله إلى غيرنا، وحكمه الينا، فأمّا السيوف الثلاثة المشهورة (3) فسيف على مشركي العرب قال الله عزّ وجلّ (فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم وخذوهم واحصروهم واقعدوا لهم كل مرصد) (4) (فإن تابوا ـ يعني: آمنوا ـ وأقاموا الصلاة وآتوا الزكاة فإخوانكم في الدّين) (5) فهؤلاء لا يقبل منهم الا القتل أوالدخول في الاسلام وأموالهم (6) وذراريهم سبي على ما سن رسول الله (صلى الله عليه وآله) فإنه سبى وعفا وقبل الفداء، والسيف الثاني على أهل الذمة قال الله تعالى: (وقولوا للناس حسنا) (7) نزلت هذه الآية في أهل الذمة، ثم نسخها قوله عزّ وجلّ: (قاتلوا الذين لا يؤمنون بالله ولا باليوم الاخر ولا يحرمون ما حرم الله ورسوله ولا يدينون دين الحق من الذين اوتوا الكتاب حتى يعطوا الجزية عن يد وهم صاغرون) (8) فمن كان منهم في دار الاسلام فلن يقبل منهم الا الجزية أو القتل وما لهم فيء وذراريهم سبي واذا قبلوا الجزية على أنفسهم حرم علينا سبيهم، وحرمت أموالهم، وحلت لنا مناكحتهم، ومن كان منهم في دار الحرب حل لنا سبيهم، ولم تحل لنا مناكحتهم، ولم يقبل منهم الا الدخول في دار الاسلام أو الجزية أو القتل، والسيف الثالث سيف على مشركي العجم ـ يعني: الترك والديلم والخزر ـ قال الله عزّ وجلّ في أول السورة التي يذكر فيها الذين كفروا فقص قصتهم ثم قال: (فضرب الرقاب حتى اذا أثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما مَنّاً بعد واما فداء حتى تضع الحرب أوزارها) (9) فأما قوله: (فأما منّاً بعد) يعني: بعد السبي منهم (واما فداء) يعني: المفاداة بينهم وبين أهل الاسلام، فهؤلاء لن يقبل منهم الا القتل أو الدخول في الاسلام، ولا تحل لنا مناكحتهم ما داموا في دار الحرب، وأما السيف المكفوف فسيف على أهل البغي والتأويل، قال الله عزّ وجلّ: (وإن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما فإن بغت إحداهما على الاخرى فقاتلوا التي تبغي حتى تفيء إلى أمر الله) (10) فلما نزلت هذه الاية قال رسول الله (صلى الله عليه وآله):
إن منكم من يقاتل بعدي على التأويل كما قاتلت على التنزيل فسئل النبي (صلى الله عليه وآله) من هو، فقال: خاصف النعل ـ يعني: أمير المؤمنين (عليه السلام) ـ فقال عمّار بن ياسر: قاتلت بهذه الراية مع رسول الله (صلى الله عليه وآله) ثلاثا، وهذه الرابعة، والله لو ضربونا حتى يبلغونا المسعفات (11) من هجر لعلمنا أنا على الحق وأنهم على الباطل، وكانت السيرة فيهم من أمير المؤمنين (عليه السلام) ما كان من رسول الله (صلى الله عليه وآله) في أهل مكّة يوم فتح مكّة فإنّه لم يسب لهم ذرية، وقال: من أغلق بابه فهو آمن، ومن ألقى سلاحه (12) فهو آمن، وكذلك قال أمير المؤمنين (عليه السلام) يوم البصرة: نادى لا تسبوا لهم ذرية، ولا تجهزوا (13) على جريح، ولا تتبعوا مدبرا ومن أغلق بابه وألقى سلاحه فهو آمن، وأما السيف المغمود فالسيف الذي يقوم (14) به القصاص، قال الله عزّ وجلّ: (النفس بالنفس والعين بالعين) (15) فسله إلى أولياء المقتول وحكمه إلينا، فهذه السيوف التي بعث الله بها محمدا (16) (صلى الله عليه وآله) فمن جحدها أو جحد واحدا منها أو شيئا من سيرها أو أحكامها فقد كفر بما أنزل الله على محمد (صلى الله عليه وآله).
ورواه الصدوق في (الخصال) عن أبيه، عن سعد بن عبدالله، عن القاسم بن محمد (17)، وكذا الذي قبله.


امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند محمد صلي الله عليه و اله را با پنج شمشير برانگيخت كه سه تاي آن كشيده است و غلاف نخواهد شد تا جنگ تمام شود و جنگ تمام نمي شود تا آن كه خورشيد از مغرب طلوع كند. آن گاه كه خورشيد از مغرب در آيد، همه مردم ايمان آوردند و آن روز «هركس تا آن زمان ايمان نياورده يا عمل شايسته اي نداشته، ايمانش سودي ندارد. ».


از جمله كسانى كه از كلام اواستفاده مى‏شود كه درجهاد ابتدايى ظهور امام معصوم و فراخوانى وى به سوى جهاد معتبر است، علامه حلى مى‏باشد. در اوايل بحث جهادكتاب تذكره گفته است:
جهاد دو نوع است: يكى اين كه براى دعوت به سوى اسلام باشد، اين نوع جهاد، از نظر همه علماى ما بدون اذن امام عادل يا اذن كسى كه امام او را براى اين كار نصب كرده‏باشد، جايز نيست... احمد مى‏گويد: جهاد با وجود هرامام نيكوكار يا تبهكار واجب مى‏شود

[مَسْأَلَةٌ الْغَزْو مَعَ كُلِّ بَرٍّ وَفَاجِرٍ]
(7419) : (وَيُغْزَى مَعَ كُلِّ بَرٍّ وَفَاجِرٍ) يَعْنِي مَعَ كُلِّ إمَامٍ. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَسُئِلَ، عَنْ الرَّجُلِ يَقُولُ: أَنَا لَا أَغْزُو وَيَأْخُذُهُ وَلَدُ الْعَبَّاسِ، إنَّمَا يُوَفَّرُ الْفَيْءُ عَلَيْهِمْ، فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ، هَؤُلَاءِ قَوْمُ سُوءٍ، هَؤُلَاءِ الْقَعَدَةُ، مُثَبِّطُونَ جُهَّالٌ، فَيُقَالُ: أَرَأَيْتُمْ لَوْ أَنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ قَعَدُوا كَمَا قَعَدْتُمْ، مَنْ كَانَ يَغْزُو؟ أَلَيْسَ كَانَ قَدْ ذَهَبَ الْإِسْلَامُ؟ مَا كَانَتْ تَصْنَعُ الرُّومُ؟ وَقَدْ رَوَى أَبُو دَاوُد، بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ
: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -: «الْجِهَادُ وَاجِبٌ عَلَيْكُمْ
مَعَ كُلِّ أَمِيرٍ؛ بَرًّا كَانَ، أَوْ فَاجِرًا.» وَبِإِسْنَادِهِ عَنْ أَنَسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -: «ثَلَاثٌ مِنْ أَصْلِ الْإِيمَانِ؛ الْكَفُّ عَمَّنْ قَالَ: لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ، لَا نُكَفِّرُهُ بِذَنْبٍ، وَلَا نُخْرِجُهُ مِنْ الْإِسْلَامِ بِعَمَلٍ، وَالْجِهَادُ مَاضٍ مُنْذُ بَعَثَنِي اللَّهُ إلَى أَنْ يُقَاتِلَ آخِرُ أُمَّتِي الدَّجَّالَ، وَالْإِيمَانُ بِالْأَقْدَارِ»
وَلِأَنَّ تَرْكَ الْجِهَادِ مَعَ الْفَاجِرِ يُفْضِي إلَى قَطْعِ الْجِهَادِ، وَظُهُورِ الْكُفَّارِ عَلَى الْمُسْلِمِينَ وَاسْتِئْصَالِهِمْ، وَظُهُورِ كَلِمَةِ الْكُفْرِ، وَفِيهِ فَسَادٌ عَظِيمٌ
الكتاب: المغني لابن قدامة
المؤلف: أبو محمد موفق الدين عبد الله بن أحمد بن محمد بن قدامة الجماعيلي المقدسي ثم الدمشقي الحنبلي، الشهير بابن قدامة المقدسي (المتوفى: 620هـ)
خندار است که جهاد بفرمان و تحت امرامیر فاسق در تضاد کامل با آیه : ولا تطیعوا امر المسرفین است !!!
11164- ثلاث من السنة الصلاة خلف كل إمام لك صلاتك وعليه إثمه والجهاد مع كل أمير لك جهادك وعليه شره والصلاة على كل ميت من أهل التوحيد وإن كان قاتل نفسه (الدارقطنى ، والديلمى عن ابن مسعود)
11489- الجهاد واجب عليكم مع كل أمير برًّا كان أو فاجرًا وإن هو عمل الكبائر والصلاة واجبة عليكم خلف كل مسلم برًّا كان أو فاجرًا وإن هو عمل الكبائر (أبو داود ، وأبو يعلى ، والطبرانى ، والبيهقى عن أبى هريرة)
لا تكفروا أهل ملتكم وإن عملوا الكبائر وصلوا خلف كل إمام وصلوا على كل ميت وجاهدوا مع كل أمير (ابن عمشليق فى جزئه ، وابن النجار عن واثلة)
اينهم مبناي عقيده داعش که بر اساس تحریف اسلام از سقیفه شروع شد برطبق حديث ابوهريره !
احمد گويد: نوع اول جهاد با هر امام واجب است، خواه امام نيكو كار باشد يا تبهكار.
.
سپس استدلال احمد به خبر ابو هريره را تضعيف كرده و تعارض اين استدلال را با قرآن ياد آور شده و در ادامه مى‏نويسد:
نوع دوم جهاد، هجوم دشمن به مسلمانان است. دراين صورت ازنظر گروهى از علما، جهاد واجب عينى و در نظر عده‏اى ديگر، واجب كفايى است. در فصل ششم همان بحث گويد:
معمولا فقها بحث امامت را در اين جا ذكر مى‏كنند تا امامى‏كه پيروى از او واجب و شورش كننده عليه او باغى(سركش) شمرده مى‏شود، شناخته شود. اما اين بحث، فقهى ‏نيست بلكه كلامى‏است و لازم است بيان كوتاهى را دراين زمينه ياد آور شويم. درامام چند چيز شرط است: ... امام به عقيده شيعه بايد معصوم باشد.
سپس براى شرط عصمت امام استدلال كرده و بعد مى‏نويسد:
شرط ديگر اين كه برامام بودن او از طرف خداوند يا از طرف پيامبر يا از سوى امام به نقد از خدا و پيامبر، تصريح شود زيرا عصمت از امور پنهان است و آگاهى بر آن امكان‏پذير نيست.


عدة من أصحابنا، عن سهل بن زياد، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر، عن محمد بن عبد الله، ومحمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن العباس بن معروف، عن صفوان بن يحيى، عن عبد الله بن المغيرة قال: قال محمد بن عبد الله للرضا (صلوات الله عليه) وأنا أسمع: حدثني أبي عن أهل بيته، عن آبائه (عليهما السلام) أنه قال لبعضهم: إن في بلادنا موضع رباط يقال له: قزوين وعدوا يقال له: الديلم فهل من جهاد أو هل من رباط (4)؟ فقال: عليكم بهذا البيت فحجوه فأعاد عليه الحديث، فقال: عليكم بهذا البيت فحجوه، أما يرضى أحدكم أن يكون في بيته ينفق على عياله من طوله ينتظر أمرنا فإن أدركه كان كمن شهد مع رسول الله (صلى الله عليه وآله) بدرا وإن مات منتظرا لأمرنا كان كمن كان مع قائمنا (عليه السلام) هكذا في فسطاطه - وجمع
بين السبابتين - ولا أقول هكذا - وجمع بين السبابة والوسطى - فإن هذه أطول من هذه فقال أبو الحسن (عليه السلام): صدق.کافی
جواب امام كه فرموده است: «عليكم بهذا البيت فحجوه‏» دلالت آشكار و التزامى دارد بر اين كه جهاد و آماده شدن براى جهاد در دولت رهبر ستمگر ممنوع‏ است .

http://library2.tebyan.net/ar/Viewer/Text/70524/1

((19962)) 9 ـ وبإسناده عن الأعمش، عن جعفر بن محمد (عليه السلام) ـ في حديث شرائع الدين ـ قال: والجهاد واجب مع إمام عادل ومن قتل دون ماله فهو شهيد.


واز اینجا اهمیت بحث قران و ناسخ ومنسوخ وترتیب نزول آیات روشن میشود چرا که هم آیات تسامح وصفح و عفو و آیات قتال و جهاد در مصحف فعلی کنارهم آمده اند !

وشروع همه این مشکلات بر میگردد به سقیفه وقرائت علوی از دین و قرآن یا قرائت عمری اموی از اسلام وقران .

ابوهریره چنین میگوید وامام صادق ع چنان !
پس اگر گفتند که امام حسین ع با شمشیر جدش کشته شد البته شمشیر پیامبر ص که بدست ناخلفانی چون خلفای جور ومعاویه ویزید افتاد و سر اسلام را بریدند وباعث بدبختی بشریت شدند .
__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 20 June 2015   #3
ناصر پورپیرار
والعاقبة للمتقین
 
نشان ناصر پورپیرار
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: تهران
پاسخ‌ها: 1,235
روزنوشته ها: 1
ج: اصالت شمشیر در اسلام !

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
در سوره قتال آیه 4 آمده :

فاذا لقیتم الذین كفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منا بعدوا اما فداء حتی تضع الحرب اوزارها ذلك و لویشاء الله لا نتصر منهم ولكن لیبلوا بعضكم ببعض و الذین قتلو فی سبیل الله فلن یضل اعمالهم


ترجمه: چون با كافران روبه رو شدید، گردنشان را بزنید و چون، آن ها را سخت فروگرفتید،اسیرشان كنید و سخت ببندید و آن گاه یا به منت آزاد كنید یا به فدیه تا آن گاه كه جنگ به پایان آیدو این است حكم خدا و اگر می خواست از آنان انتقام می گرفت ولی خواست تا شما را به یكدیگر بیازماید و آنان كه در راه خدا كشته شده اند اعمالشان را باطل نمی كند
.


.


«ضرب الرقاب» به هیچ وجه معنی «زدن گردن ها» نیست . در قرآن «عنق» به معنی «گردن» است و جالب است هیچ جا جز در این آیه «رقاب» را به معنی «گردن ها» ترجمه نگرده اند و همه جا«رقاب» را به معنی«برده» گرفته اند !!! اما ناگهان در این آیه تبدیل شده به «گردن» .


دوست عزیز « ضرب الرقاب » یک «اصطلاح» ( Idioms) است و به معنی « گردن زدن » نیست. چنان که «ضرب فی الارض» هم اصطلاح است و کسی آن را « زمین را زدن » ترجمه نمی کند !

اگر منظور «گردنهایشان را بزنید» بود باید می آمد « فضربوا الرقابهم» .




نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
اصالت شمشیر در اسلام !
.


از همان ابتدا دچار اشتباه هستید ، چون هر کس کوچک ترین آشنایی با «اسلام» داشته باشد می داند که در اسلام اصالت با «صلح» و «سلامت» و «تفکر» و «برهان» و «گفتگو» و «دلیل» است و نه «شمشیر» :


«مرکب» علما از «خون» شهدا گرامی تر است .


«اسلام» از ریشه «سِلم» است به معنی «صلح» و «سلامت» و«امنیت» .

یک نگاه گذرا به قرآن با قاطعیت این نظر را تأیید می کند زیرا تمام سوره ها به جز سوره «توبه» با «استدلال» و «برهان» شروع میشود و «تاریخ» و دعوت به عبرت آموزی از تاریخ گذشتگان نه با «شمشیر» و «جنگ» و ...

و الا اگر اصالت در اسلام با «شمشیر» بود لازم نبود قرآن این قدر حجیم و قطور باشد ، چند صفحه برای دعوت به شمشیر کشی و قتال و سر به نیست کردن مخالفان کافی بود .


در اسلام اولیت به ترتیب با «دعوت» ، «تبشیر» ، «انذار» ( که همه متکی بر «سخن» و «استدلال» است ) و بعد «دفاع» و «جنگ» آخرین گزینه ممکن برای مسلمین است برای حفظ «بقا» و نه بیشتر از آن و «تعدی» و «تجاوز» .


جالب نیست در سراسر قرآن حتی یکبارنام «سیف» ( شمشیر) به کار نرفته ، آن گاه شما با لجاجت جهودانه سعی دارید بر پایه یک مشت متون بی هویت تعدادی از آیات قرآن را به نام «سیفیه» یا آیات «شمشیر» معرفی کنید ؟

این آیات هم خالی از لطف نیست :

وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ (فصلت-34)

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ( فرقان-63)

وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ (بقره-190)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده-8)



یعنی مسلمین آن قدر سعه صدر و نرمش و انعطاف دارند که باید با لطایف الحیل از درگیری مستقیم تا جای ممکن بپرهیزند .

بنا براین هر کس سعی کند به نحوی بین «اسلام» و «شمشیر» نوعی رابطه مستقیم و فراتر از حقیقت ایجاد کند ، از جمله اسناد تاریخی مجعول و بی هویتی که ظاهرا 300 سال پس از صدر اسلام مکتوب شده اند و برجسته نمودن و تکیه بیش از حد بر این آیات و سوار کردن داستان های خیالی مغرضانه بر چند آیه قتال در قرآن کاملا توطئه آمیز است .





__________________
کاخ با شکوه و حیرت انگیز کوروش کبیر !!!! شاه شاهان
ناصر پورپیرار حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
اسلام, اصالت, انقلاب, جاهلیت, سقیفه, شمشیر


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:35AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts