بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Tuesday 18 May 2004   #1
sareban
عضو ثابت
 
نشان sareban
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: Iran
پاسخ‌ها: 1,863
ارسال پيام توسط Yahoo به sareban
Question مبين بودن قران به چه معناست

بحث را از اينجا شروع ميكنم كه آيا معناي تبيان بودن قران
وبيان للعالمين بودن قران اين است كه همه قران روشن وآشكار است يا خير؟
وهمچنين معناي لا ريب فيه اين است كه هيچ معناي مبهم ومجملي در قران نيست
در جواب ابتدا به آيات الهي در اين زمينه توجه كنيد تا بحث رنگ وروي
تفسير ي خود را حفظ كند

آياتي كه ميگويد قران مبين است:

يا أيها الناس قد جاءكم برهان من ربكم وأنزلنا إليكم نورا مبينا [ نساء 174

اي مردم براي شما از طرف خدا برهاني آمده و نور آشكار ظاهر كرديم


يا أهل الكتاب قد جاءكم رسولنا يبين لكم كثيرا مما كنتم تخفون من الكتاب ويعفو عن كثير قد جاءكم من الله نور وكتاب مبين [ مائدة 15 ]


الر تلك آيات الكتاب وقرآن مبين [ حجر 1

طس تلك آيات القرآن وكتاب مبين [ النمل 1 ]

وما علمناه الشعر وما ينبغي له إن هو إلا ذكر وقرآن مبين [ يس 69 ]

خوب اين آيات مربوط به مبين بودن قران:

اما معناي مبين از نظر اهل لغت:
راغب در مفردات:
عين عبارت او


بان : يقال بان واستبان وتبين وقد بينته قال الله سبحانه ( وقد تبين لكم من مساكنهم - وتبين لكم كيف فعلنا بهم - وليستبين سبيل المجرمين - قد تبين الرشد من الغى - قد بينا لكم الآيات - ولا بين لكم بعض الذى تحتلفون فيه . وأنزلنا إليك الذكر لتبين للناس ما نزل إليهم - ليبين لهم الذى يختلفون فيه - فيه آيات بينات ) وقال : ( شهر رمضان الذى أنزل فيه القرآن هدى للناس وبينات ) ويقال آية مبينة اعتبارا بمن بينها وآية مبينة وآيات مبينات ومبينات ، والبينة الدلالة الواضحة عقلية كانت أو محسوسة وسمى الشاهدان بينة لقوله عليه السلام : " البينة على المدعى واليمين على من أنكر " وقال سبحانه ( أفمن كان على بينة من ربه ) وقال : ( ليهلك من هلك عن بينة ويحيا من حى عن بينة / صفحة 69 / جاءتهم رسلهم بالبينات ) والبيان الكشف عن الشئ وهو أعم من النطق مختص بالانسان ويسمى ما بين به بيانا . قال بعضهم : البيان يكون على ضربين : أحدهما بالتنجيز وهو الاشياء التى تدل على حال من الاحوال من آثار صنعه . والثانى بالاختبار وذلك إما أن يكون نطقا أو كتابة أو إشارة ، فمما هو بيان بالحال قوله : ( ولا يصدنكم الشيطان إنه لكم عدو مبين ) أي كونه عدوا بين في الحال ( يريدون أن يصدونا عما كان يعبد آباؤنا فأتونا بسلطان مبين ) . وما هو بيان بالاختبار ( فاسألوا أهل الذكر إن كنتم لا تعلمون بالبينات والزبر - وأنزلنا إليك الذكر لتبين للناس ما نزل إليهم ) وسمى الكلام بيانا لكشفه عن المعنى المقصود إظهاره نحو ( هذا بيان للناس ) وسمى ما يشرح به المجمل والمبهم من الكلام بيانا نحو قوله ( ثم إن علينا بيانه ) ويقال بينته وأبنته إذا جعلت له بيانا تكشفه نحو : ( لتبين للناس ما نزل إليهم ) وقال : ( نذير مبين - وإن هذا لهو البلاء المبين - ولا يكاد يبين ) أي يبين ( وهو في الخصام غير مبين ) .

ترجمه قسمتي كه پر رنگ است:
بيان كشف از چيزي است ومختص به نطق نيست بعضي گفته اند بيان دوقسم است بيان تنجيزي ( تكويني) منظور اشياي هستند كه دلالت بر حالي از احوال موجودي دارند ودوم غير از اين ( بالاختبار : آزمون وتجربه ) كه اين دومي شامل نطق نوشته ونيز اشاره ميشود
سپس مثالهاي هر قسم را بيان ميكند كه خارج از بحث است
قسمت دوم ترجمه:

كلام بيان نام گرفته چون كشف ميكند از معنايي كه قرار بوده متكلم اظهار كند همانند ( هذا بيان للناس)
و همچنين آن چيزي كه مجمل ومتشابه را روشن ميسازد بيان نام دارد
خداوند ميفرمايد: ان علينا بيانه

خوب اين تعريف بيان است به نقل از متخصصين اين فن :

كلام بيان نام گرفته چون كشف ميكند از معنايي كه قرار بوده متكلم اظهار كند پس طبق تعريف بيان نمي توان اين ايرادي كه بالا ذكر شده را وارد كرد به اين علت كه ممكن است خداوند حد اقل در بعضي جا ها نخواسته چيزي را ظاهر كند وآشكار سازد پس بيان نسبت به آن مطلب همان آشكار نساختن آن است
اما با توجه به آيا ت قران
آيا مراد متكلم در قران اين بوه كه همه معاني قران را اظهار كند يا خير جواب ما اين است دليلي نداريم كه بايد خداوند همه سخنان خود را به سطح عوام كوچه وبازار بگويد و بايد تمامي آيات را اعراب بياباني هم بفهمند
بلكه دليل بر عكس اين مطلب داريم
1_ منه آيات محكمات واخر متشابهات
اين آيه شريفه به خوبي ميرساند بعضي از آيات قران متشابه ( چند وجهي) است ونمي توان به ظاهر آنها اكتفا كرد
البته در خود اين آيه اختلاف است كه آيا منظور اين است كه اين آيات ظاهري ندارند ويا طاهري دارند ولي ظاهرشان حجت نيست
وبنا بر هر دو مبنا اين هم اختلاف شده است كه آْيا ميتوان با ارجاع اين آيات متشابه به آيات محكم مراد را فهميد ويا خير
به هر حال در هر مبنايي اين مسلم است كه آيه شريفه ميخواسته بگويد كه همه آيات مبين و واضح به آن معناي كوچه وبازاري خود نيست

2_(ثم علينا بيانه)

اين آيه شريفه به خوبي ميرساند كه بيان تفصيلي وريز آيات قران به عهده خدا ست آن هم بعد از نزول قران چون آيه قبلش مي فرمايد
ان علينا جمعه وقرانه فاذا قراناه فاتبع قرانه
ودر نتيجه بيان مشروح آيات وبه اصطلاح تفسير وتاويل آيات بدست خداست البته از اين حكم تمسك به طواهر قران استثناست به دليلي كه بعدا اشاره ميشود

3_ روايات بسيار زيادي از پيامبر وائمه عليهم السلام داريم كه مردم معناي آيه را نميدانسته اند وخدمت اهل بيت ميرسيده اند وتوضيح ميخواسته اند وحتي در خود زمان نزول وحي بر پيامبر بسياري از افراد
را جع به معناي بعضي آيات مشكل داشتند به خاطر همين مطلب حضرت رسول بزرگترين مفسر تاريخ يعني علي عليه السلام را تربيت كردند ونكته تكته آيات قران را به او تعليم دادند
اين گروه از روايات به اصطلاح اهل حديث متواتر است ونمي توان ذره اي در آن شك كرد
همچنين ادله ديگر . . .

اما نكته اي كه نبايد از آن غفلت كرد
اينكه :
وجود آيات متشابه ومجمل در قران سبب اين نمي شود كه ديگر هيچ ظاهري از ظواهر قران حجت نباشد البته اين راي را عده اي از اخباريون داشته اند ولي باطل است به دليل روايات زيادي كه از ائمه نقل شده كه مثلا در بسياري از اشيا, به مردم مي گفته اند چرا اين آيه را رها كردي ويا مگر اين ايه فلان مطلب را نميگفت چرا نفهميدي وبسياري از روايات ديگر
از آن گذشته حديث متواتر وبسيار مشهور ثقلين
كه مي فرمايد تمسك به قران در كنار تمسك به اهل بيت از اهم واجبات است واگر قرار بود هيچ آيه اي از قران قابليت تمسك را نداشته باشد اصولا تمسك معنايي نداشت
واگر هيچ آيه اي از قران مفهوم نبود اصلا اعجاز قران بي معنا بود چگونه عرب با آن قدرت فصاحت و بلاغت عجيب در برابر كلام خدا اينچنين مبهوت ومدهوش شده بود وآن را شيئي فرا زميني وفرا انساني يافت اگر قرار بود هيچ آيه اي فهميده نشود چگونه مردم دسته دسته با شنيدن همان آيات ايماني شگفت انگيز مي آوردند

نتيجه اينكه :
نه ميتوان گفت : همه آيات مفهومند وبه همه آنها ميتوان تمسك كرد و
نه ميتوان گفت: همه آيات نامفهومند وقران فقط يك وردي براي
دعا ست كه هيچ چيز از آن فهميده نميشود


موفق باشيد
ساربان

آخرين ويرايش sareban ، Tuesday 18 May 2004 در 09:47PM.
sareban حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 19 May 2004   #2
مزدك بامداد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
نشان مزدك بامداد
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2003
پاسخ‌ها: 1,011
Re: مبين بودن قران به چه معناست

نقل قول:
نوشته شده بوسيله sareban
..نتيجه اينكه :
نه ميتوان گفت : همه آيات مفهومند وبه همه آنها ميتوان تمسك كرد و
نه ميتوان گفت: همه آيات نامفهومند وقران فقط يك وردي براي
دعا ست كه هيچ چيز از آن فهميده نميشود
....ساربان
نتيجه اين ماست مالي اينكه:
هر جا بنفع آخوند بود قران " مبين " است و
هر جا بنفع آخوند نبود قران ديگر بنا به نص
ضريح خودش هم " مبين " نيست ! ( اينجاست كه
آخوند، براي فريب " مومنين ! سر " قران مبين "
هم كلاه گذاشته! و راه را براي هر تفسيري كه بسود
آن آخوند تفسيرگر باشد ، باز نهاده ! ( چه زرنگ)

اكنون هم كه " ساربان" در پاسخ " مادي يا معنوي"
بودن " شهاب ثاقب مبين " با گل نشسته، دارد با
آوردن اين تاپيك ، راه گريز را با " مبهم " و " مرموز"
بودن " قران مبين " ! كه تازه گويا " لا ريب فيه" هم
هست ، براي خود باز مي كند! ( آنهم درست در مورد شهاب!)

جناب ساربان!
بجاي اينهمه دور قمري زدن ، سرانجام بگوييد كه اين
" شهاب ثاقب و مبين و رصد ! " كه در " قران مبين "
آمده، خود همين " شهاب" هاست كه ميتوان ديد يا خير ؟
بسادگي بگوييد: بلي يا خير ؟
مزدك بامداد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 19 May 2004   #3
sareban
عضو ثابت
 
نشان sareban
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: Iran
پاسخ‌ها: 1,863
ارسال پيام توسط Yahoo به sareban
اين نه آن شير است كز وي جان بري
يا ز پنجه قهر او ايمان بري
sareban حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 20 May 2004   #4
بهزاد
عضو ثابت
 
نشان بهزاد
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2002
مكان: iran
سن: 40
پاسخ‌ها: 2,162
ارسال پيام توسط Yahoo به بهزاد
فايده قرآن در جهان امروز

شناخت قرآن و مقاصد آن، همان‏گونه كه براى مؤمنان و معتقدان به آن لازم و ضرورى است، براى عالمان رشته‏هاى مختلف علوم انسانى به ويژه علوم سياسى نيز فرض و حتمى است. معتقد به قرآن، مقاصد و اهداف قرآن را مى‏شناسد تا بدان عمل كند و جامعه‌شناس، روان‏شناس، اقتصاددان، حقوقدان، مورخ و... مقاصد و اهداف قرآن را مى‏شناسد تا از تأثيرات آن بر روح، روان و رفتار فردى و اجتماعى معتقدان به آن آگاه گردد. البته تفكيكى كه صورت گرفت، صرفا در بعد نظر است، زيرا چه بسيار عالمانى كه خود مؤمن و معتقد به قرآن بوده، همان‌گونه كه گروهى از معتقدان به قرآن از اهداف و مقاصد آن بى‏اطلاع يا كم‌اطلاع هستند.



بررسى تأثير قرآن در انتقال جامعه جاهلى به جامعه اسلامى، پيشرفت و گسترش اسلام در قرون اوليه، پيدايش علوم مختلف، شكل‌دهى به نظامات مختلف سياسى، اقتصادى، فرهنگى، نظامى، اخلاقى و خانوادگى، شكل‌دهى به مناسبات بين‌المللى و نهضت‏هاى بيدارگرانه معاصر و جنبش‏هاى رهايى‌بخش در جهان اسلام و مبارزه مسلمانان با استبداد، از مهم‏ترين مسائلى است كه لازم است‏ با روش‏هاى معتبر علمى به آنها پرداخته شود؛ همان‌طور كه تأثير قرآن در سرنوشت جهان در چهارده قرن گذشته نيز شايان مطالعه و بررسى است.



از سوى ديگر و با قطع نظر از ضرورت بررسى‏هاى عالمانه و كارشناسانه، شناخت محتواى قرآن و بررسى مقاصد و اهداف آن براى امروز ايران و جهان اسلام و بلكه جامعه بشرى، فوريتى غيرقابل انكار دارد. قرآن، كتاب هدايت است؛ در هر هدايتى تعيين نقطه آغاز، نقطه پايان، مسير، عوامل انگيزشى و موضوع هدايت، از عناصر اساسى به شمار مى‏آيد. انسان به عنوان مخاطب كلام خداوند، موضوع هدايت است، چنان‌كه رسولان نيز با دغدغه هدايت انسان آمدند. قرآن بنيان‏هاى اعتقادى و انديشگى براى انسان ارايه كرده كه آگاهى از آنها براى نيل به مقصد ضرورى است. همچنين اصول ‏تربيتى و اخلاقى و نظامات سياسى، اقتصادى، فرهنگى، نظامى، حقوقى و خانوادگى را نيز بيان كرده است. نقطه آغاز حركت از خداست و نقطه پايان نيز اوست: «انالله و انا اليه راجعون‏» (بقره، آيه‏156).



محرك‏ها و عوامل انگيزشى در قرآن را مى‏توان در دو گروه طبقه‌بندى كرد: عوامل هدايت‏بخش و عوامل ضلالت‏بخش. تمسك به دستورالعمل‏ها و توصيه‏هاى هدايتگر قرآن طريق نجات از بحران‏هاى كنونى است؛ از اين رو جوامعى كه به قرآن اعتقاد دارند، با آگاهى بيشتر از آن مى‏توانند بر مشكلات خود فايق آيند و آنان كه بدان معتقد نيستند، با پذيرش آن، در راه صواب و هدايت گام خواهند گذاشت: «و ما ارسلناك الا كافة للناس‏» (سباء، آيه 28)؛ دعوت پيامبر اسلام و در نتيجه قرآن براى تمامى انسان‏هاست: «هو الذى بعث فى الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه‏» (جمعه، آيه 2)؛ بعثت پيامبران دو هدف كلان داشت: تزكيه و پالايش اخلاقى و معنوى جامعه و آموزش و تعليم كتاب و حكمت. بنابراين از قرآن مى‏توان دو انتظار داشت: يكى، تصحيح بينش، بينشى كه نشان‌دهنده خط سيركلى انسان از مبدأ تا معاد است؛ دوم، تعليم دانش، دانش‏هايى كه اگر قرآن به ما نمى‏گفت، از آنها آگاه نمى‏شديم: «فاذكروا الله كما علمكم ما لم‏تكونوا تعلمون‏» (بقره، آيه 239).



بينش و دانش ارايه شده در قرآن، عهده‌دار رهايى انسان از ظلمت‏ها (بحران‏ها) به سوى نور است: «كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور باذن ربهم الى صراط العزيز الحميد» (ابراهيم، آيه 1). اين نور، جامع حسنات دنيا و آخرت است، توسعه‏اى است همراه با تعالى، ماديتى است همراه با معنويت: «ربنا آتنا فى الدنيا حسنة و فى الآخرة حسنة و قنا عذاب النار» (بقره، آيه 201).



اين بينش و دانش، واجد عناصرى است كه عوامل بحران‌ساز را مى‏خشكاند و از بين مى‏برد. برخى از اين عناصر به قرار زير است: تأكيد بر ولايت الهى: «الله ولى الذين آمنوا» (بقره، آيه 357)، حرمت و ممنوعيت هر نوع رهبرى و حكومت غيرالهى و ظالمانه: «لاينال عهدى الظالمين‏» (بقره، آيه 124)، ضرورت اجراى عدالت: «اعدلوا هو اقرب للتقوى‏» (مائده، آيه 8)، واگذارى كارها به افراد متعهد و متخصص: «ان الله يامركم أن تؤدوا الامانات الى اهلها» (نساء، آيه 54)، وجوب اطاعت از خدا و پيامبر و اولوالامر (نساء، آيه 59)، وفاى به عهد (بقره، آيه 40)، پرهيز از مراجعه به طاغوت (نساء، آيه‏60)، آزادى انسان از هر آنچه او را از عبوديت‏خدا دور مى‏كند: «ويضع عنهم اصرهم و الاغلال التى كانت عليهم‏» (اعراف، آيه 157)، آمادگى نظامى متناسب با شرايط زمانه (انفال، آيه 60)، خمس و زكات و انفاق براى رفع محروميت‏هاى اقتصادى، رعايت‏ حقوق همديگر و منع غيبت و تهمت و دروغ و افترا براى حفظ كرامت انسان‏ها، منع قتل و سرقت و مفاسد اخلاقى براى حفظ حقوق بشر، احترام به پدر و مادر و... .



بر همين اساس است كه حضرت محمد (صلى‌الله‌عليه‌وآله) تمسك به قرآن و عترت را راه نجات و هدايت دانسته است: «ميراث رسالت من دو وزنه وزين است: يكى كتاب خدا و ديگرى عترت طاهرين و اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا در كنار حوض كوثر با هم بر من وارد شوند و شما نيز اگر به اين دو وزنه وزين تمسك كنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد». (محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج‏23، ص 106.)



قرآن، كتابى است كه بيانگر همه علوم و معارف ضرورى و سودمند براى بشر يا بيانگر همه حقايق خلقت است: «نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شى‏ء» (نحل، آيه 89)؛ البته اين بدان معنا نيست كه دريافت همه افراد از قرآن به يك ميزان باشد. همان گونه كه در روايات آمده است، عبارات قرآن براى استفاده توده مردم، اشارات آن براى استفاده خواص، لطايف آن قابل فهم براى اوليا و حقايق آن در اختيار انبياست (محمد باقر مجلسى، پيشين، ج‏75، ص 278).



مؤمنان و دانشمندان وقتى به مطالعه و بررسى قرآن مى‏پردازند، لازم است‏ به مقاصد قرآن توجه داشته باشند در غير اين صورت، ممكن است مجذوب نكات حاشيه‏اى شوند. تمركز بر مسائل ادبى قرآن، تلاوت زيباى آن، حفظ و چاپ زيباى آن، از كارهاى خوب و لازم است، اما مقصود اصلى قرآن نيست. تلاش براى فهم مقاصد قرآن، مقدمه عمل به آن است. از نكاتى كه امام خمينى در وصيت‌نامه الهى ـ سياسى خود بر آن تأكيد كرده، افتخار عمل به مقاصد قرآن و سنت است: «ما امروز مفتخريم كه مى‏خواهيم، مقاصد قرآن و سنت را پياده كنيم و اقشار مختلف ملت ما، در اين راه بزرگ سرنوشت‏ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزيزان خود را نثار راه خدا مى‏كند». (صحيفه نور، ج‏21، ص 171ـ 172)



ايمان و معنويت، قسط و عدل، علم و معرفت، صفا و اخوت، فلاح و رستگارى، سعادت دنيا و آخرت، صلاح ظاهر و باطن، اقتدار و عزت و حركت كاروان بشرى به سوى خداوند متعال، از مقاصد قرآن محسوب مى‏شود؛ اما اگر از لسان قرآن مقصدى اصلى براى آن بيان كنيم، «قيام لله‏» است: «قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى‏» (سبا، آيه 46) و قيام براى هواهاى نفسانى تاريخ را به سمت و سويى مى‏برد كه رضايت‏خدا در آن نيست. قيام و تلاش و حركت و سمت و سوى انسان‏ها در طول تاريخ به سوى دو جهت و گرايش انجام شده است: آنان كه به سمت‏خدا در حركت‏بوده‏اند و كسانى كه به سوى غيرخدا رفته‏اند. قرآن و عترت ضامن حركت و چراغ هدايت ‏بشر در مسير الهى است و قيام لله، در صورتى كه با استقامت ‏بر آن همراه شود، ضامن فلاح و سعادت دنيا و آخرت خواهد بود.



امر اول را كه فرموده‏اند قيام كنيد براى خدا، اطاعت كرديد، باقى مانده است امر دوم: «فاستقم كما امرت و من تاب معك‏»؛ استقامت كنيد، اين قيام را حفظ كنيد (امام روح الله خمينى، صحيفه نور، ج‏6، ص 276).



تفرقه و تشتت در ميان مسلمانان، ناشى از اشكال در استقامت ‏بر حركت در مسير الهى است. اگر در صدد تحقق مقاصد قرآن و حكومت آن برخود هستيم لازم است مقاصد قرآن را به تفصيل بشناسيم و قوانين آن را براى اجرا، متناسب با شرايط عصر و نسل حاضر، عملياتى كنيم؛ در غير اين صورت مشمول شكايت پيامبر اسلام در قيامت ‏خواهيم شد كه «ان قومى اتخذوا هذا القرآن مهجورا» (فرقان، آيه 30).


از دکتر نجف لک‌زايي
بهزاد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 22 May 2004   #5
مزدك بامداد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
نشان مزدك بامداد
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2003
پاسخ‌ها: 1,011
نقل قول:
نوشته شده بوسيله sareban
اين نه آن شير است كز وي جان بري
يا ز پنجه قهر او ايمان بري
جناب sareban ،
پاسخ منطقي بدهيد: شعرو دكلمه و آه و نفرين ! بس است!

جناب بهزاد،
شما هم دستكم چيزي را كپي پيست كنيد كه ربطي به داستان داشته باشد!
مزدك بامداد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 07:19PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts