بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > جریان زندۀ تالارها

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

نمایش دیوارۀ asad39
asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
به اتفاق اهل قبله شیعه غیر شیعه وهمه طوائف مسلمین ............مسلمانی 2شرط دارد 1اشهد ان لا اله الا الله 2اشهد ان محمدا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وشما ندارید
طبق این تعریفی که تو کردی ، باز من مسلمانم. زیرا من یکتایی خدا را قبول دارم و همچنین پیامبر محمد را هم به عنوان پیامبر خدا قبول دارم. اما تو در تعریفی که قرآن از یک مسلمان کرده است نمی گنجید.

آیا یک تعریف و فیلتر من در آوردی مهم است یا تعریف و فیلتری که قرآن کرده است؟ "

4 ساعت پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" شما خودت گفتی تعریف مسلمان را از قرآن ذکر کن.

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
مسخره ملعون شما بفرمائید مسلمان چه کسی هست ودلیلش رو از قران کریم بیان کنید

منم از قرآن تعریف یک مسلمان را آوردم.

تعریف یک مسلمان از نظر قرآن:

مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿۶۷﴾

ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى بلكه حق گرايى مسلمان بود و از مشركان نبود (۶۷)

طبق آیه بالایی میتوان خصوصیات یک مسلمان را استخراج کرد:

1- یهودی، مسیحی، و تابع هیچ فرقه دیگری نباشد. این نشان میدهد که اسامی خودساخته مسیحی، یهودی، سنی ، شیعی و ... قابل قبول نیستند. کسانی از امتهای پیشین که از کتاب مقدس پیروی میکرده اند و فرقه گرائی نکرده اند، از نظر خدا مسلمانند. خدا پیروان کتب قبلی را مسلمان مینامد، بجز آنهایی که حزب گرائی کردند.
2- حنیف و حق گرا باشد
3- مشرک نباشد

ولی حالا که از نظر قرآن مسلمان تعریف شد؛ تو زیرش زدی و تعریف دیگری را آوردی. پس چرا گفتی از قرآن دلیل بیاور؟

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
به اتفاق اهل قبله شیعه غیر شیعه وهمه طوائف مسلمین ............مسلمانی 2شرط دارد 1اشهد ان لا اله الا الله 2اشهد ان محمدا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وشما ندارید
"

4 ساعت پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" تعریف یک مسلمان از نظر قرآن:

مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿۶۷﴾

ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى بلكه حق گرايى مسلمان بود و از مشركان نبود (۶۷)

طبق آیه بالایی میتوان خصوصیات یک مسلمان را استخراج کرد:

1- یهودی، مسیحی، و تابع هیچ فرقه دیگری نباشد. این نشان میدهد که اسامی خودساخته مسیحی، یهودی، سنی ، شیعی و ... قابل قبول نیستند. کسانی از امتهای پیشین که از کتاب مقدس پیروی میکرده اند و فرقه گرائی نکرده اند، از نظر خدا مسلمانند. خدا پیروان کتب قبلی را مسلمان مینامد، بجز آنهایی که حزب گرائی کردند.
2- حنیف و حق گرا باشد
3- مشرک نباشد
"

12 ساعت پيش

asad39 به سرنگار خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید پاسخ داد.
" سرنوشت اقوام گذشته ، درس بزرگی به بشریت میدهد. خیلی مهم است که بدانیم اقوام گذشته به چه صورتی از بین رفته اند. دانشمندان ثابت کردند که عامل ویرانی شهر قوم لوط در 3650 سال پیش گرمای ناشی از انفجار شهاب‌سنگ بوده است. دانشمندان می‌گویند انفجار یک شهاب‌سنگ ۵۰ متری عامل ویرانی عظیم شهر باستانی منسوب به قوم لوط در 3650سال پیش بوده است.

https://per.euronews.com/2021/09/23/...odom-in-jordan

محققان تخمین می‌زنند انفجار این شهاب‌سنگ قدرت تخریبی معادل ۱۰۰۰ برابر قوی‌تر از بمب اتمی هیروشیما ایجاد کرده است. تجزیه و تحلیل شواهد برجای مانده در ویرانه‌های تپه باستانی تل‌الحمام نشان می‌دهد یک شهاب‌سنگ به عرض تقریبا ۵۰ متر در ارتفاع ۴ کیلومتر بالاتر از سطح زمین منفجر شده است و پس از یک نور خیره‌کننده، موجی از گرمای ۲ هزار درجه ایجاد کرده است. حرارت ایجاد شده به حدی بوده است که بلافاصله بدنه‌های چوبی خانه‌ها را سوزانده و اشیاء فلزی مانند شمشیر، نیزه و حتی سازه‌های سفالی و آجری را ذوب کرده است. با این حال این همه‌ی تخریب نبوده، چند ثانیه بعد یک موج شوک انفجار عظیم از راه رسیده و همه چیز از جمله مجموعه کاخ ۵ طبقه با دیواری مستحکم به ضخامت ۴ متر را ویران کرده است. کاوش‌های اولیه باستان‌شناسی وجود مواد غیرمعمول نظیر سفال‌های ذوب‌شده، ذغال‌سنگ، آجر «حباب‌دار»، دانه‌های سوخته و خاکستر حجمی از تخریب عظیم را نشان می‌داد. پژوهشگران نخست با تجزیه و تحلیل‌های رسوبات و لایه‌های خاک مواردی همچون جنگ، آتش‌سوزی، فوران آتشفشانی و زمین‌لرزه را بررسی و رد کردند و گفتند هیچ‌کدام از این رویدادها نمی‌تواند گرمایی مشابه ایجاد کند. تا اینکه سرانجام بیل مکانیکی کاوشگران تکه سنگ‌های کوارتز را در محل پیدا کرد که نشانه‌ای از یک اتفاق شدید و درجه حرارت ناگهانی بالا حاصل از برخورد کیهانی بود. محاسبات تیم ۲۱ نفره کارشناسان نشان داد این انفجار نمی‌توانسته حاصل از برخورد سیارک بوده باشد، چرا که دهانه برخوردی در محل وجود ندارد، بلکه انفجار ناشی از یک جرم آسمانی نظیر شهاب‌سنگ بوده است. دانشمندان می‌گویند انفجار سطوح خارجی گلدان‌های سفالی را ذوب کرده و آجر‌ها و اسکلت انسان‌های نزدیک به محل حادثه «تکه‌تکه» شده‌اند.دکتر کنت که در این تحقیق با فیلیپ سیلویا، استاد باستان‌شناسی کتب مقدس در دانشگاه ساوت‌وست آمریکا همکار بوده می‌گوید: «همه مشاهدات ذکر شده در سفر پیدایش عهد عتیق با یک ضربه هوایی مطابقت دارد. باستان‌شناسان اکنون می‌گویند احتمالا انفجار شهاب‌سنگ و حرارت فوق‌العاده زیاد ایجاد شده، سطح عظیمی از آب شور دریای مرده را بخار کرده و به روی دره پاشیده است و یا نمک‌های ساحلی دریا را بلند کرده و به روی شهر ریخته است. سواحل دریای مرده همینک نیز مملو از نمک هستند.
در پی این اتفاق غلظت نمک خاک به میزان «غیرعادی» افزایش یافته و کشاورزی در شعاعی ۲۵ کیلومتری غیرممکن شده است. در پی این حادثه ده‌ها هزار تن از ساکنان نواحی اطراف مهاجرت کردند و پس از آن ۶۰۰ سال طول کشید تا بارندگی‌ها در این ناحیه بیابانی نمک را از مزارع بشورد و این منطقه بار دیگر بتواند مورد زراعت قرار گیرد.
در روایت کتاب مقدس ذکر شده که به لوط پیامبر دستور داده شد از شهر خارج شود و پشت سر خود را نگاه نکند اما همسر لوط لحظه‌ای درنگ کرد و به «ستونی از نمک» تبدیل شد در حالی که آتش و گوگرد از آسمان می‌بارید و دود غلیظ از شهر بلند بود.
"

13 ساعت پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
مسخره ملعون شما بفرمائید مسلمان چه کسی هست ودلیلش رو از قران کریم بیان کنید
شما گفتی که من مسلمان نیستم. من نمیدانم معیار مسلمان بودن از نظر تو چیست. معیار مسلمان بودن را بیان کن، تا ببینم در معیارهای تو قرار میگیرم یا نه؟ و آیا از نظر تو چرا من مسلمان نیستم.

از نظر من مسلمان بودن یعنی تسلیم خدا بودن. "

13 ساعت پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
احمیق خودت رو بخریت نزن اول ثابت کن که مسلمانی
دین تو (که عین ضدیت با خدا وقران وانبیاء خداست )است از کی شروع ؟
رشاد خلیفه مابون زنیم کیه که شما تابعش هستید ؟
طبق مکتب تو چه کسی مسلمان است؟ "

2 روز پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
احیمق توهین به کی میکنم ؟
ایا تو احیمقی که خودت رو فرستاده از جانب خدا می دانی ورسول میدانی
طبق کدام ایه قران این گه رو میخوری ؟
جواب ؟
یکبار بدورغ انکار کردی
جواب ؟
وقتی خدا میفرماید ان اکرمکم عندالله اتقیکم؛ پس اخلاق مهمترین ستون یک دیندار است. این دین است که این اخلاق را کنترل میکند. از آنجا که تو اختیار قلمت دست خودت نیست؛ پس تو دینی غیر از اسلام داری. من مخالفان زیادی در عقیده دارم ولی از انجهت که توهین نمیکنند؛ قابل احترامند. من چیزی را نمیتوانم به تو ثابت کنم. خودت بگرد واقعیت را پیدا میکنی. "

3 روز پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" در زمان اعراب جاهلیت، مرد میتوانست به زنش بگوید که تو مثل مادرم هستی و دیگر به او نزدیک نمیشد. اما خدای مهربان این رسم جاهلی را باطل اعلام مینماید. به این مورد اعلام احکام و رفع اختلافات، میگویند تبیین.

مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ﴿۴﴾
خداوند براى هيچ مردى در درونش دو دل ننهاده است و آن همسرانتان را كه مورد ظهار قرار مى‏ دهيد مادران شما نگردانيده و پسرخواندگانتان را پسران [واقعى] شما قرار نداده است اين گفتار شما به زبان شماست و[لى] خدا حقيقت را مى‏ گويد و او[ست كه] به راه راست هدايت مى ‏كند (۴)


اینطوری نیست که خدا آیاتی از قرآن را نازل کند و همان لحظه اختلافاتی در آن یافت شود و یا مردم آن را نفهمند و پیامبر برای تبیین و رفع این اختلافات اقدام کند. قرآن به زبان عربی فصیح نازل شده است و اعراب هم در عربی بسیار استاد بوده اند. آنها زبان قرآن را بطور کامل میفهمیدند.
"

4 روز پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" از جمله تبعیضهایی که اعراب جاهلیت نسبت به زنان مرتکب میشدند این بود که زنان را از ارث محروم کرده بودند؛ پس خدای حکیم بیان میدارد که زنان نیز ارث میبرند.

للرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا ﴿۷﴾
براى مردان از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان] بر جاى گذاشته‏ اند سهمى است و براى زنان [نيز] از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان] بر جاى گذاشته‏ اند سهمى [خواهد بود] خواه آن [مال] كم باشد يا زياد نصيب هر كس مفروض شده است (۷)


یکی از خصوصیات قرآن بیان این جور احکام است که مردم ادیان مختلف در آن زمان، در مورد آن اختلاف پیدا کرده بودند. وقتی خدا میفرماید که رسول آنچه را که بر مردم نازل شده بود، را تبیین میکند؛ منظورش این است که اختلافات را در اینگونه موارد رفع میکند.منظور قرآن این نیست که در قرآن اختلافاتی هست و پیامبر باید رفع کند. قرآن کتابی بود که هنوز بطور کامل نازل نشده بود؛ وجود اختلاف در چنین کتابی بی معنی است.

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿۴۳﴾
و پيش از تو [هم] جز مردانى كه بديشان وحى میکرديم گسيل نداشتيم پس اگر نمیدانید از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد (۴۳)

بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۴۴﴾
[زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشته ‏ها [فرستاديم] و اين قرآن را به س
وى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند (۴۴)

اعراب جاهلیت، بخاطر پول کنیزان خود را وادار به فحشاء میکردند و خدا اینکار را بسیار زشت میشمارد.

وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿۳۳﴾
و كسانى كه [وسيله] زناشويى نمى‏ يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بى ‏نياز گرداند و از ميان غلامانتان كسانى كه در صددند با قرارداد كتبى خود را آزاد كنند اگر در آنان خيرى [و توانايى پرداخت مال] مى‏ يابيد قرار بازخريد آنها را بنويسيد و از آن مالى كه خدا به شما داده است به ايشان بدهيد [تا تدريجا خود را آزاد كنند] و كنيزان خود را در صورتى كه تمايل به پاكدامنى دارند براى اينكه متاع زندگى دنيا را بجوييد به زنا وادار مكنيد و هر كس آنان را به زور وادار كند در حقيقت ‏خدا پس از اجبار نمودن ايشان [نسبت به آنها] آمرزنده مهربان است (۳۳)

وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ ﴿۳۴﴾
و قطعا به سوى شما آياتى روشنگر و خبرى از كسانى كه پيش از شما روزگار به سر برده‏ اند و موعظه‏ اى براى اهل تقوا فرود آورده‏ ايم (۳۴)


جالب است که خدا بعد از نزول این آیه در ادامه میفرماید: وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ
یعنی اینکه قرآن مبین کننده و رفع اختلاف رسوم جاهلی و اختلافات ادیان پیشین است. بنابراین این که رسول تبیین کننده است ، منظورش تبیین آیات خود قرآن نیست، بلکه منظورش اختلافاتی است که ادیان پیشین و اعراب جاهلی در دین خود ایجاد کرده بودند.
"

4 روز پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
سلام علیکم و رحمه الله
یک سوال از اعجاز عدد نوزده دارم شما که در آن استادید می توانید پاسخگو باشید ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
سلام ، سوالت را بفرمائید اگر توانستم جواب میگویم "

5 روز پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
زیادی نخور کافروملحد یهودی خداوند متعال در قرانش فرمود به نبی مکرم اسلام که" لتبین للناس ما انزل الیهم

آیه ای که نشان میدهد وظیفه پیامبر، در عمل به قرآن شکل گرفته است. البته طرفداران حدیث و سنت، بوسیله این آیه فکر میکنند که وظیفه پیامبر، تفسیر و روشن ساختن آیات قرآن است. بهتر است که ابتدا آیه مورد نظر و آیه قبلش را ذکر کنیم.

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿۴۳﴾
و پيش از تو [هم] جز مردانى كه بديشان وحى میکرديم گسيل نداشتيم پس اگر نمیدانید از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد (۴۳)

بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۴۴﴾
[زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشته ‏ها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند (۴۴)


آنان میگویند که پیامبر برای تبیین و روشن ساختن آنچه که نازل شده است، فرستاده شده است (لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ) و این تبیین در حدیث و روایات است.
جهت روشن شدن موضوع باید ببینیم که منظور آیه از إِلَيْهِمْ چه کسانی هستند؟ بهتر است که ترجمه دو آیه را بخوانیم: و پيش از تو هم جز مردانى كه بديشان وحى میکرديم گسيل نداشتيم پس اگر نمیدانید از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شو، زيرا آنان را با بینات و زبر فرستاديم و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان (إِلَيْهِمْ: کسانی که قبلا بینات و زبر دریافت کرده بودند) نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند.
آیه 44 با توجه به آیات قبل خیلی واضح میفرماید که این قرآن تبیین کننده مطالب کتب قبلی است. پس کتاب قرآن تبیین کننده است برای مطالب کتب و ادیان قبلی که مردم در آن اختلاف کرده اند. نه اینکه پیامبر آیات قرآن را برای مردم واضح سازد و تفسیر آن را بگوید. زیرا آیات قرآن ساده و واضح است و پیامبر، کتابی غیر از آن نداشته است تا به عنوان جزئیات قرآن به مردم ارائه شود. قرآن برای حل اختلاف و تبیین تمام مکاتب قبلی نازل شده است. لطفا جهت شاهد، به آیات زیر هم نگاه کنید:

تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۶۳﴾
سوگند به خدا كه به سوى امتهاى پيش از تو [رسولانى] فرستاديم [اما] شيطان اعمالشان را برايشان آراست و امروز [هم] سرپرستشان هموست و برايشان عذابى دردناك است (۶۳)

وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۶۴﴾
و ما [اين] كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كرده‏ اند براى آنان توضيح دهى و [آن] براى مردمى كه ايمان مى ‏آورند رهنمود و رحمتى است (۶۴)


همانطور که در دو آیه بالایی هم میبینید، این قرآن است که اختلافات امتهای پیشین را حل میکند و به همین خاطر خدا به قرآن میفرماید فرقان، تبیان و حکم و ... اما طرفداران روایات میگویند که پیامبر تفسیر کننده و روشن کننده قرآن است. واقعا خودتان قضاوت کنید، کتابی که در آن موقع آنلاین نازل میشد و مطالبش واضح و ساده بوده است، چرا باید در آن اختلاف باشد تا که نیاز به حل اختلاف داشته باشد!

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ ﴿۱۵﴾
اى اهل كتاب پيامبر ما به سوى شما آمده است كه بسيارى از چيزهايى از كتاب [آسمانى خود] را كه پوشيده مى‏ داشتيد براى شما بيان مى ‏كند و از بسيارى [خطاهاى شما] درمى‏ گذرد قطعا براى شما از جانب خدا روشنايى و كتابى روشنگر آمده است (۱۵)

یکی از صفات قرآن مبین است و چیزی که مبین است، چطوری یک مبین دیگر لازم دارد؟!! قرآن برای همه مردم نازل شده است و دور از حکمت الهی است که کتاب مشکل نازل کند و ما را به صندوقچه عطاری قرن دوم و سوم (احادیث و روایات) حواله دهد. و از همان اول نزول قرآن، خودش بنیاد اختلاف را راه اندازی کند.

و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر

در زمان پیامبر، تنها کتاب موجود قرآن بوده است و چطوری خدا مردم را به پیروی از کتابهای مجهولی که هنوز نوشته نشده است حواله میدهد!


إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿۷۶﴾
بى‏ گمان اين قرآن بر فرزندان اسرائيل بيشتر آنچه را كه آنان در باره‏ اش اختلاف دارند حكايت مى ‏كند (۷۶)

وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿۷۷﴾
و به راستى كه آن رهنمود و رحمتى براى مؤمنان است (۷۷)

إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ﴿۷۸﴾
در حقيقت پروردگار تو طبق حكم خود ميان آنان داورى مى ‏كند و اوست‏ شكست‏ ناپذير دانا (۷۸)


يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ ﴿۱۵﴾
اى اهل كتاب پيامبر ما به سوى شما آمده است كه بسيارى از چيزهايى از كتاب [آسمانى خود] را كه پوشيده مى‏ داشتيد براى شما بيان مى ‏كند و از بسيارى [خطاهاى شما] درمى‏ گذرد قطعا براى شما از جانب خدا روشنايى و كتابى روشنگر آمده است (۱۵)

يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۱۶﴾
خدا هر كه را از خشنودى او پيروى كند به وسيله آن [كتاب] به راه ‏هاى سلامت رهنمون مى ‏شود و به توفيق خويش آنان را از تاريكيها به سوى روشنايى بيرون مى ‏برد و به راهى راست هدايتشان مى ‏كند (۱۶)

"

5 روز پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
زیادی نخور کافروملحد یهودی خداوند متعال در قرانش فرمود به نبی مکرم اسلام که" لتبین للناس ما انزل الیهم
از آنجا که توهین میکنی، نمیخواستم جوابت را بگویم. ولی آیا تو الان داری از تبیین و توضیحات رسول بهره می برید؟ پس چرا در نوشته هایت اثری از قرآن نیست؟ "

5 روز پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" کسانی که فکر میکنند، جنگهای زمان پیامبر محمد، بخاطر وادار کردن مردم به اسلام بوده است، بسیار اشتباه میکنند. آیا اسلام برای آزادی و نجات انسان آمده است، یا انسان برای نجات اسلام؟ قطعا اسلام برای نجات انسان آمده است. خدا بوسیله شمشیر دینش را گسترش نمیدهد و تمام جنگهای زمان پیامبر بخاطر دفاع از خویش بوده است. اما جنگهایی که بعد از فوت پیامبر رخ داد، جریانات دیگری دارند که ربطی به پیامبر محمد ندارند. غیر ممکن است که خالق انسان، کتابی برای هدایت مخلوق خویش بفرستد ولی در آن کتاب ، مخلوقینش را به کشتار دیگران ترغیب کند! در مورد خدا چی فکر میکنید؟ خدا ارحم الراحمین است. کارهایی که طالبان و داعش انجام میدهند، حتی با رویه سلف بعد از پیامبر و قرن اول هجری هم نمیخواند. زمانی که در قرون گذشته، مصر و افغانستان و ایران بوسیله مسلمانان فتح شدند ولی آیا آنها اهرام ثلاثه و یا مجسمه بودا در افغانستان را خراب کردند؟! خیر. خدا به مردم توصیه میکند که وقتی به مسجد میروید، بهترین و زیباترین لباسها را استفاده کنید و این مخصوص زن و مرد است و فرقی ندارد. اما احادیث میگویند که در عبادت، زن نباید هیچ جایش مشخص باشد. این احکام را از کجا می آورند؟ آیا آنها کتاب دیگری غیر از قرآن دارند.

أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۲۱﴾آيا براى آنان شريكانى است كه در آنچه خدا بدان اجازه نداده برايشان بنياد آيينى نهاده‏ اند و اگر فرمان قاطع [در باره تاخير عذاب در كار] نبود مسلما ميانشان داورى مى ‏شد و براى ستمكاران شكنجه‏ اى پر درد است (۲۱)
"

6 روز پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" هر چیزی که عقل آدمی را بپوشاند و او را وادار کند که تفکر و تعقل خودش را بکار نبرد، از نظر خدا مضر است. حدیث و سنت و کتابهای طهارت که قدرت تفکر و تعقل را از فرد میگیرند، برای پرورش یک نسل سالم مضر اند. زیرا آنچه که خدا در مورد طهارت آورده است، چند آیه است ولی اینکه کسی بیاید و این چند آیه را آنقدر بسط دهد که یک کتاب قطور شود؛ واقعا قابل قبول نیست و مقلدین را به اشتباه می اندازد. مقلد این کتابها بعد از مدتی فکر میکنند که اسلام را یاد گرفته اند ولی از آنجا که هنوز ایمان نیاورده اند؛ ادعای زیادی دارند و بیشتر موارد هوس حکومت داری و امر بمعروف و نهی از منکر میکنند. بندگان خوب خدا کسانی هستند که در اوج ایمان هم دنبال استعلا و برتری بر دیگران نیستند؛ زیرا میدانند که حکومت چند روزه دنیایی بی ارزش تر از هر چیزی است. "

6 روز پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" وقتی به وسیله سلف سابق و نسلهای گذشته قرآن را مطالعه کنید و نظرات آنان را در قرآن به عنوان شبهه وحی بپذیرید، مثل این است که با چشمان آنان ، دنیا را ببینید. آیا خدا به خود ما چشم و گوش و دل و زبان نداده است. آیا در مقابل استفاده نکردن از این نعمتهای خدادادی مورد بازخواست قرار نمی گیریم؟ مردم فکر میکنند که با تاثیر حدیث و سنت در قرآن، کار آنان راحت شده است؛ غافل از آنکه آنان از درک و فهم مستقیم قرآن خود را محروم کرده اند و از نعمت بزرگی خود را محروم کرده اند. اینگونه افراد در آینده هم کمبودی و عقده ای پرورش می یابند. باور کنید که داعش و طالبان و امثالهم از آسمان به زمین نیامده اند؛ بلکه آنان همچون ما انسان هستند و فرقش این است که آنان طوق بندگی حدیث و سنت را بر گردن خود گذاشته اند و فکر خود را زنجیر کرده اند. همین طوق بندگی غیر خدا باعث شده است که ریختن خون انسانهای دیگر برایشان مثل آب خوردن باشد. مثلا حدیث دارند که پیامبر خیالی آنان میگوید:
من امر شده ام که با مردم جنگ کنم تا که بگویند اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله
پرچم داعش و طالبان از همین حدیث گرفته شده است و در واقع هدف این گروهها هم همین است تا با جنگ و خونریزی دیگران را به بندگی خود در آورند.
آیا این گروهها میخواهند که 80 درصد مردم دنیا را به زور مسلمان کنند و در صورت مخالفت آنان را بکشند! یک کمی در احادیثتان شک کنید و کمی از خدا بترسید. آیا واقعا شما میخواهید ثابت کنید که پیامبر اینچنین خونریز بوده است. این بدترین کاریکاتوری است که داعش و طالبان از پیامبر محمد برای جهانیان ترسیم کرده اند. اما متاسفانه کمتر مسلمانی در جهان یافت میشود که علیه این کاریکاتوریستهای به ظاهر مسلمان انتقاد کند. حداقل نسبت به منبع این کاریکاتورها که همان حدیث و سنت است، انتقاد کنید.

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ﴿۱۱۲﴾
و بدين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از شيطانهاى انس و جن برگماشتيم بعضى از آنها به بعضى براى فريب [يكديگر] سخنان آراسته القا مى كنند و اگر پروردگار تو مى‏ خواست چنين نمیکردند پس آنان را با آنچه به دروغ مى‏ سازند واگذار (۱۱۲)

وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ ﴿۱۱۳﴾
و [چنين مقرر شده است] تا دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان نمى ‏آورند به آن [سخن باطل] بگرايد و آن را بپسندد و تا اينكه آنچه را بايد به دست بياورند به دست آورند (۱۱۳)

أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿۱۱۴﴾
پس آيا داورى جز خدا جويم با اينكه اوست كه اين كتاب را به تفصيل به سوى شما نازل كرده است و كسانى كه كتاب [آسمانى] بديشان داده‏ ايم مى‏ دانند كه آن از جانب پروردگارت به حق فرو فرستاده شده است پس تو از ترديدكنندگان مباش (۱۱۴)

وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۱۱۵﴾
و سخن پروردگارت به راستى و داد سرانجام گرفته است و هيچ تغييردهنده‏ اى براى كلمات او نيست و او شنواى داناست (۱۱۵)

وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾
و اگر از بيشتر كسانى كه در [اين سر]زمين مى‏ باشند پيروى كنى تو را از راه خدا گمراه مى كنند آنان جز از گمان [خود] پيروى نمى كنند و جز به حدس و تخمين نمى ‏پردازند (۱۱۶)

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿۱۱۷﴾
بارى پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف مى ‏شود داناتر است و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است (۱۱۷)



"

يه هفته پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" خدا میفرماید که من در این کتاب از هرگونه مثالی آورده ام؛

[18:54] ولقد صرفنا في هذا القرءان للناس من كل مثل وكان الانسن اكثر شىء جدلا

[18:54] ما هرگونه مثالي در اين قرآن براي مردم آورده ايم، ولي انسان بيش از هر موجودي اهل مجادله است.

خدا در کلمات صادق ترین است و او خالق ماست و میداند که چه کلماتی و به چه مقدار برای هدایت ما لازم است. وقتی خالق ما میفرماید که قرآن دارای هرگونه مثالی (كل مثل) است، به این معناست که باید به کتاب قرآن اکتفا کرد. منظور خدا این است که قرآن تنها منبع وحی است و بس. بنابراین کتابهای دیگری که منبع وحی نامیده میشوند، بر طبق این آیه در برابر قرآن قرار می گیرند. کسانی که منبع وحی دیگری غیر از قرآن تولید کنند، آشکارا برخلاف قرآن عمل کرده اند. به همین خاطر تولید کنندگان حدیث، در زمان پیامبر نمی زیستند. این یک نکته اساسی است و آن هم این است که چرا تولید کنندگان حدیث در زمان پیامبر کمترین حضور را داشته اند. ابوهریره و ابن عباس، بیشترین احادیث را روایت کرده اند و جالب است که اینها کمترین دیدار را با پیامبر داشته اند. ابن عباس در زمان فوت پیامبر، فقط سیزده سال داشته است! اما در زمان خلافت بنی عباس، احادیث زیادی از ابن عباس نقل شد؛ زیرا پدر بزرگ خلفای عباسی بوده است! پیروان حدیث و سنت ناخواسته و نادانسته دارند از یک کتاب درباری پیروی میکنند. یک کتاب درباری در مقابل کتاب خدا!
راویان حدیث ، با جمع آوری و ثبت جملاتی دیگر که تا دو سه قرن دهن به دهن می چرخیده است؛ کتابهای دیگری تشکیل دادند. این عمل، نسلهای بعدی را هدف قرار داد. آیه زیر، بطور بنیادی اگر کمی رویش فکر کنید و تدبر به خرج داده شود؛ تماما مشخص میکند که حدیث چه جایگاهی در قرآن دارد.

[77:50] فباي حديث بعده يؤمنون
[77:50] كدام حديث را، غير از اين، قبول مي كنند؟


خدا دارد از ما سوال میکند و ما باید به این سوال قرآنی جواب دهیم. خیلی از مردم تابحال این سوال قرآنی را از خود نپرسیده اند. کدام حدیث را غیر از قرآن قبول دارید؟ ما باید جواب سوال خدا را بدهیم و گرنه مورد بازخواست قرار میگیریم.


"

يه هفته پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" بیشتر تصمیمات زندگی بشر تحت تاثیر ضمیر ناخودآگاه اوست. ضمیر ناخودآگاه ما، هر آنچه که در طول زندگی پیش آید را در خود دارد. ضمیر ناخودآگاه زبان خاصی ندارد، اما اعمال و حرکتها را خوب متوجه میشود و آن را برای همیشه ضبط میکند و کنترلهای بعدی زندگی ما را بر اساس آن صورت میدهد. وقتی ما انسانها یک واقعه را مشاهده میکنیم، ضمیر خودآگاه ما قسمتهایی از آن را میبیند ولی قسمتهایی دیگر از آن را ضمیر ناخودآگاه ما می بیند. ضمیر ناخودآگاه بطرز عجیبی هر چیزی را بطور کامل ضبط میکند. گاهی شما یک آهنگ گوش میدهید، ولی آنچیزی که ضمیر خودآگاه می شنود با آن چیزی که ضمیر ناخودآگاه درک میکند، کاملا فرق دارد. گاهی ضمیر خودآگاه ما از آهنگ چیزی نمیفهمد و یا حواسش پرت است، ولی ضمیر ناخودآگاه در همان موقع کار خودش را انجام میدهد؛ این مساله بسیار مهم است که بدانیم ضمیر ناخودآگاه کنترل شدیدی بر افراد دارد. ضمیرناخودآگاه ما را، فقط خودمان نمیسازیم؛ بلکه هر آنچه که میبینیم و یا میشنویم و یا عمل میکنیم؛ در ساختن آن تاثیر دارد. حتی اعمال دیگران هم در آن موثر است. آدمها بهتر است که زندگیشان را دست ناخودآگاه نسپارند. برای اینکار باید بدانیم که حرکت و اعمال در ناخودآگاه تاثیر دارد. پس ناخودآگاه بوسیله حرف ساخته نمیشود، بلکه فقط حرکت مثبت و عمل صالح باعث رشد آن خواهد شد. همه چیز در جهان در حال تکاپو و حرکت است. حتی یک درخت همیشه برگهایش حرکت میکند، یک الکترون همیشه در حال چرخش است. بشر بدون عمل صالح مثل یک مرده است. اعمال صالح و نماز حرکتهای مثبتی هستند که ضمیر ناخودآگاه مارا تشکیل میدهند و آن را تصحیح میکنند. ما باید در طول روز هر طوری هست ناخودآگاه خود را قانع کنیم تا که واکشی اطلاعات غلط نکند. انجام یک نماز از آنجا که شامل حرکت است و شامل قیام، رکوع، سجود است؛ تاثیر بسزایی در ناخودآگاه ما دارد و مسیر و کانال آن را تا نماز بعدی مشخص میکند. نماز از آنجهت مهم است که انجام آن تاثیر بسزایی در کل جامعه دارد. ما قبل از خلقت با خدا عهد بستیم که فقط او را پرستش کنیم و قاعدتا باید به آن پایبند باشیم. نماز یکی از مهمترین ابزارهاست برای پایبندی به این قول و عهد. حدیث و سنت مثل تیری زهر آلود هستند که در قرن دوم و سوم هجری شلیک شده و اکنون در قرن حاضر به زمین می نشینند و زندگی مردم را دچار اختلال کرده است؛ این نکته به آن معناست که زندگی ما چه بخواهیم و چه نخواهیم تحت تاثیر نسلهای گذشته است. نماز یک فریضه و امانت است که نسل به نسل بدست ما رسیده است و نسل بشر باید خودشان آن را به نسلهای بعدی منتقل کنند. تنها در سه آیه در قرآن ، فردی به خانواده اش به نماز امر و توصیه میکند. یکی پیامبر اسماعیل و دیگری پیامبر محمد و دیگری لقمان.

[19:55] وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَوةِ وَالزَّكَوةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا
[19:55] او به خانواده اش سفارش مي كرد تا نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آورند و زكات (انفاق واجب) را بدهند؛ او مورد قبول پروردگارش بود.


جالب است که پیروان این سه ، توانستند نماز را در بین خودو نسلهای بعدی منتقل کنند و یا حداقل ظاهر آن را حفظ کنند. اسماعیل به عنوان پدر اعراب جاهلیت که اعراب جاهلیت نماز بجا می آوردند (البته با کلمات غلط)؛ لقمان هم نماینده انسانهای آزاده در تمام جهان که بعضی افراد در اقصی نقاط جهان هنوز نماز بجا می آورند و دیگری پیروان پیامبر محمد که توانستند ظاهر نماز را زنده نگهدارند. با این اوصاف این ادعا که حدیث و سنت نماز را حفظ کرده است؛ بسیار خنده دار است. زیرا حدیث و سنت خودش را نتوانسته است حفظ کند و پر است از تضاد و اختلاف. این انسانهای آزاده در هر دینی هستند که نماز را به نسلهای بعدی منتقل کردند و نه حدیث و سنت.
"

يه هفته پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" بنابراین حدیث و سنت هیچ نقشی در حفظ نماز نداشته و ندارند و حتی میتوان گفت که نماز ها را ضایع کرده اند. مثلا طالبان با اجرای حدیث و سنت؛ باعث میشوند که دیگر کسی کودکانش را به نماز و اسلام دعوت نکند و ده بیست سال دیگر ، تعداد کسانی که نماز بجا می آورند ؛ آنچنان کم شوند که بکلی نماز گم شود. آنموقع دیگر چه اهمیتی دارد که نماز در حدیث باشد یا نباشد؟! آنموقع دیگر حدیث و سنت زهر خودش را ریخته است.
مسیحیان نمازها را گم کرده اند و اگر هم در کتابهایشان طریقه نماز هم باشد؛ دیگر بیفایده ست و عملا بود و نبودش یکسان است.
"

يه هفته پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" خدا به پیامبر دستور میدهد که وامر اهلک بالصلوهَ (خانواده ات را به نماز امر کن) . همچنین اسماعیل خانواده اش را به نماز امر میکند. در اینجا امر کردن، فقط به معنای دستور دادن نیست؛ بلکه به معنای حفظ کردن هم است. یعنی نماز باید در سطح خانواده ها حفظ شود. دقیقا به همین دلیل طریقه انجام نماز بطور کلی و مرحله به مرحله در قرآن نیامده است. حفظ نماز ، خودش رکنی از ارکان نماز است.

وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿۳۴﴾
و كسانى كه بر نمازشان مداومت مى ‏ورزند (۳۴)

حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ ﴿۲۳۸﴾
بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد و خاضعانه براى خدا به پا خيزيد (۲۳۸)


ما بخواهیم نخواهیم، تحت تاثیر نسل گذشته قرار داریم. کاری که آنها کردند، زندگی ما را هم تحت تاثیر قرار داده است. نوشتن کتابهای حدیث و سنت و خلق یک منبع دیگر در کنار قرآن، در قرن بیست و یکم داره آثار خودش را نشان میدهد و خاورمیانه را بهم ریخته است. حدیث و سنت مثل تیری بودند که قرن سوم پرتاب شده و دارد در قرن 20 و 21 فرود میاید و روی زندگی مردم تاثیرگذار است. نماز در مقابل تمام این تیرها قرار دارد. مشرکان قریش از نوادگان اسماعیل بوده اند. خدا در مورد اسماعیل میگوید که :

[19:55] وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَوةِ وَالزَّكَوةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا
[19:55] او به خانواده اش سفارش مي كرد تا نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آورند و زكات (انفاق واجب) را بدهند؛ او مورد قبول پروردگارش بود.


اسماعیل خانواده اش را به نماز سفارش میکرد و به آنان یاد میداد. به همین خاطر مشرکان زمان پیامبر تا حدی نماز را همچنان اجرا میکردند. نماز چیزی نیست که نوشته شود، بلکه باید حفظ شود. حفظ نماز خودش جزو نماز است و در طول زمان اگر حفظ شود، به عنوان یک نماز واقعی است. مسیحیان و یهودیان نمازها را گم کردند. به این معنا نیست که طریقه نماز در تورات و انجیل نیست. بلکه اگر هم باشد، بیفایده ست. زیرا عملا بجا آورده نمیشود.

فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا ﴿۵۹﴾
آنگاه پس از آنان جانشينانى به جاى ماندند كه نماز را تباه ساخته و از هوسها پيروى كردند و به زودى [سزاى] گمراهى [خود] را خواهند ديد (۵۹)


خدای حکیم بجا نیاوردن نماز را در آیه بالایی اضاعه نماز یا ضایع کردن نماز می نامد. خدا میتوانست بگوید نماز را نخواندند. حتی در مبحث برگزاری نماز، خدا لفظ قرائت و تلاوت را برای نماز بکار نمی برد، بلکه از لفظ اقامه به معنای بجاآوردن استفاده مینماید. نماز چیزی نیست که نوشته شود. ماهیت آن نوشتنی نیست؛ بلکه بجاآوردنی و عملی است. خیلی از نسل جوان مسلمان ما، اکنون نماز بجا نمی آورند و تعداد زیادی هم نمازها را خراب کرده اند و نام غیر خدا را در آن وارد کرده اند و خالصانه برای خدا بجا آورده نمیشود و این یعنی حفظ نکردن نماز. یکی از دلایل حفظ نشدن نماز، خود کتابهای حدیث و سنت هستند. آنان با وارد نمودن جزئیات اضافی در نماز، باعث فوت و ضایع نمودن نماز شدند. مثلا نماز تراویح که حدود نیم ساعت تا یک ساعت طول میکشد؛ عملا نماز را به قرائت قرآن تبدیل کرده است و معنا و مفهوم نماز را از بین برده است. خدای مهربان بین نماز اقامه کردن و قرائت قرآن فرق قائل میشود.

إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ ﴿۲۹﴾
در حقيقت كسانى كه كتاب خدا را مى‏ خوانند و نماز برپا مى دارند و از آنچه بديشان روزى داده‏ ايم نهان و آشكارا انفاق مى كنند اميد به تجارتى بسته‏ اند كه هرگز زوال نمى ‏پذيرد (۲۹)


در آیه بالایی 1-تلاوت قرآن،2- اقامه نماز ،3- انفاق هرکدام یک امر جداگانه هستند و هرکدام نقش خودشان را دارند. بنابراین نماز تراویح که ترکیب اولی و دومی است؛ نماز را از هدف واقعی خویش دور میکند.

الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ ﴿۲۳﴾
همان كسانى كه بر نمازشان پايدارى مى كنند (۲۳)

وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿۳۴﴾
و كسانى كه بر نمازشان مداومت مى ‏ورزند (۳۴)

الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵﴾
كه از نمازشان غافلند (۵)

الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿۲﴾

همانان كه در نمازشان فروتنند (۲)


"

يه هفته پيش

asad39 به سرنگار افراطی گری پاسخ داد.
" برای فهم دقیق نماز لطفا جملات زیر را با دقت بخوانید. تصور کنید در طول روز مشغول انجام کارهایی هستید. رانندگی می کنید. مطالعه می کنید. مشغول تفکر در مورد یک موضوع هستید. تفریح می کنید. غذا می خورید. فیلم نگاه می کنید. خیابان گردی می کنید. پیاده روی می کنید و یا مشغول درس خواندن هستید و یا یک آزمایش علمی انجام می دهید و یا قرآن را قرائت می کنید، و یا تجارت می کنید و ...
دراینجا منفی بودن و یا مثبت بودن این امور مهم نیستند. حتی ممکن است که مشغول قرائت قرآن باشید. نماز یعنی قطع این امور و ذکر خدا بمدت دو سه دقیقه. در این دو سه دقیقه فقط باید بخدا فکر کنید و کلمات مخصوصی که ثابت شده هستند مثل سوره فاتحه و الله اکبر و سبحن ربی الاعلی و ... طی قیام، سجده و رکوع را بگویید. باید بدانید که دارید چی میگوئید. نباید مثل طوطی تکرار شود. باید در این دو دقیقه خدا را مخاطب قرار دهید و فقط و فقط برای او باشد. حتی امور مهمی مثل قرائت قرآن و تفکر در آیات خدا هم باید قطع شوند و نماز بجا آورده شود.
نماز برای این است که بشریت در هیچ امری غرق نشود. خدا مخالف تفریح، مطالعه، تجارت و... نیست. اما جهت بهبود روح بشر، نیاز است که این امور در طول شبانه روز 5 بار قطع شوند و در این 5 بار به فقط خدا پرداخته شود. تمام انحرافات و منکرات و کارهای بد از همین عدم تقطیعها سرچشمه می گیرد. اگر ترمزی برای افکار، تفریحات، مطالعه، وبگردی، تجارت و ... نباشد، بشر در آن غرق میشود. امور فحشاء و منکر از همین روزنه ها و پیوستگی های مداوم در زندگی پیش می آید. بعضی از مردم فکر می کنند که نماز محل تفکرات است. ولی برعکس نماز برای قطع نمودن تفکرات و اعمال روزمره ست و محدود شدن تفکر بخدا. در نماز فقط با خدا گفتگو میشود و لاغیر. در نماز تمام افکار قطع نمیشود بلکه تمام تفکر به خدا معطوف میشود.
"

يه هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:58PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2021 DragonByte Technologies Ltd.