بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 73
  1. nasr12
    Tuesday 28 April 2020
    nasr12
    در دیداری که مرحوم علامه جعفری با مرحوم علامه عسکری رضوان الله تعالی علیهما داشتند اول سوالی که علامه عسکری بدون مکث از ایشان کردند این بود که شما چرا مثنوی را شرح کردی؟!

    ایشان‌گفت من ۵۰۰۰ روایت شیعه را بین این شرحم قرار دادم هر کس بخواهد این شرح را بخواند این روایات را هم لا جرم می خواند.

    علامه عسکری فرمودند: حل شد‌.

    ادامه
  2. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  3. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  5. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  9. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  10. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 5 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Sunday 7 June 2020
10:40AM - عبدالعلی69 از fatem در ج: ***ارتحال عبدالعظیم حسنی تسلیت *** نام برد
...بدالعظیم fatemyeh_ValiAsr
Thursday 19 March 2020
07:23AM - عبدالعلی69 از Fari در ج: شهادت وجود مقدس موسی بن جعفر علیهما السلام تسلیت نام برد
...borrhan2 @dinclass Fariadras
Sunday 13 October 2019
07:56AM - عبدالعلی69 از kha در ج: لبیک یا حسین علیک سلام الله وصلوات الله نام برد
:smile07::smile07::smile...
Tuesday 17 September 2019
11:22PM - عبدالعلی69 از velayat در علت منع لعن یزید؛ تا به کودتاگران سقیفه نرسه نام برد
...ر از کانال velayat_beraat) https://u...
Tuesday 21 May 2019
05:56AM - عبدالعلی69 از fatem در ج: کریم آل الله امام ثار الله نام برد
...::smile07::smile07: fatemyeh_ValiAsr
Friday 18 January 2019
02:52PM - عبدالعلی69 از Hussein در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...قه_کبری ؟! HusseinWahid
02:51PM - عبدالعلی69 از Hussein در ج: یا علی نام برد
...قه_کبری ؟! HusseinWahid
Friday 2 February 2018
03:24PM - عبدالعلی69 از info در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
... بفرمایید. info_feghahat http://th...
03:24PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
...جره فقاهت hojre_feghahat
Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...

نقل قول

Thursday 17 June 2021
10:00AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
خدای بی واسطه دکان...
Tuesday 15 June 2021
02:43PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
https://www.aparat.com/v/7duTc/%D8...
Saturday 12 June 2021
06:41PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ...
Friday 11 June 2021
10:44PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید نقل کرد
اونایی که تاپی...
Saturday 5 June 2021
12:37PM - asad39 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید نقل کرد
بچه مزلف چن تا نقطعه ا...
Saturday 29 May 2021
10:25PM - علوی گفتاری از عبدالعلی69 در ج: انکار شرک نقل کرد
پندی که شما از ابا گرا...
05:47AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
ای کاش بجای خنده که...
Thursday 27 May 2021
08:53PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید نقل کرد
آدمیزاد فکر می...
01:03PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید نقل کرد
قبلا که آدم و ح...
Sunday 23 May 2021
11:41AM - asad39 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید نقل کرد
خیلی خری که هنوز فرق ا...
Saturday 22 May 2021
03:45PM - asad39 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید نقل کرد
بیت الله که داریم نفخ...
12:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید نقل کرد
اگر آل دارد حتم...
09:08AM - asad39 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید نقل کرد
:smile21::smile21::smile21::smile21::sm...
05:15AM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید نقل کرد
اگر معتقد باشی ...
05:14AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
فَأْتُوا بِكِتَاب...
05:12AM - عبدالعلی69 گفتاری از asad39 در ج: انکار شرک نقل کرد
نکته ای که در ا...
Thursday 20 May 2021
07:51PM - asad39 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید نقل کرد
ما سالهاست ارزوی مردن...
Tuesday 18 May 2021
08:04PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
یک معیاربی همتا بر...
06:34PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: لحظه‌ای سنگین‌تر از آسمانها و زمین نقل کرد
موضوع را عوض نکن حا...
Monday 10 May 2021
08:26PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
جناب حسین شما بگو م...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید پاسخ داد.
"
داستانی واقعا خواندنی از کرامت شمس الشموس حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام)
در جلد اول كرامات رضويه ص 182، و دارالسلام نوري نقل مي كند كه يكي از موثقين اهل گيلان گفت:
سفري به هند كردم و شش ماه در شهر بنگاله توقف و در سرايي، حجره اي براي تجارت، اجاره كردم.
در آن سرا، پهلوي حجره ام غريبي با دو پسرانش در آنجا به سر مي برد كه هميشه ملول و افسرده خاطر بود و گاهي هم صداي گريه و ناله اش به گوش مي رسيد؛ يك روز بعد به فكر افتادم كه نزد او رفته، علت حزن و اندوه و گريه اش را بپرسم، وقتي نزد او رفتم، ديدم حالت ضعف به او دست داده است.
بدو گفتم: مي خواهم علت حزن و اندوهت را بدانم. او در جواب گفت: علتش بر اثر اتفاقي است كه در زندگي براي من روي داده است كه شرحش اين است:
در دوازده سال قبل مال التجاره اي تهيه نمودم و به عزم تجارت بر كشتي سوار شدم و كشتي بيست روز در حركت بود؛ ناگاه باد تندي وزيد و هم مال و مسافران كشتي را غرق كرد؛ من در ميان دريا دل به مرگ نهادم تا اينكه خود را به تخته ای بند كردم و باد مرا به چپ و راست مي برد تا به حكم قضاي الهي آن تخته ، مرا از كام نهنگ رهانيده، به جزيره اي رسانيد و موج مرا به ساحل انداخت؛ همينكه از مرگ نجات يافتم، سجده ي شكر كردم؛ و مدت يكسال در ميان جزيره اي بسيار باصفا و خالي از بني آدم زندگي كردم و شبها از ترس درندگان، روي درخت به سر بردم. روزي به قصد وضو ساختن در كنار درختي - كه آب باران دور آن جمع شده بود - رفتم؛ ناگهان عكس زني زيبا را در آب ديدم و با تعجب سر بلند كرده، زني را لخت و عريان در بالاي درخت ديدم وقتي متوجه ي نگاه من شد گفت: اي مرد! از خدا و پيامبرش شرم نمي كني كه به من نظر مي افكني؟ من از شرم، سر به زير انداخته، گفتم: تو رابه خدا! بگو! از فرشتگاني يا از پريان؟
گفت: من انسانم، كه سرنوشت، مرا بدينجا كشانده است و پدرم ايراني است؛ در سفري كه با كشتي به هند مي رفت كشتي ما غرق شد و من در اين جزيره افتادم و اكنون سه سال است كه در اينجا مانده ام.
پس از شنيدن سخنان آن زن، جريان خود را براي او نقل كردم و در پايان گفتم: خوب است كه به عقد من درآيي تا زن و شوهر شويم او سكوت كرد و من سكوتش را موجب رضايت دانستم و صورتم را از او برگرداندم؛ او نيز از درخت به زير آمد و او را به عقد خود درآوردم.
خداي تعالي بر بيكسي ما ترحم نمود و دو پسر به ما عنايت كرد كه هر دو در مقابل شما هستند؛ اما پيشامدي سبب شد كه ما از آن زن جدا شويم؛ و اين حزن و اندوه من براي فراق مادر بچه هاست كه شرحش اين است:
ما، در آن جزيره، به ديدار اين دو پسر خشنود بوديم؛ اما برهنه و با موهاي بلند و بسيار بد منظر، به سر مي برديم.
روزي همسرم گفت: كاش! لباسي مي داشتيم و از اين رسوايي رها مي شديم؛ پسران، چون سخن مادر را شنيدند گفتند: مگر بغير از اين وضع به گونه اي ديگر هم مي توان زندگي كرد؟
مادر گفت: آري. خداي تعالي شهرهاي بزرگ و پرجمعيت آفريده است كه مردم آن از غذاهاي لذيذ و خوشمزه و لباسهاي زيبا استفاده مي كنند؛ ما هم قبل از اينكه بدين جزيره بيفتيم، در آنجا بوديم؛ ولي سفر دريا و شكستن كشتي موجب شد كه باز هم با توجه به عنايت خداي تعالي به وسيله ي تخته سنگي خود را نجات دهيم و بدينجا بيفتيم.
پسران مشتاقانه گفتند: اگر چنين است چرا به وطن باز نمي گرديد. مادر گفت: چون دريا در پيش است و عبور از دريا بدون كشتي ممكن نيست و اينجا هم كه كشتي نيست كه ما به وسيله ي آن از دريا عبور كرده؛ به زادگاه خود برگرديم.
پسران گفتند: ما خود كشتي مي سازيم و با اصرار، كمك فكري خواستند، تا كشتي بسازند؛ مادر چون اصرار ايشان را ديد، به درخت بزرگي كه در آن نزديكي افتاده بود اشاره كرد و گفت، اگر بتوانيد، وسط اين درخت را بتراشيد و خالي كنيد شايد به خواست خداوند بتوانيم، در داخل آن نشسته، خود رابه جايي برسانيم.
پسران با شنيدم سخنان مادر، خوشحال شدند و با شوق تمام به طرف كوهي - كه در آن نزديكي بود - رفتند و سنگهاي سر تيزي كه مثل تيشه ي نجاري بود پيدا كرده، آوردند و خود را براي خالي كردن درخت آماده نمودند.
پسران مدت شش ماه با كار مداوم توانستند وسط درخت را خالي كرده، آن را به صورت كشتي كوچكي در آورند - كه دوازده نفر در آن بتوانند نشست.
ما نيز به داشتن چنين پسراني كاري، خوشحال بوديم؛ در اين هنگام به فكر جمع كردن عنبر اشهب - كه مومي از عسل مخصوص بود - افتاديم زيرا در آن جزيره كوه بسيار بلندي بود كه پشت آن كوه، جنگلي قرار داشت كه تمام اشجارش ميخك بود و زنبوران عسل، از شكوفه هاي ميخك مي خوردند و بر قله آن كوه، عسل مي ساختند و در موقع باران عسل، شسته مي شد و از كوه فرو مي ريخت؛ و شربت آن نصيب ماهيان دريا مي شد و مومش را - كه عنبر اشهب نام داشت و در پايين كوه باقي مي ماند - در كشتي گذاريم و با خود ببريم.
در حدود صد من ازشهب) جمع آوري كرديم و با آن مومها در كشتي حوضي در يك طرف كشتي ساختيم و ظرفهايي تهيه كرديم و با آن ظرفها آب شيرين آشاميدني

آورده، حوض را پرآب نموديم.
و براي خوراك نيز چوب چيني - كه ريشه اي است كه در آن جزيره فراوان بود - تهيه كرديم و در كشتي نهاديم؛ دو ريسمان محكم از ريشه ي درختان بافتيم و يك سر كشتي را به ريسمان و سر ديگرش را به ريسماني ديگر و بعد سر هر دو ريسمان را به درخت بزرگي بستيم، چون كارها تمام شد، در انتظار فرا رسيدن مد دريا نشستيم. مد دريا رسيد؛ و آب، زياد شد و كشتي ما روي آب قرار گرفت؛ ما در حال خوشحالي حمد خداي تعالي رابه جا آورديم و بر كشتي سوار شديم با كمال تعجب ديديم كشتي حركت نمي كند علتش هم اين بود كه وقتي سر ريسمان را به درخت بسته بوديم قبل از سوار شدن بايستي باز مي كرديم؛ ولي ما از باز كردن آن غفلت كرده بوديم.
يكي از پسران خواست پياده شده، ريسمان را باز كند كه مادر جلوتر از او خود را به آب انداخت و سر ريسمان را باز كرد؛ ناگهان موج دريا يكباره سر ريسمان را از دستش ربود و كشتي به سرعت به حركت در آمد و ميان دريا رسيد؛ و مادر در جزيره ماند و هر چه فرياد زد و گريه و زاري كرد و اين طرف و آن طرف دويد؛ سودي نبخشيد و كشتي از او دورتر شد. چون نااميد شد بالاي درختي رفت و با ناله و حسرت به شوهر و فرزندانش نگاه مي كرد و اشك مي ريخت ما بالأخره از نظرش دور شديم.
پسران هم كه از مادر نااميد شدند گريه و زاري بسيار كردند و اشك ريختند و اشك آنان نمكي بود كه بر زخمهاي دل ريش و آزرده ام پاشيده مي شد؛ ولي همينكه به ميان دريا رسيديم خوف دريا آنان را فرا گرفت و ساكت شدند.
كشتي ما، هفت روز در حركت بود تا بالأخره به ساحل رسيد و فرود آمديم و از آنجا كه همه برهنه بوديم شرم داشتيم كه به جايي برويم، ديري نپاييد كه شب فرا رسيد؛ من بالاي بلندي رفته، نگاه كردم با روي شهر و روشني آتشي را از دور ديدم؛ پسران را در آنجا گذاره، خود با نشانه ي همان آتش، رو به راه نهادم تا به خانه اي - كه درگاهي عالي داشت - رسيدم؛ در را كوبيدم. مردي - كه بظاهر معلوم بود از بزرگان يهود است - بيرون آمد؛ من قدري از عنبر اشهب بدو دادم و در مقابل، چند جامه و فرشي را از او گرفتم و بازگشتم تا خود را به فرزندانم برسانم. چون نزد فرزندان رسيدم، لباس بر آنان پوشاندم و صبح با هم وارد شهر شديم و در كاروانسرايي حجره اي گرفتيم و شبها جوالي برداشته، مي رفتيم و عنبرهايي كه در كشتي داشتيم مي آورديم. وقتي تمام آنها را آورديم، از پول آنها وسايل زندگي تهيه كرديم و اكنون قريب يكسال است كه با پسرانم در اينجا به سر مي بريم و بظاهر تاجرم؛ ولي شب و روز از دوري آن زن و بيكسي و بيچارگي او در حزن و اندوهم.

از شنيدن اين سخنان چنان رقت، مرا فرا گرفت كه بي اختيار اشكهايم جاري شد و به او گفتم: اگر خود را به آستان قدس امام رضا عليه السلام برساني و درد دل خود را به آن حضرت بگويي اميد است كه دردت علاج شود و از ناراحتي بيرون آيي! زيرا هر كه تا به حال آن حضرت پناهنده شده، به مقصود خود رسيده است.
سخن من، در او مؤثر واقع شد و با خداي تعالي پيمان بست كه از روي اخلاص، قنديلي از طلاي خالص ساخته، پياده به آستان قدس امام علي بن موسي الرضا عليه السلام مشرف شود و همسر خود را از آن حضرت بخواهد.
همان روز طلاي خوبي تهيه كرد و قنديلي ساخت و با دو پسر خود در كشتي نشست و رو به راه نهاد و پس از پياده شدن از كشتي، بيابان را پيمود تا به مشهد مقدس رسيد؛ در شب همان روزي كه وارد شد. متولي، حضرت رضا عليه السلام را در خواب ديد كه به او فرمود: فردا شخصي به زيارت ما مي آيد بايد از او استقبال كني.
صبحگاهان متولي با جمعي از صاحب منصبان از شهر به استقبال او رفتند. و آن مرد و پسرانش را با احترام تمام وارد كردند و در منزلي كه براي آنان تدارك ديده بودند سكني دادند. و قنديلي را هم كه آورده بود در محل مناسبي نصب نمودند.
آن مرد غسل كرد و به حرم مطهر مشرف و مشغول زيارت و دعا خواندن شد چند ساعتي كه از شب گذشت، خدام حرم، مردم را به خاطر بستن در بيرون كردند و فقط او را در آنجا گذاشته، درها را بستند و رفتند.
او وقتي حرم را خلوت ديد در مقابل قبر مطهر به تضرع و زاري و درد دل گفتن پرداخت و گفت: من آمده ام و زوجه ام را مي خواهم در همان حال تضرع بود تا دو ثلث از شب گذشت؛ ناگاه حالت خستگي و ضعفي به او دست داد و سر به سجده نهاد و چشمانش به خواب رفت؛ ناگهان شنيد كه يك نفر مي گويد: برخيز! سر برداشته، نگاه كرد و ديد وجود مقدس امام علي بن موسي الرضا عليه السلام است كه مي فرمايد: همسرت را آورده ام و اكنون بيرون حرم است از جا بلند شو و او را ملاقات كن.
گفت: عرض كردم: فدايت شوم، درها بسته است چگونه بروم؟ فرمود: كسي كه همسرت را از راه دور تا اينجا آورده است درهاي بسته را هم مي تواند بگشايد.
گفت: از جا برخاسته، بيرون رفتم و ناگاه چشمم به همسرم افتاد و او را وحشتناك به همان هيأتي كه در جزيره بود ديدم و يكديگر را در آغوش گرفتيم؛ از او پرسيدم: چگونه بدينجا آمدي؟
گفت من از درد فراق و بسياري گريه، مدتي به درد چشم مبتلي شده بودم؛ يك شب در حالي كه در جزيره نشسته بودم و از شدت درد چشم مي ناليدم؛ ناگاه شخصي نوراني پيدا شد - كه از نور رويش تمام جاها روشن بود - دست مرا گرفت و فرمود: چشمانت را بر هم گذار! من چشمانم را بر هم نهادم، ديري نپاييد كه چشمانم را گشودم و خود را در اينجا ديدم - آن مرد همسر خود را نزد پسران برد و به اعجاز امام علي بن موسي الرضا عليه السلام به وصال مادر رسيدند و مجاورت قبر حضرت رضا عليه السلام را اختيار نمودند تا از دنيا رفتند.
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=139659&page=5
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار میلاد با سعادت سلطان دین و ماسوی ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التیحة والسلام تهنیت پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
میلاد با سعادت سلطان دین و ماسوی ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التیحة والسلام بر سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات یگانه رضا شناس ماسوی بقیة الله الأعظم حجة بن الحسن المهدی وعجل الله تعالی فرجه الشریف تهنیت
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
ودهه کرامت تولد باسعادت اخت الرضا کریمه آل الله علیها سلام الله بر موالیانش مبارک باد

یا علی بن موسی الرضا
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یاعلی صلوات الله وسلام الله علیک
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
بَابٌ فِيهِ نُكَتٌ وَ نُتَفٌ مِنَ التَّنْزِيلِ فِي الْوَلَايَة

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص435

92- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ مَنْ أَعْرَضَ‏ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً «9» قَالَ يَعْنِي بِهِ وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قُلْتُ‏ وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏ قَالَ يَعْنِي أَعْمَى الْبَصَرِ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى الْقَلْبِ فِي الدُّنْيَا عَنْ وَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه اسلام قَالَ وَ هُوَ مُتَحَيِّرٌ فِي الْقِيَامَةِ يَقُولُ- لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً
______________________________
(9) الحجّ: 124.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 436
قالَ كَذلِكَ‏ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها قَالَ الْآيَاتُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام - فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ‏ الْيَوْمَ تُنْسى‏ يَعْنِي تَرَكْتَهَا وَ كَذَلِكَ الْيَوْمَ تُتْرَكُ فِي النَّارِ كَمَا تَرَكْتَ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام فَلَمْ تُطِعْ أَمْرَهُمْ وَ لَمْ تَسْمَعْ قَوْلَهُمْ قُلْتُ‏ وَ كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ‏ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقى‏ قَالَ يَعْنِي مَنْ أَشْرَكَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام غَيْرَهُ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآيَاتِ رَبِّهِ وَ تَرَكَ الْأَئِمَّةَ مُعَانَدَةً فَلَمْ يَتَّبِعْ آثَارَهُمْ وَ لَمْ يَتَوَلَّهُمْ قُلْتُ‏ اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ‏ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ «1» قَالَ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السام قُلْتُ‏ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ «2» قَالَ مَعْرِفَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ الْأَئِمَّةِعلیهم السلام - نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ‏ قَالَ نَزِيدُهُ مِنْهَا قَالَ يَسْتَوْفِي نَصِيبَهُ مِنْ دَوْلَتِهِمْ- وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ‏ قَالَ لَيْسَ لَهُ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ مَعَ الْقَائِمِ نَصِيبٌ.
بَابٌ فِيهِ نُتَفٌ وَ جَوَامِعُ مِنَ الرِّوَايَةِ فِي الْوَلَايَة
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى ؛ ج‏2 ؛ ص317


92-
ابو بصير گويد: امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل: «هر كه از ياد من رو بگرداند زندگيش تنگ است- 124 سوره 20-» فرمود: مقصود از آن (ياد من) امير المؤمنين عليه السلام است.
عرضكردم: «او را روز قيامت كور محشور كنيم» فرمود: يعنى كور ديده در آخرت، كور دل در دنيا از ولايت امير المؤمنين عليه السلام و او در قيامت سرگردانست و ميگويد: «چرا مرا كه بينا بودم، كور محشور كردى؟ گويد آنچنان كه آيات ما سوى تو آمد و آنها را فراموش كردى- 122-» فرمود:
آيات ائمه عليهم السلام‏اند «كه تو آنها را فراموش كردى، همچنان امروز فراموش ميشوى» يعنى همچنان كه آنها را رها كردى، امروز در آتش رها مى‏شوى، چنان كه ائمه عليهم السلام را رها كردى و امرشان را اطاعت نكردى و گفتارشان را نشنيدى.
عرضكردم: «و اين چنين جزا ميدهيم هر كس را كه زياده روى كرده و بآيه‏هاى پروردگارش ايمان نياورده، همانا عذاب آخرت سخت‏تر و پايدارتر است- 123-» فرمود: يعنى كسى كه در ولايت امير المؤمنين عليه السلام ديگرى را شريك كند و بآيات پروردگارش ايمان نياورد و ائمه عليهم السلام را از روى دشمنى رها كند و از آثارشان پيروى نكند و دوستشان ندارد.
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 318
عرضكردم: «خدا بكار بندگان خود دقيق‏تر [مهربانتر] است، هر كه را خواهد روزى دهد؟
- 19 سوره 42-» فرمود: يعنى ولايت امير المؤمنين عليه السلام.
عرضكردم: «هر كس كشت آخرت خواهد؟» فرمود: يعنى معرفت امير المؤمنين عليه السلام و ائمه «در كشتش بيفزائيم» فرمود: يعنى معرفتش را بيفزائيم، تا بهره خود را از دولت ائمه دريافت كند «و هر كه كشت دنيا خواهد، از دنيا باو دهيم و در آخرت او را بهره‏ئى نيست- 20-» فرمود: يعنى براى او از دولت حق با امام قائم بهره‏ئى نيست.
در روايات برگزيده و كلى راجع بولايت‏
1-كلينى، محمد بن يعقوب - مصطفوى، سيد جواد، أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، 4جلد، كتاب فروشى علميه اسلاميه - تهران، چاپ: اول، 1369 ش.
......................
.....................
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏5 ؛ ص317
باب النوادر
53- أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ مَنْدَلِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَنَزِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُطَرِّفٍ عَنْ مِسْمَعٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم ‏ إِذَا غَضِبَ اللَّهُ عَلَى أُمَّةٍ وَ لَمْ يُنْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ غَلَتْ أَسْعَارُهَا وَ قَصُرَتْ أَعْمَارُهَا وَ لَمْ تَرْبَحْ تُجَّارُهَا وَ لَمْ تَزْكُ ثِمَارُهَا وَ لَمْ تَغْزُرْ أَنْهَارُهَا «3» وَ حُبِسَ عَنْهَا أَمْطَارُهَا وَ سُلِّطَ عَلَيْهَا شِرَارُهَا.كلينى،
محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

امیرالمومنین علیه السلام فرمود که پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرمود ؛
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آنها عذاب نازل نكند ، قيمت ها در ميان آنان بالا مى رود ، آبادانى اش كاهش مى يابد ،‌ بازرگانانش سود نمى برند ، ميوه هايش رشد نمى كنند ، جوى هايش پُر آب نمى گردند ، باران بر آن فرو نمى بارد ، و بَدترینشان بر آنان سلطه مى يابد.

"

3 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار قبلة العارفین پاسخ داد.
" یا علی "

3 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"
یا علی
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

زيارت حضرت ولیّ عصر إمام زمان أرواحنا لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الفِداء در روز جمعه ؛

السَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللهِ فى أرْضِهِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللهِ فى خَلْقِهِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللهِ الَّذى يَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَن الْمُؤْمِنينَ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ أيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخائِفُ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ أيُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَياةِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الأمْرِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ ، أنـَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُوليكَ و أُخْراكَ ، أَتَقَرَّبُ إلَى اللهِ تَعالى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ ، وَ أنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى يَدَيْكَ ، وَ أسْئَلُ اللهَ أنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ يَجْعَلَنی مِن الْمُنْتَظِرينَ لَكَ ، وَ التّابِعينَ وَ النّاصِرينَ لَكَ عَلى أعْدائِكَ ، وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فى جُمْلَةِ أوْلِيائِكَ ، يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ الله عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ ، هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ ، وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيه ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلى يَدَيْكَ ، وَ قَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ ، وَ أنَا يا مَوْلاىَ فيهِ ضَيْفُكَ وَ جارُكَ ، وَ أنْتَ يا مَوْلاىَ كَريمٌ مِنْ أوْلادِ الْكِرامِ ، وَ مَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَ الإجارَةِ ، فَأضِفْنى وَ أَجِرْنى ، صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَ عَلى أهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ .
اللَّـهُمَّ اِنّا نَشْكوُ إلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنا ، وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنا ، وَ قِلَّةَ عَدَدِنا ، وَ شِدّةَ الْفِتَنِ بِنا ، وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِهِ ، وَ أعِنّا عَلی ذلِكَ بِفَتْح مِنْكَ تُعَجِّلُهُ ، وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ ، وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ ، وَ سُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ ، وَ رَحْمَةٍ مِنْكَ تَجَلِّلُناها ، وَ عافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها ، بِرَحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمينَ.

خدايا از نبودِ پيامبرمان كه درودهای تو بر او و خاندانش ،
و از ناپيدائیِ إماممان ،
و بسياریِ دشمنانمان ،
و كمیِ نفراتمان ،
و سختیِ فتنه ها واردِ بر ما ،
و از جريانِ زمان بر زيانمان ،
به درگاه تو شكْوِه میآوريم ،
پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و ما را در برابرِ همه این مصیبتها ياری فرما ، به گشايشی از جانب خود كه زود برسانی ، و بدحالی كه برطرف كنی ، و پيروزی با عزّت برايمان قرار دهی ، و سلطنت حقی كه آشكارش فرمائی ، و به رحمتی كه از سويت ما را فرا گيرد ، و به سلامتی كاملی كه از جانبت ما را بپوشاند ، ای مهربانترين مهربانان.
يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَريهُ قَريباً ، بِرَحْمَتِـكَ يـا أرْحَمَ الرّاحِمينَ ، اَلْعَجَلَ اَلْعَجَلَ يا مَوْلایَ يا صاحِبَ الزَّمانِ.

خدايا اين اندوه را از اين امّت به حضور آن حضرت برطرف كن ،
و در ظهورش برای ما شتاب فرما ، كه ديگران ظهورش را دور می بينند ، و ما نزدیک.
تعجيل کن و شتاب فرما ای مولایِ من ای صاحب الزمان ، تعجيل کن و شتاب فرما ای مولایِ من ای صاحب الزمان.

"

4 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا علی
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

زيارت حضرت ولیّ عصر إمام زمان أرواحنا لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الفِداء در روز جمعه ؛

السَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللهِ فى أرْضِهِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللهِ فى خَلْقِهِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللهِ الَّذى يَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَن الْمُؤْمِنينَ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ أيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخائِفُ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ أيُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَياةِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الأمْرِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ ، أنـَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُوليكَ و أُخْراكَ ، أَتَقَرَّبُ إلَى اللهِ تَعالى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ ، وَ أنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى يَدَيْكَ ، وَ أسْئَلُ اللهَ أنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ يَجْعَلَنی مِن الْمُنْتَظِرينَ لَكَ ، وَ التّابِعينَ وَ النّاصِرينَ لَكَ عَلى أعْدائِكَ ، وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فى جُمْلَةِ أوْلِيائِكَ ، يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ الله عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ ، هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ ، وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيه ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلى يَدَيْكَ ، وَ قَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ ، وَ أنَا يا مَوْلاىَ فيهِ ضَيْفُكَ وَ جارُكَ ، وَ أنْتَ يا مَوْلاىَ كَريمٌ مِنْ أوْلادِ الْكِرامِ ، وَ مَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَ الإجارَةِ ، فَأضِفْنى وَ أَجِرْنى ، صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَ عَلى أهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ .
اللَّـهُمَّ اِنّا نَشْكوُ إلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنا ، وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنا ، وَ قِلَّةَ عَدَدِنا ، وَ شِدّةَ الْفِتَنِ بِنا ، وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِهِ ، وَ أعِنّا عَلی ذلِكَ بِفَتْح مِنْكَ تُعَجِّلُهُ ، وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ ، وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ ، وَ سُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ ، وَ رَحْمَةٍ مِنْكَ تَجَلِّلُناها ، وَ عافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها ، بِرَحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمينَ.

خدايا از نبودِ پيامبرمان كه درودهای تو بر او و خاندانش ،
و از ناپيدائیِ إماممان ،
و بسياریِ دشمنانمان ،
و كمیِ نفراتمان ،
و سختیِ فتنه ها واردِ بر ما ،
و از جريانِ زمان بر زيانمان ،
به درگاه تو شكْوِه میآوريم ،
پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و ما را در برابرِ همه این مصیبتها ياری فرما ، به گشايشی از جانب خود كه زود برسانی ، و بدحالی كه برطرف كنی ، و پيروزی با عزّت برايمان قرار دهی ، و سلطنت حقی كه آشكارش فرمائی ، و به رحمتی كه از سويت ما را فرا گيرد ، و به سلامتی كاملی كه از جانبت ما را بپوشاند ، ای مهربانترين مهربانان.
يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَريهُ قَريباً ، بِرَحْمَتِـكَ يـا أرْحَمَ الرّاحِمينَ ، اَلْعَجَلَ اَلْعَجَلَ يا مَوْلایَ يا صاحِبَ الزَّمانِ.

خدايا اين اندوه را از اين امّت به حضور آن حضرت برطرف كن ،
و در ظهورش برای ما شتاب فرما ، كه ديگران ظهورش را دور می بينند ، و ما نزدیک.
تعجيل کن و شتاب فرما ای مولایِ من ای صاحب الزمان ، تعجيل کن و شتاب فرما ای مولایِ من ای صاحب الزمان.

"

4 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا علی
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

زيارت حضرت ولیّ عصر إمام زمان أرواحنا لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الفِداء در روز جمعه ؛

السَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللهِ فى أرْضِهِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللهِ فى خَلْقِهِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللهِ الَّذى يَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَن الْمُؤْمِنينَ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ أيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخائِفُ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ أيُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَياةِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الأمْرِ ،
السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ ، أنـَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُوليكَ و أُخْراكَ ، أَتَقَرَّبُ إلَى اللهِ تَعالى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ ، وَ أنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى يَدَيْكَ ، وَ أسْئَلُ اللهَ أنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ يَجْعَلَنی مِن الْمُنْتَظِرينَ لَكَ ، وَ التّابِعينَ وَ النّاصِرينَ لَكَ عَلى أعْدائِكَ ، وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فى جُمْلَةِ أوْلِيائِكَ ، يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ الله عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ ، هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ ، وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيه ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلى يَدَيْكَ ، وَ قَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ ، وَ أنَا يا مَوْلاىَ فيهِ ضَيْفُكَ وَ جارُكَ ، وَ أنْتَ يا مَوْلاىَ كَريمٌ مِنْ أوْلادِ الْكِرامِ ، وَ مَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَ الإجارَةِ ، فَأضِفْنى وَ أَجِرْنى ، صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَ عَلى أهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ .
اللَّـهُمَّ اِنّا نَشْكوُ إلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنا ، وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنا ، وَ قِلَّةَ عَدَدِنا ، وَ شِدّةَ الْفِتَنِ بِنا ، وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِهِ ، وَ أعِنّا عَلی ذلِكَ بِفَتْح مِنْكَ تُعَجِّلُهُ ، وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ ، وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ ، وَ سُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ ، وَ رَحْمَةٍ مِنْكَ تَجَلِّلُناها ، وَ عافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها ، بِرَحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمينَ.

خدايا از نبودِ پيامبرمان كه درودهای تو بر او و خاندانش ،
و از ناپيدائیِ إماممان ،
و بسياریِ دشمنانمان ،
و كمیِ نفراتمان ،
و سختیِ فتنه ها واردِ بر ما ،
و از جريانِ زمان بر زيانمان ،
به درگاه تو شكْوِه میآوريم ،
پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و ما را در برابرِ همه این مصیبتها ياری فرما ، به گشايشی از جانب خود كه زود برسانی ، و بدحالی كه برطرف كنی ، و پيروزی با عزّت برايمان قرار دهی ، و سلطنت حقی كه آشكارش فرمائی ، و به رحمتی كه از سويت ما را فرا گيرد ، و به سلامتی كاملی كه از جانبت ما را بپوشاند ، ای مهربانترين مهربانان.
يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَريهُ قَريباً ، بِرَحْمَتِـكَ يـا أرْحَمَ الرّاحِمينَ ، اَلْعَجَلَ اَلْعَجَلَ يا مَوْلایَ يا صاحِبَ الزَّمانِ.

خدايا اين اندوه را از اين امّت به حضور آن حضرت برطرف كن ،
و در ظهورش برای ما شتاب فرما ، كه ديگران ظهورش را دور می بينند ، و ما نزدیک.
تعجيل کن و شتاب فرما ای مولایِ من ای صاحب الزمان ، تعجيل کن و شتاب فرما ای مولایِ من ای صاحب الزمان.

"

4 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
خدای بی واسطه دکانهارامی بندد


پروردگار در آیه ۸۱ مریم می فرمایند: سوای الله برای خود خدایانی برگزیدند تا مایه عزتشان شود.

با توجه به اینکه عزت، هم شامل ثروت می شود و هم قدرت. کسانی که برای خدا واسطه سازی می کنتد در حقیقت هدفشان از این کار، بدست آوردن قدرت و ثروت است که همواره و در همه اعصار از طریق تحمیق و تحمیر عوام الناس، یعنی اکثریت غالب مردمان جامعه، حاصل می شود.

اگرچه مردم ما یازده هزار امامزاده را به چشم یازده هزار واسطه می بینند و از آنها تقاضای برآورده کردن نیازهایشان را دارند اما نمیدانند با این کارشان دارند نیازهای سیری ناپذیر کسانی دیگر را برآورده می کنند.

فرعون، بعنوان یک پیشوای مذهبی که داعیه هدایت مردم به سبیل رشاد را داشت، در مواجه با مردم، موسی را مردی گمراه معرفی می کرد که آمده تا دین والای آنها را بر اندازی کند و با جادوگری آنها را از سرزمینشان بیرون نماید.

اما وقتی با موسی و هارون مواجه می شد خطاب به آن دو می گفت: آیا آمده اید تا ما را از آیین پدرانمان برگردانید تا بزرگی و اقتدارد مصر نصیب شما دو نفر شود؟ و این یعنی آنچه باعث اقتدار و بزرگی فرعون شده، اعتقاد مردمش به خدایان، یا بهتر است بگوییم، واسطه های متعدد است و حالا موسی با دعوت مردم به یک خدا می خواهد واسطه ها را از میان بردارد و بدین ترتیب قدرت و ثروت فرعون و متولیان دینش را نابود سازد و کار و کاسبی شان را کساد نماید
این ایه شریفه وکریمه که اورده شده از محکمات قران است یا از متشابهات قران کریم هست ؟،که بوهم مابون زنیم ملحد مشرک کافر از القائات شیطان هست (العیاذ بالله العلی العظیم عما یقول الجاهلون والظالمون المابونین الزنیم ) "

5 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا علی ای یگانه مظلوم ماسوی
یا حسین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
یا علی ای یگانه مظلوم ماسوی
یا حسین
زیارت اربعین از شعائر الهی است

مرحوم آیت الله بهجت
گزارش یک مسلمان انگلیسی از زیارت اربعین

لهجه غلیظ بریتیش و کفش گرانقیمت نایک ای که پایم بود، باعث می شد نگاه ها به من کمی با تعجب و کنجکاوانه باشد. اما همین که چشم در چشم کسی می شدم، لبخند گرمی تحویلم می داد. هر کسی سعی می کرد هر طور که شده، کاری برایم بکند.

مثلا برای اینکه سبک بار باشم، چند دست لباس و اسپری و چند مدل اسنک گذاشته بودم توی کوله ام و آمده بودم. اما هیچ کدام این ها لازم نشد! در مسیر پر بود از چادرهایی که در آن می توانستی غذای گرم بخوری و با تشک و پتوی تمیز و حتی نو، استراحت کنی، حتی یک عده می آمدند و با اصرار می خواستند که اجازه دهی پاهایت را ماساژ دهند.

یک بار از جمعمان دور افتاده بودم که ناگهان یک پیرمرد عرب مرا کشید کنار و نشاند روی صندلی، بدون حرف کفش ها و جورابم را با ملایمت در آورد و یک ظرف آورد که در آن آب گرم و پر از کف بود. آرام روی پاهایم آب می ریخت و ماساژ می داد. از سنش خجالت می کشیدم، اما آنقدر خسته بودم و اینکارش آنقدر به من آرامش می داد که حرفی نمی زدم و گذاشتم کارش را بکند. پیرمرد اشک در چشمانش بود و لبخند می زد به روی من، و مرتب خدا را شکر می کرد که به او توفیق داده پاهای مرا ماساژ بدهد... چند کیلومتر دیگر که رفتم، مردی ایستاده بود و مردم را راهنمایی می کرد که بروند داخل یک چادر بزرگ. نماز عصر را که خواندیم، خواستم بروم بیرون که نگهم داشتند غذا بخورم. یک ساعت قبلش یک ساندویچ فلافل با سس پرتقال خورده بودم و واقعا گرسنه نبودم. اما اصرار کردند که بمانم و کمی بخورم. دویست نفر آدم داخل چادر بود و پنج نفر که خالصانه پذیرایی می کردند و لبخند از لبشان دور نمی شد. مردی که دعوتمان کرده بود داخل، با اصرار از من خواست در خانه ای که آدرسش را می دهد در کربلا اقامت کنم. نپذیرفتم. خواست به من پول بدهد، گفتم به اندازه کافی همراهم هست. خواهش کرد که تی شرت نو را از او بگیرم تا حداقل وظیفه میزبانی از زائر امام را به جا آورده باشد...

در این مسیر من کودکانی را دیدم که قدم برداشتنشان هنوز قوی و سریع نشده بود. و کسانی را دیدم که بچه به بغل راه می رفتند یا از بچه دارها می خواستند که اجازه دهند کمی هم آنها بچه شان را بغل کنند و راه ببرند. کسانی بودند آنقدر پیر که آرام آرام راه می رفتند، و بعضی ها روی ویلچر یا با عصا راه می رفتند. پیرزنی را دیدم که از جنوب عراق راه افتاده بود با ویلچر، به زائرانی که ویلچرش را هل می دادند اصرار می کرد که فقط تا زمانی اینکار را بکنند که خسته نشده اند و بعد رها کنند. می گفت که می داند نفر بعدی ای خواهد بود. می گفت اگر این سفر در اربعین را نمی آمدم هیچ جور دیگر نمی توانستم به کربلا برسم، و امیدوار بود که نه روز دیگر به کربلا برسد... سخاوت و بخشندگی کلمات خوبی نیستند برای آنچه من در اربعین دیدم! کجای دیگر در این سیاره کسی می تواند چنین چیزهایی را ببیند؟! ندیدن خود و این همه مهربانی با غریبه ها از هر جای دنیا و با هر شکل و قیافه ای؟!!

بعد از هشتاد کیلومتر پیاده روی، سه روز راه رفتن و خوردن یک عالمه چای شیرین، نگاهم که به گنبد افتاد، حس کردم که بهشت روی زمین را می بینم! بعد از این سفر، قلبم طور دیگری گواهی می دهد که حسین مردی است که قلب هر بشری را گرم می کند و هر کس با او آشنا شود، بلندی هایی از انسانیت را نشان او خواهد داد، که هرگز و هیچ کجا نخواهد دید.


"

6 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا علی ای یگانه مظلوم ماسوی
یا حسین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
یا علی ای یگانه مظلوم ماسوی
یا حسین
زیارت اربعین از شعائر الهی است

مرحوم آیت الله بهجت
گزارش یک مسلمان انگلیسی از زیارت اربعین

لهجه غلیظ بریتیش و کفش گرانقیمت نایک ای که پایم بود، باعث می شد نگاه ها به من کمی با تعجب و کنجکاوانه باشد. اما همین که چشم در چشم کسی می شدم، لبخند گرمی تحویلم می داد. هر کسی سعی می کرد هر طور که شده، کاری برایم بکند.

مثلا برای اینکه سبک بار باشم، چند دست لباس و اسپری و چند مدل اسنک گذاشته بودم توی کوله ام و آمده بودم. اما هیچ کدام این ها لازم نشد! در مسیر پر بود از چادرهایی که در آن می توانستی غذای گرم بخوری و با تشک و پتوی تمیز و حتی نو، استراحت کنی، حتی یک عده می آمدند و با اصرار می خواستند که اجازه دهی پاهایت را ماساژ دهند.

یک بار از جمعمان دور افتاده بودم که ناگهان یک پیرمرد عرب مرا کشید کنار و نشاند روی صندلی، بدون حرف کفش ها و جورابم را با ملایمت در آورد و یک ظرف آورد که در آن آب گرم و پر از کف بود. آرام روی پاهایم آب می ریخت و ماساژ می داد. از سنش خجالت می کشیدم، اما آنقدر خسته بودم و اینکارش آنقدر به من آرامش می داد که حرفی نمی زدم و گذاشتم کارش را بکند. پیرمرد اشک در چشمانش بود و لبخند می زد به روی من، و مرتب خدا را شکر می کرد که به او توفیق داده پاهای مرا ماساژ بدهد... چند کیلومتر دیگر که رفتم، مردی ایستاده بود و مردم را راهنمایی می کرد که بروند داخل یک چادر بزرگ. نماز عصر را که خواندیم، خواستم بروم بیرون که نگهم داشتند غذا بخورم. یک ساعت قبلش یک ساندویچ فلافل با سس پرتقال خورده بودم و واقعا گرسنه نبودم. اما اصرار کردند که بمانم و کمی بخورم. دویست نفر آدم داخل چادر بود و پنج نفر که خالصانه پذیرایی می کردند و لبخند از لبشان دور نمی شد. مردی که دعوتمان کرده بود داخل، با اصرار از من خواست در خانه ای که آدرسش را می دهد در کربلا اقامت کنم. نپذیرفتم. خواست به من پول بدهد، گفتم به اندازه کافی همراهم هست. خواهش کرد که تی شرت نو را از او بگیرم تا حداقل وظیفه میزبانی از زائر امام را به جا آورده باشد...

در این مسیر من کودکانی را دیدم که قدم برداشتنشان هنوز قوی و سریع نشده بود. و کسانی را دیدم که بچه به بغل راه می رفتند یا از بچه دارها می خواستند که اجازه دهند کمی هم آنها بچه شان را بغل کنند و راه ببرند. کسانی بودند آنقدر پیر که آرام آرام راه می رفتند، و بعضی ها روی ویلچر یا با عصا راه می رفتند. پیرزنی را دیدم که از جنوب عراق راه افتاده بود با ویلچر، به زائرانی که ویلچرش را هل می دادند اصرار می کرد که فقط تا زمانی اینکار را بکنند که خسته نشده اند و بعد رها کنند. می گفت که می داند نفر بعدی ای خواهد بود. می گفت اگر این سفر در اربعین را نمی آمدم هیچ جور دیگر نمی توانستم به کربلا برسم، و امیدوار بود که نه روز دیگر به کربلا برسد... سخاوت و بخشندگی کلمات خوبی نیستند برای آنچه من در اربعین دیدم! کجای دیگر در این سیاره کسی می تواند چنین چیزهایی را ببیند؟! ندیدن خود و این همه مهربانی با غریبه ها از هر جای دنیا و با هر شکل و قیافه ای؟!!

بعد از هشتاد کیلومتر پیاده روی، سه روز راه رفتن و خوردن یک عالمه چای شیرین، نگاهم که به گنبد افتاد، حس کردم که بهشت روی زمین را می بینم! بعد از این سفر، قلبم طور دیگری گواهی می دهد که حسین مردی است که قلب هر بشری را گرم می کند و هر کس با او آشنا شود، بلندی هایی از انسانیت را نشان او خواهد داد، که هرگز و هیچ کجا نخواهد دید.


"

6 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
https://www.aparat.com/v/7duTc/%D8%B...8C%D9%85%D8%9F



مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۴۰﴾
شما به جاى او جز نامهايى [چند] را نمى ‏پرستيد كه شما و پدرانتان آنها را نامگذارى كرده‏ ايد و خدا دليلى بر [حقانيت] آنها نازل نكرده است فرمان جز براى خدا نيست دستور داده كه جز او را نپرستيد اين است دين درست ولى بيشتر مردم نمى‏ دانند (۴۰)

به راستی کدام خدارا باید پرستش کرد خدایی که خالق آسمانها وزمین است و پیامبران را برای تبلیغ یک دین فرستاده و یا خدایانی که مذاهب و فرق مختلف دارند ؟

آیا خداوند مذاهب و ادیان مختلف را بوجود آورده یا خدایانی که انسانها آنهارا نامگذاری کرده اند وبه پرستش آنها مشغولند ؟

در کل همه مذاهب و ادیان به خداوند اعتقاد دارند اما آیا در عمل نیز چنین هستند ؟
آیا دکان داران دینی اجازه می دهند که مردمان فقط پیرو یک خدا باشند آنها خوب می دانند اگر مردمان را به یک خدا دعوت کنند بسات کاسییشان جمع خواهد شد و قدرت و ثروتی که ازاین رابدست آورده اند ازدستشان خواهد رفت
این ایه شریفه وکریمه که اورده شده از محکمات قران است یا از متشابهات قران کریم هست ؟،که بوهم مابون زنیم ملحد مشرک کافر از القائات شیطان هست (العیاذ بالله العلی العظیم عما یقول الجاهلون والظالمون المابونین الزنیم ) "

6 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا علی
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عادهم

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
یا حسن وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

سال۱۳۷۹ درخدمت مرحوم ابوی برای عیادت دوست بیماری رفته بودم...
پیرمرد شیک و کراوات زده ای هم آنجا حضور داشت، برحسب اتفاق ، چنددقیقه بعداز ورود ما اذان مغرب میگفتند... آن آقای پیر کراواتی، باشنیدن اذان کیف چرمی ظاهرا گرانقیمتش را باز کرد و سجاده اش را درآورد و زودتر از سایرحضار مشغول نماز شد!
شخصا برای من جالب بود که یک پیرمرد شیک و صورت تراشیده و کراواتی اینطور مقید به نماز اول وقت باشد...
بعداز اینکه همه نمازشان خواندند ، مرحوم پدرم خطاب به ایشان با صدای بلند(بدلیل سنگینی گوش پیرمرد) گفتند:
آقای مهندس، قضیه نماز اول وقت و مرحوم حاج شیخ و رضاخان را برای مجتبی تعریف کنید ... دوستدارم از زبان خود جنابعالی بشنود...
حس کنجکاوی ام تحریک شده بود که بدانم ماجرا ازچه قرارست که، آقای مهندس لبخندی زدند و اینطور شرح دادند:

مدتی بود که از طرف سردارسپه(از القاب رضاشاه) مسئول اجرای قسمتی از طرح تونل کندوان درجاده چالوس شده بودم..،
ازطرفی فرزند دومم که پسربزرگم باشه، مبتلا به سرطان خون شده بود، دکترها حتی اطباء فرنگ جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظر مرگ بچه بودیم.
خانمم یکروز گفت که برای شفای بچه بریم مشهد دست بدامن امام رضا ع بشیم... البته آنموقع من اینحرفهارو قبول نداشتم ولی چون مادربچه خیلی مضطرب و دلشکسته بود قبول کردم... مشهد که رسیدیم تقریبا آخرشب بود، فردا صبح بچه را بغل کردم و رفتیم حرم...
وارد صحن که شدیم، خانمم خیلی آه و ناله و گریه میکرد... گفت بریم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه و... بچه را ازمن گرفت و گریه کنان رفت داخل سمت ضریح و....
یک ملای پیر کوچولو توجه منو بخودش جلب کرد...روی زمین نشسته بود و سفره کوچکی که مقداری انجیر و نبات خرد شده در آن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند...
هرکس مشکلش را به آن آخوندپیر میگفت و او یا چندعدد انجیر یا مقداری نبات درون دست طرف میگذاشت و بنده خدا خوشحال و خندان تشکرمیکرد و میرفت.
به خودم گفتم عجب مردم احمق و ساده ای داریم ما... پیرمرد چطور همه را دلخوش میکند ، آنهم با انجیر یا تکه هایی از نبات!
حواسم از خانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که شیخ نگاهی بمن انداخت و بعد با دست اشاره کرد یعنی بروم جلو...
رفتم جلو سلام کردم ... بعداز لحظاتی بمن گفت:
حاضری باهم شرطی بگذاریم؟!
گفتم:
چه شرطی؟... برای چی؟!
شیخ گفت:
قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت، یکسال تمام نمازهای یومیه را سروقت اذان بخوانی!!!
خیلی تعجب کردم... ازکجا میدانست... این چه شرطی بود...
کمی فکرکردم دیدم اگر راست بگوید ارزشش را دارد که یکسال نماز بخوانم... خلاصه گفتم:
قبوله!
شیخ تکرار کرد:
یکسال نماز اول وقت و سر اذان درمقابل سلامتی اولادت، قبوله؟
بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم و اصلا قبول نداشتم، گفتم:
قبوله آقا

همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شده و ازدحام جمعیت درقسمتی از حرم زیاد شد... یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید و مردم هم بدنبالش...
خلاصه بچه خوب خوب شد و منهم از آنموقع طبق قول و قرارم با مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی نمازم را دقیق و سروقت میخواندم.
یکروز محل اجرای تونل مشغول کار بودیم که از همانجا دیدیم سردارسپه بطرف ما میآید... تعداد اتومبیل ها و آژان های اطرافش مشخص بود که رضاشاه آمده... ترس و اضطراب عجیبی همه را گرفت...شوخی نبودکه رضاخان خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهر شد....
مردد بودم برم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدید بخوانم که گفتم مردحسابی تو قول دادی، بقول و قرارت پای بند باش... خلاصه وضویی گرفتم و ایستادم به نماز... رکعت سوم بودم که سایه رضاخان را کنارم دیدم... خیلی ترسیده بودم ... اگر عصبانی میشد یا عمل مرا توهین تلقی میکرد کارم تمام بود!
سلام نماز که دادم بلند شدم و دیدم درست پشت سرم ایستاده...
عذرخواهی کردم و گفتم:
قربان درخدمتگذاری حاضرم، شرمنده اگر وقت اعلیحضرت تلف شد و و و و
رضا شاه گفت:
همیشه نماز میخونی مهندس؟
گفتم:
قربان از وقتی پسرم شفا گرفت، نماز میخوانم، درحرم شرط کردم!
رضا خان نگاهی به یکی از همراهانش کرد و با چوب تعلیمی محکم بصورت او زد و گفت:
مردیکه پدرسوخته... کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفا بده ، نماز اول وقت بخونه دزد و عوضی نمیشه...اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این!!!!

(خاک توسر روزگار از گور سر در بیاره ببینه هنوز هم مثل اون زمانه که هرکی نماز میخوند دزد وعوضی نمی شه؟؟؟؟!!!!! )
بعدها متوجه شدم، زیرآب مرا زده بودند که مهندس چنین است و چنان و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من نظرش را عوض کرده بود و جانم را خریده بود!!!
از آن تاریخ دیگر هرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی فاتحه و درود میفرستم!

خاطره از حاج آقا گرایلی

"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا علی
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عادهم

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
یا حسن وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

سال۱۳۷۹ درخدمت مرحوم ابوی برای عیادت دوست بیماری رفته بودم...
پیرمرد شیک و کراوات زده ای هم آنجا حضور داشت، برحسب اتفاق ، چنددقیقه بعداز ورود ما اذان مغرب میگفتند... آن آقای پیر کراواتی، باشنیدن اذان کیف چرمی ظاهرا گرانقیمتش را باز کرد و سجاده اش را درآورد و زودتر از سایرحضار مشغول نماز شد!
شخصا برای من جالب بود که یک پیرمرد شیک و صورت تراشیده و کراواتی اینطور مقید به نماز اول وقت باشد...
بعداز اینکه همه نمازشان خواندند ، مرحوم پدرم خطاب به ایشان با صدای بلند(بدلیل سنگینی گوش پیرمرد) گفتند:
آقای مهندس، قضیه نماز اول وقت و مرحوم حاج شیخ و رضاخان را برای مجتبی تعریف کنید ... دوستدارم از زبان خود جنابعالی بشنود...
حس کنجکاوی ام تحریک شده بود که بدانم ماجرا ازچه قرارست که، آقای مهندس لبخندی زدند و اینطور شرح دادند:

مدتی بود که از طرف سردارسپه(از القاب رضاشاه) مسئول اجرای قسمتی از طرح تونل کندوان درجاده چالوس شده بودم..،
ازطرفی فرزند دومم که پسربزرگم باشه، مبتلا به سرطان خون شده بود، دکترها حتی اطباء فرنگ جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظر مرگ بچه بودیم.
خانمم یکروز گفت که برای شفای بچه بریم مشهد دست بدامن امام رضا ع بشیم... البته آنموقع من اینحرفهارو قبول نداشتم ولی چون مادربچه خیلی مضطرب و دلشکسته بود قبول کردم... مشهد که رسیدیم تقریبا آخرشب بود، فردا صبح بچه را بغل کردم و رفتیم حرم...
وارد صحن که شدیم، خانمم خیلی آه و ناله و گریه میکرد... گفت بریم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه و... بچه را ازمن گرفت و گریه کنان رفت داخل سمت ضریح و....
یک ملای پیر کوچولو توجه منو بخودش جلب کرد...روی زمین نشسته بود و سفره کوچکی که مقداری انجیر و نبات خرد شده در آن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند...
هرکس مشکلش را به آن آخوندپیر میگفت و او یا چندعدد انجیر یا مقداری نبات درون دست طرف میگذاشت و بنده خدا خوشحال و خندان تشکرمیکرد و میرفت.
به خودم گفتم عجب مردم احمق و ساده ای داریم ما... پیرمرد چطور همه را دلخوش میکند ، آنهم با انجیر یا تکه هایی از نبات!
حواسم از خانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که شیخ نگاهی بمن انداخت و بعد با دست اشاره کرد یعنی بروم جلو...
رفتم جلو سلام کردم ... بعداز لحظاتی بمن گفت:
حاضری باهم شرطی بگذاریم؟!
گفتم:
چه شرطی؟... برای چی؟!
شیخ گفت:
قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت، یکسال تمام نمازهای یومیه را سروقت اذان بخوانی!!!
خیلی تعجب کردم... ازکجا میدانست... این چه شرطی بود...
کمی فکرکردم دیدم اگر راست بگوید ارزشش را دارد که یکسال نماز بخوانم... خلاصه گفتم:
قبوله!
شیخ تکرار کرد:
یکسال نماز اول وقت و سر اذان درمقابل سلامتی اولادت، قبوله؟
بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم و اصلا قبول نداشتم، گفتم:
قبوله آقا

همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شده و ازدحام جمعیت درقسمتی از حرم زیاد شد... یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید و مردم هم بدنبالش...
خلاصه بچه خوب خوب شد و منهم از آنموقع طبق قول و قرارم با مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی نمازم را دقیق و سروقت میخواندم.
یکروز محل اجرای تونل مشغول کار بودیم که از همانجا دیدیم سردارسپه بطرف ما میآید... تعداد اتومبیل ها و آژان های اطرافش مشخص بود که رضاشاه آمده... ترس و اضطراب عجیبی همه را گرفت...شوخی نبودکه رضاخان خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهر شد....
مردد بودم برم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدید بخوانم که گفتم مردحسابی تو قول دادی، بقول و قرارت پای بند باش... خلاصه وضویی گرفتم و ایستادم به نماز... رکعت سوم بودم که سایه رضاخان را کنارم دیدم... خیلی ترسیده بودم ... اگر عصبانی میشد یا عمل مرا توهین تلقی میکرد کارم تمام بود!
سلام نماز که دادم بلند شدم و دیدم درست پشت سرم ایستاده...
عذرخواهی کردم و گفتم:
قربان درخدمتگذاری حاضرم، شرمنده اگر وقت اعلیحضرت تلف شد و و و و
رضا شاه گفت:
همیشه نماز میخونی مهندس؟
گفتم:
قربان از وقتی پسرم شفا گرفت، نماز میخوانم، درحرم شرط کردم!
رضا خان نگاهی به یکی از همراهانش کرد و با چوب تعلیمی محکم بصورت او زد و گفت:
مردیکه پدرسوخته... کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفا بده ، نماز اول وقت بخونه دزد و عوضی نمیشه...اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این!!!!

(خاک توسر روزگار از گور سر در بیاره ببینه هنوز هم مثل اون زمانه که هرکی نماز میخوند دزد وعوضی نمی شه؟؟؟؟!!!!! )
بعدها متوجه شدم، زیرآب مرا زده بودند که مهندس چنین است و چنان و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من نظرش را عوض کرده بود و جانم را خریده بود!!!
از آن تاریخ دیگر هرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی فاتحه و درود میفرستم!

خاطره از حاج آقا گرایلی

"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 3049
باسمه تعالی


نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
شرک تنها گناهی است که خدا آن را نمی بخشد، به خاطر همین اهمیت، شیطان روی آن بسیار کار کرده و آن را آراسته است. قطعا زیاد از راه خودتان زیاد مطمئن نباشید؛ خدا بزودی بین ما و شما قضاوت خواهد کرد.
و چقدر بیچاره‌اید که شیطان برایتان اتباع اهواء پلیدتان و الهه قرار دادن آن را تسویل کرده و زینت نموده که نمی‌فهمید دارید چطور مرتکب شرک و کفر و عناد می‌شوید.
پست3050
باسمه تعالی


نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
آیه 33 سوره مریم نشان میدهد که مسیح هم می میرد و مرده است اکنون.

وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه ميميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى‏شوم
باز هم که از جیب خود، به دروغ چیزی را به قرآن بستید و نسبت دادید. شرم نمی‌کنید؟ کجای آیه تصریح به این چیزی که شما نوشتید دارد؟ بلکه آیه ذیل، ظهور در خلاف آن دارد:
(سوره مبارکه نساء)
وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ﴿۱۵۷﴾
و گفته ايشان كه ما مسيح عيسى بن مريم پيامبر خدا را كشتيم و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند قطعا در مورد آن دچار شك شده‏ اند و هيچ علمى بدان ندارند جز آنكه از گمان پيروى مى كنند و يقينا او را نكشتند (۱۵۷)

بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿۱۵۸﴾
بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حكيم است (۱۵۸)
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ایا عجمها دشمن ال الله علیهم صلوات الله هستند؟ پاسخ داد.
" یا علی "

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ ﴿۱۳﴾
آئيني را براي شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود، و آنچه را بر تو وحي فرستاديم و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد. خداوند هر كس را بخواهد بر مي‏گزيند، و كسي را كه به سوي او باز گردد هدايت مي‏كند. (۱۳)
شوری


إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿۱۵۹﴾
كسانى كه دين خود را پراكنده ساختند و فرقه فرقه شدند تو هيچ گونه مسؤول ايشان نيستى كارشان فقط با خداست آنگاه به آنچه انجام مى‏ دادند آگاهشان خواهد كرد (۱۵۹)
انعام

اگر خدای واقعی می خواست مردم را دسته بندی و فرقه فرقه کند تا یکی شیعه باشد و یکی سنی، یکی یهودی باشد و یکی مسیحی،یکی ...لااقل این فرقه ها را در کتابش تایید می کرد. اما خداوند تنها دینی را که در قرآن تایید کرده، چه قبل از پیامبر خاتم و چه بعد از آن، نه شیعه است و نه سنی، نه یهودی نه مسیحی،...،بلکه آن دین تنها اسلام بوده، اسلام هست و اسلام خواهد بود. هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَٰذَا - او از ازل تا ابد، شما را مسلمان نامیده، و مسلمانی به ایمان و عمل است نه به قیافه و شکل ظاهر. تمام انبیاء، از حضرت نوح گرفته تا حضرت محمد، همگی مسلمان بوده اند و نوح همان دینی را تبلیغ کرده که ابراهیم و موسی و عیسی و محمد و دیگر پیامبران. این ادعای من نیست بلکه در قرآن ثبت و ضبط شده است. خداوند می فرمایند به این دلیل تمام انبیاء یک دین را تبلیغ کردند تا مردم بر سر دین با یکدیگر اختلاف نکنند و فرقه فرقه نشوند.

خداوند در قرآن زیاد از دین یهود اسم برده اما دریغ از یک آیه که آن را تایید کرده باشد، تایید نکرده که دینی به اسم نصارا یا مسیحیت دارد بلکه می فرماید:الذین قالوا انا نصارا - کسانی که گفتند ما نصارا(مسیحی) هستیم یعنی این اسم را خودشان بر روی خودشان گذاشته اند. درست مثل شیعه و سنی که نامگذاریش از طرف خداوند نیست. شیعه و سنی امروز مانند یهود و نصارای دیروز هستند، اگرچه اهل کتاب اند اما دینشان بر گرفته از کتاب آسمانی نیست که نیست که نیست.

در کل، تنها تفاوت مذاهب و فرقه ها با یکدیگر در شکل ظاهری پیروان آنها و بعضاً اعمالی است که به اسم دین انجام می دهند و الا از نظر محتوا همگی باطل اند و هوا، کذب هستند و افترا
این ایات شریفه وکریمه که اورده شده از محکمات قران است یا از متشابهات قران کریم هست ؟،که بوهم مابون زنیم ملحد مشرک کافر از القائات شیطان هست (العیاذ بالله العلی العظیم عما یقول الجاهلون والظالمون المابونین الزنیم )
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
افراط وتفریط

[68] 70
وَ قَالَ امیرالمومنین ع‏لیه السلام لَا [يُرَى الْجَاهِلُ‏] تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً
نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 480

امیرالمومنین علیه السلام : جاهل را نبينى جز اينكه يا افراط مى‏كند يا تفريط.
رحمت واسعه خدای متعالی بر علمای شیعه وخدای رحمت کنه مرحوم ایت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه رو که کرارا می فرمود "
چقدر فاصله هست بین دهان وگوش انسان
وقتی کسی حرفی می زند قبل از اینکه خودش بشنود ، حجت خدا وجود مقدس امام زمان می شنود
متاسفانه افراط وتفریط که لازمه جهالت هست در انسان هست
شخصی (معمم)روز غدیری به شخصی می گفت علی علیه السلام عین الله است ؛ بعد اشاره به چشم خود نموده می گفت مراد این عین وچشم نیست بلکه عین خداست (العیاذ بالله العلی العظیم )
همان روایاتی که فرمود "
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص61

2- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَيْنِ‏ «1» قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ بِشْرٍ قَالَ حَدَّثَنَا حَسَّانُ الْجَمَّالِ قَالَ حَدَّثَنَا هَاشِمُ بْنُ أَبِي عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَقُولُ‏ أَنَا عَيْنُ اللَّهِ وَ أَنَا يَدُ اللَّهِ وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ أَنَا بَابُ اللَّه‏
روایات دیگر بیان فرمودند "
عین الله الناظره ؛یده الله الباسطه بالرحمه علی خلقه ، لسان الله الناطقه و...................
خوب این یک نمونه از افراط و..................
اما تفریط"
شخصی که سالهاست دم از وجود مقدس امام زمان سلام الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف می زنه
می گفت "
امروز با وجود ماهواره های امریکا و...... سخت شده برای حضرت که در جائی خیمه بزند (العیاذ بالله العلی العطیم عما یقول الجاهلون الظالمون )
ودیگری جوری سخن می گوید در باب علم امام علیه السلام و.................
در حالیکه "
الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص170
مجلس 32
5- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّائِغُ الْعَدْلُ قَالَ حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ سَلَّامٍ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَبْدِ الْوَاحِدِ قَالَ حَدَّثَنَا حَرْبُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ علیه السلام ‏ قَالَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم ‏ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ‏ قَامَ رَجُلَانِ مِنْ مَجْلِسِهِمَا فَقَالا يَا رَسُولَ اللَّهِ هُوَ التَّوْرَاةُ قَالَ لَا قَالا فَهُوَ الْإِنْجِيلُ قَالَ لَا قَالا فَهُوَ الْقُرْآنُ قَالَ لَا قَالَ فَأَقْبَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم هُوَ هَذَا إِنَّهُ الْإِمَامُ الَّذِي أَحْصَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهِ عِلْمَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ.
ولازمه احاطه علمی احاطه وجودی است السلام علیک یا عین الحیات و.............و.............
..................
وبا قرب نوافل خدا می شود چشم وگوش ودست مومن

المؤمن ؛ ؛ ص32

62- وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِمِثْلِ مَا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا وَ رِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ فِي شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي فِي مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ‏ «6» وَ أَنَا
______________________________

(6)- سقط من النسخة- أ- من ذيل هذا الحديث، كما سقط من صدر حديث 63، و الظاهر أنّه زاغ عن بصر الناسخ، لأجل التشابه بين جزءي الحديث.
المؤمن، ص: 33
أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ‏ «1».
63
______________________________
(1)- صدره و ذيله في المستدرك: 1/ 86 ح 2 و صدره في ج 2/ 302 ح 2 و أخرجه في البحار:
75/ 155 ح 25 و صدره في الوسائل: 8/ 588 ح 3 و قطعة منه في الوسائل 3/ 53 ح 6 عن الكافي: 2/ 352 ح 7 بإسناده عن حمّاد بن بشير قال: سمعت أبا عبد اللّه يقول: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ...، صدره مع ح 184.كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، المؤمن، 1جلد، مؤسسة الإمام المهدي عليه السلام - قم، ق‏1404.


الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 352

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ بَشِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم ‏ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ‏ «2

اما از فرش تا عرش فرق است(گرچه قیاس باطل است ){لا یقاس بنا احد} بین مومنی که خدا بشود چشم وگوش ودست او (با معانی متعددی که دارد )
و14معصومی صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین که این وجودهای مقدس چشم وگوش وزبان خدایند و............

__________________ "

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
افراط وتفریط

[68] 70
وَ قَالَ امیرالمومنین ع‏لیه السلام لَا [يُرَى الْجَاهِلُ‏] تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً
نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 480

امیرالمومنین علیه السلام : جاهل را نبينى جز اينكه يا افراط مى‏كند يا تفريط.
رحمت واسعه خدای متعالی بر علمای شیعه وخدای رحمت کنه مرحوم ایت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه رو که کرارا می فرمود "
چقدر فاصله هست بین دهان وگوش انسان
وقتی کسی حرفی می زند قبل از اینکه خودش بشنود ، حجت خدا وجود مقدس امام زمان می شنود
متاسفانه افراط وتفریط که لازمه جهالت هست در انسان هست
شخصی (معمم)روز غدیری به شخصی می گفت علی علیه السلام عین الله است ؛ بعد اشاره به چشم خود نموده می گفت مراد این عین وچشم نیست بلکه عین خداست (العیاذ بالله العلی العظیم )
همان روایاتی که فرمود "
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص61

2- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَيْنِ‏ «1» قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ بِشْرٍ قَالَ حَدَّثَنَا حَسَّانُ الْجَمَّالِ قَالَ حَدَّثَنَا هَاشِمُ بْنُ أَبِي عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَقُولُ‏ أَنَا عَيْنُ اللَّهِ وَ أَنَا يَدُ اللَّهِ وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ أَنَا بَابُ اللَّه‏
روایات دیگر بیان فرمودند "
عین الله الناظره ؛یده الله الباسطه بالرحمه علی خلقه ، لسان الله الناطقه و...................
خوب این یک نمونه از افراط و..................
اما تفریط"
شخصی که سالهاست دم از وجود مقدس امام زمان سلام الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف می زنه
می گفت "
امروز با وجود ماهواره های امریکا و...... سخت شده برای حضرت که در جائی خیمه بزند (العیاذ بالله العلی العطیم عما یقول الجاهلون الظالمون )
ودیگری جوری سخن می گوید در باب علم امام علیه السلام و.................
در حالیکه "
الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص170
مجلس 32
5- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّائِغُ الْعَدْلُ قَالَ حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ سَلَّامٍ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَبْدِ الْوَاحِدِ قَالَ حَدَّثَنَا حَرْبُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ علیه السلام ‏ قَالَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم ‏ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ‏ قَامَ رَجُلَانِ مِنْ مَجْلِسِهِمَا فَقَالا يَا رَسُولَ اللَّهِ هُوَ التَّوْرَاةُ قَالَ لَا قَالا فَهُوَ الْإِنْجِيلُ قَالَ لَا قَالا فَهُوَ الْقُرْآنُ قَالَ لَا قَالَ فَأَقْبَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم هُوَ هَذَا إِنَّهُ الْإِمَامُ الَّذِي أَحْصَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهِ عِلْمَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ.
ولازمه احاطه علمی احاطه وجودی است السلام علیک یا عین الحیات و.............و.............
..................
وبا قرب نوافل خدا می شود چشم وگوش ودست مومن

المؤمن ؛ ؛ ص32

62- وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِمِثْلِ مَا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا وَ رِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ فِي شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي فِي مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ‏ «6» وَ أَنَا
______________________________

(6)- سقط من النسخة- أ- من ذيل هذا الحديث، كما سقط من صدر حديث 63، و الظاهر أنّه زاغ عن بصر الناسخ، لأجل التشابه بين جزءي الحديث.
المؤمن، ص: 33
أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ‏ «1».
63
______________________________
(1)- صدره و ذيله في المستدرك: 1/ 86 ح 2 و صدره في ج 2/ 302 ح 2 و أخرجه في البحار:
75/ 155 ح 25 و صدره في الوسائل: 8/ 588 ح 3 و قطعة منه في الوسائل 3/ 53 ح 6 عن الكافي: 2/ 352 ح 7 بإسناده عن حمّاد بن بشير قال: سمعت أبا عبد اللّه يقول: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ...، صدره مع ح 184.كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، المؤمن، 1جلد، مؤسسة الإمام المهدي عليه السلام - قم، ق‏1404.


الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 352

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ بَشِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم ‏ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ‏ «2

اما از فرش تا عرش فرق است(گرچه قیاس باطل است ){لا یقاس بنا احد} بین مومنی که خدا بشود چشم وگوش ودست او (با معانی متعددی که دارد )
و14معصومی صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین که این وجودهای مقدس چشم وگوش وزبان خدایند و............
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تولد باسعادت کریمه ال الله فاطمه معصومه سلام الله علیها تهنیت پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
یا فاطمة اشفعی لنا فی الجنه
پاداش زیارت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام

1) عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ، وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ، وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ، وَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ، وَ سَتُدْفَنُ فِيهِ امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ، مَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ. (بحار الأنوار، ج‏102، ص267 به نقل از تاریخ قم)
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: برای خداوند، حرمی است و آن مکّه است. برای رسول خدا صلّی الله علیه و آله حرمی است و آن مدینه است. برای امیرالمؤمنین علیه السلام حرمی است و آن کوفه است. و براي ما حرمي است و آن، قم است. به زودي زني از فرزندان من در آن جا دفن مي‌شود که نامش فاطمه مي‌باشد. هر کس او را زيارت کند، بهشت براي او واجب می شود.

2) عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ:‏إنَّ زِيَارَتَهَا تَعْدِلُ الْجَنَّة. (بحار الأنوار، ج‏102، ص267 به نقل از تاریخ قم)
حضرت صادق علیه السلام فرمود: (ثواب) زیارت فاطمه دخت موسی علیهماالسلام، برابر با بهشت است.

3) عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ، أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ، أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ، تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى، وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ. (بحار الأنوار، ج‏60، ص228 به نقل از مجالس المؤمنین قاضی نورالله شوشتری)
حضرت صادق علیه السلام فرمود: آگاه باشید که برای امیرالمؤمنین علیه السلام، حرمی است و آن حرم، کوفه است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک است. آگاه باشید که از هشت در بهشت، سه در آن به قم باز مى شود. زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه بنت موسى علیهماالسلام است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند.

4) عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قالَ: إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ، وَ سَتُدْفَنُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ، فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ. قَالَ الرَّاوِي: وَ كَانَ هَذَا الْكَلَامُ مِنْهُ قَبْلَ أَنْ يُولَدَ الْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ. (بحار الأنوار، ج‏60، ص216-217)
حضرت صادق علیه السلام فرمود: برای ما حرمی است و آن حرم، شهر قم است. به زودی در آن شهر زنی از اولاد من دفن می شود که نامش فاطمه است. پس هرکس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می شود. راوی گفت: کلام آن حضرت در زمانی بود که هنوز، حضرت کاظم علیه السلام به دنیا نیامده بود.

5) عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:‏ سَأَلْتُهُ عَنْ زِيَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى علیهاالسلام، قَالَ: مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ. (كامل الزيارات، ص324)
از حضرت رضا علیه السلام از زیارت حضرت فاطمه معصومه علیه السلام سؤال شد. فرمود: هرکس او را زیارت کند، بهشت برای او خواهد بود.

6) عَنْ سَعْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا علیه السلام قَالَ: يَا سَعْدُ! عِنْدَكُمْ لَنَا قَبْرٌ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! قَبْرُ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى علیهماالسلام؟ قَالَ: نَعَمْ، مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ. (بحار الأنوار، ج‏102، ص266)
حضرت رضا علیه السلام به سعد فرمود: ما نزد شما قبری داریم. سعد گفت: فدایت شوم، قبر فاطمه دخت موسی علیهما السلام را می فرمایید؟ حضرت فرمود: بله، هرکس در حالی که به حقّ او عارف است، وی را زیارت کند، بهشت برای او خواهد بود.

7) حضرت رضا علیه السلام فرمود: هرکس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در قم زیارت کند که ثواب زیارت مرا در مى یابد. (زبدة التّصانیف-تألیف ملا حیدر بن محمد خوانساری (م 1050 قمری) ، ج 6، ص 159)

8) قال الرّضا علیه السلام: مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنى. (ناسخ التواریخ-رحلی، ج 3، ص 68)
حضرت رضا علیه السلام فرمود: هرکس معصومه را در قم زیارت کند،مانند کسى است که مرا زیارت کرده است.

9) عَنِ ابْنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ‏: مَنْ‏ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي‏ بِقُمَّ، فَلَهُ الْجَنَّة. (كامل الزيارات، ص324)
حضرت جواد علیه السلام فرمود: هرکس عمّه مرا در قم زیارت کند، بهشت برای او خواهد بود.
یا فاطمة اشفعی لنا فی الجنه
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خودتان را از آتش دوزخ نجات دهید پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
اونایی که تاپیک را میخوانند خودشان تصمیم میگیرند که چکار کنند.

بچه مزلف چن تا نقطعه ای مشرک ملحد کافر دشمن خدا وقران ورسول خدا تو خودت جهنمی؛ دیگران رو جهمنی نکن "

يه هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:08AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند