بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Thursday 28 April 2016   #256
abotorab
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2015
پاسخ‌ها: 419
[quote=طارق;2339326]
نقل قول:
در اصل توسط abotorab نوشته شده است نمايش نوشته

باسلام
شما یک آیه از قرآن بیاورید که گفته باشد به شهدا توسل بجوئید .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
اولا آیات توسل به انبیاء عام اند و اختصاص به زمان حیاتشان ندارند که ما بگوییم چون مثلا رسول خدا شهید است پس همچون زمان زندگانی اش توسل به او جایز است . بلکه اگر شما اصل شهادت پیامبر را هم قبول نکنید باز هم منجر به نفی توسل به ایشان نمیشود .
ثانیا . شما گفتید اموات بعد از نابودی جسمشان دیگر قادر به فهم سخنان ما نیستند و نمیتوان به ایشان توسل کرد و کاری از ایشان برنمی آید که ما از قرآن برای شما مثال آوردیم که شهدا اینگونه نیستند و این درحقیقت مثال نقضی ادعای شما بود.
ثالثا ائمه ی اطهار همگی شهید اند پس با قبول اصل توسل و زنده بودن شهدا بعد از مرگ جسمشان . توسل به ائمه بعد از مرگ شان هم جایز است .
والسلام علی من اتبع الهدی
abotorab حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از abotorab بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 28 April 2016   #257
abotorab
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2015
پاسخ‌ها: 419
[quote=طارق;2339326]
نقل قول:
در اصل توسط abotorab نوشته شده است نمايش نوشته

باسلام
شما یک آیه از قرآن بیاورید که گفته باشد به شهدا توسل بجوئید .
خب بعد از پاسخگویی بنده به این مطلب حالا شما یک آیه از قرآن بیاورید که بگوید توسل به انبیاء و اولیاء الله اختصاص به حیاتشان دارد .
abotorab حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از abotorab بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 28 April 2016   #258
bisetareh
عضو ثابت
 
نشان bisetareh
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2014
مكان: قم
پاسخ‌ها: 886
ج: با نام و یاد خدا وارد شوید

[quote=طارق;2339322]
نقل قول:
در اصل توسط bisetareh نوشته شده است نمايش نوشته

شما برای درمان بیماری به پزشک مراجعه می کنید چرا ؟
چون می دانید که پزشک حاضر است و شمارا معاینه می کند و برای شما دارو تجویز می کند

حالا اگر همین پزشکی که تا دیروز برای درمان بیماری نزدش می رفتی فوت کند باز برای معالجه بر سر قبرش می روی ؟

چگونه می شود تا موقعه ای که زنده بود می توانست بیماری را درمان کند ولی حالا که مرده نتواند

آیا چون یعقوب در زمان حیات می توانست برای بخشش گناهان فرزندان که به پدر ظلم کرده بودند از خداوند طلب بخشش کند و لی حالا که مرده نتواند

اگر آن پزشک مرحوم توانست شمارا معالجه کند یعقوب هم بعد از مرگ می تواند برای شما طلب بخشش کند
به نام خدا باسلام
همچنان که دوست عزیز فرمودند قیاس درستی نکردید. طبق ایات الهی گفتیم شهدا را مرده نپندارید و مقام انبیا از شهدا بالاتر است پس چطور شما پزشک مرده را با انبیا مقایسه کردی؟که زنده هستند
قرآن می فرماید مرده نپندار آنگاه شما میگی اگر آن پزشک مرده توانست یعقوب هم می تواند؟
خوب باز هم به یک اشتراک رسیدیم
خودتان آیات آورده شده را رد کردید وتوسل به زنده مانند پزشک را جایز دانستید!
پس اصل آیات برداشت شما را رد می کند با قبول همین بحث پزشک.

دوم همان که گفتم فعلا شما قائل هستید چون به پزشک رجوع می کنیم درمان می شویم شرک نیست اما زمانی که پیش قبر نبی یا ائمه می رویم آنها مرده اند و چون نمی توانند اجابت کنند شرک است؟

خوب بنده می روم پیش قصاب و از ایشان می خواهم برای من نان بپزد ایشان نمی تواند آیا اینکه به ایشان مراجعه کرده و ایشان نتوانست اجابت کند شرک است؟
کدام کسی را دیدید که این کار را شرک بداند؟
پس در حیات و زنده بودن هم خیلی مسائل اجابت نمی شوند پس نهایتا شما می توانید بگویید مسلمانانی که از ائمه و پیامبرانشان کمک می خواهند چون نمی توانند اجابت کنند کار عبثی صورت گرفته نه شرک
یاعلی
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا بالحق ولی الله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعن اعدائهم
لبیک یا حسین علیه السلام
فقط حیدر امیرالمومنین است
یاعلی
bisetareh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از bisetareh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 28 April 2016   #259
طارق
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 355
روزنوشته ها: 4
ج: با نام و یاد خدا وارد شوید

[quote=abotorab;2339329]
نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته

خب بعد از پاسخگویی بنده به این مطلب حالا شما یک آیه از قرآن بیاورید که بگوید توسل به انبیاء و اولیاء الله اختصاص به حیاتشان دارد .
من گه پاسخی ندیدم ولی باز هم به سوال شما پاسخ مد دهم
۞ يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ ۖ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا ۖ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ109

[SIZE="5"]روزى كه خدا پيامبران را گرد آورد و بپرسد كه دعوت شما را چگونه پاسخ دادند؟ گويند: ما را هيچ دانشى نيست، كه دانا به غيب تو هستى.[/SIZE


وقتی پیامبران نمی دانند چه پاسخی به دعوتشان داده شده پس چگونه می توانند بفهمندمتوسلین چه درخواستی از آنها داشته اند تا یاریشان کنند ؟
[COLOR="Blue"]
[COLOR="Blue"][SIZE="5"][COLOR="Red"]وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ116[

و آنگاه كه خدا به عيسى بن مريم گفت: آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را سواى اللّه به خدايى گيريد؟ گفت: به پاكى ياد مى‌كنم تو را. نسزد مرا كه چيزى گويم كه نه شايسته آن باشم. اگر من چنين گفته بودم تو خود مى‌دانستى زيرا به آنچه در ضمير من مى‌گذرد دانايى و من از آنچه در ذات تو است بى‌خبرم. زيرا تو داناترين كسان به غيب هستى.

مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ ۚ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ ۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنْتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ117

من به آنان نگفتم جز آنچه به من امر كردى كه: خدا را كه پروردگار من و شماست بپرستيد، و تا وقتى كه در ميانشان بودم بر آنان شاهد و ناظر بودم؛ پس چون مرامیراندی ، تو خود مراقب آنان بودى، و تو بر همه چيز شاهدى.

عیسی در جواب می کوید تا در میانشان بودم شاهد و ناظرشان بودم وقتی مرا میراندی توخود مراقب آنها بودی

أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ۖ فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ۖ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ ۖ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۖ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ۖ وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ ۖ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا ۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ259
يا همچون [ داستان ] كسى كه بر شهرى گذشت كه بر سقف‏هايش فرو ريخته بود. [ در دل ] گفت: خدا چگونه اهل اين ديار را پس از مرگشان زنده مى‏كند؟ پس خدا او را صد سال بميراند، سپس زنده كرد و گفت: چه مدّت [ در اين حال ]بوده‏اى؟ گفت: يك روز يا بخشى از يك روز بوده‏ام. فرمود: [ نه ] بلكه صد سال [ در اين حال ]بوده‏اى، پس به خوراكى و نوشيدنى خود بنگر كه تغيير نيافته، و به درازگوش خويش نگاه كن [ كه چگونه متلاشى شده ]و تو را براى مردم نشانه‏ى [ معاد ]قرار مى‏دهيم، و به اين استخوان‏ها بنگر كه چگونه آنها را پيوند مى‏دهيم سپس بر آنها گوشت مى‏پوشانيم. پس همين كه [ حقيقت ] بر او آشكار شد، گفت: مى‏دانم كه خداوند بر همه چيز تواناست.

خداوند می فرمایند که صدسال مرد واز هیچ چیز آگاهی نداشت
طارق حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 29 April 2016   #260
طارق
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 355
روزنوشته ها: 4
ج: با نام و یاد خدا وارد شوید

[quote=bisetareh;2339341]
نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته

به نام خدا باسلام


خوب بنده می روم پیش قصاب و از ایشان می خواهم برای من نان بپزد ایشان نمی تواند آیا اینکه به ایشان مراجعه کرده و ایشان نتوانست اجابت کند شرک است؟
کدام کسی را دیدید که این کار را شرک بداند؟
پس در حیات و زنده بودن هم خیلی مسائل اجابت نمی شوند پس نهایتا شما می توانید بگویید مسلمانانی که از ائمه و پیامبرانشان کمک می خواهند چون نمی توانند اجابت کنند کار عبثی صورت گرفته نه شرک
یاعلی
خوب شما می رود پیش قصاب برای گرفتن نان در صورتی که مغازه کناری قصابی یک نانوایی خوب و با سابقه است که کسی رابدون نان نگذاشته است

حالا وقتی صاحب نانوایی می بیند کسی هست که نان اورا قبول ندارد و هروز برای گرفتن نان به قصاب مراجعه می کند آیا ناراحت نمی شد ؟

آیا ان شخص با این کار به نانوا توهین نمی کند
دیگر کار آن شخص از کار عبث گذشته و نانوارا به ریشخند گرفته است ؟
طارق حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 29 April 2016   #261
bisetareh
عضو ثابت
 
نشان bisetareh
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2014
مكان: قم
پاسخ‌ها: 886
ج: با نام و یاد خدا وارد شوید

[quote=طارق;2339381]
نقل قول:
در اصل توسط bisetareh نوشته شده است نمايش نوشته
خوب شما می رود پیش قصاب برای گرفتن نان در صورتی که مغازه کناری قصابی یک نانوایی خوب و با سابقه است که کسی رابدون نان نگذاشته است

حالا وقتی صاحب نانوایی می بیند کسی هست که نان اورا قبول ندارد و هروز برای گرفتن نان به قصاب مراجعه می کند آیا ناراحت نمی شد ؟

آیا ان شخص با این کار به نانوا توهین نمی کند
دیگر کار آن شخص از کار عبث گذشته و نانوارا به ریشخند گرفته است ؟
به نام خدا
با سلام
بحث اصلا سر این نیست این یک مثال است. اولا کجا تمسخر کرده از قصاب نان خواسته و کجا گفته شده در اینجا قصابی کنار نانوایی است. فرض بر روستایی که خود نان می پزند نانوایی ندارند حالا ما به قصابی رفته از وی می خواهیم برای ما نان بپزد. اصلا بحث کجا نانوایی هست یانیست وارد نیست. صدها مثالی وجود دارد که ما از شخص زنده ای کاری می خواهیم که نمی تواند انجام دهد هیچ کس هم نیست بگویید شرکی انجام شده نهایت این است که کار بیهوده ای انجام گرفته.
حرف ما این است اگر قبور ائمه هم خاصیتی نداشته باشد شرک نیست بلکه نهایتا کار بیهوده ای انجام شده. نه شرک
این کج فهمی و انحراف شما از آیات خداوند است .که انگ شرک می زنید


«أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ» (فاطر، 8)
ترجمه: آيا آن كس كه زشتى كردارش براى او آراسته شده و آن را زيبا مى‏بيند [مانند مؤمن نيكوكار است] خداست كه هر كه را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند پس مبادا به سبب حسرت‌ها[ى گوناگون] بر آنان جانت [از كف] برود قطعاً خدا به آنچه مى‏كنند داناست.

یاعلی
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا بالحق ولی الله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعن اعدائهم
لبیک یا حسین علیه السلام
فقط حیدر امیرالمومنین است
یاعلی
bisetareh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از bisetareh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 29 April 2016   #262
abotorab
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2015
پاسخ‌ها: 419
ج: با نام و یاد خدا وارد شوید

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته
من گه پاسخی ندیدم ولی باز هم به سوال شما پاسخ مد دهم
اولا این که شما چیزی ندید دلیلش این است که شما نسبت به پیام حق نابینا بوده و اصلا فکر نمیکنید.وگرنه پاسخ شما تمام و کمال و با استناد به قرآن داده شد.

نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته
۞ يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ ۖ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا ۖ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ109


[SIZE="5"]روزى كه خدا پيامبران را گرد آورد و بپرسد كه دعوت شما را چگونه پاسخ دادند؟ گويند: ما را هيچ دانشى نيست، كه دانا به غيب تو هستى.[/SIZE


وقتی پیامبران نمی دانند چه پاسخی به دعوتشان داده شده پس چگونه می توانند بفهمندمتوسلین چه درخواستی از آنها داشته اند تا یاریشان کنند ؟
[COLOR="Blue"]
[COLOR="Blue"][SIZE="5"][COLOR="Red"]وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ116[

و آنگاه كه خدا به عيسى بن مريم گفت: آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را سواى اللّه به خدايى گيريد؟ گفت: به پاكى ياد مى‌كنم تو را. نسزد مرا كه چيزى گويم كه نه شايسته آن باشم. اگر من چنين گفته بودم تو خود مى‌دانستى زيرا به آنچه در ضمير من مى‌گذرد دانايى و من از آنچه در ذات تو است بى‌خبرم. زيرا تو داناترين كسان به غيب هستى.

مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ ۚ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ ۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنْتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ117

من به آنان نگفتم جز آنچه به من امر كردى كه: خدا را كه پروردگار من و شماست بپرستيد، و تا وقتى كه در ميانشان بودم بر آنان شاهد و ناظر بودم؛ پس چون مرامیراندی ، تو خود مراقب آنان بودى، و تو بر همه چيز شاهدى.

عیسی در جواب می کوید تا در میانشان بودم شاهد و ناظرشان بودم وقتی مرا میراندی توخود مراقب آنها بودی

به خدا قسم اگر قبل از مطرح کردن یک مطلب کمی فکرو تحقیق بکنید گناه نمیشود .
بنده قبلا درمورد ایات مدنظر شما مفصلا با شما مباحثه کرده ام و شما هم هیچ جواب قانع کننده ای نداشتید . بعد از کلی بحث با شماحالا دوباره آمده اید همان حرف ها را تکرار میکنید.
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=3750&page=72
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=3750&page=73

جالب این است که چند روز پیش آقای هام همان ادعاهای قبلی خودرا که در تایپیک زیر مطرح کرده و پاسخ گرفته و جوابی هم نداده بودند را دوبار عینا تکرار کردند .
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=3750&page=72


یعنی اینقدر سخت است که حداقل به تایپیک ها و پست های خودتان توجه کنید و ببینید چه جوابی میگیرید ؟ ما که معلم اختصاصی شما نیستیم که یک مطلب را چندین بار جداگانه برای هرکدامتان توضیح دهیم . کجای قرآن گفته است چشمانتان را ببنیدید . بعد دهانتان را بازکنید و هرچه به ذهنتان رسید بگویید .
واقعا جماعت عجیبی هستید. من به شخصه تاسف میخورم که چرا اینهمه از وقتم را با یک مشت .... که حتی به حرف هایم گوش نمیکنند تلف کردم.
((اولئک کالانعام بل هم اضل))


نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ۖ فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ۖ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ ۖ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۖ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ۖ وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ ۖ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا ۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ259
يا همچون [ داستان ] كسى كه بر شهرى گذشت كه بر سقف‏هايش فرو ريخته بود. [ در دل ] گفت: خدا چگونه اهل اين ديار را پس از مرگشان زنده مى‏كند؟ پس خدا او را صد سال بميراند، سپس زنده كرد و گفت: چه مدّت [ در اين حال ]بوده‏اى؟ گفت: يك روز يا بخشى از يك روز بوده‏ام. فرمود: [ نه ] بلكه صد سال [ در اين حال ]بوده‏اى، پس به خوراكى و نوشيدنى خود بنگر كه تغيير نيافته، و به درازگوش خويش نگاه كن [ كه چگونه متلاشى شده ]و تو را براى مردم نشانه‏ى [ معاد ]قرار مى‏دهيم، و به اين استخوان‏ها بنگر كه چگونه آنها را پيوند مى‏دهيم سپس بر آنها گوشت مى‏پوشانيم. پس همين كه [ حقيقت ] بر او آشكار شد، گفت: مى‏دانم كه خداوند بر همه چيز تواناست.

خداوند می فرمایند که صدسال مرد واز هیچ چیز آگاهی نداشت
اما درمورد این آیات
اولا این آیات هیچ ربطی به نفی توسل به مردگان ندارد . گفتم یک آیه بیاورید که توسل به مرده را نفی کرده و بگوید شرک است. برداشته اید ایات مرگ عزیر پیامبر را برای من
آورده اید ؟


ثانیا فکر میکنم با زیاد و کمش حداقل ده بار این جمله را فقط به خود شما گفته باشم ((پیامبران الهی فقط آنچه را که خدا بخواهد و اذن دهد میدانند)) به بیان دیگر علومشان نه استقلالی بلکه لدنی است .حال خدا خواسته که عزیر پیامبر در صد سالی که مرده بوده از اخبار دنیا بی اطلاع باشد . چه ربطی به نفی توسل به مرده دارد . اصلا هدف از مردن و زنده کردن عزیر پیامبر پاسخ به سوالش درمورد زنده کردن اموات پس از پوسیدگی جسمشان و نشان دادن قدرت خداوند در این مورد به او بود . اگر قرار بود او در زمان مرگش از غیب آگاه شود که اصلا این مردن و زنده کردن معنا نداشت . خداوند همه ی کارهایش از روی حکمت است . اصلا مرگ عزیر مرگی نبود که بارسیدن عجلش به سراغش آید . مرگش مرگی از روی حکمت و اعجاز برای نشان دادن قدرت خداوند به او بود . و مرگش یک مرگ عادی با شرایط و ضوابط حاکم بر وقوف اولیائ الله به غیب نبود.
برای اطلاع بیشتر در این مورد به آدرس زیر مراجعه کنید
http://www.vahabiat.porsemani.ir/con...86%DB%8C%D8%A7

اقا راستی تا فراموش نکرده ام . به نظرم شما برادران دوقلوی وهابیت باشید چون عقایدتان با آنان مو نمیزنید . مطمئن اید که مرجع عقاید شما بجای قران ابن تیمیه حرانی و محمد ابن عبد الوهاب نیستند؟
والسلام علی من اتبع الهدی

آخرين ويرايش abotorab ، Friday 29 April 2016 در 03:07PM.
abotorab حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از abotorab بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 29 April 2016   #263
طارق
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 355
روزنوشته ها: 4
ج: با نام و یاد خدا وارد شوید

نقل قول:
در اصل توسط abotorab نوشته شده است نمايش نوشته
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم



اولا این که شما چیزی ندید دلیلش این است که شما نسبت به پیام حق نابینا بوده و اصلا فکر نمیکنید.وگرنه پاسخ شما تمام و کمال و با استناد به قرآن داده شد.
یک نقلی به آن جوابی که با استناد به آیات قرآن دادی بزن





نقل قول:
یعنی اینقدر سخت است که حداقل به تایپیک ها و پست های خودتان توجه کنید و ببینید چه جوابی میگیرید ؟ ما که معلم اختصاصی شما نیستیم که یک مطلب را چندین بار جداگانه برای هرکدامتان توضیح دهیم
.
خدارا شاکرم که شما معلم اختصاصی من نیستید زیرا اگر بودید با نمره صفر رفوزه می شدم





نقل قول:
اما درمورد این آیات
اولا این آیات هیچ ربطی به نفی توسل به مردگان ندارد . گفتم یک آیه بیاورید که توسل به مرده را نفی کرده و بگوید شرک است. برداشته اید ایات مرگ عزیر پیامبر را برای من
آورده اید ؟
آیات زیاد در قرآن است که نشان می دهد انسانها بعد از مرگ از دنیا آگاهی ندارند وقتی آگاه ندارند چگونه می توانند کاری برای زندگان انجام دهند







نقل قول:
ثانیا فکر میکنم با زیاد و کمش حداقل ده بار این جمله را فقط به خود شما گفته باشم ((پیامبران الهی فقط آنچه را که خدا بخواهد و اذن دهد میدانند)) به بیان دیگر علومشان نه استقلالی بلکه لدنی است .حال خدا خواسته که عزیر پیامبر در صد سالی که مرده بوده از اخبار دنیا بی اطلاع باشد . چه ربطی به نفی توسل به مرده دارد . اصلا هدف از مردن و زنده کردن عزیر پیامبر پاسخ به سوالش درمورد زنده کردن اموات پس از پوسیدگی جسمشان و نشان دادن قدرت خداوند در این مورد به او بود . اگر قرار بود او در زمان مرگش از غیب آگاه شود که اصلا این مردن و زنده کردن معنا نداشت . خداوند همه ی کارهایش از روی حکمت است . اصلا مرگ عزیر مرگی نبود که بارسیدن عجلش به سراغش آید . مرگش مرگی از روی حکمت و اعجاز برای نشان دادن قدرت خداوند به او بود . و مرگش یک مرگ عادی با شرایط و ضوابط حاکم بر وقوف اولیائ الله به غیب نبود.
وقتی جوابی ندارید می گوئید خواست خدا بوده
مشرکین معاصر پیامبر هم برای توجیح اعمال خود چنین می گفتند
سوره: 16 , آیه: 35

و كسانى كه شرك ورزيدند گفتند اگر خدا مى‏خواست نه ما و نه پدرانمان هيچ چيزى را غير از او نمى‏پرستيديم و بدون [حكم] او چيزى را حرام نمى‏شمرديم پيش از آنان [نيز] چنين رفتار كردند و[لى] آيا جز ابلاغ آشكار بر پيامبران [وظيفه‏اى] است

سوره: 7 , آیه: 28

و چون كار زشتى كنند مى‏گويند پدران خود را بر آن يافتيم و خدا ما را بدان فرمان داده است بگو قطعا خدا به كار زشت فرمان نمى‏دهد آيا چيزى را كه نمى‏دانيد به خدا نسبت مى‏دهيد

- سوره: 6 , آیه: 148

كسانى كه شرك آوردند به زودى خواهند گفت اگر خدا مى‏خواست نه ما و نه پدرانمان شرك نمى‏آورديم و چيزى را [خودسرانه] تحريم نمى‏كرديم كسانى هم كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبران خود را] تكذيب كردند تا عقوبت ما را چشيدند بگو آيا نزد شما دانشى هست كه آن را براى ما آشكار كنيد شما جز از گمان پيروى نمى‏كنيد و جز دروغ نمى‏گوييد
طارق حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 30 April 2016   #264
abotorab
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2015
پاسخ‌ها: 419
ج: با نام و یاد خدا وارد شوید

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علی اهله

نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته
یک نقلی به آن جوابی که با استناد به آیات قرآن دادی بزن
اگر شما نفهمید دلیل نمیشود دیگران هم مثل شما نفهم باشند


نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته
.
خدارا شاکرم که شما معلم اختصاصی من نیستید زیرا اگر بودید با نمره صفر رفوزه می شدم
بله بحمد الله که تاکنون بنده به شاگردان شیطان درس نداده ام.


نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته
آیات زیاد در قرآن است که نشان می دهد انسانها بعد از مرگ از دنیا آگاهی ندارند وقتی آگاه ندارند چگونه می توانند کاری برای زندگان انجام دهند
همان خدایی که در قرآنش گفته اموات از این دنیا خبر ندارند (که البته آن هم استثنائاتی دارد) همان خداوند در قرآنش انبیاء و اولیاء الهی و مومنان و شهدا را از این قاعده مستثنی کرده و صراحتا اعلام کرده که به برگزیدگانش علم غیب و اجازه ی شفاعت داده است و شهدا نزد پروردگارشان روزی گرفته و زنده اند . حال شما میخواهید به زور ایاتی که درمورد مردم عادی است را به انبیاء و اولیاء الهی تعمیم داده و بگویید اینها هم همانند دیگر مردم اند و درنتیجه به ایات دسته ی دوم که اثبات علم غیب و اجازه ی توسل و شفاعت برای انبیاء و اولیاء الهی میکند کافر شوید . درحالی که تمام آیات علم غیب و توسل در قرآن عام اند و هیچ اختصاصی به زمان حیات ندارند . بعلاوه خداوند صراحتا شهدا را زنده خوانده و همگان میدانند که هم رسول خدا و هم ائمه اطهار شهید اند. خب اگر نمیخواهید یک چیزرا قبول کنید مجبور نیستید برای به کرسی نشاندن حرفتان به خدا دروغ ببنیدید از همان اول منکر قضیه شده و اینقدر خود را به زحمت نیاندازید.





نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته

وقتی جوابی ندارید می گوئید خواست خدا بوده
مشرکین معاصر پیامبر هم برای توجیح اعمال خود چنین می گفتند
سوره: 16 , آیه: 35

و كسانى كه شرك ورزيدند گفتند اگر خدا مى‏خواست نه ما و نه پدرانمان هيچ چيزى را غير از او نمى‏پرستيديم و بدون [حكم] او چيزى را حرام نمى‏شمرديم پيش از آنان [نيز] چنين رفتار كردند و[لى] آيا جز ابلاغ آشكار بر پيامبران [وظيفه‏اى] است

سوره: 7 , آیه: 28

و چون كار زشتى كنند مى‏گويند پدران خود را بر آن يافتيم و خدا ما را بدان فرمان داده است بگو قطعا خدا به كار زشت فرمان نمى‏دهد آيا چيزى را كه نمى‏دانيد به خدا نسبت مى‏دهيد

- سوره: 6 , آیه: 148

كسانى كه شرك آوردند به زودى خواهند گفت اگر خدا مى‏خواست نه ما و نه پدرانمان شرك نمى‏آورديم و چيزى را [خودسرانه] تحريم نمى‏كرديم كسانى هم كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبران خود را] تكذيب كردند تا عقوبت ما را چشيدند بگو آيا نزد شما دانشى هست كه آن را براى ما آشكار كنيد شما جز از گمان پيروى نمى‏كنيد و جز دروغ نمى‏گوييد

ببین وقتی میگویم مصداق این آیه اید (( اولئک کالانعام بل هم اضل)) به شما برمیخورد .
درکمتر سوره ای از قرآن عبارات (( ان شاء الله و ان اراد الله )) نیامده است بعد شما نادان ها آمده اید صحبت ما درمورد مشیت الهی را مقایسه میکنید با سخن کفاردرمورد ارجاع کفر و شرک به خداوند .
«قُلِ اللَّهُمَّ مالِک الْمُلْک تُؤْتِی الْمُلْک مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْک مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیدِک الْخَیرُ إِنَّک عَلی‏ کلِّ شَی‏ءٍ قَدیر» «بگو: بار خدایا، تویی دارنده مُلک. به هر که بخواهی مُلک می‏دهی و از هر که بخواهی مُلک می‏ستانی. هر کس را که بخواهی عزت می‏دهی و هر کس را که بخواهی ذلتمی‏دهی؛
«عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ؛ و هیچ احدی بر غیب خدا اطلاع ندارد؛ مگر کسی که خدا از او راضی باشد»

خداوند در قرآن ذیل ایاتی دیگر میفرماید.
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
بگو: «عمل کنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى‏بينند! و بزودى، بسوى داناى نهان و آشکار، بازگردانده مى‏شويد؛ و شما را به آنچه عمل مى‏کرديد، خبر مى‏دهد!»
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ
خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏گيرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت‏سرشان است مى‏داند و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏يابند كرسى او آسمانها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاى بزرگ

جاهل کافر باوجود این ایات باز هم مشروط کردن علم غیب و شفاعت برای پیامبران به اذن خدا را همچون سخن کفار در ارجاع شرک و کفر به خداوند میدانی؟

لعنت خدوند بر شما که به او کفر ورزیدید و تاویلات شخصی خود را به کتابش نسبت دادید و در دین خدا فتنه و تفرقه ایجاد نمودید.

چه ایرادی دارد همان خدایی که به رسولانش علم به غیب و علم به احوالات قرآن و اجازه ی شفاعت را داده بنا بر مصلحت و مشیت و اراده ی خودش انرا از یکی از رسولانش بگیرد ؟ یعنی درک این مسئله خیلی سخت است ؟
ایا شما معتقد اید که اگر خدا بخواهد نمیتواند چنین کند ؟

بعلاوه برای آخرین بار شما را به قسمتی از مطلب لینکی که خدمتتان ارائه دادم و مطمئنم که آنرا نخوانده اید ارجاع میدهم باشد که در جهل شما دگرگونی حاصل شود .

((خداوند، یک انسان را حتی در زمان زنده بودنش، در یک سطح هوشیاری قرار نداده است. او زمانی که بیدار است و تفکر می نماید، آگاهی دقیق تری نسبت به دنیای پیرامونی خود دارد و زمانی که در گوشه ای مشغول استراحت است، شاید به بسیاری از اتفاقاتی که در اطراف او واقع می شود، توجه چندانی نمی نماید و در نهایت، زمانی که خواب است، هوشیاری او به حداقل ممکن خواهد رسید و با این وجود، در تمام موارد فوق، به عنوان انسانی زنده به شمار می آید.
اعتقاد شیعیان در ارتباط با مردگان نیز آن نیست که تمام آنان در موقعیت یکسان و برابری قرار دارند، بلکه خداوند می تواند، مطابق با آنچه صلاح می داند، آنان را در جایگاه های مختلفی قرار دهد، به نحوی که برخی از آنان، چه از نیکان و چه از بدان، مانند زندگان و بلکه بیشتر از آنان از هوشیاری و دانش برخوردار بوده و برخی دیگر، حتی از حداقل ها نیز برخوردار نباشند. ))

مثل شهیدان که زنده و حی و هوشیار خوانده شده اند و کفار که نه تنها در زمان مرگ بلکه حتی در زمان حیات و هوشیاری شان نادان و بی درک و فهم خوانده شده اند.


والسلام علی من اتبع الهدی
abotorab حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از abotorab بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 30 April 2016   #265
طارق
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 355
روزنوشته ها: 4
ج: با نام و یاد خدا وارد شوید

نقل قول:
در اصل توسط abotorab نوشته شده است نمايش نوشته
بسم الله الرحمن الرحیم

بله بحمد الله که تاکنون بنده به شاگردان شیطان درس نداده ام.




همان خدایی که در قرآنش گفته اموات از این دنیا خبر ندارند (که البته آن هم استثنائاتی دارد) همان خداوند در قرآنش انبیاء و اولیاء الهی و مومنان و شهدا را از این قاعده مستثنی کرده و صراحتا اعلام کرده که به برگزیدگانش علم غیب و اجازه ی شفاعت داده است و شهدا نزد پروردگارشان روزی گرفته و زنده اند . حال شما میخواهید به زور ایاتی که درمورد مردم عادی است را به انبیاء و اولیاء الهی تعمیم داده و بگویید اینها هم همانند دیگر مردم اند
کمی بر اعصابت مسلط شو چرا داغ کردی آیا غیر از این است که فقط از قرآن دلیل آوردم

یعنی آیاتی که نشان می دهند انسانها بعد ازمرگ از دنیا آگاهی ندارند فقط مربوط به مردم عادی هستند مردم عادی بعد از مرگ ازدنیا آگاهی ندارند ؟
طارق حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 30 April 2016   #266
abotorab
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2015
پاسخ‌ها: 419
نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته
کمی بر اعصابت مسلط شو چرا داغ کردی آیا غیر از این است که فقط از قرآن دلیل آوردم

یعنی آیاتی که نشان می دهند انسانها بعد ازمرگ از دنیا آگاهی ندارند فقط مربوط به مردم عادی هستند مردم عادی بعد از مرگ ازدنیا آگاهی ندارند ؟
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علی اهله
در ابتدا باید بگویم آنچه موجب عصبانیت بنده میشود نه آیات قرآن بلکه صفت رذیله ی ارائه ی تاویلات شخصی از آیات قرآن و زبان نفهمی است.
اما درمورد سخنی که گفتید . این گونه مطالب را عام تخصیص خورده میگویند . مثلا خداوند در قرآن فرموده کافران در آتش جهنم جاودان اند بعد در آیات دیگر فرموده . مگر آن کسی را که خدا بخواهد . حالا چون خداوند گفته کافران در آتش جهنم جاودان اند دلیل میشود که ما از استثناء و تخصیص آن چشم پوشی کنیم؟
آیات مربوط به اموات هم عامی اند که با توجه به آیات دیگر قرآن درمورد انبیاء و اولیاء الهی و شهیدان تخصیص خورده اند. حال آیا این که خداوند اموات را بی اطلاع از این دنیا میخواند دلیل میشود که ما به تخصیص آن در قرآن بی تفاوت باشیم ؟ چرا نسبت به آیات قرآن ((نومن ببعضه و نکفر ببعض)) هستید . آخر جهالت تا کی و کجا ؟
والسلام علی من اتبع الهدی
abotorab حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از abotorab بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 30 April 2016   #267
طارق
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 355
روزنوشته ها: 4
ج: با نام و یاد خدا وارد شوید

نقل قول:
در اصل توسط abotorab نوشته شده است نمايش نوشته
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علی اهله
در ابتدا باید بگویم آنچه موجب عصبانیت بنده میشود نه آیات قرآن بلکه صفت رذیله ی ارائه ی تاویلات شخصی از آیات قرآن و زبان نفهمی است.
اما درمورد سخنی که گفتید . این گونه مطالب را عام تخصیص خورده میگویند . مثلا خداوند در قرآن فرموده کافران در آتش جهنم جاودان اند بعد در آیات دیگر فرموده . مگر آن کسی را که خدا بخواهد . حالا چون خداوند گفته کافران در آتش جهنم جاودان اند دلیل میشود که ما از استثناء و تخصیص آن چشم پوشی کنیم؟
آیات مربوط به اموات هم عامی اند که با توجه به آیات دیگر قرآن درمورد انبیاء و اولیاء الهی و شهیدان تخصیص خورده اند. حال آیا این که خداوند اموات را بی اطلاع از این دنیا میخواند دلیل میشود که ما به تخصیص آن در قرآن بی تفاوت باشیم ؟ چرا نسبت به آیات قرآن ((نومن ببعضه و نکفر ببعض)) هستید . آخر جهالت تا کی و کجا ؟
والسلام علی من اتبع الهدی
جناب من نفهم شما فهمیده
جواب سوال را بده

یعنی آیاتی که نشان می دهند انسانها بعد ازمرگ از دنیا آگاهی ندارند فقط مربوط به مردم عادی هستند مردم عادی بعد از مرگ ازدنیا آگاهی ندارند ؟
دوما آن زمانی که انبیا ءآن قسمتی را که به خواست خداوند آگاهی نداشتند مثل همان شخصی که صد سال مرد و از آن مدت آگاهی نداشت با گواهی دادن روز قیامت چکار کند یعنی چگونه می تواند برای اعمال مردمی که در آن صدسال زندگی می کردند گواهی دهد ؟
یا یعقوب در آن مدتی که از اعمال فرزندان خود آگاهی نداشت چگونه می تواند گواهی دهد
وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ ۖ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ ۖ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ ۖ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ ۚ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٍ101
کد 1- ترجمه آیتی :
گروهى از عربهاى باديه‌نشين كه گرد شما را گرفته‌اند منافقند و گروهى از مردم مدينه نيز در نفاق اصرار مى‌ورزند. تو آنها را نمى‌شناسى، ما مى‌شناسيمشان و دو بار عذابشان خواهيم كرد و به عذاب بزرگ گرفتار مى‌شوند.

یا در باره منافقانی که پیامبر آنهارا نمی شناخت چگونه باید گواهی دهد ؟

یا زمانی که حداوند چهل شب با موسی قرار گذاشت

قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ85
کد 1- ترجمه آیتی :
گفت: ما قوم تو را پس از تو آزمايش كرديم و سامرى گمراهشان ساخت.
موسی در این چهل شب که از قوم خودآگاهی نداشت چگونه باید گواهی دهد
و...
طارق حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از طارق بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 1 May 2016   #268
abotorab
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2015
پاسخ‌ها: 419
نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته
جناب من نفهم شما فهمیده
جواب سوال را بده

یعنی آیاتی که نشان می دهند انسانها بعد ازمرگ از دنیا آگاهی ندارند فقط مربوط به مردم عادی هستند مردم عادی بعد از مرگ ازدنیا آگاهی ندارند ؟
دوما آن زمانی که انبیا ءآن قسمتی را که به خواست خداوند آگاهی نداشتند مثل همان شخصی که صد سال مرد و از آن مدت آگاهی نداشت با گواهی دادن روز قیامت چکار کند یعنی چگونه می تواند برای اعمال مردمی که در آن صدسال زندگی می کردند گواهی دهد ؟
یا یعقوب در آن مدتی که از اعمال فرزندان خود آگاهی نداشت چگونه می تواند گواهی دهد
وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ ۖ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ ۖ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ ۖ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ ۚ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٍ101
کد 1- ترجمه آیتی :
گروهى از عربهاى باديه‌نشين كه گرد شما را گرفته‌اند منافقند و گروهى از مردم مدينه نيز در نفاق اصرار مى‌ورزند. تو آنها را نمى‌شناسى، ما مى‌شناسيمشان و دو بار عذابشان خواهيم كرد و به عذاب بزرگ گرفتار مى‌شوند.

یا در باره منافقانی که پیامبر آنهارا نمی شناخت چگونه باید گواهی دهد ؟

یا زمانی که حداوند چهل شب با موسی قرار گذاشت

قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ85
کد 1- ترجمه آیتی :
گفت: ما قوم تو را پس از تو آزمايش كرديم و سامرى گمراهشان ساخت.
موسی در این چهل شب که از قوم خودآگاهی نداشت چگونه باید گواهی دهد
و...
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علی اهله
اولا باید بگویم بنده واقعا از عملکرد مزورانه ی شما در تعجبم. برداشته اید آیه ی 101 سوره ی توبه که میگوید پیامبر منافقان را نمیشناسد را آورده اید بعد میگویید پیامبر که منافقان را نمبشناسد چگونه درمورد اعمال آنها شهادت میدهد ؟ اما خدا جای حق نشسته و عالم به غیب است . او میدانست کفار و منافقینی چون شما ادعای عدم علم رسول خدا به اعمال خلق و شهادت را مطرح میکنید برای همین خداوند در ادامه ی در آیه ی 105 میفرماید. ((هرکاری میخواهید بکنید که خدا و رسول و مومنان از اعمال شما باخبر اند )) . لعنت خدا بر تو که سخن خداوند را ابتر و ناقص نقل میکنی. حال سوال اینجاست که رسولی که منافقان را نمیشناسد چگونه از اعمال آنان آگاه بوده و طبق این آیه ی قرآن که میفرماید ((و روزی که ما از هر امتی گواهانی بر انگیزیم و تو نیز گواه آنان باشی)) علیه آنان شهادت خواهد داد ؟ پاسخ در خود قرآن است و آن اینکه علم غیب برای خداوند است و رسولان خود را از آن آگاه میکند درحالی که آنان از نزد خود هیچ آگاهی ندارند.

دوما آقای به ظاهر محترم زبانم مودرآورد آنقدر که گفتم ((رسولان آنچه که خدا بخواهد و آنقدر که خدا بخواهد میدانند))
مثلا حضرت عیسی از پستوهای خانه های مردم هم خبر داشت ولی حضرت یعقوب از پسر خودش اطلاع نداشت.
شما آیاتی را که ذکر کردید بگذارید کنار آیاتی که بنده در پست قبل ذکر کردم . محال است بتوانید با جمع میان این آیات غیر از دو نتیجه ی عقلی بگیرید.
1. قرآن پر است از تناقض گویی و خزعبل (نعوذ بالله)و قرآن نه معجزه ی خداوند بلکه نشانه ی کذب رسالت است.
2.جمع میان این آیات علم غیب استقلالی را از انبیاء نفی و علم غیب لدنی را برای آنان اثبات میکند.
حال به نظر شما کدامیک از این دو نظر درست است ؟
در مورد حضرت موسی هم قضیه عین قضیه ی بی اطلاعی رسول خدا از منافقان است که شرحش در بالا ذکر شد.
سوما . در مورد عزیر پیامبر علاوه بر توضیحات مفصلی که درمورد عدم آگاهی او به بعد زمان وفاتش ذکر شد توجه به دو نکته ی دیگر نیز لازم است .
1. بی اطلاعی از زمان دنیا میتواند به معنی بی اطلاعی از همه چیز و همه جا نباشد . چرا که بعد زمانی دنیای پس از مرگ و جهان باقی متفاوت از بعد زمان دنیایی است و علت بی اطلاعی عزیر پیامبر هم میتواند همین باشد.
2. اگر هم عزیر پیامبر دز مدت آن صد سال مرگ مصلحتی و موقتی اش به دلایلی که ذکر کردم از این دنیا بی خبر بوده باشد باز هم دلیل بر عدم شفاعت و شهادتش نیست چرا که انبیاء دیگر هم اساسا از خود چیزی نمیدانند و خداوند آنان را از غیب و اعمال بندگانش آگاه میکند و آنان هم طبق نص صریح قرآن شفاعت کرده و شهادت میدهند و عزیر هم در آخرت با آگاهی که خداوند به او میدهد و به اذن خداوند درمورد قومش شفاعت کرده و درمورد اعمالشان شهادت میدهد.

ضمنا این آخرین باری است که برای چندین بار تکرار مکررات و واضحات میکنم و اگر مجددا شما همین ادعا ها را تکرار کنید بنده پاسخ نخواهم داد و وقت خود را تلف نخواهم کرد.
والسلام علی من اتبع الهدی

آخرين ويرايش abotorab ، Sunday 1 May 2016 در 12:26PM.
abotorab حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از abotorab بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 1 May 2016   #269
طارق
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 355
روزنوشته ها: 4
ج: با نام و یاد خدا وارد شوید

نقل قول:
در اصل توسط abotorab نوشته شده است نمايش نوشته
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علی اهله
اولا باید بگویم بنده واقعا از عملکرد مزورانه ی شما در تعجبم. برداشته اید آیه ی 101 سوره ی توبه که میگوید پیامبر منافقان را نمیشناسد را آورده اید بعد میگویید پیامبر که منافقان را نمبشناسد چگونه درمورد اعمال آنها شهادت میدهد ؟ اما خدا جای حق نشسته و عالم به غیب است . او میدانست کفار و منافقینی چون شما ادعای عدم علم رسول خدا به اعمال خلق و شهادت را مطرح میکنید برای همین خداوند در ادامه ی در آیه ی 105 میفرماید. ((هرکاری میخواهید بکنید که خدا و رسول و مومنان از اعمال شما باخبر اند ))
شما به آیه ای اشاره کردید که نشان می دهد علاوه بر خدا ورسول مومنان هم از اعمال آنها با خبر بودند یعنی اینکه تواناییهای رسوا را هم مومنین داشته اند
آیا اگر آگاهی از اعمال همان آگاهی باشد که شما به آن معتقدید یعنی اینکه مومنین هم در زمان حیات همانند رسول به اعمال و نیات مردمان آگاهی داشته اند یعنی اینکه وقتی زن و مردی در خلوت خود با هم صحبت می کردند شاهد صحبت آنها بوده اند
نقل قول:
.. حال سوال اینجاست که رسولی که منافقان را نمیشناسد چگونه از اعمال آنان آگاه بوده و طبق این آیه ی قرآن که میفرماید ((و روزی که ما از هر امتی گواهانی بر انگیزیم و تو نیز گواه آنان باشی)) علیه آنان شهادت خواهد داد ؟ پاسخ در خود قرآن است و آن اینکه علم غیب برای خداوند است و رسولان خود را از آن آگاه میکند درحالی که آنان از نزد خود هیچ آگاهی ندارند.
خداوند نمونه ای از این گواهی دادن را در قرآن بیان فرمودند که هیچ ربطی به آن گواهی که شما به آن اعتقاد دارید ندارد
مثال سخن گفتن خداوند با عیسی که می فرمایند
وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ116

و آنگاه كه خدا به عيسى بن مريم گفت: آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را سواى اللّه به خدايى گيريد؟ گفت: به پاكى ياد مى‌كنم تو را. نسزد مرا كه چيزى گويم كه نه شايسته آن باشم. اگر من چنين گفته بودم تو خود مى‌دانستى زيرا به آنچه در ضمير من مى‌گذرد دانايى و من از آنچه در ذات تو است بى‌خبرم. زيرا تو داناترين كسان به غيب هستى.
اگر این گواهی دادن عیسی نیست نام آن چیست ؟
اگر غیراز این است شما نمونه ای از قرآن نشان بده که بر طبق عقیده شما گواهی داده باشند
خداوند لعنت کند کسایی را که بر خدادروغ می بنندند

نقل قول:
دوما آقای به ظاهر محترم زبانم مودرآورد آنقدر که گفتم ((رسولان آنچه که خدا بخواهد و آنقدر که خدا بخواهد میدانند))
مثلا حضرت عیسی از پستوهای خانه های مردم هم خبر داشت ولی حضرت یعقوب از پسر خودش اطلاع نداشت
.
اگرقرار باشد که عقیده خود را به توانایی و خواست خداوند بدون دلیل از قرآن ربط بدهی
مسیحیها هم می توانند بگویند یعنی اگر خدابخواهد نمی تواند پسر داشته باشد

نقل قول:
شما آیاتی را که ذکر کردید بگذارید کنار آیاتی که بنده در پست قبل ذکر کردم . محال است بتوانید با جمع میان این آیات غیر از دو نتیجه ی عقلی بگیرید.
1. قرآن پر است از تناقض گویی و خزعبل (نعوذ بالله)و قرآن نه معجزه ی خداوند بلکه نشانه ی کذب رسالت است.
2.جمع میان این آیات علم غیب استقلالی را از انبیاء نفی و علم غیب لدنی را برای آنان اثبات میکند.
حال به نظر شما کدامیک از این دو نظر درست است ؟
شما اگر تفکرات فرقه گرائیتان را کنار بگذارید وبه قرآن فقط به دید خود قرآن نگاه کنی خواهی فهمید که هیچ تناقضی درکار نیست
مثال اگر شما درباره حد زنا به قرآن نگاه کنی محال است صد تازیانه را با سنگسار عوض کنی ولی جون دید شما تنها قرآن نیست گروهی را شلاف می زنید و گروه دیگر را سنگسار می کنید
نقل قول:
در مورد حضرت موسی هم قضیه عین قضیه ی بی اطلاعی رسول خدا از منافقان است که شرحش در بالا ذکر شد.
سوما . در مورد عزیر پیامبر علاوه بر توضیحات مفصلی که درمورد عدم آگاهی او به بعد زمان وفاتش ذکر شد توجه به دو نکته ی دیگر نیز لازم است .
1. بی اطلاعی از زمان دنیا میتواند به معنی بی اطلاعی از همه چیز و همه جا نباشد . چرا که بعد زمانی دنیای پس از مرگ و جهان باقی متفاوت از بعد زمان دنیایی است و علت بی اطلاعی عزیر پیامبر هم میتواند همین باشد.
2. اگر هم عزیر پیامبر دز مدت آن صد سال مرگ مصلحتی و موقتی اش به دلایلی که ذکر کردم از این دنیا بی خبر بوده باشد باز هم دلیل بر عدم شفاعت و شهادتش نیست چرا که انبیاء دیگر هم اساسا از خود چیزی نمیدانند و خداوند آنان را از غیب و اعمال بندگانش آگاه میکند و آنان هم طبق نص صریح قرآن شفاعت کرده و شهادت میدهند و عزیر هم در آخرت با آگاهی که خداوند به او میدهد و به اذن خداوند درمورد قومش شفاعت کرده و درمورد اعمالشان شهادت میدهد.

ضمنا این آخرین باری است که برای چندین بار تکرار مکررات و واضحات میکنم و اگر مجددا شما همین ادعا ها را تکرار کنید بنده پاسخ نخواهم داد و وقت خود را تلف نخواهم کرد.
چطور است وقتی جوابی ندارید مصلحت خداوند را پیش می کشید
این که نشد دلیل و منطق
طارق حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 1 May 2016   #270
abotorab
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2015
پاسخ‌ها: 419
نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است نمايش نوشته
شما به آیه ای اشاره کردید که نشان می دهد علاوه بر خدا ورسول مومنان هم از اعمال آنها با خبر بودند یعنی اینکه تواناییهای رسوا را هم مومنین داشته اند
آیا اگر آگاهی از اعمال همان آگاهی باشد که شما به آن معتقدید یعنی اینکه مومنین هم در زمان حیات همانند رسول به اعمال و نیات مردمان آگاهی داشته اند یعنی اینکه وقتی زن و مردی در خلوت خود با هم صحبت می کردند شاهد صحبت آنها بوده اند


خداوند نمونه ای از این گواهی دادن را در قرآن بیان فرمودند که هیچ ربطی به آن گواهی که شما به آن اعتقاد دارید ندارد
مثال سخن گفتن خداوند با عیسی که می فرمایند
وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ116

و آنگاه كه خدا به عيسى بن مريم گفت: آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را سواى اللّه به خدايى گيريد؟ گفت: به پاكى ياد مى‌كنم تو را. نسزد مرا كه چيزى گويم كه نه شايسته آن باشم. اگر من چنين گفته بودم تو خود مى‌دانستى زيرا به آنچه در ضمير من مى‌گذرد دانايى و من از آنچه در ذات تو است بى‌خبرم. زيرا تو داناترين كسان به غيب هستى.
اگر این گواهی دادن عیسی نیست نام آن چیست ؟
اگر غیراز این است شما نمونه ای از قرآن نشان بده که بر طبق عقیده شما گواهی داده باشند
خداوند لعنت کند کسایی را که بر خدادروغ می بنندند

.
اگرقرار باشد که عقیده خود را به توانایی و خواست خداوند بدون دلیل از قرآن ربط بدهی
مسیحیها هم می توانند بگویند یعنی اگر خدابخواهد نمی تواند پسر داشته باشد


شما اگر تفکرات فرقه گرائیتان را کنار بگذارید وبه قرآن فقط به دید خود قرآن نگاه کنی خواهی فهمید که هیچ تناقضی درکار نیست
مثال اگر شما درباره حد زنا به قرآن نگاه کنی محال است صد تازیانه را با سنگسار عوض کنی ولی جون دید شما تنها قرآن نیست گروهی را شلاف می زنید و گروه دیگر را سنگسار می کنید

چطور است وقتی جوابی ندارید مصلحت خداوند را پیش می کشید
این که نشد دلیل و منطق
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علی اهله .
درمور پرسش اولتان باید بگویم بله مومنان حقیقی هم از برخی از علوم غیبی که از جمله ی آنان اعمال منافقان است خبر دارند و یکی از بارز ترین مصداق این مومنین امیرالمومنین است که در قرآن از او به نام ((صالح المومن)) یاد شده و غیب میداند.
اما درمورد مطالب دیگری که در اینجا مطرح کرده اید . بنده قبلا در این تایپیک یا در تایپیک های دیگر درمورد تمام آنان مفصلا با شما بحث کرده و دلایل محکم فراوانی از قرآن ارائه دادم و شما هم مثل الان هیچ پاسخ قانع کننده ای نداده و فقط سخنان قبلی تان را عینا تکرار کردید. فلذا بیان مجدد این مطالب تکرار مکررات و واضحات و امری بیهوده است . بخصوص که شما نه گوشی برای شنیدن و نه عقلی برای فکرکردن و نه علم و آگاهی برای درک کردن دارید.
والسلام علی من اتبع الهدی
abotorab حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از abotorab بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:41PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts