بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Friday 27 August 2021   #31
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

قرآن معجزه ست و از نظر ادبی و ریاضی آنچنان شگفت انگیز است که مشرکین مکه، با اینکه در شعر و شاعری در اوج بودند، مات و مبهوت شده بودند. خدا در قرآن حرف برای گفتن زیاد دارد. خدا ، پروردگار ماست میتواند کتابی تهیه کند که بشر را کیش و مات کند و خوشبختانه این کار را کرده است. قرآن آنقدر حرف برای گفتن دارد که نیازی به زور و جبر در دین نباشد. کتاب قرآن، انسان را به فکر و اندیشه دعوت میکند. خدا با جواب دادن سوالات مشرکین، سعی بر آن دارد که دین را منطقی تبلیغ کند. خدا در قرآن حتی سوال هم مطرح میکند تا خواننده را به فکر وا دارد.
اما اگر شما به مکاتب ساخت بشر مراجعه کنید، چندان از تفکر و سوال و تعقل ، بحث نمیشود؛ بلکه اهداف و قوانینی را مطرح میکنند و آن را بر همگان اجباری میکنند و پیروانشان را بر رعایت آن موظف میکنند و در بعضی مواقع برگشت از آن را خیانت میدانند. اسلام دین اجبار نیست. اسلام دین آزاد اندیشان است و نه دین دگم اندیشان و تنگ نظران. برخلاف مکاتب بشری، برگشت از اسلام هیچگونه عواقبی ندارد. کشتن مرتد حکمی اسلامی نیست و در قرآن اثری از آن نیست. خدا برای کسی که قتل انجام داده است، بخشش را پیشنهاد میدهد و مدام از گذشت صحبت میکند. با این حال واقعا چطوری خدا دستور به قتل کسی که از دین برگردد را صادر میکند!!! اسلام ستیزان و طالبان و گروههای مشابه هنوز به تناقضات در تفکرات خویش نیندیشیده اند.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 27 August 2021   #32
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

گروههایی مثل طالبان بیشتر دنبال امارت اسلامی هستند. زیرا آنها لغایت هدفشان همین است تا که از آن طریق بر مردم سلطه یابند. آنها شعارشان این است که تا برپایی حکومت اسلامی باید جنگ کنند. این ایدئولوژی آنان است. به همین خاطر صلح در مرام آنان نیست. زیرا رسیدن به آخرین درجه سلطه، یعنی تشکیل امارت اسلامی هدف است.
واقعا تشکیل دولت براساس سلف گذشته، بسیار کوته بینانه است. زیرا حتی خلفای بعد از پیامبر هم روش مشخصی برای حکومت داری و انتخاب خلیفه بعدی نداشتند و فقط تجربیات خود را اجرا میکردند. خود پیامبر محمد هیچوقت قصد حکومت بر مردم را نداشت. قرآن حتی به پیامبر دستور داده بود تا مشکلات و مسائل جمعی مردم زمانش را با مشورت با آنان رفع و حل کند (و شاورهم فی الامر) و دیکتاتور نباشد. یعنی حتی خدا نقد کردن را اساس یک جامعه میداند و کسی را به عنوان رئیس مطلقه رد میکند. یعنی خدا در قرآن روش حکومتی خاصی هیچوقت ارائه نداده است و این نشان میدهد که مسائل حکومت داری، مربوط به تجربه و علم است و دین در هر چیزی دخالت نمی کند. هدف دین بسیار بالاتر از منصبهای حکومتی است. این خواست خداست که پیامبر در میان مردمی مبعوث شد که نه رهبر داشتند و نه وزیر و نه روش خاصی برای حکومت. بشر بدون دین هم روش کشورداری را بلد بود. اما دین مساله ای دیگر است که نمیخواهد در روشهای تجربی انسانها دخالت کند. قرآن حکومت داری و جزئیات آن را به خود انسان واگذار کرده تا براساس عقل و مشورت جمعی اداره کنند. به این ترتیب اداره کنندگان یک حکومت نه تنها مقدس نیستند، بلکه کوچکترین فرقی با افراد عادی ندارند. حکومتی که طالبان میخواهد تشکیل دهد، حکومتی فقهی است که هیچ پایه و اساسی در قرآن ندارد و به این طریق چهره های خشن و بی رحم خود را به خدای بزرگ نسبت میدهند و باعث از بین رفتن دین خواهند شد. دین که از بین رفت، جامعه پر از فساد و هرج و مرج خواهد شد و اساس نظم جامعه هم به لرزه خواهد افتاد. به همین خاطر کسانی که با نام دین حکومت میکنند، باعث نابودی جامعه و دین خواهند شد.
در حکومتهای اسلامی که براساس ظاهر دین قضاوت میشود، براحتی افراد بی لیاقت و خشن میتوانند منصبها را اشغال کنند و جامعه را به نابودی بکشانند. زیرا در دنیای جدید نیاز است که مردم از تکنولوژی جدید استفاده کنند و براساس تکنولوژی جدید امور خود را بچرخانند. جالب است که طالبان از تکنولوژیهای جدید فقط آ ر پی جی و اسلحه های پیشرفته را انتخاب کرده اند! تا مردم را بوسیله آن سرکوب کنند.
هدف نهایی خدا پادشاهی خدا روی زمین است که منظور از آن حکومت نیست؛ خدا آنقدر بشر را محدود نکرده است که نوع حکومت را بر آنها دیکته کند. بلکه خدا میخواهد انسانها در روی زمین درست شوند و از گناهان پاکیزه گردند و در نتیجه به سوی خدا بازگردند. به همین خاطر پیامبر مسیح ، مردم را به سوی خدا میخواند و نفس آنان را تزکیه میدهد و هدف از این کار را برقراری پادشاهی خدا روی زمین اعلام میکند.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 27 August 2021   #33
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

خدای مهربان حکیم در قرآن بعد از هرگونه بحث و مجادله ای با منکران خدا و توحید، در نهایت به پیامبر دستور میدهد که از آنان روی برتابد و خدا به او دستور نمیدهد که آنان را بکشید! نمونه اش در سوره زخرف بعد از ذکر مجادلات فراوان، میفرماید:

فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿۸۹﴾
[و خدا فرمود] از ايشان روى برتاب و بگو به سلامت پس زودا كه بدانند (۸۹)


این نشانه صلح محوری پیامبر بوده است و اعدام مرتدین و انکار کنندگان دین و خدا، بی معنی است و در قاموس خدا جای ندارد. فقط مشرکین هستند که بخاطر عقیده مردم را میکشند.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 27 August 2021   #34
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را به زور و اجبار و پرخاشگری معنا میکنند و از جبهه زور وارد میشوند؛ باید بجای این کارهای ناپسند و غیر اسلامی، روی افراد تاثیر مثبت بگذارند؛ تا با تاثیر مثبت معروف و منکر را به مردم بشناسانند. به نظر شما کسی که مردم را دستور میدهد که زباله ها را در طبیعت نریزید، بهتر است یا کسی که با دست خودش زباله ها را جمع میکند و خودش را معروف میکند و عملا درسی به دیگران میدهد که هیچ اجبار و دستوری چنین تاثیری ندارد. امر به معروف و نهی از منکر بمعنای تاثیر گذاری مثبت بوسیله عمل و زبان روی دیگران است. از یک طرف، با زور و اجبار نمیشود مسائل فرهنگی و دینی را رواج داد، جامعه باید خودش طی ارتباطی دوطرفه و تاثیرپذیری روی یکدیگر این مسائل را حل کند . این نکته دقیقا به این معناست که امر به معروف و نهی از منکر را باید خود مردم نسبت به حاکمان و والیان خویش انجام دهند، از طریق رای گیری ، روزنامه ها، وبلاگها و نقدها و یا روشهای دیگر. خدا میفرماید:

وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۱۰۴﴾
و بايد از ميان شما گروهى به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند (۱۰۴)

خدای حکیم وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را جمعی میداند و آن را از بالا به پایین نمیداند. اینکه والیان یک کشور بخواهند به مردم امر بمعروف کنند ، از نظر خدا باطل است. بیشترین امر بمعروف و نهی از منکرها باید از پایین به بالا باشد. اما متاسفانه انسانها ذاتا تابع نفس اماره و قدرت طلب است. یکی از روشهای قدرت طلبی، امر و نهی کردن به زیردستان است.
کسی که از طرف والیان، امر به معروف و نهی از منکر میکند، چرا به هم قطاریهای خود گیر نمیدهد و فقط به مردم پایین تر از خود گیر میدهد؟! این یک سوال اساسی است و جواب ندارد. کسی متوسل به زور و جبر میشود که منطقی برای ادعایش ندارد. زیرا یک امر دینی، را نمیتوان به زور اجبار کرد. بلکه باید با منطق و استدلال پیش برد. زور و اجبار میتواند جسم ما را تحت تاثیر قرار دهد ولی نمیتواند روان ما را تحت تاثیر قرار دهد. مثل یک بچه که بجای تربیت و یاددادن به او و تقویت و رشد ایمان او ؛ او را به تخت بسته وهرگونه اختیاری را از او بگیری.

آخرين ويرايش asad39 ، Sunday 29 August 2021 در 10:21PM.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 27 August 2021   #35
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

خدای مهربان، هدف از آفرینش انسان را آزمایش او قرار داده است تا او را بيازمايد كه كدام نيكوكارتر است. وقتی اجبار باشد، نیکوکار بودن بی معناست. زیرا این نوع نیکوکاری و نیکی فقط در حالت اختیار و در حالت انتخاب معنا می یابد.

تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱﴾
بزرگوار [و خجسته] است آنكه فرمانروايى به دست اوست و او بر هر چيزى تواناست (۱)

الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ﴿۲﴾
همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده (۲)
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 27 August 2021   #36
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

یکی از آثار بسیار مضر اجبار در دین ؛ این است که فرد مجبورا رعایت میکند و بعد از مدتی خیال میکند که واقعا دین دار شده است! این دین اجباری هیچ مصونیتی را برای او در خطرات و بزنگاهها ایجاد نمیکند. با کوچکترین وسوسه ای میلغزد. یا فرد برای اینکه به او گیر ندهند، ظاهری رعایت میکند و این ریا و نفاق را در درون افراد گسترش میدهد. بعد از مدتی چشم باز میکنید ، میبینید جامعه ای پر از ریاکار و ظاهرگرا درست شده است.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 27 August 2021   #37
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

خدا می فرماید که در زندگی خصوصی دیگران تجسس نکنید. حتی اگر بدانید که فرد دارد گناهی را انجام میدهد.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ ﴿۱۲﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‏ اى از گمانها گناه است و جاسوسى مكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏ اش را بخورد از آن كراهت داريد [پس] از خدا بترسيد كه خدا توبه‏ پذير مهربان است (۱۲)

آیه نشان میدهد که جاسوسی و تجسس در اعمال دیگران ممنوع است و خدا اینکار را بسیار زشت معرفی کرده است. تجسس یعنی کنجکاوی برای یافتن عیب و مشکلات دیگران و این از نظر خدا باطل است. خدای مهربان بسیار به حریم خصوصی افراد اهمیت میدهد که یک آیه مهم در مورد آن نازل شده است. ولی متاسفانه یک عده به نام همین دین، در اعمال و گفتار دیگران تجسس میکنند و دنبال نقطه ضعف دیگران هستند. در خیلی از کشورها، سیاستمدارانی که سر کار می آیند؛ گروههای جاسوسی ابتدا نقطه ضعفهایشان را بدست میاورند و بعد، از آن نقطه ضعف استفاده کرده و جهت پیشبرد اهدافشان، فرد سیاستمدار را به سمتی که خود میخواهند هدایت میکنند.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 27 August 2021   #38
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

مثلا اگر همسایه شما، صدای آهنگ ماشینش را آنچنان بلند کرد که شما قادر به تحمل آن نبودید؛ شما مشکلت را با او مطرح میکنید و با زبان نیکو او را به رعایت آن نصیحت میکنید. نصیحت شما بخاطر رعایت یک امر معروف بوده است و نه بخاطر گوشزد کردن یک امر دینی. به همین خاطر خدا میفرماید که امر به معروف و خدا نمی فرماید امر به دین. خدا کلمات را بسیار دقیق بیان میدارد و این یکی از معجزات قرآن است.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 27 August 2021   #39
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

امر به معروف و نهی از منکر وقتی تاثیر پذیر است که منبع افراد فقط قرآن باشد. اما وقتی احادیث و سنتهای سلف گذشته وارد دین شد، دیگر امر به معروف و نهی از منکر خدایی نیست و مضر است. در قرآن احکام سنگسار وجود ندارد. محدوده حجاب با آنچیزی که در سنت آمده است ، کاملا فرق دارد. در قرآن احکام خدا مشخص است، در حالیکه در سنت، احکام من درآوردی زیاد است. در سنت ریش گذاشتن واجب است، ریش تراشیدن حرام است و.. بنابراین اگر طبق سنت امر به معروف و نهی از منکر شود، تقریبا میتوان به تمام مردم جامعه گیر داد و همه را از اسلام منزجر و متنفر کرد. اما بدبختی قضیه اینجاست که این افراد نمیدانند که احادیث و سنت جزو اسلام نیست و ربطی به دین خدا ندارد. به هر حال شیطان تاکتیک قدرتمندی را انتخاب کرده است و فقط خود خدا میتواند حلش کند.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 27 August 2021   #40
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

متاسفانه در طول تاريخ بواسطه كتب حديث خيلي از احكام قرآني رنگ و روي جنايي بخود گرفت. خداي مهربان اعلام كرد كه زناكار با بودن چهار شاهد، صد ضربه نمادين دارد اما فقهاي مسلمان اعلام كردند كه نه اين كم است بلكه بايد او را سنگسار كرد تا ادب شود به اين طريق حكم سنگسار را از خرافات يهود قرض كردند و به حكم قرآن بسنده نكردند و گفتند كه قرآن در اين مورد آن را مشخص نكرده است!
مسلمانان در هر جاي تاريخ گفته اند كه قرآن كامل نيست و حاوی جزئیات نیست. حتما منظوري داشته اند. اگر كسي به شما گفت قرآن ناكامل است حتما و صددرصد مطمئن باشيد كه طرف دنبال جادادن يك سري احكام فرقه اي در كنار قرآن است. احكام قرآن سراسر پر از مهر و عطوفت است. در واقع آنان كه مهر و عطوفت ندارند كساني هستند كه از احكام قرآني سوءاستفاده ميكنند.
خداي مهربان هيچوقت دستور به قطع دست فيزيكي دزد نداده است. اما مسلمانان معناي آيه قرآني را منحرف كرده اند و به اين طريق دست دزد را با تبر قطع ميكنند. آيه اي كه مورد استفاده قرار ميدهند آيه 5:38 است.

وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۳۸﴾
و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏ اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا کوتاه کنید و خدا توانا و حكيم است (۳۸)

فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿۳۹﴾
پس هر كه بعد از ستم‏ كردنش توبه كند و به صلاح آيد خدا توبه او را مى ‏پذيرد كه خدا آمرزنده مهربان است (۳۹)

اما واقعا آيه را بررسي كنيم ببينيم كه چه معنايي دارد. معناي آيه بسيار ساده است اما در طول این سالها معناي آيه با مهارت كامل عوض شده است. دو كلمه اي كه معناي قرآني آن را تغيير داده اند كلمه "قطعوا" و "ايدي" است. گروههایی مثل داعش و طالبان هم اکنون دست دزد را با تبر و یا شمشیر قطع میکنند!، در حالیکه خدا برای قتل، بخشش را پیشنهاد میدهد. قطعا گناه قتل بسیار بیشتر از دزدی است. در حالیکه خدا برای دزدی پیشنهاد بخشش نمی دهد. زیرا منظورش قطع فیزیکی دستان نیست. جالب است که آیه بعدی از توبه حرف میزند. اگر دست دزدرا قطع فیزیکی کنید، توبه چه فایده ای دارد.
قطع كردن در اكثر موارد به معناي متضاد "وصل كردن" ميايد.
مثلا: من رابطه ام را با سعید قطع كردم.

لَا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ ﴿۳۳﴾
نه تمام شدنی و نه ممنوع (۳۳)

در آيه بالايي قطع به معناي "تمام شدني" است.

إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ ﴿۱۶۶﴾
آنگاه كه پيشوايان از پيروان بيزارى جويند و عذاب را مشاهده كنند و ميانشان پيوندها بريده گردد (۱۶۶)

در 2:166 قطع به معناي "از دست دادن" است. در 7:160و 7:168 قطع به معناي "تقسيم كردن" است.
كلمه ديگر كلمه "ايدي" است كه اين كلمه جمع مكسر "يد" است. اين كلمه به معناي دستها , قدرت , امكانات و... است. آيه زير كاملا بيان ميدارد كه "ايدي" به چه معنايي است.

وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ ﴿۴۵﴾
و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديده ‏ور بودند به يادآور (۴۵)

در اين حالت ايدي به اختيارات- قوت – امكانات معنا ميشود. تا اينجا متوجه ميشويم كه خداي مهربان اعلام ميدارد كه اختيارات و امكانات دزد را قطع كنيد يعني منشا و منبع و وسيله دزدي را قطع كنيد. همچنين ميتوانيد به آيات زير مراجعه كنيد: 7:17 و 2:195 و22:10
خداي مهربان در 111:1 اعلام ميدارد كه "شكسته باد دست ابي لهب". اين يك نوع كنايه است و در واقع همه ميدانيم كه دستهاي ابي لهب در عمل نشكست. در 5:38 هم "ايدي" به دستان فيزيكي دزد دلالت ندارد زيرا :

وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۳۸﴾
و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏ اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا کوتاه کنید و خدا توانا و حكيم است (۳۸)

علماي حديث حكم به قطع دست راست دزد داده اند حال بياييد آيه را دقيقتر نگاه كنيم ببينيم آيه چه معنايي دارد. ميبينيم كه السارق و السارقه ذكر شده است و اين خود دو نفرند يعني دو دست. اما كلمه "ايدي" به كار رفته است كه جمع است و بر بيش از دو دست دلالت دارد. اگر منظور دستان فيزيكي دزد زن و دزد مرد بود ميبايست ميفرمود "يداهما" نه "ايديهما". و اين خود نشان ميدهد كه آن دو دزد (دزد زن و دزد مرد) ممكن است بيش از دو دست (امكان قدرت منبع) دزدي داشته باشند زيرا كه منشا و منبع و امكان دزدي را بايد قطع كرد و خداي قادر هم منظورش همين است . پيامبر محمد آخرين پيامبر خدا هيچوقت دست فيزيكي دزد را قطع نكرد بلكه مسلمانان، بعدا ، آن را اختراع كردند.
خداي مهربان براي كسي كه قتل غير عمدي انجام داده باشد تنبيه در نظر گرفته است(4:92) و اگر قتل عمدي باشد ابتدا بخشش را پيشنهاد ميكند بعد قصاص را. در حاليكه كه خيلي از دزديها از قتل عمدي بدتر نيست؛ امامسلمانان دست دزد را قطع ميكنند. خداي مهربان در تمام قصاصهاي بدني بخشش را در نظر ميگرد اما در قطع دست دزد اين كار را نكرده است زيرا در اصل قطع دست دزد بر بريدن دست با تبر دلالت ندارد. بلكه به قطع "ايدي" دزد يعني امكانات و تجهيزات دزد اشاره دارد. و در واقع اين روش است كه موثر است.
در قرن 21 خيلي از دزديها به روشهاي جديد انجام ميشود و در آن اصلا دست فيزیكي دزد دخالت ندارد تا كه قطع شود يكي از راه دور ميليونها دلار كلاهبرداري انجام ميدهد چطوري ميتوان دست چنين كسي را با تبر زد؟!! گاه سازماني دزدي ميكند و فرد فيزيكي مد نظر نيست دست فيزيكي سازمان را چطوري ميتوان قطع كرد. در قرن حاضر دزدي از طريق رياست، مسئوليت، و ... انجام ميشود.

اکثر مسلمانان كه در مقابل تفكرات جهانيان قرار گرفتند از اين حكم فرعوني نااميد شدند لذا اعلام كردند كه فعلا شرايطش نيست و نبايد دست دزد را با تبر زد زيرا كه براي جامعه اي كه همه امكاناتش فول باشد اين حكم بايد اجرا شود . و اين در حالي است كه خداي مهربان چنين شرطي براي آن در نظر نگرفته است. اما عمده گروههایی كه هیچ ارتباطی با جهان جدید ندارند، به همین خاطر هم اكنون هم دست دزد را با تبر قطع ميكنند؛ داعش و طالبان هستند. اين گروهها كه خيال ميكنند اسلام اصل را دارند هم اكنون اين حكم فرعوني را اجرا میکنند. كسي كه به خاطر رفع گرسنگي دزدي ميكند قطع كردن دست او عملي وحشيانه است در عوض بايد منشاء دزدي را از بين برد. منشاء دزدي هم گرسنگي و نداري است كه براي آن بايد فكري كرد . اما خداي مهربان كه كتاب كاملش را برما فرستاده است براي دزد مجازات هم در نظر گرفته است و مجازات آن هم علامت گذاشتن "ايدي" است. بايد امكانات و تجهيزات دزد را مارك گذاشت تا كه همه بفهمند او از اين طريق زماني دزدي كرده است و اين خود تنبيهي براي اوست. همانطور كه زنان مصر دستان خود را زخمي كردند امكانات و "ايدي" دزد هم بايد مارك بخورد تا كه تنبيهي براي او باشد.
اين آيات قرآني بود كه بيان شد اگر ميبينيد كه مسلمانان غير از آن عمل ميكنند در واقع به كتب حديث خود عمل ميكنند و ربطي به قرآن ندارد.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 27 August 2021   #41
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

عده اي ديگر آيه 5:33 را بهانه قرار داده و ميگويند كه خدا خودش دستور به قطع دست و پا داده است. اينها تلاش ميكنند كه از دين آبا و اجدادي دفاع كنند . اولا آيه 5:33 مربوط به جنگ است كه اين عده متاسفانه مثل سايتهاي ضد اسلامي از اين آيه سوء استفاده كرده و آن را به يك حكم روزمره تبديل كرده اند غافل از اينكه اين آيه مربوط به جنگ است.

إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۳۳﴾
سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى ‏جنگند و در زمين به فساد مى ‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت (۳۳)


زماني كه پيامبر با محاربان ميجنگيد با شمشير و نيزه ميجنگيد. اما اگر محاربان با كلاشينكف به پيامبر حمله ميكردند پيامبر هم بجاي زدن دست و پاي دشمن با شمشیر، كلاشينكف استفاده ميكرد. هر چند كه تمام جنگهاي پيامبر به خاطر دفاع از خود بود (9:13)

در قرن ما اگر شما مسلمان باشيد و كساني طبق آيه 5:33 به شما حمله كنند، از هر ابزاري برای جنگ استفاده كنند، شما هم بايد از همان ابزار استفاه كنيد. بعيد است كه شما در جنگ با اسلحه براي جنگيدن از وسيله 1400 سال پيش يعني شمشير و تبر استفاده كنيد. شما تا بياييد دست و پايشان را قطع كنيد آنان تو را از بين برده اند. اگر عده اي از دشمنان خدا به شما از طريق اقتصادي حمله كنند شما چكار ميكنيد؟ آيا شما ميرويد و افراد را پيدا ميكنيد و دست و پايشان را قطع ميكنيد !!؟ مطمئنا تمام عقلاي دنيا ميگويند كه بايد با همان اسلحه خود يعني اقتصاد دست و پايشان را قطع كرد. اينبار دست و پا منظور دست و پاي فيزيكي نيست. در جنگهاي قديم همه با دست و پا حمله ميكردند پس ميبايست همان اعضاي حمله كننده مورد حمله قرار گيرد اما امروز حمله ها با دست و پا نيست پس قطع كردن دست و پاي فيزيكي نه تنها جزو اسلام نيست بلكه جزو تفكري است كه هيچ تدبري در آيات قرآن انجام نميدهد. مطمئنا پيامبر براي دفاع از خود ميجنگيد و در جنگ ناچارا بايد با اسلحه جنگيد. طبق آنچيزي كه داعش و طالبان و امثالهم ميگويند پيامبر ميبايست بعد از كشتن مشركين محارب ، دست و پاي آنان را هم قطع ميكرد زيرا اين دستور آيه است در حالي كه پيامبر هيچوقت اينكار را نكرده است بلكه صرفا به آنان حمله ميكرد و حملات را دفع میکرد. شاید تعجب کنید؛ ولی در قرن ما فعلا داعش و القاعده و طالبان و گروههای مشابه هستند که به مردم حمله میکنند و آسایش و رفاه را از مردم گرفته اند و به نام دین ، چه جنایتهایی که انجام نمی دهند! بنابراین واقعا اگر مصداقی جهت آیات محاربه پیدا شود، این گروهها هستند. زیرا طبق آیه 5:33 واقعا یک مسلمان ، از دست این گروهها، هیچوقت آسایش و رفاه ندارد. خیلی جالب است، واقعا خدا خیلی زیبا آیات را ذکر فرموده است. همان کاری (جنگ و حمله های انتحاری) که در زمان پیامبر، کفار محارب علیه مسلمانان انجام میدادند، بعد از 1400 سال نقشها عوض شده است و همان کسانی که ادعای اسلام دارند، خودشان به کفار محارب تبدیل شده اند. تمام این نقشها در سنت تعریف شده است و بسیار اشتباه است که فکر کنیم داعش و القاعده و ... را قدرتهای بزرگ بوجود آورده اند. بلکه این گروه ها زائیده تفکرات حدیث و سنت هستند. شاید قدرتهای بزرگ در سازماندهی آنان تاثیر داشته باشند، ولی آبشخور فکری از حدیث و سنت بوجود آمده است.

آخرين ويرايش asad39 ، Friday 27 August 2021 در 10:44PM.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 29 August 2021   #42
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

اجبار در عبادات نه تنها ، یک جامعه را به سمت درست هدایت نمی کند، بلکه آن را پر از نفاق میکند. برای داشتن یک جامعه درست، لازم است که روان و نفس آدمی تغییر یابد و رشد یابد. نسلی که بالاجبار عبادات انجام دهند، به همدیگر اعتماد نخواهند کرد و هر کس ساز خود را میزند. زیرا هر کسی در ظاهر عبادات انجام میدهد ولی در واقع توخالی است. خدای مهربان برای نماز بجا نیاوردن، کسی را در این دنیا قصاص نمی کند. خدای حکیم عقوبت آن را به سرای آخرت موکول کرده است. خود خدا در قرآن به کسانی که مریض و یا مسافرند، اجازه داده است که روزه نگیرند و به وقت دیگر موکول کرده است، آنوقت شما چطوری به کسی که روزه خواری کند، گیر میدهید!!؟؟ آیا از خدا نمی ترسید؟ کسی که روزه نگیرد، خودش ضرر میکند. اما اجبار شما ، از او یک منافق میسازد. وقتی او شما را ببیند که تکبر ندارید و بسیار آرام هستید و دین خود را بر کسی اجبار نمی کنید؛ خودبخود تحت تاثیر قرار گرفته و رو به دین خواهد آورد. اجبار دین، اجبار تفکرات در قرون وسطی در جامعه مسیحیت به اوج خود رسیده بود. آنجا بود که جامعه ترکید و کلا زیر همه چیز زد. وقتی خدا میفرماید که لا اکراه فی الدین، یعنی در دین اجباری نیست و خدا بهتر از هر کسی ما را میشناسد و میداند که چی به مصلحت یک جامعه است. ممکن است که کسی بگوید که ما روزه را اجبار نمی کنیم ولی کسی در ملا عام روزه خواری نکند تا جامعه چهره مذهبیش را از دست ندهد. چهره مذهبی اجباری، دقیقا یعنی چهره نفاق. دین چیزی نیست که با اجبار اجرا شود.
بشر بالاخره روزی به نتیجه خواهد رسید که با زور نمیشود دین را گسترش داد. به نتیجه خواهد رسید که جامعه پر از نفاق ، بسیار خطرناکتر است تا جامعه ای که رک و راست عقاید خود را بیان کنند. در طول تاریخ ، دین همیشه در مواقعی رشد یافته است و گسترش پیدا کرده است که اختیار در کار بوده است. در حالت اجبار، مردم دین را ترک کرده اند و به زمانش مشخص خواهد شد که نفاق تمام مردم را از آن دین فراری داده است. یاددادن نفاق به مردم، آنان را به بهشت نخواهد برد، بلکه به جهنم خواهد برد.

إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا ﴿۱۴۵﴾آرى منافقان در فروترين درجات دوزخند و هرگز براى آنان ياورى نخواهى يافت (۱۴۵)

آخرين ويرايش asad39 ، Sunday 29 August 2021 در 09:03PM.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 30 August 2021   #43
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

کشتن مرتد، در قرآن نیامده است. اگر به تحولات صدر اسلام توجه کنید، شکنجه‌های عمار و سمیه مادر عمار و بلال و ... تمام دلالت بر آن دارد که کشتن مرتدین، کار مشرکین بوده است. طالبان برگشت از دین را خیانت به دین بزرگ اسلام میدانند و به همین خاطر او را میکشند! در این استدلال چندین اشتباه بزرگ یافت میشود که متاسفانه حدیث و سنت چشمان طالبان را نابینا کرده است و نمی بینند.
• حتی اگر ارتداد، خیانت به دین باشد، باز کشتن مرتد، جزای خیانت نیست.
• خدا حتی برای قتل عمد، بخشش را توصیه میکند. واقعا خدا چطوری دستور به کشتن مرتد از دین را میدهد؟ چطوری در مورد خدا فکر میکنید؟

فَمَا ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۸۷﴾پس گمانتان به پروردگار جهانها چيست (۸۷)

• آیا سمیه و یاسر بخاطر ارتداد از دین کشته نشدند؟ آیا فکر نمی کنید روش شما همان روش مشرکین است؟ آیا خدا در دینداری روش مشرکین را انتخاب می کند؟
• دین اسلام نیازی به اجبار در دین ندارد. تمام موجودات جهان ، چه بخواهند ، چه نخواهند تسلیم خدا خواهند شد. منظور از دین اسلام، تسلیم بودن اختیاری در مقابل خداست.
• کسانی که در طول تاریخ از دین اسلام برگشته اند، به نوعی مخالفت خود را در مقابل حکومت وقت نشان داده اند. به همین خاطر حکومتها اعدام را برای آنها انتخاب کردند. اعدام مرتد اسلامی نیست، بلکه اختراع حکومتها و گروههاست. حکومتها همه چیز را از منظر سیاسی می بینند و کاری به نفاق درون آدمیان ندارند. خوارج امام علی را کشتند چون او را مرتد میدانستند!
• طالبان میگویند که کسی که از اسلام برگردد، به نوعی نسبت به اسلام اعلام جنگ کرده است! واقعا استدلال عجیبی است! اگر فردی مرتد شود، باید با استدلال جواب او را داد. ثانیا اسلام، فرد که نیست به او اعلام جنگ شود. بهتر است بگوییم که حکومتها و گروهها اسلام را بازیچه سیاسی خود و اهداف خود کرده اند و به همین خاطر کسی که مرتد شود، در مقابل آن حکومت ایستاده است و در نتیجه محکوم به اعدام است.
• آیا دین اسلام که دین تمام پیامبران بوده است ، برای حفظ خودش دستور به کشتن مردم میدهد ، در حالیکه دین برای هدایت آنان آمده است و نه کشتن آنان. جنگهای زمان پیامبر برای دفاع از خود بوده است و نه اجبار در دین.
• در قرآن حکم کشتن مرتد نیامده است و ملاها و مفتی هایی که حکم ارتداد نویسنده ها را صادر میکنند، از دین دیگری بجز اسلام صحبت میکنند.
• کسانی که ادعا میکنند با کشتن مرتد میخواهند از دین اسلام محافظت کنند؛ یا نمی دانند دین چیست و یا اینکه دینی غیر از اسلام دارند.
• داعش و القاعده و ... هم به خاطر همین قوانین من درآوردی ، جنایت میکنند و مردم را میکشند. زمانی گالیله خلاف کلیسا گفت که زمین گرد است و کلیسا او را مرتد اعلام کرد و نزدیک بود اعدام شود. در حالیکه کتاب مقدس چنین حرفی نزده است و این کلیسا بود که به نام دین حکومت میکرد.
• گرفتن جان یک انسان ضعیف برای خدا کاری ندارد و اصلا اوست که به ما جان بخشیده است. او برای اینکه ما را هدایت کند، برای ما پیام میفرستد. خدا هیچوقت قصد گرفتن جان انسان را در قالب پیام ندارد. اگر دستور به مقاتله در قرآن صادر شده است بخاطر دفاع از خود بوده است و لاغیر.
• باندهای مافیا و شرور که کارشان خرید و فروش مواد مخدر است، اعضاءشان را که از گروه خارج شوند، مجازات مرگ برایش در نظر میگیرند. اسلام به عنوان تنها دین بشریت که دین تمام پیامبران بوده است، آیا مثل باندهای مافیا عمل میکند؟ در مورد خدا چطوری فکر میکنید؟
• حکومت شوروی که یک حکومت کمونیستی بود، برگشت از کمونیست را جرم بزرگی بحساب می آورد و چنان ترسی بر پیروانش چیره گشته بود که قابل وصف نیست. آیا اسلام نباید با کمونیست فرقی داشته باشد؟
• کسانی که خود را ملا و مفتی میدانند، به دشمن تراشی رو آورده اند. با این روش شیطانی میخواهند خود را مطرح کنند و خود را به اسلام بچپسبانند.
• خدا می فرماید که كسانى كه ايمان آوردند سپس كافر شدند و باز ايمان آوردند سپس كافر شدند آنگاه به كفر خود افزودند قطعا خدا آنان را نخواهد بخشيد و راهى به ايشان نخواهد نمود.

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا ﴿۱۳۷﴾
كسانى كه ايمان آوردند سپس كافر شدند و باز ايمان آوردند سپس كافر شدند آنگاه به كفر خود افزودند قطعا خدا آنان را نخواهد بخشيد و راهى به ايشان نخواهد نمود (۱۳۷)

این آیه نشان میدهد که اعدام مرتدی در کار نیست و نهایتش خدا آنان را نمیبخشد و آنان را هدایت نمی کند. یعنی آنان با ارتدادشان باز هم زنده اند وسالها بعد هم زندگی میکنند.
• اگر به تاریخ پیامبران نگاه کنیم، خود پیامبران و پیروان اولیه همیشه جزو مرتدین جامعه بوده اند. مسیح به صلیب کشیده شد، ابراهیم به آتش افکنده شد. موسی تحت تعقیب بود و ...
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 30 August 2021   #44
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

مهمترین دلیل بر یک حدیث، قال فلان عن فلان عن ابیه عن فلان است. آیا واقعا خدا اینطوری کتاب نازل میکند؟ آیا خدای حکیم تا بحال اینطوری کتاب نازل کرده است؟ هم اکنون می بینیم که کتابهای مختلفی از حدیث موجودند که در کنار قرآن قرار داده شده اند. تمام کارهای طالبان و داعش و القاعده و غیره همگی از کتب صحیح بخاری و مسلم استخراج میشوند. کشتن مرتد،سنگسار، اجبار در دین، امر به رعایت سنن سلف گذشته و ... همگی در این کتابها یافت میشوند و به عنوان پیام رسول به خورد مردم داده شده است. اما خیلی جالب است که کلمه حدیث و سنت حتی یکبار در قرآن با نام پیامبر محمد نیامده است! يكي از معروفترين كتابهاي حديث، صحيح مسلم است. در اين كتاب از پيامبر اسلام نقل شده است كه وي فرمان داد كه هيچكس بغير از قرآن از او چيز ديگري ننويسد:

عن ابي سعيد الخدري رضي الله عنه قال: قال رسول الله صل الله عليه و سلم: "لا تكتبوا عني شيئا سوي القرآن. من كتب شيئا سوي القرآن فليمحه".

(احمد ج 1 ص 171 و مسلم)

ابي سعيد الخدري – خدا از او راضي باشد – گفت كه رسول خدا – خدا او را بزرگ دارد و به او صلح عنايت كند – گفته بود "هيچ چيز بغيراز قرآن از من ننويسيد. هركسي كه چيزي بغير از قرآن نوشته است، آنرا پاك نمايد."

بنابراين سنت گراها بنا بر منابع خود از فرمايش پيامبراسلام تخطي نموده اند. واقعا آدمی در حیرت است که چرا در پیروی از حدیث و سنت هم گزینشی عمل میکنند.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 30 August 2021   #45
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,347
ج: افراطی گری

همفکران طالبان وقتی از اسلام صحبت میکنند، از دو وحی صحبت میکنند. یک وحی قرآن است و دیگر وحی ، سنت! آنها میلیونها حدیث را وحی دوم می دانند. وقتی شما معتقد به وحی دوم باشید، یعنی وحی اول را ناقص و ناکامل میدانید. اما این وحی دوم! ممکن بود بدست مردم نرسد، زیرا پیامبر آن را ننوشت و حتی از نوشتن آن منع کرد. افرادی مثل بخاری و مسلم و ... اگر نبودند، الان وحی دوم وجود خارجی نداشت. جالب است که بخاری و مسلم ایرانی بودند و سه قرن بعد از فوت پیامبر شروع به جمع آوری حدیث کردند و چندین قرن هم طول کشید تا این کتابها به مدارس دینی راه یافت. یعنی در واقع نزدیک به پنج قرن طول کشید تا این کتابها به مکاتب دینی راه یابد. او ششصد هزار حدیث جمع آوری کرد که فقط نزدیک به چهار هزار حدیث (بدون تکرار) را صحیح قلمداد میکرد. یعنی چیزی کمتر از یک درصد!
بخاری پس از صدور فتوای محرمیت دو کودک در صورت نوشیدن از شیر یک گوسفند!، مردم و علمای شهر علیه او شوریدند و از شهر اخراجش کردند. کلا روحیه کسانی که حدیث جمع میکردند، بر این اصل استوار بود که به قرآن قناعت نمی کردند و دنبال منابع دیگری بودند. از نظر آنان ، نوشتن احادیث فقط جنبه تفریحی، مطالعاتی نداشت؛ بلکه واقعا احکام قرآن را ناکافی میدانستند. کافی ندانستن قرآن یک مریضی جدی بود که در آنموقع در جهان اسلام پیدا شده بود. در این قضیه چندین سوال مهم مطرح میشود که همفکران طالبان باید جواب دهند:
• چرا انحطاط و سقوط علمی جهان اسلام دقیقا بعد از گسترش کتابهای حدیث رقم خورد؟
• چرا بخاری کمتر از نیم درصد احادیث را نگهداری کرد و بقیه را دور انداخت؟
• آیا منبع وحی دوم باید 99 درصدش دروغ باشد؟
• چرا بخاری به جمع آوری حدیث مبادرت کرد، در حالیکه قرآن موجود بود؟
• آیا مردمان قبل از او که این کتاب را نداشته اند، گمراه بوده اند؟ اگر کسی هم اکنون بخواهد مثل دورانی زندگی کند که کتاب حدیث نوشته نشده بود و فقط به قرآن اکتفا کند، آیا دچار خطا شده است؟

asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:21AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts